صلح با مقدمات جنگ

 

صلح با مقدمات جنگ

 

صلح را آشتی، دوستی، بخشیدن ویا متعهد شدن به حقی معنا کرده اند. در سر زمین جنگ زده ما این معانی به عنوان پایان جنگ مسلحانه دانسته میشود. جنگ همچنان فتنه ، پرخاش، تنازع، جدال، خصومت، کشمکش، مشاجره، مصاف، معنا شده که باز هم تمام این معانی در کشور ما در یک سخن به حیث یک حرکت مسلحانه خلاصه میشود.چهل سال جنگ که تبعات آن همه عرصه های زندگی را در سر زمین ما فرا گرفته، مردم از متن کامل صلح فقط میخواهند سایه تفنگ از بالای سر شان گم شود.

مردم ما از مفهوم کلی صلح یعنی آرامش جسم وروان از گهواره تا به گور سخت محتاج یک جزوه صلح یعنی نبود تفنگ استند. از تمام آرزو ها تنها برای نابودی تفنگ دل بسته اند.

با این امید مردم خبر شدند یکی از تفنگداران جنگ و همان موجود آمیخته با تمام معانی جنگ، (گلبدین حکمتیار) که بعد از هفت ماه مذاکره و قرا داد 96 ساعت پیش از روز جهانی کارگر، در محل انتخابی نزدیک به مخفیگاه جنگی خود حضور علنی پیدا کرد. این پیشوای تروریزم در غریو لشکر هاجوج وماجوج مشربی از پایتخت فرمانروائی خود در ولایت لغمان پیام وپیغام صلح را درست با مقدمات یک جنگ گــَردان نمود. 

گلبدین حکمتیار از ستیژ فرمانروائی خود در لغمان با حضور هم مسلکان جنگی اش که خود را چهار نعل وسینه کش به آنجا رسانیده بودند در حضور همان چهره‌های مفقودی که میشود ستون پنجم در شبح دولت نامید، پیام و پیغام صلح تعریف کرده خود را به زبان آورد.

پیام وپیغام صلحی که جنگ با مذهب ، آزادی ، آگاهی، جنسیت و رابطه ، دوستی وهمزیستی را با دنیای خارج ارمغان داد. برای آغاز یک جنگ مذهبی دیگر بدون ذکر نام کدام کشور که در واقع اشاره به جمهوری اسلامی ایران است گفت: «در کشور های همسایه ما یک مسجد سنی وجود ندارد وآنها در کشور ما تلویزیون دارند» گلبدین همچنان نشرات این تلویزیون‌ها را به نحوه کفر آمیز خواند وبا تفکر طالبی پخش و نشر سریال های خانواده گی را خلاف ارزش‌های دین تعریف کرد. گلبدین برای سرکوب آزادی‌های مطبوعاتی خبرنگاران وژورنالیستان را شریر خواند و کنکاش های حرفه‌ای آن‌ها زیر سؤال برد.

 این فراری از میدان جنگ که تازه مانند اصحاب کهف از غار برآمده باهمان شمشیر زنگ زده بدست از دوران جهالت جهاد فراوان لافید. گلبدین با دروغ‌های شاخدار یک افسانه نو را سر داد که گویا او بر ضد چریک ها ی فیدل کاسترو و چیگوارا انقلابیون با نام ونشان تاریخ بشری در افغانستان جنگیده است. این چنین نشخوار کردنها به وضوح حالت او را یعنی غلامی که روانی شده بیان میکند.

گلبدین برگه بهادار  ایالت متحده آمریکا وشرکایش است. برای شهرت او بیست ملیون را چهارده سال به دور سر او چرخاندند و اکنون در به میدان کشیدنش با مفادش به جیبش میگذارند. سخنگوی گلبدین آقای « حمیدعزیزی» در گفتگوی با برنامه همگام تلویزیون طلوع نسبت به تعویق افتیدن شرایط آمد گلبدین که مبلغ پرداختی برای تأمین اورا همراه دارد شکایت میکند که به خاطر تکمیل نشدن شرایط این مبلغ ملیون دالری را بدست نیاورده اند

در آغاز ظهور داعش آگاهان با کنجکاوی سر کشیدن معجزه آسای این گروه تروریستی را با ساز برگ بس بزرگ نظامی با تجهیزات و نیروی جنگی از پیشرفته‌ترین کشور های اروپائی و آمریکائی جمع سایر کشور های ترورست پرور وغلامان استعماررد یابی کردند که به منظور اهداف سیاست گذاریهای کلان خالق این گروه ایالت متحده آمریکا است. اولین اعلامیه داعش که در آن دهلیز پیشروی های خود را نشانی کرده بود درست جغرافیای کشور های مانند سوریه، عراق، هندوستان ، ایران، چین، وروسیه بود که در نشانگاه خصومت ایالت متحده آمریکا قرار داشتند در آن میان نام بردن از یکی دوتا کشور مانند عربستان وپاکستان بصورت تاکتیکی در آن اعلامیه ذکر شده بود. جریان عملیات های داعش هم حرکت تاکتیکی و هم مقصد واهداف این اعلامیه را ثابت ساخت. داعش از عربستان وپاکستان عبور کرد وسر وکله آن از افغانستان برآمد.

