راز های که باید گفته شوند  قسمت دوم



قسمت دوم



راز های که باید گفته شوند

رفقای گرانمایه! از آنجا که موقف وموقعیت رهروان اصول و سپاهیان صفوف در کارزار مبارزات حزبی و سیاسی روشن است، جریان حرکت در راه اهداف تعهد شده بسوی آرمان سرای ما( اهداف مشترک نیرو های ملی ، مترقی و دادخواه) ما را موظف میسازد پنداشت ها، برداشت‌ها، رفتار ها وکردار های که پیامد های آن در میان همباوران و هم اندیشان سوء اعتماد ایجاد نمائید، و گزینه های همسوئی را بی‌اعتبار بسازدو سیاست را بدنام کند، هم اندیشان و همباوران از آن آگاه باشند تا اینکه از آسیب رسانی به جنبش مترقی و داد خواهی در هر شکل ومضمون آن جلوگیری شود.


از این جهت فکر میکنم آنچه در باره پنداشت ها و برداشت‌های مدعیان مبارزه وسیاست در این خصوص میدانیم بگذار همه رفقا ی گرامی ما نیز بدانند. لذا به این ارتباط چندی قبل پنداشت های جناب محمد حسن سپاهی را که درنتیجه تبادله ایمیلی حاصل شده بود به عنوان «راز های که باید گفته شوند» در مطبوعات انترنتی بر ملا ساختم واستدلال خود را پیرامون آن نوشتم که اینک قسمت دوم آنرا به خوانش عزیزان تقدیم میدارم. تصریح باید نمایم دراین ارتباط آنچه که گفته شد و می‌شود عجولانه هم نیست و عقده مندانه هم نمیتواند باشد چرا که روی این پنداشت ها وچنین پنداشت ها یکسال تمام تعمق صورت گرفته، واز پروسه بحث و گفت شنود، تحلیل و ارزیابی هم درجلسات حزبی وهم در تماس ها وارتباطات سنتی رفیقانه گذشته است. از جمله در جلسه مورخ 28 جنوری 2013 که از جانب رفقای بیرون مرزی در سازمانهای اصولگرائی دایر شد پیرامون ارزیابی طرح ها وارائه نظریات رفقای اصولگراو صورت کار هیات موظف وقت برای انتقال آن، و نتیجه‌ گیری از آن تماس ها وهمچنان یادداشت های شخصی که از جمله از طرف جناب سپاهی پیرامون کار هیات موظف در مطبوعات انترنتی نشر شد، تدابیر،، اقدام‌ها و طرح های آینده قیام وجنبش صفوف بحث ومداقه صورت گرفت. من افتخار میکنم که اشتراک کننده جلساتی استم که در آنجا ازادی و دیموکراسی،  صراحت لهجه، شفافیت سخن، جدیت و قاطعیت، وضاحت وبی پرده گوئی، وحتی بازخواست وپرسشگری بدون آنکه صمیمیت رفاقت رازیر سؤال ببرد در فضای آن مسلط است. که جریان صوتی آن در لینک زیر قابل شنید میباشد.

لطفاً روی لینک های ذیل کلیک کنید

http://youtu.be/37i0EDMY_kc

http://www.youtube.com/user/antitalibanism?feature=watch



رفقا مطلع استند که اخیرآ جناب محمد حسن سپاهی جلسه هیات ریسه حزب نامنهاد مردم را در جریان ماه عسل ریس نامنهاد حزب مردم در توطئه سرای اروپائی، به عنوان سر پرست مدیریت نمود، و پیرامون راهکار های ائتلاف احزاب و سازمانهای دموکرات و ترقیخواه افغانستان در باره ضرورت مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی و سایر انتخابات در همکاری و همسوئی با سازمان های شامل ائتلاف در شرایط کنونی سخن زد که خوب است رفقا و دوستان ما باپنداشت ها و تفنن پیشه گی های آنانی که دل و زبان شان یکی نیست بیشتر آشنای‌ حاصل نمایند. در این ارتباط توجه عزیزان را به نظریات جناب سپاهی و استدلال اینجانب پیرامون آن معطوف میسازم.


کاپی ایمیل جناب حسن سپاهی باز هم بدون کم وکاست و حتی تصحیح جملات و کلمات به خوانش رفقا گذاشته میشود. کاش جناب سپاهی بتواند نوشته‌ها و یا گفته های مرا نیز مطبوعاتی بسازد تا این مقایسه بوجود بیائید که اصول چیست وکدام عمل ابطال خوانده میشود ( صفتی که جناب سپاهی با اینهمه ما و ما گویی با زهم ابطال برایش تعریف ندارد) تا به گفته جناب سپاهی «صفوف که از اقداما ت ما خبر ندارند ووحدت میخواهند» آگاه شوند.

به ادامه یادداشت قبلی میخواهم بگویم آنچه در شرف وقوع بود وآنچه که میتوانست پیامد داشته باشد تشویشی بود که نه تنها برای من وما، که مجموعه سیاسی مانرا مصئون از توطئه میخواستیم قابل غور و تعمق بود بلکه به همه رفقای که آرزوی یگانگی هم اندیشان را در یک تشکل واحد داشتند و دارند ودست توطئه را از آن کوتاه و دور میخواستند قابل اندیشه بود که جناب سپاهی در مورد نوشته است::


«رفیق هادی گرامی نظریات شمار ا درمواردیکه تذکر دادید از رفیق بهروز شنیدم وتشویش شمارا هم درک میکنم چون بسیاری از مسایل که درنشست رفقا بارواش درمیان گذاشته شده وانچه وی ابراز عقیده ونظر نموده هنوز انعکا س نیافته بنا تشویش تان بجاست وتجربه بسیاری از سیاست بازی ها هم کم نیست.اینک پیرامون برخی مسایل توضیحاتیرا که درین صفحه گنجانیدم با شما در میان مگذارم که اگر برخی ابهامات روشن گردد .»


متأسفانه از آنچه همه ای این رفقا تشویش داشتیم در اثر مقام پرستی ومنفعت های شخصی افرادی چون جناب سپاهی و حلقه چهار نفره مربوطه شان که باتوطئه گران همکاری ، همروی و همسوئی نمودند همان شد که باید نمیشد. جناب سپاهی درست گفته بود که تجربه‌ای بسیاری سیاست بازی‌ها کم نیست این تجربه‌ سناریوی بود که جناب سپاهی آنرا خود آماده کرده بود و آنرا تکرار نمود به همین لحاظ هم به گفته خودشان چیز های که راوش گفته بود تا آخر گفته نشد ولی موقف وموقعیت های کنونی همکاران مخفی توطئه از آن راز های ناگفته سخن گویا وفهما دارد. اما کی نمیداند این نشیمنگاه به مصداق «ترکستان دیدن» چون خیال خود بزرگ بینی چیزی بیش نیست.


باموقف گیریهای همکاران توطئه سوالی راکه جناب سپاهی از خود نموده ، که چرا پلینوم دایر شود؟ خودبخود پاسخ یافت. جناب سپاهی مینویسد: «اول- دراعلامیه یا پیام همبستگی رئسای شوراهای کشوری اروپائی ازتمام اعضای شورای مرکزی دعوت شده تا بدون پیش شرط وبهانه جوئی در پلینوم شرکت نمایند . درین جا چند مساله را باید غور نمود 1- چرا پلینوم باید دایر شود ؟ ازجانب ما کاملا واضح است هدف پلینوم روشن است از جانب مقابل هم دراعلامیه داکتر راوش رسیدگی به معضل بوجود امده درپلینوم 21 ثور واختلاف نظر بر مسایل تشکیلاتی تذکر بعمل امده که بازهم قضایا روشن است چون علت بحران واختلاف در پلینوم هم واضح ورشن است»

و اما چه واقع شد؟ جناب سپاهی و حلقه همکاران باید عضو هیات اجرائیه وهیات ریسه شوند. به نظر سپاهی صاحب اختلاف نظر به سر مسایل تشکیلاتی و علت بحران فقط همین بود که برای این گروپ امتیاز داده نشده بود. اینجا دیگر رسیده گی به معضل بوجود آمده در پلینوم 21 و علت وبحران پاسخ پیدا میکند. همکاران توطئه در صف اول ایستاده میشوند وعکس میگیرند و در هیات های اجرائیه و ریسه شامل میشوند دیگر همه چیز مشروعیت پیدا میکند و شروط حزبی و اساسناموی سنگهای کلان خوانده میشود و معضل بوجود آمده با حقداری به همکاران توطئه حل وفصل میگردد. این جنابان اکنون به عقب نگاه نمیکنند که چه واقع شد؟ بیشتر از نیم بدنه آن تشکل سیاسی چه شد؟ کجا رفت؟ البته جعلکاران و توطئه گران تبلیغ میکنند که همه موجود و حاضر استند. اگر چنین است پس این اعلامیه گک از نام هیات ریسه نام نهاد حزب نامنهاد که چند هفته در پیشانی خشمگین سایت جعل نگاران بامداد بی حرکت میخکوب شد به چه منظور بود؟ مقصود ازاین تزرع نامه چه است ؟ توجه شود به بخشی از پیام هیات ریسه حزب نامنهاد مردم:

«هیات رییسه شورای مرکزی حزب مردم افغانستان از تمام اعضای شورای مرکزی منتخب کنگره ، کادرها وفعالان حزب مردم افغانستان که بنا بر عوامل مختلف نتوانسته اند در فعالیت های حزب و پلینوم مورخ ۱۹ ثور ۱۳۹۲ شرکت داشته باشند، تقاضا می نماید که بدور کمیته اجراییه وهیات رییسه شورای مرکزی منسجم تر وفشرده ترحلقه زده سهم و رسالت حزبی شان را در امر تحقق اهداف وارمانهای حزب ادا نمایند. حزب مردم افغانستا ن به همه ای ما تعلق دارد»

جناب سپاهی که با تظاهر از وحدت سخن میگوئید دوباره خود جناح سازی را رکلام میکند. ومینویسد


« دوم- مساله حقوق برابر هم یک اصل است که اعضای شورای مرکزی دارای حق مساوی اند اما درین پلینوم مراد از حق برابر دو جناح یا دو بخش دارای اختلاف نظر پیرامون نتایح پلینوم 21 ثور است که کسی امتیاز خاص نداشته باشد»

