حیات سیاسی مشترک ما نیاز زمان است
حیات سیاسی مشترک ما نیاز زمان است
سخن از حیات سیاسی مشترک است. نفس کشیدن در فضای پییچیده جریانات سیاسی وحرکت در پیچ و خم جاده های آن که یا ساخته شده و یا هم زیر ساخت وساز قرار دارد. ساخت وساز های که ما از آن سخن میگوییم نه به شکل معجزه به میان آمده و نه غیبی به میان خواهد آمد. افکاری رو ی آن به اندیشه نشسته و دستانی بر عمل آن کار کرده و کار میکند.وقتی با این دقت پیرامون مسایل تمرکز میکنیم هم طراحان و هم مجریان شکلگیری و شکل دهی واقعیتها در ذهن و در دید ما تجسم پیدا میکند
در جهان چه میگذرد؟ حاکمان جهان چی کسانی استند؟ سر نوشت مردم وکشور ما از کدام دست رقم میخورد؟ اثرات طرح ها و رویکرد های آنان در محیط بزرگ فرهنگی ما نسبت به مردم وزیستگاه مردم چسان است؟ وما حیات مشترک سیاسی خود ما را چگونه ادامه بدهیم؟.
قدر مسلم اینکه حیات سیاسی مشترک ما به عنوان یک واقعیت از واقعیت های اجتماعی سر زمین ما منشه گرفته وهویت ما را تعریف کرده که تا الحال از هر پهلوو منظری که حضور فردی و یا جمعی مانرا تبارز میدهیم به همان هویت اتکا داریم.
وقتی هویت ما واقعیتی از واقعیت های اجتماعی سیاسی اقتصادی و نظامی جامعه خود ما ومزید به آن متاثر از جریانات رویداد های منطقوی و جهانی بوده استبه این معناست که ما در متن ومحتوای دادههای آرمانی آن سخن از ادامه حیات سیاسی مشترک میگوییم
همانطوری که هرپدیده دارای عناصر متشکل خود است حیات سیاسی مشترک ما هم به اساس مولفه های خود واقعیت پیدا میکند. این مشخصات اندیشه و آرمان مشترک و قضاوت مشترک نسبت به سر گذشت سیاسی ما میباشد
از دیر زمانی طرح واقعیت بخشی حیات سیاسی مشترک ما زیر کلمه وحدت به بحث گرفته شده است
و در این اواخر بیشتر از هر وقت دیگر متوجه استیم که یک لشکر سپاهی آرمان،امید بخش ترین هم سخنی ها را داشته اند. با حرارت ترین هم سخنی ها در همین چند ماه اخیر به یگانگی تشکلی که ممثل حیات سیاسی مشترک ما میشود دلگرمی بخشیده است.
رفقا به پاس هویت مشترک، فکر و آرمان مشترک، رهبر مشترکبرای هم پیام وپیغام فرستاندند رهبران و پیشروان جنبش دادخواهی و مترقی کشور را هزاران بارگرامی خواندند وهزاران بار درود گفتند، برای یاد بود رهبران جنبش و گرامیداشت روز های تاریخ ساز هویت ما در کنار هم ایستادند وهم آهنگ سخن گفتند. ودر برابر چهرههای که روح دشمنیدر وجود آنها نمرده مشت واحد شدند.
اگر باری راه رسیدن به وحدت را ناهموارخواندند ونا امیدی گذرا خلق کردند متأثر از خواستنی های برای وحدت بوده است بدون شک که با این صاحب نظران یاران آرمان مشترک و رفقای همرو اهداف ومقاصد شریفانه استیم و جایگاه هر یک از این رفقای عزیز ما وهریک از سازمانهای رفیق ما که در تعریف هم اندیشان مشخص میشوند در مقام ومنزلت شایسته رفاقت حفظ است.
ولذا اگر ا ز ناهمواری ها سخن گفتند برای این گفتند که تا این راه هموار شود. مبحث را مشخص کردند تا یاران شان بیشتر سخن بگویند. از اینجهت رفقا گفتند:.
« برای وحدت صداقت وجود ندارد. برنامه ها هم خوان وهمسان نیستند. میکانیزم وحدت روشن نیست . استخراج رفتار های سیاسی متناسب بااندیشه نیست.
