ویروس سخنهای جنگ سالار باز شیوع پیدا کرد
ویروس سخنهای جنگ سالار باز شیوع پیدا کرد
دیر گاهیست طایفه شوم مرگ آوران آسوده گی را از سرنوشت مردم ما دزدیده اند. فضا وهوای سر زمین ما را بوی مرگ فرا گرفته است. طاعون اراده جهادگران روی سیاه، بیش ازچهل سال بر فصل زندگی مردم از زمین وآسمان مصیبت میبارد. طبع فتنه آفرین آنان برای غم آفرینی بر سر مردم هنوز تشنه کام است. این عطش ، راه کسی از جنس مرگ بخش ترین موجود، همان خواب دیده امارت وحشت ودهشت را بر منبر ها وستیژ ها باز نمود. همین دیروز او ویروس سخنان خودش را به فضا پخش کرد، وبه چند سوو چند جهت دهن انداخت ودندان تیزش را نشان داد.
گلبدین را میگویم. همان که در سایه حکومت دست نشانده نفس تازه گرفت واکنون او خود نه تنها سایه این حکومت دست نشانده شده بلکه حامی و حافظ نظام خود را معرفی میکند. نظامی که خود میگوید به اثر تجاوز ایالت متحده آمریکا به میان آمده،از تربیون همین نظام که خزانه دار تحویلی تأدیه بیست ملیون پول امریکائی برای خودش است ، با فریب و اغوا، امریکائی که به واقعیت اشغالگر است در این زمینه فراموشش میشود. معاش از امریکا ، خانه از پول امریکا، حیات بخشی به صحنه سیاست وجنگ به مدیریت امریکا، زندگی در سایه امنیت آمریکا وشعار دشمنی با آمریکا مگر به جز فریب واغوا چه بوده میتواند؟ حقیقت این است که لاف و پتاق گلبدین مهندسی سیاستهای سیاه وای اس آی است. وقتی او خود با زبان اعتراف میکند که این نظام از تهداب یعنی از اساس گذاری آن در «بن» به اساس تقسیم منافع چهار کشور بنیان گذاشته شده وگلبدین که به استثنای پاکستان هر سه کشور دیگر را دشمن میداند چگونه میتواند در سایه تسلط این سه کشور که بر تمام شیون دولت حاکم، تسلط دارند بر علیه آنها لاف و پتاق بزند. باز هم این فریب و اغوا است. اما در این کار ریائی با وقاحت تلاش میکند پای پاکستان را از دخالت بیرون بکشد. این در حالیست که مطبوعات تمام دنیا با استناد اطلاعات استخباراتی، پاکستان را مرکزتولید، تمویل و تجهیز تروریزم میدانند و نفوذ پاکستان را در شاهرگ های دولت بار، بار انگشت نما ساخته اند. در این مورد حاکمان پاکستان خود هم بخاطر انتقام گیری ازبر خورد های تازه دولت دونالد ترامپ اعتراف نمودند و خطاب به سیاست مداران آمریکا گفتند که «ما و شما این پایگاه های تروریستی را یکجا بنیاد گذاشتیم چرا به تنهای ما را قلمداد میکنید» مگر پاکستان از ایجاد چنین پایگاه های چه منظوری را دنبال میکرد که اکنون گلبدین با روح کنفدراشین تلاش دارد آفتاب را با دو انگشت پنهان بسازد. هر چند که برای اثبات نفوذ پاکستان نیاز به هیچ اطلاع استخباراتی نیست.90 درصد صلاحیتداران این دولت به شمول گلبدین پاکستان را خانه دوم خود میدانند. همه اینها در پاکستان صاحب ملکیت ها وجایداد های متعدد استند.مگر تا همین اکنون که گلبدین بصورت علنی در سیاستهای کشور اجازه فعالیت یافته حزب اسلامی برای فعالیتهای خود در پاکستان قرار گاه ها ومراکز فعال تحت نظر استخبارات پاکستان ندارد؟ بلی دارد.
گلبدین حکمتیار این دولت را دولت مفسد ونا کارآمد خواند .حقا که راست گفت. اما بیائید ببینیم که چه تعداد آن مجرمین فساد، دزدی ، چوروچپاول وجنایت، اعضای حزب اسلامی استند؟.
