درس‌های از مبارزه

 

درس‌های از مبارزه

مکث روی مصداق‌ها برای مبارزه مشترک در نوشته «به پیشگاه کنگره...» ازقلم رفیق گرامی عارف عرفان

سرشک از چشم پاک کردن چه حاصل

عــلاجیکـــنکه از دلــمخون نیائـــید

   (...)                                          

تفسیر و تعبیر این دو بیت به مصداق وضعیت مسلط در کشور که وجب ، وجب   سر زمین ما در آتش جنگ میسوزد، کشتی سرنوشت مردمما در بحر خونشناوراست،آرمش انسانی ما درتلاطم اقیانوس غم و درد غرق شدهو فریاد های ستم کشی ما در فضای بی انتها میپیچد، فضا، خاک و آب این سر زمین همانند مردم از فریاد های بی ثمر خسته اند و مادر میهن و اولاد این سرزمین دارند امید شانرا به گپ های تکرار وبی نتیجه بیخی از دست میدهند واز آنجا که علاج مصیبت دامنگیر مردم

گریبان پاره کردن نیست، چنین وضعیت بی گمان رگ‌ احساس آنانی را که به مردم وسر زمین مردم صادقانه و با روح انسان خواهی ومیهن پرستی می‌اندیشند به شدت به طپش میاندازد، به‌خصوص با این درک ودرایت فکری کهنه ازغیباعطای ونه در زمین تدبیر مشکل کشائی ازدایره قدرت حاکمان زر وزور و حامیان منطقوی و جهانی شان به نظر میرسد.پس همین بهترین ها باید در میان شعله مصیبت های استخوان سوز،خود دستان شانرا برای دست بدست هم شدنکوتاه نساخته وعقل تدبیر خود را در میدان عمل به آزمون گذاشته تاریخ را به آن گواه بگیرند.

بی گمان که حضور در صحنه سیاست به وسیله ای نیاز دارد تا بتواند روی اوضاع سیاسی اثربخش باشد. این وسیله حزب سیاسی است.حزب سیاسی به مثابه قطب نمائی است که کشتی سرنوشت مردم را به ساحل مقصود میرساند. جهت یاب این منزل مقصود همانا نیرو های سیاسی متحد و متعهد به بهزیستی انسان و اعتلائی کشور با تدبیر برناموی دادخواهانه ومترقی است.

معیار تعین و شناخت این نیروها درکنش وواکنش نسبت به رویکرد های جاری نه فقط در کاربرد کذابیکلمات وواژه های عدالتخواهانه بلکه ازماهیت ریشه ای تفکر واندیشه این نیرو ها مشخص میگردد .

این نیرو ها که در حال حاضر بصورت پراگنده ومنفرد در کار زار مبارزه فعال استند باید برویت باز شناختی خود وفهم از تعریف دادخواهان «هم اندیش» با اتکا به سنت پیوند های رفاقت دیرین طرح میکانیزم وحدت نیروی های «خودی» را پیگر تر از هر وقت دیگربا قوت تر از هر زمان ارائه بدهند، و به مشکل عدم تمکین وتواضع به لیدر شیب تشکُل خواستنی فایق بیایند. به باور این نویسنده درجو امتیاز خواهی های جاری، رفتار کتله های صدر اخفا شده وگروگان گیران هویت دادخواهانه بصورت طبیعی این اطمینان و اعتماد را بوجود آورده که نیرو های هم اندیش به سادگی برای سچه سازی خود اجماع فکری شان را تکمیل نمایند.

برای این که روی اجزای این طرح واضح تر مکث شود، باید قبل از همه به واقعیت‌های گذشته مرور نماییم.نیازی نیست برای باز تعریف خود به گذشته دور برویم. تنها اکتفا مینماییم به اینکه نیرو های دادخواه ومترقی عبارت اند از پرچم داران آرمانی ح د خ ا اند. حزبی که به حیث یک هویت سیاسی مطرح در شرایط حاضر در حالیکه از حیث تشیکلاتی حضور ندارد میتواند محور جمع آمد های سیاسی باشد. هویت ح د خ ا همان توانمندی است درهمه رویداد های سیاسی مراحل تاریخ   تاثیرگذاری آن در وجود میراث داران آرمانی آن بخوبی قابل محاسبه است. با وجودی که در تمام این مراحل عده این هویت را دزدیدند و به گروگان گرفتند.آخرین دست برد به این هویت درست در سال 1391 زمانی که این نیرو ها توانسته بودند میراث جنبش را در مقام اولین کنگره وحدت از نام نهضت فراگیر دیموکراسی و ترقی افغانستان به حزب مردم افغانستان تحویل بدهند.    

