بسوی خانهء سرنوشت سیاسی ما

بسوی خانهء سرنوشت سیاسی ما


یاد وارهء به رسم ورود

سالها پیش درایبت آباد پاکستان به لوح در وازه یک کلیسا نوشتهء را خواندم : «مردم! شما را بسوی خوشبختی میبرم» گروهی از مردم با آرزوی خوشبختی داخل میرفتند. در اندرون صدر نشین سخن به آرزوی خوشبختی دوعا میخواند.

آنان که با امید های فراوان حضور میافتند با امید های فزون تر باز هم قدم‌های تکرار زندگی رابه شمار میگرفتند . هنوزآن کلیسا همانجاست . هنوز همان سخن حک شده به لوح دروازه آن، مردم را به داخل فرا میخواند. و حتمآ کسی صدر نشین گویش های زیبا هم خواهد بود.

 

....................................

در خانه سر نوشت ساز و سرنوشتی حیات حزبی ما نیز چنین میگذرد. تقدیر نویسان متقلب یعنی آنانی که در مقام شورای حکام، تا اکنون سرنوشت خانه مشترک ما را ببازی گرفته‌ اند، با گویش های به ظاهر زیبا دامن فریب گسترده اند. این در حالیست که مقتدیان گوش به سخنِ سخن ساز تازه نفسِ جای نمای سخن آنان، فتنه درون شان رادرست در همان چند لحظه بعد تراز هدایات او بیرون کشیدند وسخن پیش سخن را به هیچ گرفتند و بالای حریفان خود ساخته ذهن شان به حمله لفظی پرداختند.

سخن شکنی مقتدیان در همان جایگاه سخن در حالی بود که مقام دار سخن، اعلان قطع تبلیغات یکجانبه کرد. وبا این اعلان نشان داده شد که دو جانب وجود دارد و او به نماینده گی یک جانب سخن میگوید. اما با آنهم سخن او را گوش داران سخن اش تحویل نگرفتند، ودر فردای «بامداد» بلنداژ ها مستحکم گردید و حملات به آنانی که «جانب» دانسته شده بودند ادامه پیدا کرد.

آنان برای خود حق دادند عضویت خانه مشترک ما را میراث بخشی نمایند، و کسانی را از طرف خود، از آن میراث محروم اعلان نمایند.

هنوز در قفای سخن پردازی های راه گم، کسانی چهره نمائی میکنند.

آنان نصحیت را جا نشین قضاوت میسازند. از بحران میگویند؛ ولی وسیله رفع بحران را نصحیت پیشکش میکنند. بالای اصول پای میگذارند و مشکل را با نام اشخاص و مقام اشخاص گره میزنند.

آنان چرا نمیدانند که حرف بالای تقسیم بخشی مقام نیست؟ بحث تعین ملِک قریه هم نیست. مشکل، مشکل ویرانی تهداب خانه ماست.

حزب ما به حیث خانه سیاسی ما سازوارهء از موادیست که نبود آن نبود خانه ماست. پس هر که حامی آن، عضو آن خانه خواهد بود.

اینک وارثان اصلی این خانه مشترک از اقامتگاه های موقت راه را بسوی خانه باز نموده اند. بلی؛ فرزندان اصیل خانه پی هم به خانه میرسند. این قدوم گرامی است . این اراده پیروز است. و ما بزودی در خانه مشترک مان با هم خواهیم رسید.

پاینده باد حزب ما خانه سیاسی ما

محمد یعقوب هادی

پاسخ به پیام نشر شده بامدادیان زیرنام فقیر شاه فقیر یار

 


پاسخ به پیام نشر شده بامدادیان زیرنام فقیر شاه فقیر یار




تاریخچه شورای حزب مردم افغانستان در کانادا


بخشی از فیصله هیات مجری کمیسون نهضت میهنی


دوستان محترم!

بر اساس فیصله جلسه مورخ2-10-2005 هیات اجرائیه قرار است جلسه کمیسیون تدارک وتفاهم در ماه فبروری 2006 دایر گردد در این فیصله تصمیم گرفته شد. تا در جلسه متذکره اعضای نهضت میهنی کشور ها وعده از هواخواهان نهضت اشتراک نمایند

اجندای ذیل برای جلسه پیش‌بینی گردیده است:

1- ارائه گزارش مسئولین بخشها وسکرتریت کمیسون از دوران سپری شده وپیشنهادات مشخص برای تحرک بیشتر در امور مربوط به نهضت میهنی؛

2- تصمیم روی فعالیت آینده ویا شیوه مناسبات و روابط نهضت میهنی با نهضت دموکراسی و ترقی افغانستان

3 پیشنهادها ونظرات...................


در زمره این فیصله نامه در کشور های که کمیسون ایجاد شده بود به اعضای آن وظایف مشخص سپرده شده است و در کشور های که کمیسون های نهضت میهنی ایجاد نشده بود تصریح شده:

در آنعده کشور های طرفداران نهضت میهنی زند ه گی مینمایند و کمیسون نهضت میهنی ایجاد نگردیده است به همکاری رفقای ذیل در تدویر جلسات و ایجاد کمیسونها اقداما ت عملی صورت گیرد

  • سویس واطریش رفیق بریالی

  • ایرلیند اسدالله کشتمند

  • روسیه ناروی سویدن دنمارک محمد داوود رزمیار

  • اوکراین نصیر احمد صدیقی

  • بلغاریا رزاق حریف و صفت

  • تاشکند پیگیر و شهکار

  • کانادا فقیر شاه

آمریکا برهان غیاثی

به منظور سرعت بخشیدن در تدویر جلسه، از اجراات خویش سکرتریت کمیسون نهضت میهنی را در جریان قرار دهید.....................


