روزمره گی های انتخاباتی خبر از نا کجا آباد میدهد

 

روزمره گی های انتخاباتی خبر از نا کجا آباد میدهد

 

 

 

شاید کمترکسی از خود و از دیگران نپرسد نتیجه انتخابات چطور شد؟ انتخاباتی که دیگر مفهومش را از دست

داده است . حتا یک تن از نامزدان انتخاباتی خود به صراحت گفت که «نتیجه انتخابات باطل است انتخابات تمام شد» بلی این گفته درست است . حالا ما باید روی رسوائی های آن گپ بزنیم . رسوائی های که در حافظه تاریخ باقی میماند. شوربختانه که این رسوائی ها بنام قلمرو مردم ثبت تاریخ می‌شود مردمی که بازی دست شرمساران تاریخ گشته اند.

 

نویسنده همیشه به این نظر بوده‌ام که رونمائی حوادث در اوضاع واحوال کنونی کشور همه در زیر چتر سیاست گذاریهای کلان اهداف بزرگتر را دنبال میکند . اهداف بزرگتر مجموعه‌ای از خواست های تسلط به تمام هستی را احتوا میکند. تسلط به زمین ، به فضا ، به داشته های زمین وفضا و به نظام سیاسی زمین و حضور قدرتمند در نظام فضا شامل این اهداف میشود. این مساله پنداشت های واهی نیست. رفتار های که جنگ ستاره گان نام گرفت وراهکار های که جهان را به آشوب کشانید محصول همین خواست ها است. واضح است که برای نیل به این اهداف ضرورت به راه سازی وهموار سازی مسیر است . رویداد ها و حوادث کشور ما یکی ازاین گذرگاه ها است. البته به پیش منظر این راه عبوراز طریق هزاران نظر ، یادداشت ،مقاله ،تحلیل ومستند سازی بسیار پرداخته شده لذا در بحث حاضر روی مساله حاد سوژه روزمر ه گی این ایام (انتخابات ؟) در‌واقع رسوائی های انتخاباتی مکث مینماییم. رسوائی های که به عنوان اجزای همان مجموعه خواست ها است.

 

رسوائی های انتخاباتی شاهد رفتار و کردار کسانیست که به خدمت هموار سازی اهداف سیاست گذاریهای کلان گرفته شده اند. حالا وقتی سیاست‌ها مردود استند معلومدار که مجریان آن به عنوان افراد و اشخاص حقوقی هم محکوم استند. اکنون در بحث رسوائی های انتخاباتی این آدم‌ها همانا مسئول کمیسیونهای موظف پروسه انتخابات ، اشخاص و افراد معلوم دسته های انتخاباتی استند که هریک شان به سهم خودشان انجام وظیفه نموده اند . مردم شریف سرزمین ما بخوبی دیدند که حرکت وعمل این دسته ها در قید حکم طراحان سیاستگذاریهای اصلی است. گوش مالی های حضوری و تیلفونی طراحان اصلی نشان میدهد که بالای اراده مردم ما تجارت ننگین صورت گرفته است .اما باید گفته شودآن‌ها خود نیزمیدانند که از خط مردم خارج شده‌اند و تا دیر زمان نخواهند توانست با افزار زور و زر ،مکرو فریب قدرت نمائی نمایند روزی میرسد که افزار ووسایل بقای آنها در برابر قدرت مردم از کار می‌افتد

 

بعد از این همه رسوائی ها هنوز کمیسیون های انتخاباتی( کمیسیون انتخابات وشکایات) مشغول کار خود استند.آنها با همان ماهیت قبل از بر ملا شدن اسرار و راز رمز های ساختاری این بنیاد شرم آور، خود را مستقل معرفی میکنند. این کمیسیون ها بی هیچ شرمی با بازی‌های باز شماری گویا میخواهند برای خود آبرو کمائی کنند. آن‌ها باید بدانند کار باز شماری بالای باز شماری که از مسخرگی هم گذشته اسنادی اند که این کمیسیونها به عنوان سند جرمی خود شان آنرا امضا کرده اند.

