درصلح قرار دادی مردم قربانی میدهند

 

درصلح قرار دادی مردم قربانی میدهند

قرار داد توافق دو طرف به اساس منفعت دو طرف استپایداری این قرار داد تا زمانیست که منفعت دو طرف را تامین کند.درشماری از قرار داد ها باوجود زمان بندی آن، هنگامی که یک جانب مفاد خود را در ادامه آن پیش‌بینی نمیکند بایک مقدار ضرر حساب کرده آنرا فسق میکنددر مواردی هم به اساس یک دلیل ویا بهانه قرار داد ها بصورت یک جانبه قطع میشونددر عرصه های جدا از معاملات مادی مانند ختم منازعه و جنگ در یک جغرافیای معین ازمنافع عموم و یا اکثر توجیه صورت میگیرددرسر زمین خود ما در چهل سال گذشته که جبهات مختلف جنگ چون فقر، گرسنگی، قحطی، قیمتی، فساد های مادی و اخلاقی، بینوائی و آواره گی که عامل اصلی آن همانا جنگ گرم است تمرکز گردد در این جنگ زیر نام منافع مسلمانان، منافع میهن، منافع کل در دولت از خود این بنیاد ها قربانی گرفته استبا شعار اسلامی مسلمانان را کشتند، با شعار دولت مردمی و اسلامی تمام زیر ساخت ها ومولفه های دولتداری را از بیخ بن تخریب کردند، زیر نام استقلال، میهن را به اشغال پنجاه کشور کفری سپردندواقعیت‌های موجود به این امر استناد دارد که چگونه به ثروت های مادی ومعنوی این سر زمین این دین شعاران یکجا با حامیان منطقوی و جهانی کافر شان دست برد زدنداین دینداران کافِر مشرب به تازگی که از نام آدمهای غیر موجود رأی خریدند و رأی فروختند ولی در تقسیم صلاحیت ناجور شدند و همان خارجی کافرمیان شان جورآمد کرد.

این هم یک توافق بود توافقی که در متن آن مساله منافع عمومی را توجیه میکنندشاخصه اصلی این توافق جلوگیری از وسعت جنگ و بیرون رفت از معضله جنگ گرم جاری که خالق ایجاد جبهات دیگر که در بالا برشمردیم مطرح بحث بودکشاندن جنگنده های مسلح مخالف به صلح ویا سرکوب آنان بصورت عمده در وجود گروه‌های مسلح و ایجاد فضای صلح در راس مساله مورد داشت که حتی در تبلیغات دور رقابت‌های به اصطلاح انتخابات ریاست جمهوری اشرف غنی احمد زی باری نسبت به گرو طالبان گفته بود « هنوز من ریس جمهور نشده‌ام که طالبان اظهار آمادگی به صلح کردند» از آن روز تا حال طالبان سر های بیشماری را از تن شان جدا کردند، و حزب اسلامی گلبدین حکمتیار گروه حقانی مسئولیت چندین انفجار و انتحار را قبول کردنددر چنین یک وضعیت امنیتی بود که زیر نام مساله تأمین صلح یک قرار داد با جانب حزب اسلامی «حکمتیار» صورت گرفت بلی قرار داد به اساس معامله بده وبستان به جای یک طرح صلح خواهانه ای که برای منافع عمومی باشد.

صلح حق زندگی کردن مردم در آرامش استنه تقسیم بخشی صلاحیت ها و امتیازها به گرو های که با جنگیدن بین هم مردم را از حق آرامش زندگی محروم بسازنداین قرار داد دلهره مردم را برای آینده شان دوچندان ساخته است، که اگر یکی از موادات این امتیاز خواهی تأمین نشود این جنگ آوران آماده باش چه روزگاری بدتر از گذشته را بر سر آنان خواهد آورد

زندگی در فضای صلح وحتی مردن در فضای صلح حق انسانی مردم یک سرزمین استحقی که به هیچ وجه به مفاد و ضرر دو طرف هیچ قرار دادی مربوط نیست مردم حق زندگی و استفاده از مزایای زندگی را دارند این دو طرف قرار داد به جز از امتیاز خواهی برای گروپ و حلقه خودشان چه حقی را برای مردم وچه طرحی برای پیشرفت کشور که آزادی‌های فردی ، سیاسی اجتماعی ، مردم را تضمین کند وکشور را در شاهراه ترقی و پیشرفت مساعدت کند و جامعه را بسوی قانونمندی های متمدن جهان همسو بسازد در محتوای این توافق مطرح است؟ که نیستاز آنجائی که جانبین توافق بر بنیاد باور ها و افکار جنگ افروزانه مذهبی وناسیو نالیزم قومی ومحلی هویت سیاسی شان مشخص است مفاد این قرار داد چنین است که جانبین صلاحیت های وزیر، وکیل ، ریس و قوماندان را تصاحب میکنند، حق دست رسی به خزانه ملت و حق مالکیت به دارائی عامه پیدا میکنند، و هر زمانی که یک مواد از امتیاز های مطرح شده در این قرار داد کم وکاست شود با امکان زور آزمائی که در این قرارداد قابل مصادر نمیباشند باز هم این مردم اند که قربانی میدهند و کفاره قرار داد صلح را می پردازند...

