جزئیات حمله اختاپوت توطئه به دفترح م ا

جزئیات حمله اختاپوت توطئه به دفترح م ا

 26 سنبله 1391 را روز شمار مبارزات حزب مردم افغانستان  به خاطر می سپارد. این روز، روز حمله اختاپوت توطئه، تحت حمایت  زور مندان  حکومتی  به دفتر مرکزی حزب مردم افغانستان  است.  حمله ایکه  دو روز قبل  از عملی شدن  حکم آن از جانب  عُمال توطئه زیر نام اجلاس کمیته اجرائیه شورای مرکزی؟ منتشره عایله سایت بامداد صادر شد. اصولگرایان نیازی  نخواهند داشت  بپرسند کدام اجلاس ؟ کدام شرکت کننده ها؟ کدام اعضای  کمیته اجرائیه؟  چه تصمیمی گرفته است. توطئه روشن است . در  مورد این حمله  عایله بامداد در یادداشت منتشره خود تدابیر  وتصامیم اجلاس توطئه را خود نگاشته اند. اما  جزئیات این حمله چیست؟

 

آغاز وانجام این حمله  پیوسته  به جعل  و تقلب  یعنی اجزای توطئه صورت گرفته است. بعد از آنکه توطئه گران موفق نشدند جعل وتقلب را در پلینوم شورای مرکزی به کرسی بنشانند. بعد از 21 روز خود سرانه و یکجانبه  همان نتیجه جعل و تقلب را عایله بامداد زیر نام فیصله  اجلاس مشروع دانسته  به نشر رسانید. اعضای حزب با درک از توطئه وغیر مشروع دانستن آن  ساختار  شورا های اصولگرائی را مطرح  نمودند . توطئه گران وضعیت را خطر ناک احساس کردند  در فکر چاره جوئی شدند. یکی از چاره جوئی ها پیش کشیدن رفیق کاوه کارمل بود. تا  او را در برابر اصولگرایان قرار بدهند . آنان سنجیده بودند که اصولگرایان در مورد ترکیب جدید که مطرح میکنند منتظر  رفتار های مسولین  جدید باقی خواهند ماند، و در این  فرصت آنان میتوانند  پلانهای بعدی توطئه را به پختگی برسانند. اما  چون فرهنگ توطئه بصورت ذاتی یک فرهنگ نا رسا است. در هر صورت نهایتآ  رسوا شدنیست. مساله دیگر را که توطئه گران در آن پلان پیش بین بودند آن بود که در نتیجه تضعیف هر یک از  جوانب  آنان قوتمند میشوند.

بعد از آنکه رفیق کاوه کارمل  صاحب صلاحیت های  تشکیلاتی شد  اصولگرایان  با مراجعه به رفیق کاوه کارمل  از او خواستند با خواست آنان همنوائی کند و از موقف صلاحیت تشکیلاتی خود استفاده نموده از مجاری مشروع  به حل بحران کمک نماید . در این تماس ها  منطق اصولگرائی فایق آمد ، ودر اجلاس  مختلف به اصطلاح ترکیب شورای اروپائی خواست اصولگرائی مشروع دانسته شد.  اما برای تطبیق آن فرصت سوزی گردید.  این فرصت سوزی ومصلحت سازی به دلیل آن اِعمال میشد تا از یک طرف  فضای دلسردی را ببار آورد و از جانب دیگر به بهانه اینکه تدویر پلینوم  وتجدید انتخابات را موافقه نموده اند ایجاد سازمانهای بدیل را  سد شوند. در خلال این  فرصت سوزی و مصلحت سازی  توطئه گران خود در صدد دزدی و تصاحب جواز فعالیت رسمی ن ف د ت ا  بودند که با چال و نیرنگ آنرا بدست بیاورند تا با پیش کش کردن آن به مراجع رسمی حکومتی نتیجه جعل و تقلب را   رسمی بسازند. و به گفتهء خود آنان بعد از آن آنها را راهی و اصولگرایان را راهی خواهد بود.  افشا شدن این پلان نزد اصولگرایان، توطئه گران را در فکر پلانهای دیگر ساخت.

آنان درفکر  پرداخت رشوه به مراجع حکومتی شدند. لذا به  لوترا های سیاسی دستور دادند  تا  با استفاده از  رابطه های شان با عناصر و ابسته به بیرون  بصورت غیر مشروع  تقلب و جعل  شانرا زیر نام حزب مردم افغانستان در مراجع حکومتی رسمی بسازند.  همان بود که با وعده  دادن پنج هزار دالر از طرف خزانه دار  حکام  توطئه در اروپا اقدامات آغاز شد  وبا امکان زور وزر  به خواست شورای حکام  نتیجه جعل و تقلب را در  مراجع حکومتی ثبت نمودند.  توطئه گران  برای هم تبریکی سر دادند و نامه های دلشاد نوشتند. اماپایه توطئه لرزان بود. هراس داشتند که اسناد  ثبت شده قبلی را در اختیار ندارند . چون خود را پیامد  ن ف د ت ا  معرفی نموده اند باید  اسناد قبلی  را  تحویل وزارت عدلیه بدهند. در غیر صورت  به عنوان حزب جدید شهرت  ده هزار عضو حزب را به اداره ثبت وجواز نامه معرفی بدارند. چاره دیگر جز این نداشتند تا برای   گم کردن رد پای توطئه  اجلاس توطئه دایر نمایند  وفیصله های توطئه آمیز، خاینانه وانشعابی را بصورت واضح و روشن  اعلان نمایند وبعدآ   به لوترا های سیاسی دستور بدهند از  دار و دسته های شان در  حکومت  استفاده کرده به دفتر حزب حمله  کنند اساس  وسوابق را مفقود بسازند.

  اگر اینها حزبی  میبودند  بالای دفتر خود حمله میکردند؟  توجه شود عایله بامداد زیر عنوان  اجلاس توطئه  "کابل دفتر مرکزی" مینویسد. وبعد این دفتر  را جای مناسب نمیدانند و انتقال آنرا به جای مناسب  که در نظر است اعلان میکنند. جای مناسب منظور آنان آن جائی  است که رفت و آمد اصولگرایان  در آنجا صورت نمیگیرد. عایله بامداد در پخش  گزارش اجلاس توطئه گویا نشان میدهند  که آنان بطور  عادی  آمده اند و دفتر حزب را  انتقال داده اند چون  فیصله کمیته اجرائیه بوده است. در حالیکه توطئه گران بتاریخ 24 سنبله تصمیم  به قطع رابطه با آن دفتری میگیرند که تا همان روز برای اجلاس شان مناسب بود، ولی  یک روز در میان بالای  همان دفتر حمله میکنند که آنجا جای مناسب نیست. این عمل بدون آگاهی  مسئولین  حقوقی و حقیقی  یعنی  مسئولین  ن ف د ت ا جرم مشهود است. و مرتکبین آن باید  مجازات شوند.

اصولگرایان به داد خواهی از  مراجع فساد اعتبار و اعتماد نمیدهند اما آنچه را قوانین جاری  بصورت  عام  حق  شهروندی  و فعالیت های سیاسی  دانسته برای  اصولگرایان این اجازه را میدهد که  از حقوق تصاحب شده شان  توسط  عده تقلب کار ، جعلکار و توطئه گر  شکایت کنند وآنانی را که این حقوق را جبارانه و جعلی  تصاحب نموده اند به

باز خواست بکشانند .

 اجلاس توطئه،  رفیق  بزرگر را  به حیث ریس  ن ف د ت ا و انجینر عزیزرا به حیث مسئول تشکیلات شورای مرکزی با اشاره به  حکومت فساد  تهدید میکنند  که اگر جواز فعالیت ن ف د ت ا را به آنان تحویل ندهند  نزد حکومت فساد  مسئول خواهند بود.  به این میگویند حزبیت، اندیشه داد خواهی، آرمان ترقی خواهی که مبارکشان باد.

 شاید  سوالی پیش بیاید که اصولگرایان  اشاره توطئه گران را به سوی  حکومت فساد به عنوان تهدید محکوم میکنند و لی خود این مراجع  را برای باز خواست  نشانی میکنند. بلی این تفریق  واضح باید شود.

 اصولگرایان هیچ نوع دلچسپی  نه  به حکومت فساد و نه به  افراد فساد پذیردارند.  مطمع نظر اصولگرایان قانون است . اینهم درست است که مجریان قانون  احتمالآ  افراد  فساد پذیر میتوانند باشند اما اصل مساله این است که برای اصولگرایان باز تاب حقیقت اهمیت دارد.