وقتی با پا در میانی خارجی ها تفتیش رأی صورت گرفت واین تفتیش تا آنجا که انجام شد تفاوت شمارش ارا را نشان داد یعنی ارقامی را که به اصطلاح کمیسیون های مستقل آنرا از محاسبات وظیفوی خود گذشتانده بودند ، نتائیجی که بصورت علنی ماهیت رقابت‌های انتخاباتی را عوض نمود وبسا از مسایل توطئه آمیز را بر ملا ساخت همه وهمه اسناد محکومیت این منتظمین جفا‌کار به اراده مردم است. خیره چشمی تا چه وقت که با اینهمه رسوائی ها هنوز هم خود را به عنوان کمیسیون مستقل و مرجع قانونمند معرفی میکنند وعده‌ای هم با نشانی کردن این آدرس میگویند همه مسایل باید از طریق بنیاد های قانونی انجام شود. این دیگر ریشخند زدن به مفهوم قانون است

 

فیگوردسته های انتخاباتی هر روز در حال تغیر است. روزی چهره شاد سخنگوی یک دسته وروزی هم چهره نا شاد او خوا ب ها و خیالات آن‌ها را بازگوئی میکند. بر حسب اتفاق در جریان نوشتن این سطور درست وقتی که میخواستم نتیجه‌گیری از روزمره گیهای انتخاباتی را که در ذهنم تراکم نموده بود کلمه سازی نمایم خبردسته انتخاباتی اصلاحات وهمگرائی تمام آنچه را که برای بیان در نظر داشتم در چند جمله خلاصه زبانی به نتیجه رسانید « اگر تا فردا به تمام پیشنهاد ا ت ما جواب درست ومعقول داده نشود تمام علایق خود را از هر دو پروسه قطع میکنیم»

با این حال برای نتیجه گیری کنکاش های ذهنی‌ام من هم فقط عنوان بحث حاضر را تکرار مینمایم

روزمره گی های انتخاباتی خبر از نا کجا آباد میدهد

 

محمد یعقوب هادی

 

روزمره گی های انتخاباتی خبر از نا کجا آباد میدهد

 

روزمره گی های انتخاباتی خبر از نا کجا آباد میدهد

 

 

 

شاید کمترکسی از خود و از دیگران نپرسد نتیجه انتخابات چطور شد؟ انتخاباتی که دیگر مفهومش را از دست

داده است . حتا یک تن از نامزدان انتخاباتی خود به صراحت گفت که «نتیجه انتخابات باطل است انتخابات تمام شد» بلی این گفته درست است . حالا ما باید روی رسوائی های آن گپ بزنیم . رسوائی های که در حافظه تاریخ باقی میماند. شوربختانه که این رسوائی ها بنام قلمرو مردم ثبت تاریخ می‌شود مردمی که بازی دست شرمساران تاریخ گشته اند.

 

نویسنده همیشه به این نظر بوده‌ام که رونمائی حوادث در اوضاع واحوال کنونی کشور همه در زیر چتر سیاست گذاریهای کلان اهداف بزرگتر را دنبال میکند . اهداف بزرگتر مجموعه‌ای از خواست های تسلط به تمام هستی را احتوا میکند. تسلط به زمین ، به فضا ، به داشته های زمین وفضا و به نظام سیاسی زمین و حضور قدرتمند در نظام فضا شامل این اهداف میشود. این مساله پنداشت های واهی نیست. رفتار های که جنگ ستاره گان نام گرفت وراهکار های که جهان را به آشوب کشانید محصول همین خواست ها است. واضح است که برای نیل به این اهداف ضرورت به راه سازی وهموار سازی مسیر است . رویداد ها و حوادث کشور ما یکی ازاین گذرگاه ها است. البته به پیش منظر این راه عبوراز طریق هزاران نظر ، یادداشت ،مقاله ،تحلیل ومستند سازی بسیار پرداخته شده لذا در بحث حاضر روی مساله حاد سوژه روزمر ه گی این ایام (انتخابات ؟) در‌واقع رسوائی های انتخاباتی مکث مینماییم. رسوائی های که به عنوان اجزای همان مجموعه خواست ها است.

