ویروس سخنهای جنگ سالار باز شیوع پیدا کرد

 

ویروس سخنهای جنگ سالار باز شیوع پیدا کرد

 

 

دیر گاهیست طایفه شوم مرگ آوران آسوده گی را از سرنوشت مردم ما دزدیده اند. فضا وهوای سر زمین ما را بوی مرگ فرا گرفته است. طاعون اراده جهادگران روی سیاه، بیش ازچهل سال بر فصل زندگی مردم از زمین وآسمان مصیبت میبارد. طبع فتنه آفرین آنان برای غم آفرینی بر سر مردم هنوز تشنه کام است. این عطش ، راه کسی از جنس مرگ بخش ترین موجود، همان خواب دیده امارت وحشت ودهشت را بر منبر ها وستیژ ها باز نمود. همین دیروز او ویروس سخنان خودش را به فضا پخش کرد، وبه چند سوو چند جهت دهن انداخت ودندان تیزش را نشان داد.

 

گلبدین را میگویم. همان که در سایه حکومت دست نشانده نفس تازه گرفت واکنون او خود نه تنها سایه این حکومت دست نشانده شده بلکه حامی و حافظ نظام خود را معرفی میکند. نظامی که خود میگوید به اثر تجاوز ایالت متحده آمریکا به میان آمده،از تربیون همین نظام که خزانه دار تحویلی تأدیه بیست ملیون پول امریکائی برای خودش است ، با فریب و اغوا، امریکائی که به واقعیت اشغالگر است در این زمینه فراموشش می‌شود. معاش از امریکا ، خانه از پول امریکا، حیات بخشی به صحنه سیاست وجنگ به مدیریت امریکا، زندگی در سایه امنیت آمریکا وشعار دشمنی با آمریکا مگر به جز فریب واغوا چه بوده میتواند؟ حقیقت این است که لاف و پتاق گلبدین مهندسی سیاست‌های سیاه وای اس آی است. وقتی او خود با زبان اعتراف میکند که این نظام از تهداب یعنی از اساس گذاری آن در «بن» به اساس تقسیم منافع چهار کشور بنیان گذاشته شده وگلبدین که به استثنای پاکستان هر سه کشور دیگر را دشمن میداند چگونه میتواند در سایه تسلط این سه کشور که بر تمام شیون دولت حاکم، تسلط دارند بر علیه آن‌ها لاف و پتاق بزند. باز هم این فریب و اغوا است. اما در این کار ریائی با وقاحت تلاش میکند پای پاکستان را از دخالت بیرون بکشد. این در حالیست که مطبوعات تمام دنیا با استناد اطلاعات استخباراتی، پاکستان را مرکزتولید، تمویل و تجهیز تروریزم میدانند و نفوذ پاکستان را در شاهرگ های دولت بار، بار انگشت نما ساخته اند. در این مورد حاکمان پاکستان خود هم بخاطر انتقام گیری ازبر خورد های تازه دولت دونالد ترامپ اعتراف نمودند و خطاب به سیاست مداران آمریکا گفتند که «ما و شما این پایگاه های تروریستی را یکجا بنیاد گذاشتیم چرا به تنهای ما را قلمداد میکنید» مگر پاکستان از ایجاد چنین پایگاه های چه منظوری را دنبال میکرد که اکنون گلبدین با روح کنفدراشین تلاش دارد آفتاب را با دو انگشت پنهان بسازد. هر چند که برای اثبات نفوذ پاکستان نیاز به هیچ اطلاع استخباراتی نیست.90 درصد صلاحیتداران این دولت به شمول گلبدین پاکستان را خانه دوم خود میدانند. همه این‌ها در پاکستان صاحب ملکیت ها وجایداد های متعدد استند.مگر تا همین اکنون که گلبدین بصورت علنی در سیاست‌های کشور اجازه فعالیت یافته حزب اسلامی برای فعالیت‌های خود در پاکستان قرار گاه ها ومراکز فعال تحت نظر استخبارات پاکستان ندارد؟ بلی دارد.

 

گلبدین حکمتیار این دولت را دولت مفسد ونا کارآمد خواند .حقا که راست گفت. اما بیائید ببینیم که چه تعداد آن مجرمین فساد، دزدی ، چوروچپاول وجنایت، اعضای حزب اسلامی استند؟.