به سلسله  گزارش اجلاس توطئه بامدادیان اگاهی را پخش نموده اند که  گویا  انتقال دفتر و اثاثیه های دفتر  بصورت  عادی به اساس  فیصله دو جلسه  صورت گرفته است

 به قسمتی ازآگاهی منتشره بامدادیان توجه شود:

"قابل یاد آوری میداند که انتقال دفتر مرکزی واثاثیه آن به اساس فیصله شماره (٦) اجلاس مورخ ١٥/٦/١٣٩١ کمیته اجرائیه شورای مرکزی حزب مردم افغانستان که تحت ریاست پوهاند داکتر محمد داود راوش برگزار شد وهمچنان مصوبه اجلاس مورخ ٢٤/٦/١٣٩٠ کمیته اجرائیه صورت گرفته است. پخش شایعات ودروغ پردازی دراطراف این موضع عمق هیستری و نیات خصمانه عاملین آن رادر برابر حزب مردم افغانستان به نمایش میگذارد". 

 در قدم اول  این کوچ کشی نزد توطئه گران از کدام پیمانه اهمیت برخوردار بوده که دو جلسه کمیته اجرائیه باید بالای آن فیصله نماید ویا هم اگر به تاریخ ها نگاه شود  شاید سه جلسه در این مورد فیصله نموده که  هر گاه  اجلاس  مورخ 24/ 6 /1390  به اساس حافظه دورغگویان غلط  نشده باشد پس این تصمیم مربوط به  مسئولین  ن ف د ت ا میشود. اما تا آنجا  که معلومات در دست است در آنوقت هیچ فیصله  رسمی  مدنظر نبوده که یک جلسه به خاطر کوچ کشی  دایر شود .  اگر این  تاریخ نویسی  مربوط به حافظه دورغگویان  باشد گزارش این جلسه تا اکنون چرا پنهان بود.  فرضآ  بامدادیان لازم نداستند آنرا  منتشر بسازند  پس در ظرف  9 روز  دو جلسه و دو بارفیصله  و آنهم به خاطر کوچ کشی شاید  در سیاست های نو سازی  یک مساله بسیار  پر اهمیت است. خوب شد همه دانسته شدند که سیاست نو یعنی کوچ کشی به اساس فیصله کمیته اجرائیه در انطباق با اهداف برنامه حزب و اساسنامه حزب  میباشد. 

  رفقا و دوستان گرانمایه !  آیا نتیجه جعل و تقلب را به حیث اجزای توطئه جز گدی شانی  توطئه گران در وجود محمد داوود راوش چیزی دیگر میتوان تلقی نمود. این دومین ضربه ای است که  سلیمان کامجو  از موقف  محمد داوود راوش بالای حزب وارد میکند، که در این دومین ضربه محمد داوود راوش به گفته گزارش بامدادیان بنا به عذر موجه سفر خارج، حاضر نبوده ، و متاسفانه که هیچ امکانی هم وجود نداشته تا  این جلسه را در وقتی که خود حضور میداشت دایر میکرد. شاید دلیل آن هم این باشد که  توطئه گران هنوز هم بالای  محمد داوود راوش  اطمینان نداشته باشند. و یا شاید هم خود محمد داوود راوش، خو یشتن را به این قناعت رسانیده باشد که در  فضای مبارزه قانونمند سیاسی اینقدر مشهور نشده بود که اینک در لحاف توطئه  این شهرت را کمائی کرده است. 

شهوت های  جنون آمیز انسان، از ضعف های درونی خود انسان مایه میگیرد، مانند شهوت جنون آمیز شهرت، که  انسان را به گمراهی ها کشانیده و به جاده غیر عقلانی پیاده میسازد. به امید اینکه هیچ وقت عزیزان دیگر مان به این چنین شهرت نرسند. میخواهم اینرا بگویم که نام حزب مردم افغانستان برای اصولگرایان  یک نام است. بلی صرف یک نام است. نامی که  پنج ماه  از عمرش نمیگذرد. اما  اندیشه ،ارمان، باور و اهداف خدمتگذاری  برای  مردم و سرزمین مردم  یک تعهد وجدانی است. تعهد مبارزان هدفمند است که  حیات و ممات شان را در پای آن ریخته اند.  تعهد  وجدانی به خاطر مردم وسرزمینی  است که در نتیجه نیات، اراده واعمال  فرزندان فروخته شده به هوای نفس، شهرت، قدرت،  صلاحیت سالهای متمادی  دستخوش آسیب و اضرار شده است .

 میخواهم به آگاهی تمام رزمنده گان پاک ، صادق وشریف  که متعهد به  آرمانهای حزب بزرگ ( ح د خ ا) استند برسانم که توطئه گران پلان های بسیار وسیع برای  تصاحب دارائی های  ( ح د خ ا)  در سر می پرورانند. به همین لحاظ است که هر نوع اصول را با شمشیر توطئه گردن میزنند

 اما اصولگرایان میراث معنوی  مبارزه( ح د خ ا)  را با خود دارند.  درهر جا و هر محل  که میتوانند اهداف شانرا بیان کنند،  در هر  جائی که بر ضد  نا برابری ها ، حق تلفی ها ، نا بسامانی ها  و بصورت کل  ایستائی  آنان در هر جائی که  سیاست های ضد انسانی حکمروائی  دارد همانجا قرار گاه  تصمیم گیری شان خواهد بود. ( ح د خ ا) نیز در دفاتر  مجلل و مفشن  فعالیت خود را آغاز نکرد. نشستگاه  خدمتگذاران  ( ح د خ ا)  نیز منازل،  پارک ها،  کنار جاده ها، سالون رستورانت ها، راهرو ها  و محلات آزاد  طبیعت بود. از چنین نشست گاه ها  تا قدرت حاکم  راه مبارزه را طی نمود.  وصد ها  انسان  این سر زمین را صاحب هویت  شایسته ساخت و ملیونها انسان را به آگاهی رسانید.

 اصولگرایان فرزندان  آرمان  وتعهد  برای  سعادت و رفاهیت مردم  وزیستگاه مرفع برای مردم استند.

اصول وابطال  منابع تغذیه مشترک  ندارند ونمیتواند از یک منبع واحد حیات مشترک پیدا کنند. لذا میخواهم به رفقای که به وعده های توطئه گران  دل بسته بودند اکنون گفته شود مگر بیاد دارند که میگفتیم  در  اراده  توطئه گران هیچ نوع نیات سالم  خوانده نمیشود، آنان فقط توطئه را خوب بلد استند.  رفقا بیاد دارند که میگفتند نشود کدام طرح ونظر  ما سبب  انشعاب  ودو پارچه گی حزب  نشود؟  اکنون  قضاوت شان چیست؟....................

رفقا گرانمایه!

 سرنوشت تان  را خود بدست تان بگیرید

 محمد یعقوب هادی

اصولگرائی قاعده پذیریست

اصولگرائی قاعده پذیریست


سازمانهای اجتماعی، احزاب سیاسی، ومجموع جمع آمد ها به اساس اهداف معین ومشخص تشکل پیدا میکنند، که تمام رفتارها وکردار های فعالین این مجموعه هااز آن اثر پذیر میشوند. هر نظر و عمل توجیه پذیر به فعالیت این جمع آمد ها از جانب مشمولین آن، برای مستند سازی این فعالیت‌ ها، به اساس واقعیت فعالیت‌های آنان مورد توجه قرار میگیرد .

مجموعه ها دارای یک قاعده تشکل استند که بر اساس آن فعالیت‌های درونی وبیرونی آنان تنظیم میشود. مقدم بر فعالیت‌های بیرونی، فعالیت‌های درونی چنین تشکل ها که نظام ساختاری آنرا تضمین مینماید از اهمیت وارزش حیاتی برخوردار است. هر عضو وفعال چنین تشکلها مسئولیت دارند مستند سازی این فعالیت‌ها را به اساس واقعیت‌های انجام شده به باز گویی بگیرند. اگر این باز گویی بر بنیاد واقعیت نباشد ساختار این تشکل را متزلزل و آسیب‌ پذیر میسازد.

آنچه مسلم است در مبارزه درون حزبی اینکه دیبلوماسی سیاسی زمینه رشد واستفاده جوئی افراد خود غرض ، خود محور، خود خواه ، مقام طلب و مسئولیت نا پذیر، را مساعد ساخته وآسیب پذیری حزب را در قبال پیش آمد های سیاسی مساعد میساز د. حتی تا سرحد متلاشی شدن حزب خطر این تهدید احساس می‌شود.