 

رسوائی های انتخاباتی شاهد رفتار و کردار کسانیست که به خدمت هموار سازی اهداف سیاست گذاریهای کلان گرفته شده اند. حالا وقتی سیاست‌ها مردود استند معلومدار که مجریان آن به عنوان افراد و اشخاص حقوقی هم محکوم استند. اکنون در بحث رسوائی های انتخاباتی این آدم‌ها همانا مسئول کمیسیونهای موظف پروسه انتخابات ، اشخاص و افراد معلوم دسته های انتخاباتی استند که هریک شان به سهم خودشان انجام وظیفه نموده اند . مردم شریف سرزمین ما بخوبی دیدند که حرکت وعمل این دسته ها در قید حکم طراحان سیاستگذاریهای اصلی است. گوش مالی های حضوری و تیلفونی طراحان اصلی نشان میدهد که بالای اراده مردم ما تجارت ننگین صورت گرفته است .اما باید گفته شودآن‌ها خود نیزمیدانند که از خط مردم خارج شده‌اند و تا دیر زمان نخواهند توانست با افزار زور و زر ،مکرو فریب قدرت نمائی نمایند روزی میرسد که افزار ووسایل بقای آنها در برابر قدرت مردم از کار می‌افتد

 

بعد از این همه رسوائی ها هنوز کمیسیون های انتخاباتی( کمیسیون انتخابات وشکایات) مشغول کار خود استند.آنها با همان ماهیت قبل از بر ملا شدن اسرار و راز رمز های ساختاری این بنیاد شرم آور، خود را مستقل معرفی میکنند. این کمیسیون ها بی هیچ شرمی با بازی‌های باز شماری گویا میخواهند برای خود آبرو کمائی کنند. آن‌ها باید بدانند کار باز شماری بالای باز شماری که از مسخرگی هم گذشته اسنادی اند که این کمیسیونها به عنوان سند جرمی خود شان آنرا امضا کرده اند.

وقتی با پا در میانی خارجی ها تفتیش رأی صورت گرفت واین تفتیش تا آنجا که انجام شد تفاوت شمارش ارا را نشان داد یعنی ارقامی را که به اصطلاح کمیسیون های مستقل آنرا از محاسبات وظیفوی خود گذشتانده بودند ، نتائیجی که بصورت علنی ماهیت رقابت‌های انتخاباتی را عوض نمود وبسا از مسایل توطئه آمیز را بر ملا ساخت همه وهمه اسناد محکومیت این منتظمین جفا‌کار به اراده مردم است. خیره چشمی تا چه وقت که با اینهمه رسوائی ها هنوز هم خود را به عنوان کمیسیون مستقل و مرجع قانونمند معرفی میکنند وعده‌ای هم با نشانی کردن این آدرس میگویند همه مسایل باید از طریق بنیاد های قانونی انجام شود. این دیگر ریشخند زدن به مفهوم قانون است

 

فیگوردسته های انتخاباتی هر روز در حال تغیر است. روزی چهره شاد سخنگوی یک دسته وروزی هم چهره نا شاد او خوا ب ها و خیالات آن‌ها را بازگوئی میکند. بر حسب اتفاق در جریان نوشتن این سطور درست وقتی که میخواستم نتیجه‌گیری از روزمره گیهای انتخاباتی را که در ذهنم تراکم نموده بود کلمه سازی نمایم خبردسته انتخاباتی اصلاحات وهمگرائی تمام آنچه را که برای بیان در نظر داشتم در چند جمله خلاصه زبانی به نتیجه رسانید « اگر تا فردا به تمام پیشنهاد ا ت ما جواب درست ومعقول داده نشود تمام علایق خود را از هر دو پروسه قطع میکنیم»