اینجا نب محمد یعقوب هادی از نخستین روز های دریافت این پیام با تعدادی وسیع از رفقا در ایالات وشهر های ونکوور،کلگری، مانتریال، تورنتو، هملتون، کچنر رابطه‌های سنتی حزبی که ریشه در گذشته حزبی وسیاسی داشت بر قرار نمودم. در مشوره با رفقا که همه با نظر داشت این فیصله که در راس تدابیر آن رفیق فقید محمود بریالی قرار داشت در حلقات رفقا به معرفی رفیق فقیر شاه پرداخته او را بدون بر گذاری کدام انتخابات، مسئول کار حزبی در کمیته کارکانادا قبول کردیم. از همان نخستین روز ها برای من این درک بوجود آمد که رفیق فقیر شاه از اجرای وظایف این مسئولیت برآمده نمیتواند. اما بنا به حسن احترام به نظر رفقا واز جانبی چون این تصور ناکارائی یک برداشت ذهنی بود وباید صورت عینی آن هم دانسته میشد. لذا این تجربه سازی شامل یک پروسه گردید.

از این جهت من محمد یعقوب هادی از شروع نخستین نشست های کاری به منظور ایجاد هسته مرکزی در کانادا تمام مسئولیت های کاری که متوجه رفیق فقیر شاه میگردید با مسئولیت حزبی به انجام رسانیده ام. این اجراات را قسمآ ارسال پیام‌ها ، به مشوره گذاشتن مسایل ضروری با رفقا در شهر های مختلف، ارسال اعلامیه ها، تنظیم موضع گیریها، تکثیر مصوبه ها ، انتقال هدایات وفیصله نامه‌های مرکزی بطور متداوم کار من را میتواند منعکس بسازد.

زمان بدین سان سپری میشد. فرصت ها ، پیش آمد ها، مشوره ها، نظراتی که منجر به تصمیم تاسیس ن ف د ت ا گردید . رفقا در کانادا هم مجری این خواست شدند و شورای سراسری (ن ف د ا) در کانادا ایجاد گرد ید


http://sukhangah.blogfa.com/post-15.aspx


دید گاه های من این مسایل را احتوا میکرد


http://sukhangah.blogfa.com/post-17.aspx


در نتیجه ایجاد شورا به تقرری رفیق فقیر شاه امتیاز انتخابی بخشیده شد. رفقا فکر میکردند که یک جهش و شوری این انتخاب شان بوجود خواهد آورد. اما متأسفانه که چنین نشد. امتیاز مقام اصحاب کهف در شورای اروپائی بالای این انتخاب برای رفیق فقیر شاه برتری داشت. از این وضعیت رفقا احساس خوب نداشتند. عده از رفقا ازشهرهای مانتریال، کلگری، ونکوور، اجکس و تورنتوی کانادا از این وضعیت به تنگ آمدند و خواستار کار و فعالیت محسوس شدند. در نتیجه به اثراین فشار من محمد یعقوب هادی درخواست جلسه نمایند ه گان را نمودم.


وآن روز فرا رسید

جلسه نمایندگان در منزل رفیق فقیر شاه دایر شد. رفیق فقیر شاه با خوانش نوشته که به گفته خود شان سالها قبل در کشورهندوستان نوشته بودند به صحبت آغاز کرد. رفقا بر آشفته شدند، وازاو خواستند مطابق خواست ها، مطالبات و سوالات شان باید جواب داده شود. مثلاً رفقا میپرسیدند آیا شما میخواهید مبارزه کنید؟ شما ریس شورای سراسری کانادا استید لطفاً دست آورد تانرا بگوئید؟از او خواسته شد که یا فعال شود ویا کنار برودو استعفا بدهد. او در گروگان نام ریاست شورای سراسری مانده بود. نه به خواست ، مطالبات و سؤالات رفقا جواب داشت، ونه به کنار رفتن پاسخ داده میتوانست. با توجه به اینکه رفقا مرا به ریاست شورای سراسری کانادا پیشنهاد کردند. در فکر او درخواست جلسه نمایند ه گان کودتا تلقی شده بود، وبطور خاص گفت که شما دسیسه کرده‌اید تا مرا از ریاست خارج بسازید. رفقا از این برداشت او بیشتر بر آشفته شدند. من به این بیچاره گی او تأسف خوردم. یگانه استدلال اواین بود که من مسئولین را تعین کردم باید جواب بدهند. البته این استدلال همه مرا هم رفیق مسئول مالی را وهم رفیق مسئول تشکیلات را که ما با هم حضور داشتیم پاسخگو میساخت. من محمد یعقوب هادی اجازه صحبت کردن خواستم. رفقا اجازه دادند خطاب من برای رفیق فقیر شاه این بود:

رفیق فقیر شاه شما جدآ اشتباه میکنید. این جلسه نه کودتا است و نه من تحت این پلان اینجا آمده‌ام ونه آماده پذیرش برای ریاست شورا استم. پیشنهاد رفقا یک ناگزیری است. شورا در وجودشما یک شورای غیر فعال است. شما در برابر انترنت، اخبار، مطبوعات وامکانات پیشرفته عصر حساسیت دارید. آنچه که امروز سهل ترین وسیله برای انجام کار ها پنداشته میشود. رفقا که میگویند شما معاذیر دید وادید رفتن به آدرس رفقا، دانستن ساده‌ترین امکان مانند ایمیل آدرس، پالتاک، نوشته، موضع گیری ، تحلیل از اوضاع روز در مورد کشور منطقه وجهان دارید. تقاضای رفقای این است که آیا شما با این وسایل کاربردی خود را عادت داده میتوانید؟ از آن استفاده میتوانید بکنید؟ زمینه‌های فعالیت رابطه‌های حزبی، سازمانی، سیاسی را تدراک دیده میتوانید یا نه؟ تا آنجا که سؤال مسئولیت مسولین مطرح است. شما میدانید من مسول بخش فرهنگی استم. در حالیکه قسمت اعظم کار های شما را انجام میدهم وبلاگ بخش فرهنگی به گردانند ه گی من جوابگوی این پرسش است .