هدف این نوشتاربا این پیش سخن آن است که این بحث را در واقعات عینی «حزب مردم افغانستان» به کنکاش بگیرد. برای اینکه با اصل مبارزه درون حزبی برخورد شفاف شده باشد این مساله را با رفتار های مشهود به توجه میرسانیم .

حزب مردم افغانستان یکی از مجموعه های سیاسی است که عده از فعالین شامل تشکل آن در یک نشست سرنوشت ساز در عرصه فعالیت‌های درونی این سازمان بصورت عمدی بنا به اغراض که در وجود شان پرورش داده بودند مشکلات بسیار جدی را در راه استحکام تشکلی حزب، خلق نمودند، وعده‌ای هم نتوانستند قضاوت خود را به اساس تجربه مبارزه درونی محک بزنند و نا آگاهانه با ایجاد خوشبینی های زود گذر یا در سکوت قرار گرفتند ویا به تبلیغ خوشبینی های زود گذر پرداختند.

واقعیت این است که بعد بروز جعل و تقلب وانکشاف آن تا سرحد بحران در نتیجه برخوردهای دیبلماسی مابانه در درون حزب شکل گرفت. از آنجا که حالا دیگر به روشنی دسیسه، جعل و تقلب از طرف تمام جوانب پذیرفته شده ولی هنوز هم با اساس دیبلوماسی های غیر موجه فرصت سوزی های صورت میگیرد که دوام دسیسه را برای تنظیم پلان های نا خوانده دسیسه سازان کمائی میکند. هر گاه در اینباره صورت عملکرد سازمانهای را که در جنب اصطلاح ترکیب شورای اروپا جلسات شانرا دایر نمودند در نظر بگیریم تناقضات بروز داده شده بخوبی آنرا نشان میدهد که هنوز عده اراده ندارند این بحران را از طریق مشروع و اصولی حل نمایند.

در این خصوص صورت جلسه شورای آلمان را در جنب اصطلاح ترکیب شورای اروپائی مورد توجه قرار داده، قبل از آنکه بر خورد های منتاقض را در صورت تدویر جلسه شورا مورد توجه قرار بدهیم میخواهم اینرا بگویم که اصولگرایان حزب به جانب رفقای متعهد ومتحد به اصولگرائی در شورای آلمان قرار دارند. اصولگرایان حزب قطعنامه جلسه شورای آلمان را هر چند مختصر است در مورد تدویر پلینوم، اصول پذیر دانسته از آن حمایت میکنند. اما آنچه که مکث اصولگرایان را در مورد صورت تدویر جلسه برمی انگیزد موارد زیر را میتوان بر شمرد .

گزارشی اساسی جلسه که بالای نتیجه جعل و تقلب صحه گذاشته ، آغاز و انجام جلسه را کاملآ در تضاد و تناقض قرارمیدهد. آنچه مسلم است اینکه آغاز جلسه که نتیجه جعل را رسمیت میبخشد و انجام جلسه که آنرا با قطعنامه رد مینماید، در این میان قضاوت مشترک مفقود است. اما اگر قطعنامه نتیجه کل جلسه و فیصله نهائی است، پس ترکیب جدید شورای اروپائی که ریس آن شورا رفیق عزیز کاوه کارمل در جریان جلسه تشریف داشت، باید به صراحت اعلام بدارد که نتیجه پلینوم 21 ثور 1391 تقلب و جعل است و تمام اعلامیه ها و فیصله نامه ها درمورد تائید آن قابل بازگیری میباشند.

مساله دیگر ترکیب پنجاه در پنجاه در ساختار تشکیلی وساختار کمیته اجرائیه شورای آلمان است. هرچند انتخاب اعضای کمیته اجرائیه با نام اعضا مشخص نشده، اصولگرایان به این باورند که پیش کشیدن و پس کشیدن افراد حل مشکل را فراهم نمیسازد. بخصوص که نسبت به آغاز جلسه و پایان جلسه قضاوت مشترک وجود ندارد.چرا که عدم رد گذارش اساسی بخصوص در مورد کاربرد نام ریاست حزب که بحث اساسی است وپذیرش قطعنامه هم شکلی از قبول پنجاه در پنجاه است. حال اینکه پنجاه فیصد اول چه میخواهد؟ و پنجاه فیصد دوم چه میخواهد؟ هرگاه موقف این فیصدی ها مساوی را در قبال دو نظر مشخص سازیم واقعیت این است که پنجاه فیصد اول نتیجه اولین پلینوم 21 ثور را نمی پذیرد وپنجاه فیصد دوم آنرا تائید میکند. وبا ارزیابی که این نتیجه مساوی حل مشکل خوانده می‌شود و رفقای شورای مرکزی در افغانستان را به این مصلحت دعوت میکند.حزب باید یک دوره به ریاست نتیجه تقلب ویک دوره به ریاست خواست اصولگرائی رهبری شود.

«رفقا آرزومندم تا اندوخته ها وتجارب وکارکردهای امروزین شما که به چی ساده گی وصفا دشواری وارده را حل کردید به یک آموزه ای جدید در داخل سازمانهای درون مرزی مطالعه گردد ودر صورتی که یک آموزه ای جدید باشد در داخل کشور استفاده وتعمیم بخشیده شود» این بخشی از صحبت‌های رفیق کاوه کارمل در ارزیابی آن جلسه است .

آیا این قاعده و نورم نوبت سازی که توجیه پذیری از روی اساسات ساختاری ندارد حزب را در دشواری پیش‌بینی شده مواجه نمیسازد؟

چنین تقسیم سازی ها را نمیتوان در مفهوم وفاق همگانی توجیه نمود. اساسات ساختاری حزب برای اعضای حزب میثاق پذیرفته شده است . وفاق همگانی را نمیتوان در مساوی سازی ها جستجو نمود. وفاق همگانی از یک مأخذ مشترک و واحد بوجود می‌آید. این مأخذ اساسنامه حزب ماست.فقط اراده برای تطبیق آن این مشکل را حل میکند. لذا این اراده باید وجود داشته باشد که بصورت شفاف، واضح واصولگرایانه به این مواخذ مراجعه نمایم. میخواهم به بسیار ساده گی اینرا بیان نمایم که اگر من به جائی رفیق عزیز داوود راوش میبودم فردای همان روز بروزاین مشکل، که اکنون به یک بحران تبدیل شده، در یک اعلامیه مینوشتم : رفقا گرامی! از اعتمادی که نسبت بمن نمودید رفیقانه سپاسگذاری مینمایم امااز اینکه عده از رفقا در مورد نتائیج انتخابات ملاحظه دارند برای اینکه اعتماد آنان را نیز جلب نمایم بسوی انتخابات دو باره میرویم خواهشمندم رفقای شورای مرکزی پلینوم فوق العاده را به این منظور دعوت نمایند .

بلی هنوز هم این شانس ووقت وجوددارد که چنین شود. راه بسوی وفاق همگانی از این دهلیز میگذرد اگر نجات حزب از بحران مطرح است چرا باید از این دهلیز نگذریم؟ واگر بگذریم چه چیزی را از دست خواهیم داد؟ بیاید که اراده را به تطبیق آن وفق بدهیم.

خاطر نشان باید ساخت که این دهلیز بوجود آمده است. ایجاد سازمانهای اصولگرائی دهلیزی است که بسوی وفاق همگانی رفته، وبه وحدت منتهی میشود. ایجاد این دهلیز گزینش یک راه است. گزینش مفهوم مترادف با انتخاب است.

کلمه انتخاب ممثل یک اراده است. انتخاب افاده یک تصمیم عملی است. واژه انتخاب در موارد متعدد مانند انتخاب دین، ومذهب، عضویت، زیستگاه، پوشش، خورش ووو... کار برد دارد . در همهء این موارد انتخاب متکی به آیدال ها درونی انسان است. ما بیشتر از همه با کاربرد این واژه در موارد گزینش افراد آشنا استیم . واژه انتخاب در مورد گزینش افراد نیز یک عملیه تصمیم گیری است. این عملیه مُهر و تصدیق یک اعتماد و باور است.

برای انتخاب افراد در کاری، بسی دیده شده که با انتخاب از لحاظ شکل، برخورد صورت میگیرد. در این چنین حالت واژه انتخاب مفهوم خود را از دست میدهد. مفهوم انتخاب را نه در شکل بلکه درمحتوا ومتن آن باید قابل قبول دانست. چه بسی که ما شاهد چانه زنی های قبلی چنین انتخاب شکلی هم باشیم.