در آن پروسه عناصرقدیمی توطئه باز هم توانستند شمشیرتوطئه شانرا بر تن واحد آن مجموعه سیاسی حواله کنند و بدنه اصولمند حزب را دو شق نمایند. همانگاه عده از رفقای شریف و اصولمند که در تشکیلات بعد از کنگره باقی ماندند به این نظر بودند که مبارزه برای خنثی ساختن توطئه را در درون ادامه بدهند. اما از آنجا که اختاپوت توطئه در سکان رهبری ریشه دوانیده بود معلوم بود که رفقا به نتجیه مثبت نخواهند رسید. در مدت زمان هفت سال بدنه تشکیلات دزدی شده که با کذب توطئه و دسیسه بنا شده بود فقط مراحل شکست و ریخت را دنبال کرد و ما شاهد آن هستیم که شریف ترین رفقای عزیز ما به دنبال هم در پروسه های بعدی شماری بصورت رسمی و اعلان شده وعده‌ای غیر رسمی ونا اعلان شده از آن تشکیلات کنار رفتند که شمار شان به هزاران رفیق میرسد. بالاخره آن تشکیلات دزدی شده با رهبری سکان داران توطئه هم از عقب پرده و هم با ظاهر فریبنده در روی صحنه محتاج کنارآمدن بابازمانده های همفکران حفیظ الله امین گردید که آنهم عده‌ای شان به بیان اعلامیه (شهنواز تنی) دو باره به خانه خود برگشتند. اما دیگران که باقی ماندند هنوز در خانه سیاسی اشغال شده زیرچتر امتیاز خواهی از نظام ودولت پوشالی ودست نشانده در فکر عزت وجاه وخیرات شریک شدن در بدنه قدرت زر و زورحاکم ودولت دست نشانده جا خوش کرده اند. وفرد شماره اول پیروز توطئه در صدد برآمد هم نشینی با زورمندان به خاطر خود مطرح شدن ویک رأی اضافه ساختن برای نامشروعیتی نظام و دولت دست نشانده از فیگور «سیاهی لشکر»آستین برزده تا وزنه گران پوشی حریفان سردمدار فاشیزم را مساوی بسازد...

*************

از نظر به عمل باید رسید:

نوشته «سخنی به پیشگاه کنگره ...» در عنوان چنان مینماید که یک عضوحزب برای تشکیلات حزبی خود ابراز نظر کرده باشد؛ اما درمحتوا با شمارش عناصر مخرب و خائین وآن هم در سطح تصمیم گیرنده گان از توطئه فرادست نسبت به یک جنبش حکایت دارد وبَرده های تشکیلاتی را میفهماند که کسی حق ندارد هویت جنبش دادخواهی را معامله کند. این نوشته مورد تائید ، حمایت واستقبال کتله وسیع از مبارزان دادخواه ومترقی بدون پابندی به تشکیلات معین قرار گرفت و در دیدگاه‌های متعدد روان وروحیه رستاخیز آرمانی انعکاس پیدا کرد.

هر چند همه رفقای که با آن یادداشت هم نظری دارند انتظار نتیجه‌گیری کارسازی از آن دارند که این خواست همگانی با همروی رفیقانه میسر می‌شود ولذا پیشنهاد مینمایم که حقایق روشن یاداشت « به پیشگاه کنگره...» را محور قرار داده بسیار هدفمندانه طرح نشست رفیقانهِ، مبین بیان هم اندیشیِ آرمانی و اعتقاد به سرگذشت وسرنوشت مشترک به سوی تشکل بزرگ هم اندیشان بنیاد سازی شود.وضاحت میدهم پنج رفیق داوطلبانه اظهار آمادگی نمایند وفرا خوان چنین نشست بزرگ را آماده و همگانی بسازند بیائید ازافق رستاخیز انقلابی با تمام قوت وانرژی استقبال نماییم ودر روشنی اطمینان بخش فضای مبارزه دادخواهانه هدفمندانه گام برداریم.