مشهور ترین آدم‌ها که دست و چپ و راست گلبدین همین اکنون نشسته‌ اند همان افراد و اشخاص جنایت کار ، خیانت پیشه وملوس با فساد استند. بطور نمونه فاروق وردک، عبدالهادی ارغندویوال، اقبال صافی، وحیدالله سباوون، عمر صافی، عبدالکریم خرم ، تنویر، الکو، مسلمیار، جبار ثابت، سادات، بارکزی، تره خیل، محمد خان ، جمعه همدرد،عبدالروف ابراهیمی … این‌ها همه صلاحیتداران همین دو دوره حکومت بودند و استند . گلبدین بیخی درست میگوید همه این‌ها مجرمین استند.

 

بصورت عموم افرادی قابل توجه سازمانهای استخباراتی قرار میگیرند که در شرایط دشوار توانائی راز داری وصد اخفا را داشته باشند. در کشور های که حکومات بر قلمرو جغرافیایی خود تسلط دارند بیخی واضح است که تمام فعالیت‌های سیاسی را تحت نظر میداشته باشند.از یک طرف این فعالیت‌ها را کنترول میکنند که مغایر به منافع آنان حرکت ننمایند و از سوی دیگربخاطر استخدام، افرادی را به اساس دل بستگی و علاقه‌مندی‌های طبیعی شان مورد توجه قرار میدهند. این شیوه بخصوص در کشور های مانند پاکستان که به اساس قاعده نظامی اداره می‌شود به آسانی عملی میشود. شوق واشتیاق گلبدین برای رسیدن به قدرت نشان میدهد که بصورت قطع در دام استخدام چند شبکه استخباراتی افتیده است. او در این زمینه خود نیز فاکت های را بدست میدهد که دلالت به این امر میکند. همین دیروز گفت « که در زمان جهاد شما وقتی داخل افغانستان میشدید در تمام ساحات با گروپ های حزب اسلامی مواجه میگردید» اینکه این جهادی( اشرار) های دیگر کجا بودند خودشان میدانند، اما بحث اینجاست که این گروپ ها باید منابع تولید،تمویل وتجهیز داشته باشند. به اساس گزارش‌های منابع خبری در زمان فعالیت های جنگی تنظیمی بیشترین کمک‌های مادی ونظامی آمریکا و متحدین غربی و عربی آن راحزب اسلامی گلبدین در پاکستان بدست میاورد. این خود نشان به یک تعهد محکم دارد.

 

گلبدین در پاکستان آنچنان دست بالا داشت که حتا تنظیم های دیگر از حزب اسلامی خوف میکردند . اطلاعات میرساند که گلبدین در پاکستان زندان های شخصی داشته است وبرای گرفتاری حریف خود ازطرف نظامیان پاکستان دست باز داشت . یکی از اعضای جمعیت در محفلی حکایت داشت که روزی در یک نشست سران تنظیمی پرسیده شد که آقای بهاوالدین مجروح را کی کشت. حضرت صبغت الله مجددی که در آنجا بود فوری دست خود را بطرف گلبدین کرد گفت «حکمتیار کشت کی کشت؟» گلبدین در جواب میگوید که «اگر من کسی را میکشتم اول ترا میکشتم» مجددی باز در جواب میگوید که «میکشی میکشی، چون تو از خدا نمیترسی هر کس را میکشی» چهره مخوف او در میان سران چنین بود. حالا نیز که به هر طرف چنگ ودندان نشان میدهد بر پشتوانه ای قدیم تکیه دارد.

 

گلبدین که عاشق قدرت است درحالی که در گپ های دیروز خود از کودتا سخن چینی کرد ولی خود مهندس چند کودتا بود که مشهور ترین آن کودتا گلبدین شهنواز است. ائتلاف های چند جنسی، غلتیدن به دامان دولت های که آن‌ها را دشمن میخواند، مانند تاجکستان وایران ، قرار داد با نظامی که اسلامیت آنرا در سرود ملی میبیند، نه در خدمت به خلق الله . اینکه او با پامال ساختن این همه قانون اساسی که همه دولت ها از گذشته دور تا حال اسلام را دین رسمی کشور تعریف کرده وتسجیل نموده بودند قانون اساسی این حکومت را به اساس عین ماده می پزیردبرای این است که او را در بلند گوی رسیدن به صاحب شدن توشه ای رسانیده است اما این‌ها همه پوشش آن اهداف و اغراض اند که گلبدین برای اجرای آن موظف شده است. تشدید جنگ، اخلال اوضاع منطقه به اساس تکر وتصادم با گرو های تنظیمی با تکیه به مسایل قومی که برای شدت بخشیدن به این تشنج قومی شعار داد وبصورت واضح جنگ قومی را اعلان کرد که بی گمان ابعاد مصیبت آن بسیار بزرگ خواهد بود.