انتخاب، انعکاس مطلوب درونی انسان است. این مطلوب درونی همانطور که میتواند بصورت بیان یک رأی باشد همانگونه بصورت مشترک هم بیانگر یک گزینش است. هرگاه جمعی بصورت مشترک تصمیمی را به اساس مطلوب درونی شان عملی نمایند انعکاسی از یک انتخاب است.

ایجاد سازمان های اصولگرایان ح م ا انعکاس مطلوب درونی جمعی برای شیوه مبارزه درونی وسرنوشتی است. این گزینش نه در شکل، بلکه در محتوا قابل بحث است. بخصوص که مطمع نظراصولگرایان در این گزینش افراد قرار ندارد. این گزینش، گزینشی بسوی انتخاب فرد است. انتخابی که شکل واقعی محتوای انتخاب باشد.

لذا ما این دهلیز را تا انتها میرویم و از همه میخواهیم که از این دهلیز بگذرند تا در انتها همه بهم برسیم.....

در هر طرح ، خواست و تدبیر وحدت حزب را از راه اصولی میخواهیم

محمد یعقوب هادی

اسناد سخن میگوید

 


رفقای ارزشمند!

از آنجا که شما یاداشت نوشته شده توسط رفیق گرامی نسیم سمون عضو شورای مرکزی حزب مردم افغانستان را در سایتهای خوانای انترنتی به خوانش گرفته‌اید. در آن یادداشت ازارائه یک سندی به اساس تصمیم گیری جمعی در مورد یکتن از اعضای سابق ن ف د ت ا سلیمان کامجو تذکار بعمل آمده است . این سند به اساس امکانات در کشور بصورت قلمی تحریری یافته که بنا به معاذیر تخنیکی نشر آن در سایت‌های خوانای انترنتی تا اکنون بطور لازم میسر نشده است. این همان سندی است که رفیق نسیم سمون زیر عنوان اسناد سخن میگوید نقاط نظرشان را ارائه نموده، و این قلم نیز زیرهمان عنوان ( اسناد سخن میگوید) آنرا شگافته است، که اینک بنا به این ملحوظ این سند را با امانت داری کلمات به خوانش شما عزیزان قرار میدهم

محمد یعقوب هادی


دو ثلث از اعضای کمیته رهبری

در جلــــــسه حاضــــر بــودنــد



یادداشت کمیته سراسری افغانستان

کابل- مرخ 2 ثور 1384


بعد از بحث همه جانبه پیرامون چگونگی کار و فعالیت کمیسن تدارک اجلاس موسسان رفقا اشترک کننده به اتفاق آرا چنین نتیجه‌ گیری نموده اند:

  • کمیسون تدارک در وجود سلیمان کامجو نه تنها موفقیت ، کارائی و موثریت نداشته بلکه پیوسته اختلافات قومی،سمتی، زبانی را دامن زده عامل اصلی عدم اتحاد و همبستگی رفقا مشخص گردیده است.

  • به تصامیم و فیصله های رفیقانه دستبرد زده و کمیسون تدارک را به زعم خویش جا گزین کمیته سراسری نموده است؛

    بعد از بازگشت از سفر مزارشریف تبلیغات و سیع را به ضد استاد حلیم براه انداخته وی را عنصر ترسو ووابسته به جنبش ملی اسلامی افغانستان معرفی د اشته و با این عمل اختلاف را در شمال نیز ایجاد کرده است؛

    در کمیته حزبی شهر کابل فضای اتحاد و همبستگی رفیقانه حاکم بوده اکنون تلاش دارد تا این فضا را مختل سازدو تلاش جدی آن در زمینه ادامه دارد،

    - در مورد تدویر اجلاس موسسان از حرکت‌های عجولانه و شتابزده و خود سرانه بدون آماده گی های لازم تلاش دارد تا این پروسه را به پرابلمهای جدی مواجه سازد.

    - رفقا که در سالهای دشوار درفش پر افتخار را بر افراشته نگهداشته اند آن‌ها را بنام شورای نظار، گروه امتیاز حسن، دند شمالی و حتی بد تر از آن تخریب میکند.

    اختلافات شدید را در بین رفقاء پاکستان براه انداخته که در نتیجه بهترین رفقا، صفوف حزب را ترک گفته‌اند و به ادامه آن بعد از اینکه به طور جسته و گریخته از پاکستان به افغانستان زمینه برایش مساعد گردید چنین تلاش های مذبوحانه را در شهر کابل براه انداخته که در نتیجه آن رفقا هر یک میا گل، انجینر بهادر، ماما حضرت، شیر احمد ، نعیم زیارمل صفوف سازمان حزبی شهر کابل را ترک گفته به رفیق علومی پیوستند؛

    وی تلاش دارد تا همچو گذشته رفقا را متفرق ساخته و زمینه را برای عناصر فرصت طلب و ماجرا جو را در رهبری نهضت فراهم سازد تا از این طریق بتواند بحیث رهبر نهضت تبارز کند( نماید)

    بر اساس تحلیل و ارزیابی های دقیق که از فاکت های بدست آمده حصول گردیده است از عملکرد سلیمان کامجو رفقا را عقیده بر این امر است که موصوف از منابع مشکوک الهام میگیرد؛

در نتیجه عدم تأمین مناسبات رفیقانه سلیمان کامجو نه تنها صفوف نهضت متحد و یکپارچه نخواهد گردید بلکه گرایشها و متحدین طبیعی ما نیز ما را همراهی نخواهد کرد.

    بنا به خاطر اتحاد و همبستگی رفقا توسعه و تحکیم فعالیت‌های تشکیلاتی چنین فیصله بعمل آمد

    1 کمیسون تدارک به مسولیت سلیمان کامجو لغو و کمیسون جدید به مسولیت رفیق محمد حسن سپاهی به ترکیب ذیل پیشنهاد میگردد

1محمد حسن سپاهی

2 صبور ثابت

    3 نجمی

      4 عبدالله بهروز

    5 انجینر عزیز

    6 متین

    7داکتر راوش

    8 شیر بزرگر

    9 نور محمد زرمتی

    10 علم اکرمی

    11نماینده گرایش های شامل در نهضت

    12 بصیر تحسین

کمیسون تفاهم و تدارک موظف اند

اسناد و مدارک اجلاس موسسان را تهیه و زمینه راجستریشن نهضت ترقی و دموکراسی افغانستان را پیگیری و فرا هم سازد

مسول کمیسون تدارک و تفاهم( محمد حسن سپاهی) از چگونگی کار و فعالیت کمیسون مطابق پلان به کمیته سرارسری گزارش ارایه بدارد.

کمیسیون تفاهم و تدارک با رفقا، گرایشها، سازمانهای سیاسی ، اجتماعی، شخصیت‌های مستقل سیاسی پیوسته گفتگو و تفاهم را ادامه میدهد

کمیسون در تفاهم با مسول مالی کمیته( حضرت تنها) جمع آوری اعانه ها را سراسری سازماندهی نموده این پروسه را تسریع می‌بخشد

  • کمیته سراسری، لست تعین و ترکیب اعضای اجلاس موسسان را به مسول کمیسون سراسری تفاهم و تدارک ارایه میکند

کمیته سراسری به مسولیت رفیق مختار به پیشواز تدویر اجلاس موسسان نهضت ترقی و دموکراسی افغانستان بسیج عموم رفقا را به خاطر تحکیم مواضع نهضت اعلام و این کار را به صورت سراسری سازماندهی می نمائید، رفقا مسول بر اساس و ظایف قبلآ تعین شده به ولایات سفر می نمایند

کار سیاسی و تشکیلاتی گسترده در سطح شهر کابل پیشبرده شود کمیته ها وسازمانها پیوسته توسعه و تحکیم بخشیده شود

هیچگونه دستور، وظایف از جانب سلیمان کامجو برای ما قابل پذیرش نمی باشد

امضا ها

میر احمد جوینده

انجینیر قسیم

متین

صبور ثابت

انجینر میر احمد

انجینیر امرالدین

میر احمد

عبدالله بهروز

خلیل کارگر

استاد حلیم

استاد حضرت تنها

نسیم سمون

محمد عظیم


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اسناد سخن میگوید



قبل از راجستر شدن حزب ما ( ن – ف – د – ت - ا )جدی 1384 کمیته حزبی (21 ) نفری مسئول

و سراسری افغانستان تحت ریاست رفیق محترم مختار که اینجانب در ترکیب آن عضو بودم وجود داشت.

کمیته مذکور تلاش میورزید تا یک حزب بزرگ سراسری از جمع همئه رفقا، جریان ها، شوراها،شخصیت ها

وسازمانهای رفیق، ساخته شده وبوجود بیاید که رفقای عزیز انورمتین،جوینده، لطیف صالحی، صبورثابت،میراحمد احمدی،انجنیرقسیم،امرالدین ودیگران گواه زنده اند،کمسیون تماس گیری با اکثریت روسای محترم سازمانهاوشوراها بارباردرزمینه ملاقات نموده اند .