قلمرو وحدت مشخص نیست
روحیه تصاحب مقام ومقام اول،خودخواهی، خود مطرح گرایی، خودنمایی و خودنگریمانع شکل گیری حیات مشترک سیاسی است»
پیرامون بخشی از این دیدگاهها که در یادداشت رفیق گرامی حمید مفید بیان شده رفیق گرانمایه حفیظ الله همزاد بسیار صادقانه و شفاف سخن گفته وبرای رفع موانع درخواست رفیقانه نموده وبا اطمینان کامل از روحیه مشترک وحدت خواهی نهضت واحد زحمتکشان افغانستان روحیه وخواست وحدت را در یادداشت رفیق عزیز «مفید» مورد حمایت قرار داده است.
پیرامون بحث همگون سازء این دو رفیق عزیز، در اخیرچند تا سخن اضافه برای گفتن دارم که بعداز باز کردن مباحث اولی خواهم نوشت
رفقای ارزشمند شما خوب میدانید مساله وحدت در جنب سازمانهای رفیق در مذاکرات و مفاهمات جداگانه تعدادی از سازمانهای رفیق بار بار شکل گرفته با وجودی که به نتیجه دلخواه نرسیده همینقدر که روان وحدت حفظ شده درواقع هر از گاهی که تدبیری برای وحدت مطرح میشود از صفر آغاز نمیگردد. بطور مثال ما دیگر نمیگویم مشترکات ما چیست؟ کیستیم وخاستگاه ما کجاست؟ چرا وحدت کنیم با کی وحدت کنیم؟ مزید به آن در نتیجه پیگیری از وحدت روحیه گذشت وحوصله مندی تقویت شده است بگفته رفیقی بسیاری از رفقا تازه همدیگر خود را یافتهاند. یعنی حرف و سخن وحدت طلبانه طرح و تدبیر وحدتخواهانه بصورت کل بی حاصل هم نبوده است واما بحث ما این است که پاسخ نیاز های ما نیست و بصورت کل با توانائی های بالفعل سزاوار وضیعت پراگنده نیستیم .
رفقا حتمی توجه نموده اند هر گاهی که جنایت پیشه ترین آدمهای مطرح در شرایط خلق شده حاضر با همه جنایات مشهود وملموس شان میایند در زیر فرمان ستمگران بزرگ جهانی، حاکمان زر و زور چون دولت ایالت متحده آمریکا وتمام شرکای جنگ افروز ، جنایت پیشه وستمگرآن به اساس دسیسه وتوطئه نسبت به گذشته سیاسی ما مکاره گری های سیاسی شانرا تکرار وتجدید میکنند مگر هر یک ما با خود ما نمیگویم که اگر ما وحدت کامل میداشتیم اینها میتوانستند با این پر روئی و بی حیائی سیاسی مکرر موقف شیادی و شیطانی اختیار نمایند؟ مگر آدمهای از قماش این تورن اسمعیل فراری واین سیاف مداری ودیگر همجنس های شان افسار حیا را از دهان خود رها میکردند؟ این در حالیست که فقط حضور چند تن از رفقای شما، شیادان تاریخ سر زمین ما را چقدر لجام گسیخته وسراسیمه وارخطا ساخته است حالا اگر مشت یگانگی قوی وقوی تر شود معلوم است که یک متر زمین هم زیر پای شان برای پلیدی و فتنه باقی نمیماند بخصوص که در چندین مرحله خیال بالا گرفتن قدرت شان حتی در همین زدوبند های زور نمائی و زر بخشی به اساس اراده مردم باطل ساخته شد و اقبال بخت شیطانی شان را مردم به زمین زدند.
حتی این برداشت بسیار فشرده ازرفتارمهره های افزاری سیاست های کلان میتواند ما را متوجه بسازد که طرح حیات سیاسی مشترک خود ما را کارا تر بسازیم از این جهت میخواهم مباحث ارائه شده توسط رفقای عزیز را باز نمایم تا باشد برای احیای حیات سیاسی مشترک ما به نقطه نظر واحد رابرسیم.