مساله حقوق برابر ارتباط دارد به نوشته‌ای از نام روسای شورا های جعل در اروپا که برای تائید توطئه در سایت جعلکاران بامداد نشر شده بود که در آن شرکت همه را در پلینوم بعدی برای تائید توطئه فرا خوانده بود که گویا آب از آب تکان نخورده است وهمه چیز طبیعی بودکه البته برای خود آنان توطئه، جعل ، تقلب و دسیسه طبیعی است. لذا این جناح سازی های پیش‌بینی شده‌ جناب سپاهی در‌واقع پنداشت های درون شان است که از حق مساوی دو جناح در پلینوم حرف میزند. این پنداشت زمانی در ذهن جناب سپاهی وجود داشته که ما میگفتیم جعل و تقلب و به اساس مهندسی عمال توطئه صورت گرفت و صلاحیت های حزب در اثر آن اشغال شد. پنداشت جناح سازی جناب سپاهی تبلیغی برای پرده پوشی آن توطئه است. اما اینکه میگوید « کسی امتیاز خاص نداشته باشد» اصول را با ابطال همگون وهمسان دیدن تنها کار سپاهیان پر تزویر میتواند باشد


مدت یکسال توطئه گران به هر طرف دوان بودند که از آدم‌های سست پیمان به نفع توطئه سر باز گیری نمایند امروز وقتی پنداشت های این عده که جعل و تقلب برای شان موقف ها موقعیت های خاطر ارضائی شانرا هدیه داد توجه شود هر یک شانرا میتوان در چهره دیگر شان دید. جناب سپاهی که پیش شرط اساسناموی را مانع

حل بحران می پندارد بیائید از خود جناب سپاهی بخوانیم که در اینباره چه نظر دارد؟

سوم- پیش شرط : حال که همه جوانب حل بحران را درپلینوم میدانند وبا حق مساوی همه اعضای شورای مرکزی دران شرکت مینماید پیش شرط ها میتواند مانع تدویر پلینوم باشد .زیرا شرط های که مطرح شده درجریان چندین مرحله مذاکرات برای هردو طرف قابل قبول نبوده مثلا لز پیشرط های داکتر راوش برسمیت شناختن ریاست وی ,ریاست جلسه پلینوم و توسعه هیئات اجرائیه بود .

پیش شرط ما این است که راوش باید از پست ریاست استعفا بدهد ,رهبری حزب به کمیته سپرده شود وبه تقلب وباطل بودن انتخابات اعتراف شود .

نه ماه گفتگو ها ,نوشته ها , استدلالها نتوانست هیچ یک از طرفها را از موضع خارج کند وبه یک تفاهم برساند لذا پیش شرط بازهم بحران را ادامه خواهد داد ومشکل بجای خود باقی .

بنا وقتی ما حل معضله را در درپلینوم مدیدیم وبارها وبه کرات انرا مطرح ساختیم پس راهی را انتخاب نمایم تا تدویر پلینوم میسر گردد البته ازهمه اینها واز هرگونه پیش شرط گذاشتن مهم انست تا ما بتوانیم با منطق واصول اعضای شورای مرکزی را به حقیقت خود جلب نمایم


افاده ای این گفته در دو جمله روشن است یکی «به تقلب و باطل بودن انتخابات اعتراف شود» دوی دیگر «مهم انست تا ما بتوانیم با منطق واصول اعضای شورای مرکزی را به حقیقت خود جلب نمایم»

در اینجا جناب سپاهی میداند که تقلب صورت گرفته و انتخابات باطل است اما اینکه تقلب، باید تقلب گفته شود و انتخابات باید باطل اعلان شود از نظر جناب شان پیش شرط غیر مجاز و غیر قابل قبول است. این در حالی است که این پیش شرط ها را حقیقت هم میداند . در این باره آن منطق و اصولی که جناب سپاهی مدنظر شان بود که توجه اعضای شورای مرکزی به آن حقیقت جلب شود به جز تطبیق اساسنامه حزب که خود پیش شرط است وخود اصول است ، مگر جز آن کدام طرح اصولی دیگر در کجا بوده میتواند؟ حالامعلوم میشود این اصطلاح «حقیقت خود» نزد جناب سپاهی کمائی صلاحیتی بوده که به آن رسیده و اگر چنان نمیشد وحشت داشته است. توجه شود در این باره خود میگوید و مینویسد :

درغیر ان تصور نماید که راوش ازهمه مقامات استعفا کرد وهیئت اجرائیه اش را هم منحل نمود اگر درپلینوم اکثریت را داشت نه تنها که ان مقامات قبلی را بدست خواهد اورد بلکه ضربه که بما وارد میشود به مراتب زیان بار تر خواهد بود ودر هیچ یک از مقامات رهبری جای نخواهیم د اشت .مخصوصا که مجوز رسمی را هم بدست دارد .


چنین چشم داشت ها ماهیت تفکرماکیاولستی است تفکری که میگوید فقط در پی مفاد خود باش. تنها خودت را محترم بشمار. ریا کار، فریب ساز و حیله گر باش. کسانی که ذهن شان با این مفکوره آراسته است هرآنچه که منافع شخص آنان را تأمین کند مشروع است توجه شود جناب سپاهی از کدام شگاف بکجا نظر دارد. او مینویسد:

ازنظر من داکتر راوش به چند دلیل اکنون حاضر شده لا اقل به تدویر پلینوم توافق نماید. اولا فشار های که تا اکنون از خارج وداخل وارد شد. مشکلاتیکه درهیئات اجرائیه خود دارد . وی موقف ضعیف خودرا در ائتیلاف با درنظر داشت بحران داخلی حزب احساس مینماید . دوم تحلیل که از اعضای شورای مرکزی نموده فکر میکند اکثریت را با خود دارد واین مساله برایش امید کلان است تقریبا 14 نفر تنها از شورا های برون مرزی اند درمیان ما نیز کسانی است که از همان پلینوم 21ثور درهنگام تصامیم جدی وحساس حاضر نبوده ونیستند .سوم از شرط وشروط که ما میگذاریم وی باین نتیجه رسیده که رفیق بزرگر ورفقایش در پلینوم شرکت نمیکنند وانوقت است که درمیان صفوف که انتظار حل بحران را داشتند نفوذش بیشتر خواهد شد .وتشویش شما رفیق هادی درین مرحله میتواند به واقعیت برسد که همه را از عضویت شورای مرکزی اخراج نماید. البته مسلم است که ما بنام وادرس حزب مردم فعالیت علنی نمیتوانیم بنا باید حزب نو بسازیم با ارایه ده هزار درخواست عضویت با مدارک تابعیت . از اینجاست وقتی جناب سپاهی با رهروان اصول گپ میزند در مورد رفتار های عمال توطئه آسیب‌ شناسی میکند،و مشکلات ریس راوش را با هیات اجرائیه خودش، موقف ضعیف راوش را در ایتلاف نشانی میکند. و از این شگاف به مقام و منصب چشم میدوزد وقتی به مقام میرسد بسیار افتخار میکند که گویا حزب نامنهاد برایش این فرصت را مساعد ساخت تا به حیث ریس سر پرست از او نام برده شد. در اینجا همه گفته‌ها ی جناب سپاهی چیز جلوه شخصی دارد « مشکلاتیکه درهیئات اجرائیه خود دارد ، وی موقف ضعیف خودرا در ائتیلاف با درنظر داشت بحران داخلی حزب احساس مینماید، فکر میکند اکثریت را با خود دارد، وی باین نتیجه رسیده که رفیق بزرگر ورفقایش در پلینوم شرکت نمیکنند » یعنی حزب مطرح نیست « وی» مطرح است. در باره حزب نو ساختن که در پراگراف های دیگرهم تکرار شده در آخر می پردازم.

جناب سپاهی از موقف کنونی که مجبوریت های ریس راوش بدستش داده جلسه دایر میکند ودر آن جلسه فیصله شرکت احزاب ایتلاف مترقی فیصله ای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری را از احزابی جستجو میکند که در نگاه دیگر خود، این احزاب را بدرد بخور جامعه نمیداند او مینویسد:

حزب ساختن کار ساده نیست انهم در شرایط که مصارف ان از راه مشروع تامین شود وبه کسی وابسته نباشد البته احزابی مانند شاهین وبگتاش وغیره وجود دارند وهرروز خودرا به یکی از سازمانها می چسپانند که چنین احزابی به درد جامعه نمیخورد .



حالا احزابی که از نظر جناب سپاهی بدرد جامعه نمیخورد حزب «نامنهاد مردم» غرض شرکت در انتخابات ریاست جمهوری و شورا های ولایتی از این احزاب به اصطلاح خود شان بدرد نخور چرا حمایت درخواست میکند؟ این خود فریبی ها در درون ایتلاف و دگر فریبی ها در بیرون ایتلاف به حیث حرفه وپیشه چشم سوزانه، تا چه وقت بازار خواهد داشت؟ دراین تصمیم که توطئه گران اکنون در کدام انتخابات شرکت میکنند کاری نداریم. فقط میخواهیم دوستان ما را در ایتلاف از این فریبکاری ها آگاه بسازیم وبه دوستان خود بگوییم کسانی که خانه خود را ویران کردند خانه شما را هم آباد نخواهند گذاشت. وپروای شما را هم نخواهند داشت. بخصوص که همسوئی، اتحاد، ایتلاف، همگرائی در مسایل مشترک، و وحدت ویگانگی به اساس اشتراکات باوری و راهکاری مشترک سیاسی نزد آن‌ها برداشتی دارد این چنین:


البته احزابی مانند شاهین وبگتاش وغیره وجود دارند وهرروز خودرا به یکی از سازمانها می چسپانند که چنین احزابی به درد جامعه نمیخورد .