 

با اینحال روی سخن بطرف نیرو های دیموکرات، عدالتخواه ومترقی است که نسخه دفع این ویروس ها نزد شماست...

 

م ی هادی

اشغالگران خانه نمایندگی مردم قانونمندی فساد را تصویب نمودند

 

 

 

اشغالگران خانه نمایندگی مردم قانونمندی فساد را تصویب نمودند

 

دریک تن بیمارهر عضو آن احساس نا خوش آیند دارد. دولت وحدت ملی درست همان تن بیماریست که ارکان ثلاثه آن نیز به آن بیماری مصاب شده است ، ولذا پخش ، نشر ، گویش وبینش هزاران خبر و نظر و چشم دید مردم نسبت به دولت دست نشانده بی باوری و بی اعتماد ی شانرا منعکس میسازد. این بدان معناست که مردم حضور خودشانرا در هیچ سطوح از دولت نمی یابند وآرزوی های خود را در هیچ رویکرد آن احساس نمیکنند که در این واقعیت هیچ یک از اجزای ارکان دولت مستثنا نیست.

 

اشغالگران خانه نمایندگی مردم که اغوا گرانه وفریبکارانه از نام مردم حکومت مورد رأی اعتماد خود شانرا، بنا به کم رسی برای خود شان واضافه ستانی شرکای جرمی شان در تقسیم دزدی ها ، غارت ، چور وچپاول داشته های کشوری، بخشش ها و خیرات ها، به باد ملامت میسپارند در نزد مردم شریک جرم وجنایت به عنوان حکومت گران دولت وحدت ملی استند. مکرر باید بگویم تنهاحکومت وحدت ملی به معنای اصل کلمه در تقسیم دزدی ، چپاول و غارت محدود نیست دولت با تمام ارکان آن شامل این جنایت است. پس نا نماینده های پارلمان ویا به تعبیر واقعیت اول اشغالگران پست نمایندگی مردم به حیث ارگان قانون گذار برای این دولت کسانی جزگماشته های جعلی نیستند که با تار پود نیرنگ بازیهای جدا تنیده شده باشند.

فساد در این خانه اشغالی از آغاز شروع کار این اشغالگران بر زبان‌ها زمزمه میشد و به گوش ها میرسید و بار، بار بر سرلاشه های فساد چنان گرم و داغ شده‌اند که خودنیز پرده از روی دزدی ها ، خیانت ها، جنایت ها و فساد های همدیگر شان بر داشته اند. در این اواخر صدر نشین این خانه اشغالی همان کلاه‌ بردار نظاره‌ گرو ناصح یخن پاره گان صحنه پارلمان نیز یخنش بدست هم کیشان مجلس نا نماینده ها کش گردید و شمه ای از دزدی هایش را مطبوعاتی ساختند.

 

اما این دزد صدر نشین قاضی خود می‌شود ودر ارکان قانون گذار دولت برای خود شان اتاق قضاوت وعدالت میسازند و یک فیصله خیانت بار وننگین را بنیان میگذارند که اگر دزد حاضر شد پول دزدی و یا قیمت متاع دزدی شده را بپردازد او به حق ملت ومردم احترام گذاشته دو باره به سکوی صلاحیت تکیه میزند. با درد و حسرت که در مورد «عبدالروف ابراهیمی» دزد کلان خانه اشغال شده نماینده گان مردم چنین شد. این مساله که در یک ارگان قانون گذار به انجام رسید برای مجرمین فساد پیشه دگر که نا گزیر به نمایش بازخواست گری شوند بهترین دستآ ویز خواهد بود.