به میدان آوردن گلبدین حکمتیار وزنده ساختن حزب مرده وجمع کردن آن در محور گلبدین درست ادامه پلان مشترک هدف ایجاد داعش به رهبری ابوبکر البغدادی بسوی اهداف ایالت متحده امریکاست. این هدف را گلبدین در اولین سخنرانی خود از مرکزفرمانروائی خود در لغمان آشکارا بیان کرد. روسیه فدراتیف رابدون هیچ نوع تشابهات با نظام سوسیالیستی میراث دار اتحاد شوروی خواند وبا لاف وگزافه گویی ودروغ های شاخدار کلاه توطئه شکست نظام مشترک المنافع دولت شوراها را از فرق گرباچف برداشت بر کله خود گذاشت وگفت که شوروی کشور نمبر اول قدرت جهان با تأکید گفت نه نمبر دوم را ما شکست دادیم وروسیه به حیث کشور کوچک این تجربه را نمیتواند تکرار کند. این بیانات را زمانی گلبدین نشخوار میکند که آمریکا با همه ساز و برگ نظامی آن بصورت واضح وعملی در افغانستان وجود دارد و دولتی که گلبدین با آن پروتوکل صلح امضا کرده در حمایت مستقیم ایالت متحده آمریکا وشرکای آن قرار دارد. ولی گلبدین بر عکس با روسیه وفدراتیف و جمهوری اسلامی ایران اخطار تهدید صادر میکند.

در اولین موضع گیریهای گلبدین بخوبی معلوم است که پیشروی سیاست‌های ایالت متحده آمریکا با تشدید اختلافات قومی، زبانی ومذهبی راهش را بسوی اهداف آمریکا باز میکند. گلبدین دولت طرف پرتوکل صلح خودش را دولت بدرد بخور نمیداند، این در حالیست که حاکمان گماشته شده در این دولت نسبت به این بیان گلبدین که دولت را شرکت سهامی خواند نه تنها واکنش نشان ندادند و هیچ نوع اعتراضی نکردند بر عکس تا این دم معاونین هر دو شرکت جمع ریس شورای امنیت مرجع پر قدرت این دولت پوشالی به آستان بوسی گلبدین هم شتافتند و این سلسله جاریست.

بلی گلبدین برگه بهادار این سیاست هاست . برگه های  بها دار برای معاملات مورد استفاده قرار میگیرد. پلان همین است که این برگه برای معاملات کلان بکار گرفته شود اما معضله افغانستان یک طرف دیگرهم دارد...

م ی هادی

دامن سیه شب را اُفق بر می چیند

 دامن سیه شب را اُفق بر می چیند 

در تدوام عملکرد مجریان سیاست گذاریهای کلان، اتاق فکرواستخدام جنایت پیشگان حرفوی بیش از چهل سال گوشت و پوست مردم را با خون خودشان خمیر ساخته وبرای عبور به مقاصد تعرضی و تجاوزگرانه شان به سوی سر زمینهای رقبای منطقوی وجهانی شان پیهم به جنایت های ضد بشری وزهر پاشی محیط زیست انسانی وآتشباری طبیعت سوز، مردم ما را ستمکُش مینمایند و تن رنجور میهن ما را بیشتر زخم میزنند . حاکمان مجری این اغراض و اهداف جفا کارانه پیهم بساط جنایت هموار میسازند و با جاری ساختن سیلاب خون مردم، به هدیه دهنده گان قدرت مصروف خدمتگذاری اند. 

طراحان ومهندسان حادثات وواقعیات مرگبار با جلوه های ضعف و ناتوانی در سازماندهی و مدیریت گماشتگان دولت جدال افکار را براه می‌اندازند و در خفای آن اجیران تازه نفس را در ارکان دولت جابجا ساخته و عزل شده گان را با امتیاز دیگر به استراحت گاه ها و ذخیره گاه های اجیری محفوظ میسازند. 

