راز های که باید گفته شوند قسمت دوم
قسمت دوم
راز های که باید گفته شوند
رفقای گرانمایه! از آنجا که موقف وموقعیت رهروان اصول و سپاهیان صفوف در کارزار مبارزات حزبی و سیاسی روشن است، جریان حرکت در راه اهداف تعهد شده بسوی آرمان سرای ما( اهداف مشترک نیرو های ملی ، مترقی و دادخواه) ما را موظف میسازد پنداشت ها، برداشتها، رفتار ها وکردار های که پیامد های آن در میان همباوران و هم اندیشان سوء اعتماد ایجاد نمائید، و گزینه های همسوئی را بیاعتبار بسازدو سیاست را بدنام کند، هم اندیشان و همباوران از آن آگاه باشند تا اینکه از آسیب رسانی به جنبش مترقی و داد خواهی در هر شکل ومضمون آن جلوگیری شود.
از این جهت فکر میکنم آنچه در باره پنداشت ها و برداشتهای مدعیان مبارزه وسیاست در این خصوص میدانیم بگذار همه رفقا ی گرامی ما نیز بدانند. لذا به این ارتباط چندی قبل پنداشت های جناب محمد حسن سپاهی را که درنتیجه تبادله ایمیلی حاصل شده بود به عنوان «راز های که باید گفته شوند» در مطبوعات انترنتی بر ملا ساختم واستدلال خود را پیرامون آن نوشتم که اینک قسمت دوم آنرا به خوانش عزیزان تقدیم میدارم. تصریح باید نمایم دراین ارتباط آنچه که گفته شد و میشود عجولانه هم نیست و عقده مندانه هم نمیتواند باشد چرا که روی این پنداشت ها وچنین پنداشت ها یکسال تمام تعمق صورت گرفته، واز پروسه بحث و گفت شنود، تحلیل و ارزیابی هم درجلسات حزبی وهم در تماس ها وارتباطات سنتی رفیقانه گذشته است. از جمله در جلسه مورخ 28 جنوری 2013 که از جانب رفقای بیرون مرزی در سازمانهای اصولگرائی دایر شد پیرامون ارزیابی طرح ها وارائه نظریات رفقای اصولگراو صورت کار هیات موظف وقت برای انتقال آن، و نتیجه گیری از آن تماس ها وهمچنان یادداشت های شخصی که از جمله از طرف جناب سپاهی پیرامون کار هیات موظف در مطبوعات انترنتی نشر شد، تدابیر،، اقدامها و طرح های آینده قیام وجنبش صفوف بحث ومداقه صورت گرفت. من افتخار میکنم که اشتراک کننده جلساتی استم که در آنجا ازادی و دیموکراسی، صراحت لهجه، شفافیت سخن، جدیت و قاطعیت، وضاحت وبی پرده گوئی، وحتی بازخواست وپرسشگری بدون آنکه صمیمیت رفاقت رازیر سؤال ببرد در فضای آن مسلط است. که جریان صوتی آن در لینک زیر قابل شنید میباشد.
لطفاً روی لینک های ذیل کلیک کنید
http://www.youtube.com/user/antitalibanism?feature=watch
رفقا مطلع استند که اخیرآ جناب محمد حسن سپاهی جلسه هیات ریسه حزب نامنهاد مردم را در جریان ماه عسل ریس نامنهاد حزب مردم در توطئه سرای اروپائی، به عنوان سر پرست مدیریت نمود، و پیرامون راهکار های ائتلاف احزاب و سازمانهای دموکرات و ترقیخواه افغانستان در باره ضرورت مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی و سایر انتخابات در همکاری و همسوئی با سازمان های شامل ائتلاف در شرایط کنونی سخن زد که خوب است رفقا و دوستان ما باپنداشت ها و تفنن پیشه گی های آنانی که دل و زبان شان یکی نیست بیشتر آشنای حاصل نمایند. در این ارتباط توجه عزیزان را به نظریات جناب سپاهی و استدلال اینجانب پیرامون آن معطوف میسازم.
کاپی ایمیل جناب حسن سپاهی باز هم بدون کم وکاست و حتی تصحیح جملات و کلمات به خوانش رفقا گذاشته میشود. کاش جناب سپاهی بتواند نوشتهها و یا گفته های مرا نیز مطبوعاتی بسازد تا این مقایسه بوجود بیائید که اصول چیست وکدام عمل ابطال خوانده میشود ( صفتی که جناب سپاهی با اینهمه ما و ما گویی با زهم ابطال برایش تعریف ندارد) تا به گفته جناب سپاهی «صفوف که از اقداما ت ما خبر ندارند ووحدت میخواهند» آگاه شوند.
