با نگاهی برواقعیت دولت جدید ایالت متحده امریکا
با نگاهی برواقعیت دولت جدید ایالت متحده امریکا
خود مانرا دریابیم
جهان در مسیر تازه ای از تغیر و تحول پیش میرود. مسیری که نقش تاثیر گذار کشور ها را سبک و سنگین میسازد. ایالت متحده امریکا یکی از این کشورهاست. کشوری که کارزار پر تنش انتخابات ریاست جمهوری آن را مردم آگاه جهان با بیم و امید دنبال کردند . بیم از این که رویکرد های طرح تغیر چه گونه خواهد بود؟ امید به تحول فکری مردم که آگاهانه اراده ای تغیر نمودند. با اینحال خوشبینی نسبت به تغیرو تحول را نباید ساده انگاری پنداشت ونباید اراده مردم را زیر سوال برد. در امواج خواستهای نزدیک به کل جامعه نباید تنها به یک شخص نگاه کرد. و آن هم به فردی که زاده و خلقت خود سیستم سرمایه داری جهان است. در واقعیت امرامید خلق شده درذهن مردم آگاه، منبعث و منبحث ازواقعیت های جامعه امریکاست یعنی خواست های که در شعار های انتخاباتی باز تاب یافت. مانند این که« امریکا دیگر حکومت صادر نخواهد کرد، ناتو پیمان نظامی کهنه و در شرایط حاضر نا موجه است، تروریزم و بنیاد گرائی باید نابود شود، مردم امریکا مستحق زندگی خوب استند، گپ مردم امریکا باید شنیده شود، صحت برای مردم تعلیم و تحصیل برای مردم امریکا ، پایان بخشیدن به لابی گریهای کهنه سیاست بازان که منافع شانرا در همه جا جستجو میکنند» پر واضح است که شخصیت ها در تغیر سیاست ها و رویکردآن نقش دارند و این امتیازیست که از خواست های جامعه میگیرند. دونالد ترامپ بر مبنای این تحلیل شعار های انتخاباتی خود را در روز سوگند وفاداری به امریکا مشخص تر بیان کرد ، وپایان ده ها سال قلدر منشی سیاسیون سرمایه اندوز ومتعرض به جغرافیای سرزمینهای دیگررا اعلان کرد. مهم اینست که بیان این اهداف در درون جامعه امریکا و جهان پخش شده است، بی گمان که رویکرد و عدم رویکرد آن، جهت حرکت مردم امریکا وحتی جهان را به خواست های شان روشنتر میسازد.دونالد ترامپ در روز انتقال قدرت برای مردم امریکا گفت : « امروز تنها روز انتقال قدرت از یک ریس جمهور به ریس جمهور دیگر نیست امروز روز انتقال قدرت از واشنگتن به مردم امریکاست» وبرای مردم جهان گفت : « که امریکا دیگر شیوه های زندگی خود را بالای کسی تحمیل نخواهد کرد» بی گمان مردم آگاه جوامع ازصدور قدرت به کشور های شان که تا اکنون به روال سیاست ایالت متحده امریکا انجام شده و این امرکه دیگر مردم ومیهن شان قربان صدور سلیقه های غرض آلود آنان نخواهند شد استقبال میکنند. مردم در همه جا مردم اند، ولذا هرگاه انتقال قدرت ایالت متحده برای مردم به صورت واقعی تحقق میابد، و اراده حکومت پنهانی امریکا، و لابی های قدرت که به عنوان( منافع ملی) برای خود حق تعرض قایل اند ومنافع میراث خواران سلسله حاکمان زر اندوز ، جنگ افروز و تجاوزگررا تامین میکنند مدفون میگردد ودر اینصورت رکن منافع ملی مشخص شده ومردم امکان میابند با مردمان سایر جوامع علایق انسان خواهانه شان را تبادله نمایند . موازی با آن قطع صدور سلیقه های قدرت به کشور های جهان، در کشور ما نیز مستخدمین شبکه ای استخباراتی سیاست های جهانی شدن نظام سرمایه دیسانت نخواهند شد. اینها همه دیدگاهی مطرح شده فرد شماره یک قدرت امریکاست که مورد استقبال و حمایت است. اعلان نابودی تروریزم ودهشت افگنی بیشتر ازهر سر زمین دیگر به منافع مردم وکشور مصیب زده وویران ماست. مردم ما وکشور ما بنا به موقعیت خاص از چندین لحاظ در طی دهه ها قربانی صدور تروریزم و دهشت افگنی اند، اعلان قطع صدور این پدیده مصیب بار از آدرس منابع خلقت آن بی اندازه در خور اهمیت است. ما در متن اظهارات رقابت های انتخاباتی بیاد داریم که ریس جمهوری کنونی امریکا دونالد ترامپ گفت تروریزم و دهشت افگنی از کجا منشه گرفت. این اظهار و بیان واعتراف را تاریخ جهانی ثبت اوراق خود نموده است. حالا ریس جمهور جدید ایالت متحده امریکا در ستیز با سازه های این پدیده چه بتواند و چه نتواند دامن صدور تروریزم و دهشت افگنی را از جهان بر چیند ،مردم سر زمین های مصیبت رسیده را در برابر این شر صادراتی با تدبیر کارا همسو ومتحد خواهد ساخت.
به این ترتیب نیروهای مترقی و چپ به اساس ماهیت شعار ها، بیانات و اظهارات اوضاع جاری با احساس خوشبینی دنبال مینمایند . با اینحال انگیزه های این تغیر ستیزی را عده از نیرو های چپ و مترقی خصوص کشوری ما معلوم نشد از چه موردی الهام میگیرند وبه اساس کدام استدلال در برابر انعکاس خواست های مردم ایستادگی را فرا میخوانند؟ مگر آیا نمیخواهند که دیگر امریکا برای کشور ما با پراشوت سیاسی ریس جمهور دیسانت نکند؟ چرا از یاد میبرند که در ایالت متحده امریکا نظام سرمایه داری حاکم است؟ و دونالد ترامپ هم برخاسته از همین نظام است او نه دیموکرات، نه سوسیالست ونه کمونیست است. بصورت خاص پرورده همین نظام سرمایه داریست. اما امروز آمده ومیگوید تمام سیاست های چندین دهه ایالت متحده امریکا نسبت بخود امریکا و جهان نادرست بود . همان واقعیت را اعتراف میکند که در زبان و سخن نیرو های مترقی و چپ جاریست.وضع قابل تعمق و تمرکز است.باید وضعیت جاری را نیرو های چپ و مترقی با تامل بیشتر مورد تحلیل قرار بدهند. یکی از اولویت های نیرو های چپ برای بکار گیری کود درست رویکرد سیاسی بار دیگر باز کردن گزینه هم اندیشی برای تجدید خواست های یگانه شدن این نیرو هاست. حد اقل این نیرو ها با نگاهی به خویشتن در میابند که در اوج تمثیل جریانات وحدت خواهی میان آنها و تشکلات شانفاصله زیاد تر میشود. این واقعیت بخوبی بیان حقیقت نزدیک شدن نیرو های هم اندیش و رفیق در مجموعه سیاسی خود شان است. ما به حیث همروان آرمان بزرگ انسان خواهانه و میهن دوستانه این همصدائی را برای یگانه شدن نیرو های هم اندیش از همین لحظه با انرژی و توان بیشتر آغاز باید کنیم. بلی از همین لحظه در هردید ونگاه ما باید تدبیر این خواست ارائه گردد. تجارب همروان آرمان مشترک می آموزد که نباید فرصت ها را بیشتر ازاین برباد داد...