عائله بامداد وغایله عجیب خلقت

 


عائله بامداد وغایله عجیب خلقت



از آنجا که سیاست‌ها ورویکرد های احزاب وسازمانها وسایر اجتماعات از طریق نشرات میسر بازتاب میابد . این مجموعه ها به مثابه جمع آمد هم فکران خطوط نشراتی شان را با نشانی اشخاص حقیقی معرفی میدارند، به خاطری که حدود مسئولیت ها را در این نشرات مشخص بسازند وهر آن برخورد خارج از دایره افکار جمعی را مرتکب آن پاسخگوی باشد

سایت انترنتی بامداد نشریه سابق یکی از شورا های بیرون مرزی حزب ما که در نتیجه توطئه علیه حزب مردم افغانستان از طرف جعلکاران اشغال شده از این امر فارغ است

این سایت به اساس فیصله شورای اروپائی وقت حزب ما ایجاد، و رفیق اسد کشتمند در راس هیات گردانند گی آن قرار گرفت. در آن زمان اسمای عده از رفقا به حیث همکاران تحریر معرفی گردید. بعد از مدتی رفیق اسد کشتمند بنا به عوامل مطرح خودشان از گردا نند ه گی سایت استعفا دادند. با‌گذشت ایامی چند بامداد آرام، آرام به سمت غروب رفت، خیره گشت، تاریک شد ودر عمق سیاهی فرورفت

تاریک ترین دوران این سایت ادای نقش این سایت در به چالش کشیدن پروسه وحدت با حزب متحد ملی افغانستان است که گرداننده آن با حریفان خود اعلان «دویل» کرده بود،و حلقهء که آنوقت خود مختار خوانده میشد برای این «دویل» صحنه آرائی میکردند.

اکنون باز هم عائله ای زیر نام هیات تحریر در آنجا قلم میزند. این هیات تحریر همه کاره است، حزب است، تصمیم است، اراده است خلاصه خود کوزه و خود کوزه گر و خود به آن کوزه خریدار که گویند همین است و همین است و همین است. مگر با اینهمه معلوم نیست این عائله کی است ؟ این عائله کی است که سایت بامداد را تیر کش جعلکاران و توطئه گران علیه حزب ما ساخته است. این عائله کی است که با استفاده از نام حزب خود ما میخواهد توطئه شکست‌ خورده را رنگ و روی وبوی دگر بدهد و نقش و قدم توطئه گران را در حزب مردم افغانستان گم بسازد.

در سر مقاله «سر» داران عائله بامداد خواندیم « بامداد و غایله ریاست» این عنوان را درست نوشتند وما هم درست خواندیم، و فهمیدیم که ادا های این سر مقاله حکایتی از غایله عجیب خلقت عائله بامداد دارد. خلقتی که تعجب هر آدم با عقل و هوش را بر می انگیزد. خلقتی که با چشمان باز آن را می‌بینیم . آنان خود نیز دیده اند، مگر عصای کور بدست گرفته، دیده و دانسته دروغ میگویند.

عائله بامداد برای برنده شدن شخص یخن پاره گی میکند ما برای تطبیق اصول فریاد میزنیم .

چه کسی گفت که عاشق رفیق شیر محمد بزرگر است؟ وچه کسی گفت که دشمن رفیق داوود راوش است؟ همه گفتند که دشمن خیانت ، توطئه ،دسیسه، جعل، وتقلب استند. همه گفتند که حامی اصول، صداقت وشفافیت استند. این عائله بامداد است که نقش دشمن را در هر دو طرف بازی میکند یک طرف با تیر شهد آلود ودیگرسو با تیر زهر آلود مصروف شکار است . گفته میتوانید عائله بامداد کی ویا کیها است؟ مگر کاتب سر مقاله « بامداد و غایله ریاست» رشته ای ازکدام شرمنده معترف نخواهد بود که از گرفتن نام خود می شرمد؟

بلی ادا های عائله بامداد در سر مقاله بامداد صفت از خلقت عجیب میکند. غایله زایش خود را فریاد میکند. لذا هذیان میگوید. عائله بامداد در این سر مقاله باز هم به رخ سپاهیان حزب ما شمشیر میکشد. با هذیان گویی چنگ ودندان نشان میدهد. آنان گویا به جواب ما که گفتیم اعمال دسیسه ، توطئه، خود محوری، خودمختاری، تقلب، جعل، با یاوه سرائی ضد اخلاق حزبی وسیاسی چون یاغی، وجدان های خفته، آشوبگران، فرار از جلسه،آب رو ریزی، وکنایه خود خواهی مریضانه وشوق مریضانه رهبری، پاسخ داده اند. مگر این «بدمعاشان» شکست‌خورده چرا نمیخواهند به اراده سپاهیان حزب ما تمکین کنند؟ چرا میخواهند این افسانه بی سر و بی پای خود را تکرار وتاکید کنند؟ چرا محکم گرفته‌اند که کی کاندید وکی برنده؟ از اصول هم کدام حرف دارند که بگویند یا خیر؟ از یکسو در اینجا کنایه «دهلیز های عدل وا نصاف سر کاری» را بکار میبرند، از سوی دیگر یادشان میرود خود نوشتند که حزب مردم افغانستان به ریاست رفیق داوود راوش در همان دهلیز ها ثبت و راجستر شد. این تقلا های بی مورد تا به چه وقت؟

عائله بامداد همه چیز را سر چپه میبینند، سر چپه میگویند ، سر چپه قضاوت میکنند. این آنان استند که همه چیز را در نوک بینی خود می بینند. چون متنوع استند فکر چند رنگ دارند. افکار بوقلمونی دارند. ما یک رنگ استیم ویک رنگ می اندیشیم. ما که میگوییم داد خواه ، مترقی ، دیموکرات استیم رنگ ما را مشخص میسازد. این آنان استند که آیینه بردار دیموکراسی صادر شده‌اند، وبا قد نمائی در آن دست به تقلب و توطئه میزنند

بلی ما به گذشته سیاسی خود ما وابسته استیم. ما ادامه گذشته سیاسی خود ما استیم. ما مدعی استیم که استیم.

عائله بامداد چرا کنایه میگوید. مگراسناد مصوب کنگره ننوشته که چنین است؟ مگر شما به آن رأی ندادید و نمیدهید؟ بلی تصدیق قلبی عایله بامداد باید چیز دیگری باشد.

چرا که مینویسند: هر چند اینجا و آنجا، در اطراف یک پیاله چای، کسانی هجران نام سابق،سیاست های سابق ورهبری سابق را بیان میکنند وحفظ این نام، این سیاست و این رهبری را افتخار خود ووظیفه خود می‌دانند. از انجائی که استفاده سیاسی علنی از این موضع مطرح نیست، پس اهمیت آن هم از سطح آرزوی چند رفیق فراتر نیست.

ما گفته بودیم که توطئه گران و جعلکاران از نام کنگره به حیث پناه گاه استفاده میکنند . اینک همان میکنند.

عائله بامداد میگوید بامداد «هیچ چیز ننوشت» . اینرا هم راست میگوید. عائله بامداد فقط باروت و ساچمه وگلوله داد. تفنگ‌ ها را «پر» کرد. دیوار های بامداد را تیر کش ساخت. تا اصول را شکار کنند.

واما اکنون که خود فیر کردند بوی همان باروت های فیر شده را دارد. عجالتآ با ذکر اینکه میخواهیم بگوییم که شما حمله را آغاز کردید. شکست خوردید. سپاهیان آرمان را از حمله نترسانید ما مرگ را چندین بار آزمایش کرده ایم. ما با سر ماندن به صخره و سنگ سخت سر شده‌ایم . انتظار استیم که عجایب آتش کلخ را هم ببینیم .............



محمد یعقوب هادی

پیوست به یاداشت رفیق همرزم،متعهد، متحد وشرافتمند مریم گرامی

 

پیوست به یاداشت رفیق همرزم،متعهد، متحد وشرافتمند مریم گرامی


درود به شما. بسوی هدفی که استوار گام بر میدارید سر افرازی مبارک تان باد. عزم تان راستین رزم تان پیروز است.


بلی رفیق عزیز! از نام شما بامدادیان تاریک اندیش یادداشت نشر کردند . آنرا خواندم. از بی حالی نویسنده آن وهمکارانش سخت متأثر شدم، که لجاجت شان هیچ بر عقل شان غالب نشد. آنان که میدانستند گفته‌های یادداشت « نگاه ما به توطئه علیه حزب مردم افغانستان یک نگاه مجرد نیست» سخن امانت رفقای حزب ماست، مگر باز هم از نام خود ما به رخ خود ما شمشیر کشیدند.


