حیات سیاسی مشترک ما نیاز زمان است

حیات سیاسی مشترک ما نیاز زمان است

 

سخن از حیات سیاسی مشترک است. نفس کشیدن در فضای پییچیده جریانات سیاسی وحرکت در پیچ و خم جاده های آن که یا ساخته شده و یا هم زیر ساخت وساز قرار دارد. ساخت وساز های که ما از آن سخن میگوییم نه به شکل معجزه به میان آمده و نه غیبی به میان خواهد آمد. افکاری رو ی آن به اندیشه نشسته و دستانی بر عمل آن کار کرده و کار میکند.وقتی با این دقت پیرامون مسایل تمرکز میکنیم هم طراحان و هم مجریان شکل‌گیری و شکل دهی واقعیت‌ها در ذهن و در دید ما تجسم پیدا میکند

در جهان چه میگذرد؟ حاکمان جهان چی کسانی استند؟ سر نوشت مردم وکشور ما از کدام دست رقم میخورد؟ اثرات طرح ها و رویکرد های آنان در محیط بزرگ فرهنگی ما نسبت به مردم وزیستگاه مردم چسان است؟ وما حیات مشترک سیاسی خود ما را چگونه ادامه بدهیم؟.

 

قدر مسلم اینکه حیات سیاسی مشترک ما به عنوان یک واقعیت از واقعیت های اجتماعی سر زمین ما منشه گرفته وهویت ما را تعریف کرده که تا الحال از هر پهلوو منظری که حضور فردی و یا جمعی مانرا تبارز میدهیم به همان هویت اتکا داریم.

 

وقتی هویت ما واقعیتی از واقعیت های اجتماعی سیاسی اقتصادی و نظامی جامعه خود ما ومزید به آن متاثر از جریانات رویداد های منطقوی و جهانی بوده استبه این معناست که ما در متن ومحتوای داده‌های آرمانی آن سخن از ادامه حیات سیاسی مشترک میگوییم

 

همانطوری که هرپدیده دارای عناصر متشکل خود است حیات سیاسی مشترک ما هم به اساس مولفه های خود واقعیت پیدا میکند. این مشخصات اندیشه و آرمان مشترک و قضاوت مشترک نسبت به سر گذشت سیاسی ما میباشد

 

از دیر زمانی طرح واقعیت بخشی حیات سیاسی مشترک ما زیر کلمه وحدت به بحث گرفته شده است

و در این اواخر بیشتر از هر وقت دیگر متوجه استیم که یک لشکر سپاهی آرمان،امید بخش ترین هم سخنی ها را داشته اند. با حرارت ترین هم سخنی ها در همین چند ماه اخیر به یگانگی تشکلی که ممثل حیات سیاسی مشترک ما میشود دلگرمی بخشیده است.

رفقا به پاس هویت مشترک، فکر و آرمان مشترک، رهبر مشترکبرای هم پیام وپیغام فرستاندند رهبران و پیشروان جنبش دادخواهی و مترقی کشور را هزاران بارگرامی خواندند وهزاران بار درود گفتند، برای یاد بود رهبران جنبش و گرامیداشت روز های تاریخ ساز هویت ما در کنار هم ایستادند وهم آهنگ سخن گفتند. ودر برابر چهره‌های که روح دشمنیدر وجود آن‌ها نمرده مشت واحد شدند.

 

اگر باری راه رسیدن به وحدت را ناهموارخواندند ونا امیدی گذرا خلق کردند متأثر از خواستنی های برای وحدت بوده است بدون شک که با این صاحب نظران یاران آرمان مشترک و رفقای همرو اهداف ومقاصد شریفانه استیم و جایگاه هر یک از این رفقای عزیز ما وهریک از سازمانهای رفیق ما که در تعریف هم اندیشان مشخص می‌شوند در مقام ومنزلت شایسته رفاقت حفظ است.

ولذا اگر ا ز ناهمواری ها سخن گفتند برای این گفتند که تا این راه هموار شود. مبحث را مشخص کردند تا یاران شان بیشتر سخن بگویند. از اینجهت رفقا گفتند:.

« برای وحدت صداقت وجود ندارد. برنامه ها هم خوان وهمسان نیستند. میکانیزم وحدت روشن نیست . استخراج رفتار های سیاسی متناسب بااندیشه نیست.

قلمرو وحدت مشخص نیست

روحیه تصاحب مقام ومقام اول،خودخواهی، خود مطرح گرایی، خودنمایی و خودنگریمانع شکل گیری حیات مشترک سیاسی است»

پیرامون بخشی از این دیدگاه‌ها که در یادداشت رفیق گرامی حمید مفید بیان شده رفیق گرانمایه حفیظ الله همزاد بسیار صادقانه و شفاف سخن گفته وبرای رفع موانع درخواست رفیقانه نموده وبا اطمینان کامل از روحیه مشترک وحدت خواهی نهضت واحد زحمتکشان افغانستان روحیه وخواست وحدت را در یادداشت رفیق عزیز «مفید» مورد حمایت قرار داده است.

پیرامون بحث همگون سازء این دو رفیق عزیز، در اخیرچند تا سخن اضافه برای گفتن دارم که بعداز باز کردن مباحث اولی خواهم نوشت

 

رفقای ارزشمند شما خوب میدانید مساله وحدت در جنب سازمانهای رفیق در مذاکرات و مفاهمات جداگانه تعدادی از سازمانهای رفیق بار بار شکل گرفته با وجودی که به نتیجه دلخواه نرسیده همینقدر که روان وحدت حفظ شده در‌واقع هر از گاهی که تدبیری برای وحدت مطرح می‌شود از صفر آغاز نمیگردد. بطور مثال ما دیگر نمیگویم مشترکات ما چیست؟ کیستیم وخاستگاه ما کجاست؟ چرا وحدت کنیم با کی وحدت کنیم؟ مزید به آن در نتیجه پیگیری از وحدت روحیه گذشت وحوصله مندی تقویت شده است بگفته رفیقی بسیاری از رفقا تازه همدیگر خود را یافته‌اند. یعنی حرف و سخن وحدت طلبانه طرح و تدبیر وحدتخواهانه بصورت کل بی حاصل هم نبوده است واما بحث ما این است که پاسخ نیاز های ما نیست و بصورت کل با توانائی های بالفعل سزاوار وضیعت پراگنده نیستیم .