به ادامه یادداشت قبلی میخواهم بگویم آنچه در شرف وقوع بود وآنچه که میتوانست پیامد داشته باشد تشویشی بود که نه تنها برای من وما، که مجموعه سیاسی مانرا مصئون از توطئه میخواستیم قابل غور و تعمق بود بلکه به همه رفقای که آرزوی یگانگی هم اندیشان را در یک تشکل واحد داشتند و دارند ودست توطئه را از آن کوتاه و دور میخواستند قابل اندیشه بود که جناب سپاهی در مورد نوشته است::
«رفیق هادی گرامی نظریات شمار ا درمواردیکه تذکر دادید از رفیق بهروز شنیدم وتشویش شمارا هم درک میکنم چون بسیاری از مسایل که درنشست رفقا بارواش درمیان گذاشته شده وانچه وی ابراز عقیده ونظر نموده هنوز انعکا س نیافته بنا تشویش تان بجاست وتجربه بسیاری از سیاست بازی ها هم کم نیست.اینک پیرامون برخی مسایل توضیحاتیرا که درین صفحه گنجانیدم با شما در میان مگذارم که اگر برخی ابهامات روشن گردد .»
متأسفانه از آنچه همه ای این رفقا تشویش داشتیم در اثر مقام پرستی ومنفعت های شخصی افرادی چون جناب سپاهی و حلقه چهار نفره مربوطه شان که باتوطئه گران همکاری ، همروی و همسوئی نمودند همان شد که باید نمیشد. جناب سپاهی درست گفته بود که تجربهای بسیاری سیاست بازیها کم نیست این تجربه سناریوی بود که جناب سپاهی آنرا خود آماده کرده بود و آنرا تکرار نمود به همین لحاظ هم به گفته خودشان چیز های که راوش گفته بود تا آخر گفته نشد ولی موقف وموقعیت های کنونی همکاران مخفی توطئه از آن راز های ناگفته سخن گویا وفهما دارد. اما کی نمیداند این نشیمنگاه به مصداق «ترکستان دیدن» چون خیال خود بزرگ بینی چیزی بیش نیست.
باموقف گیریهای همکاران توطئه سوالی راکه جناب سپاهی از خود نموده ، که چرا پلینوم دایر شود؟ خودبخود پاسخ یافت. جناب سپاهی مینویسد: «اول- دراعلامیه یا پیام همبستگی رئسای شوراهای کشوری اروپائی ازتمام اعضای شورای مرکزی دعوت شده تا بدون پیش شرط وبهانه جوئی در پلینوم شرکت نمایند . درین جا چند مساله را باید غور نمود 1- چرا پلینوم باید دایر شود ؟ ازجانب ما کاملا واضح است هدف پلینوم روشن است از جانب مقابل هم دراعلامیه داکتر راوش رسیدگی به معضل بوجود امده درپلینوم 21 ثور واختلاف نظر بر مسایل تشکیلاتی تذکر بعمل امده که بازهم قضایا روشن است چون علت بحران واختلاف در پلینوم هم واضح ورشن است»
و اما چه واقع شد؟ جناب سپاهی و حلقه همکاران باید عضو هیات اجرائیه وهیات ریسه شوند. به نظر سپاهی صاحب اختلاف نظر به سر مسایل تشکیلاتی و علت بحران فقط همین بود که برای این گروپ امتیاز داده نشده بود. اینجا دیگر رسیده گی به معضل بوجود آمده در پلینوم 21 و علت وبحران پاسخ پیدا میکند. همکاران توطئه در صف اول ایستاده میشوند وعکس میگیرند و در هیات های اجرائیه و ریسه شامل میشوند دیگر همه چیز مشروعیت پیدا میکند و شروط حزبی و اساسناموی سنگهای کلان خوانده میشود و معضل بوجود آمده با حقداری به همکاران توطئه حل وفصل میگردد. این جنابان اکنون به عقب نگاه نمیکنند که چه واقع شد؟ بیشتر از نیم بدنه آن تشکل سیاسی چه شد؟ کجا رفت؟ البته جعلکاران و توطئه گران تبلیغ میکنند که همه موجود و حاضر استند. اگر چنین است پس این اعلامیه گک از نام هیات ریسه نام نهاد حزب نامنهاد که چند هفته در پیشانی خشمگین سایت جعل نگاران بامداد بی حرکت میخکوب شد به چه منظور بود؟ مقصود ازاین تزرع نامه چه است ؟ توجه شود به بخشی از پیام هیات ریسه حزب نامنهاد مردم:
«هیات رییسه شورای مرکزی حزب مردم افغانستان از تمام اعضای شورای مرکزی منتخب کنگره ، کادرها وفعالان حزب مردم افغانستان که بنا بر عوامل مختلف نتوانسته اند در فعالیت های حزب و پلینوم مورخ ۱۹ ثور ۱۳۹۲ شرکت داشته باشند، تقاضا می نماید که بدور کمیته اجراییه وهیات رییسه شورای مرکزی منسجم تر وفشرده ترحلقه زده سهم و رسالت حزبی شان را در امر تحقق اهداف وارمانهای حزب ادا نمایند. حزب مردم افغانستا ن به همه ای ما تعلق دارد»
جناب سپاهی که با تظاهر از وحدت سخن میگوئید دوباره خود جناح سازی را رکلام میکند. ومینویسد