ما به دوستان ما در ایتلافی که بنام ایتلاف احزاب مترقی یاد می‌شود گفته بودیم. افرادی به اساس یک سلسله بهره گیریها به نفع گروپ توطئه گر ح م ا در نقش افراد محوری در ایتلاف نفوذ نموده اند. کسانی که در درون ایتلاف به عنوان افراد محوری ایتلاف برای خود جا سازی نموده اند میخواهند با بزرگ نمائی های متظاهراز موقعیت ها و موقف ها و نام ایتلاف به نفع گروپ توطئه استفاده نمایند.واضح است استدلال ما از چنین پنداشت های آنان استخراج شده بود. و مزید به آن تجربه ما این است همین افراد بودند که محترم داکتر حبیب منگل را برای بخت آزمائی خودشان در دور انتخابات گذشته ء ریاست جمهوری پیش کشیدند. ما در آن زمان همچنان به این باور بودیم که این حرکت بر مبنای سجنش سیاسی صورت نگرفته بود. میخواهم اینرا بگویم که امید است بلند پروازانه تلقی نشود اگر میگویم خودم سه ساعت بعد به حیث یک حزبی متعهد، ایمیل مفصل با استدلالی که در مورد بی وقت بودن وفوری بودن این اقدام وتصمیم واراده چند شخص نزدم وجود داشت هم به رهبری ن ف د ت ا و هم به شخص داکتر صاحب ارسال نمودم . در آنوقت هر چند که در برابر عمل انجام شده قرار گرفته بودیم ولی به تبلیغات جانبدرانه هم پرداختیم اما دیدیم که چه واقع شد. گذشته از همه، که وضعیت سیاسی کشور نتیجه آن را از قبل به فکر ما سپرده بود، اما این بخت آزمائی شتابزده با صرفنظر کردن داکتر صاحب از سند اقامت دایمی در کشور دوم و دوباره گرفتن آن سند ویا هر شکلی که این اقامت دایمی دوباره اعاده شد به اعتبار جنبش دادخواهی مترقی لطمه وارد کرد. لذا میخواهم توجه دوستان ما را در ایتلاف احزاب مترقی به این تجربه معطوف بسازم که اجازه ندهند حلقه خود محور وجا زده شده در ایتلاف بار دیگر با رفتار های عقده گشایانه برای جنبش دادخواهی ومترقی بی‌اعتباری کمائی کنندو دوستان ما اینرا باید بدانند با این افراد و پنداشت های آنان آینده ایتلاف وشعار حزب سازی هم بکلی روشن است.

باور ما این است که نیرو های دادخواه ومترقی برای انتخاب و توافق روی تمام گزینه های سیاسی و حزب واحد ساختن فقط میتوانند همراه با نیرو ها و شخصیت‌های صادق ، پاک سرشت، با اعتماد، راستگوی ومتکی به قول و قرار و تعهد وجدانی، به آرمان سرائی شان برسند


افراد خود غرض که به مقام وجایگاه صلاحیت چشم دارند با سیاست‌های یک بام دو هوا در این طرف افراد جا سازی شده سیاست‌های توطئه را برای ما، همراهان نیم قرنه مبارزه سیاسی معرفی میکنند وحق نمیدهد اعمال و رفتار های توطئه گرانه آن‌ها را افشا بسازیم وشش سال هسته گذاریهای افراد توطئه را که بالاخره حزب را اشغال کردند و بر علیه اصول حزبی قرار گرفتند سرنوشت یک حزب سیاسی دچار بحران وهویت انرا بی اعتماد ساختند مقدس میشمارد. و درانطرف دیگر همراهان نیم قرنه مبارزه سیاسی را بدرد نخورجامعه میدانند. این بدان معناست که آن‌ها در باره گذشته حزب و تاریخ حزب که با آن ادعای وابستگی دارند به دلیلی چشم شانرا پت میگیرند که تفکر ماکیاولیستی اخلاق سیاسی آن‌ها رامیسازد به این نظر جناب سپاهی توجه شود.


چارم- برخورد ما با طرف مقابل طوری بوده که گویا ما دشمنان تاریخی هستیم واز کلمات خائین ,جنایت کار وغیره استفاده نمودیم وطرف را باطل گرایان نام نهادیم درحالیکه درعقب داکتر راوش اکثرآ رفقای قرار دارند که نیم قرن درکنار هم مبارزه کردیم لا اقل شش سال کامل درنهضت فراگیر بودیم کنگره دایر کردیم بسیاری از تصامیم را مشترک گرفتیم اعضای شورای مرکزی را نتخاب کردیم فقط درمابعد ان تنها بر سر انتخاب رئیس اختلاف نظر پیدا کردیم و حال وقتی ان طرف را باطل گرایان میخوانیم هزاران رفیق حزبی که بنا بردید گاه خودش از راوش حمایت مینماید وبا ما نیستند میشود که یک قلم همه را فراموش کرد ؟. ازروی رای بدست امده قضاوت نمایم حتی اگر ما اکثریت بوده باسیم وراوش حد اقل 45 درصد ارا را بدیت اورده باشد این 45 درصد یک کتله وسیع اعضای حزب را نمایندگی مینمایند پس حق نداریم انان را رد نمایم بلکه به خاطر جلب ان کتله وسیع با منطق تر واصولی تر باید اندیشد نع احساساتی وگوضع کامجور ا تکرار کنیم "بگزار بزرگر ورفقایش بروند پشت کار شان حزب تصفیه میشود "


جناب سپاهی ! بیائید از اینجا حساب بگیریم که حزب بزرگ ما «حزب مادر» ( ح د خ ا) یک حزب بزرگ سراسری، در سطح کشور ،منطقه وجهان مطرح وقابل دید بود. عوامل و علل چه بود که آن حزب پراگنده شد؟ حزب بزرگ و تصامیم مشترک ما را کدام دستانی انفجار داد؟ تأسف ما این است که در حزب بزرگ ما افرادی نیم قرنه همراه، چون مزدک، ها لایق ها، رفیع ها، تنی ها، وطنجار ها، منوکی ها وسایر هم جنسان وجود داشتند، که دنباله روان تفکرآنها مانند نور ها ، رزمیار ها، وسایر توطئه گران هم قماش شان سرنوشت یک مجموعه سیاسی رهرو آن آرمانها را نیز به بحران و پراگندگی دیگر کشانید. اگر این خیانت و جنایت نیست مگر خیانت و جنایت شاخ ودم دارد. جناب ! خود تان میگوئید که صفوف از اقداما ت ما خبر ندارند و آن‌ها وحدت میخواهند مگر لگد مال کردن این خواست شریفانه صفوف خیانت نیست؟ اگر جنایت گردن بریدن است کسانی که اصول را حلق آویز کردند مگر جنایت نکردند؟ اگر جعل و تقلب یک روش باطل است، مگر کسانی که برای کسب صلاحیت ، مقام و موقف ، جعل و تقلب نمودند باطل و با طلگرا نیستند؟


در اینجا میخواهم اینرابگویم که بلی ما قبول داریم رفقای عزیز و ارجمند ی را در آنسوی خط نیز داریم که رفقای شریف ما هستند. مگر آنان اغفال ساخته شده‌اند اینکه چگونه؟ یک نمونه آن رفتار های دو سره چون رفتار خود جناب سپاهی است . ما میگوییم وقتی آن رفقای ارجمند شما ها را شناختند و پنداشت های شما ها را درک کردند دیگر در آن طرف خط برای یک لحظه باقی نمی مانند. نمونه دیگر آن سوء‌استفاده از اعضای خانواده رهبر ما رفیق ببرک کارمل است. مانند آنکه جناب کاوه هم خود قربانی تعین شد و هم وسیله قربانی حزب قرار گرفت. من امیدوارم تا صحبت‌ رفیق گرامی نسیم سمون در جلسه مشترک اصولگرائی که از روی این واقعیت‌ها پرده بر میدارد در صفحات انترنتی پخش شود تا بار دیگر معلوم شود کدام فرزندان رهبر در کجا قرار گرفته اند.

و باز هم در باره ای رقم خیالی هزاران رفیق که جناب سپاهی تصور دارند در عقب داکتر راوش قرار دارند باید بگویم آنهای که صاحب اندیشه و تفکر استند عقب رو کدام شخصی نیستند. ما نیز عقب رو کدام شخصی نیستیم. عقب رو کسانی استند که چشم داشت دایمی به مقام ومنصب و صلاحیت دارند. ما از یک اصول پیروی میکنیم اصولی که با آن متعهد شده‌ایم . از همین خاطر ما خود را لشکر صف آرمان تعریف میکنیم وچنین صفوف را در آنطرف خط هم بسیار به روشنی می‌بینیم. آن‌ها را نه تنها که فراموش نمیکنیم وباطل نمیدانیم بلکه آن‌ها را رفقای ارجمند و ارزشمند خود میدانیم وبا اکثریت آن عزیزان روابط بسیار تنگاتنگ رفیقانه داریم. اینکه در زمانهای متفاوت شما برآمدن از انطرف خط را خبر می‌شوید باید بدانید که یاران مقاوم در درون تشکلات اشغال شده صاحب ملاحظه و شیوه‌های مبارزه استند و نقطه وصل برای هریک معلوم است. شماری از آن رفقا حتی لازم دیدند در جلسات اصولگرائی شرکت نمایند.

ما نه تنها که آن عزیزان را تن واحد اصول و سالم اندیشی میدانیم بلکه فکر میکنیم که پیشرو ساختار سیاسی ما نیز خواهند بود.

و در باره بحث مشخصات حزبیت حالا هر حزبی که باشد حتمی دارای یک قاعده است. واما در مورد مشخص عضویت چون جناب سپاهی در حزب نامنهاد مردم، اگر توطئه ای وجود نمیداشت و اشغال حزب پایان میافت کسانی که بعد از یکسال چنه زدن و دوسره رفتن اکنون در حزب نامنهاد با جمع توطئه گران صاحب مقام وصلاحیت شده‌اند نه تنها که صاحب مقام و صلاحیت نمیبودند بلکه در یک حزبی که اعضای آن به تعهد خود وصول پذیری در حزب صادق استند این افراد وجود وجود نمیداشت مانند آنکه در ساختار اصولگرائی وجود نخواهد داشت. پس روشن است که اساسنامه حزب نامنهاد ومواد آن برای شما یک سند نمایشی است؟ در‌واقع با این بی اعتنائی وپایمال ساختن قاعده ساختاری حزب اکنون حزب نامنهاد به یک تنظیم میماند. یکی از بحث‌های که با جناب سپاهی و حلقه همکاران‌شان مطرح نموده‌ام همین بود که هرگاه از راه مشروع که همانا اعلان باطل بودن انتخابات، ایجاد کمیته موقت رهبری ، تشکیل کمسیون دعوت پلینوم فو ق العاده است دروازه های پلینوم باز نشود، بدون عملی شدن این پروسه شرکت در پلینوم به معنی مشروعیت دادن به جعل انتخاباتی است که در نتیجه آن کادر رهبری پیش کشیده شد. اول اینکه اشتراک در چنین پلینوم قرار گرفتن بر ضد اصول حزبی است ودیگر آنکه جعلکاران هم میتوانند با تمثیل حزبیت شما را مطابق اساسنامه از حزب اخراج نمایند. در این باره استدلال جناب سپاهی چنین است:

« ازنگاه رسمیات دولتی ادعای قانونی میتواند باشد زیرا انان حزب رسمی بوده وحساب بانکی دارند که عضویت از طریق سازمانهای مربوط به حساب مذکور واریز شود ولی این طرز برخورد درشرایطکه حزب بان مواجه است دلیل عدم پرداخت عضویت درحساب بانکی رسمی حزب دلیل بر خلای عضویت شده نمیتواند والی درین مدت نه ماه جرات انرا میداشتند که ادعا میکردند چون شما عضو حزب نیستید با شما طرف معامله نیستیم واخراج استید وغیره وغیره اما دراعلامیه راوش دیدیم که چنین مفکوره وجود ندارد ازجانبی رفقای که در گروپ کاری موظف شده اند اشخاص ساده نیستند هرکدام عمری سیاست ومبارزه کرده به قضایا با هوشیازی برخورد مینمایند گرچه درسیاست نیرنگ وبازی زیاد تجربه شده»

ببینید معنای این سخنان اینست که مساله نزد آنان شخصی است. در اینجا موازین واساسات ساختاری هم یک سند تجارتی است گویا راوش در اعلامیه خود اطمینان داده و گویا گروپ کاری هم (منظور از همان هیات مذاکره است) اشخاص ساده نی بلکه هر کدام عمری سیاست نموده، که در واقع به تجارت سیاسی خوب بلد استند. حرف و عمل جناب سپاهی در اینجا بیشتر روشن می‌شود که مینویسد



ما چنین می اندیشیم که پلینوم صرفا درباره حل بحران باید بحث نماید وبحران با عواملش کاملا واضح است بارها گفته شده هرگاه مساله اصلی به تفاهم درپلینوم مطرح وحل گردد اجندای اضافی نیز شامل شده میتواند مثلا موضع حزب در قبال اوضاع سیاسی کشور , برخورد با جبهات, ائتلافها واحزاب اما پلینومیکه مساله اساسی بحران را حل نکند رفقای ما دران شرکت نخواهند کرد .

راه اخری جدائی وانشعاب رسمی ,ساختن حزب نو اینها اخرین گزینش هستند اما نباید کار به اینجا ها بکشد زیرا انشعاب کننده محکوم خواهد بود واین احزاب کوچک کدام نقشی درجامعه نخواهد داشت بجز اشتغال افرینی برای چند تن انگشت شمار . که از درامد بخور ونمیر رفقای برون مرزی ومهاجر وداحل کشور تمویل گردد.

جناب سپاهی درست گفته بود بلی چنین شد. فکر توطئه راه آخری پیمود پلینوم نامنهاد دایر شد وانشعاب را رسمآ اعلان نمود. حالا برای جناب سپاهی باید بگوییم که شما تشویش ساختن حزب نو را نداشته باشید. این ساختار بوجود خواهد آمد. تأدیه حق عضویت از درآمد حاصل زحمات شریف ترین رفقا در داخل و خارج افتخارانه انجام خواهد شد. در این ساختار نه خزانه دار اروپائی وجود خواهد داشت ونه خزانه دار داخلی مورد سوال، منظورهمان سؤالی که در مورد شما همنشینان کنونی تان داشتند. که اکنون همنیشنی ء شما با آن‌ها خیال تانرا راحت ساخته است.

جناب سپاهی که باری شورا های اصولگرائی را زیر سؤال برده بود که در‌واقع ایجاد این شورا ها زمانی عملی شد که سازمانهای برآمده از جعل راه شانرا جدا کرده و مجریان توطئه در غیاب رفقا جلسات تائیدی از توطئه دایر نمودند. که جناب سپاهی آنرا باطل هم میخواندو اما باز هم این روش توطئه گرانه باطلگرایان را برائت میدهد ومینویسد:

«درمورد ایجاد شوراهای موازی ویا اظهار نظر کمیته های باطل گرایان اولا این نظر انان است ودرجراین مذاکرات بعدی نظر های واحد ممکن بوجود اید تا دیروز نه راوش ,نه هیات اجرائیه اش ونه شوراهای برون مرزی به تدویر پلینوم موافق می نمودند یعنی مذاکرات هنوز در نکته اغاز است تا اخر خط امکان تغیر نظریات ممکن است وکار ایجاد شوراها نیز ادامه خواهد داشت البته درهردو جناح چنانکه درگذشته وجود داشته البته که درصورت ایجاد فضای سالم درحزب یکجا ساختن این همه کمیته ها مشکلات خودرا خواهد داشت لذا به اعصاب خرابی نمی ارزد

بسیار جالب است از این نظر جناب سپاهی چنین استنباط می‌شود که ایجاد سازمانهای موازی باطلگرائی به حیث وسیله فشار برای قبولاندن توطئه مجاز است مگر عکس‌العمل اصولگرائی برای مطرح کردن تطبیق اصول مجاز ندارد. وبا این روحیه و قضاوت از ایجاد فضای سالم در حزب سخن میگوئید وجالب تر از همه که دایر شدن پلینوم نامنهاد را بتاریخ 19 ثور دو روز قبل از تاریخ پلینوم قبلی 21 ثور شاهکار میداند ومیگوید« تا دیروز نه راوش ,نه هیات اجرائیه اش ونه شوراهای برون مرزی به تدویر پلینوم موافق می نمودند»

این کوتاه نظری و کوتاه بینی غافل سازانه را چه تعریف نماییم مگر با عقل جور می آید که سرنوشت یک حزب بدستان کسانی باشد که این چنین کودکانه فکر میکنند؟



من طرفدار حرفهای تند درین مرحله نیستم اما متاسفانه دراغاز مذاکرات ودر زمانیکه هنوز نشست دوم انجام نگرفته مقاله های بسیار تند درسایت های ازادی رو باز تاب حقیقت از ادرس صدای صف نشر میشود کلمات چون خاینین وجنایت کاران درست درهمین مقطع چندان پسندیده نمیباشد انهم طوری که موضع قاطع را دریکجا نبودن درحزب اعلان میکند پس چه توقع باید داشته باشیم که ان خاینین وجانی با ما دریک میز قرار گیرد ؟ اگر این کلمات به ادرس ما گفته شود ؟

بسیار پر حرفی شد جز دلسوزی به حزبم هدفی ندارم واین به معنای تن دادن وسازش کردن با باطل نیست اما طرفدار حکم بدون محکمه هم نیستم .برای من قابل درک است که درک رفقا از احساس من هم مشکلات خودرا دارد ومن با انان حق میدهم که برداشت های شانرا داشته بانشد هرکس از دید گاه خود حقیقت است . فعلا وسلام بامید حوصله مندی تان در خواندن نوشته حاضر



به این ترتیب سخن را کوتاه میسازم و در پایان سخن ، از گپ های شعاری و تشریفات معمول نوشتاری و گفتاری ایمیل جناب سپاهی میگذرم وتنها به چند نکته توجه رفقا را جلب مینمایم که جناب سپاهی نوشته است:

« من طرفدار حرفهای تند درین مرحله نیستم اما متاسفانه دراغاز مذاکرات ودر زمانیکه هنوز نشست دوم انجام نگرفته مقاله های بسیار تند درسایت های ازادی رو باز تاب حقیقت از ادرس صدای صف نشر میشود کلمات چون خاینین وجنایت کاران درست درهمین مقطع چندان پسندیده نمیباشد»

جناب سپاهی ! مرحله‌ای که شما طرفدار حرف تند نبودید عاقبتش معلوم بود. عدم صداقت بازیگرانرا اعضای صدیق به تازه گی نخوانده بودند . خوب آن مرحله سپری شد پس حالا میگوییم آنهای که گپ اعضای حزب به گوش شان نرفت. طر ح ها، نظریات وخواست های حزبی رفقا را قبول نکردند و مرکب جعل و جهل شان را تیز تر دواندند، با همکاران وهمراهان نو شان ، در دیدگاه سپاهیان آرمان و سر بازان صفوف جز تعریف خائین دیگر صفتی ندارند



جناب سپاهی ! پلینومی که شما پیش‌بینی کرده بودید دایرگردید. (البته جناب شما برای اینجانب گفته بودید که جناب راوش سند تدویر پلینوم فوق‌العاده را امضا نموده است اگر به گفته خود وفا نکردآنرا افشا میسازم) حالا که وفا داری جناب راوش برای جناب شما وتیم چهار نفره تان از روی موقف گیریهای آزمندانه شما و تیم چهار نفره جناب معلوم است، معلوم است که آن سند امضا شده هم افشا نخواهد شد. اینکه بحث بحران وعواملش در پلینوم چه بود کسب صلاحیت های تیم چهار نفره جناب همچنان پاسخ آن میباشد و در نهایت معلوم شد که تب لرزه انشعاب هم یک تمثیل بود تا دلسوزی. واما محکومیت تاریخ یک حقیقت خواهد بود. وقاضی عادل تاریخ هیچ گناهی را نخواهد بخشید........

محمد یعقوب هادی







فصل نو باروری استقلال فکری صفوف

فصل نو باروری استقلال فکری صفوف

آنگاه که دیوارهای گروگــان گیری صفوف به لـرزه درآمد تب جانکاهی اندام های بدن واحد توطئه را لـــرزاند. سحرِ طلسم توطئه گــران کودک عــقل فــرزند بــیگــانه از طبـیعت و سرشــت حقــیقی پدر معنوی صـفوف را «شویسـت» دسیسه نوشاند، تا به آن وسیله بقای حیات توطئه را تضمین نمایند. امـابرای عــلاج بــیماری اندامهای توطئه، دیگر بسیار دیـر شده بود. فـرزند نا خلــف برادر ناتــنی توطئه شد.عاقبت این شر وغوغای بلای نیم جان توطئه، هزاران برادران معنوی را بسوی هم کشاند وآغاز فصل نو باروریء استقلال صفوف را نوید داد. جشن به هـــم رسی «اصالت داران واصولگرایان» اولــین شگــوفه این فــصل نواست که مشام مـــا را تـــازه نــمود. وامیــد داریم در ســایه گلــهای خوش رنگ وبوی باغ پر حاصـلی که بدســتان توانمند فرزندان کــار و زحــمت پــرورش خــواهــد یـافـت هــمــه بــاهــم جــشـن بـــزرگ باهـــمــیء هــم اندیــشان را تجلـیل خواهیم نــمــو د.

حاصل زحمات تان پر شگوفه باد

محمد یعقوب هادی

رازهای که باید گفته شوند

رازهای که باید گفته شوند

رفقای گرامی !