رفقا حتمی توجه نموده اند هر گاهی که جنایت پیشه ترین آدم‌های مطرح در شرایط خلق شده حاضر با همه جنایات مشهود وملموس شان میایند در زیر فرمان ستمگران بزرگ جهانی، حاکمان زر و زور چون دولت ایالت متحده آمریکا وتمام شرکای جنگ افروز ، جنایت پیشه وستمگرآن به اساس دسیسه وتوطئه نسبت به گذشته سیاسی ما مکاره گری های سیاسی شانرا تکرار وتجدید میکنند مگر هر یک ما با خود ما نمیگویم که اگر ما وحدت کامل میداشتیم این‌ها میتوانستند با این پر روئی و بی حیائی سیاسی مکرر موقف شیادی و شیطانی اختیار نمایند؟ مگر آدم‌های از قماش این تورن اسمعیل فراری واین سیاف مداری ودیگر همجنس های شان افسار حیا را از دهان خود رها میکردند؟ این در حالیست که فقط حضور چند تن از رفقای شما، شیادان تاریخ سر زمین ما را چقدر لجام گسیخته وسراسیمه وارخطا ساخته است حالا اگر مشت یگانگی قوی وقوی تر شود معلوم است که یک متر زمین هم زیر پای شان برای پلیدی و فتنه باقی نمیماند بخصوص که در چندین مرحله خیال بالا گرفتن قدرت شان حتی در همین زدوبند های زور نمائی و زر بخشی به اساس اراده مردم باطل ساخته شد و اقبال بخت شیطانی شان را مردم به زمین زدند.

 

حتی این برداشت بسیار فشرده ازرفتارمهره های افزاری سیاست های کلان میتواند ما را متوجه بسازد که طرح حیات سیاسی مشترک خود ما را کارا تر بسازیم از این جهت میخواهم مباحث ارائه شده توسط رفقای عزیز را باز نمایم تا باشد برای احیای حیات سیاسی مشترک ما به نقطه نظر واحد رابرسیم.

 

«برای وحدت صداقت وجود ندارد. برنامه ها همخوان وهمسان نیستند.میکانیزم وحدت روشن نیست.استخراج رفتار های سیاسی متناسب بااندیشه نیست.

قلمرو وحدت مشخص نیست

روحیه تصاحب مقام ومقام اول، خودخواهی، خود مطرح گرایی، خودنمایی و خودنگری مانع شکل گیری حیات مشترک سیاسی است»

 

من فکر میکنم تعبیر صداقت نزد رفقای عزیز ما این است که همه باید به دور طرح اساسی و مرامی یک سازمان جمع شویم. این فکر بیخی درست است. حالا رفیق و سازمانهای رفیق که آرزو دارد همه به دور اساسات ساختاری ویک برنامه کاری جمع شوندجز تأکید به همین مساله که سند کاری همین وسند اساسی هم همان است که از جانب سازمان ایشان مطرح شده هیچ کار دیگری نکرده اند. نه طرح کدام کمیسونی، نه پیشنهاد کدام کمیته ای و در نهایت نه ارائه یک ترکیبی از هموار سازی راه برای جمع شدن را ارائه نموده اند، حتی برای توضیح وتشریح اسنادی که تعهدخود شانرا در امر تطبیق اهداف شان نشان میدهد خواستار هیچ نوع نشست تبادل فکر و نظر نشده اند. در‌واقع این رفقای عزیز ما تعهدات خود شان را در برابر همان اسناد قبولی بجا نیاورده اند تا خوبتر برای بحث وحدت جاذب میشدند ومطابق قبول و خواست همه، محور قرارمیگرفتند. با این حال میگوییم کاش و ایکاش وبا صد آرزو که این رفقای عزیز ما جاذب شوند، محور شوند وهمانجا خانه مشترک سیاسی ما شود. ولی حالا که چنین نشده نباید برای تحقق این آرزو ها ، خواست ها وضرورت ها در محور دیگر از برداشتن قدم رفیقانه خود داری نماییم.

به این ترتیب موانع دیگرگفته می‌شود تفاوت برنامه هاست.من این سخن را در گفت شنود های انفرادی از جانب رفیق بزرگ مسئول حد اقل یک سازمان رفیق هم شنیده‌ام . یاد آوری میکنم که با مسئولین ( ن و ز ا ) روی این سخن تمرکز نمودیم استنتاجات اینبود که بر نامه‌ها یک طرح کاری است. طرحی که مطابق امکان برای پیشروی بسوی هدف دور مطرح می‌شود وبرای باز ساختن راه برای اهداف بعدی بکار گرفته میشود. این طرح ها باید تعین کننده برای رفتار های عملی باشد. برنامه در واقع کشتی سرنوشت مردم است برای اینکه مردم را به منزل مقصود برساند. کشتی سرنوشت مردم باید ازهرخطر احتمالی مصئون باشد. تا آنجا که برنامه‌های سازمانهای رفیق و هم اندیش مطالعه شده همه از روان آرمانی حزب مادر حزب بزرگ ما (ح د خ ا) استخراج شده وهیچ برتری و کمتری در میان این برنامه ها وجود ندارد. در تعبیرو تفسیر خطوط برناموی سازمانهای رفیق هیچ تفاوتی وجود ندارد و در مشترک سازی کلمات ما نا توان نیستیم و بسیار به آسانی میتوانیم این مشکل را حل نماییم. هیچ سازمان رفیق وجود ندارد که عین برنامه حزب مادر( ح د خ ا) را خط به خط مطرح کرده باشد ولی همه ما از روان آرمان آن حزب بزرگ ما الهام گرفته‌ایم ودر خط آرمانی آن روان استیم. حالاکه تغیر وتبدیل در کلمه سازیها ی آن انجام پزیرفته اگر نادرست است همه کرده‌ اند واگر درست است پس یک گره حیات سیاسی مشترک ما همین است.