اما اینکه چرا خواستند از نام شما پناه گاه بسازند. پاسخ این چرا و همه چرا ها اینکه، توطئه قاعده ندارد. مفهوم توطئه خیانت وباز هم خیانت به همه ارزش هاست. آنان که یاداشت شانرا با کلمه رفیق گرامی آغاز میکنند و باز میگویند رفیق گرامی شان فتنه آفرین است، این تناقض فقط در قاموس توطئه می گنجد. آنان باید میدانستند که تنها میتوانند از نام های مصنوعی نامه بنویسند چرا که آدم‌های مصنوعی قدرت تکلم ندارند. بی زبان اند. بی زبانان نمیتوانند چیزی بگویند.


جعل یادداشت از عنوان آن پیدا بود.نویسنده آن یادداشت یادش رفته، که از کابل مینویسد. با اینحال که هنوز فرصت آنرا نیافته‌ بودم تا به کشاله سازی نام خود «یعقوبا، هادیا» از طرف نثر نویس هفت قلمه چیزکی بنویسم که جعلکاران بی انصاف، همان هائی که به سر چپه نویسی دست‌های شان «رَو» است همان های که (حقداد) را «دادحق» نوشته بودند وبرایش سازمان ساخته بودند، باز همان قلم را به کج قلمی چرخاندند.

نتیجه اینکه نامه جعلی نشر شده در بامداد و حذف آن، تصدیق توطئه از طرف آنان است.


خوب بر گردیم به متن آن یادداشت که آنان خواسته بودند بگویند ما ورفقای ما از تدویرکنگره وحدت و جریانات قبلی و بعدی آن ،صورت دایر شدن پلینوم 21 ثوردر سطح آگاهی کامل قرار نداشته ایم. این دیگر خمیازه خواب در لحاف گرم ونرم توطئه است.


«حزب واحد(محصول تفکروحدتخواهی) ورویداد سرنوشتی دیگر» اولین یادداشتی بود که پیرامون تدویر کنگره وحدت با امانت داری حرفهای عزیزان ما را به دنیای انترنت رسانید، آنگاه که برای خفته گان در بامداد هنوز روز نشده بود. در آن یادداشت آنچه رقم خورده نشان از آگاهی و ورود همواره به مسایل سرنوشتی و بیان تسلسل و پیگیری ما ست.

بعد یاداشت « حزب مردم افغانستان در گذار از برزخ» هشیار باش رفقای ما را برای تعهد شکنان چندین باره گویا شد ونیز هم قدمان مان را از شکار شدن توطئه آگاه وبر حذر کرد.

از طریق «نامه سر گشاده به رفقای گرانمایه شورای مرکزی حزب مردم افغانستان» به تعهد شکنان گفته شد که سرگذشت شما مملو از تعهد شکنی وجفا به حزب و رفقا ست تکرار نکنید که شانس شما برای خیانت کردن شانس آخرین، و ما که اصلآ هیچ شانس دیگر برای بخشایش نداریم.

یاداشت «بمب های کوکی وبیصدا را در حزب مردم افغانستان باید خنثی بسازیم» در نتیجه لجاجت توطئه گران به دنیای انترنت راه یافت، که دستان توطئه را و آنانی راکه به هیچ معیار و پرنسیب تمکین نکردند آشکار ساخت

نوشتهء «از گریه های عاشقانه تا سکوت واعمال جفاکارانه» اعتکاف نیشینان پسخانه توطئه را دعوت به صداقت وشفا فیت کرده از ظاهر فریبی ها بر حذر داشت


دریادداشت «توطئه گران باز هم یک چال دیگر را با رسوائی بیشتر بازی کردند» از رنگ آمیزی توطئه سخن گفتیم که میخواهند خاک را به چشم ما بزنند. و تا اینکه یادداشت «نگاه ما به توطئه علیه حزب مردم افغانستان یک نگاه مجرد نیست» که زدو بند های پشت پرده را به اساس رابطه های پیشینه توطئه گران برملا ساخت، به «تلخه» نویسنده گان نامهء «پاسخ به نوشتار محترم محمد هادی یعقوب» بر خورد، ودر تاریکی خانه بامداد نامه جعلی ساختند ودر بامداد نشر کردند، وآنهم چون تف سر بالای که بروی خود شان افتاد.

حالا با اینهمه کیها بی‌خبر است؟ ؟ کیها خود را بخواب زده‌اند و.....؟

فکر می‌شود تبصره بالای کار برد لغات، جمله بندی ها، توضیحات غیر ضروری برای پناه گاه ساختن، پند های قاضی مابانه آن نامه که خود سخن میگوید نیازی نیست. اما با آنهم میخواهم در مواردی مکث کوتاهی داشته باشم.


همه میدانند در قاموس سیاست یک سلسله لغات ووآژه ها در گفتارونوشتار عام موارد استفاده ندارد. این واژه‌ها مفاهیم خاص را ارایه میدهند. لغات وواژه های که بار معنائی نکوهش را انتقال میدهد دشنام خوانده نمیشود در ادبیات سیاسی دشنام اصلآ وجود ندارد. فاشیست، توطئه گر، دسیسه ساز وواژه های مترادف، دشنام نی بلکه صفت عمل است. دشنام به یاوه و استعمال کلمات شرم آور گفته میشود. لذا اگر یک عمل توطئه آمیز را توطئه نگوییم پس چه باید بگوییم؟


نویسنده گان آن نامه میدانند که اعلان نتائیج جعلی پلینوم 21 ثور1391 با اعلامیه 19 جوزا 1391 توسط حلقه خود مختارو توطئه گر در شورای اروپائی از طرف اعضای حزب ما در تمام سطوح، توطئه شناخته شده است. لذا به صراحت میگوییم حلقه توطئه گران که در شورای اروپائی از صلاحیت آن شورا بر علیه حزب کار میگیرند وسایت انترنتی بامداد را به حیث تربیون ضد حزب بکار گرفته اند، به عنوان مسئولین شورای اروپائی حزب مردم افغانستان نزد اعضای حزب ما اعتبار ندارند. ما نمیتوانیم کسانی را که علیه حزب و اصول حزب بغاوت کرده باشند. دست به توطئه زده باشند وبا لجاجت تمام توطئه را مشروع بدانند، درجنب مسئولین سازمانهای حزبی خود بشماریم. بسیار واضح است که وقتی تقلب و جعل در انتخاب ریس حزب وجود دارد واین انتخاب مشروعیت ندارد هر آن شخص و مرجع که این جعل و تقلب را سازمان داده و از آن حمایت کند به هیچ معنی صاحب صلاحیت های مشروع بوده نمیتواند وشناخته نمیشود .

موضع گیری ما بیان دو مطلب اساسی است یکی اینکه توطئه گران را افشا نمائیم ودست توطئه را از حزب قطع نماییم ودوی دیگر رفقای شکار این توطئه را که توطئه گران تلاش دارند با حمایت های نا موجه ، تبارز کیش شخصیت در وجود آنان، آنان را با خود در قعر توطئه ببرند به عاقبت اندیشی فرا میخوانیم تا نا خواسته در لست سیاه توطئه قرار نگیرند. به این نمونه تاکتکی آنان در یاداشت جعلی توجه شود

«اینکه شما در نوشته تان بی موجب بالای رفقا تاخته اید ونام رفیق پوهاند دکتر محمد داوود راوش را با ارایه واژه های ناپسند شناسایی کرده اید مایه تعجب من می باشد»

وقتی توطئه گران میدانند که حرف، سخن وموضع ما ذوقی و کدام سروده به قد واندام کسی نیست، بلکه حرف حزب و اصول است پس توقع آنان چیست؟ واین در حالی است که هر کلمه سخن ما حامل اخلاق حزبی است. هیچ‌گاه ، هیچ وقت از این سخن باز گیری نخواهد شد که رفیق داوود راوش را توطئه گران شکار توطئه خود ساختند و ما میخواهیم که رفیق عزیزما هدف این شکار قرار نگیرد. این داییی مهربانی های توطئه گران خودش تاکتیک توطئه است. بلی تا اکنون همینگونه فکر میکنیم واینکه فردا چگونه فکر خواهد شد مربوط به رفتار های می‌شود که از خود تعریف بجا خواهد گذاشت.