« دوم- مساله حقوق برابر هم یک اصل است که اعضای شورای مرکزی دارای حق مساوی اند اما درین پلینوم مراد از حق برابر دو جناح یا دو بخش دارای اختلاف نظر پیرامون نتایح پلینوم 21 ثور است که کسی امتیاز خاص نداشته باشد»
مساله حقوق برابر ارتباط دارد به نوشتهای از نام روسای شورا های جعل در اروپا که برای تائید توطئه در سایت جعلکاران بامداد نشر شده بود که در آن شرکت همه را در پلینوم بعدی برای تائید توطئه فرا خوانده بود که گویا آب از آب تکان نخورده است وهمه چیز طبیعی بودکه البته برای خود آنان توطئه، جعل ، تقلب و دسیسه طبیعی است. لذا این جناح سازی های پیشبینی شده جناب سپاهی درواقع پنداشت های درون شان است که از حق مساوی دو جناح در پلینوم حرف میزند. این پنداشت زمانی در ذهن جناب سپاهی وجود داشته که ما میگفتیم جعل و تقلب و به اساس مهندسی عمال توطئه صورت گرفت و صلاحیت های حزب در اثر آن اشغال شد. پنداشت جناح سازی جناب سپاهی تبلیغی برای پرده پوشی آن توطئه است. اما اینکه میگوید « کسی امتیاز خاص نداشته باشد» اصول را با ابطال همگون وهمسان دیدن تنها کار سپاهیان پر تزویر میتواند باشد
مدت یکسال توطئه گران به هر طرف دوان بودند که از آدمهای سست پیمان به نفع توطئه سر باز گیری نمایند امروز وقتی پنداشت های این عده که جعل و تقلب برای شان موقف ها موقعیت های خاطر ارضائی شانرا هدیه داد توجه شود هر یک شانرا میتوان در چهره دیگر شان دید. جناب سپاهی که پیش شرط اساسناموی را مانع
حل بحران می پندارد بیائید از خود جناب سپاهی بخوانیم که در اینباره چه نظر دارد؟
سوم- پیش شرط : حال که همه جوانب حل بحران را درپلینوم میدانند وبا حق مساوی همه اعضای شورای مرکزی دران شرکت مینماید پیش شرط ها میتواند مانع تدویر پلینوم باشد .زیرا شرط های که مطرح شده درجریان چندین مرحله مذاکرات برای هردو طرف قابل قبول نبوده مثلا لز پیشرط های داکتر راوش برسمیت شناختن ریاست وی ,ریاست جلسه پلینوم و توسعه هیئات اجرائیه بود .
پیش شرط ما این است که راوش باید از پست ریاست استعفا بدهد ,رهبری حزب به کمیته سپرده شود وبه تقلب وباطل بودن انتخابات اعتراف شود .
نه ماه گفتگو ها ,نوشته ها , استدلالها نتوانست هیچ یک از طرفها را از موضع خارج کند وبه یک تفاهم برساند لذا پیش شرط بازهم بحران را ادامه خواهد داد ومشکل بجای خود باقی .
بنا وقتی ما حل معضله را در درپلینوم مدیدیم وبارها وبه کرات انرا مطرح ساختیم پس راهی را انتخاب نمایم تا تدویر پلینوم میسر گردد البته ازهمه اینها واز هرگونه پیش شرط گذاشتن مهم انست تا ما بتوانیم با منطق واصول اعضای شورای مرکزی را به حقیقت خود جلب نمایم
افاده ای این گفته در دو جمله روشن است یکی «به تقلب و باطل بودن انتخابات اعتراف شود» دوی دیگر «مهم انست تا ما بتوانیم با منطق واصول اعضای شورای مرکزی را به حقیقت خود جلب نمایم»
در اینجا جناب سپاهی میداند که تقلب صورت گرفته و انتخابات باطل است اما اینکه تقلب، باید تقلب گفته شود و انتخابات باید باطل اعلان شود از نظر جناب شان پیش شرط غیر مجاز و غیر قابل قبول است. این در حالی است که این پیش شرط ها را حقیقت هم میداند . در این باره آن منطق و اصولی که جناب سپاهی مدنظر شان بود که توجه اعضای شورای مرکزی به آن حقیقت جلب شود به جز تطبیق اساسنامه حزب که خود پیش شرط است وخود اصول است ، مگر جز آن کدام طرح اصولی دیگر در کجا بوده میتواند؟ حالامعلوم میشود این اصطلاح «حقیقت خود» نزد جناب سپاهی کمائی صلاحیتی بوده که به آن رسیده و اگر چنان نمیشد وحشت داشته است. توجه شود در این باره خود میگوید و مینویسد :
درغیر ان تصور نماید که راوش ازهمه مقامات استعفا کرد وهیئت اجرائیه اش را هم منحل نمود اگر درپلینوم اکثریت را داشت نه تنها که ان مقامات قبلی را بدست خواهد اورد بلکه ضربه که بما وارد میشود به مراتب زیان بار تر خواهد بود ودر هیچ یک از مقامات رهبری جای نخواهیم د اشت .مخصوصا که مجوز رسمی را هم بدست دارد .