قبل از همه میخواهم اینرا بگویم که باز هم مثل همیشه از مقام صفوف جنبش دادخواهانه ومترقی سخن میگویم جنبشی که مجموعه همفکران ما به آن تعلق دارد. من فکر میکنم صلاحیت این موقف کافیست که بسیاری نا گفتنی ها گفته شود. مخصوصآ که این مقام یعنی مقام صفوف امانت دار جفا ها خطا، انحرافات وکجروئی های کسی نیست. بلکه این مقام امانت دار اندیشه و آرمان مشترک نیرو هایست که میان هم سرحد ومرز تفکر و اندیشه ندارند .

 

پس میخواهم بگویم که در کنار تلاش های متدوام اندیشمندان مجموعه همفکری ما به نوبه خود برای رفع بحران و کوتاه ساختن دست عُمال توطئه کوشیده ام و برای جلوگیری از متلاشی شدن بخشی از جنبش دادخواهی و ترقی خواهانه در امکانات متفاوت اظهار عقیده، باور و نظر نموده ام که به این ارتباط جریان تماس ها ومکالمه ها با جناب حسن سپاهی معاون قبلی ن ف د ت ، اکنون صلاحیت دار در حزب نامنهاد، ریس بر حال شورای مرکزی پیشه وران راز گویی های فراوان دارد

به جناب سپاهی صاحب باید بگویم هرگاه پیشوند خطاب نام شما به جای رفیق گرامی عوض شده این مساله بر میگردد به مقدمات رابطه‌ها که از کجا وبر بنیاد چه وجوه برقرار شده است

البته روشن است از لحاظ موقف ها ما باهم خیلی دور بودیم. من تمام عمر مبارزه ام را در کوه و کمر گذشتانده ام و تا امروز هم در خیالم نمیگردد کاش من صاحب فلان مقام دفتری شوم. اما فکر میکنم همانجائی که ایستاده‌ام مقام من است. اینکه من، من میگویم گپ استثنائی نیست هزاران رفیق کوه وکمر از این قضاوت‌ دور بوده نمیتواند . اما این من گویی به لحاظ شیوه خطابیست که عنوان شده است.

به این ترتیب در آنطرف این فاصله شما در موقف تشریفاتی تر به قول معروف کار و فعالیت نموده اید. و سالها وتا امروزهم.

وقتی سخن از مبارزه‌ به میان مییائید به حزب بزرگ ما ح د خ ا وصل میشویم. و در پیامد آن امروز ما فقط یک هویت میراثی استیم وبس. اگر کاری کرده باشیم حفظ همین هویت است. اگر کاری کرده باشیم پیدا کردن همدیگر ماست. حتی در همین مورد هم اگر همدیگررا یافتیم باز هم جداگانه یافتیم. بد بختانه که عده‌ای با این یافتن های جداگانه همچنان بازی کرده ومیکنند . این بازی بار معنائی چه واژه‌ای را میتواند حمل کند که شما جناب سپاهی صاحب به خطاب آن واژه (خائین ) نسبت به کسانی که از طرف رفقای وبلاگ‌نویس خطاب شده اند در تبادل ایمیلی که با هم داشته‌ایم اعتراض نموده‌ بودید. اما اکنون بر چسب واژه‌ای خائین را چگونه می خوانید؟ کیها در کجا قرار گرفته اند؟

اکنون وهمین حالا زمان آن نیست که روی چیستی ها و کیستی های سخن بگویم که برای یک جانب ویک طرف مفهوم ندارد. اما اینرا هم میدانم به کسانی که نه یک قدم عقب را دیده میتوانند و نه یک قدم پیش روی به نظر شان معلوم می‌شود چگونه سخن گفته شود.

رفقا ی گرامی !

در این یادداشت قسمتی از راز های مکالمه ای را افشا میسازم که با جناب سپاهی صاحب در این مدت داشته ام. از جانب سپاهی صاحب در مورد آنچه که من در باره یادداشت «مسایل درون حزبی را با تأمل باید ارزیابی نمود» نوشته بودم ایمیلی را دریافت نمودم که نوشته شده بود این برای نشر نیست. در آن یادداشت ایمیلی روی بسی از مسایلی که مجموعه سیاسی همفکران را متلاشی میساخت با شیوه‌های متفاوت مکث نموده بود از جمله در قسمتی مطلب را درست نگرفته بود و آن مطلب قرار ذیل است:

«البته آنچه روشن است جلسه8جدی رفقای شورای مرکزی که بنا به پیشنهاد رفقای اصولگرا از داخل و خارج تدویر یافت در این جای شک نیست که آرزو، نیات ونظر رفقای سالم اندیش که در شورا های پی آمده از نتائیج جعل پلینوم21فعالیت اصولی دارند، با صورت تدویر جلسه مورخ8جدی رفقای شورای مرکزی همخوانی دارد.بصورت عینی میتوان گفت که تعداد بیشتری از رفقای ما در جنب این شورا ها خواست های اصولی را تائید نموده و از خود واقع‌ بینی حزبی انعکاس داده اند.مزید به آن معلومات دقیق وجود دارد که بسیاری رفقا عزیز ما با نیرنگ ها وبازی های اپراتیفی از اعلان موضع شان باز داشته شده‌اند اما مطمین استیم به زودی مهلت های که این رفقا سنجیده اند تکمیل خواهد شد و همه شاهد موجی ازاعتراض بر علیه گرو گان گیرا ن حزب ما خواهیم بود.ما این رفقا را که به اصول تأکید میکنند نه به اساس عضویت در شورا های اصولگرائی بلکه به اساس اراده اصولی تن واحد اصولگرائی میدانیم، ومیان خود و آن‌ها حد و مرزی قایل نیستیم»

یعقوب هادی

رفقای عزیز! همانطوری که گفتم برای جلوگیری از متلاشی شدن بخشی از جنبش دادخواهانه و مترقی با شماری از رفقا روی قضایا ی مورد نظر بحث و گفت وشنود داشتیم که این مساله اشاره‌ای بود به چال های و نیرنگهای که با رفقا در اروپا بازی می‌شد و خوشبختانه این رفقا این چال و ها نیرنگها را همچنان درک کرده بودند و چه بسی که در گفت وشنود ها ما از آن یاد میکردند. این مساله در یاداشت من هوشدار به آنهای بود که این نیرنگها از آن‌ها سر میزد. اما سپاهی صاحب آنرا بخود و حلقه همکاران خود گرفته بود که در آنوقت این حساسیت را با حسن نیاتی که داشتم درک کرده نتوانستم که چرا از جانب سپاهی صاحب صدا برآمد تا آنهای که مدنظر من بودند .

مثل اینکه تبر کاری خورده بود دوست ورفیق همکار شان عبدالله بهروز تیلفونی تماس گرفت که سپاهی صاحب این جملات یادداشت را بخود توجیه کرده لطفاً با جناب شان تماس بگیرید که موضوع چگونه است. البته من حقیقت مساله را واین که چه موردی مدنظر بوده برای هر دو شخص بیان کردم. البته جناب سپاهی صاحب بخشش خواستند که اگر در ایمیل حرف‌های من جدی بوده باشد ببخشید، که در مقابل من گفتم هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد و واقعآ هر گاه اصول پزیری به افکار شان تسلط دایمی میداشت نوبت به این راز گویی نمیرسید. واما چرا نوبت به این راز گویی نمیرسید؟ چرا که این اعتماد میتوانست ازجملات زیر جناب شان حاصل شود.

«انچه درین یاداشت عاجل به شما مینگارم قابل نشر نیست وصرف برای شماست ودرعین حال نمیخواهم بگو مگو ویا تبادل نظریات بین ما وشما از طریق سایت ها به مایه خوشی دیگران مبدل شود که کف بزنند که گویا (اینه بخیر اختلاف نظر بین شان شروع شد ) وبعدا انرا دامن بزنند درحالیکه ابراز نظر وحتی اختلاف نظر پیرامون مسایل یک امر عادی بوده مانع مبارزه مشترک شده نمیتواند زیرا اختلاف نظر بین همفکران وهمرزمان با مباحثات صمیمانه حل شدنیست .

من فقط چند نکته را با شما درمیان میگذارم نکاتیکه باور منست وآنرا همیشه درجلسات به رفقایم گفته ام.

دراول از اخر مضمون تان میخواهو روشنی بیاندازم که جلسه 8 جدی مانند سایر جلسات گذشته درفضای برگزار شد که همه رفقا نظریات شانرا ازادانه بیان نمودند وهیچ نیرنگ وبازی اپراتیفی دران درکار نبوده است درجلسه سخنران اولی رفیق بزرگوار بزرگر بود که وسیعا پیرامون مسایل صحبت نمود وطرح شمارا در مورد ایجاد کمیته رهبری مرکزی موقت انتقال نمود بحث کننده دوم رفیق دانشمند انجنیر عزیز بود وی در وقت لازم نظریاتش را پیرامون مسایل درون حزبی بیان کرد .صحبت کننده بعدی رفیق حلیم بود وی هم چنان نظریاتش رابانکه چندین مرتبه از جانب رفیق بزرگر به کوتاه ساحتن مطالبش توصیه شد ,بیان نمود بعدا رفیق بهروز نوبت گرفته بود ولی بنا بر حادثه مسمومیت خانواده ام وتیلفونهای مکرر قرار شد به خانه بروم لذا نوبت رفیق بهروز را بمن دادند ومنهم نظریاتم را بطور خلاصه واما واضح بیان نمودم من معقد م که اولا ایجاد ساختار تشکیلاتی مانند رهبری مرکزی از صلاحیت رفقای محدود نبوده بلکه همه اعضای شورای مرکزی درباره تصمیم اتخاذ نماید دوما دراولین جلسه وسیع که تقریبا 28 تن از اعضای شورای مرکزی دران اشتراک داشت این ترکیب که به جلسات ومشوره ادامه میدهند موظف گردیده اند که درواقع یک هسته رهبری موقتی شمرده میشود . سوما من به ساختار های موازی موافق نیستم بلکه بیشتر روی مبارزه درون حزبی فکر میکنم ومن فکر میکنم وقتی رفقا در یک ساختار نظریات اکثریت را بخود جلب نتواند ودر اقلیت قرار گیرد به ساختار جداگانه دست میزند این نظریه را همیشه به رفیق بزرگر گفته ام به نظر من اگر یک مفکوره منطق داشته باشد میتواند درجمعیکه بان توجه دارند قابل قبول واقع شود . از طرف دیگر ایجاد ساختار در یک حزب که دارای اساسنامه وبرنامه واحد است وطرفدار وحدت حزب است پروبلم های جدی بار میاورد فرض کنیم ما باجانب مقابل به نتیجه قناعت بخش رسیدیم درینصورت ادغام مجدد ساختار تشکیلاتی یک معضل کاملا جدی خواهد بود زیرا بازهم بحث تقسیم موقفها وپست ها وغیره مطرح میشود که درنهایت از طریق انتخابات مجدد حل شده میتواند . ازطرف دیگر تجربه نشان میدهد که درهر حزبیکه گروپ ها وساختار بوجود امده دیگر به یکجا شدن موفق نشده اند چنانکه امروز کودکان حزب دموکراتیک هرکدام بالغ شده وخودرا مستحق و برحق میدانند ما سه سال تمام نتوانستیم با حزب متحد ملی وحدت نمایم .بنا به نظر من این ساختارها سرانجام راه جدائی وانشعاب رسمی را هموار میسازد ازهمین جهت من با توصیه یا پیشنهاد شما در مورد قطع مذاکرات وایجاد کمتیه موقت وکنفرانس موافق نیستم این سه پیشنها هدفی جز انشعاب را توجه نمیتواند»

