جزئیات حمله اختاپوت توطئه به دفترح م ا
جزئیات حمله اختاپوت توطئه به دفترح م ا
26 سنبله 1391 را روز شمار مبارزات حزب مردم افغانستان به خاطر می سپارد. این روز، روز حمله اختاپوت توطئه، تحت حمایت زور مندان حکومتی به دفتر مرکزی حزب مردم افغانستان است. حمله ایکه دو روز قبل از عملی شدن حکم آن از جانب عُمال توطئه زیر نام اجلاس کمیته اجرائیه شورای مرکزی؟ منتشره عایله سایت بامداد صادر شد. اصولگرایان نیازی نخواهند داشت بپرسند کدام اجلاس ؟ کدام شرکت کننده ها؟ کدام اعضای کمیته اجرائیه؟ چه تصمیمی گرفته است. توطئه روشن است . در مورد این حمله عایله بامداد در یادداشت منتشره خود تدابیر وتصامیم اجلاس توطئه را خود نگاشته اند. اما جزئیات این حمله چیست؟
آغاز وانجام این حمله پیوسته به جعل و تقلب یعنی اجزای توطئه صورت گرفته است. بعد از آنکه توطئه گران موفق نشدند جعل وتقلب را در پلینوم شورای مرکزی به کرسی بنشانند. بعد از 21 روز خود سرانه و یکجانبه همان نتیجه جعل و تقلب را عایله بامداد زیر نام فیصله اجلاس مشروع دانسته به نشر رسانید. اعضای حزب با درک از توطئه وغیر مشروع دانستن آن ساختار شورا های اصولگرائی را مطرح نمودند . توطئه گران وضعیت را خطر ناک احساس کردند در فکر چاره جوئی شدند. یکی از چاره جوئی ها پیش کشیدن رفیق کاوه کارمل بود. تا او را در برابر اصولگرایان قرار بدهند . آنان سنجیده بودند که اصولگرایان در مورد ترکیب جدید که مطرح میکنند منتظر رفتار های مسولین جدید باقی خواهند ماند، و در این فرصت آنان میتوانند پلانهای بعدی توطئه را به پختگی برسانند. اما چون فرهنگ توطئه بصورت ذاتی یک فرهنگ نا رسا است. در هر صورت نهایتآ رسوا شدنیست. مساله دیگر را که توطئه گران در آن پلان پیش بین بودند آن بود که در نتیجه تضعیف هر یک از جوانب آنان قوتمند میشوند.
بعد از آنکه رفیق کاوه کارمل صاحب صلاحیت های تشکیلاتی شد اصولگرایان با مراجعه به رفیق کاوه کارمل از او خواستند با خواست آنان همنوائی کند و از موقف صلاحیت تشکیلاتی خود استفاده نموده از مجاری مشروع به حل بحران کمک نماید . در این تماس ها منطق اصولگرائی فایق آمد ، ودر اجلاس مختلف به اصطلاح ترکیب شورای اروپائی خواست اصولگرائی مشروع دانسته شد. اما برای تطبیق آن فرصت سوزی گردید. این فرصت سوزی ومصلحت سازی به دلیل آن اِعمال میشد تا از یک طرف فضای دلسردی را ببار آورد و از جانب دیگر به بهانه اینکه تدویر پلینوم وتجدید انتخابات را موافقه نموده اند ایجاد سازمانهای بدیل را سد شوند. در خلال این فرصت سوزی و مصلحت سازی توطئه گران خود در صدد دزدی و تصاحب جواز فعالیت رسمی ن ف د ت ا بودند که با چال و نیرنگ آنرا بدست بیاورند تا با پیش کش کردن آن به مراجع رسمی حکومتی نتیجه جعل و تقلب را رسمی بسازند. و به گفتهء خود آنان بعد از آن آنها را راهی و اصولگرایان را راهی خواهد بود. افشا شدن این پلان نزد اصولگرایان، توطئه گران را در فکر پلانهای دیگر ساخت.
آنان درفکر پرداخت رشوه به مراجع حکومتی شدند. لذا به لوترا های سیاسی دستور دادند تا با استفاده از رابطه های شان با عناصر و ابسته به بیرون بصورت غیر مشروع تقلب و جعل شانرا زیر نام حزب مردم افغانستان در مراجع حکومتی رسمی بسازند. همان بود که با وعده دادن پنج هزار دالر از طرف خزانه دار حکام توطئه در اروپا اقدامات آغاز شد وبا امکان زور وزر به خواست شورای حکام نتیجه جعل و تقلب را در مراجع حکومتی ثبت نمودند. توطئه گران برای هم تبریکی سر دادند و نامه های دلشاد نوشتند. اماپایه توطئه لرزان بود. هراس داشتند که اسناد ثبت شده قبلی را در اختیار ندارند . چون خود را پیامد ن ف د ت ا معرفی نموده اند باید اسناد قبلی را تحویل وزارت عدلیه بدهند. در غیر صورت به عنوان حزب جدید شهرت ده هزار عضو حزب را به اداره ثبت وجواز نامه معرفی بدارند. چاره دیگر جز این نداشتند تا برای گم کردن رد پای توطئه اجلاس توطئه دایر نمایند وفیصله های توطئه آمیز، خاینانه وانشعابی را بصورت واضح و روشن اعلان نمایند وبعدآ به لوترا های سیاسی دستور بدهند از دار و دسته های شان در حکومت استفاده کرده به دفتر حزب حمله کنند اساس وسوابق را مفقود بسازند.