پیروز باد رستاخیز آرمانی مبارزین دادخواه

م ی هادی

نمایشنامه تازه سیاسی در ستیژ قدرت افغانستان

نمایشنامه تازه سیاسی در ستیژ قدرت افغانستان

از زمانیکه پراشوت سیاسی"بن"با کمپلکس گماشتگان سازمانهای استخبارتی ایالت متحده امریکا و شرکا در میدان سیاست افغانستان دیسانت شد جنگ منافع مراکز استخباراتی با پس و پیش کردن عناصر وابسته به آنها بنا به ماهیت و خصلت خود خوری نظام سرمایه پیوسته ادامه دارد. در پیروزی هرکدام از سهم داران قدرت خارجی برای جابجائی عناصر وابسته به منابع شان بی گمان بازنده اصلی مردم افغانستان است.

وابسته گی افراد در محور قدرت کشور حکم غیر واقعی نیست. با حفظ این مساله که دستان حاکمان کنونی را چه کسی بالا کرد وآنها را بر مسند قدرت جابجا ساخت، درامور ساخت وساز شبکه‌های جاسوسی، استخبارات حیثیت تلسکوبی را دارد که مهره‌های مورد نظر و کارآمد را رصد میکند وکار دان امور در زمین فکر آن‌ها دانه اهداف خودشان را بذر میکنند که این واقعیت در فصل حاصل آن بخوبی نمایان میشود.اوضاع واحوال کشورما خود بخود با فهم دریافت پاسخ به این پرسش که ایالت متحده آمریکا وشرکا در این سر زمین چه میخواهند؟ کدام اهداف را دنبال میکنند؟ امکانات، افزار ووسایلی که برای این اهداف بکار گرفته شده چیست؟ مستند این واقعیت است. نزدیک به دو دهه با حضور قوت های نظامی آنان مردم در گلیم ماتم غم ومصیبت نشسته وهمه داشته های سرزمین مردم به غارت برده شده، انواع فساد در متن ومحتوای این شبح دولت بیداد میکند. جامعه را به فساد گوناگون سوق نموده اند شاهرگ های عواطف انسانی رابا شمشیر جبر اقتصادی بریده می‌روند و روح پلید بربریت وحشت را پرورش میدهند.

از این همه رویداد های جنایت بار هیچ یک از حاکمان گماشته شده این نظام ودولت با هیچ ترفندی نمیتوانند خود شان رادر قضاوت ومحکمه مردم برائت بدهند. حالا که کارد از استخوان هم گذشته وکار به آخر رسیده چه کسی میتواند با کنار رفتن ولفاظی های پوششی از جنایت های جاری ساخته شده برای خودبرائت حاصل کند؟

سخن همینجاست که یکی از مجریان مهندسی اوضاع کشور با یک متن استعفا نامه خیالبافانه خواسته از همه مسوولیت ها مبرا باشد. او مینویسد«بنا به اختلافات جدی با سیاست‌ها و روش‌های سطح رهبری دولت در عرصه حفظ و تحکیم وحدت و اجماع ملی، تامین صلح و امنیت، مدیریت سیاسی و امور انتخابات، حکومتداری خوب و تحکیم روابط منطقوی و بین‌المللی کشوردر ماه‌های اخیرداشته‌ام نتوانستیم به تفاهم برسیم، لازم می‌دانم از این سمت استعفا کنم»همه این مشکلات را ریس شورای امنیت در ماه های اخیر با ریس جمهور داشته است. اگر این ماه های اخیر را حد اکثر شش ماه حساب کنیم در سه سال گذشته همه این اختلافات یاد شده توافقات بوده اند. سه سال تمام همان وعده‌های را که تیم انتخاباتی تحول و تداوم داده بود همه‌اش درست بود.بلی واقعیت که درست بود همه پالیسی های خیانت بار دوران دوزاده ساله حامد کرزی«تحول» کرد یعنی متشدت شد و«تداوم» پیداکرد