http://sukhangah.blogfa.com/post-17.aspx

ناگفته نباید گذاشت که مسایل خاص از آرشیف وبلاگ بروز داده نشده است

ادامه صحبت من برای رفیق فقیر شاه چنین بود: من با رفقای ونکوور در بیشترین مسایل فرهنگی همکاری دارم. راه نهضت ارگان نشراتی شورای مرکزی را حمایت قلمی مینمایم. در رابطه به مسایل مالی من مرکز رابط با مسئولین مرکزی استم. در رابطه با مسایل تشکیلاتی با هسته های سازمان در تمام ایالات رابطه حزبی دارم. من در مورد تنظیم اساس نامه ومرام نامه وحتی نام حزب ما از تک، تک رفقا مشوره ها ونظریات شان را بدست آوردم. که اسناد آن نزد من موجود است. دعوت اجلاس پالتاکی را به همکاری رفقای کلگری که شما را هم چنان به نسبت عدم دست رسی تان به انترنت و کمپیوتر در منزل رفیقانه و غربت خود از خانه مفشن تان زحمت دادم. در نشست ها ی فرهنگی که رفقا از نام شورا ها ، سازمانها وبخش های مربوطه شان بر گزار میکنند اشتراک میورزم. که در این زمینه هم یکبار شما را در نشست شعبه فرهنگی شورای اروپای وبه اثر تقاضا های مکرر حضور شما را بعد از 5 ساعت رهنمائی و همکاری در آن نشست تنظیم نمودم. من حلقه وصل شورا با حزب در داخل کشور استم. هدایات مصوبه ها دساتیر را بطور مستقیم از مرکز دریافت میدارم و به آگاهی شما نیز میرسانم، و دها مسایل مربوط به حیات حزبی و سیاسی همه اموری اند که انجام آن از شما توقع برده می‌شود اما آنرا من به همکاری سایر رفقا انجام میدهم. دید وادید با رفقا، تماس با رفقا ، پذیرای از رفقا ،معرفی رفقا به شما ده‌ها موارد کاری که شما در آن عملاً کدام نقش نداشتید وندارید. و بسر رسیدن آنرا از طریق ایمیل پسر تان برایتان خبر داده‌ام . تا شما صاحب امتیاز ریاست شورای سراسری کانادا باشید. همین اکنون از رفیق مالی خواهش میکنم که بگوئید قبل از ایجاد شورای سراسری حق العضویت ها را شما به مسوول مالی گزارش داده اید؟ «رفیق مسوول مالی گفتند نه، نه داده است وحتی خودشان بعد از 4 بار مطالبه حق العضویت خود را تصفیه کردند» این‌ها همه قسمآ مسایلی اند که به نام شورای کانادا از طرف من انجام شده است. درنتیجه برای اینکه نشست بیشتر به تشنج نرود وبا تأکید اینکه برای رفقا گفتم من به پیشنهاد ونظر شما احترام وحرمت میگذارم اما من آماده نیستم در یک فضای متشنج این مسئولیت را به عده بگیرم، به آن نشست خاتمه دادیم. من این گزارشات را به تشکیلات مرکزی در کابل از طریق خود گزارش داده ام.

معیار حزبیت چیست؟

من فکر میکنم که اگر ما به اساس یک سلسله پرنسیب ها عضو حزب استیم که اساسات ساختاری حزب برای ما روشن ساخته و ما میگوییم که به آن متعهد استیم. رفقا ی که فرمان غیر حزبی بودن مرا که عائله بامداد زیر نام فقیر شاه صادر نموده است خوانده اند چه فکر میکنند؟ که این توطئه گران از چه گروهی اند؟ این کودکان ریش سفید چرا به ریش خود ریشخند میزنند.

حالا با نظردداشت این مسایل مختصر که رفیق فقیر شاه فقیر یار را تعریف میکند. آیا رفیق فقیر شاه گفته میتواند که در نشست کدام جلسه به اساس کدام تصمیم ورای من از عضو یت حزب مردم افغانستان اخراج شده ام؟ این درحالی است که من با ور ندارم رفیق فقیر شاه با وجود نا رسائی های ذهنی و فکری که دارد محرر این یادداشت باشد. اما بدا به حال آنانی که این یادداشت را تهیه دیده اند. اینان واقعآ چه گروهی اند؟آنان آنقدر سقوط نموده اند که حتی از بی عزتی و بی آبروئی کسی که با آنان دست توطئه میدهد که همین رفیق فقیر شاه باشد دریغ نمیورزند. به خاطری که بالاخره این کودکان ریش سفید اینرا بایدمیدانستند که اینجا حزب است ، اینجا جلسه است، گزارشدهی است. در کابل مرکز گزارش گیری است. و نهایتآ این بامدادایان خودشان همینقدر عقل باید میداشتند که ده‌ها بار ازطریق ایمیل من محمد یعقوب هادی به حیث عضو فعال ن ف د ت ا پیام‌ها ، اطلاعیه ها و ده ها مطلب حزبی شورای کانادا را به نشر رسانیده اند.