 

بحث دیگر این است که گویا برای وحدت میکانیزم وجود ندارد. بعضی واژه‌ها و اصطلاحات به علت اینکه بصورت عام مستعمل نیستند یکمقدار ثقلت فهم ایجاد میکنند برای اینکه فهما تر چیزی گفته باشیم در بحث وحدت، میکانیزم جز ارائه فکر و کار از روزنه های امید بخش برای بوجود آوردن هدف مطلوب ما یعنی وحدت چیزی دیگر نیست. برای این مطلوب مزید به ارائه فکر وکار انفرادی که رفقا انجام داده ومیدهند، چارچوب های مشترک ارائه فکر و عمل برای ایجاد محور وحدت از جانب سازمانهای رفیق نیزدر چند مرحله بوجود آمد که کمیسیون حسن نیات وتفاهم نهضت واحد زحمت کشان افغانستان و حزب مردم افغانستان آخرین روال این مقصد بود واست که هنوز هم امیدوار استیم روال کار آن به ایجاد اولین محور وحدت بانجامد.(1) توقع این است که سایر رفقای عزیز ما با توجه رفیقانه به پیشنهاد ات وحدتخواهانه رفقا، خود شانرا کنار نگیرند اگر روالی برای وحدت در فکر و ذهن شان وجود دارد برای این هدف شریفانه دریغ نکنند

 

بحث دیگر این است که گفته میشود رفتار های سیاسی متناسب با اندیشه وآرمان نیست. این بحث بر حسب اتفاق پیشینه دارد. این بحث پیرامون شرکت یکی از احزاب رفیق( ح م م ا) در ائتلاف (جبهه ملی) نیز مطرح شد. در آن زمان پروسه وحدت (حزب واحد) در جریان بود که یکی از موانع همین مساله پنداشته میشد حالا همچنان حضور چند تن از شخصیت‌های احزاب رفیق در حکومت جدید ( وحدت ملی ؟) یک بار دیگر این بحث را مطرح کرده است. به باورم حضور در وضعیت سیاسی یکی ازمولفه های فعالیت سیاسی است. وقتی شرایط ناهمگون وناهموار است، وقتی وضعیت سیاسی در نتیجه فعالیت دگر اندیشان شکل میگیرد ،پس نیرو های سیاسی که با این وضعیت موافق نیستند در کدام میدان رزم وپیکار کنند؟ جواب روشن جز این نیست که باید در درون وضعیت سیاسی فعالیت نمایند. امکانات تغیر، تبدیل و دگر سازی وضعیت عمومی کشور برای یک حزب سیاسی یا تصاحب قدرت است یا ، نفوذ در قدرت است ویا تأثیر گذاری بالای قدرت است، حتی روشنگری که حزب سیاسی انجام میدهد به اساس حضور بالقوه آنرا سمت وسو ندهد خود بخود فضای انارشی را ببارمیاورد. روشنگری مردم را آگاه میسازد اما حزب سیاسی نیروی عملگرای این آگاهی است که در چوکات قاعده سیاسی آنرا جهت میدهد . ودر نهایت میخواهم بگویم که اسناد مرامی تمام سازمانهای رفیق این مسایل را واضح وروشن بیان کرده که با یک بار خوانش میتوانیم مطمین شویم که در هیچ شرایطی پراتیک مبارزه سیاسی را منتفی ندانسته است

بحث دیگر مشخص نبودن قلمرو وحدت را رفقا مطرح نموده اند. ما در بحث وحدت یک واژه بسیار قابل توجیه داریم که وحدت نیرو های هم اندیش است. با وجودی که از این واژه در یک مرحله فعالیت وحدتخواهانه سوء‌استفاده شد ولی مفهوم خود واژه دست سوء‌استفاده گران را از بهره برداری کوتاه ساخت. چرا که نیرو های هم اندیش طرف وحدت بسیار مشخص است.هم اندیشان نیرو های اندیشه و آرمان مشترک و قضاوت مشترک نسبت به سر گذشت سیاسی ما استند. سر گذشت سیاسی ما هم در پیامد پیوند های اصولی ما در ح د خ ا وپیامد های اصولی ما بعد از کودتای درون حزبی بنام پلینوم هژدهم بسیار مشخص است ولذا وحدت مطمع نظری که با یاران همروبه آن امیدوار استیم وحدت همین نیرو هاست.

من همیشه به این باور بوده‌ام که نباید با شعار عام وحدتخواهانه حیات سیاسی مشترک هم اندیشان را به حراج بگذاریم . گذشته ازبحث وحدت، بحث ائتلاف واتحاد های سیاسی هم با آنانی که شریک سرگذشت سیاسی ما نیستند اما از هویت ما بهره برداری میکنند جز گمراهی چیزی بیش نیست. بسیار بسیار واضح وشفاف باید بگویم که وقتی با هواداران سیاست‌های حزب وطن بطور مثال در مورد انتخابات پارلمانی ائتلاف کردیم سخن آن‌ها برای این کمپاین از کجا الهام میگیرد و سخنان ما برای این کمپاین از کجا الهام میگیرد بسیار روشن وواضح است پس آیا این ائتلاف ائتلاف مثمر ثمر خواهد بود؟ که صد البته نه وهرگز.

 

این نسخه را در همینجا میپیچانیم، ونتیجه را این چنین میگوییم که حالا به نقطه نظر واحد پیرامون مسایل یاد شده رسیدیم. اینجا بحث ایجاد محور امیدوارکننده که دو رفیق عزیز وگرامی رفیق همزاد ورفیق مفید به آن پرداخته اند . رفیق مفید گرامی روی مشکلات این بحث سخن گفته‌اند و آن اینکه روحیه تصاحب مقام ومقام اول، خودخواهی، خود مطرح گرایی، خودنمایی و خودنگری مانع شکل گیری حیات سیاسی مشترک ماست

و به اساس همین مساله است که رفیق گرامی حمید مفید از یک طرف دلسوزانه واز طرف دیگر عاقبت اندیشانه ترکیبات صلاحیت داران را زیاد ساخته وفرصت های را طولانی کرده است تا اگر گاهشمار زمان فصل نوی بوجود بیاورد وهمه ما در آب وهوای نو، نو شویم

 

واقعیت این است که عمر و حیات همین است که میگذرد و از طرف دیگر به گفته خود رفیق مفید عزیز آرزو ها هم همین که « تنها با وحدت و یگانگی می‌توان تا در برابر این‌همه حریفان با مشت واحد شتافت»

واما چه وقت؟ این زمان نا مشخص است.