روشنگری در متن مبارزه سیاسی چاره ساز است

روشنگری در متن مبارزه سیاسی چاره ساز است

از مطالعه مباحث روشنگری به این نتیجه میرسیم که روشنگری جرأت بیان هوشمندانه برای ارائه پدیده های مفید است .واقعیت‌های جامعه بشری از گذشته تا امروز بر مبنای همین اصل باز خوانی شده است. برای روشنگری اعتقادات وباور ها ی روشنگر در خور تامل است. مولفه اساسی روشنگری خِرد و اُفق دید روشنگر است که برای فردا چه میخواهد. آینده نگری خود فرا خوان مبارزه سیاسی است. مبارزه سیاسی تلاش های هدفمندانه ایست که روشنگری را به حیث یک میتود شناسائی ودرکارِ ازمیان برداشتن فاصله میان واقعیت وآرمان از آن استفاد می‌کند.اجماع فکر و انسجام نیروی های همفکر آزموده شده ترین مؤثر و موفق ترین اساس در مبارزه سیاسی است.

مبارزه سیاسی بر اساس دانستنی های ما که واقعیت چیست، ازگذشته به حال چگونه رسیده ایم، و حالا چه مقصدی را دنبال میکنیم ،موانع کدام واسباب رفع آن چیست، ضرورت تشکل همفکران را پیش میکشد .

از این منظر به نیرو های مترقی و دادخواه نگاه میکنیم. آنها که در ستیژ جور، ظلم، ستم وجفا در حق مردم با مظاهرآن مقابله دارند. گپ شان ، نثر و نظم شان درد مردم است، اما چه کسانی را برای رفع الام فرا میخوانند؟مردم برای نیرو های سیاسی مظالم را میگویند واما نیرو های سیاسی از چه کسانی ژاژ خواهی میکنند؟

فرصت ها به ستایشگری همدیگر میگذرد. روش های اماتور در مبارزه سیاسی هر روز رونق میگیرد، وبرای آدم‌های سست عنصرفرصت میسازد تا در پای تبارشان، اندیشه مترقی عدالتخواهی را قربان بسازند وبسا که به این انحراف وسقوط افتخار هم نمایند.

فراموش نکنیم نیرو های اصیل مبارزه دادخواهی با موضع گیری های فردی مسئول ایجاداین وضعیت استند.

مشخصتر اینکه احزاب سیاسی رفقا چه شد؟ آنانی که تغیر نام تشکل حزبی شان مقدس بود آن‌ها کجا استند؟ وقتی در برابر اصول وحدت خواهی مقاومت میکردند حالا بگویند با کیها به کجا رسیدند؟ اکنون سؤال این است که آیا مااز طرح وحدت خواهی معافیت حاصل کرده ایم؟ اگر «بلی» سخن آخر باشد، انتظارات هم به روشنی همانست که انسجام های خطی و کاغذی رفته‌ رفته در گرایش های سمتی، زبانی، قومی و محلی تجزیه می‌شوند وچنین امری بی گمان که حتمی است. واگر جواب «نه» باشد ومنتظریم که روزنه ای باز شود؛ هر یک باید بداند که این امید در حرکت خودش است. شما که رفیق خطاب میشوید. شما که دیگری را رفیق خطاب میکنید بدانید که پیوند این خطاب هم اندیشی است. این یگانه گره گاه قایم رفاقت ماست. گره گاهی که هر کی آن را باز کرد تنها خودش را از دست میدهد. ما نباید با داشتن همه تنها باشیم. ما باید از نیروی بالقوه و به نیروی بالفعل بگذریم. روشنگری به نیروی که ارائه بدیل را عملی سازد نیاز است. به یقین که این سخن، طرح نو نیست ولی سالهاست که طرح غیر عملی شده است.پس رفقا! بگوئید در سکوت بمیریم و یا برای این بحث تدبیر مطرح میکنید؟

با نگاهی برواقعیت دولت جدید ایالت متحده امریکا

با نگاهی برواقعیت دولت جدید ایالت متحده امریکا 

 خود مانرا دریابیم

 