وباز هم نمیدانیم اینان چه گروهی اند؟ من به تمام رفقا اعلان میکنم که رفیق فقیر شاه نمیداند وضعیت در حزب ما از چه قرار است . من از رفیق فقیر شاه سؤال میکنم که شما در این بیشتر ازیازده سال وحد اقل در سالهای تاسیس ن ف د ت ا اگر یکبار هم است که با رفقا در رهبری حزب، در کابل تماس گرفته‌اید کیست ، کدام رفیق است ،روی کدام مساله حزبی و سیاسی این تماس صورت گرفته است؟ من از رفیق فقیر شاه میپرسم که شما یک گزارش را برای ما آشکار بسازید که شما از نام شورا از نام سازمان از نام رفقا در کانادا به مراجع مسئول سپرده باشید؟ رفیق فقیر شاه شما در حضور وجدان تان پاسخ بدهید که تا کدام سال شما نمیدانستید ریس حزبی که شما ادعای ریاست شورائی آنرا دارید کیست؟ ووووووو......

اما رفیق فقیر شاه در باب سر شور دادن این پیام که «بلی بنویسید» از کجا الهام گرفته است. او این هدایت را از آقای نور احمد نور وشفیق الله توده ائی در یافت نموده است. آنان تنها چیزی را که مطابق استعداد او (فقیر شاه) در آن پیام توانسته جابجا نمایند همان «شخصی بنام یعقوب هادی» است، که رفقای محررش ظرفیت فکری او را منعکس ساخته اند.

من محمد یعقوب هادی به تمام توطئه گران اعلان میدارم که من عضو حزب مردم افغانستان عضو کمیته اجرائیه شورای سراسری حزب مردم افغانستان در کانادا استم. من امیدوارم که بعد از تدویر پلینوم وتجدید انتخابات دو باره که حتمی است شورای سراسری کانادا تجدید ساختمان وسازمان خواهد یافت و به حیث شورای فعال در وجود بهترین رفقای مجرب ، دانا و توانا برای انجام وظایف کنگره وحدت فعالانه به پیش خواهد رفت

عجالتاً همین

محمد یعقوب هادی


توطئه گران شماره 21

 


توطئه گران شماره 21


جمع آمد مورخ 21 جولای 2012 در اروپا ادامه جعل وتقلب پلینوم 21 ثور 1391 است. در نتیجه پلینوم 21 ثور یک حزب بزرگ ومطرح ، با یک توطئه ریشه‌ دار در رویکرد های جعل و تقلب زیر نام فیصله نامه « اعضای شورای مرکزی» در درون وبیرون خودش متقبل کوبنده ترین ضربات خورد کننده شد. و رفیق داوود راوش را قربانی گرفت. حالا باز هم عاملان آن خیانت با تاکتیک های تازه، مجلس تاج پوشی بپا کرده اند،تا برای خود مصونیت ایجاد نموده وبرای تامین این مصونیت رفیق کاوه کارمل را در جمع آمد 21 جولای هدف تعین نموده اند.

«خوشحالم که امروز در جریان یک پروسه دموکراتیک در حیات حزب مسئولیت خویش را به حیث ریس شورای اروپائی حزب مردم ا فغانستان به شخصی انتقال مینمایم که در پیش چشم من رویید، جوان شد و به پختگی سیاسی رسید» این سخنان داوود رزمیار است که در آن جمع آمد گفته شد. این بیان نشان دهنده آن است که تفویض صلاحیت از طرف او برای رفیق کاوه کارمل صورت گرفته وبه انجام رسیده است. مگر آیا چنین است؟ پاسخ چه میتواند باشد؟

ازچهار ماه بیشتر اصولگرایان حزب مردم افغانستان میگویند که در انتخابات ریاست حزب تقلب صورت گرفته است. تقلبی که ریشه در توطئهء گذشته بالای حزب ما، رهبر ما، رفقای ما دارد. اما توطئه گران با چال ها ونیرنگهای مختلف پلانهای شان را پوشش میدهند. اینک آخرین نیرنگ آنان زیر نام ترکیب جدید شورای اروپائی هدف را نشانه گرفته است.

صورت گزارش و رنگ آمیزی سخنان در گزارش بامدادیان همان حرف معروف را به توجه میرساند که دزد هم میگوید دزد را بگیرید. درآن نشست سخنان پر جاذبه گفته شده است. گزارش بامدادیان به توجه میرساند که چند تن از رفقا آسیب ها را در بیان کلمات به جبران گرفته اند. لذا میخواهم روی سخنانی که جعل کاران با انعکاس آن مصونیت خود را میخواهند تأمین نمایند مکث نمائیم.

«ما به کنگره وحدت که به موفقیت تدویر یافت امید بستیم اما صف آرائی ها در پی تصامیم پلینوم شورای مرکزی اعضای حزب را سر خورده ساخت. شکی نیست که قرار داشتن عناصر خود خواه و خود کامه در راس کار وشیوه های توتالیتار رهبری و مدیریت وعنصر مداخله یک بخشی از پرابلم بوده واست . ودر همه این رویداد های ناگوار اراده وخرد جمعی حزب به بازی گرفته شد واین افراد وپرده نیشینان بودند که بر مقدرات حزب ما فرمان صادر نموده و لاجرم فاجعه آفریدند» این سخنان رفیق محمد عارف عرفان است. این رفیق از صف آرائی ها، از عنصر مداخله ، از پرده نشینان، از به بازی گرفتن خرد جمعی و لاجرم از فاجعه سخن میگوید. وآن را بخشی از مشکلات میخواند، که در‌واقع بنیاد بحران وفاجعه است ، ولی این همه را به نتیجه نمیرساند. هر چند آنچه را رفیق عرفان گفته یک حرف تازه ونو نیست. رفقا حتی با ذکر نام افراد از آن ده‌ها بار سخن گفته اند. این پلانها را توطئه وعاملین آن را توطئه گرتعریف کرده اند. اما بالاخره معلوم نشد که آیا رفیق عرفان میتواند در کنار آنانی که اینهمه را انجام دادند بنیشید؟