جعلکاران در مورد کنگره وحدت همچنان بسیار شکوهمند، شکوهمند میگویند. باری گفتیم وباز میگوییم که تدویر کنگره وحدت برای آنان پناه گاه شده است. باور این است که در پایان کار توطئه دیگر کنگره وحدت برای آنان شکوهمند باقی نخواهد ماند. نگاه آنان به آن، نگاهی به یک بلنداژ تخریب شده خواهد بود که فکر میکنند دیگر بدرد آنان نمیخورد. ما واقعیت این ظاهر فریبی را در رفتار های سیاسی آنان در گذشته شاهد استیم. سرگذشت سیاسی آنان سراسر از بازگیری ها ، بغاوت ها، تعهد شکنی ها حکایت میکند، یاد کسی نرفته از بس که روزانه انقلاب شکوهمند ثور میگفتند هر شب گلون شان به «نمک او وتربند» احتیاج پیدا میکرد. ولی بعد چه ؟ به گفتار و رفتار آنان در باره مسایل سرنوشتی ، سیاسی وسایر موضوعات مرتبط نگاه شود......

نویسنده گان جعلکار مینویسند «به شما پیشنهاد می کنیم که بهتر است دشواری های آمده از جریان انتخابات ریاست شورای مرکزی حزب مردم افغانستان را به بیروی اجراییه ، به شورای مرکزی وبه مسولان آن بسپارید وبی حوجب( موجب) با نوشته های فتنه برانگیز خود وبا تنفرهای خود ساخته ای خود موجب دردسرما نشوید» وباز مینویسد «از شما واز رفقای دیگری که بی مورد به امور سیاسی داخلی؟ حزبی ما مداخله می کنند صمیمانه تقاضا می کنم تا بهتر زیستن؟ ، درست اندیشیدن ، به خود وبه دیگران احترام کردن رافرابگیرند هنوز که دیر نشده به امور دیگران دخالت نکنند»


از این فکر جعلکاران به قول لقمان حکیم الهام خوب باید گرفت. بلی باید به این نتیجه رسید، کسانی که به فیصله های این مراجع تن ندادند، تمکین نکرده اند و آنرا قبول ندارند، این مراجع باید در مورد آنان فیصله خود را صادر نماید.


بلی این وضعیت سر در گمی هر روز اعتبار حزب ما را تضعیف میکند.تقابل یادداشت نویسی و مقاله نویسی بیشتر از این در این باره به نفع حزب ما نیست. البته به نفع توطئه گران است.


بلی سرنوشت انسجام بزرگ سیاسی ما تجربه فراموش نشدنی است. تکرار آنرا نباید مجال داد. حتمی و حتمی دستان توطئه گر را از امورحزبی باید قطع کرد.هر دست پیدا وپنهان راباید قطع کرد.


بلی توطئه گران میخواهند از مصلحت های عاملانهء اصولگرایان در شورای مرکزی برای بقای خود زمینه بسازند. برای آنان مجال کافی داده شد. آنان از لجن زار توطئه نمیخواهند بیرون شوند. میخواهند به حیات توطئه آمیز خود شان ادامه بدهند. دیده می‌شود آنان بیشتر از پیش خیره سری میکنند


بلی توطئه گران بر علاوه یاداشت نویسی از نام رفقا، از نام سازمان های جعلی،و از طرف آدم‌های جعلی

یگان شخص را نیز به هر نحوه، وبه هر شکلی که به قناعت میرسانند که چیزکی بنویسد ولی نمیتوانند راز توطئه را پنهان کنند . به یادداشتی زیر عنوان «پیشنهاد صمیمانه ورفیقانه» مورخ 4/6 1391 در سایت بامدادیان توجه کنید که مینویسد:


«پلینوم تاریخی حزب مردم افغانستان بخاطر انتخاب رهبری حزب دایر گردید. دوتن از رفقای قابل احترام هریک شیر محمد بزرگر و داکتر داود راوش خود را برای سمت ریاست حزب کاندید نمودند. رفقای ما بااستفاده ازحق رای شان، با حفظ احترام به هردو رفیق از کاندیدان مورد نظرشان حمایت نمودند . متاسفانه نسبت نبود تجارب لازم از انتخابات آزاد و دموکراتیک وعدم دقت درثبت وشمار رقم واقعی اعضای شورای مرکزی وچاپ برگه های رای دهی و بنا بر مدیریت ضعیف دست اندر کاران، پروسۀ انتخابات با مشکل اندک مواجه گردید. ولی مشکل ما چنین بزرگ نبود. اصلا نمی توان بر دشواری سه رأی یا سه رأی دهندۀ قابل بحث و سؤال آفرین در جمع 109 رأی دهنده، نام تقلب گذاشت” .

به این میگویند استدلال برای برائت دادن توطئه و توطئه گران که سایت بامداد آنرا انعکاس میدهد.

هیچ وجدان پاک وصادق نمی‌پذیرد که بعد از این هم ما سرنوشت حزبی خود را به دست آدم‌های بسپاریم که اینگونه طرز فکر وبرداشت دارند


لذا با روحیه مسلط برافکار رفقا اززبان این قلم به رفقای شورای مرکزی حزب مردم افغانستان مقیم در کابل پیشنهاد میکنم که اعضای حزب را از این سر در گمی بیرون بیاورند. وتصمیم به یکسو سازی بگیرند. همین گونه به شخص رفیق داوود راوش باز هم این پیشنهاد را راجع میسازم که با ایستاده گی در برابر توطئه نام تانرا در تاریخ مبارزات حزبی سیاسی ما ثبت کنید. توطئه را رد کنید و انتخابات دوباره را تائید کنید .

تنها راه  صلاحیت پذیری، انتخابات شفاف و برنده شدن قانونی است


این پیشنهاد را به رفقای سازمان خود ما در کانادا، به رفقای شورای سراسری ماسکو، به رفقای ما در شوراهای اروپائی نیز تکرار میکنم.

اعتبار حزب فقط درشکست توطئه نهفته است وبس. لذا چون شما این اعتبار را خواستار استید تقاضا میکنم برای صدور فیصلهء مشروع و جمعی تصمییم بگیرید

پیروز باد اصولیت، حزبیت، رفاقت، همصدائی و همقدمی

محمد یعقوب هادی


مصاحبه

   

مصاحبه با یک تن از اعضای سابق ح د خ ا و فعال حزبی در(نهضت فرا گیر دموکراسی وترقی افغانستان) اکنون «حزب مردم افغانستان»

مصاحبه با یک تن  از اعضای سابق ح د خ ا و فعال حزبی در(نهضت فرا گیر دموکراسی وترقی افغانستان) اکنون «حزب مردم افغانستان»

در این روز ها سایت‌های انترنتی شاهد بحث‌های بسیار مهم رفتار های شماری از شخصیت‌های پیشین ح د خ ا در قبال رویداد های درون حزبی  یکی از  جزایر  سیاسی متشکل از اعضای ح د خ ا است. چنانچه  معلومات کسب شده حاکی از آن است که بیشترین تجمع اعضای ح د خ ا در دو تشکل  بنام «حزب مردم افغانستان» و « حزب متحد ملـی افغانستان»  که تا پای  یکجا شدن  ووحدت شان نیز رفتند تجمع نموده اند. برای دریافت   مسایل بیشتر در این خصوص از یک تن   اعضای سابق ح د خ ا و فعال حزبی در(نهضت فرا گیر دموکراسی

وترقی افغانستان) اکنون «حزب مردم افغانستان»  که یک سلسله مقالات قابل توجه را در سایت‌های انترنتی به نشر رسانده است در این باره  پرسش های را به عمل آورده‌ام که  خدمت

علاقه‌ مندان وخوانند ه گان  عزیز تقدیم میدارم

.

  خبرنگار:محترم  محمد یعقوب( هادی) از طریق سایت‌های  انترنتی یک سلسله بحث‌های را  در قبال  رویداد های  درون حزبی  حزب شما هموطنان و بخصوص  علاقمند  مسایل

سیاسی  شاهد استند که حکایت از  چالش های  در مورد  تدویر کنگره حزب شما  وانتخابات رهبری  حزب شما دارد . با نظر داشت محتوایات  مقالات شما  که در سایت‌های انترنتی .خوانده می‌شود خواستم اگر بتوانم پرسش های را از شما مطرح نمایم

   محمد یعقوب هادی: جناب محترم امان معاشر! اولتر میخواهم  آرزومندی های صمیمانه هم پیمانان ما را یکجا با تمنیات قلبی خودم بخاطر سلامتی شما، خانواده شما، دوستان ووابستگان شریف شما، به شما ابراز بدارم . مراجعه شما را به نشانی این یادداشت نویس آرمانها و آرزو های صادق ترین فرزندان کار و خدمت برای مردم ما و میهن ما که به توجه شما رسیده، مراجعه یک خبرنگاری که  توجه به  فکر و اندیشه، صفوف، سپاه آرمان که  چشم و گوش  مجموعه های سیاسی ما استند ، مراجعه یک خبر نگار با رسالت و با اصالت دانسته از شما تشکر مینمائیم. حالا آماده استم به پرسش های شما جواب بدهم.