 

جهان در مسیر تازه ای از تغیر و تحول پیش میرود. مسیری که نقش تاثیر گذار کشور ها را سبک و سنگین میسازد. ایالت متحده امریکا یکی از این کشورهاست. کشوری که کارزار پر تنش انتخابات ریاست جمهوری آن را مردم آگاه جهان با بیم و امید دنبال کردند . بیم از این که رویکرد های طرح تغیر چه گونه خواهد بود؟ امید به تحول فکری مردم  که آگاهانه اراده ای تغیر نمودند. با اینحال خوشبینی نسبت به تغیرو تحول را نباید ساده انگاری پنداشت ونباید اراده مردم را زیر سوال برد. در امواج خواستهای نزدیک به کل جامعه نباید تنها به یک شخص نگاه کرد. و آن هم به فردی که زاده و خلقت خود سیستم سرمایه داری جهان است. در واقعیت امرامید خلق شده درذهن مردم آگاه، منبعث و منبحث ازواقعیت های جامعه  امریکاست یعنی خواست های که در شعار های انتخاباتی باز تاب یافت. مانند این که« امریکا دیگر حکومت صادر نخواهد کرد، ناتو پیمان نظامی کهنه و در شرایط حاضر نا موجه است، تروریزم و بنیاد گرائی باید نابود شود، مردم امریکا مستحق زندگی خوب استند، گپ مردم امریکا باید شنیده شود، صحت برای مردم تعلیم و تحصیل برای مردم امریکا ، پایان بخشیدن به لابی گریهای کهنه سیاست بازان که منافع شانرا در همه جا جستجو میکنند» پر واضح  است که  شخصیت ها در تغیر سیاست ها و رویکردآن نقش دارند و این امتیازیست که از خواست های  جامعه میگیرند. دونالد ترامپ بر مبنای این تحلیل شعار های انتخاباتی خود را در روز سوگند وفاداری به امریکا مشخص تر بیان کرد ، وپایان ده ها سال قلدر منشی سیاسیون سرمایه اندوز ومتعرض به  جغرافیای  سرزمینهای دیگررا اعلان کرد. مهم اینست که بیان این اهداف در درون جامعه امریکا و جهان پخش شده است، بی گمان که رویکرد و عدم رویکرد آن، جهت  حرکت مردم امریکا وحتی جهان را به خواست های شان روشنتر میسازد.دونالد ترامپ در روز انتقال قدرت برای مردم امریکا گفت : « امروز تنها روز انتقال قدرت از یک ریس جمهور به ریس جمهور دیگر نیست  امروز روز انتقال قدرت از واشنگتن به مردم امریکاست» وبرای مردم جهان گفت : « که امریکا دیگر شیوه های زندگی خود را بالای کسی تحمیل نخواهد کرد» بی گمان مردم  آگاه  جوامع  ازصدور قدرت به کشور های شان که تا اکنون به روال سیاست ایالت متحده امریکا  انجام شده و این امرکه دیگر مردم ومیهن شان قربان صدور سلیقه های غرض آلود آنان نخواهند شد  استقبال میکنند. مردم در همه جا مردم اند، ولذا هرگاه انتقال قدرت ایالت متحده برای مردم  به صورت واقعی تحقق میابد، و اراده حکومت پنهانی امریکا، و لابی  های قدرت که به عنوان( منافع ملی) برای خود حق تعرض قایل اند ومنافع میراث خواران  سلسله حاکمان زر اندوز ، جنگ افروز و تجاوزگررا تامین میکنند مدفون میگردد ودر اینصورت رکن منافع ملی مشخص شده ومردم امکان میابند  با مردمان سایر جوامع علایق انسان خواهانه شان را تبادله نمایند . موازی با آن قطع صدور سلیقه های قدرت  به کشور های جهان، در کشور ما نیز مستخدمین شبکه ای استخباراتی سیاست های جهانی شدن  نظام سرمایه دیسانت نخواهند شد. اینها  همه دیدگاهی مطرح شده  فرد  شماره یک قدرت امریکاست  که مورد استقبال و حمایت است. اعلان نابودی  تروریزم ودهشت افگنی بیشتر ازهر سر زمین دیگر به منافع مردم وکشور مصیب زده وویران ماست. مردم ما وکشور ما  بنا  به موقعیت خاص از چندین لحاظ در طی دهه ها  قربانی صدور تروریزم و دهشت افگنی اند، اعلان قطع صدور این پدیده مصیب بار از آدرس منابع  خلقت آن  بی اندازه در خور اهمیت است.  ما در متن اظهارات رقابت های انتخاباتی بیاد داریم که ریس جمهوری  کنونی  امریکا دونالد ترامپ گفت تروریزم و دهشت افگنی  از کجا منشه گرفت. این اظهار و بیان واعتراف را تاریخ جهانی  ثبت اوراق خود نموده است. حالا ریس جمهور جدید  ایالت متحده امریکا در ستیز با سازه های  این  پدیده چه بتواند و چه نتواند  دامن صدور  تروریزم  و دهشت افگنی  را از جهان بر چیند ،مردم سر زمین های مصیبت رسیده را در برابر این شر صادراتی  با تدبیر کارا همسو  ومتحد  خواهد ساخت.