«برای وحدت صداقت وجود ندارد. برنامه ها همخوان وهمسان نیستند.میکانیزم وحدت روشن نیست.استخراج رفتار های سیاسی متناسب بااندیشه نیست.
قلمرو وحدت مشخص نیست
روحیه تصاحب مقام ومقام اول، خودخواهی، خود مطرح گرایی، خودنمایی و خودنگری مانع شکل گیری حیات مشترک سیاسی است»
من فکر میکنم تعبیر صداقت نزد رفقای عزیز ما این است که همه باید به دور طرح اساسی و مرامی یک سازمان جمع شویم. این فکر بیخی درست است. حالا رفیق و سازمانهای رفیق که آرزو دارد همه به دور اساسات ساختاری ویک برنامه کاری جمع شوندجز تأکید به همین مساله که سند کاری همین وسند اساسی هم همان است که از جانب سازمان ایشان مطرح شده هیچ کار دیگری نکرده اند. نه طرح کدام کمیسونی، نه پیشنهاد کدام کمیته ای و در نهایت نه ارائه یک ترکیبی از هموار سازی راه برای جمع شدن را ارائه نموده اند، حتی برای توضیح وتشریح اسنادی که تعهدخود شانرا در امر تطبیق اهداف شان نشان میدهد خواستار هیچ نوع نشست تبادل فکر و نظر نشده اند. درواقع این رفقای عزیز ما تعهدات خود شان را در برابر همان اسناد قبولی بجا نیاورده اند تا خوبتر برای بحث وحدت جاذب میشدند ومطابق قبول و خواست همه، محور قرارمیگرفتند. با این حال میگوییم کاش و ایکاش وبا صد آرزو که این رفقای عزیز ما جاذب شوند، محور شوند وهمانجا خانه مشترک سیاسی ما شود. ولی حالا که چنین نشده نباید برای تحقق این آرزو ها ، خواست ها وضرورت ها در محور دیگر از برداشتن قدم رفیقانه خود داری نماییم.
به این ترتیب موانع دیگرگفته میشود تفاوت برنامه هاست.من این سخن را در گفت شنود های انفرادی از جانب رفیق بزرگ مسئول حد اقل یک سازمان رفیق هم شنیدهام . یاد آوری میکنم که با مسئولین ( ن و ز ا ) روی این سخن تمرکز نمودیم استنتاجات اینبود که بر نامهها یک طرح کاری است. طرحی که مطابق امکان برای پیشروی بسوی هدف دور مطرح میشود وبرای باز ساختن راه برای اهداف بعدی بکار گرفته میشود. این طرح ها باید تعین کننده برای رفتار های عملی باشد. برنامه در واقع کشتی سرنوشت مردم است برای اینکه مردم را به منزل مقصود برساند. کشتی سرنوشت مردم باید ازهرخطر احتمالی مصئون باشد. تا آنجا که برنامههای سازمانهای رفیق و هم اندیش مطالعه شده همه از روان آرمانی حزب مادر حزب بزرگ ما (ح د خ ا) استخراج شده وهیچ برتری و کمتری در میان این برنامه ها وجود ندارد. در تعبیرو تفسیر خطوط برناموی سازمانهای رفیق هیچ تفاوتی وجود ندارد و در مشترک سازی کلمات ما نا توان نیستیم و بسیار به آسانی میتوانیم این مشکل را حل نماییم. هیچ سازمان رفیق وجود ندارد که عین برنامه حزب مادر( ح د خ ا) را خط به خط مطرح کرده باشد ولی همه ما از روان آرمان آن حزب بزرگ ما الهام گرفتهایم ودر خط آرمانی آن روان استیم. حالاکه تغیر وتبدیل در کلمه سازیها ی آن انجام پزیرفته اگر نادرست است همه کرده اند واگر درست است پس یک گره حیات سیاسی مشترک ما همین است.