با این حال برای نتیجه گیری کنکاش های ذهنی‌ام من هم فقط عنوان بحث حاضر را تکرار مینمایم

روزمره گی های انتخاباتی خبر از نا کجا آباد میدهد

 

محمد یعقوب هادی

 

رازهای پنهان تر از راز

رازهای پنهان تر از راز

 

م ی هادی

در جهان ما که با خلاقیت چشم گیر انسانی آراسته  شده، بسا از واقعات هست کرده انسان‌ها، راز های پنهان در خود دارد که تا انتها وتا فراموشی پنهان مانده است. هر چند در حول حوش این چنین واقعات فر آورده های گمانی و یقینی سخن های گوناگونی گفته شده ، اما به نسبت همه قبولی نشدن آن، نظر شک و تردید را بصورت کامل از بین نبرده است.

بدین ترتیب واقعات بسیاری که در جهان ما رخ داده راز های آن ناپیدا مانده، از آن جمله واقعاتی را از چند مرحله زمانی که داستان و افسانه شده در اینجا یاد هانی  میکنم.  روایات مرگ هتلر، ترور جان اف کندی ریس جمهور ایالت متحده امریکا، واقعه یازدهم سپتامبر، مرگ هزاران انسان که نه یک راز بلکه ده‌ها راز را به زیر خاک برد،چرا که آنجا مرکز بزرگ تجارت جهانی بود. نا پیدائی هویت مجموع سر نیشینان این هوا پیما ها که با انتشار چند قطعه فوتوی عاملان حادثه مستور ماند. در این باره نتائیج تحقیقات نیز حاکی از آنست که شکل فرو ریزی این برج ها وتخریبی را که بر خورد هواپیما میتوانست ببار بیاورید فرق کلی دارد . اما تا هنوز حقیقت زیر پوشش است احتمالآ  که تا آخر چنین خواهد ماند در همین تاز گی ناپدیدشدن هواپیمای بوئینگ 777 شرکت هوایی مالزی که از کولالامپور بسوی پکن با 239 مسافر پرواز نموده بود و... ده ها واقعه‌ای از این دست وبه این سلسله نزدیک به کنکاش های ذهنی خود ما ومردم ما در حال حاضر واقعاتی اند که هنوز حقیقت پنهان در متن و بطن خود دارند

واقعیت شبکه القاعده و تنگا تنگی روابط وظوابط شیکه های  مطبوعاتی که این خلقت را زمانی پاک و زمانی پلشت به تبلیغ گرفت وبالاخره با کشتن شخص شماره یک این شبکه "اسامه بن لادن" شریک سودش" خانواده بوش" به انتقام رسیدند ولی تا همین لحظه داستان شرایط زندگی بن لادن در حیاط مصئون نظامی دولت پاکستان پوشیده است.

یک تصویر عکس ویا فوتو در جایگاه فرمانروای یک هویت لشکر جنگی بنام طالب سالهاست جانب اصلی معضله در افغانستان و منطقه قرار گرفته است. منابع صاحب غرض در پی دستور تولید وحشت ودهشت به این گروه  در کشور  ما قدرت نمائی میکنند ، در حالیکه به هیچ صورت گروه طالب با ببر های تامیل سریلانکا که در مدت زمان کم از صحنه برداشته شد قابل مقایسه نیست. ولی در افغانستان هنوزمعمای طالب  بازار سود ستمگران جهانی را رونق داده است .

نشانه‌های زایش گروه جدید جنگ وکشتار چون جنس (داعش) در افغانستان با علایمی در فصل بار داری است کشتار بی رحمانه بادغیس با انعکاس اینکه چه کسانی چه کسانی را به  چه عنوان کشتند دستور منابع پنهانیست که پنهان کاری حقیقتِ این واقعات برای‌شان سود آور است.