 

جالب این است که «همایون» افشا گر داخلی خانه اشغال شده نماینده گان مردم نتیجه این فیصله را رسیدن حق به حقدار دانست و از ادعا های دیگر که می‌گفت دولت از این ترس دارد که اگر ابراهیمی با کسی دیگر عوض شود، نشود دزدی های دیگر بر ملا گردد گذشت کردکه واقعیت «کاسه دیگر زیر نیم کاسه» است. حالا این مساله پیش می‌آید که اسناد بیرون آورده شده آرشیف که «همایون» به جرم آن مجازات شد چه بود وبه اختیار کیست؟

 

کشمکش میان «ابراهیمی» ریس خانه اشغالی ملت ومعاون «همایون» اولین افشا گریهای اندر میانی اعضای ارکان دولتی نیست . باری معاون « ظاهر قدیر» که در این اواخر با حضور وظهور داعش احساس خطر میکندوداد و فریاد آمد ، آمد داعش را در تبانی با ارگ فریاد میکشد از سوی یک وزیر کابینه « زاخیل وال» به فساد متهم گردید. «زاخیلوال» او را هم به حیث تک دزد وبه حیث دزدی که دهن جوال را میگیرد در همین مجلس نا نماینده ها بافساد پیشه دیگر بنام «لالی» افشا نمود که از وزیر مطالبات پایان رهگیری قاچاق را نموده بودند. البته این بدان معنا نیست که «زاخیلوال» مورچه بی‌آزار است. هر ارکان این دولت دزدان مسلکی خودش را دارد. دزدی های « زاخیلوال» به حیث دزدخزانه داری دولت وحدت ملی هم مشهود است زهی خواست که دزدان بر دزدی های همدیگر شهادت میدهند و این شهادت ها تا افشا گریهای دزدی های شاه دزد ریس جمهور؟ احمد زی هم رسیده که با خویشاندان خارجی خود حق «غلامی» ادا میکند وقرار داد های کلان را بی هیچ مبدأ قانونی به آن‌ها تسلیم میکند و به تازه گی افشا شده که برای خانم خود «فصل و باب» خرچ دسترخوان استخراج کرده است.

 

خلاصه که این اشتر عرب چاپ وعجم نشان هیچ جایش راست نیست که بر یک کجی اش انگشت گذاشته شود.

 

م ی هادی

گلبدین در فیگورقدرت نمائی کاذب

 از دیر گاهیست سر زمین ما در تب سیاست های ستم سالاران سود وسرمایه میسوزد. مهندسین اهداف بزرگ نظام های جهانخوارهر از گاهی با کاربرد افزار های سیاسی و جا بجائی وسایل  رزیرفی شان، تاکتیک وشیوه های تطبیق  اهداف شانرا تغیر داده ومیدان بازی های جدید سیاسی را هموار میسازند.  دین ومذهب را با باورمندانش ، قوم و ملیت را با هموندانش ، زبان وگویش را با گوینده گانش در حلقات خود فروخته گانی چند به بازی گرفته اند.خود فرو خته گانی که با قباحت خود فروختگی خودشانرا به روی نمیگیرند. خود فروختگی تن فروشی نیست.خود فروخته گی آنست که منافع  مردم  را یک فرد و گروهک هم مشرب با تکیه  به یک قدرت بیرونی در گروه منافع خود شان داشته باشند. امروز همه افرادی که در سطوح مختلف در بستر قدرت لمیده اند همان خود فروخته گانی استند که این چنین تعریف میشوند. حکومت سازی ها با بر چسپ های اسلامی ، امارت، وحدت ملی به روایت های دینی ، مذهبی و قومی نمونه های بارز و برجسته این واقعیت است که تمام داشته های هویتی مردم این سر زمین به مدیریت بیرونی ها اسیر منافع آنها و پرداخت حق الزحمه خدمتگذاران سیاست های آنهاست. وقتی لست ها و نام نویسی ها  حتا  که در سازمان ملل متحد سیاه وسفید میشوند درست به اساس مدیریت محرم، همین اهداف سیاست های کلان را نشانه میگیرد.

چند تا اقدام تعجب بر انگیز اخیر واقعیت  تاکتیکی جدید اهداف دور نمای این سیاست هاست.امروز تمام مطبوعات جهانی روی نقل و انتقال گروه جنگی مشهور داعش از گذرگاه افغانستان بطرف آسیای میانه  تمرکز دارد. اولین سوال اینست که گروه داعش با مسمی  "حکومت شام وعراق" هر چند در بیانیه نخستین  به مسیرپیشرفت خود به کشور  های پاکستان، ایران ، هندوستان، افغانستان ...  اشا ره کرد با این وجود گروه داعش به اساس اهداف مشخص( حکومت وعراق وشام) در قلمرو معین به دنیا آمد، که درششماه پیشروی برق آسا با منافع روسیه فدراتیف در شرق میانه تصادم کرد، از همان نخستین واکنش های روسیه فدراتیف دیگر زمزمه های  "حکومت عراق شام" جایش را به ورد گروه تروریستی عوض کرد با افاده این که تروریزم  سرحد ندارد ومیتواند از هر جائی سر بلند کند. پس اهداف مشخص بود.