چنین چشم داشت ها ماهیت تفکرماکیاولستی است تفکری که میگوید فقط در پی مفاد خود باش. تنها خودت را محترم بشمار. ریا کار، فریب ساز و حیله گر باش. کسانی که ذهن شان با این مفکوره آراسته است هرآنچه که منافع شخص آنان را تأمین کند مشروع است توجه شود جناب سپاهی از کدام شگاف بکجا نظر دارد. او مینویسد:
ازنظر من داکتر راوش به چند دلیل اکنون حاضر شده لا اقل به تدویر پلینوم توافق نماید. اولا فشار های که تا اکنون از خارج وداخل وارد شد. مشکلاتیکه درهیئات اجرائیه خود دارد . وی موقف ضعیف خودرا در ائتیلاف با درنظر داشت بحران داخلی حزب احساس مینماید . دوم تحلیل که از اعضای شورای مرکزی نموده فکر میکند اکثریت را با خود دارد واین مساله برایش امید کلان است تقریبا 14 نفر تنها از شورا های برون مرزی اند درمیان ما نیز کسانی است که از همان پلینوم 21ثور درهنگام تصامیم جدی وحساس حاضر نبوده ونیستند .سوم از شرط وشروط که ما میگذاریم وی باین نتیجه رسیده که رفیق بزرگر ورفقایش در پلینوم شرکت نمیکنند وانوقت است که درمیان صفوف که انتظار حل بحران را داشتند نفوذش بیشتر خواهد شد .وتشویش شما رفیق هادی درین مرحله میتواند به واقعیت برسد که همه را از عضویت شورای مرکزی اخراج نماید. البته مسلم است که ما بنام وادرس حزب مردم فعالیت علنی نمیتوانیم بنا باید حزب نو بسازیم با ارایه ده هزار درخواست عضویت با مدارک تابعیت . از اینجاست وقتی جناب سپاهی با رهروان اصول گپ میزند در مورد رفتار های عمال توطئه آسیب شناسی میکند،و مشکلات ریس راوش را با هیات اجرائیه خودش، موقف ضعیف راوش را در ایتلاف نشانی میکند. و از این شگاف به مقام و منصب چشم میدوزد وقتی به مقام میرسد بسیار افتخار میکند که گویا حزب نامنهاد برایش این فرصت را مساعد ساخت تا به حیث ریس سر پرست از او نام برده شد. در اینجا همه گفتهها ی جناب سپاهی چیز جلوه شخصی دارد « مشکلاتیکه درهیئات اجرائیه خود دارد ، وی موقف ضعیف خودرا در ائتیلاف با درنظر داشت بحران داخلی حزب احساس مینماید، فکر میکند اکثریت را با خود دارد، وی باین نتیجه رسیده که رفیق بزرگر ورفقایش در پلینوم شرکت نمیکنند » یعنی حزب مطرح نیست « وی» مطرح است. در باره حزب نو ساختن که در پراگراف های دیگرهم تکرار شده در آخر می پردازم.
جناب سپاهی از موقف کنونی که مجبوریت های ریس راوش بدستش داده جلسه دایر میکند ودر آن جلسه فیصله شرکت احزاب ایتلاف مترقی فیصله ای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری را از احزابی جستجو میکند که در نگاه دیگر خود، این احزاب را بدرد بخور جامعه نمیداند او مینویسد:
حزب ساختن کار ساده نیست انهم در شرایط که مصارف ان از راه مشروع تامین شود وبه کسی وابسته نباشد البته احزابی مانند شاهین وبگتاش وغیره وجود دارند وهرروز خودرا به یکی از سازمانها می چسپانند که چنین احزابی به درد جامعه نمیخورد .
حالا احزابی که از نظر جناب سپاهی بدرد جامعه نمیخورد حزب «نامنهاد مردم» غرض شرکت در انتخابات ریاست جمهوری و شورا های ولایتی از این احزاب به اصطلاح خود شان بدرد نخور چرا حمایت درخواست میکند؟ این خود فریبی ها در درون ایتلاف و دگر فریبی ها در بیرون ایتلاف به حیث حرفه وپیشه چشم سوزانه، تا چه وقت بازار خواهد داشت؟ دراین تصمیم که توطئه گران اکنون در کدام انتخابات شرکت میکنند کاری نداریم. فقط میخواهیم دوستان ما را در ایتلاف از این فریبکاری ها آگاه بسازیم وبه دوستان خود بگوییم کسانی که خانه خود را ویران کردند خانه شما را هم آباد نخواهند گذاشت. وپروای شما را هم نخواهند داشت. بخصوص که همسوئی، اتحاد، ایتلاف، همگرائی در مسایل مشترک، و وحدت ویگانگی به اساس اشتراکات باوری و راهکاری مشترک سیاسی نزد آنها برداشتی دارد این چنین:
البته احزابی مانند شاهین وبگتاش وغیره وجود دارند وهرروز خودرا به یکی از سازمانها می چسپانند که چنین احزابی به درد جامعه نمیخورد .