راستی من زیاد بفکر رفتم که کمیسون، انتخابات، کنگره وآخر هم اینکه انتخاب یک ریس واحد همه‌اش «راه آزموده و دوباره رفتن براه خطاست» بعد از طی مراحل چندو زمان بر دوباره این‌ها چگونه راه ثواب می‌شوند؟ درست فکرم کار نکرد اما به یک مساله زیاد دقت نمودم که در آن زمان این روحیه تصاحب مقام ومقام اول داشتن، خودخواهی، خود مطرح گرایی، خودنمایی و خودنگری از این باغستان به کدام شاخسار پریده میباشند

روی مساله دیگر هم فکر کردم که آیا در این احزاب رفیق و هم اندیش که ما خواستار وحدت آن استیم همه رفقای تشکیل و خارج تشکیل خواستار مقام وصلاحیت های تشکیلاتی استند چه مستحق باشند ویا نباشند؟ اگر جواب بلی است در بحث وحدت همینجا نقطه پایان میگذاریم. واگر جواب نه است این تعداد که خواستار مقام وصلاحیت تشکیلاتی استند چند تن حساب میشوند؟

خوب از اینکه بگذریم بفکر من روش کهنه این است بدون اینکه نتیجه فرصت سوزی یک کمیسیون را به تحلیل و بررسی بگیریم دروازه آنرا بسته میکنیم و دروازه یک کمیسیون دیگر را باز میکنیم. من نمیدانم این بحث وحدت چقدر محرمیت وراز دارد که ما نباید سخنان گفته شده آنرا به همه رفقا نرسانیم من از رفقا خواهش میکنم که جریان صوتی کمیسیون حسن نیات وتفاهم را مطبوعاتی بسازند که آیا پیشنهادها و بحث های آن در پیش‌بینی ها ی که رفیق مفید گرامی نموده اند آنوقت هم رویش پیدا نخواهد کرد؟

در باره کمیته رهبری در باره طرح وتنظیم اساسات ساختاری در ترکیبی که مطرح شده در باره ترکیب منشیان در باره تدویر کنگره در محور سه حزب رفیق که رفیق مفید گرامی بالایش تماس گرفته هیچ ملاحظه بخصوص وجود ندارد. اما بحث من این است که بحث وحدت بحث مرحله به مرحله است. طرف‌های وحدت بار بار و به تکرار در تفکر وحدتخواهی مشخص شده است. در فراخوان ها در پیشنهادها ودر تمام طرح ها ونظر ها این نیرو های بسیار مشخص استند اما ما تا اکنون هیچ ترکیب مشترک را نتوانسته‌ایم به عنوان دهلیز بسوی این هدف اعمار کنیم . همین چندی پیش به ارتباط یادداشت رفیق عزیزی بنام حمیده گشتاسب پیشنهاد یک نشست مشترک را مطرح کردم

مشکل یک نشست مشترک در امکانات میسردر چه بود ودر چه است که با الهام از روحیه وحدتخواهانه رفقا در همین شبکه اجتماعی فیسبوک (این شبکه هر چه است وهر وظیفه را تعقیب میکند حالا محل گفت وشنود ما شده است) بیشتر از توجه چند رفیق برای آن آمادگی بیان نشد و آنهم در حالی که تعداد قابل ملاحظه که نام ارزشمند شان در آن پیشنهاد ذکر نشده بود آنرا مورد حمایت قرار دادند و حتی بی‌ درنگ رفیق گرامی ستر جنرال محمد نبی عظیمی را دعوت به پیشروی کردند. میکانیزم ویا روال وحدت در گفت وشنود ساخته می‌شود وقتی ما حاضر به بحث جمعی نشویم میکانیزم وروال را چگونه پیدا کنیم ؟

 

با نتیجه‌گیری از پیامد های انباشت مسایل در بحث وحدت همین کمیسیون حسن نیات را دهلیز رسیدن به هدف بسیار والای رفقای از جمله رفیق حمید مفید گرامی میدانیم

بر میگردیم به این مساله همه ترکیباتی را که رفیق مفید گرامی مطرح نموده اند ورفیق همزاد گرامی آنرا حمایت نموده طرف حمایت این یادداشت نویس نیزبصورت جدی قرار دارد اما چیزی که من میخواهم بگویم اینکه این ترکیبات مطرح خودش ایجاب آنرا میکند که یک ترکیب گفت و شنود ایجاد شود حالا نام آن ترکیب کمیسیون وکمیته نه یک چیزی باید باشد وآن ترکیب چه است؟ که این طرح واین بحث و این نظریه را بالا بکشد. من فکر میکنم همانطوری که رفیق همزاد گرامی مطرح نموده اند:

 

« گذشته چراغ راه آینده است» از هم اندیشان عزیزحزب مردم افغانستان خواسته میشود تا با دید مسوولانه ، نتائیج ناگوار ، دلخراش و جبران ناپذیر و دوری های سیاسی طی این مدت چند سال ، عطف توجه عمیق مسوولانه نموده آن عده از افراد مطرح در مقام ذیصلاح رهبری شان را که در راه وحدت های رفیقانه سد میشوند ، بر موازین اصول سازمانی واداربه پذیرش امر وحدت سازند تا بعد از توافق انها ، ادامه پروسه مذاکرات برای وحدت ، روی گزینه مطرح شده در آخرین جلسه کمیسیون حسن نیت ماه جون سال 2014) بحیث دهلیز مطمئن برای رفتن بطرف وحدت اصولی که بعد از بحث تقریبآ به نتیجه نهائی رسیده است ، از جانب شوراهای مرکزی نهضت واحد زحمتکشان افغانستان و حزب مردم افغانستان از سر گرفته شده و رو ی تحقق عملی پروسه وحدت در روشنی با اصول و نورم های سازمانی تصمیم لازم اتخاذ گردد.

 

کمیسیون حسن نیات وتفاهم فعال ساخته شود، اگر اعضای کمیسیون دلچسب نیستند تعویض شوند وبر مبنای بحث‌ها وپیشنهادات مطرح شده مسئله وحدت پیش برده شود. بسیارممکن است که راه بحث مشترک همه نیرو های مطرح بحث وحدت هم در این کمیسیون باز شود. وما بتوانیم آرزو ها ، امیدها و خواست های جدی و ضروری را که یادداشت های رفقا همزاد گرامی و مفید گرامی مطرح کرده‌اند پیدا نماییم وآنرا تحقق ببخشیم.... توان رفقا توانمندتر باد

 

 

محمد یعقوب هادی

 

وحـــــــــــــــد ت

 

وحـــــــــــــــد ت

 

واژه وحدت ، بحث وحدت، برای ما نه از لحاظ کاربرد نو است ونه از لحاظ معنا ومفهوم نا فهم است