اگر اینها حزبی میبودند بالای دفتر خود حمله میکردند؟ توجه شود عایله بامداد زیر عنوان اجلاس توطئه "کابل دفتر مرکزی" مینویسد. وبعد این دفتر را جای مناسب نمیدانند و انتقال آنرا به جای مناسب که در نظر است اعلان میکنند. جای مناسب منظور آنان آن جائی است که رفت و آمد اصولگرایان در آنجا صورت نمیگیرد. عایله بامداد در پخش گزارش اجلاس توطئه گویا نشان میدهند که آنان بطور عادی آمده اند و دفتر حزب را انتقال داده اند چون فیصله کمیته اجرائیه بوده است. در حالیکه توطئه گران بتاریخ 24 سنبله تصمیم به قطع رابطه با آن دفتری میگیرند که تا همان روز برای اجلاس شان مناسب بود، ولی یک روز در میان بالای همان دفتر حمله میکنند که آنجا جای مناسب نیست. این عمل بدون آگاهی مسئولین حقوقی و حقیقی یعنی مسئولین ن ف د ت ا جرم مشهود است. و مرتکبین آن باید مجازات شوند.
اصولگرایان به داد خواهی از مراجع فساد اعتبار و اعتماد نمیدهند اما آنچه را قوانین جاری بصورت عام حق شهروندی و فعالیت های سیاسی دانسته برای اصولگرایان این اجازه را میدهد که از حقوق تصاحب شده شان توسط عده تقلب کار ، جعلکار و توطئه گر شکایت کنند وآنانی را که این حقوق را جبارانه و جعلی تصاحب نموده اند به
باز خواست بکشانند .
اجلاس توطئه، رفیق بزرگر را به حیث ریس ن ف د ت ا و انجینر عزیزرا به حیث مسئول تشکیلات شورای مرکزی با اشاره به حکومت فساد تهدید میکنند که اگر جواز فعالیت ن ف د ت ا را به آنان تحویل ندهند نزد حکومت فساد مسئول خواهند بود. به این میگویند حزبیت، اندیشه داد خواهی، آرمان ترقی خواهی که مبارکشان باد.
شاید سوالی پیش بیاید که اصولگرایان اشاره توطئه گران را به سوی حکومت فساد به عنوان تهدید محکوم میکنند و لی خود این مراجع را برای باز خواست نشانی میکنند. بلی این تفریق واضح باید شود.
اصولگرایان هیچ نوع دلچسپی نه به حکومت فساد و نه به افراد فساد پذیردارند. مطمع نظر اصولگرایان قانون است . اینهم درست است که مجریان قانون احتمالآ افراد فساد پذیر میتوانند باشند اما اصل مساله این است که برای اصولگرایان باز تاب حقیقت اهمیت دارد.
به سلسله گزارش اجلاس توطئه بامدادیان اگاهی را پخش نموده اند که گویا انتقال دفتر و اثاثیه های دفتر بصورت عادی به اساس فیصله دو جلسه صورت گرفته است
به قسمتی ازآگاهی منتشره بامدادیان توجه شود:
"قابل یاد آوری میداند که انتقال دفتر مرکزی واثاثیه آن به اساس فیصله شماره (٦) اجلاس مورخ ١٥/٦/١٣٩١ کمیته اجرائیه شورای مرکزی حزب مردم افغانستان که تحت ریاست پوهاند داکتر محمد داود راوش برگزار شد وهمچنان مصوبه اجلاس مورخ ٢٤/٦/١٣٩٠ کمیته اجرائیه صورت گرفته است. پخش شایعات ودروغ پردازی دراطراف این موضع عمق هیستری و نیات خصمانه عاملین آن رادر برابر حزب مردم افغانستان به نمایش میگذارد".
در قدم اول این کوچ کشی نزد توطئه گران از کدام پیمانه اهمیت برخوردار بوده که دو جلسه کمیته اجرائیه باید بالای آن فیصله نماید ویا هم اگر به تاریخ ها نگاه شود شاید سه جلسه در این مورد فیصله نموده که هر گاه اجلاس مورخ 24/ 6 /1390 به اساس حافظه دورغگویان غلط نشده باشد پس این تصمیم مربوط به مسئولین ن ف د ت ا میشود. اما تا آنجا که معلومات در دست است در آنوقت هیچ فیصله رسمی مدنظر نبوده که یک جلسه به خاطر کوچ کشی دایر شود . اگر این تاریخ نویسی مربوط به حافظه دورغگویان باشد گزارش این جلسه تا اکنون چرا پنهان بود. فرضآ بامدادیان لازم نداستند آنرا منتشر بسازند پس در ظرف 9 روز دو جلسه و دو بارفیصله و آنهم به خاطر کوچ کشی شاید در سیاست های نو سازی یک مساله بسیار پر اهمیت است. خوب شد همه دانسته شدند که سیاست نو یعنی کوچ کشی به اساس فیصله کمیته اجرائیه در انطباق با اهداف برنامه حزب و اساسنامه حزب میباشد.