طوریکه سند پنج صفئه حزبی منضمئه یاد داشت هذا ثابت میسازد از جملة اعضای کمیته حزبی سراسری مسئول کشور شخصی به اسم سلیمان ( کامجو ) که عامل اصلی اختلافات حزبی، قومی وزبانی شناخته شده ودرتمام به اصطلاح زندگی حزبی خویش ( ازناحیه پنجم حزبی شهرکابل ) الی اکنون به چنین اعمال خصمانة غیرحزبی عملآ ادامه داده که حرکات ماجراجویانه و تفرقه افگنانه وی درتبانی باعدهٌ از شرکاهٌ ( داخل وخارج کشور ) دراولین پلینوم شورای مرکزی مورخهٌ ( 21/2/91 ) حزب ما ( حزب مردم افغانستان ) نیز مشکلات درون حزبی را بوجودآورده است . ای کاش ( کامجو) مجازات شده واخراج گردیده ازحزب ( د – خ – ا ) به یک مرض از جملهٌ امراض مزمن که دارد مبتلا میبود .

سند حزبی تاریخی که به خط و کتابت رفیق عزیز ( انورمتین ) ودرمنزل رفیق عزیز (صبور ثابت) درجلسهٌ حزبی مورخه ( 4/2/1384 ) تحت ریاست وی و به امضای اکثریت رفقای کمیته مسئول سراسری شامل رفقای عزیز هریک جوینده ، انجنیرقسیم، انورمتین، ثابت،انجنیر میراحمد،امرالدین،احمدی،استادحلیم،لطیف صالحی،خلیل کارگر،حضرت تنها، نسیم سمون،وانجنیرعظیم مزین گردیده وعده از اعضای محترم کمیته که به ولایات تشریف داشتند از جمله رفیق محترم اوراق (دهقان) ازولایت شبرغان نسبت بعد مسافه راه، تیلیفونی بامتن سند حزبی مذکور موافقت خویش رانیز ابرازداشته اند که جمعآ دو ثلث اعضا رادربرمیگیرد که درقسمت از سند چنین آمده است : ((به اساس تحلیل وارزیابی های دقیق که ازفاکتهای بدست آمده حصول گردیده است از عملکرد سلیمان (کامجو ) رفقاراعقیده براین است که موصوف ازمنابع مشکوک الهام میگیرد .)) همچنان درجای دیگرسند مذکور تذکریافته است که : ((هیچگونه دستور،وظایف ازجانب سلیمان- ( کامجو ) برای ماقابل پذیرش نمیباشد . ))

آقایان محترم رفقا نوراحمد (نور )، داود (رزمیار)،نصیر (صدیقی) وزیارمل !

شما بدون داشتن معلومات موثق ویا آگاهانه بیک سلسله حرکات غیرحزبی وغیررفیقانه دست زده ومشکلات عدیده رادرکار گنگره پرشکوه ودراولین پلینوم شورای مرکزی حزب ما ( حزب مردم افغانستان ) بمیان آورده ائید دقیق فهمیده میشد که چرارفیق داود (رزمیار) درجریان کارگنگره وپلینوم که ساعت هادوام داشت تقریبآ هرسرساعت به دهلیز هوتل (نورافشان) رفته وبا رفیق بالاترازخودکه دربیرون ازکشوربوده تماس برقراروهدایت اخذمینموداین دیگربجزتوطئه قبلآ مهندیسی شده ، چه رامیرساند ؟

آقایان محترم رفقا رزمیار،صدیقی، وزیارمل !

حزب دقیق ارسفرهای متواتروتیلفون های شما بداخل کشوروبرنامه ریزی غیررفیقانه تان ماه ها قبل ازتدویرگنگره آگاهی قبلی دارد . آزرده نشویدداشتن حق اراده مستقل حزبی ، خصلت برجسته وممیزه هررفیق حزبی میباشد با تائسف شما این خصیصه خوب رانداریدبل بحیث رفقای بی اراده ازآقای رفیق نوراحمد (نور) که حالا (نور) دیروزی نه بلکه بیک ( شمع کوچک کم نور) تبدیل گردیده است، الهام ودستورشخصی میگیرید . بخاطرتان میاورم که همین رفیق (نور) با تبانی عده دیگران شامل (.........................) توطئه وکودتای سیاه درون حزبی رابه کمک نیروهای استخباراتی ونظامی خارجی بنام پلیوم ( هجده ) بالای حزب (د – خ – ا ) تحمیل نکردند ؟ و درحق رهبرحزب ما ( رفیق کارمل عزیز) چگونه روزهای دشوار را سازمان دهی وروا داشتند تاسرحدچهارسال زندان و محافظت شدید استخباراتی ونقض همه حقوق بشری ، قطع روابط به برون ازمنزل، خلاصه اوشانرا دورازوطن درزندان خانگی قراردادند . آیادرمصاحبه هایشان روشن و واضح مطالعه نموده ائید ویا نه ؟

رفیق محترم نوراحمد ( نور ) !

شماازرفقآ، رشید (آرین)، سربلند صاحب مرحومی ، گلاب زوی ، عبدیانی صاحب ، راسخ صاحب ، جهان گل کارگر- (قهرمان کار جمهوری افغانستان) ، خلیل کارگر ، اوراق دهقان وسایررفقای عزیزحزب ما چه امتیازداریدکه بکشوربرنمیگردید ، بیخ و بن خودراازکشوربریده و ( آپارتمان مکروریان خودرانیز توسط رفیق صدیقی دستیار غیررسمی خودبفروش رسانیده ائید) . شمارفیق حزبی ملکی بودید برخلاف ، تعداد رفقای نظامی که حالا دروطن میباشند که قبلآ به قومانده اوشان سپاه وقطعات نظامی بحرکت آمده وعلیه دشمنان وطن میرزمیدند ، شما از چی میترسید در صحبت هاوبیانات عالمانه خویش ازغربت ودردبی وطنی ذجه وناله هامیکشید چرابه آغوش وطن برنمیگردید ؟ بفرمائیدبیائید اگرخدای ناخواسته قبل از مازندگی شما به آخربرسد (فوت ویا شهید شدید ) ما حداقل دین مراسم تکفین وتدفین شمارابه پاس رفاقت دیروزی اداء نمائیم .

رفیق عزیز (نور) !

شماازفاصله های خیلی دور بدون واردبودن به مسائل درون حزبی ، قضاوت درست ندارید . گروپ شرکأ ( داخل- وخارج کشور ) حزب رامیخواهندبه انواع وابستگی شامل ابزار،وسیله وبمنابع (عایداتی - مالی ) تبدیل نمایند – آنها یعنی شرکأ عجله وشتابزدگی دارند تاازدیگران (..............................) درین مورد عقب نمانند .

شما رفیق باتجربه میباشید من درچند جمله کوتاه چه خواستم بگویم دقیق میدانید واگربه مداخلات حزبی که فعلآ صلاحیت آن نزد شما نمیباشد ادامه بدهید به خطأ میروید .

رفیق محترم (نور) !

حالا بشما پیشنهادخوب وسازنده دارم ، خواهشمدم به آن ارزش قائل شویدآن اینکه : به چندرفیق محدودکه بشماخیلی نزدیک بوده وبه ( تیم مخصوص ) شهرت دارند هدایت بدهید تابه خرابکاری درون حزبی خاتمه داده وخانه درحال اعمارمارا ( حزب ما ) راتخریب نکرده وبه وحدت آهنین آن باندیشند واگراین چنینی نمائیدیقین کامل دارم ازمسئولیت آینده قضایا ( که بدوش شما است ) مبرأ خواهیدشددرغیرآن درآینده حزب درموردشماقضاوت تاریخی خواهدنمود -( من مرده وشما زنده ) .

رفقای عزیز !

اگرخودستایی نشود ، نزدیک به چهارونیم دهه عضویتم درحزب محبوبم تحت رهبری رفیق کارمل عزیز نه تنها تجربه خوب ولازم برایم بوده بل تصمیم گیری مستقل حزبی را نیز آموخته ام ، نمیخواهم کوچکترین خدشه به وحدت حزبم برسدوهمه رفقای عزیزرابه حفظ وحدت حزبی دعوت می نمایم .