همین اکنون از همان ذخیره گاه اجیران، نام یک ترورست وآدمکش معروف ومشهورو یکی از جانی ترین افراد اجیر شان را در لست های سیاه خود سفید ساختند و قرار است به زودی در کنار سایر اسلاف اجیر پلانهای جنایتبارآینده را به منصه اجرا در آورند 

با یک نظر به چند ماه گذشته تا اولین ماه بهار خورشیدی 1396 ما شاهد جنایت های خونبار چون حمله وحشیانه بالای شرکت کننده گان تظاهرات مسالمت آمیز، کشتار در قرارگاه محافظین صلاحیتداران دولتی، به خاک وخون کشیدن مردم درحوزه پنجم شهر کابل ،جنایت خونریزدر شفاخانه چهار بستر ، آزمایش تجاوز گرانه پرتاب مادر بمب ها در اچین، سازماندهی جاری ساختن سیلاب خون فرزندان مردم در قول اردوی 209 شاهین ... و حتی راکت پرانی عُمال پاکستانی در داخل خاک کشور استیم که همه نتیجه طرح ومهندسی سیاست‌های استعماری نظام های سود وسرمایه ودر نهایت امپریالیسی در راس آن ایالت متحده آمریکا در افغانستان است . بروز این واقعات ضعف و ناتوانی مدیریتی گماشتگان در ارکان ودولتی نی بلکه توانائی هایشان برای انجام وظایف شان در خدمت سیاستگذاریهای کلان میباشد. به اساس این حقیقت هیچ مورد بر خورد های گویا بازخواست گرانه نمایشی و عزل و نصب افراد برای بهتر شدن وضعیت سودی نمیبخشد. همین اکنون در مقامات بلند دولتی چون شورای امنیت افرادی با بلند آوازه گی ها از گذشته سیاسی قد نمائی میکنند که در متن این سیاستگذاریها «حل ومل» شده ،با رنگ ، بوی وخوی مجریان این سیاستگذاریها آمیخته اند. 

طرح جدید در دست سیاست گذاریهای مسلط اوضاع کنوی برای پیشروی بسوی اهداف شان در حال تدوین است. شعار های همسوئی نیرو های متحجر و با طبیعت هراس افگنانه و مخرب و خون ریزحکایت از تغیر در مواضع گرو ها ی تنظیمی ومذهبی دارد. طراحان سیاست گذاریهای کلان در نتیجه شکست تهدید های شان مبنی بر جنگ جبهه ای اکنون دوباره راه جنگ های فرسایشی را از طریق افزار های جنگی گذشته‌ شان مهندسی نموده اند. دورانداختن لکه ننگ طالبانی، پنهان سازی رویت وهویت داعش و زنده ساختن مهره های سوخته بستر طرح های جدید این سیاستگذاریها را میسازد . 

 به اساس این واقعیت هم دولت وهم سیاست‌های آن بخوبی قابل شناخت و تشخیص است . با اینکه درک اوضاع واحوال بغرنج و دور از فهم نیست مشکل اساسی مفقودی نیروی واکنش در برابراین کنشها ست. در حالی که این نیرو بصورت بالقوه وجود داردولی نیروهای جاذب قدرت شانرا در تشکیل این محور آزمایش وتجربه نکرده اند. عکس العمل های پراگنده این نیرو ها مانند شمشیر چوبی به جنگ اهریمن رفتن است. 

با درک از وضعیت در حال شکل گیری حساسیت‌های جنبیدن و حرکت‌های سریع برای تشکیل محوریت همفکران با ریشه دیرینه وپیشینه باید بیشتر از پیش تحریک گردد. 

اعتقاد نسبت به تشکیل این محوریت از هر زمانی دیگرکرده باید قویتر شود.نیرو های هم اندیش بادرک از خود شناسی نباید با شعار های عام ، بیشتر ازاین، فرصت سوزی را میدان بدهند. تا زمانی که چنین محوریت سالم، متعهد و با اطمینان برای طپش و جهش تشکیل نگردد روح انعطاف در هیچ گزینه ای جان نخواهد گرفت. اکنون زمانیست که این نیرو ها به حکم روح مبارزه هدفمند، دلسوزی ، مسئولیت، رسالت ، اصالت شانرا به اثبات برسانند. 