بگذار که از همان نسخه رفیق عرفان که دوای تلخ را تجویز نموده به خودشان تعارف نمائیم و بگویم رفیق عرفان عزیز! این برخورد ها و رفتار ها، برخورد ها ورفتار های کلیشه ای است. شما در عمق همه مسایل وارد استید. شما از ریشه داری توطئه هم میدانید. مگر باز هم آن قاطعیت گفتار در رفتار شما مشاهده نمیشود. شما از به بازی گرفتن اراده وخرد جمعی سخن گفتید. این اراده خرد جمعی را در کدام صف مشاهد میکنید؟ مگر شما نمیدانید که کسی حاضر نشد ونیست شفاف‌ترین در خواست اعضای حزب را برای برگزاری دو باره انتخابات بپزیرد؟ تن دادن به این اقدام مشکلش در چه بود واست ؟ اگردر همان مساله که باری گفته شد رفقای شورای مرکزی چگونه بکابل بیایند و چگونه دوباره بروند ونامش را سرگردانی بگذارند عجیب نیست؟ اگر مشکل، مشکل اقتصادیست همه مطمین باشند که پیش پرداخت ها برای عاملان و حامیان جعل وتقلب بزودی افشا خواهد شد. خلاصه باور این است که این رفتار های کلیشه ای کسی را به منزل مقصود نمیرساند.

برای اصولگرایان حزب ما عدم شرکت رفقای هدفمند در پلانهای جعل کاران ومتقلبین مورد حمایت جدی قرار دارد. تدابیری را که اصولگرایان حزب در تمام سطوح در نظر دارند وبه زودی جامه عمل خواهد پوشید مورد تائید و پشتیبانی قرار دارد.

توطئه گران پروپاگند های عجیبی را براه انداخته اند. هر باربه گونه‌ ای از تفاهم در کابل مطلبی را پخش میکنند. در آخرین تماسی که با رفیق گرامی شیر محمد بزرگر در کابل داشتم پرسیدم که میگویند در کابل رفقا به توافق رسیده اند. رفیق بزرگر گفته است که تدویر پلینوم سبب انشعاب میگردد. لذا به تقسیم مقامات توافق صورت گرفته است. آیا این درست است؟ پاسخ رفیق بزرگر این بود که «این برخورد های کودکانه کار توطئه گران است من صلاحیت توافق را ندارم هر توافق خارج از دروازه های پلینوم وانتخابات شفاف معامله وسازش است»

من این پاسخ را به توجـه رفیق شفیقه رزمنـده میرسانم. که برای ترک توطئه و ترک پلینوم باید تفکیــک داشته باشند.

رفیق شفیقه رزمنده ! شما باید از این تعجب نماید که چرا عده خواستند دست به جعل و تقلب بزنند؟ چرا حلقه امامان شورای اروپائی سابق به تدویر دوباره پلینوم تن نمیدهند؟ شما باید اینرا ترک پلینوم بدانید نه اینکه ترک توطئه را ترک پلینوم قیاس کنید. تعجب این است که امامان وواعظان شورای اروپائی سابق به اساسنامه حزب متعهد نیستند. تعجب شما رفیق عزیز باید به این مساله بر انگیخته شود. این نام بردن از رفیق بزرگر وترک نشست آن پلینوم بهانه توطئه گران است. شما میدانید توطئه گران اینرا میگویند که برگه های رأی دهی از طرف مسئولین اضافه چاپ شده بود. حالا دیگر این گناه آنان نیست که از کدام صندوق بیرون شد. شما باید به این استدلال تعجب نماید. اشاره شما به صحبت رفیقی در مورد به چالش بردن پروسه وحدت با حزب متحد ملی که به اشاره امامان شورای اروپائی رفیق بزرگر ورفیق علومی در این مساله قلمداد شده‌، تلویحآ مکث نموده اید. شما از خود بگویید که در جنگ یک ساله بامدادیان با حریفان شخصی شان، در نشست های حضوری، پالتاکی، مقاله بازی‌ها ، تهمت بستن ها در کدام موضع بودید که وحدت آسیب دید وشما تن به سلامت بردید ؟ این هم در حالیست که شما معترف استید «از یک سازمان بزرگ به یک سازمان کوچک مبدل شدیم» مگر توجه کرده‌اید که اینکار در اروپا صورت گرفته است نه در کابل؟ مگر آنانی که این ضعف را بالای سازمان اروپائی تحمیل نموده جز این مسئولین تشکیلاتی و امامان شورای اروپائی کسی دیگربوده است؟

کابل در مورد وحدت با حزب متحد ملی فقط یک ملاحظه داشت و آن اصول بود. مبنای که امامان شورای اروپائی از آن تا آنجا سوء‌استفاده نمودند که پروسه وحدت را به چالش کشیدند. میخواهم از این اصول رفقا در کابل به شما حکایتی نمایم آرزو میکنم برای شما این بازگوئی، بسیار ساده جلوه نکند.