 

به این ترتیب نیروهای مترقی و چپ به اساس ماهیت شعار ها، بیانات و اظهارات  اوضاع جاری با احساس خوشبینی دنبال مینمایند . با اینحال انگیزه های  این تغیر ستیزی را عده از نیرو های چپ و مترقی خصوص کشوری  ما معلوم نشد از چه موردی الهام میگیرند وبه اساس کدام استدلال  در برابر انعکاس خواست های مردم ایستادگی را فرا میخوانند؟ مگر آیا نمیخواهند که دیگر امریکا  برای کشور ما با پراشوت سیاسی ریس جمهور دیسانت نکند؟ چرا از یاد میبرند که در ایالت متحده امریکا نظام سرمایه داری حاکم است؟ و دونالد ترامپ هم برخاسته از همین نظام است او نه دیموکرات، نه سوسیالست ونه کمونیست است. بصورت خاص  پرورده همین نظام سرمایه داریست. اما امروز آمده ومیگوید تمام سیاست های چندین دهه ایالت متحده امریکا نسبت بخود  امریکا و جهان نادرست بود . همان واقعیت را اعتراف میکند که در زبان و سخن  نیرو های مترقی و چپ جاریست.وضع قابل تعمق و تمرکز است.باید وضعیت جاری را نیرو های  چپ و مترقی با تامل بیشتر مورد تحلیل قرار بدهند. یکی از اولویت های نیرو های چپ برای بکار گیری کود درست رویکرد سیاسی بار دیگر باز کردن گزینه  هم اندیشی  برای  تجدید  خواست های یگانه شدن این نیرو هاست. حد اقل این نیرو ها با نگاهی  به خویشتن در میابند که در اوج تمثیل جریانات وحدت خواهی میان آنها و تشکلات شانفاصله  زیاد تر میشود. این واقعیت  بخوبی  بیان حقیقت نزدیک شدن نیرو های  هم اندیش و رفیق در مجموعه سیاسی خود شان است. ما به حیث  همروان آرمان بزرگ انسان خواهانه و میهن دوستانه این همصدائی را برای یگانه شدن نیرو های هم اندیش از همین لحظه با انرژی و توان بیشتر آغاز باید کنیم. بلی از همین لحظه در هردید ونگاه ما باید تدبیر این خواست ارائه گردد. تجارب همروان آرمان مشترک می آموزد که نباید فرصت ها را بیشتر ازاین برباد داد...

 

پیرامون هر مساله از منظر باور هایمان مینگریم

پیرامون هر مساله از منظر باور هایمان مینگریم

 

سیاست در واژه نامه ها با کلمات متعدد معنی شده و تعریف های که از سیاست شده همچنان مترادف به آن است. از فحوای همه دانستنی ها میتوان گفت سیاست خاصیت محسوس زندگی کردن و زندگی داشتن است. در پراتیک زندگی فرآورد سیاست نتیجه فکر وعمل خود ما باشد ویا نباشد آمیزه زندگی و حیات ماست. پس تمرکز به سرنوشت واژگون شده مردم وکشور برای اندیشمندان مااینست که علت‌ها را برای وضعیت حاکم نشانی کرده تا با تغیر آن محلول زندگی لذت بخش گردد. دید اندیشمندانه به کشورتمرکز به سرنوشت تمام مردم و کل کشور است. چنین بینش منفعت شهروندان جغرافیای بزرگ کشوری را مدنظردارد.

 

این روز ها از متن مهندسی اهداف کلان سیاست گذاریها در افغانستان یک موج توطئه آن، موانع پیشروی اهداف این سیاست گذاریها را تحت فشار قرار داده تا این سد مقاوم را درهم شکند. بوی و تعفن پر از افتضاح وننگین که از گنداب این توطئه بالا است بسیار آزار‌دهنده است. متاسفانه فروشندگان بازار باخته‌ای هم با متاع بی خریدار در این آشفته بازار برای مقاصد خود شان دلبری میکنند. آنان بیشتر از آنکه به ابعاد توطئه توجه نمایند تلاش دارند در تنور داغ نان خود را «بپزند» . در‌واقع استاد شدن در برابر این توطئه وقتی صادق میتواند باشد که با رنگ وبوی قبیله گرائی ملوس نبوده توجه به ریشه‌های توطئه داشته باشد.