رفقا و دوستان گرانمایه ! آیا نتیجه جعل و تقلب را به حیث اجزای توطئه جز گدی شانی توطئه گران در وجود محمد داوود راوش چیزی دیگر میتوان تلقی نمود. این دومین ضربه ای است که سلیمان کامجو از موقف محمد داوود راوش بالای حزب وارد میکند، که در این دومین ضربه محمد داوود راوش به گفته گزارش بامدادیان بنا به عذر موجه سفر خارج، حاضر نبوده ، و متاسفانه که هیچ امکانی هم وجود نداشته تا این جلسه را در وقتی که خود حضور میداشت دایر میکرد. شاید دلیل آن هم این باشد که توطئه گران هنوز هم بالای محمد داوود راوش اطمینان نداشته باشند. و یا شاید هم خود محمد داوود راوش، خو یشتن را به این قناعت رسانیده باشد که در فضای مبارزه قانونمند سیاسی اینقدر مشهور نشده بود که اینک در لحاف توطئه این شهرت را کمائی کرده است.
شهوت های جنون آمیز انسان، از ضعف های درونی خود انسان مایه میگیرد، مانند شهوت جنون آمیز شهرت، که انسان را به گمراهی ها کشانیده و به جاده غیر عقلانی پیاده میسازد. به امید اینکه هیچ وقت عزیزان دیگر مان به این چنین شهرت نرسند. میخواهم اینرا بگویم که نام حزب مردم افغانستان برای اصولگرایان یک نام است. بلی صرف یک نام است. نامی که پنج ماه از عمرش نمیگذرد. اما اندیشه ،ارمان، باور و اهداف خدمتگذاری برای مردم و سرزمین مردم یک تعهد وجدانی است. تعهد مبارزان هدفمند است که حیات و ممات شان را در پای آن ریخته اند. تعهد وجدانی به خاطر مردم وسرزمینی است که در نتیجه نیات، اراده واعمال فرزندان فروخته شده به هوای نفس، شهرت، قدرت، صلاحیت سالهای متمادی دستخوش آسیب و اضرار شده است .
میخواهم به آگاهی تمام رزمنده گان پاک ، صادق وشریف که متعهد به آرمانهای حزب بزرگ ( ح د خ ا) استند برسانم که توطئه گران پلان های بسیار وسیع برای تصاحب دارائی های ( ح د خ ا) در سر می پرورانند. به همین لحاظ است که هر نوع اصول را با شمشیر توطئه گردن میزنند
اما اصولگرایان میراث معنوی مبارزه( ح د خ ا) را با خود دارند. درهر جا و هر محل که میتوانند اهداف شانرا بیان کنند، در هر جائی که بر ضد نا برابری ها ، حق تلفی ها ، نا بسامانی ها و بصورت کل ایستائی آنان در هر جائی که سیاست های ضد انسانی حکمروائی دارد همانجا قرار گاه تصمیم گیری شان خواهد بود. ( ح د خ ا) نیز در دفاتر مجلل و مفشن فعالیت خود را آغاز نکرد. نشستگاه خدمتگذاران ( ح د خ ا) نیز منازل، پارک ها، کنار جاده ها، سالون رستورانت ها، راهرو ها و محلات آزاد طبیعت بود. از چنین نشست گاه ها تا قدرت حاکم راه مبارزه را طی نمود. وصد ها انسان این سر زمین را صاحب هویت شایسته ساخت و ملیونها انسان را به آگاهی رسانید.
اصولگرایان فرزندان آرمان وتعهد برای سعادت و رفاهیت مردم وزیستگاه مرفع برای مردم استند.
اصول وابطال منابع تغذیه مشترک ندارند ونمیتواند از یک منبع واحد حیات مشترک پیدا کنند. لذا میخواهم به رفقای که به وعده های توطئه گران دل بسته بودند اکنون گفته شود مگر بیاد دارند که میگفتیم در اراده توطئه گران هیچ نوع نیات سالم خوانده نمیشود، آنان فقط توطئه را خوب بلد استند. رفقا بیاد دارند که میگفتند نشود کدام طرح ونظر ما سبب انشعاب ودو پارچه گی حزب نشود؟ اکنون قضاوت شان چیست؟....................
رفقا گرانمایه!
سرنوشت تان را خود بدست تان بگیرید
محمد یعقوب هادی