ما به دوستان ما در ایتلافی که بنام ایتلاف احزاب مترقی یاد میشود گفته بودیم. افرادی به اساس یک سلسله بهره گیریها به نفع گروپ توطئه گر ح م ا در نقش افراد محوری در ایتلاف نفوذ نموده اند. کسانی که در درون ایتلاف به عنوان افراد محوری ایتلاف برای خود جا سازی نموده اند میخواهند با بزرگ نمائی های متظاهراز موقعیت ها و موقف ها و نام ایتلاف به نفع گروپ توطئه استفاده نمایند.واضح است استدلال ما از چنین پنداشت های آنان استخراج شده بود. و مزید به آن تجربه ما این است همین افراد بودند که محترم داکتر حبیب منگل را برای بخت آزمائی خودشان در دور انتخابات گذشته ء ریاست جمهوری پیش کشیدند. ما در آن زمان همچنان به این باور بودیم که این حرکت بر مبنای سجنش سیاسی صورت نگرفته بود. میخواهم اینرا بگویم که امید است بلند پروازانه تلقی نشود اگر میگویم خودم سه ساعت بعد به حیث یک حزبی متعهد، ایمیل مفصل با استدلالی که در مورد بی وقت بودن وفوری بودن این اقدام وتصمیم واراده چند شخص نزدم وجود داشت هم به رهبری ن ف د ت ا و هم به شخص داکتر صاحب ارسال نمودم . در آنوقت هر چند که در برابر عمل انجام شده قرار گرفته بودیم ولی به تبلیغات جانبدرانه هم پرداختیم اما دیدیم که چه واقع شد. گذشته از همه، که وضعیت سیاسی کشور نتیجه آن را از قبل به فکر ما سپرده بود، اما این بخت آزمائی شتابزده با صرفنظر کردن داکتر صاحب از سند اقامت دایمی در کشور دوم و دوباره گرفتن آن سند ویا هر شکلی که این اقامت دایمی دوباره اعاده شد به اعتبار جنبش دادخواهی مترقی لطمه وارد کرد. لذا میخواهم توجه دوستان ما را در ایتلاف احزاب مترقی به این تجربه معطوف بسازم که اجازه ندهند حلقه خود محور وجا زده شده در ایتلاف بار دیگر با رفتار های عقده گشایانه برای جنبش دادخواهی ومترقی بیاعتباری کمائی کنندو دوستان ما اینرا باید بدانند با این افراد و پنداشت های آنان آینده ایتلاف وشعار حزب سازی هم بکلی روشن است.
باور ما این است که نیرو های دادخواه ومترقی برای انتخاب و توافق روی تمام گزینه های سیاسی و حزب واحد ساختن فقط میتوانند همراه با نیرو ها و شخصیتهای صادق ، پاک سرشت، با اعتماد، راستگوی ومتکی به قول و قرار و تعهد وجدانی، به آرمان سرائی شان برسند
افراد خود غرض که به مقام وجایگاه صلاحیت چشم دارند با سیاستهای یک بام دو هوا در این طرف افراد جا سازی شده سیاستهای توطئه را برای ما، همراهان نیم قرنه مبارزه سیاسی معرفی میکنند وحق نمیدهد اعمال و رفتار های توطئه گرانه آنها را افشا بسازیم وشش سال هسته گذاریهای افراد توطئه را که بالاخره حزب را اشغال کردند و بر علیه اصول حزبی قرار گرفتند سرنوشت یک حزب سیاسی دچار بحران وهویت انرا بی اعتماد ساختند مقدس میشمارد. و درانطرف دیگر همراهان نیم قرنه مبارزه سیاسی را بدرد نخورجامعه میدانند. این بدان معناست که آنها در باره گذشته حزب و تاریخ حزب که با آن ادعای وابستگی دارند به دلیلی چشم شانرا پت میگیرند که تفکر ماکیاولیستی اخلاق سیاسی آنها رامیسازد به این نظر جناب سپاهی توجه شود.