استعفای حنیف اتمر از ریاست شورای امنیت با قضاوت ها و حدس و گمان های متفاوت و همچنان همسان بیان میشود. یعنی اینکه این استعفا به منظور آماده گی برای انتخابات ریاست جمهوری یا به نفع شخص اتمرو یا در یک بازی استخباراتی به نفع غنی احمد زی ربط داده می‌شود. به این سلسله اقدام به استعفا ویا تنظیم شدن موضوع استعفای قدرتمند ترین فرد از جمله سهم داران ریاست جمهوری نیرنگی پنداشته میشود در برابر ائتلاف های که بر ضد حکومت دوسر، قدرت نمائی میکند. همینگونه در این دیدگاه‌ها بیان می‌شود که ترکش در حلقه غنی احمد زی مقدماتی برای زوال قدرت ارگ وتعویض آن در صحنه ارگ است.

پیش از آنکه روی چرا وچگونه کنار رفتن حنیف اتمر مکث شود به باورم مهندسی نظریه زوال قدرت اشرف غنی احمد زی به احتمال قوی درست باشد. بالاخره حامیان وبادران احمدزی هم حکومت داران بزرگ دنیا استند بی گمان برای پیشبرد اهداف شان به جواسیس و اجنتان هوشیار میتوانند اعتماد کنند و از این منظر چلوصاف مضحک اشرف غنی احمد زی ازآب برآمده ودیگر به درد شان نمیخورد. ولذا کنار رفتن ریس شورای امنیت صرف و صرف به منظور خالی ساختن پشت این مهره سوخته است. ولی آنچه هنوز در ابهام است تعویض احمدزی وجانشینی اوست که حنیف اتمر نخواهد بود. حنیف اتمر درحالتی از محور قدرت جدا شد که در جامعه سیاسی کمترفردی پیدا می‌شود با همکناری به او به عنوان محور قدرت شانس خودرا به قمار سیاسی بگذارد. حنیف اتمر مثل احمدزی نه پایگاه مردمی دارد و نه دارای روابط با اعتمادی با سایر شخصیت‌های تعین کننده سیاسی است. هر چند عده‌ای با لفاظی های مسخره بعد از استعفای جناب اتمر شاید با خواب و خیال اینکه نشود مهره انتخابی آینده او باشد با وجودی که سالها خواستار استعفای اش بودند در مورد کنار رفتن او در مصاحبه‌های مطبوعاتی خود گفتند که استعفای او به نفع اوضاع کشور نیست. ولی واقعیت این که آب از آب تکان نخواهد خورد.

در خصوص کنار رفتن حنیف اتمر در نظر باید داشت او که معاهده واگذاری پایگاه نظامی به ایالت متحده آمریکا را به نماینده گی دولت امضا کرد، واخیرآ مذاکرات طالبان که خواستار خروج قوت های نظامی ایالت متحده آمریکا استند و در باب مذاکره علنی و مخفی طالبان با ایالت متحده آمریکا این موضوع گفت و شنود شده است و بحث واگذاری مسوولیت از نیرو های امریکائی به شرکت خصوصی بلک واتر این‌ها همه مسایلی اند که باید با هم مرتبط باشند. این موضوعات از یک طرف احتمال برگشت حنیف اتمر را در محور قدرت با وجود پشتوانه خارجی ضعیف میسازد از جانب دیگر این امکان نیز میتواند از نظر دور نباشد برای این که مهندسی اهداف مغالطه نشود بخشی از گروه طالبان به اجیران شرکت خصوصی امنیتی بلک واتر در خواهد آمد وبخش دیگر برای تقویت گروه داعش بکار گرفته خواهد و این گروه با داعیه منطقوی جنگ را به سرحدات شمال بسوی اهداف ایالت متحده آمریکا رهبری خواهند کرد. یعنی اینکه همانگونه که گفته میشد هنوز پایان جنگ به نفع سیاست گذاریهای کلان نیست.

ولذا آنانی که برای این مردم وسرزمین مردم دلسوز استند وبه خوشبختی وسعادت مردم می‌اندیشند وبه ترقی و پیشرفت مملکت فکر میکنند خود را بشناسند دست به دست هم بدهند راه تدبیر معقول وقابل اطمینان و پزیرنده را پی ریزی نمایند.

م ی هادی