روزی در دفتر حزب در کابل صحبت از کارت عضویت به میان آمد. من نیز بدون توجه به پرنسیب های اساسی، شفاهی درخواست اخذ کارت عضویت را نمودم. رفقای که حضور داشتند گفتند که دو قطعه فوتو ضرورت دارم. فردا که بدفتر رفتم وقتی فوتوی خود را به رفیق پهلو نشان دادم رفیق انجینر عزیز مسوول تشکیلات شورای مرکزی پرسید که با این فوتو ها چه میکنم؟ من همان درخواست اخذ کارت عضویت را باز گویی کردم. رفیق انجینر عزیز گفت اما ما صلاحیت نداریم که به شما کارت عضویت بدهیم چرا که شما به اساس کدام تعرفه برای ما معرفی نمی باشید. صلاحیت توزیع کارت مربوط شورای شما در کانادا است. وقتی رفقا با این جزئیات به اصول پابندی داشته باشند چگونه میتوانند از این چنین تقلب آشکار خلاف موازین حزب چشم بپوشند وآنرا کوچک تصور نمایند؟ مقیاس این اصولگرائی را در مورد سرنوشت عمومی خود تان سنجش کرده میتوانید.

حالا اگرشما به اصول گرائی باورمند استید وهمان گونه که خود گفته‌اید « ازیک سازمان بزرگ به یک سازمان کوچک مبدل شدیم و دچار بحران سیاسی استیم. از دید من راه حل مشکلات، ترویج اصول دموکراسی و شفافیت در امور حزبی ماست، ما باید با صراحت و آزادنه در باره مشکلات در آغاز بروز آن حرف بزنیم نه بعد از آنکه یک مشکل کوچک به بحران علاج نا پذیر تبدیل شود» پس شما این گفته‌ها را متوجه چه کسانی باید بسازید؟ ببینید که شما به اساس تفکر خود تان موضع گیری نکرده اید. ورنه خواست دوباره دعوت پلینوم و انتخابات دو باره ، سخن صریح و آزادانه است دموکراسی است شفافیت است ترویج اصول ورفع بحران است و شما آنرا از کسانی درخواست دارید که الم بردار آن استند .

ولی برای آنانیکه تقلب نموده اند، به آن تأکید دارند و آنرا مشروع میخوانند، شما حرفی برای گفتن ندارید. به گفته شما از همان «آغاز مشکل کوچک» از شما کدام حرف شفاف شنیده نشده است. وشما با خاموشی تمام به این سخنگوئی جانبدارانه رسیدید. عجب اینجاست.

رفیق شفیقه رزمنده! من امیدوارم به کلمات زیبای که شما در بیان تان بکار برده‌اید باور و اعتقاد تان استوار گردد. اجازه ندهید از وجود شما در موقف یک زن توطئه گران استفاده نمایند، و شما نیز کمبود رفقای زن را در مسئولیت های تشکیلاتی بدوش دیگران حواله نکنید، که این ضعف کارخود شماست. شما نامه رفیق شرافتمند ما رفیق مریم گرامی رااز شورای شهر کابل خواندید؟ همان راهرو استوار اصولگرائی که صدایش از سر زمین مردم درد دیده ما بلند است. شما میدانید که این حزب مریم هاست. هیچ کاندید شایسته زن به عنوان زن بودن در حزب ما از گذشته سیاسی تا اکنون غیرقابل پذیرش نبوده است. از طرف دیگر اینجا پارلمان کنونی افغانستان نیست که حقوق کاذب زن را به نمایش بگذارند. رفقای شایسته ما خود راه شان را برای مسئولیت پذیری های بیشتردر میابند. دیسانت وجابجائی به گفته خود شما با ترویج اصولگرائی در حزب ما در تضاد است. چه بسی که ما نتیجه آن را دیده ایم ومی بینیم.

سالهاست کلمه ویا واژه شفافیت را میشنویم، میخوانیم وبکار میبریم. چه بسی که هر یک مدعی هم استیم که سخن شفاف را میگوییم.یقین دارم رفقای شریف وجود دارند که صحبت شفاف و صریح میکنند. شفافیت دید، بیان و کردار قابل درک ولمس مستدل و مستند است. متأسفانه از همین واژه هم سوء استفاده میگردد توجه شود به سخنان یک تن از اشتراک کننده گان جمع آمد 21 جولای که بامدادیان در گزارش شان این چنین آنرا به اهداف شان توجیه پذیر دانسته برجسته ساخته‌اند

«رفیق فرید مل با تائید صحبت های اصلاحی سخنرانان قبلی، از عدم پویایی سازمانهای داخل کشور انتقاد نموده گفت که " رهبری ما در افغانستان در تمام سالهای بعد از تاسیس نهضت فراگیر دموکراسی وترقی هیچگونه ابتکار سیاسی و اجتماعی را ازخود تبارز نداده است. ما باید شیوه های کار در شرایط جدید کشور را بیا موزیم. بگونه مثال حزب ما میتوانیست با استفا ده از ظرفیت کادری خویش ومساعدت های مالی جامعه بین المللی رهبری وادارۀ برخی پروژه های عمرانی در دهات وشهر ها ، برنامه حمایت از آزادی ورهایی زنان، آموزش وپرورش جوانان وغیره را به عهده گیرند وازین طریق مصدر خدمت به مردم ووطن شوند. پشنهاد مینمایم که نظریات وطرح های ارائه شده درین اجلاس جمعبندی شود ودر اجراآت بعدی شورای اروپایی درنظر گرفته شود»