رفقا ی فهیم! این کلمات جناب سپاهی صاحب بودبدون آنکه یک نکته و یک حرف در آن کم وزیاد کرده باشم و یا حتی اغلاط آنرا تصحیح نموده باشم. اما حالا میبینیم که سپاهی صاحب کدام صدا را لبیک گفت انشعاب و یا یگانگی ؟ او در کجا قرار دارد؟ و اینکه نوشته است «اینه بخیر اختلاف نظر بین شان شروع شد» چه توجیه دارد؟ از نظر جناب شان افرادی که شامل اصطلاح بین شان می‌شود کیها استند و افرادی که خارج از اصطلاح بین شان است آنان کیها استند؟

اکنون نظر به موقف سازی ها و موقعیت گیری ها معلوم است که این افراد اصطلاح بین شان همان های اند که به بهانه ای تقلب ، جعل ، توطئه ودسیسه با عُمال، چنه زنی میکردند. . جناب سپاهی صاحب وحلقه رابطه‌ء شان از سازمانهای موازی و خود سر و خود ساخت حتی در همان شهر کابل که سه تن از این حلقه منفعت جو جناب خودشان عضو همان سازمان بودند چشم پت میگذرد و ایجاد سازمان ها و کمیته ها وشورا های اصولگرائی که به پیروی از راه حل مشروع رفع بحران پیشنهادا ت و طرح های سازنده را ارائه کرده اند با ژست‌های کاذب وحدت خواهانه زیر سؤال می‌برد. او وحلقه مربوطه‌اش در این طرف با اصول سر شور میدادند و در آنطرف از توطئه گران وعده صلاحیت میگرفتند .

رفقای دانا! ببینید که جناب سپاهی صاحب از یک طرف میگوید «دراولین جلسه وسیع که تقریبا 28 تن از اعضای شورای مرکزی دران اشتراک داشت این ترکیب که به جلسات ومشوره ادامه میدهند موظف گردیده اند که درواقع یک هسته رهبری موقتی شمرده میشود» و از طرف دیگر میگوید « ایجاد ساختار تشکیلاتی مانند رهبری مرکزی از صلاحیت رفقای محدود نبوده بلکه همه اعضای شورای مرکزی درباره تصمیم اتخاذ نماید » این چه نوع استدلال متناقض است؟ اگر شما به گپ اول اعتقاد داشتید چگونه شما خواست های اصولی «هسته رهبری» را بُردید در زیر پای توطئه گران قربان ساختید؟ و اگر به گپ دومی اعتقاد داشتید مگر جناب سپاهی صاحب پلینوم نامنهادی که شما رادر هیئت ریسه دیسانت نمود واقعآ نصاب مکمل داشت ؟ تیم هیات ریسه نامنهاد تان از طرف خود تان نا مشروع بودن آنرا در پیام نامنهاد هیات ریسه نامنهاد با رقم 64 تن که این تعداد هم دروغ قطعی است اعلان میکند. این در حالیست که همکاران شما با اعلان 109 تن عضوشورای مرکزی که آنهم غیر واقعی است پلینوم نامنهاد را دایر کردند. در حالی که مطابق اساسنامه ای که آن‌ها ظاهرآ از آن پیروی کرده‌اند رقم 64 نه به صورت واقعی اعضای شورای مرکزی نه به شمارش جعلی آنان نصاب جلسه را تکمیل کرده نمیتواند. یا شما اشتیاق زده گان مقام وصلاحیت های کاذب، اساسنامه را نمیدانید ویا اینکه میخواهید در چشم بینای دیگران خاک بزنید. اول باید برای شما اساسنامه آموزش داده میشد تا کور کورانه سالها حزبی نمیبودید. در باره پلینوم نام نهاد 19 اضافه به شما آمران شما با بیانیه ها و گزارشا ت ضد و نقیض این پلینوم را گاهی فوق‌العاده و گاهی عادی خواندند مثلاً امرین شما در راه فوق‌العاده گی این پلینوم «خس پوشک» بنا کردند و باری نوشتند

کمیته اجراییه شورای اروپایی حزب مردم افغانستان روز چهارشنبه مورخ اول ماه می سال۲۰۱۳ ترسایی با ریاست رفیق ولی محمد زیارمل ، سرپرست شورای اروپایی حزب مردم افغانستان از طریق شبکه پال تشکیل جلسه نمود.....

ازاثرتلاشهای کمیسیون شورای مرکزی حزب مردم افغانستان تحت ریاست رفیق استاد حلیم شرایط برپایی پلینوم فوق العاده فراهم شد. وقرار برآن شد تا پلینوم شورای مرکزی حزب مردم افغانستان به تاریخ ۱۹ ماه ثور سال جاری تدویر یابد

معلوم است که هم باداران وهم نوکران ازمساله تکمیل دعوت جلسه به اساس دو ثلث سو استفاده توطئه گرانه نمودند به همین خاطر است که از17 تن رقم دروغ دیگر در پیام مسخره هیات ریسه نامنهاد یاد می‌شود که گویا دعوت را توجیه کند. باید به شما فهمانده شود که تعین دو ثلث صرفآ به منظور دعوت نیست به بمنظور شرکت هم است. این مواد اساسنامه را غلط تعبیر نکنید که شما در توطئه های بعدی تان باز یک روز یک نامه را بکشید که فلان کس توصیه کرده بود که اگر من حیات نداشتم موافق استم که پلینوم فوق‌العاده را در فلان تاریخ دایر نمائید. گر چه که دیگر ما را به این مسخره بازیهای تان کاری نیست اما میخواهیم هر عضو جنبش داد خواهی و مترقی را از نیرنگ بازی‌ها و خیانت های توطئه گران آگاه بسازیم . جناب سپاهی این فهم اساسناموی شما درآن وقت در آنجا در کجا گم شده بود؟ که بر میخاستید و میگفتید این جلسه و هر تصمیم به اساس نورم اساسنامه تنها با شرکت 73 تن میتواند مشروعیت پیدا کند

سخنان جناب سپاهی وموقعیت حاضر شان نشان میدهد که اساسنامه را نه برای حفظ ساختار بلکه برای حفظ مقام به تعبیر گرفته‌است. در یادداشت خود نوشته است «از طرف دیگر ایجاد ساختار در یک حزب که دارای اساسنامه وبرنامه واحد است وطرفدار وحدت حزب است پروبلم های جدی بار میاورد فرض کنیم ما باجانب مقابل (جانب مقابل همان های که اکنون باهم دهن جوال گرفته اند) به نتیجه قناعت بخش رسیدیم درینصورت ادغام مجدد ساختار تشکیلاتی یک معضل کاملا جدی خواهد بود زیرا بازهم بحث تقسیم موقفها وپست ها وغیره مطرح میشود» این همان چیزی است که شما از راه معامله به آن رسیدید یعنی « تقسیم موقفها وپست ها» اگر چنین نیست سخن، طرح و نظر شما در پلینوم نامنهاد که یک حزب را منشعب ساخت چه بود؟

اینکه شما نوشته‌اید «من با توصیه یا پیشنهاد شما در مورد قطع مذاکرات وایجاد کمتیه موقت وکنفرانس موافق نیستم این سه پیشنها هدفی جز انشعاب را توجه نمیتواند» اول اینکه نظریه ایجاد کمیته رهبری موقت نه تنها توصیه من نی، که از هیچ شخص انفرادی دیگر هم نبوده بلکه طرح کمیته رهبری، تکرار همان طرح وپیشنهادی بود که هنوز نتیجه جعل و تقلب اعلان نشده بود واتفاقا موقف مجازی شما را هم تمثیل میکرد، که خود بخود ایجاد آن ضرورت مذاکره را منتفی میساخت. از سوی دیگر طرح کمیته موقت رهبری به عنوان یک طرح پیشنهادی جمع‌بندی تمام کار کردهای بدست آمده بود یعنی آنچه را که امروز به اساس یک معامله واقع شده است دفع میکردو لذا جناب شما آنرا انشعاب تعریف نمودید واما پلینوم نام نهاد 19 ثور اکنون به نظر شما تحکیم وحدت است؟ مرحبا به این واقع بینی. باز هم البته به نظر شما بلی !