با در نظر داشت نقش شخصیت درامورات مختلف همین شخصیت‌ها اند که هدف نشانگاه مخالفان قرار میگیرند. بخوبی میدانیم کشور ما تحت تاثیر اهداف کلان سیاست گذاریهای غرب در راس ایالت متحده آمریکا در زمان های مختلف شیوه‌های مختلف اهداف شان رویکرد پیدا کرده سرنوشت مردم را به بازی گرفته‌است، به این سلسله بازهم در مسیر اهداف این سیاست گذاریهای اکنون جنرال عبدالرشید دوستم را به حیث مانع ، اماج توطئه ودسیسه قرار داده اند.

از آغاز این توطئه شور حمایت دربرابر این توطئه بلند شد که باید شود. اما حمایت از جنرال عبدالرشید دوستم دلسوزی نیست، کسی برای مقصد خوددلبری نکند. حمایت از جنرال عبدالرشیددوستم مردانگی هم نیست سیاست مردانه و زنانه ندارد. کسانی که از عینک قبیلوی خود جنایت کاران و قاتلان نیروی های مترقی را در برابر جنرال عبدالرشید دوستم به افتخار کاذب یاد میکنند گذشته خود را نظر بااندازند که چند بار تغیر عقیده کرده از چپ به راست و از راست به چپ لغزیده اند؟ تغیر عقیده و اندیشه با تغیر روش های سیاسی فرق دارد. پناهگاه های غنیمتی فرو ریختنی است. به اساس این منطق در داشتن آنچه که خود نقش نداشته اید هیچ جای افتخار وجود ندارد. شما اگر در اسرائیل بدنیا می آمدید بی گمان به فرهنگ ،دین وآئین دیگر تعلق میداشتید. کلمه سازیهای فضل فروشانه و بلند بالا و لافیدن بنام اقوام معین به درد حل معضلات بزرگ کشوری نیمخورد. سفسته سرائی های خود بزرگ بینی تنهای تنها در گِرده نیشنی های خودبگو وخود بخند به درد روز گزرانی های این حلقات میخورد.

 

با الهام از چنین حالت برماست که جاذبه تفکر مردم خواهانه و میهن دوستانه را هر چه توانمند تر بسازیم حلقات هم اندیشی را وسعت بدهیم وبرای هر چه بیشتر جمع شدن خود زیاد کار کنیم. ما همه انگیزه‌های یگانه شدن را داریم و هر رو زهم این انگیزه ها قویتر میشوند. گرد هم آئی های را شاهد استیم که چگونه با صراحت وضاحت برای اینکه بیشتر چور وچپاول کنند وخون مردم را بمکنند برای تقسیم صلاحیت های قاپیدن مردم وباداری بالای مردم با هم چنه میزنند که این از تو و این از من، وبا پر روئی و وقاحت به جمعیت چپاولگران بنام «مردم خود» یعنی مردمی که جدا از مردم استند حق دعوا میکنند. این‌ها همه انگیزه‌های یگانه شدن نیرو های هم اندیش اند که باید سکوت را وشعار های کاذب وحدت را به شور وحدت خواهانه و عمل راستین وحدت مبدل بسازد. صفحات فیسبوکی رفقای ما با درود های رفیقانه ، با گرامیداشت سالروز های جاودانه شدن رهبر، با عکس ها وبیانیه های رهبر، با زیبا کلامی های رفیقانه در حق همدیگر، با تبریکات سالروز های تولد و آرزو های رفیقانه ، بادادن صفت‌های گرامی، گرانمایه، عزیز، فرهیخته، بزرگوار، دانشمند، سپهسالار، صادق، متعهد، رفیق استوار وده ها صفت نیک و ارزشمند به همدیگر آرایش دارد اما به ضرورت رسیدن تشکل خود ما نرسیده‌ایم. شما و شما رفیق ارزشمند من! که نزد شما محکوم مقاومت در برابر افشای دست‌های پشت پرده بودیم امروز شما و شما وشماووو همسوی آن جمع آمد در خود مانده نیستید زیرا روح آرمانی شما در تن هم اندیشی میطپد پس چرا جان نگیریم. روی این مساله مکث خردمندانه شمایان را میخواهم ... سخن با یاران باقیست. م ی هادی