این واژه در قاموس بحث سیاست واجتماع واژه مستعمل ومروج و در حزب پر قدرت وشناخته شده ما به عنوان حزب مطرح در سطح منطقه وجهان واژه وکلمه تطبیقی بود. این واژه در سخن معروف رهبر ما بسیار با اهمیت وبا ارزش بیان شده است « وحدت حزب را مانند مردمک چشم‌ تان حفظ کنید» یعنی وحدت بینائی وبینائی توانمندی و صحتمندی است. تأکید به وحدت در تمام مراحلمبارزه ما همیشه مطرح بوده واما با وجود تأکید به وحدت وبا وجود روش‌های تطبیقی وحدت وبا وجود شیوه های حفظ ونگهداری وحدت ما شاهد آسیب پزیری وحدت بوده‌ایم واستیم. متأسفانه وبد بحتانه این آسیب پزیری در حالی واقع شده که جانب طراحان وحدت و محافظین وحدت از حیث دانائی ، آگاهی، قاطعیت، درایت سیاسی ، درک سیاسی، تشخیص ،شناخت، جدیت واز همه روشنتر کثرت جمع آمد شان در سطح پر کفایت ترین نیرو ها وشخصیت ها وبا کیفیت ترین پندار ها گفتار ها وکردار ها بوده واست ولی مخالفین وحدت، وحدت شکنان، افراد آسیب رسان به وحدت، نا فهم ترین که حتی معنای کلمات مستعمل خودشان را هم نمیدانند، نا آگاه ترین، بی‌سواد ترین از لحاظ درک و درایت سیاسی وحتی در مواردی از لحاظ سواد گفتاری و نوشتاری ، در مواردی هم با سابقه وحدت شکنی وهویت شناخته شده وحدت شکنی و آسیب زنی به وحدت قادر شده‌اند ضرورت ، اصالت ورسالت وحدت را دستخوش آشوب های بسازند که آدم‌های ناتوان در برابر همین نیروی پر توان سد واقع شوند.

متاسفانه ، با هزار افسوس، با درد ودریغ که نه تعمق و مکث روی پروبلم ها و شناسائی کردن پروبلم ها، نه شناسائی کردن زمینه‌ها ، نه شناخت کامل از نیروی باهمی وهم اندیش ویا هم شناختی ها اینکه ما کیستیم از کجا بر خاسته ایم وبه کجا می‌رویم، نه قضاوت‌های مشترک ویا هم قضاوت ما نسبت به گذشته حزبی و سیاسی ما از نگاه هویت لشکر عظیم نیرو های هم اندیش نتوانسته آرزوی شریفانه وحدت، ضرورت تاریخی این بنیاد مستحکم و مؤثر برای تطبیق تعهدات مارا دایمی وپایشی بسازد .

چرا؟

این چرا تا حال همیشه سؤال بوده ، (گذشته در جایگاهش مورد بحث است) و اما اینکه در حال حاضر هم نتواستیم به این سؤال پاسخ درست بدهیم. دلیلش به نظر م اینست که ما بیش از حد لزوممصلحت اندیشی میکنیم. این فلانی ها عضو حزب ما بوده نباید این فلانی ها خفه شوند . اگر رفیقی بخواهد از موضع قاطعیت خط فکر وعمل در گذشته وحال سخنی در مورد فلانی بگوئیدمتأسفانه باز در اینجا مصلحت ها کار خود را میکند حتی تعریف از ما یک مصلحت می‌شود و بدون توجه به داشته های متعار ف که وقتی ازما تعریف نمود جانبدرانه عمل میکنیم.

به نظرم با آنهای که وحدت میخواهیم بکنیم دید ونظر شان نسبت و قضاوت‌های شان نسبت به سرنوشت دیروز وامروز ما در گزینه وحدت نقش دارد.ادای این نقش پا بندی قاطع به قضاوت‌های که یاد کردیم میطلبد. همان طوری که صلح گدائی نمیشود وحدت هم به تگدی گرفته نمیشود. از این جهت است که اول باید ما محور وحدت را شناسائی تشخیص وتعین کنیم با وجودی که یادداشت « اگر وحدت نکنیم محکوم تاریخ استیم» این محور را مطرح نموده اما فکر میکنم یکمقدار این طرح را باز نماییم.

محور وحدت فکر و عمل است . معلومدار که هر فکر وعمل یک طراح و یک عامل دارد واین طراح وعامل حتمی یک شخصیتاست حالا در ایجاد این محور شخصیت ها با فکر وعمل شان مطرح استند

در یاداشت« اگر وحدت نکنیم محکوم تاریخ استیم» تجمع این شخصیت‌ها ونیرو ها را در چهار حزب رفیق و بیرون از آن شناسائی کردیم. گفتیم که با وجود تمام مشترکات فکری و قضاوت‌های هم سرنوشتی یا در سازمانهای جدا گانه ویا بصورت انفرادی مبارزه را بسوی هدف مشترک به پیش میبریم. میدانیم که بحث وحدت در میان این سازمانها ورفقا تازگی ندارد اما این بحث امروز کارا تر و مشخص تر شده و این کارائی درست از همان فکر وعمل مشترک رفقای ما تبارز نموده است.

رفقای ما مرز تشکیل را شکستند ودر قلمرو اندیشه وآرمان وقضاوت های مشترک هم سر نوشتی مقام و مکان گرفتند . این همان مقامی ومکانی است که به تعریف بنیادی خانه امن سیاسی ما خوانده میشود.در این خانه امن سیاسی ما همه صاحب خانه استیم وصاحبان خانه برای بودن، ماندن و کار در این خانه حق مساوی دارند و هر یک در مقیاس ظرفیت وجودی خودشان نیاز این خانه را تأمین میکنند.

وقتی گفتیم رفقای ما مرز تشکیل را شکستند به این معناست که ما مرز های محدود را امتداد میدهیم. ودر امتداد مرز مشترک خانه امن سیاسی را میسازیم وحیات مبارزه را جان ونفس تازه میدهیم. وقتی نفس تازه میگوییم معلومدار است که در هوای صاف و ستره میسر است .

حمایت وحدت طلبانه ازنام نشان رفقا ناشی از حمایت اندیشه، فکر وعمل شان در گذشته وحال است. نه از نگاه مقام موقف و جایگاه دیروز وامروز شان در حزب مادر و احزاب رفیق وهم اندیش که مطرح بحث وحدت استند. به همین لحاظ هم است که در قلمرو خانه امن سیاسی ما، همه رفقا ی هم اندیش چه خارج تشکل و چه داخل تشکیلات مورد بحث وحدت، جایگاه هم سان دارند.

