روشنگری در متن مبارزه سیاسی چاره ساز است
از مطالعه مباحث روشنگری به این نتیجه میرسیم که روشنگری جرأت بیان هوشمندانه برای ارائه پدیده های مفید است .واقعیتهای جامعه بشری از گذشته تا امروز بر مبنای همین اصل باز خوانی شده است. برای روشنگری اعتقادات وباور ها ی روشنگر در خور تامل است. مولفه اساسی روشنگری خِرد و اُفق دید روشنگر است که برای فردا چه میخواهد. آینده نگری خود فرا خوان مبارزه سیاسی است. مبارزه سیاسی تلاش های هدفمندانه ایست که روشنگری را به حیث یک میتود شناسائی ودرکارِ ازمیان برداشتن فاصله میان واقعیت وآرمان از آن استفاد میکند.اجماع فکر و انسجام نیروی های همفکر آزموده شده ترین مؤثر و موفق ترین اساس در مبارزه سیاسی است.
مبارزه سیاسی بر اساس دانستنی های ما که واقعیت چیست، ازگذشته به حال چگونه رسیده ایم، و حالا چه مقصدی را دنبال میکنیم ،موانع کدام واسباب رفع آن چیست، ضرورت تشکل همفکران را پیش میکشد .
از این منظر به نیرو های مترقی و دادخواه نگاه میکنیم. آنها که در ستیژ جور، ظلم، ستم وجفا در حق مردم با مظاهرآن مقابله دارند. گپ شان ، نثر و نظم شان درد مردم است، اما چه کسانی را برای رفع الام فرا میخوانند؟مردم برای نیرو های سیاسی مظالم را میگویند واما نیرو های سیاسی از چه کسانی ژاژ خواهی میکنند؟
فرصت ها به ستایشگری همدیگر میگذرد. روش های اماتور در مبارزه سیاسی هر روز رونق میگیرد، وبرای آدمهای سست عنصرفرصت میسازد تا در پای تبارشان، اندیشه مترقی عدالتخواهی را قربان بسازند وبسا که به این انحراف وسقوط افتخار هم نمایند.
فراموش نکنیم نیرو های اصیل مبارزه دادخواهی با موضع گیری های فردی مسئول ایجاداین وضعیت استند.
مشخصتر اینکه احزاب سیاسی رفقا چه شد؟ آنانی که تغیر نام تشکل حزبی شان مقدس بود آنها کجا استند؟ وقتی در برابر اصول وحدت خواهی مقاومت میکردند حالا بگویند با کیها به کجا رسیدند؟ اکنون سؤال این است که آیا مااز طرح وحدت خواهی معافیت حاصل کرده ایم؟ اگر «بلی» سخن آخر باشد، انتظارات هم به روشنی همانست که انسجام های خطی و کاغذی رفته رفته در گرایش های سمتی، زبانی، قومی و محلی تجزیه میشوند وچنین امری بی گمان که حتمی است. واگر جواب «نه» باشد ومنتظریم که روزنه ای باز شود؛ هر یک باید بداند که این امید در حرکت خودش است. شما که رفیق خطاب میشوید. شما که دیگری را رفیق خطاب میکنید بدانید که پیوند این خطاب هم اندیشی است. این یگانه گره گاه قایم رفاقت ماست. گره گاهی که هر کی آن را باز کرد تنها خودش را از دست میدهد. ما نباید با داشتن همه تنها باشیم. ما باید از نیروی بالقوه و به نیروی بالفعل بگذریم. روشنگری به نیروی که ارائه بدیل را عملی سازد نیاز است. به یقین که این سخن، طرح نو نیست ولی سالهاست که طرح غیر عملی شده است.پس رفقا! بگوئید در سکوت بمیریم و یا برای این بحث تدبیر مطرح میکنید؟