اکنون به این مطلب میپردازم که رفقای محترم که یادداشت کمیته حزبی سراسری رامطالعه نموده وحتمآ قضاوت نمایندکه : حالاچی شده تعدادی ازرفقای عزیزم که درپای سند مذکور به اراده واستقلالیت حزبی خویش امضأ گذاشته اند بعضی نظریاتی مغرضانه عنصرمفتن وتوطئه گر (کامجو) رابنابربعضی ملحوظات آنهم در شک وتردید دنباله روی مینمایند وگذشه را به اندک زمان کوتاه فراموش کرده اند آیا تعجب آور نیست؟

من سندمذکوررا به ارده مستقل حقوق حزبی خودوبرای رفع مسئولیت آینده به نشرسپرده وتاکید میدارم که دکته هیچ رفیق درآن وجودندارد وهمچنان طرفدارمباحثات اضافی وافشأ گرانه مجموع سایت های انترنیتی که فیصدی بسیار و بسیارکمی رفقا بداخل کشور به آن دسترسی دارند ، نمیباشم ، ونیز بنظرم چندان مفیدیت نداشته آرزومندم مسئولین سایت هابخصوص ( بامداد ) تبلیغات دروغین را که هیچگونه اساس وبنیاد حزبی ندارد ، قطع نمایند .

دراخیر :

هوشیار باش به همه رفقای عزیزحزب ما !

توطئه علیه حزب مابزرگ است – شمارابه تأمل، تعمق وحوصله مندی دعوت مینمایم وپیشنهاد دارم تاباهوشیاری، آگاهی ودرایت حزبی – توطئه گران را افشا نموده و وحدت حزبی رامانند سابق حفظ نمائیم .

رفقای عزیز !

ماوشمابکارپرافتخارملی ووطنی مصروف میباشیم – ادامه کارهای بزرگ ، قلب گرم وگذشت حزبی را ازهریک ما دروضعیت وشرایط دشوارکنونی می طلبد – آنقدر دربرابرهمدیگرپذیرش منطقی داشته باشیم که درهیچ مقطع زمانی ( حزبی – سیاسی ) به آن مواجه وروبرونبودیم – زمان بسرعت میگذرد ازآن نبایدعقب ماند – همبستگی ، وحدت ، ابتکارعمل ، خلاقیت و صداقت حزبی ماراازاین وضعیت زندگی درون حزبی وحوادث دیگرپیروزمند بدرخواهد آورد.

پیروزی مادروحدت ووحدت حزبی ضامن سربلندی ما است

بااحترام

(سمون)

عضوشورای مرکزی حزب مردم افغانستان

و

عضومجلس موسسان اسبق حزب ( ن – ف – د – ت – ا )



----------------------------------------------------------------------------------------------------------


اسناد سخن میگوید


این سخنگوئی راز گشائی اسرارها و اصرار هاست. افشا سازی رفتار ها وکردار های مشکوک ومظنون است. این سخنگوئی آیینهء عقب نمای تقلب وجعلیست که در حزب مردم افغانستان بحران آفریده است. این سخن گویی رو کش ها را میدرد و پوشش‌ها را برهم میزند.


این سخنگوئی برای اصولگرایان حزب مردم افغانستان قوت و توان میبخشد تا اصولگرائی را در حزب بیشتر و بیشتر استحکام ببخشند. این سخنگوئی راست گویی ودرست گوئی اعضای حزب ما را محک میزند. این سخنگوئی برای وحدت مقاوم ونا شکن اعضای حزب ما انرژی می بخشد. این سخنگوئی قضاوت سالم را به کرسی مینشاند


حالا خوب وبسیار بسیاردقت باید نمود که مسئولیت فیصله نامه بامدادیان در مورد اعلامیه تعین ریس حزب به ریاست شخصی که به اساس این سند و فیصله جمعی، فعال تفرقه، تعصب، وشخص خود محور وخود مختار و در نتیجه مشکوک تعریف می‌شود بدوش کی خواهد بود. این هم در حالیست که تا اکنون اسناد ویدیوئی جریان نشست شورای مرکزی که در انحصار جعلکاران قرار دارد، و هنوز از پروسس دلخواه آنان بیرون نیامده نشر نشده است.

شاید سؤالی پیش بیاید که ورود سلیمان «کامجو» از مجرای چه نوع تاریکی صورت گرفته است. پاسخ این سؤال در اعمال پرده نیشینان اروپائی به عنوان حکام کامل اختیارشورای اروپائی سابق نهفته است.

آنان این القاب « حکام و امام» را رایگان بدست نیاورده اند همین رفتار ها و کردار هاست که آنان را در هویت حکام پشت پرده وامامان شورای اروپائی سابق تعریف میکند.

همین امامان ، حکام وعایله بامداد است که فعالین حزب ما را در پیامد این جعل و تقلب مصروف نگهداشته است و هی تلاش دارند که انگیزه‌های مبارزه انسجام یافته را تضعیف نمایند. وتازه این ذهنیت سازی را هم شروع نموده اند که اعضای حزب را مانع شوند چیزی در قبال این تقلب و جعل نگویند که تفرقه میشود، عقده تولید میشود، جدائی ببار می آید، انشعاب صورت میگیرد و با این قبیل حرف‌ ها اراده اصولگرائی را میخواهند سبوتاژ نمایند . مگر یکبار بخود توصیه نمی‌کنند که با صراحت وشفافیت خواست مشروع اعضای حزب را لبیک بگویند. نه چنین نمیکنند. آنان درست مانند ممثلین دموکراسی امریکائی وغربی که « تو بگو مگر ما نمیشنویم» عمل میکنند.


روش‌های این امامان و حکام مبرا از مسئولیت درست کاپی سیاست توطئه گرانه پلینوم هژدهم است. سیاستی که افراد جنایت کار دوران حاکمیت جنایت آفرین « حفیظ الله امین» را بالای سرنوشت اعضای حزب و مردم حاکم ساخت. دورانی که آدم‌های عقده مند بر کنار شده از صلاحیت ها را بنا به دلایل مشهود از قبیل اعمال قتل، زن باره گی، بی مسئولیتی، نا کارائی و دستبرد، دوباره صاحب صلاحیت ساخت.

صلاحیت پذیری سلیمان کامجو با اینهمه رفتار ها و کردار های مشهود در مورد ریاست جلسهء که تقلب و جعل را بروز داد درست کاپی شده از آن رویکرد هاست .


کاش کهنه کاران جعل و تقلب ما را مصروف اعمال خود نمیساختند و در این چهار ماه گذشته که از سیاست نو، طرح نو و نوسازی سخن گفته شد، واقعآ سیاست‌های نو، ما را در وجود مسئولیت پذیری رفیق ریس انتخابی، برآمده از رای مشروع درجهت موضعگیریهای اساسی هدایت میداد. طرح سیاست نو شعار زیباست اما کاش در نتیجه یک انتخابات شفاف جامه عمل میپوشید . بلی اگر جعل و تقلب صورت نمیگرفت ممکن ومیسر بود واکنون نیز در نتیجه یک انتخابات شفاف ممکن و میسر است

سندی که از هفت سال رفتار های جفا کارانه پرده بر میدارد، همه را به این نتیجه باید برساند که منافع عمومی را به مصلحت گذاشتن مجاز نیست. لذا رفقای را که تا اکنون فکر میکردند آدم‌های از این قبیل هم از دست نروند متوجه ساخته باشد که بعد از این نباید و نخواهیم به سر راه جنبش دادخواهانه وترقی خواهانه موانع هسته گذاری گردد، تا در هر یک دهه جنبش را به بحران مواجه بسازد.........


محمد یعقوب هادی





از خط چه باید کرد؟ عبور باید کرد

از خط چه باید کرد؟ عبور باید کرد

با توجه به این مساله که شخصیت هر یک از فعالین سیاسی متأثر از بیان وعمل خود شخص است، یک سلسله کلمات و واژه ها برای افاده مطالب و موضوعات مورد بحث، در محیط سیاسی بر علاوه بار معنائی، دارائی مفاهیمی اند که بیان آن وجه مسئولیت پذیری فعالین سیاسی را در رفتارها و کردارهای شان مشخص میسازد.


بحث کنونی ما بحث مرتبط به این مساله است. این بحث، بحث سرنوشتی برای مجموعه سیاسی ما ( حزب مردم افغانستان)،. بحث مسئولیت پذیری گویش ها، بحث اصول وابطال، بحث پرسش ها برای تشخیص وشناسائی مواضع است.

میخواهم در این بحث بیشتر عریان سخن بگویم. مترس ها را بشکنم،و تقدیس های کذابی را بر باد فنا دهم.