چارم- برخورد ما با طرف مقابل طوری بوده که گویا ما دشمنان تاریخی هستیم واز کلمات خائین ,جنایت کار وغیره استفاده نمودیم وطرف را باطل گرایان نام نهادیم درحالیکه درعقب داکتر راوش اکثرآ رفقای قرار دارند که نیم قرن درکنار هم مبارزه کردیم لا اقل شش سال کامل درنهضت فراگیر بودیم کنگره دایر کردیم بسیاری از تصامیم را مشترک گرفتیم اعضای شورای مرکزی را نتخاب کردیم فقط درمابعد ان تنها بر سر انتخاب رئیس اختلاف نظر پیدا کردیم و حال وقتی ان طرف را باطل گرایان میخوانیم هزاران رفیق حزبی که بنا بردید گاه خودش از راوش حمایت مینماید وبا ما نیستند میشود که یک قلم همه را فراموش کرد ؟. ازروی رای بدست امده قضاوت نمایم حتی اگر ما اکثریت بوده باسیم وراوش حد اقل 45 درصد ارا را بدیت اورده باشد این 45 درصد یک کتله وسیع اعضای حزب را نمایندگی مینمایند پس حق نداریم انان را رد نمایم بلکه به خاطر جلب ان کتله وسیع با منطق تر واصولی تر باید اندیشد نع احساساتی وگوضع کامجور ا تکرار کنیم "بگزار بزرگر ورفقایش بروند پشت کار شان حزب تصفیه میشود "
جناب سپاهی ! بیائید از اینجا حساب بگیریم که حزب بزرگ ما «حزب مادر» ( ح د خ ا) یک حزب بزرگ سراسری، در سطح کشور ،منطقه وجهان مطرح وقابل دید بود. عوامل و علل چه بود که آن حزب پراگنده شد؟ حزب بزرگ و تصامیم مشترک ما را کدام دستانی انفجار داد؟ تأسف ما این است که در حزب بزرگ ما افرادی نیم قرنه همراه، چون مزدک، ها لایق ها، رفیع ها، تنی ها، وطنجار ها، منوکی ها وسایر هم جنسان وجود داشتند، که دنباله روان تفکرآنها مانند نور ها ، رزمیار ها، وسایر توطئه گران هم قماش شان سرنوشت یک مجموعه سیاسی رهرو آن آرمانها را نیز به بحران و پراگندگی دیگر کشانید. اگر این خیانت و جنایت نیست مگر خیانت و جنایت شاخ ودم دارد. جناب ! خود تان میگوئید که صفوف از اقداما ت ما خبر ندارند و آنها وحدت میخواهند مگر لگد مال کردن این خواست شریفانه صفوف خیانت نیست؟ اگر جنایت گردن بریدن است کسانی که اصول را حلق آویز کردند مگر جنایت نکردند؟ اگر جعل و تقلب یک روش باطل است، مگر کسانی که برای کسب صلاحیت ، مقام و موقف ، جعل و تقلب نمودند باطل و با طلگرا نیستند؟
در اینجا میخواهم اینرابگویم که بلی ما قبول داریم رفقای عزیز و ارجمند ی را در آنسوی خط نیز داریم که رفقای شریف ما هستند. مگر آنان اغفال ساخته شدهاند اینکه چگونه؟ یک نمونه آن رفتار های دو سره چون رفتار خود جناب سپاهی است . ما میگوییم وقتی آن رفقای ارجمند شما ها را شناختند و پنداشت های شما ها را درک کردند دیگر در آن طرف خط برای یک لحظه باقی نمی مانند. نمونه دیگر آن سوءاستفاده از اعضای خانواده رهبر ما رفیق ببرک کارمل است. مانند آنکه جناب کاوه هم خود قربانی تعین شد و هم وسیله قربانی حزب قرار گرفت. من امیدوارم تا صحبت رفیق گرامی نسیم سمون در جلسه مشترک اصولگرائی که از روی این واقعیتها پرده بر میدارد در صفحات انترنتی پخش شود تا بار دیگر معلوم شود کدام فرزندان رهبر در کجا قرار گرفته اند.
و باز هم در باره ای رقم خیالی هزاران رفیق که جناب سپاهی تصور دارند در عقب داکتر راوش قرار دارند باید بگویم آنهای که صاحب اندیشه و تفکر استند عقب رو کدام شخصی نیستند. ما نیز عقب رو کدام شخصی نیستیم. عقب رو کسانی استند که چشم داشت دایمی به مقام ومنصب و صلاحیت دارند. ما از یک اصول پیروی میکنیم اصولی که با آن متعهد شدهایم . از همین خاطر ما خود را لشکر صف آرمان تعریف میکنیم وچنین صفوف را در آنطرف خط هم بسیار به روشنی میبینیم. آنها را نه تنها که فراموش نمیکنیم وباطل نمیدانیم بلکه آنها را رفقای ارجمند و ارزشمند خود میدانیم وبا اکثریت آن عزیزان روابط بسیار تنگاتنگ رفیقانه داریم. اینکه در زمانهای متفاوت شما برآمدن از انطرف خط را خبر میشوید باید بدانید که یاران مقاوم در درون تشکلات اشغال شده صاحب ملاحظه و شیوههای مبارزه استند و نقطه وصل برای هریک معلوم است. شماری از آن رفقا حتی لازم دیدند در جلسات اصولگرائی شرکت نمایند.
ما نه تنها که آن عزیزان را تن واحد اصول و سالم اندیشی میدانیم بلکه فکر میکنیم که پیشرو ساختار سیاسی ما نیز خواهند بود.