حالا اگر گفته شود که نام رفیق ( فریدمل) اولین بار است که در پای یک نظر خوانده می‌شود وهیچ تبصره هم نکنیم که ایشان در اروپائی بزرگ وبا داشتن امکانات فراوان ومصونیت های شخصی و امنیتی وسایر سهولت ها چه دست آوردی داشته‌اند، خود بخود اینرا میرساند که این «فوکس» ها همه وهمه بر ضد اصولگرائیان از طرف شورای امامان اروپا تنظیم میشود. این خواب آلوده زاده گان اصحاب کرام شورای اروپائی تا اکنون کجا بودند که از وجود آنان در این ده‌ها سال بی‌خبر بودیم؟ روشن است اینکه چرا اکنون از عدم پویائی سازمانهای داخل کشور سخنگوئی میشود. این سخنگوئی ها ریشه در اهداف جعل و تقلب پلینوم 21 ثور دارد. کاش با این رفیق ( فرید مل) در صد ها موضعگیری لازم وضروری به حیات حزبی و سیاسی ما از قبل معرفت میداشتیم تا قضاوت ما در مورد بیانات شان رنگ وبوی دیگر میداشت

نتیجه اینکه باز هم همان بامدادیان حرف خود را گفتند وتوطئه را باز هم این چنین مشروع خواندند

و نوشتند: «قابل یاد آوری است که در جریان اجلاس؛رفیق پوهاند داکتر محمد داوود راوش ریس حزب مردم افغانستان از طریق سیستم اسکایب وتلفن به جلسه وصل شد» پس ما هم حتمی است که میگوییم وقتی پلینوم وانتخابات 21 ثور 1391 مشروعیت نداشته باشد هر پیامد متکثر ومتاثر از آن نیز مشروعیت ندارد


محمد یعقوب هادی

بسوی پیروزی با ترک دیموکراسی شعاران توطئه گر

 


بسوی پیروزی با ترک دیموکراسی شعاران توطئه گر


مقدمه ای از رهگذر پاسخ به دیموکراسی شعاران


انسان به حیث پدیده حیات، موجود متفکر،متحرک،متجدد، متأثر و متغیر است. این مفاهیم معرفت، انسان را هم بصورت جمعی وهم بصورت فردی تعریف میکند. معرفتی که انسان را هویت میبخشد خودش خالق آن است. سیاست به عنوان یکی از این خلاقیت هاست.

سیاست به عنوان دانستنی تجربوی بنیاد های را برای تنظیم امورمطرح خود ارایه میدهد. دیموکراسی یکی از این مفاهیم است. دیموکراسی قبل از آنکه معرف تنظیمات رفتار های مجموعه‌ای در وجود نظام ها، دولت ها، احزاب وسایر اجتماعات انسانی باشد، اول در مفهوم خودش قابل تعریف است. مفهومی که از یک صفت (مردم) استخراج شده است. مردم یعنی جمعیت انسانی که مستحق حق زندگانی، به طرز فکر مشروع انسانی و شایسته خود شان استند. پس دیموکراسی قبل از همه در مفهوم ذاتی خودش معنا دارد.

ارزش دهی به «جز» به حیث اجزای «کـُـل» معنای دیموکراسی است . این «جز» را هرگاه نظر ورای یک فرد در قیاس بگیریم این همان یک نظر و یک رأی است که اکثریت با آن تعریف میگردد. یعنی همان 50+1 که تعین کننده می‌شود.

امروزه ما شاهد آن هستیم که چگونه دیموکراسی مانند روایت دین باورانه «فی سبیل الله» مورد بهره برداری قرار میگیرد. مردم در خدمت دیموکراسی بجای دیموکراسی در خدمت مردم، قرار میگیرد. همانطوری که وِرد فی سبیل الله در دهان سیاسیون دینی که در بدل آن طلبگار جنت، حورو غلمان و...می‌شوند دیموکراسی شعاران نیز در ازاء شعار دیموکراسی اراد ه وخواست خود شان را به کرسی مینشانند. در حالیکه کاربرد دیموکراسی بیان مُطالبات مشروع است. دیموکراسی را اول در مفهوم خاستگاه آن باید شناخت. یک شخص به عنوان جزء از کـُـل چه حقوقی را طلبگار است؟ دیموکراسی در چنین باور ریشه پیدا میکند ودر عمل شگوفه میکند وحاصل میدهد. در‌واقع مفهوم دیموکراسی از منبع نیاز های مشروع سر چشمه میگیرد ودر جویباربنیاد های سیاست جریان پیدا میکند

دیموکراسی دراجتماعات مختلف به اساس تعریف وماهیت خود اجتماعات کاربرد پیدا میکند. مثلاً دراین رابطه، مجموعه های سیاسی و یا احزاب را در نظر میگیریم. احزاب مجموعه از اشتراک هم فکران تعریف شده است یعنی اشتراک که داوطلبانه وبه اساس آزادی فکربرای تأمین منافع عمومی صورت گرفته است. پس دراین مجموعه مفهوم دیموکراسی متوازن با خواست این مجموعه مورد بحث قرار میگیرد. مفهوم دیمو کراسی را از یک مجموعه اجتماعی با تعریف مشخص و ماهیت جداگانه برای یک مجموعه اجتماعی متفاوت دیگر به عاریت گرفتن درست مانند آن است که برای یک پای هفت نمبر یک جوره پا پوش دوازده نمبر را ویا بر عکس آن را بخواهیم بپوشانیم.