سه ماه از تدویر کنگره وحدت گذشت. در پیامد آن، هم زمان سه ماه از افشا سازی یک جعل وتقلب در جریان نشست شورای مرکزی نیز گذشت. همه آنچه را از آن تاریخ تا اکنون جعلکاران و تقلب کاران در رفتار ها و کردار های شان تبارز داده‌اند ممثل رفتارهای چند گانه برای فرصت سوزی، برای بقای حیات جعل و تقلب بوده است...

به کدام دلیل؟

با پذیرش تقلب و جعل زیر کلمه «تفاوت رای» از طرف عاملین آن ، که در قبال آن طرح تفاهم مطرح گردید، این طرح در نخستین مرحله ایجاد شورای رهبری موقت تا تکمیل میکانیزم بعدی پلینوم شورای مرکزی بود که با سکوت ظاهری ولی رفتار های محرمانه عاملین بروز تقلب 21 روز بی نتیجه را فرصت سوزی گردید. و خواسته نشد تا به نتیجه برسد.

بعد اعلامیه از نام شورای مرکزی به ریاست سلیمان «کامجو»برای مشروع دانستن تقلب، تناقض مشهود در گفتار و کردار آنان است، که گویا با این چنین اعمال همه را در برابر عمل انجام شده قرار بدهند.

سومین قدم پیش‌بینی شده لفافه سازی ها در محتوای اصطلاح مستعمل « ترکیب جدید شورای اروپائی» که در‌واقع امامان و حکام شورای اروپائی سابق بحران بوجود آورده توسط خود شانرا بالای شانه های رفیق کاوه کارمل به عنوان ریس شورای اروپائی گذاشتند تا رفیق عزیز دیگر را با قیام اعضای حزب مواجه سازند. این‌ها همه رفتار ها وکردار های اند که «حزب مردم افغانستان» را بطرف فاجعه میکشاند و مسبب آن اعمالِ عاملین جعل و تقلب که ریشه در یک توطئه بزرگ از گذشته دارد میباشد.

نسبت دادن بحران کنونی در امتداد آنچه توطئه خوانده میشود باری از طرف رفیق محترمی در یک یاداشت شان که در باره موضع گیریهای نویسنده این سطور تمرکز داشت، و کاربرد کلمه توطئه را منع کرده بودند تا نشود مخاطبین با مراجعه به مراجع قانونی باز خواست گری کنند و اضراری واقع شود. هر چند در این باب گفتنی ها در یاداشت دیگر محفوظ است، اما در اینجا همینقدر میخواهم بگویم که وقتی ما مدعی امتداد مبارزه دادخواهانه استیم هرنوع تحمیل اراده ایکه سبب انشعابات، جدائی ها، پارچه ساختن انسجام بزرگ دادخواهانه ما شده مگر همه در نتیجه اعمالی نبوده که توطئه را تعریف میکند؟ باری در این باره زیر عنوان «نگاه ما به توطئه علیه «حزب مردم افغانستان» یک نگاه مجرد نیست» مختصر پرداخته شده و دراینجا با توجه به این نکته که ژاژ خواهی از عُمال توطئه با طبیعت مبارزه دادخواهانه هیچگاه، هیچ وقت وهرگز سازگارنبوده ونمیباشد بحث کنونی را دنبال میکنم.

به رفتارهای چند گانه چگونه میتوان اعتماد نمود؟پرسش بوجود می‌آید که توضیح این رفتار های چند گانه چیست؟

گفتیم بعد از بروز تقلب وقبول آن در پذیرش ترین کلمات یعنی «تفاوت رای» برای عاملین طرح مفاهمات پیش کشیده شد. مفاهمات جریان پیدا کرد . یک بخش اعظم شورای مرکزی در نتیجه آن اعلان آماد ه گی نمودند. و از جانب دیگر نیز خواسته شد تا رأی خودشانرا بگویند. اما تا اکنون از جانب آنانی که یا عامل تقلب یا همکار تقلب و یا نظاره‌ گر آن استند کدام اشارهء با نظر داشت اصول حزبی به این مساله نشده است. وقتی این نشانه‌ها بروز نمیکند پس معلوم که به تدویر پلینوم وانتخابات دو باره توافق وجود ندارد، واین ریاست حزب مسئولیت پذیری نه، بلکه ارضای همان توطئه ریشه ای است.اگر مسئولیت پذیری است چرا خواست اعضای حزب در نظر گرفته نمیشود و به آن پاسخ داده نمیشود. این در حالیست که گفته میشودآنچه بعد از 21 روز اعلان شده نتیجه رأی اکثریت است اگرصداقتی به این گفته وجود دارد پس این اکثریت باید اکثریت باشد. حاشیه روی ها و فرصت سوزی ها به معنای چیست؟ چرا بامتبارز ساختن موفقیت مشروع و حقیقی، فضای اقنا پذیری بوجودآورده نمی شود؟در حالی که آن اکثریت ادعا شده راهم کسی گروگان نگرفته است. باور این است که جستجو های حاشیه وی نشان از ادامه صلاحیت توطئه گرانه امامان شورای اروپائی دارد.

از سوی دیگر درسایت انترنتی «بامداد» بطور مکرر غرض مشروع جلوه دادن جعل و تقلب با طرح ایجاد سازمانهای خیالی، با طرح حمایت آدم‌های مصنوعی، با طرح نشر پیام ها از نام آدم های بی‌خبر ازهمه چیز، موضع گیری ضد خواست اعضای حزب به شدت جریان دارد. در تازه ترین مورد با نشان دادن فوتوها وترتیب گزارشات ساختگی ایجاد شورای جدید در یونان، یونان یعنی دهلیز عبور بسوی سرنوشت هجرت، از نام عده نیازمند به کمک، برای تعین سرنوشت شخصی شان یا بیرون رفت از معضلات که در سفر هجرت به آن مواجه استند بامدادیان انتقام‌ جویانه آنرا به عنوان شورای جدید که به نتیجه جعل و تقلب پلینوم 21 ثور را مشروع دانسته و مورد تائید قرار داده به نشر رساندند. در مورد آخر، پیام حمایت از نام رفیق کاوه کارمل که معضله مهاجرت را توجیه میکند صحتی به این مساله است. به این جملات زیر در این پیام که بنام ریس شورای اروپائی نشر شده لطفآ توجه شود

«اهمیت بر جسته تائسیس شورای کشوری یونان حزب مردم افغانستان را میتوان در اقدام بجا و رویکرد در خور ستایش در همخوانی با خواست زمان دید . ضرورت همبستگی و مبارزه مشترک بخاطر دفاع از حقوق خدشه ناپذیر بشری و حل دشواری های زیستی هموطنان ما در دستور روز قرار دارد .خوشبختانه شورای کشوری یونان در نخستین نشست خود به این امر مهم توجه نموده و اقداماتی را برای تشریک مساعی و همکاری با هموطنان رنجدیده ما در یونان مد نظر گرفته است »

این چنین فوری سازی تدابیر در یک سازمان جدید ایجاد شده اگردر نتیجه این بحران میتواند شکل بگیرد با شوخی تلخ باید گفت که بحران بهتر از رفع بحران برای ماست وما بیهوده برای رفع آن تلاش داریم.

امافارغ ازکنایه جملات برجسته شده در پیام حاکی از آن است که از مجبوریت های هموطنان ما سوء‌استفاده شده است. آیاکسی حق دارد به چنین لشکر سازی های جعلکارانه از نام حزب ما سوء‌استفاده نماید؟ راه فراری که جعلکاران درمتن نشرشده این پیام باز گذاشته‌ اند این گمان را خلق میکند که بگویم باور نمیتوانم بکنم این پیام از طرف رفیق کاوه کارمل ترتیب شده باشد. این در حالیست که به این سلسله ده‌ها دسیسه سازی دیگر از طرف عائله بامداد و حکام پشت پرده شورای اروپائی سابق دربلنداژ انترنتی بامداد صورت گرفته است .

دراین بحث سرنوشتی آنچه از همه اهم تر وبرای ما قابل دقت ومکث است آخرین تدبیر عاملین به عنوان آخرین تیر آنان است، که پرسش های زیادی نیازمند پاسخ های جدی، فوری و واضح میباشد. این پرسش ها همه متوجه رفیق عزیز کاوه کارمل میگردد.