نتائیجی که تصادم منافع روسیه در شرق میانه بوجود آورد این گروه ظرفیت های جنگنده انسانی خود را از دست داد وبرای پیشروی به سوی اهداف اولیه نیاز به تقویت ظرفیت داشت. این زمانیست که بیشترین گروه های تروریستی فراری ازبکستان، ترکمنستان، گرجستان، قفقاز... جمع گروه مجتمع تروریستی مقیم در پاکستان که در خاک سوریه روان شده بودند نیز زیر ضربات خورد کننده نظامیان روسیه وسوریه  بسیار تضعیف شدند. گروه القاعده که تاریخ استعمال آن با کشتن اسامه بن لادن گذشته بود ویکی از متحدان آن، (گروه طالبان) موجود صحنه نیز که از مدت ها در میدان جنگ با ضعف  به حامیان  حکومتی تکیه دارند، مهندسین سیاست های کلان را در فکر ظرفیت سازی دیگر واداشت. این ظرفیت سازی  راهم در وجود طالبان باقیمانده با تغیر نشان وبیرق وهم در وجود ظرفیت های ریزرفی تدارک دیدند همان بود که  در واقع با دیکتات ایالت متحده امریکاو به ظاهر به خواست حکومت دست نشانده به سفید ساختن لست های سیا  پرداختند، وروی گلبدین حکمتیاررا در آن سفید کردند. این ماهیت ریزرفی را شخص گلبدین در نشست های مطبوعاتی در برابراین سوال که  حزب اسلامی شما کدام حزب است؟ همان حزب راجستر شده به ریاست "ارغندیوال" ویا حزب شما جداگانه است خود وضاحت میدهد که "دوتا حزب وجود ندارد حزب راجستر شده ورسمی به اساس مصلحت وضرورت بنام "ارغندیوال" راجستر شده، "ارغندیوال" خودش  عضو شورای رهبری ماست" یعنی این که در عین هم کناری بادولت دست نشانده، نیروی ریزرفی  سیاست های مسلط هم بوده اند. پس منابع تمویل، تجهیز وتفویض صلاحیت هم دولت وهم گروه ضد دولت یکی بوده است از اینرو کلمه "تعجب بر انگیر" بالا را در اینجا حذف باید کرد واذهان باید کرد واذعان باید نمود که گلبدین حکمتیار اصلی ترین مجری اهداف سیاست های ایالت متحده امریکاست.علایم مشهود آن تقابل و رویا روئی از مواضع قومی، زبانی، وهمسوئی فکری واندیشه ئی با شعار های  گروه داعش که به ظاهر بر ضد امریکا ودر واقع با مخالفین امریکا میجنگد از یکسو، از طرف دیگر پنهان شدن طالبان در آستین حزب اسلامی که مطبوعات به صورت آشکار از رهائی طالبان زیر نام اعضای حزب اسلامی به اساس قرار داد با دولت در گذشته گزارش داده اند و به تازه گی از بر افراشتن بیرق داعش توسط اعضای حزب اسلامی گزارشاتی نیز از طریق اخبار و مطبوعات به نشر رسید. در پهلوی این همه مسایل گلبدین حکمتیار بدون هیچ نوع موقف حکومتی حتی بدون حضور رسمی به نام رهبر حزب اسلامی راجستر شده میاید در کنار کمیسیون با صلاحیت انتخابات می نشیند ودر حمایت از کمیسیونی  که یک سلسله گروه ها وحلقات شامل حکومت نسبت به این کمیسیون ملاحظه دارند در برابر این ملاحظات بسیار با صلاحیت ایستاده میشود. این مسایل دلالت به آن دارد که گلبدین حکمتیار مسولیت دارد چندین حق را ادا نماید. حق حفظ ریزرفی، حق   ساختاردولت دلخواه که نام او را در لست سیاه،  سفید ساخت، حق تادیه  پول مخفی نشینی، حق تادیه پول حضور در صحنه سیاسی، حق  زمینه سازی برای قدرت نمائی، ودر نهایت  حق وعده های امید  یعنی رسیدن به قدرت را باید ادا کند.