بحث دیگر این است که گویا برای وحدت میکانیزم وجود ندارد. بعضی واژهها و اصطلاحات به علت اینکه بصورت عام مستعمل نیستند یکمقدار ثقلت فهم ایجاد میکنند برای اینکه فهما تر چیزی گفته باشیم در بحث وحدت، میکانیزم جز ارائه فکر و کار از روزنه های امید بخش برای بوجود آوردن هدف مطلوب ما یعنی وحدت چیزی دیگر نیست. برای این مطلوب مزید به ارائه فکر وکار انفرادی که رفقا انجام داده ومیدهند، چارچوب های مشترک ارائه فکر و عمل برای ایجاد محور وحدت از جانب سازمانهای رفیق نیزدر چند مرحله بوجود آمد که کمیسیون حسن نیات وتفاهم نهضت واحد زحمت کشان افغانستان و حزب مردم افغانستان آخرین روال این مقصد بود واست که هنوز هم امیدوار استیم روال کار آن به ایجاد اولین محور وحدت بانجامد.(1) توقع این است که سایر رفقای عزیز ما با توجه رفیقانه به پیشنهاد ات وحدتخواهانه رفقا، خود شانرا کنار نگیرند اگر روالی برای وحدت در فکر و ذهن شان وجود دارد برای این هدف شریفانه دریغ نکنند
بحث دیگر این است که گفته میشود رفتار های سیاسی متناسب با اندیشه وآرمان نیست. این بحث بر حسب اتفاق پیشینه دارد. این بحث پیرامون شرکت یکی از احزاب رفیق( ح م م ا) در ائتلاف (جبهه ملی) نیز مطرح شد. در آن زمان پروسه وحدت (حزب واحد) در جریان بود که یکی از موانع همین مساله پنداشته میشد حالا همچنان حضور چند تن از شخصیتهای احزاب رفیق در حکومت جدید ( وحدت ملی ؟) یک بار دیگر این بحث را مطرح کرده است. به باورم حضور در وضعیت سیاسی یکی ازمولفه های فعالیت سیاسی است. وقتی شرایط ناهمگون وناهموار است، وقتی وضعیت سیاسی در نتیجه فعالیت دگر اندیشان شکل میگیرد ،پس نیرو های سیاسی که با این وضعیت موافق نیستند در کدام میدان رزم وپیکار کنند؟ جواب روشن جز این نیست که باید در درون وضعیت سیاسی فعالیت نمایند. امکانات تغیر، تبدیل و دگر سازی وضعیت عمومی کشور برای یک حزب سیاسی یا تصاحب قدرت است یا ، نفوذ در قدرت است ویا تأثیر گذاری بالای قدرت است، حتی روشنگری که حزب سیاسی انجام میدهد به اساس حضور بالقوه آنرا سمت وسو ندهد خود بخود فضای انارشی را ببارمیاورد. روشنگری مردم را آگاه میسازد اما حزب سیاسی نیروی عملگرای این آگاهی است که در چوکات قاعده سیاسی آنرا جهت میدهد . ودر نهایت میخواهم بگویم که اسناد مرامی تمام سازمانهای رفیق این مسایل را واضح وروشن بیان کرده که با یک بار خوانش میتوانیم مطمین شویم که در هیچ شرایطی پراتیک مبارزه سیاسی را منتفی ندانسته است
بحث دیگر مشخص نبودن قلمرو وحدت را رفقا مطرح نموده اند. ما در بحث وحدت یک واژه بسیار قابل توجیه داریم که وحدت نیرو های هم اندیش است. با وجودی که از این واژه در یک مرحله فعالیت وحدتخواهانه سوءاستفاده شد ولی مفهوم خود واژه دست سوءاستفاده گران را از بهره برداری کوتاه ساخت. چرا که نیرو های هم اندیش طرف وحدت بسیار مشخص است.هم اندیشان نیرو های اندیشه و آرمان مشترک و قضاوت مشترک نسبت به سر گذشت سیاسی ما استند. سر گذشت سیاسی ما هم در پیامد پیوند های اصولی ما در ح د خ ا وپیامد های اصولی ما بعد از کودتای درون حزبی بنام پلینوم هژدهم بسیار مشخص است ولذا وحدت مطمع نظری که با یاران همروبه آن امیدوار استیم وحدت همین نیرو هاست.