از آنجای که رفقا پیش بین بودند دسیسه سازان در برابر قیام سپاهیان برای خود پناه گاه مقدس اعمار میکنند، که اگر قیام با آن تصادم کرد دو (2) هدف بر آورده شود. یکی اینکه خود مصئون بمانند و دوی دیگر که در متن قیام درز ایجاد نمایند. آنان این کار را کردند واکنون منتظر استند که نتیجه آنرا بدست آورند. به همین لحاظ ضرورت باز خوانی پناه گاه تقدیس شده در آن است تا بدانیم آیات اصول در آنجا خوانده می‌شود ویانه؛

در این هیچ جای شک نیست که رفیق کاوه کارمل در صحبت‌های خود حرف های زیبا بیان نموده است. در حالیکه این نخستین بیانات توقوعات قیام سپاهیان را طور باید پوشش نداد، در عین حال مشاهده می‌شود که این بیانات و گفته‌ها هم از طرف جعلکاران تحویل گرفته نشد و نتوانست پیامد مثبت داشته باشد. سخنان زیبای رفیق کاوه کارمل تنهادر همان بیانیه باقی ماند، وبه آرشیف سخنگوئی رفت.

حالا ما حق داریم بدانیم که شما رفیق کاوه کارمل آیا در مورد پالیسی سازی سایت بامداد نقش دارید و یا خیر؟ شما در بیانیهء تان گفتید که با تدویر پلینوم مخالفت ندارید. این موافقت شما با تدویر پلینوم تائید به جعل و تقلبی که صورت گرفته میباشد، ورنه شما چرا باید تدویر آنرا تائید کنید؟ پس عایله بامداد با نشر این‌همه پیام‌های جعلی وساختگی که نتائیج جعل و تقلب را مورد تائید قرار میدهد در تضاد با بیان شما قرار نمیگیرد؟ که بطور واضح چنین است. در اینصورت این رفتار های چند گانه را در ساحه صلاحیت شما ناتوانی شما و یا موافقت شما بپذیریم؟ اصولگرایان حزب میخواهند موقف شمارا بصورت شفاف بدانند. چون توطئه گران مخالفت با شمارا مخالفت با خانواده رهبر جاوید نام ما رفیق ببرک کارمل ذهنیت سازی نموده اند. اما ما معتقد استیم خانواده رهبرما خانواده حزب ماست. همسانی تخلص شمابا رهبر فقید ما ببرک کارمل نه؛ بلکه همخوانی آرمان شما با رهبر فقید ما رفیق ببرک کارمل وجوه عضویت شما را در خانواده سیاسی ما معین و مشخص میسازد. از شما احترامانه تقاضا می‌شود شناسنامه عضویت تانرا در خانواده سیاسی ما نشان بدهید.

رفیق کاوه کارمل عزیز برای شما به صراحت و وضاحت میخواهم بگویم، همانگونه که توطئه گران برای رفیق راوش به دلیل آن پیام های حمایتی جعل یکی پی دیگربه نشر رساندند، تا آن رفیق را درلفافه خصایل شرقی بپیچانند و از بازگشت منع کنند. تابه اراده اصولگرائی محدویت وممانعت ایجاد کنند، در مهندسی توطئه به شما نیز چنین نقشه کشیده شده است.

آنان ذهنیت های تازه پخش نموده اند که وحدت در حضور آرمان گرائیان حزب بزرگ دیروز ما در تشکیلات ما مانع وحدت ویا مانع سایر گزینه های سیاسی با جزایر متشکله حزب بزرگ ماست. لذا آنان را باید تصفیه کرد. همه شاهد استند که کتله عظیم رفقای عزیز مارا آنان با تاکتیک‌های خاص دسیسه سازی از این سازمان دور ساختند. در اینجا از میان این رفقای عزیز به عنوان مثال ازرفقای

چون رفیق صارم ، رفیق اسرع، رفیق اشرف، رفیق پرشور، رفیق همایون ، رفیق بابک ، رفیق وطندوست، رفیق ضیا، رفیق روند، رفیق صخره ، رفیق هدایت، ( شامل این لست صدا ها رفیق می‌شود که خموشانه از سازمان دور ساخته شده اند) را با کسانی از قبیل چون فواد پامیری که استعفا نکردن او برای شورای اروپائی سابق نسبت به هر یک از این رفقا اهمیت داشت ویا با دو سه تن دیگر هم کیشان او از جهات مختلف میتوان قابل مقایسه دانست. فکر می‌شود جا دارد با جفای به حق رفقا صورت گرفته از آنان باید معذرت خواست، و صداقت این معذرت خواهی را با دعوت دوباره همهء این رفقا تثبیت باید کرد. از اینجاست که ضرورت ایجاد سازمانهای اصولگرائی به شدت مطرح میگردد. نظر و پیشنهاد این است که زمان آن رسیده تا این رفقا با حضور بهم رسانی ایجاد سازمانهای اصولگرائی را سرعت ببخشند، خود در راس مسئولیت قرار بگیرند ، دسیسه سازان را از دامان حزب ما پاک نمایند، پناه گاه آنان را که کنگره وحدت است از گروگان گیری نجات بدهند ومتعهدین آرمان مارا در خط اهداف تعین شده همگام وهم قدم شوند.

رفیق کاوه کارمل عزیز! ما میخواهیم که شما در این کاروان سرنوشت شامل باشید.آیا شما میخواهید؟ لطفآ سخن بگوئیدو سکوت نکنید.

و آخرین سخن این بحث! پلینوم، پلینوم، پلینوم، انتخابات، انتخابات، انتخابات. بگذار که هرآن رفیق برنده، اولین تبریکی را از طرف اصولگرایان حزب ما بدست آورد

قیام به پیش میرود

محمد یعقوب هادی

طنز کوتاه


مصاحبهء با ریس شورای جدیدالتاسیس

 

طنز کوتاه

اخیراً از طریق سایت «شب نامه» آگاهی یافتیم که یک شورای جدید در خارج کشور ایجاد شد. برای آشنائی بیشتر با این شورا مصاحبه با ریس آن انجام داده‌ام که اینک به علاقمندان تقدیم میدارم :

خبرنگار:جناب ریس صاحب «انتقام اندیش» در «شب نامه» خواندیم که شما مبتکر یک شورای جدید استید خواستم نخست انگیزه ایجاد چنین شورا را اگر لطف فرمائید به خوانند ه گان عزیز روشنی اندازید؟

انتقام اندیش: انگیزه آن روشن است. وضعیت سیاسی در خارج کشور برای ما بسیار حساس است. ما باید از خود یک نیرو تبارز بدهیم. این نیرو را به شکل مدرن باید نشان بدهیم.

خبر نگار : شما کلمه مدرن را بکار بردید مفهوم آنرا شما در کدام رفتار ها و کردارها مطرح میکنید؟

انتقام اندیش: شما در قدم نخست به نشست گاه ما توجه کنید. شورای ما در اولین نشست خود نشان داد. کودکستان محلی است که انسان از همان جا به برد داشت های خود شروع میکند جلسه ما در این محل خودش یک طرح سمبولیک برای مدرن شدن است.

خبر نگار: ببخشید منظور شما این است صورت نمایش جلسه شما همین پیام را میرساند؟

انتقام اندیش: بلی درست فکر کردید. ما خواستیم همه طرح های ما را به شکل سمبولیک ارائه بدهیم. شما به تصاویر اعضای شرکت کننده جلسه ما توجه کنید.ما خواستیم همه رفتار های اعضای شورای ما در مورد آزادی دیموکراسی، پیشرفت سمبولیک باشد. وآنرا بهساده گی در پوشیدن لباس حتی پا پوش به نمایش گذاشتیم.

خبرنگار: شما از تصاویر گفتید بلی واقعآ تصاویر خود سخن میگویند. اما با آنهم خواستم بدانم یادداشت‌های که در تصاویر در پیش روی شرکت کنند ه گان جلسه است در آن خطوط ادبیات میهنی ما به مشاهده نمیرسد این یک تصادف بوده و یا اینکه این هم مساله را بازگوئی میکند؟

انتقام اندیش: قبلاً گفتم که هر حرکت ما باید با تغیر و مدرن باشد تا ما را به صورتواقعی تعریف کند. گفتگو های این جلسه و همه یادداشت‌ها به زبان خارجی تنظیم شده بود شما در سایت «شب نامه» ترجمه آنرا خوانده اید.

خبرنگار: یعنی اینکه چپلک، «شورت» یادداشت‌ها به زبان خارجی، همه طرح های سمبولیک استند؟

انتقام اندیش: شاید در دیگر جا ها نه؛ ولی در همین جلسه ما بلی همینطور است.

خبرنگار : بسیار تشکر از اینکه به سوالات من جواب ارائه نمودید

انتقام اندیش: خواهش میکنم تشکر که شما به این مساله توجه کردید بازخدا میداند کی مرده و کی زنده.