رفقای عزیز! همانطوری که گفتیم بحث وحدت در میان احزاب رفیق تازه گی ندارد. یک سلسله بحث‌های وحدت خواهانه در میان این احزاب روشن ومطبوعاتی است. به این سلسله بیشترین رفقا از جریان مذاکره ومفاهمه حزب مردم افغانستان ونهضت واحد زحمت کشان افغا نستان آگاهی دارند. مذاکر و مفاهمه ای که یکجانبه توقف شده است وجانب مسکوت حزب مردم افغانستان است.یاد هانی این مساله بسیار ضرور بود وحتی به رفقای ن و ز ا پیشنهاد میکنم که جریان این گزارشات را که با دست رسی به آدرس شماری از رفقا ارسال شده مطبوعاتی بسازند . درضمن طرح ها وپیشنهاداتی که در کمیسیون حسن نیات وتفاهم ارائه شده نیز مطبوعاتی بسازند چرا که ما در بحث وحدت باید با روشنی تمام برویم. باید تأکید وتائید نمایم که با توقف بحث وحدت خواهانه ح م ا، وا ن و ز ا بیشترین رفقای شرافتمند ما در ح م ا به هیچ صورت موافق نیستند. ما با اکثریت نزدیک به کل ح م ا دیدگاه مشترک داریم . وهیچ نوع مشکلی در میان وجود ندارد وبسیار عجیب هم است که ما بااین کمیت توانمند چهار تن آرمان گریز ووحدت شکن شناخته شده را تا حال نتوانسته‌ایم بیرون پرتاب نماییم. بخود ما پاسخ میدهیم که چگونه با این اکثریت قریب به کل که از آن یاد کردیم از خود استیم؟ رهبر ما یکیست. از گذشته خود نبرده ایم.سیاست های دیروز را تائید میکنیم. توطئه های علیه حزب و رهبری ما را محکوم میکنیم وآنرا خیانت میدانیم. در بیماریهای قومی و قبیلوی مصاب نیستیم.از افراد توطئه گر و دسیسه ساز شناخت مشترک داریم. انحصار گران را یکسان میشناسیم. نسبت به پنهان شده گان پشت پرده یک دید و یک نظر داریم. وده ها گره ورشته فکر وعمل با هم داریم.

همینگونه با رفقای کمیته فعالین ح د خ ا ، حزب متحد ملی افغانستان وصد ها رفیق خارج از این تشکیلات که هیچ مشکلی نداریم.

مساله صداقت به امر وحدت در اساس روی همین سخنهای که گفته آمدیم میچرخد که اینک باز تر آنرا مطرح نمودیم. ازطرف دیگر روی این مساله می‌پیچد که در صورت ایجاد خانه امن سیاسی چه کسی ریاست آنرا به عهده خواهد گرفت.

اول باید خود را قناعت بدهیم وقتی که وحدت میگوییم یعنی تشکیل یک حزب بزرگ وتوانمند مطمع نظر است حزبی که بتواند در جامعه سیاسی افغانستان در حال حاضر اهداف و ارمانهای ما را مطرح وپی گیری نماید. حزبی که بتواند برای نسل آینده زیر بنا و تجربه مبارزه دادخواهانه را به میراث بگذارد. در باره ریاست چنین حزب اول اینکه این مساله در یک چار چوب سازواره ساختاری مشخص می‌شود. در این مورد یکی از رفقا دیدگاه بسیار مشخصی را ارائه کرده که درست موادی از چنین سازواره است. مطرح ساختن شخصیت‌ها به ریاست چنین حزب اگر از یک طرف مربوط به رأی و انتخاب می‌شود از طرف دیگر قدرت توانائی هائی خود کاندید مطرح، نقش ادا خواهد کرد . مهمتر از همه اینکه وقتی خانه امن است وقاعده مبارزه شفاف وواضح جائی برای بیم وهراس وجود ندارد.

پیش از اینکه این بخش یادداشت ختم شود اجازه دهید بگویم:

رفقا ی عزیز! تبارز فکر وعمل شما بار دیگر هوشدار خطر برای توطئه گران شده است . آن‌ها باز هم درموضع تحریکاتغلطیدند و از نا آگهی ها استفاده بردندو ذهن شما رفقای عزیز را حد اقلمصروف ساختند. ولذا از کنار این تحرکات از هر گونه‌ای که باشد بی توجه میگذریم و هدف ما نرا دنبال میکنیم.

اراده تان برای ساختن خانه امن سیاسی پیروز باد

 

یعقوب هادی

اگر وحدت هم اندیشان تأمین نشود محکوم تاریخ استیم

اگر وحدت هم اندیشان تأمین نشود محکوم تاریخ استیم


اینک سال دیگر ترسائی را پشت سر میگذرانیم. سال 2014 ترسائی را که بشریت باز هم شاهد دگرگونی های فراوان در جغرافیای جهانی وحتی ماورای آن بوده اند. سالی که بسا از خلاقیت‌های بیشتر فکر انسان را ارائه داد. سالی که دانش تجربی انسان در عرصه های مختلف نو سازی های بسیار بوجود آورد. نوسازیهای که به نحوهِ با زندگی و حیات بشری ارتباط دارد. سالی که زمان و فاصله را در جهان دهکده شده ما هر چه کوتاه‌ تر ساخته است.سالی که خلاقیت‌های فکری انسان امکان دست رسی به معیشت زندگی را هر چند که نه بصورت عام اما به جامعه بشری تقدیم نمود . سالی که نوسازیهای دانش تجربی توازن قدرت را در عرصه جهان رونمائی کرده است. در عرصه سایر دانستنی ها سال 2014 ترسائی افق دید به آینده را قطب نمائی کرد. در این سال نسبت به سرنوشت سازان عصر در زیر چتر سیاست‌های قلدری سود سرمایه افکار وذهنیت بشری جهان بیشتر از پیش تغیرخورد.سالی که پلانها ی های محرم در نتیجه کردار های آشکار مرز دیدگاه را معین ومشخص ساخت.

سالی که واقعات تاریخی بیشتر از همه انگیزه وعامل پدیده جنگ را در وجود مهندسان آن به معرفی گرفت.

جنگ پدیده‌ای که در زمان حاضر بیشترین سرزمین ها را فرا گرفته ونتیجه آن تولید درد ورنج ناشی از تلفات انسانی، خسارات مادی و معنوی، از هم پاشی دولت ها، قانون شکنی ، بی بازخواستی، بی قانونی و بیشتر از آن متلاشی شدن قوانین ، فرو پاشی اجتماعی، نابودی فرهنگ انسانی ، عواطف انسانی، اعتماد انسانی و ده‌ها مضار ومعایبی که با چشم، گوش ،هوش وحواس بشریت آگاه می‌بیند میشنود ودرک میکند.