 سوال:  موضعگیریهای شما  بیان گر آن است که  اعضای حزب شما خود شان را وارث آرمانها و اهداف ح د خ ا میدانند. اخیراً اعضای حزب شما برای تجدید این هویت  اولین کنگره خود را دایر نمودند. تا آنجا که از بحث‌های انترنتی بر می‌آید  حزب شما با چالش های در مورد اهداف مطروحه این کنگره از جمله  وحدت با سازمانهای همسو وانتخابات رهبری مواجه است. علل وعوامل شکست وحدت را چگونه ارزیابی میکند؟ واگر حزب در جهت برطرف ساختن این  عوامل مصروف است آیا با یکسو سازی عده انجام خواهد شد؟

جواب:اجازه دهید برای زمینه سازی پاسخ به این پرسش به انگیزه  تاسیس ح  د خ ا  و عوامل پراگنده شدن آن  بطور مختصر  تماس بگیرم  تا چرائی  سؤال شما  در مورداین مجموعه «وارث» مدلل گردد.

انگیزهء تاسیس ح د خ ا از متن یک جریان سیاسی مردم خواهی و میهن دوستی  ناشی از شرایط اجتماعی در جامعه ما پدید آمد. این شرایط عبارت بود از: بی‌عدالتی‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، استبداد فرهنگی و اشکال مختلف  استبداد، تبعیض ، ستم ، تعصب، محرومیت مردم از حقوق حقه انسانی شان، نبود وعدم دست رسی به ابتدائی ترین وسایل و امکانات زندگی ، عقب نگهداشتن کشور از تمدن پیشرفت ترقی وتعالی، خود مختاری های حکام زور وزر، نا کارائی  حکومت داران بی مسولیت، فاسد، عیاش، جبر حاکمیت های متلعق عنان با اساس سیاست های تفرقه افگنانهء آنان، فریب  مردم با سوء‌استفاده از دین، مذهب و باورمردم ، جبر خرافه پیشه گان مرتجع دربار نشین، در نتیجه  سیاست  های اغفال گرانه  واغوا گرانه  عمال  دست نشانده که مردم  در شرایط سرکوب ،خوف،تهدید،تحقیر،توهین بسر میبردند،  این نهاد  دادخواهانه، دموکرات ومترقی را مهیا ساخت.

 حزب تاسیس شد و به مثابه سازمان باز تاب دهنده خواست ها و نیازهای  لایه‌های مختلف اجتماعی، به مثابه عنصر تعاملی بین قدرت حاکم ومردم، به مثابه پرورشگاه افراد برای رهبری ومدیریت مسایل جامعه و به مثابه حضور هویت جمعی برای عملکرد جمعی بخاطر تأمین  نیازمندی های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی در راه اهداف معینه سر سختانه وبا تمام قوت وصداقت رزمید

متعاقبأ در شرایط ناگزیر به حاکمیت دولتی رسید،  وهمه  آنچه را در برنامه کاری حزب گنجانیده شده بود در منصه اجرا قرار داد.

واضح است که در تمام ادوار تاریخ  انقطاب های جهانی اوضاع سیاسی تمام سرزمین ها را خواسته ونا خواسته شکل داده است  که افغانستان  هم به عنوان کشور عضو جامعه جهانی مزید به موقعیت جغرافیائی و عقب مانی حفظ شده،  مورد بهر برداری سیاست‌های آزمندان سرمایه سالار جهانی گردید که حزب از تأثیر  پذیری آن  استثناء نمیتوانست باشد

 استثناء نبودن با حفظ درجه تأثیر گذاری آن در جو سیاسی که ازلحاظ دست رسی  حزب به امکانات قابل ارزیابی است از حیث انسجام بطور قطع وابسته به ماهیت تعهد ارگانیزم زنده حزب در قبال مسایل فکری، آرمانی  واهداف مطروحه حزب  میباشد.

چگونگی حالات  تحمیل شده بالای انسجام حزب ناشی از همین  برخورد یعنی برخورد اعضای آن  متناسب با ماهیت  تعهدات شان  میتواند باشد. آنچه که در نتیجه دگرگونی شرایط جهانی  موقف وموقعیت حزب ما را در وجود اعضای آن  قابل تعریف میساخت  حد اقل یک مساله را واضح میسازد  که حزب ما  از متن جامعه و از میان مردم  جامعه ایکه جامعه  عقبمانده تعریف می‌شود  برخاسته به همین لحاظ بود  که عده حتی  در سطح رهبری به آن پخته گی نرسیده بودند که  دگرگونی اوضاع جهانی   نیز آنان را دگر گون نسازد. لذا عامل پراگند گی حزب از همین جا آغاز میشود. این همان موقعیت تاریخی  پلینوم هژدهم است که  طراحان ومجریان آن از دگرگونی سیاست جهانی  دگرگون شدند وبقای انسجام را قربان بقای  حاکمیت  خود ساختند.عناصر  دگرون شده  دور هم حلق زدند وبرای  نابودی و بقای انسجام کمر بستند. از آن  روزگار به این سو ما شاهد بغاوت ها، کودتا ها، دسته بندی ها و صف بندی ها بر ضد  انسجام خود استیم. آنچه را که شما پرسیده اید  پیوند وریشه در همین مساله دارد

از زمانیکه به جهان بیرون متواری شدیم بسیار واضع است دو نوع تجمعا ت شکل گرفت یکی تجمعات سنتی  ای بود که حزبی ها خود بخود به دور هم جمع شدند ودوم تسلسل مبارزات سازمانی بود که این تجمعات را شکل داد .مساله تسلسل مبارزات سازمانی ارتباط دارد به واکنشی بر علیه سیاست های صادراتی که منجر به تصامیم پلنیوم هژدهم میشود، که ستون فقرات مبارزه ما را میسازد.

خوب ؛ خلص تر ادامه میدهیم.  از اتفاق وامکان بیشترین کتله حزبی ها در اروپا اقامت گزین شدند.رفیق نورالحق علومی در شرایط بس دشوار در کابل هسته یک سازمان را گذاشت. بعدا سرو صدا های بلند شد که اینکار به اساس یک تصمیم دستجمعی انجام نشد. با وجود یک سلسله تشویش ها که بعضی رفقا در آنزمان ابراز میداشتند که گویا فضای نسبی تنفس رابا اعلان ایجاد حزب در کابل از رفقا خواهد گرفت روحیه فداکاری را مشترکین آن نشست  تبارز دادند که در واقع با عث تقویت روحیه مبارزه گردید. در حالیکه  یک بخش از رفقا بطور واضح  از ان استقبال نمودند، سایر رفقایکه در صدد ایجاد تشکل همه گیر  بودند نیز با برخورد رفیقانه به این اقدام پیش آمد میکردند. بعد ازگذشت مدتی آغازفعالیت نهضت میهنی تجمع اختصاصی دیگر حزبی ها را در راس رفیق فقید ما محمود «بریالی» مطرح ساخت که در نتیجه بنام ن ف د ت ا رسمیت یافت.  حزبی ها فکر میکردند که  بزودی این تشکل ها واحد میشود. بعد گفته شد که این تشکل ها از سلیقه ها ی جداگانه ناشی شده است و کدام ریشه اختلافی دگر هم دارد از اینجا ست که کار های وحدت خواهانه آغاز میشود