و در باره بحث مشخصات حزبیت حالا هر حزبی که باشد حتمی دارای یک قاعده است. واما در مورد مشخص عضویت چون جناب سپاهی در حزب نامنهاد مردم، اگر توطئه ای وجود نمیداشت و اشغال حزب پایان میافت کسانی که بعد از یکسال چنه زدن و دوسره رفتن اکنون در حزب نامنهاد با جمع توطئه گران صاحب مقام وصلاحیت شدهاند نه تنها که صاحب مقام و صلاحیت نمیبودند بلکه در یک حزبی که اعضای آن به تعهد خود وصول پذیری در حزب صادق استند این افراد وجود وجود نمیداشت مانند آنکه در ساختار اصولگرائی وجود نخواهد داشت. پس روشن است که اساسنامه حزب نامنهاد ومواد آن برای شما یک سند نمایشی است؟ درواقع با این بی اعتنائی وپایمال ساختن قاعده ساختاری حزب اکنون حزب نامنهاد به یک تنظیم میماند. یکی از بحثهای که با جناب سپاهی و حلقه همکارانشان مطرح نمودهام همین بود که هرگاه از راه مشروع که همانا اعلان باطل بودن انتخابات، ایجاد کمیته موقت رهبری ، تشکیل کمسیون دعوت پلینوم فو ق العاده است دروازه های پلینوم باز نشود، بدون عملی شدن این پروسه شرکت در پلینوم به معنی مشروعیت دادن به جعل انتخاباتی است که در نتیجه آن کادر رهبری پیش کشیده شد. اول اینکه اشتراک در چنین پلینوم قرار گرفتن بر ضد اصول حزبی است ودیگر آنکه جعلکاران هم میتوانند با تمثیل حزبیت شما را مطابق اساسنامه از حزب اخراج نمایند. در این باره استدلال جناب سپاهی چنین است:
« ازنگاه رسمیات دولتی ادعای قانونی میتواند باشد زیرا انان حزب رسمی بوده وحساب بانکی دارند که عضویت از طریق سازمانهای مربوط به حساب مذکور واریز شود ولی این طرز برخورد درشرایطکه حزب بان مواجه است دلیل عدم پرداخت عضویت درحساب بانکی رسمی حزب دلیل بر خلای عضویت شده نمیتواند والی درین مدت نه ماه جرات انرا میداشتند که ادعا میکردند چون شما عضو حزب نیستید با شما طرف معامله نیستیم واخراج استید وغیره وغیره اما دراعلامیه راوش دیدیم که چنین مفکوره وجود ندارد ازجانبی رفقای که در گروپ کاری موظف شده اند اشخاص ساده نیستند هرکدام عمری سیاست ومبارزه کرده به قضایا با هوشیازی برخورد مینمایند گرچه درسیاست نیرنگ وبازی زیاد تجربه شده»
ببینید معنای این سخنان اینست که مساله نزد آنان شخصی است. در اینجا موازین واساسات ساختاری هم یک سند تجارتی است گویا راوش در اعلامیه خود اطمینان داده و گویا گروپ کاری هم (منظور از همان هیات مذاکره است) اشخاص ساده نی بلکه هر کدام عمری سیاست نموده، که در واقع به تجارت سیاسی خوب بلد استند. حرف و عمل جناب سپاهی در اینجا بیشتر روشن میشود که مینویسد
ما چنین می اندیشیم که پلینوم صرفا درباره حل بحران باید بحث نماید وبحران با عواملش کاملا واضح است بارها گفته شده هرگاه مساله اصلی به تفاهم درپلینوم مطرح وحل گردد اجندای اضافی نیز شامل شده میتواند مثلا موضع حزب در قبال اوضاع سیاسی کشور , برخورد با جبهات, ائتلافها واحزاب اما پلینومیکه مساله اساسی بحران را حل نکند رفقای ما دران شرکت نخواهند کرد .
راه اخری جدائی وانشعاب رسمی ,ساختن حزب نو اینها اخرین گزینش هستند اما نباید کار به اینجا ها بکشد زیرا انشعاب کننده محکوم خواهد بود واین احزاب کوچک کدام نقشی درجامعه نخواهد داشت بجز اشتغال افرینی برای چند تن انگشت شمار . که از درامد بخور ونمیر رفقای برون مرزی ومهاجر وداحل کشور تمویل گردد.
جناب سپاهی درست گفته بود بلی چنین شد. فکر توطئه راه آخری پیمود پلینوم نامنهاد دایر شد وانشعاب را رسمآ اعلان نمود. حالا برای جناب سپاهی باید بگوییم که شما تشویش ساختن حزب نو را نداشته باشید. این ساختار بوجود خواهد آمد. تأدیه حق عضویت از درآمد حاصل زحمات شریف ترین رفقا در داخل و خارج افتخارانه انجام خواهد شد. در این ساختار نه خزانه دار اروپائی وجود خواهد داشت ونه خزانه دار داخلی مورد سوال، منظورهمان سؤالی که در مورد شما همنشینان کنونی تان داشتند. که اکنون همنیشنی ء شما با آنها خیال تانرا راحت ساخته است.
جناب سپاهی که باری شورا های اصولگرائی را زیر سؤال برده بود که درواقع ایجاد این شورا ها زمانی عملی شد که سازمانهای برآمده از جعل راه شانرا جدا کرده و مجریان توطئه در غیاب رفقا جلسات تائیدی از توطئه دایر نمودند. که جناب سپاهی آنرا باطل هم میخواندو اما باز هم این روش توطئه گرانه باطلگرایان را برائت میدهد ومینویسد:
«درمورد ایجاد شوراهای موازی ویا اظهار نظر کمیته های باطل گرایان اولا این نظر انان است ودرجراین مذاکرات بعدی نظر های واحد ممکن بوجود اید تا دیروز نه راوش ,نه هیات اجرائیه اش ونه شوراهای برون مرزی به تدویر پلینوم موافق می نمودند یعنی مذاکرات هنوز در نکته اغاز است تا اخر خط امکان تغیر نظریات ممکن است وکار ایجاد شوراها نیز ادامه خواهد داشت البته درهردو جناح چنانکه درگذشته وجود داشته البته که درصورت ایجاد فضای سالم درحزب یکجا ساختن این همه کمیته ها مشکلات خودرا خواهد داشت لذا به اعصاب خرابی نمی ارزد.»