جغرافیای کشوری ما ومردم ما با نظر داشت اینکه در ساخت وساز فرآورده های تکنالوژی نقش نداشته مگر از داده‌های سال2014 بی نصیب نبوده است. در پهلوی آن با توجه به مجموعه دانش تجربی اگر فرآورده های فکر مردم ما بنا به وضع محدودیت‌ها، جهانی نشده مگر در جغرافیای کشور ی ما بخصوص در محیط و فضای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی صائب وصاحب نظر بوده‌اند . مطبوعات، نشرات، تلویزیونها رادیو ها، سایت‌های برقی ویا انترنتی به این ادعا صحه میگذارد. همه بخوبی میبینیم که در پیرامون مسایل مرتبط به حیات وزندگی واثر گذاری تمام افکار، پلانها، طرح ها، رفتار ها وعملکرد ها و کردارهای مشعر وسازگر، هزاران تن از شخصیت‌های آگاه ما بی درنگ با تحلیل ها ، ارزیابی ها وحتی قضاوت‌های منحصر به خودشان وبیشتر از آن در موضع یک تجمع همفکری سخن گفته و میگویند، مقاله مینویسند ونظر ارائه میدارندو خوشبختی اینکه بیشتر این اندیشمندان ومتفکرین را جوانان تشکیل میدهند.

میدانیم سر زمین ما به عنوان بخشی از جغرافیای جهانی در موقعیت اساس قاره آسیا شامل محاسبات سیاست های بزرگ جهانی قرار داشته در عین حال که از تقابل منافع سیاست‌های بزرگ متأثر میگردد علاوه به آن هم جهتی اداره کشور برای سبک وسنگین ساختن منافع طرف‌ها از اهمیت وارزش قابل توجه برخوردار است . ولذا سالهاست این سر زمین به میدان بازیهای سیاسی کشور های بزرگ جهانی و منطقه وهمچنان همسایگان پر مدعا تبدیل شده است. از این جهت سال 2014 تر سائی مانور ها و بازیهای سیاسی فراوان را به نمایش گذاشت. نتیجه این بازی‌ها و مانور های سیاسی مهره شانی های فریبنده ای زیر نام انتخابات یک ساختار بی ساخت شکل گرفت که تا هنوز ناتمام مانده است.

در پیرامون این جریانات یک جمع بسیار هدفمند دارای تحلیل و ارزیابی های همسان ، همگون وقضاوت مشترک استند. آنانی که از جهان سود و سرمایه تعریف وبرداشت همسان دارند. آنانی که از نظام سود سرمایه تشخیص دارند ومیدانند که سعادت انسان به معنای زندگی کردن در شهر مدرن نه بلکه به معنای زندگی داشتن در محیط انسانی است. آنانی که میدانند زیستن در شهر مدرن بصورت حتم توأم با بهره بردن از معیشت مدرن باید باشد.

همین چند کلمه مختصر مخرج باور های بزرگ و باارزشی اند که ریشه فکری یک جمع همفکر وهم باور را میسازد. سال 2014ترسائی این ریشه را آب داد. در این سال خط‌ های فکری یک جمع شرافتمند روشن وروشنتر گردید. در همین سال ما رشته پیوند ها و قضاوت‌های خود را زیاد تر از هر وقت دیگرمحکم ساختیم. در همین سال بیشتر سخن های ناگفته را گفتیم و به عوامل آسیب رسانی سرنوشت ما خوب مکث نمودیم، ومهره ها وعوامل آسیب رسانی را چهره نمائی کردیم

ماه دسمبرکه گذرگاه ورود به سال دیگر ترسائی است برای ما یادواره های بسیار ماندنی دارد. هر قدر روز های این ماه از ما فاصله میگیرد، یاد های آن همصدائی ،هم قدمی همدلی ودر نهایت همروی را قوت میبخشد و یگانگی را ارمغان میدهد.

دسامبر یاد رهبران همیشه جاودان، یاد همروان ورهروان زنده نام، یاد امید ها و آرزو های بسیار شریفانه برای همدیگر را همواره همراه دارد. در همین ماه ما یاد بود رهبر جنبش داد خواهانه ،مترقی و آزادی دوست مردم افغانستان زنده نام رفیق ببرک کارمل را گرامی میداریم . در همین ماه یاد دومین شخصیت جاوید نام رفیق محمود بریالی را گرامی میداریم در همین ماه رهرو آرمانهای رهبران مبارزه راه سعادت ورفاه انسان رفیق جلیل پر شور را گرامی میداریم. آرمانها و اهداف بهترین وشریف ترین فرزندان مردم ومیهن که یاد بود شان گره گاه گذشته مشترک، قضاوت مشترک و آینده مشترک ماست در همین ماه در پندار ما در سخن ما ودر رفتار ما نمایان میشود. ما در همین ماه به عنوان استقبال از یک سال دیگر برای همدیگر سعادت زندگی در جمع خانواده‌ها ودر جمع مردم آرزو میکنیم . در همین ماه به بهانه سال نو برای هم سال در پیشرو را وسالهای سال دیگر را ایدآل ودلخواه تمنا میکنیم. این همه دلالت به آن دارد که ما باهم گره گاه های بسیار محکم هم سرنوشتی داریم .

در عنوان از محکومیت تاریخ سخن گفتم. بیائید در دادگاه وجدان های ما از خود ما دفاع نماییم. من در حدود مسئولیت های خود وتشکل ما سخن میگویم. به باورم که رفقای هم اندیش پر شمار ما همچنین صاف وسچه سخن خواهند گفت. یاران ما حتمی بلند گوی مشترک بپا میکنند و تمام سد ها وموانع یگانگی را فرو میرزند . چرا که هیچ یک خواستار هیچ امتیازی جز امتیاز کار ومبارزه نیستیم.

واقعیت مسلم اینکه با وجود اینهمه گره گاه ها، ما در جزایر جداگانه بی هیچ دلیلی جدا، جدا بسوی هدف مشترک روان استیم این در حالیست که ما بصورت غیر رسمی در حضور وجدان های ما صحت پیوند ها وگره گاه های خود مانرا تائید وتصدیق میکنیم. این بدان معناست که ما قادر به یگانه سازی استیم. لذا این توان را به آزمایش نه بلکه اِعمال مینماییم. این توان در وجود رفقای ما از احزاب جداگانه، حزب مردم افغانستان، کمیته فعالین حزب دیموکراتیک خلق افغانستان حزب متحد ملی افغانستان نهضت واحد زحمتکشان افغانستان وهزاران رفیق غیر سازمانی بالفعل هستی دارد. بفکرم در اینجا با گذشتن از ذکر نام های شریف رفقا به هویتی که این بحث از ایشان مطرح کرده بسنده میکنم. هویتی که ممثل این توان هم در وجود خودشان استند وهم در وجود ارتباطات شان که کثرت شمارشان نیروی اثر‌بخش وحدتی است که سالها درآرزوی تحقق آن نفس کشیدیم . من میخواهم با کل مسولیت بگویم ن و ز ا برای وحدت با این سه سازمان رفیق و تمام رفقای هم اندیش برای خود هیچ نوع موانع را نمی‌بیند. در عین حال برای وحدت هم اندیشان هر نوع موانع را قابل نفی میداند. در ن و ز ا عنصر دیگر اندیش وجود ندارد که قضاوت مشترک نسبت به گذشته ما رهبری ما وسیاست های حزب « مادر» نداشته باشد. لذا من میخواهم بگویم با رفقای پر شمار در این سازمانهای رفیق وبیرون از آنها هیچ مشکل سرنوشتی وقضاوت نداریم وسلیقه ها را موانع وحدت ویگانگی نمیدانیم. لذا با کل صداقت وشفافیت میخواهم رفقای گرامی وشرافتمند ما در این باره جدی‌تر از پیش بی دریغ سخن بگویند