تعدادی زیادی از وحدت پیگیری نمودند ویادداشت های زیادی به مطبوعات و دنیای انترنت راه یافت. رفقای زیادی در جلسات  سازمانی شان این صدا را بلند نمودند. گفتگو های انفرادی وجمعی در محورهای جداگانه ومتفاوت انجام پذیرفت.در این زمان پیش آمد تکاندهنده واقع شد. رفیق محمود «بریالی» شخصیت شناخته وموثردر ایجاد یک تشکل واحد وبزرگ با مرگ نا بهنگام با زندگی ورفقا ی خود وداع کرد. انسجام ضربه مهلک برداشت. بعد از آن حساسیت های تازه بر انگیخته شد. حمایت ها وجانبداری ها از طرفین بحث‌ها  بروز نمود. عده‌ای نوسان زده  گاهی جانبدار وحدت وگاهی آنرا به نحوه ردمیکردند. چنین نوسانات فکری باعث شد سازمانهای رفیق که امیدواری های وحدت شان محسوس بود در تقابل هم قراربگیرند .لذا در پهلوی اینکه یک اکثریت قابل ملاحظه بنا به همین وضعیت در ترصد قرار داشتند از حضور فعال کمی عقب رفتند. عده اعضای این سازمانها یا استعفا دادند یا قطع علایق کردند یا میان این دو سازمان وچند سازمان رفت و آمد کردند.از وضیعت فوق بار ها شکایت شد. مگر با آنکه مراجع مسوول وجود داشت مانند شورا های اروپایی ، سازمانهای اروپایی، که میتوان اصطلاح مغز متفکر  سازمان های  ایجاد شده از بستر  ح د خ ا آنرا خواند که امکان پاسخ را نیز داشتند مگر کسی حاضر نشد به سوالات ،مکاتیبه ها ، پیشنهادات ، انتقادات مسوولانه جواب بدهد

اعضای وحدت خواه داخل تشکیل وخارج تشکیل آرام نه نشستند. از تفکر وحدت خواهی پیگیری کردند. تغیرات در سطح رهبری سازمانهای اروپائی رونما شد. تفکر وحدتخواهی از درون وبیرون فضای گفت و شنود های مستقیم را باز کرد. بالاخر هر چند زمان بر، ولی توافقات دو حزب رفیق روی خطوط کلی  به امضا رسانید. پروسه بخوبی و حتی گفته میتوانیم به سرعت لازم  از دو مرحله تعین شده گذشت ، که باز هم  تبدیلی دوره های   صلاحیت های تشکیلاتی در اروپا  فرا رسید. این دوره، دوره  تصدی  داوود رزمیاردر راس شورای اروپائی  بعد از سه بار شکست  انتخابات  قبلی بود. این دوره نقطه آغاز به چالش بردن وحدت دو حزب رفیق را نشان میدهد.افراد وحدت کش ووحدت شکن  در هر دو طرف وجود عرض وجود کرد. من این افراد را به دو دسته تقسیم میکنم  یکی را مخالفین مکتبی ضد وحدت  ویکی را مخالفین اماتور ضد وحدت میخوانم. مخالفین مکتبی ضد وحدت آنانی استند  که در چندین مرحله مبارزه حزبی سیاسی بالای  انسجام حمله نموده اند این‌ها آنانی اند که از چشمه پلینوم هژدهم با مزه آب نوشنیده اند و در خوان پلینوم هژدهم بسیار با اشتها زانو زده بودند.

 اینها آنانی اند که پروسه وحدت دو حزب رفیق را به چالش کشیدند. از آن میان عده شان همین اکنون بالای «حزب مردم افغانستان» حمله نموده است. شما ازعلل وعوامل شکست وحدت ویکسو سازی  پرسیدید. امیدوارم که چرائی سؤال شما را در این توضیحات  افاده کرده توانسته باشم. اما در بارهء  یک‌سو سازی حمله کننده گان بالای  حزب ما اراده جمعی  آنرا باید حتمی بسازد.در ای باره به قدر کافی یاداشت های  و اسناد افشا گرانه ارایه شده است. هر چند آنان معدودی از افراد توطئه گر و دسیسه ساز  استند ولی سلسله  افشا سازی بیشتر آنان ادامه داردوهنوز من این را آغاز قیام سپاهیان  آرمان میدانم.  این قیام برای یک‌ سو سازی این عناصر  به پا شده است  اما ما متاسف استیم که شماری  از رفقای خاموش مسکوت  با ادامه این وضع  سکوت، خود را با قیام مواجه بسازند. ما هم به این باور استیم که  زمان ، زمان  یکسو کردن ویکسو ساختن است. مشاهده میکنید که  هر آن بهترین نخبه گان سیاسی مانرا از دست میدهیم.  داشته ها، فرا آورده وقضاوت های ما توشه همین دنیا و برای همین دنیاست . ما از مرگ کسی را  به بیم وهراس نمی اندازیم،  بلکه هوشدار ما این است که از قضاوت تاریخ حذر کنند.

معاشر: فکر نمیکنید که چالش های موجود از عدم آماده گی  برای یک تصمیم گیری بزرگ مانند کنگره ناشی شده باشد؟

هادی:تدویر کنگره  که به کنگره وحدت مسمی شد همانگونه که در ترکیب، معنی دو کلمه را افاده میدهد در مفهوم هم برای بسر رسانیدن  دو وظیفه دعوت گردید. از لحاظ  مفهوم خود کنگره، وظیفه اول عبارت بود: از تفسیر خطوط فکری، تنظیم اساسات ساختاری و تعین اهداف برناموی  نام ونشان حزب و از لحاظ مفهوم وحدت توحید نظریات  روی مسایل  مطروحه به مثابه  مشخصه وحدت و ایجاد دهلیز تماس ، ارتباط  ونزدیکی با  سازمانهای هم اندیش ورفیق  بر مبنای اشتراکات سیاسی  قضاوت‌ها و آینده نگری، به حیث کنگره وحدت تعریف میگردد . مساله آماده گی  برای کنگره در واقع از دو  فلتر  از فلترنظریات  ساختاری خودحزب و از فلتر تفکر وحدتخواهی با سازمانهای رفیق که گزارش اساسی کنگره وحدت خواستار مکث ودقت آن  شد میگذشت. فکر می‌شود که همین مساله خود بخود آماده گی برای  تدویر کنگره وحدت را میسازد. اما  عوامل باز دارنده  قصدی  از لحاظ وظایف کنگره وحدت در بخش وحدتخواهی  باعث شد این کنگره  در‌واقع دو بار دایر گردد . در زیر سایه  همین مشکلاتی  قصدی از جانب عده دسیسه ساز و توطئه گر در راه یگانگی  ونفوذ  دسیسه در تدویرآن  نشان از عدم آماده گی را به خاطری منعکس میسازد که شرکت نمایند ه گان باید از یک نصاب  جدید نماینده گی تأمین میشد. اگر از این دید به صورت دایر شدن کنگره وحدت نگاه نماییم واین استدلال را نه پذیریم که  این مساله به غیابت  نماینده گان نسبت داده میشود میتوان آنرا عدم آماده گی تعریف نمود. همین مساله  مساعدت کرد که توطئه گران در شورای مرکزی ودر پلینوم شورای مرکزی نقش توطئه گرانه بازی نمایند. اما با حفظ این مساله کنگره وظایفی را که در  برابر خود  قرارداده بوداز عده انجام آن موفقانه بیرون برآمد. توطئه گران وجانبداران توطئه  میکوشند در پناه  دایر شدن کنگره  توطئه را پنهان بسازند.  میخواهم روی یک  یادداشت زیر نام یکتن از اعضای شورای مرکزی و شرکت کننده در پلینوم ۲۱ ثور ۱۳۹۱ «حزب مردم افغانستان» که در سایت  انترنتی پندار نشر شده مکث نمائیم. نویسنده یادداشت مدعی است  که بسیار صادقانه در مورد قضایا برخورد دارد. او مدعی است که  رویداد نویسی  او را سایت بامداد به اساس ملاحظاتی نشر نکرده است. برای من جالب است که چطور ممکن است چنین یاداشتی را  سایت بامداد که حتی  برای مشروعیت بخشیدن توطئه به اساس رابطه‌های نا مشروع با عدهء از افراد شامل ایتلاف شماری ازاحزاب  داد خواه  ومترقی استمداد میجوید نشر نکند. خوب اگر همین فرضیه نویسنده آن یادداشت هم درست باشد  باید یک توطئه  محرم نگهداشته شده دیگر هم  بزودی در میان حلقه توطئه قد بکشد و آن  چپه کردن شکار توطئه  داوود راوش  باید باشد. که در یادداشت  نویسنده آن مقاله  رتبه علمی  پیش روی  نام  اوشان  بسیار چشمگیراست، ودیگران را که با چنین پیشوند های نام  معرفی نیستند بی‌سواد وفاقد دانش سیاسی  جا میزند .