این پیش درآمد بحث در اساس توجیه به سرنگونی هوا پیمای بوینگ 777 شرکت هوائی مالیزیا است که با 295 مسافر در نزدیکی مرز روسیه هدف گیری وسقوط داده شد. از آغاز سرنگونی این هوا پیما اتهام زنی ها شروع گردید و بیشتر از همه ایالت متحده آمریکا در اولین ساعات سرنگونی این هوا پیما روسیه راعامل سرنگونی آن خواند. استقلال طالبان شرق اوکراین به دستور روسیه متهم استند که با اسلحه روسی این هواپیما را هدف گیری نموده اند. بی گمان که استقلال طلبان شرق اوکراین مسلح با تجهیزات روسی استند. اما این بدان معنی نیست که ارتش اوکراین از این امر مستثنا است. روسیه نیز ارتش اوکراین را مسئول این واقعه میداند وادعا دارد که هوا پیمای نظامی ارتش اوکراین در مسیر پرواز این هوا پیمای مسافر بری مشاهده شده است. بعد ها گزارشی به نقل از خبر گزاری ریانووستی در مطبوعات نشر شد که این هواپیما در اثر یک اشتباه از طرف نیروی ضد هوائی ارتش اوکراین که در همان روز مصرف تمرین بودند هدف گیری شده است. اضافه به این گزارش‌ها، ارتش اوکراین گفته که سقوط هوا پیما به اساس ترکشی که در نتیجه اصابت راکت در هواپیما بوجود آمده منفجرو سقوط نموده است. این گزارش بیشتر نزدیک است با خبری که بقول ریا نووستی هواپیمای جنگی در کنار این هوا پیمای مسافر بری مشاهده شده است. بسیار اهم ومهم این که همه گزارش‌ها سر پوش گذاشتن به حقیقت پنهان این واقعه میتواند باشد.

شنیده های غیر مطبوعاتی حکایت از یک پلان وسیع‌تراز سرنگونی این هواپیمای مسافر بری میکند. گفته می‌شود هم‌ زمان با پرواز این هواپیما ریس جمهور روسیه آقای پوتین که از شرکت در جام جهانی فوتبال در برازیل باز گشته بود بعد از توقف در اسرائیل از همین خط سیر هوائی عازم روسیه بوده است. این معلومات گمان میکند هدف اصلی، هواپیمای حامل ریس جمهور روسیه بوده است. در این روایت گفته میشود  هوا پیمای مسافر بری مالیزی که در ارتفاع 3600 فیت در پرواز بوده  با هوا پیمای ریس جمهور  روسیه  که در ارتفاع 11000 فیت پرواز مینموده عوض گرفته شده است. البته که اسکورت ریس جمهور با مجهز ترین قدرت دفاعی یک امر حتمی است ، منظور از اینست  که حتا در مواردی خود سری های عجولانه هم به  یک راز تبدیل میشوند . از آنجا که روسیه در حد این امکان است تا از چنین پلانی بی‌خبر نباشد وبی خبر نماند، مگر اینکه هیچ نوع گزارشی حتی با ایما واشاره هم در خصوص این گمان از هیچ سوئی و دریچه ای مطبوعاتی نشده ، در ذهن انسان انگیزه‌ جنگ عمومی اول را که گفته میشود ترور ولیعهد اتریش «ارشیدوک فرانتس فردیناند» سر آغاز آن بوده شبیه سازی میکند. اما جهان کنونی دنیای یکصد سال قبل نیست که بهانه‌های از این دست چنان جنگی را تحریک نماید که هیچ برنده ای نداشته باشد. قدرتمندان جهان امروز جنگی را آغاز نخواهند کرد که خود شان در آتش آن بسوزند.آن‌ها برای سوخت  و ساز جنگ افروزی شان بقول خود شان از انسان‌های مصرفی استفاده میکنند. به همین دلیل راز سرنگونی هوا پیمای مسافر بری شرکت هوائی مالیزی نیز راز باقی میماند. اینکه برای انتقام و پاسخ چه تعداد انسان دیگر چگونه ودر کجا قربان خواهند شد، اینرا منافع همین جنگ افروزان در بهره برداری از وضعیت تعین خواهد نمود.......

م ی هادی