من همیشه به این باور بودهام که نباید با شعار عام وحدتخواهانه حیات سیاسی مشترک هم اندیشان را به حراج بگذاریم . گذشته ازبحث وحدت، بحث ائتلاف واتحاد های سیاسی هم با آنانی که شریک سرگذشت سیاسی ما نیستند اما از هویت ما بهره برداری میکنند جز گمراهی چیزی بیش نیست. بسیار بسیار واضح وشفاف باید بگویم که وقتی با هواداران سیاستهای حزب وطن بطور مثال در مورد انتخابات پارلمانی ائتلاف کردیم سخن آنها برای این کمپاین از کجا الهام میگیرد و سخنان ما برای این کمپاین از کجا الهام میگیرد بسیار روشن وواضح است پس آیا این ائتلاف ائتلاف مثمر ثمر خواهد بود؟ که صد البته نه وهرگز.
این نسخه را در همینجا میپیچانیم، ونتیجه را این چنین میگوییم که حالا به نقطه نظر واحد پیرامون مسایل یاد شده رسیدیم. اینجا بحث ایجاد محور امیدوارکننده که دو رفیق عزیز وگرامی رفیق همزاد ورفیق مفید به آن پرداخته اند . رفیق مفید گرامی روی مشکلات این بحث سخن گفتهاند و آن اینکه روحیه تصاحب مقام ومقام اول، خودخواهی، خود مطرح گرایی، خودنمایی و خودنگری مانع شکل گیری حیات سیاسی مشترک ماست
و به اساس همین مساله است که رفیق گرامی حمید مفید از یک طرف دلسوزانه واز طرف دیگر عاقبت اندیشانه ترکیبات صلاحیت داران را زیاد ساخته وفرصت های را طولانی کرده است تا اگر گاهشمار زمان فصل نوی بوجود بیاورد وهمه ما در آب وهوای نو، نو شویم
واقعیت این است که عمر و حیات همین است که میگذرد و از طرف دیگر به گفته خود رفیق مفید عزیز آرزو ها هم همین که « تنها با وحدت و یگانگی میتوان تا در برابر اینهمه حریفان با مشت واحد شتافت»
واما چه وقت؟ این زمان نا مشخص است.
راستی من زیاد بفکر رفتم که کمیسون، انتخابات، کنگره وآخر هم اینکه انتخاب یک ریس واحد همهاش «راه آزموده و دوباره رفتن براه خطاست» بعد از طی مراحل چندو زمان بر دوباره اینها چگونه راه ثواب میشوند؟ درست فکرم کار نکرد اما به یک مساله زیاد دقت نمودم که در آن زمان این روحیه تصاحب مقام ومقام اول داشتن، خودخواهی، خود مطرح گرایی، خودنمایی و خودنگری از این باغستان به کدام شاخسار پریده میباشند
روی مساله دیگر هم فکر کردم که آیا در این احزاب رفیق و هم اندیش که ما خواستار وحدت آن استیم همه رفقای تشکیل و خارج تشکیل خواستار مقام وصلاحیت های تشکیلاتی استند چه مستحق باشند ویا نباشند؟ اگر جواب بلی است در بحث وحدت همینجا نقطه پایان میگذاریم. واگر جواب نه است این تعداد که خواستار مقام وصلاحیت تشکیلاتی استند چند تن حساب میشوند؟
خوب از اینکه بگذریم بفکر من روش کهنه این است بدون اینکه نتیجه فرصت سوزی یک کمیسیون را به تحلیل و بررسی بگیریم دروازه آنرا بسته میکنیم و دروازه یک کمیسیون دیگر را باز میکنیم. من نمیدانم این بحث وحدت چقدر محرمیت وراز دارد که ما نباید سخنان گفته شده آنرا به همه رفقا نرسانیم من از رفقا خواهش میکنم که جریان صوتی کمیسیون حسن نیات وتفاهم را مطبوعاتی بسازند که آیا پیشنهادها و بحث های آن در پیشبینی ها ی که رفیق مفید گرامی نموده اند آنوقت هم رویش پیدا نخواهد کرد؟