دوست ما خواسته که به همه رفتار ها یک «نقطه» پایان بگذارد. جالب است  که در دنیای کوچک شده ما هنوز هم  سناریو سازی  های عجیبی  طرح میشود. دوست ما آدم‌های پشت پرده را به این دلیل برائت میدهد که اگر طراح یک مهندسی  توطئه  خودش   درجریان عمل عینی وحضوری قرار نداشته باشد، ودر خانه وقرارگاه خود باشد دیگر افشا سازی این طرح  توطئه دخالت  مستند نیست. در باره این سناریو سازی  از طرف نویسنده آن بسیار کوشش شده گویا بیطرفانه و شفاف جلوه نمائی کند اما اگر دقت شود تناقضات روشن بخوبی به جانبداری نویسنده  آن صحه میگذارد

ما با رفتار های عجیبی  مواجه استیم. اگر کسی شوق میکند  که حزب بسازد اگر پیشکسوت است  یا میانه کسوت یا پسکسوت  ویا حتی بی کسوت، فکر میکند  که باید  از نقد ح د خ ا شروع کند.  هر گرمی وسردی  که ازهر  قطب این چنین آدم‌ها را اذیت کرد بجان  ح د خ ا میدوند یا در لحاف  ح د خ ا  خود را میپیچانند یا آن را به آتش میکشند یا نو یا کهنه تعریف میکنند.

برای  جنابان  مشتاق  به ریس حزب شدن باید گفته شود که اگر حزب ساز استید چه کار دارید  به حزبی که

 هیچ وغلط آن را تعریف میکنید؟ بروید از خود حزب بسازید و هویت کمائی کنید.

حالا توطئه  علیه حزب مردم افغانستان را هم  با اشاره به همان طرف( ح د خ ا) توجیه میکنند که این چنین  انتخابات در حزب ما هیچ وقت صورت نگرفته است. آنان راست میگویند اما  لطفآ، لطفآ، لطفآ آنرا دموکراتیک نخوانید. مو در بدن انسان راست می‌شود که  توطئه را آموزه میخوانند. سپاهیان قیام کرده‌اند همه میگویند که توطئه گران را بیرون بیاندازید آنان از آموزه سخن میگویند. این آموزه برای خود تان مبارک باشد.

بلی قیام سپاهیان برای ما آموزه است. دیگر کسی نمیتواند با رفتار های زیر بوریائی اراده خود را بالای  سپاهیان آرمان ما  تأمین نماید

معاشر: وقتی  حزب مردم  افغانستان در امتداد مبارزات  ح د خ ا  معرفی میشود،  شماری از شخصیت‌های رهبری  آن حزب در قید حیات بسر میبرند فکر نمی‌کنید که  آنان میتوانند در حل بحران دامنگیر حزب شما  کمک کنند؟

هادی:   در باره شخصیت‌های سیاسی آنانی که  برازنده اند گفته می‌شود  کسانی استند  که در گذاره حیات  سیاسی یا خالق رویداد های سیاسی ، یا کاسب رویداد های سیاسی میباشند. از منظر دیگر آنان کسانی استند که  هنر ساختن وبکار بستن را میدانند. در جامعه سیاسی حضور نخبه گان سیاسی،  تفکروتدبر آنان، به مثابه  نیروی تأثیر گذار در حیات سیاسی جامعه  مطرح است.

شما  اصطلاح بحران را نیر بکار بردید. بحران هم  همان وضعیت   نتوانستن و نخواستن  در تعامل  مدیریت و اداره پذیری است. حالا مسله  بحران  که  صلاحیتداران آشکار وپنهان آشکار شده، در حزب مردم افغانستان آنرا خلق نموده است.  یعنی آنانی  که دیگر نمیتوانند با  شیوه‌های دسیسه،  صاحب صلاحیت باقی بمانند ورفتار های آنان باعث شده که صلاحیت پذیران هم  نمیتوانند دیگر آنان را تحمل کنند.

به اساس بینش فوق در مورد  شخصیت‌ها ی سیاسی باز مانده از ح د خ ا حقایق و قضاوت‌های متفاوت وجود دارد. لذا در مورد  وضعیت پیش آمده برای  حزب مردم افغانستان این قضاوت وجود دارد که متأسفانه  کسانی از میان آنان در تولید این بحران نقش دارد. وقتی این نقش آفرینی  جستجو می‌شود.  سر گذشت سیاسی این نقش آفرینان مورد توجه قرار میگیرد، این پی‌گیری ما را به ریشه این توطئه  در نطفه پلینوم هژدهم میرساند.

   نقش آفرینان توطئه  که در سازمان خود ما  پناه گرفته بودند  در راس آن نور احمد نور یکی از همان بازمانده های  هویت یافته از  ح د خ ا  است. او در یک سازمان اولیه ما  خود را جا سازی نمود وعضو حزب ماشد.  از نخستین روز های گام نهادن در سازمان به مهره سازی و مهره شانی شروع کرد، واین توطئه را از آنجا رهبری کرد. حزب را برای خود پناه گاه ساخت وبه کار توطئه گرانه ادامه داد. حلقه توطئه را در صلاحیت های تشکیلاتی جابجا ساخت  وحزب را  با این امکان وامکانات مادی  گروگان گرفت.  اینهمه را در حالی انجام داد که هیچ‌گاه  در مجامع عمومی ظاهر نشد.  تنها  در جلساتی که  حلقه خود او اداره چی آن بود ظاهر میشد. اکنون برای سؤالات زیادی پاسخ وجود دارد.  مثلآ گفته میشد که نور احمد نور شامل  دوسیه «اف یک» است . از محله خود بیرون شده نمیتواند. اما وقتی جلسات را در پیش خانه او میبردند باز آنوقت   این مشکل رفع بود. در این تدبیر  چند مساله نهفته است.  قبل از آن میخواهم بگویم دوسیه سازی  «اف یک» در طرح  وپلان  محکمه ستمگران  معنی  دادخواهانه ندارد. این طرح وپلان بر بنیاد  تضاد های اندیشه ای  اِعمال می‌شود که مردود وناروا است.  بر میگردیم به دنباله صحبت  که  این فرا خوانی مجالس و جلسات  در محله اقامت نور احمد نور نوعی از  بهره برداری  شخصی  او بود، گویا  او کسی است که اینهمه  مردم به اطراف او جمع میشوند.  اما اینکه باز در  جمع آمد های دیگر  ظاهر نمیشود جبن وترس اوست. حالا  چنین آدم ترسو  وجبون را اگر به عنوان نخبه سیاسی  بشناسیم ویا معرفی کنیم  نسبت به نخبگان سیاسی  بی انصافی می‌شود که او هم نخبه باشد وانان که به واقعیت پذیزفتنی استند. بطور علنی  سیاست میکنند. موضع سیاسی  دارند. آرمان وهدف شان را گوش بگوش  برای همه میرساند. آنان هم نخبه باشند واین پرده نشین که عملیات های مخفی را هدایت ورهبری میکند هم همانگونه شناخته شود. حالا  تمام رفتار های پنهان و زیر زمینی  نیرنگ های سیاسی ، مهره‌ شانی ها و مهره‌های او  افشا  و توطئه  او دستگیر شده است، آنان به شیوه خود شان  دیگرحکمرانی  نمیتوانند

 واما  در مورد شخصیت‌های  شریف و صدیق هویت یافته از ح د خ ا چرا نی؟  ما توقع داریم در چنین شرایط  هم کناری ، هم صدائی ، وقضاوت آنان  در کنار و در همخوانی با تفکر

وارادهء اصولگرایان  حزب ما برازند ه گی هویت آنان را محک بزند

.

معاشر: به عنوان سؤال آخر بطور مشخص نظر شما  برای بیرون رفت از  بحران کنونی حزب مردم افغانستان که در‌واقع شما نیز آنرا بحران تعریف کردید چیست؟

هادی:  آنچه را من  میخواهم بگویم  نظر انفرادی و از چند  شخص نیست، بلکه  پیامد  اتفاق  رأی است.  اتفاق رأی  که اساسات ساختاری حزب را  ریخته است.  اتفاق رأی که برای انتخابات احراز  مقام ریاست حزب مشرح شده است .  انتخابات صورت گرفت، مشکوک شد،  جستجو گردید که  جعل صورت گرفته است. چرا پا فشاری بالای اینکه نه، درست است؟ آنانی که  به اکثریت خود تا کید کردند مشکل  انتخابات دو باره برای آنان باید وجود نداشته باشد. چرا که برد «برنده شدن» با اکثریت است.  واما تائید و تأکید به جعل از طرف آنان  خود بخود نشان از یک توطئه دارد. لذا خواست  اعضای حزب مردم افغانستان این است که  پلینوم فوق‌العاده دعوت شود. انتخابات  مطابق نورم ساختاری دو باره صورت بگیرد. برنده انتخابات  از این طریق مشروعیت حاصل نماید. معلومدار در مورد  عاملین فضای بوجود آمده کنونی اگر این یادداشت نویس آرمانهای شریفانه  سپاهیان آرمان هم قلمداد  شود آن تدابیر

عمل خواهد کرد

.