جناب سپاهی صاحب نوشته است

به هر حال این بحث به درازا کشید خلاصه اینکه بعد از رفتن من از جلسه رفقا به بحث ادامه داده وشما در اطلاعیه جلسه اعضای شورای مرکزی میخوانید که رفقا ملیحه بزرگر ,سلام , خوژمن ,حلیم ودیگران در بحث اشتراک نموده اند وتصمیم درباره توظیف گروپ کاری و ادامه مذاکره به اتفاق فیصله شده است لذا درباره حرفهای چون نیرنگ وبازی اپراتیفی جای ندارد واززبان شما بیان ان اصلا توقوع نمیرود .شاید رفقایکه درجلسه به نظر واحد رسیده اند چنین جملات را توهین فکر نمایند .اگر منظور تان مذاکرات باشد درانهم هرسه رفیق افکار ونظرشانرا بوضاحت با راوش گفته اند هرگاه منظور از مجموع رفقا باشد یعنی صفوف ان بحث جداست

خوب مساله اول روشن شد که جناب سپاهی صاحب کلمه نیرنگ وباز اوپراتیفی را بدون اینکه منظور من ازعده ای مشترکین جلسه تاریخ 8 جدی بوده باشد نسبت بخود وحلقه مربوطه خود پذیرفته بودند. این سخن و شک دلالت به آن میکند که هیات مذاکره بجای انتقال طرح ونظر جلسه، افکار ونظر حلقه خودشانرا با جانب راوش مطرح میکردند واین افکار و نظریات هیات مذاکره همانا خواست انفرادی هیات مذاکره بوده که بدون شک به کرسی نشست. میگوید «هرگاه منظور از مجموع رفقا باشد یعنی صفوف آن بحث جداست». دقیق میگوید طرح ونظر صفوف را به آن‌ها غرض نبود آن بحث جداست خودشان میدانند کارشان. واما معلوم است که طرح و نظر هیات مذاکره بجای طرح ونظر اصولگرایان به اساس کدام پوشش به جانب راوش قبولانده می‌شود؟ بدون شک درپوشش نام ونشان صفوف که گویا این حلقه مذاکره این قوت را با خود دارند آن‌ها که به حق برسند این توان مهار می‌شود. توجه شود سپاهی صاحب مینویسد :

درباب مذاکرات رفیق عزیز, باید بگویم که بسیار ی از مسایل که درمذاکرات با رفیق راوش بحث شده وتوافق شده عجالتا در مطبوعات قابل نشر نمیباشد زیرا راوش نیز در داخل رفقایش با مشلات فراوان مواجه است ان باصطیلاح هیئت اجرائیه که بطور نا مشروع دور راوش حلقه زده حاضر نیستند که موقف شانرا ازدست بدهند همانگونه که در دید گاهم مطرح نمودم (انانکیه به مفت صاحب مقامی شده اند حاضر نیستند انرا به ارزان ازدست بدهند ) ومنهم نتوانستم دریاداشت ازین اشخاص نام ببرم درواقع راوش به تدویر پلینوم فوق العاده موافقه کرده وحتی گفته است که ریاست جلسه را یکی از رفقای گروپ کاری بعهده بگیرد به همین گونه وی درصحبت های که بامن داشته از هیئت اجرائیه اش ابراز نفرت نموده وبه تعویض ان از طریق انتخاب دموکراتیک موافق بوده است ولی نمتیوان این مطالب را علنی ساخت

بازی در درون بازی فقط بخاطر بدست آوردن صلاحیت های کاذب که این مشتاقان چوکی و مقام ، مهندسی مینمایند. حالا توجه شود سپاهی صاحب که طرح اصولگرایان حزب را انشعاب تعریف کرده است در درون حزب نامنهاد وحدت شعار چه میگذرد. همان کمیته اجرائیه که ریس نامنهاد از تنفر داشت در سر یک خوان با نمکدان شکن های دیگر نان و نمک می‌شوند. این چه محشری خواهد بود که هر یک از توطئه گران برای بدست آوردن مقام وصلاحیت که چه مقام وچه صلاحیتی خواهد بود بر ضد همدیگر برای دسیسه سازی مشغول باشند.

اما قاطعیت طرح اصولگرائی این بود که گروپ توطئه از تشکیلات حزب بیرون انداخته شوند. حزب از وجود آن‌ها پاک ساخته شود اما عُمال توطئه چیزی که میخواستند همین است که اکنون در درون حزب نامنهاد جریان دارد. این راز ها را باید افشا نمود چرا که هنوز رفقای شریفی در درون این حزب نامنهاد وجود دارند که در طلسم عُمال توطئه اغفال ساخته شده‌اند آنا ن به اساس تعهد شریفانه همیشه به قیاس اراده، نیات نیک وجدان های پاک شان به کسانی که خود را رفیق شان میدانند نگاه نموده اند. اما با دریغ ودرد که این فتنه انگیزان فرصت پال، چون گذشته رفقای عزیز ما را قربان خواهند کرد . من امروز بسیار بی پرده سخن میگویم عمر ها هم کوتاه و هم دراز است اما بالاخره همه رفتنی استیم . هربار که به سایت‌ها نگاه میکنم عزیزی با ما وداع کرده است کاروان مرگ ملیون ها سال است نه خفته است بگذارید هیچ رازی را با خود نبریم تا از تجربه ما نسل آینده مبارزه رنج عُمال توطئه وتوطئه گران ثانی را نداشته باشند.

جناب سپاهی صاحب دقیق و عمیق از تخلف میداند که در‌واقع میتواند نتیجه آن بررسیء باشد که یکی از شعبات مسئول باید آنرا انجام دهد. او باز هم یکبار پلینوم را مقامی میداند که حرف اول و آخر باید در آنجا گفته شود ویک لحظه بعد باز هم مصلحت های که به کسب صلاحیت های وی انجامید مرجع تصمیم گیری را پلینوم نمیداند. بخصوص که تخلف در جائی دیگر نه در پیش روی چشم اعضای شورای مرکزی که صلاحیت توظیف هر نوع کمیسیون را برای بررسی تخلف دارد انجام شده است اگر حاصل 2+2= 4 است چه ضرورت است که باز هم با خود فریبی تحقیق کنیم که آیا 2+2=4 می‌شود یاخیر

واما در باره کمسیون معلوم نشد که هدف سپاهی صاحب از کمیسون کدام کمسیون بود. ولی یک مساله رابه خاطر میاوریم که باری ریس جعلکاران در مورد کمسیون نامنهادی که پلینوم نامنهاد19 ثوررا گویا دعوت نمود چنین نوشت :

«اخیراً کمیسیون موظف شورای مرکزی حزب مردم افغانستان متشکل ازرفقا اقاشرین دردمند، داود ویاړ، خلیل بایانی، عبداله بهروز و میرمحمد شاه رفیعی تحت ریاست رفیق استاد حلیم اعلا میۀ مورخ ۳ ثور۱۳۹۲ را درمورد تدویرپلینوم شورای مرکزی حزب مردم افغانستان صادر نمودند»

با نظر داشت قبول همکناریها معلوم است که هدف سپاهی صاحب از «اشخاص مطلوب وبا دانش در کمسیون» همین ها استند

اگر جناب سپاهی صاحب که ظاهرآ یکسال در سازمانهای برآمده از تقلب عضویت نداشته و گاهی معتقد بوده که 28 تن اعضای شورای مرکزی در‌واقع هسته رهبری بوده پس این کمسیونی که پلینوم 19 را پیش‌بینی کرد به اساس کدام فیصله مشترک تشکیل شد ؟ وکیها در آن شرکت داشتند؟ سپاهی صاحب باید پاسخ بگوید چرا که سپاهی صاحب بخاطر وحدت کار و فعالیت داشت( خنده آوراست) باید جوانب تصمیم گیری تفاهم وتوافق تاریخ وتدویر چنین تعینات را هم بداند وباید مشخص بسازد. گذشته از همه «بدست آوردن هدف» را که در یاداشت خود نوشته‌است برای رفقای که از حقیقت این مساله دور مانده اند بگوید که آن «هدف» ذکر شده چه هدفی بود ونشان بدهد که این است حاصل محرم کاریهای من و حلقه معتمد من برای تماین وحدت

اما من از رفقا تقاضا میکنم که استعفا نامه یک تن از اعضای کمیسیونی که آقای راوش از او نامبرده به نشر برسانند که همه با دروغ های کلان مقام های کاذب آشنا شوند

جناب سپاهی نوشته است

«به نظر من توافقات راوش درمورد تدویر پلینوم یک انکشاف مثبت است باید انرا تشویق نمود واز گذاشتن سنگهای کلان دربرابر او با تامل برخورد باید نمود زیرا حرف اول اخر در پلینوم گفته خواهد شد اما فضای پلینوم نباید متشنج باشد زیرا پلیوم پیش رو جای محاکمه نیست رسیدگی به تخلفات وظیفه کمیسون نظارت وکنترول حزبی است وتوجه شود که درپلینوم اشخاص مطلوب وبا دانش درین کمسیون انتخاب شوند . به نظر من اگر در اعلامیه راوش از پلینوم بدون ذکر کلمه فوق العاده یاد شده درهر حال پلینوم فوق العاده است وبطور طبیعی هم هر پلینوم که قبل از معیاد دایر شود فوق العاده است مهم بدست اوردن هدفی است که ما در برابر خود قرار دادیم»

درطول مبارزه ما هیچگاه از دشمن ومخالفین اندیشه‌ها باور و ها وسیاست ها شکست نخورده ایم. هر نوع ضایعات و شکست از درون واز کنار خود ما بالای ما تحمیل شده است. اما چرا این شکست و ریخت مکرر تکرار شده است به لحاظ اینکه مهندسان توطئه وجیره خواران جعل، تقلب، تخلف، انحراف ، همیشه تبلیغ نموده اند چیزی در باره ای این جفا ها نگوئید که دشمن استفاده میکند. وبا چنین تبلیغ اغفالگرانه رد پای خود را گم میکنند. واگر رفقا و یا شخصیت‌های افشا گری کردند توطئه گران با هر اختلافی که میان هم داشتند یکجا شدند ، به خفه ساختن ، سرکوب کردن، به تجرید بردن و به بدنام ساختن آن رفیق فعال شده‌اند.اما باید بدانند که حالا صفوف اعلان کرده است که به این وضعیت خاتمه میدهد. صفوف اعلان کرده است که ما تجارت سیاسی این افراد راپایان میدهیم.

اطلاعات موثق میرساند که از ایام تحمیل شرایط پراگندگی بالای «حزب مادر» بهترین رفقای پاک ونجیب بنا به درک ، تشخیص وتثبیت یک سلسله زدو بند های حلقات معین نخواسته اند از طریق شرکت در مجموعه همفکری ما بسوی اهداف آرمانی شان بروند . ریختن اشک رفیق ارجمندی را هرگز فراموش نخواهم کرد که قصه های درد آوری از رویه وبرخورد رفیقان نیمه راه و خوش حالت برایم داشت. این رفیق ارجمند میگوید در محیط کاری ما عضویت در حزب از راه کسب اعتبار عضویت در حلقه زدو بند ها بدست می‌آید. و این محیط کار محلی است که منفعت جویان حزب نام نهاد مردم صلاحیت اداره آنرا در اختیار دارند

ادامه یادداشت ایمیل جناب سپاهی صاحب

یک نکته دیگر را هم میخواهم برای اولین بار به شما بگویم وان اینکه شما اکثرا ازروی اطلاعات تعدادی ازرفقا قضاوت مینماید که با شما تماس دارند اولا درایجاد بحران کنونی درون حزبی تنها اشخاصیکه شما انان را درنوشته هایتان معرفی نموده اید مقصر نیستند بلکه ماهم به نوبت خود سهمی دران داشته ایم اگر کمی به رخداد های قبل از کنگره برگردیم اغاز مشکلات از استعفای رفیق انجنیر عزیز از پست ریاست تشکیلات اغاز شد ما درهیئت اجرائیه موازنه اصولیت را ازدست دادیم وبدست خود تشکیلات را درتدویر کنگره , انتخاب نمایندگا ن وساختار های کنگره به اشخاص مغرض سپردیم .درکنگره به همه فیصله ها مهر تایئد گذاشتیم ودرمسایل سرنوشت ساز اعتراض نکردیم مثلا انتخاب اعضای شورای مرکزی ,انتخاب کمسیون تحریر و اعتبار نامه وحتی اساسنامه که دران پست معاونیت عمدا درنظر گرفته نشده هم چنان ترک رفیق بزرگرجلسه پلینوم را وبی سرنوشت گذاشتن رفقایکه تا ایندم باو بودند من شاهد اعتراض تعدادی از رفقا ی بودم که به رفیق بزرگر رای داده بودند واین عمل را تائید نکردند درینجا میدان برای تاخت وتاز وگرفتن مواضع توسط دسیسه کاران میسر گردید .دو روزبعد ان من ,استاد حلیم ورفیق صالحی رفقا راوش ,رزمیار ,صدیقی ,انور متین را قناعت دادیم تا به تدویر پلینوم وانتخاب مجدد رهبری موافقه نمایند حتی سندی را هم امضا نمودیم ولی رفیق بزرگر این سند را قبول نکرد به دلیل اینکه دران بطلان انتخاب بطور روشن تذکر نیافته بود درحالیکه هدف تدویر پلینوم بسیار روشن انتخاب مجدد ریس وهیت اجرائیه بیان شده بود بنا آ این برخوردها در عمیقتر شدن بحران واغاز ان نقش دارند که نادیده نباید گرفته شود .