نگاهء دیگر به رویکرد های توطئه

متأسفانه که عده توطئه گر ، دسیسه سازو تقلب کار در حزب ما ( حزب مردم افغانستان) برای تطبیق اراده و خواست خود شان از دیموکراسی سوءاستفاده برده و به اساس چنین استفاده جوئی از نام دیموکراسی بالای حزب ما بحران را تحمیل نموده اند. با شعار دیموکراسی ، در صدد سرکوب دیمو کراسی استند. بالای ساختمان ( اساسنامه) مجموعه سیاسی ما که با رأی ونظراعضای حزب ما بنا یافته، توسط بمب های نقاشی شدهء با شعار دیموکراسی حمله نموده اند . از ما هم میخواهند آن را برای تباهی سرنوشت خود ما بپذیریم. آنان کسانی اند که مفهوم دیموکراسی را در ماهیت تفکر اعضای حزب بزرگ ما ( ح د خ ا) نیز نا دیده میگیرند. سرکوب گران دیموکراسی از دیموکراسی به این عنوان سخن میگویند که دیروز در حزب بزرگ ما دیموکراسی وجود نداشت. اگر به گذشته آنان توجه شود در‌واقع آنان نسبت بخود معترف استند. چون آنان دیروز هم از طریق کودتا که به کودتا هژدهم معروف ومستند است غاصب قدرت شدند و اکنون نیز توطئه کودتا را سازمان داده‌اند این اعتراف آنان کاملآ بجاست .

یعنی دیروز هم این کودتا چیان خلاف منافع عمومی در مجموعه همفکران ، اعضای حزب را بخاطر طرح ونظر شان در قبال سیاست‌های حزب در مسایل بیرونی و درونی حزب از وظایف شان سبکدوش ساختند واکنون باز هم با سازماندهی توطئه علیه منافع حزب وتاکید به تقلب و جعل بر علیه خواست شریفانه اعضای حزب قرار گرفته‌ وبا امکان دست داشته برای به کرسی نشاندن توطئه تلاش میکنند.

همه میگویند برای رفع بحران در حزب انتخابات دوباره صورت گیرد آنان با استفاده از صلاحیت های غصب تشکیلاتی یکجا با آدم‌های پشت پرده تأکید میکنند که تقلب را قبول کنید. کجای این عمل آنان باز گویی از رفتار دیموکراسی در عمل دارد؟ اما دیموکراسی ، دیموکراسی گفته روان استند .

دیمو کراسی درباور ریشه میگیرد تا در عمل شگوفه کند. پدیده ایکه در تفکر شورای حلقوی توطئه گران بر علیه اراده اعضای حزب ما نه خوانده میشود، نه دیده می‌شود ونه محسوس است.

پاسخ وطرح عملی

شاید سؤالی بوجود بیائید چرا آنانی را که صلاحیت تشکیلاتی شان نزد ما اعتبار ندارد، مورد بحث قرار میدهیم ؟ به نظر این قلم پاسخ این سؤال را در یاداشت رفقای شورا های کشوری در اروپا که از جانب رفیق گرامی سید عسکر نجم در سایت‌های انترنتی به نشر رسیده ، باید دریافت نمود.

بردداشت نویسنده این سطور از یادداشت رفقا چنین است که: مصلحت ها پایان یافته ودیگر باید اجازه داده نشود توطئه گران از نام حزب خود ما بر علیه حزب خود ما ورفقا استفاده نمایند.

دیگر باید اجازه داده نشود که هویت ما را توطئه گران ودسیسه سازان علیه خود ما استفاده نمایند.

د یگر باید اجازه داده نشود که از نام کنگره، گذشته سیاسی ما زیر سؤال برده شود واز نام دیموکراسی حلقه غاصب صلاحیت های تشکیلاتی رأی ونظر اعضای حزب ما رامانند گذشته سرکوب نمایند.

رفقا درست، دقیق ، اندیشمندانه و خرد مندانه فکر کرده اند. پلان های وسیع جریان دارد. توطئه گران در صدد پیش کشیدن رفقای که هویت شان از خوش نامی های گذشته سیاسی ما متأثر است میخواهند پناه گاه دیگر بسازند. اما نمیدانند که اعضای حزب ما به میراث های معنوی ارزش قایل استند. این میراث های معنوی برای اعضای حزب ما تفکرسالم حزبی ، اصولیت، پیگری از تعهد آرمانی و اندیشه باوری است . لذا هرآنکس که بر ضد این مفاهیم قرار بگیرد نزد اعضای حزب اعتبار نخواهد داشت...............................

درست در جریان نگارش این یادداشت بودم که پلان توطئه گران عملی شد

لذا این بحث را باچند سخن مختصر که به اساس ضرورت مشرح خواهد شد متوجه پیش آمد تازه میسازم تا تصورات ما چه پیامد های را در قبال خواهد داشت.

قیام سپاهیان حزب در حالی از طریق شورا ها وجمع آمد های رفقا بسوی هدف به پیش میرود، که توطئه گران باز هم با پیش کشیدن رفیق خود ما برای‌ خود پناه گاه ساختند. آنان کوشش کردند که حزب را در دشواری دیگر قرار داده ورفیق کاوه کارمل را در برابر اعضای حزب مواجه بسازند. اما با صراحت تمام اعلان باید نمود که هر گاه رفیق کاوه کارمل با درایت سیاسی تن به این پزیرش داده باشند که از صلاحیت تفویض شده در جانبداری اصولگرایان حزب قرار بگیرند وبا خواست تدویر پلینوم شورای مرکزی برای انتخابات دو باره همنوائی کنند بدون شک که موقف رفیق کاوه کارمل مشروعیت خواهد داشت. در غیر آن قیام توقف نخواهد شد. هدفی را که رفقا نشانی نموده اند به پیش خواهند رفت.




پیروز باد قیام سپاهیان حزب ما

پیروز باد اصولیت ،حزبیت و رفاقت

محمد یعقوب هادی