در باره کمیته رهبری در باره طرح وتنظیم اساسات ساختاری در ترکیبی که مطرح شده در باره ترکیب منشیان در باره تدویر کنگره در محور سه حزب رفیق که رفیق مفید گرامی بالایش تماس گرفته هیچ ملاحظه بخصوص وجود ندارد. اما بحث من این است که بحث وحدت بحث مرحله به مرحله است. طرفهای وحدت بار بار و به تکرار در تفکر وحدتخواهی مشخص شده است. در فراخوان ها در پیشنهادها ودر تمام طرح ها ونظر ها این نیرو های بسیار مشخص استند اما ما تا اکنون هیچ ترکیب مشترک را نتوانستهایم به عنوان دهلیز بسوی این هدف اعمار کنیم . همین چندی پیش به ارتباط یادداشت رفیق عزیزی بنام حمیده گشتاسب پیشنهاد یک نشست مشترک را مطرح کردم
مشکل یک نشست مشترک در امکانات میسردر چه بود ودر چه است که با الهام از روحیه وحدتخواهانه رفقا در همین شبکه اجتماعی فیسبوک (این شبکه هر چه است وهر وظیفه را تعقیب میکند حالا محل گفت وشنود ما شده است) بیشتر از توجه چند رفیق برای آن آمادگی بیان نشد و آنهم در حالی که تعداد قابل ملاحظه که نام ارزشمند شان در آن پیشنهاد ذکر نشده بود آنرا مورد حمایت قرار دادند و حتی بی درنگ رفیق گرامی ستر جنرال محمد نبی عظیمی را دعوت به پیشروی کردند. میکانیزم ویا روال وحدت در گفت وشنود ساخته میشود وقتی ما حاضر به بحث جمعی نشویم میکانیزم وروال را چگونه پیدا کنیم ؟
با نتیجهگیری از پیامد های انباشت مسایل در بحث وحدت همین کمیسیون حسن نیات را دهلیز رسیدن به هدف بسیار والای رفقای از جمله رفیق حمید مفید گرامی میدانیم
بر میگردیم به این مساله همه ترکیباتی را که رفیق مفید گرامی مطرح نموده اند ورفیق همزاد گرامی آنرا حمایت نموده طرف حمایت این یادداشت نویس نیزبصورت جدی قرار دارد اما چیزی که من میخواهم بگویم اینکه این ترکیبات مطرح خودش ایجاب آنرا میکند که یک ترکیب گفت و شنود ایجاد شود حالا نام آن ترکیب کمیسیون وکمیته نه یک چیزی باید باشد وآن ترکیب چه است؟ که این طرح واین بحث و این نظریه را بالا بکشد. من فکر میکنم همانطوری که رفیق همزاد گرامی مطرح نموده اند:
« گذشته چراغ راه آینده است» از هم اندیشان عزیزحزب مردم افغانستان خواسته میشود تا با دید مسوولانه ، نتائیج ناگوار ، دلخراش و جبران ناپذیر و دوری های سیاسی طی این مدت چند سال ، عطف توجه عمیق مسوولانه نموده آن عده از افراد مطرح در مقام ذیصلاح رهبری شان را که در راه وحدت های رفیقانه سد میشوند ، بر موازین اصول سازمانی واداربه پذیرش امر وحدت سازند تا بعد از توافق انها ، ادامه پروسه مذاکرات برای وحدت ، روی گزینه مطرح شده در آخرین جلسه کمیسیون حسن نیت ماه جون سال 2014) بحیث دهلیز مطمئن برای رفتن بطرف وحدت اصولی که بعد از بحث تقریبآ به نتیجه نهائی رسیده است ، از جانب شوراهای مرکزی نهضت واحد زحمتکشان افغانستان و حزب مردم افغانستان از سر گرفته شده و رو ی تحقق عملی پروسه وحدت در روشنی با اصول و نورم های سازمانی تصمیم لازم اتخاذ گردد.
کمیسیون حسن نیات وتفاهم فعال ساخته شود، اگر اعضای کمیسیون دلچسب نیستند تعویض شوند وبر مبنای بحثها وپیشنهادات مطرح شده مسئله وحدت پیش برده شود. بسیارممکن است که راه بحث مشترک همه نیرو های مطرح بحث وحدت هم در این کمیسیون باز شود. وما بتوانیم آرزو ها ، امیدها و خواست های جدی و ضروری را که یادداشت های رفقا همزاد گرامی و مفید گرامی مطرح کردهاند پیدا نماییم وآنرا تحقق ببخشیم.... توان رفقا توانمندتر باد
محمد یعقوب هادی