با الهام از این سوژه ها و نتیجه‌ گیری از روان این یاداشت، خواست واضح و با پیروی ازاظهارات گذشته «به آدرس همروان صدیق آرمانهای انسان خواهانه حزب مادر پیام وپیغام اصالتمندانه وحدت با پیگیری ادامه دارد.دست وحدت طلبانه ما همیشه بسوی شما مبارزین صدیق دراز است.ما میخواهیم شما یاران راه مشترک برای وحدت همروان آرمانهای حزب مادر پیشرو رسیدن به آرزو وخواست وضرورت وحدت در حال وبرای هر زمان تاریخی باشید»با اتکا و اطمینان به تعهد، صداقت، توان،انرژی، مجموع همروان،در سازمانهای رفیق و جمع آمد های سنتی مبارزه، نمایندگان نیروی توانمند همروان آرمان بزرگ را از نهضت واحد زحمتکشان افغانستان،حزب مردم افغانستان، حزب متحد ملی افغانستان، کمیته فعالین حزب دیموکراتیک خلق افغانستان و حلقات سنتی مبارزه با یاد کرد نام های شریف شان بیرون از حصارهای تشکیلاتی برای تنظیم یک طرح کامل و مستحکم وحدت این نیروی ها با امکانات کافی که برای تماس و ارتباط وجود دارد فرا میخوانیم. سوگند به آرمان و تعهد انسان خواهی ومیهن دوستی که اجماع فکر وحدت خواهانه شما عزیزان با اعتماد کامل محور وحدت سالم و اساس یک سازمان نیرو مند و مطرح راحتمی میسازد. بلی عزیزان خردمند شما که امکانات لازم را در اختیار دارید این خطاب به شماست:سعیده طلوع، سلام راهی، ادریس اریب، رشید زمان، سرور زهتاب، عوض فتاح، عظیم بابک، سید قصور، گلجان سرگند، نور محمد خرمی، هادی آصف بقائی ، مسکین صیاد، حسین یاور، نظیفه مستعد واعظی، جاوید احمد ، عبدالوکیل کوچی، غلام نبی رنجبر، میر کارور، قدسیه حریف، میرویس کارگر ، انیسه ری، نقیب الله بیگزاد، اسد الله کشتمند، پروین هاشم منصور، حفیظ الله روند، عبدل محمد کارور، محمد عارف آزمون، عبدالقیوم بزگرمل، یحیی بابری، داوود الکوزی ، حفیظ الله همزاد، عارف عرفان، محمد نبی عظیمی، ابراهیم سکندری، اسدالله کشتمند، نور سنگر، غلام جیلانی گلشنیار، فرهاد بارکزی، توریالی خاوری، حیدر عدل، بصیر تحسین، قاسم آسمائی، غفار عریف، هدایت حبیب ، غلام دستگیر صادقی ، محمد حیدر ملک زاده امیری، عبدالنبی نوا، احمد شاه راستا، ببرک رحیمی،سید عسکر نجم، محمد عمر هژیر،محمد حریف حریف، فرید فرهاد ، حیات کریم، یزدان ظفری، عزیز اساس، نذیر ظفر،نظر قیام، زلمی رزمی، شیر سرشک،صفاالدین غیاثی،عبدل تغرال،نظیفه نظیف، نجمیر رحمن مواج، اسلام الدین سپاه،عبدالحمید احساس،سلیم علیزاده،سید حسن رشاد،شیراحمد صارم، احمد ظفر خدا یار،حفیظ الله حبیبی،عبدالستار للندری، صمد برومند،نظیفه توخی، محمد عالم افتخار،میر عبدالواحد سادات، عبدالاحمد فیض،احد سیلاب،خلیل دلارام،نبی آرین،مسعود حداد، قدسیه حریف،حکیم اکبری،فهیمه عارف، عبدالاحد تلاش، فضل احمد طغیان، نبی جوینده،ظاهر دقیق،، احسان عمر،شعیب اسحاق زی،همایون بسیم، آصف همشهر... و صد ها رفیق عزیز دیگر مان که بنا به تقصیر ذهن،نام های شریف شان ازاین قلم باز مانده و بی گمان حضور مستقیم وغیر مستقیم شانرا یاران وعزیزان ما تأمین خواهند کرد، با وجود این شمارش صدها رفیق عزیز، باز هم یک فیصد از نمایندگان سپاهیان آرمان‌های بزرگی اند که بخودی خود میتوانند یک مجموعه سیاسی پر کفیت ،کمیت و متعهد را با تمام معیارهای رسمیت بخشیدن رویت وهویت ببخشند. این طرح به هیچ صورت به معنای ترک سازمانها، کوچک کشی از سازمانها وتحریم وتخریب سازمانها نیست، بلکه برای وصل سالم اندیشان وارتقای قابلیت تعهد آرمانی ، تحکیم واستحکام روابط هم اندیشان ، در نهایت وصل و امتداد مرز های تشکیلاتی به محوریت نیروی های هم اندیش و رفیق میباشد. اگر اراده نمائیم هیچ چیزی را از دست نمیدهیم بلکه بسیار چیز ها را بدست میاوریم ودر مسیر تعهد مان در برابر مردم ومیهن گام های ما به پیش میرود.

 

اراده سالم و صداقت عزیزان ما پیروز باد

 

م ی هادی