امان معاشر، خبرنگار آزاد

نگاه ما به توطئه علیه «حزب مردم افغانستان» یک نگاه مجرد نیست

  

نگاه ما به توطئه علیه «حزب مردم افغانستان» یک نگاه مجرد نیست


انسان را از لحاظ جغرافیای فطری با مشخصات گوناگون تعریف کرده اند. این گوناگونی بر بنیاد اثر بخشی پدیده‌ها و عوامل مختلف مستدل میشود. اگر از منظر همین مبحث به انسان جامعه خود ما نگاه کنیم، ما در جامعهء خود با حفظ سنت‌ها ی رواج یافته ناشی از تأثیر گذاری فضای مسلط اجتماعی، یک حرف معروف تقریبآ پذیرفته شده داریم که گفته می‌شود انتخاب نام در تعین شخصیت انسان نقش بازی میکند . از همین لحاظ بسی از خانواده ها با قبول همین سخن معروف به اساس آرزومندی های خودشان در انتخاب نام فرزندان شان توجه میکنند . تا باشد آنچه که در ذهن می پرورانند با نقش زیبائی و معنائی نام به فرزندان شان دریافت گردیده کمبود آنان با اثر گذاری نقش نام حاصل گردد. این مساله تنها در غیبت شعور و عقل کودکان و اطفال سنجیده نشده ، بزرگان نیز همینکه خود را در جامعه پیدا میکنند با چنین روحیه و طرز فکر یک کلمه تعریف شده دیگررا به عنوان تخلص مثلآ مانند رزمیار و رزمجو پسوند نام شان میسازند. یعنی یک مفهوم جستجو گر را با نام خود پیوند میزنند.


هرگاه برای خواننده گان عزیز پراگراف بالا تصور اینرا ایجاد نمائید که در پیامد مبحث شخصیتی مقاصد سیاسی در این بحث دنبال میگردد درست فکر نموده‌اند. نویسنده همین کار را میکنم. که تا معلوم شود عده‌ای حتی به اثر نقش پدیده‌ های تأثیر گذارهم، کمبود وگمشده شان را دریافت نتوانند. و در این راستا هیچ تحریف از شخصیت‌ صورت نخواهد گرفت وتمام دلایل بر مبنای گفتار ها ورفتار های خود هر شخص ارایه خواهد شود


در یک بحث گذشته گفته بودیم که در خصوصیت تمام انسان‌ها یک شهوت قدرتمند فطری بطور طبعی پرورش مییابد که با قدم گذاشتن در جهت دستیابی آن این شهوت ارضاء میشود. عده‌ای هم از ناحیه جنون شهوت دارند. که نویسنده در این یاداشت این جنون شهوت را در رفتار های رفیق کشی، جفا به مجموعه های سیاسی ، پراگنده ساختن جمع آمد های رفیقانه، وبغاوت در برابر صداقت وشفافیت در جریان سیر وسفرحزبی سیاسی عده از اشخاص به بحث میگیرم .

در باره پلینوم شورای مرکزی حزب مردم افغانستان از تاریخ 21 ثور 1391 همه از طریق منابع مختلف به آگاهی رسیده وبرداشت های خود را از آن حاصل نموده اند. در این خصوص اخیرآ چند برخورد یکی از طریق اعلامیه که به نام داوود رزمیار به نشر رسیده ودوی دیگر پیامی که از نام ایتلاف شماری از احزاب دادخواه ومترقی در فضای انترنت پخش شد وسوم مصاحبه ظهور رزمجو پیرامون پیام ایتلاف شماری از احزاب داد خواه ومترقی به دو سایت انترنتی راه یافت مورد بحث کنونی قرار دارد .


به پیامی که در پای آن نام داوود رزمیار آمده در سایت بامداد توجه شود. اگر از این بگذریم که پیام دهنده به حیث کسی که تمام عمر خود را در صلاحیتمداری سازمانی گذشتانده نمیداند که نام «حزب مردم افغانستان» بعد از فیصله «کنگره وحدت» در مطبوعات معرفی شد تا قبل از آن این مجموعه سیاسی به نام «حزب واحد» تعریف میشد یعنی «کنگره وحدت» را «حزب واحد» دایر نمود نه «حزب مردم افغانستان» که البته در این مساله هم گذشته از اینکه خود پرستی و خود مختاری به آموزنده گی حزبی و سازمانی چربی میکند از منظر دیگر با روحیه تعصب بر ضد وحدت خواهی ووحدت طلبی برخورد صورت گرفته است.


در این اعلامیه به ادامه آمده: «ما؟ افتخار میکنیم که همرزم و رفیق راه کسانی استیم که با زنده گی سازمانی وسیاسی خود برخورد واقیبینانه و نقادانه دارند» مگرآیا این سخن صادقانه گفته شده است؟ به‌ برخورد های واقعبینانه تمکین گردیده وتن داده شده است؟ که نشده است.

در این اعلامیه از نو سازی «مفاصل» حزب نیزسخن گفته شده است. اول اگرمنظور از «مفاصل» این باشد که این مفاصل بتواند در برابر شورای حکام به آسانی «خم» شود که منظور همین است این شعارنو سازی جنگ آوران سخن درست است.این «مفاصل» از نظر آنان چنین قابلیت را باید داشته باشد. ولی اگرمنظور از چهره‌های نو باشد پس از حلقه شورای حکام اروپائی کرده چه کسان دیگر کهنه تر بوده میتواند؟ شاید منظورنظر آنان کشتن چراغ یادداشت نویسان بی مقام چون نویسنده این سطور ویا سپاهیان آرمانی واندیشه باور حزب ماست، که جز خیال باطل چیزی بیش نیست چرا که هنوز آغاز قیام است .

دراعلامیه با کلمهء اتفاق ارا بسیار جلوه گری شده است. اگر بدانم که اعلامیه دهنده گان بالاخره به یک شی قدسیت قایل استند حتمی آنان را به همان شی قسم میدادم که شما را به آن قسم است این نشست ها همه ممثل اتفاق ارابوده است؟ مگر چنین شی در تصور نداریم جز اینکه بسیار ساده بگویم آفرین آنان به این پر روئی که میکند


اما یک مساله را باید بخوبی روشن کرد که «کنگره وحدت» وفیصله های آن در قبال اساسات و اهداف آرمانی دست آورد اعضای شرافتمند حزب ماست که در متن ومحتوای آن قرار وتعهد ما به روشنی خوانده میشود. حالا این توطئه گران استند که در پناه آن سنگر گرفته اند. و از چال های تروریستی استفاده میکنند مانند ترورستان که در محلات مقدس سنگر میگیرند وبروی باورمندان فیر میکنند که دفاع آنان منجر به تخریب محل مقدس شود واز آن بهر برداری کنند. این نیرنگ های تروریستی دیگر شمشیر زنگ زده شده است. توطئه گران اگر به تصویب «کنگره وحدت» منجمله اساسنامه حزب متعهد میبودند دست به این توطئه نمیزدند. در اینجا لازم دانسته میشود از اصولگرایان حزب ما تقاضا نمایم که در پای اعلامیه ها ، فیصله نامه ها از درج امضای رفقا جلوگیری نمایند. ما هیچ نیاز نداریم که به رخ توطئه گران سند بکشیم آنان یک ساعت بعداز کنگره وحدت تعهد و رأی خود را که در کنگره وحدت مطرح کرده کردند شکستند. بگذارید این تظاهرامضا بازی شغل آنان باشد.


در پایان اعلامیه از نام داوود «رزمیار» به داوود «راوش» اطمینان داده می‌شود که حاضر است با او در کنار او و تحت رهبری او حرکت کند. در این اطمینان یک تزرع احساس می‌شود که هرگاه داوود «راوش»بی توجه به واقعیت ایستاد ه گی درمحیط تقلب را ادامه بدهد باورداشته باشد که اورا چپه نخواهند کرد. اعلامیه اضافه میکند که «هیئت اجرائیه شورای اروپائی در لحظه حاضر، حفظ فضای رفاقت، دوستی وتفاهم واستحکام وحدت حزبی را به رهبری رفیق داوود «راوش»، دارای اهمیت اساسی و اجتناب‌ناپذیر تلقی میکند. ورفقای حزبی خود را به تلاش در جهت همسوئی ووحدت فرا میخواند» اول این شعار همان تکرار های اتفاق آرا در اعلامیه را خود بخود پاسخ میدهد. واز طرف دیگر کسانی از وحدت اتفاق ، رفاقت ، دوستی سخن میگویند که حاضر استند بخاطر از بین بردن آن خود را هم انتحار کنند........