 

 درسایه چتر قدرت نمائی گلبدین >>>>>>>>>>>>

نام حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار  رفتار مخوف ترین گروه های جنگی ضد انسانی را در اذهان تداعی میکند. درجنگهای داخلی گذشته، قاعده مجازات مخالفین این حزب را بصورت مشابه در واقعیت رفتار گروه داعش بخوبی میتوان دید.اگر گاهی در شرایط معین گلبدین حکمتیار قصاب کابل خوانده میشود هرگز جنایت های این گروه جنگی  در گوشه و بیشه دره ها،  در هر برگ  وریشه درخت وبته قریه ها، در هر خشت پل و پلچک گذرگاه ها ودرفرو ریختن هر چت و دیوار خانه های شهر که از فریاد انسانها شهادت میدهند ازخاطر فراموش نمیگردد. گذشته واقعیت این حزب به امانت سطور تاریخ رسیده است در حال حاضر ببینیم که برای آینده، حزب اسلامی چه اراده ای دارد. همانطوری که در بالا  نوشتم  برای گلبدین حکمتیار در یک  نشست مشترک با کمیسیون انتخابات به بهانه تحویل یادداشت حزب اسلامی  یک کنفرانس مطبوعاتی برای قدرت نمائی او تنظیم گردیده بود. که به هیچ دلیل وبرهانی به خاطر سپردن یک بسته از خواستهای یک شخص غیر رسمی در ارکان دولت  نیاز به چنین شکل سازی نبود. اما اگر چنین نمیشد وجه قدرت نمائی ورویاروئی با سایر گروه ها هم صورت نمیگرفت وشعار دولت اسلامی  با توجیه این که دولت حاضر برای گلبدین حکمتیار دولت اسلامی نیست از یک تربیون رسمی بی بیان میماند وواکنش های که قرار است تحریک شود زمینه سازی نمیگردید. دولت حاضر را گلبدین حکمتیار دولت اسلامی نمیداند بصورت آشکار از سیاست های اجتماعی دولت عدم رضایت خود را بیان کرده است. با اینحال همین دولتی که دولت مشروع اسلامی گلبدین نیست ترکیب کمیسیون ساخته همین دولت برایش قابل قبول است وچند ملاحظه او را باید درنظر بگیرد.یکی ازخواست های گلبدین حق دادن رای مهاجرین بصورت خاص اشاره گلبدین به مهاجرین در پاکستان است چرا که ارقام شماری که گلبدین ارائه کرد شش ملیون رای را از طریق حق رای به مهاجرین پاکستان بی هیچ شک وتردید از خود میداند. این در حالیست که کمیسیون اعتراف میکند شمار رای دهندگان واجد شرایط از چهارده ملیون تجاوز نمیکند. در اینصورت او ریس جمهور وآن هم چه عجب ریس جمهور  منتخب مردم افغانستان میشود. گمان نمیکنم نیرنگ استعماربه این معراج رسیده باشد که انسانها با شعور اندک هم  داوطلبانه تصمیم بگیرند  قاتل جان، قاتل عزت، قاتل حق و قاتل آزادی های فردی و اجتماعی خود شانرا حاکم منتخب خود بسازند. ولذا این گویش های هدفمندانه  سیاست گزاریهای کلان، از حنجره آدمی به نام گلبدین که چندین گروه دشمن دارد تضاد ها و تقابل و رویا روئی را در نقطه یک انفجار بزرگ میرساند. گلبدین اگر از یک طرف با مردم مواجه است از جانب دیگر بخاطر کسب منافع بیشتر  با گروه ها وگروپ های متعددی  سابقه دشمنی و خونریزی های فراوان  دارد ، تا هنوزاز تند روی وتحریک خصومت در برابر حریفان ودشمنان قدیم دست نکشیده است  این نوع رفتار او گرچه به مقتضای طبیعت جنگ افروز و خونریز خودش است اما طغیان آن وابسته به حرارت سیاست های ستم سالارجهان یعنی ایالت متحده امریکاست. به فرض این دیگ سیاست چنین نجوشید از بخت بد مردم گلبدین حکمتیار ریس جمهور کشور شد. وجود او را در این سکوی قدرت کشور های همسایه شمال و شرق وغرب هم با وجود شکل گیری افغانستان به جای پاکستان به حیث تخته خیز بسوی خود تحمل کنند در داخل چه واقع میشود؟ جنگ مذهب، جنگ دین، جنگ قوم، جنگ ملیت، جنگ سمت، جنگ زبان، و جبهات گوناگون کلانتر از پیش دهن باز میکنند وهمه را میبلعد.

  م ی هادی