بسیار جالب است از این نظر جناب سپاهی چنین استنباط میشود که ایجاد سازمانهای موازی باطلگرائی به حیث وسیله فشار برای قبولاندن توطئه مجاز است مگر عکسالعمل اصولگرائی برای مطرح کردن تطبیق اصول مجاز ندارد. وبا این روحیه و قضاوت از ایجاد فضای سالم در حزب سخن میگوئید وجالب تر از همه که دایر شدن پلینوم نامنهاد را بتاریخ 19 ثور دو روز قبل از تاریخ پلینوم قبلی 21 ثور شاهکار میداند ومیگوید« تا دیروز نه راوش ,نه هیات اجرائیه اش ونه شوراهای برون مرزی به تدویر پلینوم موافق می نمودند»
این کوتاه نظری و کوتاه بینی غافل سازانه را چه تعریف نماییم مگر با عقل جور می آید که سرنوشت یک حزب بدستان کسانی باشد که این چنین کودکانه فکر میکنند؟
من طرفدار حرفهای تند درین مرحله نیستم اما متاسفانه دراغاز مذاکرات ودر زمانیکه هنوز نشست دوم انجام نگرفته مقاله های بسیار تند درسایت های ازادی رو باز تاب حقیقت از ادرس صدای صف نشر میشود کلمات چون خاینین وجنایت کاران درست درهمین مقطع چندان پسندیده نمیباشد انهم طوری که موضع قاطع را دریکجا نبودن درحزب اعلان میکند پس چه توقع باید داشته باشیم که ان خاینین وجانی با ما دریک میز قرار گیرد ؟ اگر این کلمات به ادرس ما گفته شود ؟
بسیار پر حرفی شد جز دلسوزی به حزبم هدفی ندارم واین به معنای تن دادن وسازش کردن با باطل نیست اما طرفدار حکم بدون محکمه هم نیستم .برای من قابل درک است که درک رفقا از احساس من هم مشکلات خودرا دارد ومن با انان حق میدهم که برداشت های شانرا داشته بانشد هرکس از دید گاه خود حقیقت است . فعلا وسلام بامید حوصله مندی تان در خواندن نوشته حاضر
به این ترتیب سخن را کوتاه میسازم و در پایان سخن ، از گپ های شعاری و تشریفات معمول نوشتاری و گفتاری ایمیل جناب سپاهی میگذرم وتنها به چند نکته توجه رفقا را جلب مینمایم که جناب سپاهی نوشته است:
« من طرفدار حرفهای تند درین مرحله نیستم اما متاسفانه دراغاز مذاکرات ودر زمانیکه هنوز نشست دوم انجام نگرفته مقاله های بسیار تند درسایت های ازادی رو باز تاب حقیقت از ادرس صدای صف نشر میشود کلمات چون خاینین وجنایت کاران درست درهمین مقطع چندان پسندیده نمیباشد»
جناب سپاهی ! مرحلهای که شما طرفدار حرف تند نبودید عاقبتش معلوم بود. عدم صداقت بازیگرانرا اعضای صدیق به تازه گی نخوانده بودند . خوب آن مرحله سپری شد پس حالا میگوییم آنهای که گپ اعضای حزب به گوش شان نرفت. طر ح ها، نظریات وخواست های حزبی رفقا را قبول نکردند و مرکب جعل و جهل شان را تیز تر دواندند، با همکاران وهمراهان نو شان ، در دیدگاه سپاهیان آرمان و سر بازان صفوف جز تعریف خائین دیگر صفتی ندارند
جناب سپاهی ! پلینومی که شما پیشبینی کرده بودید دایرگردید. (البته جناب شما برای اینجانب گفته بودید که جناب راوش سند تدویر پلینوم فوقالعاده را امضا نموده است اگر به گفته خود وفا نکردآنرا افشا میسازم) حالا که وفا داری جناب راوش برای جناب شما وتیم چهار نفره تان از روی موقف گیریهای آزمندانه شما و تیم چهار نفره جناب معلوم است، معلوم است که آن سند امضا شده هم افشا نخواهد شد. اینکه بحث بحران وعواملش در پلینوم چه بود کسب صلاحیت های تیم چهار نفره جناب همچنان پاسخ آن میباشد و در نهایت معلوم شد که تب لرزه انشعاب هم یک تمثیل بود تا دلسوزی. واما محکومیت تاریخ یک حقیقت خواهد بود. وقاضی عادل تاریخ هیچ گناهی را نخواهد بخشید........
محمد یعقوب هادی