و اما حضور آقای ظهور رزمجو را در بزنگاه توطئه با یاد هانی مختصر ازگذشته به بحث میگیریم.


مارش شهروندان ورسم گذشت هفتم ثور سال 1363 است. ظهور رزمجو به حیث منشی کمیته حزبی شهر کابل در راس تنظیم مارش شهریان کابل قرار دارد. آغاز مارش شروع جاده میوند است. جایگاه رهبری مارش آخر جاده میوند بلند گاهیست که ظهور رزمجو بر منبر آن، مارش را رهبری میکند. مارش در بخش‌های مختلف با سمبول های معرفت شان به آخر جاده میرسد وبطرف نشستگاه رهبران حزبی و دولتی در حرکت است . بلند گو، صدای ظهور رزمجو را پخش میکند. او با تعریف مختصر از هویت بخش‌های مختلف مارش صدا میکشد «در برابر رهبرزحمتکشان افغانستان، رهبر صدیق مردم افغانستان، رهبر انقلابی مردم افغانستان، شخصیت تاریخ ساز و بی بدیل در تاریخ افغانستان. یار و یاور کارگران، دهقانان، تجار ملی، کسبه کاران، پیشه وران، استادان، معلمین،دانشجویان، متعلمین، روشنفکران ،روحانیون مذهبی، شخصیت‌های با اعتبار ملی ، رهبران و نخبگان سیاسی زنان وکافه ملت افغان «ببرک کارمل» ادای احترام نماید» با این شعار ها مطابق به خصوصیت بخش‌های مختلف مارش همه را با گذشتن از برابر لوژ ی که رهبران حزبی و دولتی قرار داشتند فرا میخواند. خوشبختنانه همه آنچه را که در تعریف رهبر فقید «ببرک کارمل» می‌گفت حقیقت می‌گفت.مگر بد بختانه که با هیچ یک از آن تعاریف ، خصوصیات ومشخصات رهبر فقید( ببرک کارمل) وفادار وصادق باقی نماند، وروزگاری که دسیسه پلینوم هژدهم آغاز شد وهمان شهروندان در برابر آن دسیسه ایستائی کردند ظهور رزمجو کسی بود که امر حمله به دسیسه ستیزان و توطئه گران را صادر نمود. امروز وقتی یادهانی همان واقعات در اذهان ما گذر میکند به خاطر آن است که جناب ظهور رزمجو آمده تا ما را درس وحدت، همدلی و رفاقت بدهد ویکبار هم توجه نکند در بلند گاهی که او ایستاده کجا ست؟ حضور رزمجو در بزنگاه توطئه گران هرگاه از منظرسر گذشت سیاسی او هم قدمی با یار قدیم اش دانسته میشود گمان نادرست نخواهد بود از این جاست که رزمیار برای حق به جانبی توطئه، رزمجو را شاهد می آورد. در پیامی که از نام ایتلاف توطئه علیه حزب ما هم قدمی می‌شود و آقای رزمجو در مصاحبه خود از آن حمایت میکند نوشته شده است:


هیئت رئیسه ائتلاف احزاب و سازمانهای دموکرات و ترقیخواه انتخاب پوهاند داکتر راوش را به حیث ریس حزب مردم افغانستان به شما و شخص ایشان تبریک گفته، پیروزی تان را در امر اعتلای زنده گی سازمانی تان آرزو میکند.

هئیت رئیسه ائتلاف در حالیکه کنگره حزب تان را با علاقمندی ودقت دنبال کرده است در رابطه با وضعیت پیش آمده پس از پلینوم شورای مرکزی، با توجه به اینکه جنبش دموکراتیک وداد خواه کشور ، پس از ایجاد ایتلاف احزاب و سازمانهای دموکرات و ترقیخواه در وضعیت تازه وحساسی قرار گرفته است و نیز با مواضع ودیدگاه های آنعده رفقایی که هنوز در پذیرش فیصله های پلینوم ملاحظه دارند نکات زیر را با اصل احترام به استقلال سازمانی حزب شما و اعلامیه هیئت رئیسه پلینوم شورای مرکزی حزب مردم افغانستان به توجه میرساند


متعاقب آن با چند جمله شعاری در جهت همسوئی، اتحاد وکلمات مترداف دیگر به اصطلاح خودشان ملاحظه داشته گان را تلویحآ برای پذیرش اعلامیه جعلی هیت ریسه شورای مرکزی حزب مردم افغانستان که در سایت بامدادیان نشر شده دعوت نموده است.


رفقا ودوستان شریف و صادق ونیک اندیش را به تحلیل و ارزیابی این پیام دعوت میکنیم. به پیامی که در سایت نهضت آینده همگون به سایت بامدادیان به تبلیغ گرفته شده است.

پیام مینویسد که جریان کنگره را با علاقمندی دنبال کرده است. سایت نهضت آینده افغانستان بعد دومین روز تدویر پلینوم شورای مرکزی حزب مردم افغانستان از نام نهضت آینده که در عین حال عضو ایتلاف نیز میباشد پیام تبریکیه ریس نهضت آینده را گویا به مناسبت انتخاب ریس حزب مردم افغانستان برای مدت یک روز در سایت نهضت آینده به نشر رسانید وبعد از آنکه مطلع شدند در انتخابات تقلب و جعل صورت گرفته فوراً این پیام از صفحه سایت نهضت آینده حذف گردید. اما اینک دو باره سایت نهضت آینده که ریس آن در ایتلاف احزاب دادخواه ومترقی مسئول ارتباط با سازمانهای همسو میباشد.همان باز گیری سخن شانرا که به اساس در یافت معلومات از تقلب صورت گرفته بود، اینک دو باره مورد تائید قرار میدهد. مگر باز هم استدلال خواهند نمود که این پیام، پیام ما نیست و پیام ایتلاف است؟ در اینصورت پاسخ رادر مصاحبه ظهور رزمجو میتوان دریافت نمود که او میگوئید « محتویات این پیام در یکی از جلسات هئیت رئیسه ایتلاف مورد بحث همه جانبه قرار گرفت و به اتفاق آرا صادر گردید» ودر قسمتی از مصاحبه با تائید از پیام میگوئید «از سوئی هم اگر به متن پیام که عنوانی هئیت اجرائیه حزب مردم افغانستان فرستاده شده است توجه کنید بسیار هم یکجانبه نیست وما رعایت دیدگاه‌های آنعده رفقای که هنوز در پذیریش فیصله های پلینوم شورای مرکزی ملاحظه دارند را هم مطالبه کرده ایم» جناب رزمجو که این دموکراسی حزبی را برای ما عرضه میکند اگر بپرسیم در تشکلی سیاسی ( حزب) که او عضویت دارد آیا ممکن است که او ریس آن حزب باشد؟ اما برای ما ممکن است که ریس حزب ما دایم العمریک شخص نباشد . هر رفیق شایسته دیگر میتواند ریس حزب ما باشد ، مگر با شیوه دموکراتیک وقانونمند حزبی که به آن رأی داده ایم. حقیقت این است که این پیام بازی‌ها یک وجه مشترک اساسی دارد و آن جنون ریس شدن وصاحب صلاحیت شدن است که همین جنون حزب بزرگ ما را به چندین دسته تقسیم نمود.


در باره توطئه ها و مخصوصاً توطئه جاری که با پیش کشیدن رویکرد های متظاهر پوشش می‌شود با توجه به وسایل و امکانات توطئه وقتی جستجو گردد فقط همان رابطه‌های محرم به اساس منفعت های شخصی را میتوان دریافت نمود که این توطئه ها را بروز میدهد وبس. اینکه چگونه این رابطه‌ها مانند رابطه‌ های شخصی نور احمد «نور» با اعضای رهبری پشت پرده یگان سازمان با رویکرد های متظاهر پوشش می‌شود در هنرمندی توطئه گرانه نهفته است ، واما بالاخره همانگونه که در زیر سایه «نور» باد وشمال توطئه، شمایل رزم جــَـوران ورزم کــُشان را خوب به نمایش گذاشت . و آنکه باید رزمجو میشد رزم جـَـور باقی ماند وآنکه باید

رزم یار میشد رزم کـُـش باقی ماند بار کج هر توطئه گر نیز چپه خواهد شد.


ما میرویم به پیش

در گام رفته گان

بی مکث و بی دریش

پیروز می‌ شویم


محمد یعقوب هادی