مشهور ترین آدمها که دست و چپ و راست گلبدین همین اکنون نشسته اند همان افراد و اشخاص جنایت کار ، خیانت پیشه وملوس با فساد استند. بطور نمونه فاروق وردک، عبدالهادی ارغندویوال، اقبال صافی، وحیدالله سباوون، عمر صافی، عبدالکریم خرم ، تنویر، الکو، مسلمیار، جبار ثابت، سادات، بارکزی، تره خیل، محمد خان ، جمعه همدرد،عبدالروف ابراهیمی … اینها همه صلاحیتداران همین دو دوره حکومت بودند و استند . گلبدین بیخی درست میگوید همه اینها مجرمین استند.
بصورت عموم افرادی قابل توجه سازمانهای استخباراتی قرار میگیرند که در شرایط دشوار توانائی راز داری وصد اخفا را داشته باشند. در کشور های که حکومات بر قلمرو جغرافیایی خود تسلط دارند بیخی واضح است که تمام فعالیتهای سیاسی را تحت نظر میداشته باشند.از یک طرف این فعالیتها را کنترول میکنند که مغایر به منافع آنان حرکت ننمایند و از سوی دیگربخاطر استخدام، افرادی را به اساس دل بستگی و علاقهمندیهای طبیعی شان مورد توجه قرار میدهند. این شیوه بخصوص در کشور های مانند پاکستان که به اساس قاعده نظامی اداره میشود به آسانی عملی میشود. شوق واشتیاق گلبدین برای رسیدن به قدرت نشان میدهد که بصورت قطع در دام استخدام چند شبکه استخباراتی افتیده است. او در این زمینه خود نیز فاکت های را بدست میدهد که دلالت به این امر میکند. همین دیروز گفت « که در زمان جهاد شما وقتی داخل افغانستان میشدید در تمام ساحات با گروپ های حزب اسلامی مواجه میگردید» اینکه این جهادی( اشرار) های دیگر کجا بودند خودشان میدانند، اما بحث اینجاست که این گروپ ها باید منابع تولید،تمویل وتجهیز داشته باشند. به اساس گزارشهای منابع خبری در زمان فعالیت های جنگی تنظیمی بیشترین کمکهای مادی ونظامی آمریکا و متحدین غربی و عربی آن راحزب اسلامی گلبدین در پاکستان بدست میاورد. این خود نشان به یک تعهد محکم دارد.
گلبدین در پاکستان آنچنان دست بالا داشت که حتا تنظیم های دیگر از حزب اسلامی خوف میکردند . اطلاعات میرساند که گلبدین در پاکستان زندان های شخصی داشته است وبرای گرفتاری حریف خود ازطرف نظامیان پاکستان دست باز داشت . یکی از اعضای جمعیت در محفلی حکایت داشت که روزی در یک نشست سران تنظیمی پرسیده شد که آقای بهاوالدین مجروح را کی کشت. حضرت صبغت الله مجددی که در آنجا بود فوری دست خود را بطرف گلبدین کرد گفت «حکمتیار کشت کی کشت؟» گلبدین در جواب میگوید که «اگر من کسی را میکشتم اول ترا میکشتم» مجددی باز در جواب میگوید که «میکشی میکشی، چون تو از خدا نمیترسی هر کس را میکشی» چهره مخوف او در میان سران چنین بود. حالا نیز که به هر طرف چنگ ودندان نشان میدهد بر پشتوانه ای قدیم تکیه دارد.
گلبدین که عاشق قدرت است درحالی که در گپ های دیروز خود از کودتا سخن چینی کرد ولی خود مهندس چند کودتا بود که مشهور ترین آن کودتا گلبدین شهنواز است. ائتلاف های چند جنسی، غلتیدن به دامان دولت های که آنها را دشمن میخواند، مانند تاجکستان وایران ، قرار داد با نظامی که اسلامیت آنرا در سرود ملی میبیند، نه در خدمت به خلق الله . اینکه او با پامال ساختن این همه قانون اساسی که همه دولت ها از گذشته دور تا حال اسلام را دین رسمی کشور تعریف کرده وتسجیل نموده بودند قانون اساسی این حکومت را به اساس عین ماده می پزیردبرای این است که او را در بلند گوی رسیدن به صاحب شدن توشه ای رسانیده است اما اینها همه پوشش آن اهداف و اغراض اند که گلبدین برای اجرای آن موظف شده است. تشدید جنگ، اخلال اوضاع منطقه به اساس تکر وتصادم با گرو های تنظیمی با تکیه به مسایل قومی که برای شدت بخشیدن به این تشنج قومی شعار داد وبصورت واضح جنگ قومی را اعلان کرد که بی گمان ابعاد مصیبت آن بسیار بزرگ خواهد بود.
با اینحال روی سخن بطرف نیرو های دیموکرات، عدالتخواه ومترقی است که نسخه دفع این ویروس ها نزد شماست...
م ی هادی