سپاهی صاحب آنچه را که به نظر شان خواسته برای اولین بار و آنهم بطور محرم برای من بگوئید ایامی است که حد اقل تنها ده‌ها یادداشت من پیرامون تحمیل فشار بخاطر تعویض شعبه تشکیلات، دلایل ترک جلسه از طرف رفیق بزرگر، انتخاب اعضای شورای مرکزی ، تصویب اساسنامه وبر نامه در سایت‌ها انترنتی به خوانش گذاشته شد، که جناب سپاهی صاحب یا آن یادداشت‌ها را نخوانده‌ و یا از یاد برده‌است. بطور روشن معلوم است که استعفای رفیق گرامی انجینر عزیز با زمینه سازی های توطئه گرانهء گروپ توطئه صورت گرفت. استعفا رفیق انجینرخودش به مفهوم اعتراض نسبت به امر و نهی وغرض های حکام پشت پرده وعمال توطئه بود. اما اینکه سپاهی صاحب در آنوقت بحیث معاون حزب برای دفع و ترد این زمینه سازی چه کاری باید میکرد بگوید چه کاری در این زمینه به جزسکوت محافظه کارانه انجام داده است؟ وگذشته از آن استعفا خودش عدم علاقمندی به مقام و چوکی است علاقمندیء که در وجود شما جناب سپاهی صاحب آنقدر توانمند است که همیشه شما را از این لحاظ تأمین نموده است، اینکه شما پست معا ونیت حزب را در حزب «سرنوشت ساز» تعریف میکنید دلیل به این علاقمندی است.

جناب سپاهی صاحب شخص شما کسی میباشید که جمع آوری دیدگاه های رفقا پیرامون دوسند حزبی( اساسنامه و برنامه) از طریق ایمیل شما انتقال میافت، مگر شما چرا خود در اینمورد صاحب نظر نبودید؟ وگذشته از آن چرا در جلسه بلند نشدید دلایل سرنوشت ساز این پست معاونیت را مطرح نکردید؟ در مورد «کمسیون تحریر واعتبار نامه» مگر شما نمیدانید که به اساس مهندسی پلان توطئه تعویض شد؟ مگر شما اعتراض اعضای کمسیون اصلی وسایر رفقا را شاهد نبودید که کسی نشنید؟ اما شما در آن موقع چه کردید؟ چرا بر نخاستید از این مسایل سر نوشت ساز دفاع ننمودید ؟ حتی در مورد انتخاب کادر رهبری در همان ویدیو های جریان جلسه از شما جزاین طرف و آنطرف رفتن ما کدام نظری ،گپی و سخنی نشنیدیم. شما چرا میخواستید توسط سایر رفقا مقام پست معاونیت را شکار کنید.معاونیتی که نمیدانیم به کدام دلیل نزد شما سرنوشت ساز است؟

شما خود اصولیت رفقا را تائید میکنید که میگوئید «ما درهیئت اجرائیه موازنه اصولیت را ازدست دادیم وبدست خود تشکیلات را درتدویر کنگره , انتخاب نمایندگا ن وساختار های کنگره به اشخاص مغرض سپردیم» ولی چون اهداف شخص و فردی دارید باز میروید در صف «افراد مغرض» و «دسیسه کاران» ایستاده می‌شوید گرچه برای خود شما به نسبت اشتیاقی که به کمائی کردن مقام دارید عجب ندارد. اما من و ما متاسف استیم.

شماکه میگوئید « دو روزبعد ان من ,استاد حلیم ورفیق صالحی رفقا راوش ,رزمیار ,صدیقی ,انور متین را قناعت دادیم تا به تدویر پلینوم وانتخاب مجدد رهبری موافقه نمایند حتی سندی را هم امضا نمودیم ولی رفیق بزرگر این سند را قبول نکرد به دلیل اینکه دران بطلان انتخاب بطور روشن تذکر نیافته بود»

 

ما میپرسیم چرا نباید ابطال بصورت روشن رد میگردید ؟ وچرا باید به خواست باطل گریان تن به معامله داده میشد؟ در مورد عدم پذیرش سند مجهول شما و آقایان استاد حلیم صالحی راوش ,رزمیار,صدیقی,انور متین رفیق بزرگر به حیث یک حزبیء با اصول در زمینه برخورد نموده است.واگر چنین نمیکرد او نیز به نزد ما چون دیگران کسی میبود که بر ضد اصول قرار گرفتند. جناب سپاهی صاحب این چه حزبیت است که گفته شود بلی تقلب و جعل شده است، اما نباید قاطع رد شود.

سپاهی صاحب مینوسید

اما در مورد گام استوار رفقای شورای موقت اروپائی :رفیق گرامی اولا طی سه سال ما نتوانستیم با متحد ملی وحدت نمایم انان با تدویر کنگره تمام موفقیت های سه ساله را برباد نمود وبا تقلب نام کنگره شانرا کنگره وحدت گذاشتند یعنی انان هم قلب کاراند واز طرفی انتقاد ما بالای متحد ملی همین بود که چرا رفیق علومی درائتیلافهای مجاهدین شرکت دارد ومخصوصا رفیق بزرگر ورفیق عزیز بیشتر ازهمه این نکته را انتقاد نموده ومیگفتند تا متحد ملی از ایتیلاف عبدالله خارج نشود وحدت ما ممکن نیست .

اکنون چه شد که همان متحد ملی که روابطش با مجاهدین عمیقتر شده,وحدت کرد.درین نقطه ما اختلاف جدی سیاسی ومفکوره داریم گذشته ازان هنوز که کدام تصمیم قانونی درمورد وحدت با رفقای متحد ملی ندارید چگونه رفیق سلیم در جلسه شما شرکت نموده وبه تصمیمی مبنی بر قطع مذاکره با کسانی که ما بانان کنگره دایر نمودیم ودر بسیاری از تصامیم شریک هستیم تنها در مسایل انتخاب رهبری اختلاف درایم,حضور میابد این کدام اصولیت است واز جانبی شما رفقا بدون مشوره قبلی با مرکز چطور این همه تصامییم بزرگ را تخاذ نمودید .؟ ایا فکر نمیکنید در عمیق ساختن بحران درون حزبی عناصر متحد ملی مشوق باشند ؟

جناب سپاهی صاحب !توطئهء که برای شکست وحدت بکار گرفته شد حالا دیگر بکلی روشن میباشد. از فحوای سخن شما معلوم است که در خط توطئه گران راجع به شکست وحدت و رفقای متحد ملی قضاوت دارید. مساله شرکت وعدم شرکت حزب متحد ملی در ائتلاف یک ملاحظه سیاسی بود.اما این ملاحظه را توطئه گران تا صفت دادن خائین به این رفقا ذهنیت سازی وتبلیغ کردند. جنگ یک ساله انترنتی توطئه گران ارو پائی شاهد مدعاست.ببینید که هنوزهم شما از آن ذهنیت الهام میگیرید و مینویسید «اکنون چه شد که همان متحد ملی که روابطش با مجاهدین عمیقتر شده,وحدت کرد درین نقطه ما اختلاف جدی سیاسی ومفکوره داریم»هرگاه اختلاف سیاسی را جدی نگیریم و همانطوری که باری آنرا ملاحظه سیاسی خواندم این گپ اختلاف سیاسی را هم آنگونه توجیه نمایم، وبکار گیری اصطلاح مفکوره را از جانب شما مترادف با «اندیشه»حساب نمایم این سخن تکرار، موضع گیری توطئه گرانه است.مر حبا به چنین معاون حزب که ناخوانده امضا میکند.جناب سپاهی صاحب برای یگانه شد ن دو حزب رفیق وهم اندیش روی یک سندی بنام «خطوط کلی»توافق صورت گرفت، از نظر شما این خطوط کلی چه مسایلی را احتوا میکرد و میکند؟ بنا به این بر خلاف شما ما به این باور استیم که با حزب متحد ملی هیچ نوع اختلاف اندیشوی نداریم.حزب متحد ملی برای مایک مجموعه سیاسی رفیق و هم اندیش است.ما سالهای دراز مبارزه باهم بودیم که تهداب باهمی ماست.در دوران پراگنده گی های عمومی سه سال باهم ماندیم که چهار دیوار محیط سیاسی ماست، و یگانگی ما هم به اراده رفقا ی صدیق هر دو طرف حتمی شدنیست . شرکت رفقای هم اندیش در جلسات ما یک امر اصولی ووحدت خواهانه است.من نمیخواهم مقایسه نمائیم که در پلینوم نامنهاد شما چه کسانی مهمان شده بودند بودند واما میگویم خوشا به حال رفیق و یا رفقای که پلینوم نامنهاد شما را ترک گفته ودر پلینوم نامنهاد 19ثور شما مهمان بودن را شایسته خود ندانستند........

محمد یعقوب هادی

بخش دومی نیز بزودی نشر میشود

یادداشت:تمام جملاتی که داخل ناخنک با رنگ نارنجی نوشته شده مربوط به نامه سپاهی صاحب میباشد