سال نو ترسائی را برای شما وخانواده های شریف شما رفقا سال پر بار میخواهم

یعقوب هادی

چند سخن، به انگیزه‌ای چند سخن


چند سخن، به انگیزه‌ای چند سخن

روی سخن جانب شماست

محمد یعقوب هادی


وقتی به عصر ساینس و تکنا لوژی نگاه میکنیم بصورت عمده دست آورد های مادی انسان را مشاهده میکنیم . این خلاقیت‌ها بدون شک میکانیکی نیستند بلکه نتیجه تفکر و تبحر انسان است . حقیقت هستی فکرانسان همانا خلقت پدیده‌ها ی اند که هم قابل دید اند وهم بواسطه احساسات مامحسوس میشوند.

پدیده‌های حسی بطور مثال تغیر وضعیت وحالت فکری انسان است که در موردی به اصطلاح مغز شوئی آشنا استیم . این تغیر و دگر گون شدن نتیجه تأثیر گذاری فکر غالب است. همینگونه در عرصه طبابت«هیپنوتیزم» به عنوان علم طبی که میتوان آنرا تلقینات طبی هم خواند به اساس تأثیر گزاری فکر به علاج یک سلسله بیماریها ی انسانی می پردازد. دراین واقعیت ما تغیری را مشاهده میکنیم که عوامل آن قابل مشاهده نی بلکه محسوس میشوند.

ویا دریک محیط اجتماعی، همه انسان‌ها قانونمندی ها ی جامعه را به اساس تخصص فرا نمیگیرند بلکه از طریق روش‌ های تلقینی به هنجار های زندگی آشنا شده ورعایت آنها الزامی میشود. گپ معروف که گفته می‌شود انسان عادت پذیر است از همین منطق ناشی میگردد.

ما در هر مقیاس فکری که استیم به شعور انسانی باور داریم. شعور قدرت تفکر است. قدرتی که انسان را از سایر جانداران متمایز میسازد. قدرتی که مشخصه «چیستی و کیستی»انسان است. قدرتی که خود شناسی خود انسان را مطرح میکند

گفتیم انسان موجود کاسب فکر و اندیشه است، حالا هر یک ما برای خود بگوییم چه اندوخته ای از این پدیده کسبی داریم؟ به اندرون خود نگاه کنیم. زندگی در مراحل مختلف برای ما چه معنای داشته است؟ داشته های فکری خود را چگونه توجیه میکنیم؟ با دریافت این مساله کیستی ما روشن میگردد . «ما» کیستیم؟

سخن روشن اینکه «ما»ی منظور نظر، «ما»ی دور افتاده از همدیگر در قلمرو باور وآرمان مشترک است .

این «ما» امتداد مبارزه آزادی خواهی، دادخواهانه ومترقی است. این «ما» به تحولات ودگر گونی های هستی ساز باور مند است.این «ما» با رساله تاریخ و تعاریف نظام ها ، دولتها ، حکومات و تمام ارکان ها وارگانهای سیاسی ،اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی وتغیر و تکامل آن آشناست و از منظر باور های خود به آن نگاه میکند. این «ما» میداند که جهان امروز، بار تفکر «نظم نوین جهانی» را به قیمت مرگ ومیر فراوان، فقر وغربت، آوارگی وخانه بدوشی، تجاوز به قلمرو ها، تجاوز به حیثیت وشرافت انسان، تحقیر، توهین، ترویج دزدی وغارت داشته های مردم، رشوه، انواع فساد، قمار، انواع قاچاق وصد ها ناهنجاری و لجام گسیختگی رابدوش میکشد. خواست بدیل به این واقعیت ها «کیستی» شناختی این «ما»است مقصد این است این «ما»ی دور افتاده از هم، که دارای این چنین مخرج مشترک دید استند حتمی یگانه می‌شود و باید یگانه شود. نه به اساس تفکر پروژه وحدت بلکه به اساس اصالت و رسالت هم اندیشان یگانه خواهد شد .وحدت به فرمان کسی نه، بلکه به حکم مبارزه آرمانی وهدفمندتامین میشود.وحدت اشتراکات ناتقسیم ماهیت است.وحدت از هم اندیشی مایه میگیرد.در قلمرو وحدت دیگر اندیشی جای ندارد.

نکات وصل یگانه شدن آرمان مشترک است. این آرمان مشترک خاستگاه مشترک دارد. خاستگاه مشترک آغاز جمع آمدی با گذشته مشترک است. دید وقضاوت مشترک گره گاه این وصل و یگانه شدن است. لذا

از این رهگذر به گذشته نگاه میکنیم. گذشته شخصیت‌ها نیستند . گذشته سیاستها و رویکرد ها اند. شخصیت‌ها در آن نقش بازی کرده اند. تا وقتی نام شان مطرح نیست که تفکر شان مطرح نباشد. لذا نه کسی میتواند از شخصیت‌ها پناهگاه بسازد و نه کسی میتواند از آن‌ها معبوددرست کند . آنچه که استند خود شان کاسب آن استند .هر سخن در باره آنان توضیح داشته های آنان است. ما به داشته های آنان زیاد و کم کرده نمیتوانیم.

لذا نسبت به بریده ها از آرمان چشم‌پوشی نمیتوان کرد. منظور آنانی اند که به گزینه های سیاسی دیروز اعتماد نکردند . ناراض بودند. گویا ماهیت اشتراکات را قابل تقسیم میدانستند . حالا امروزکه آمده‌اند در صفحه سیاه تاریخ همسوئی میکنند حتمی با طرح وسیاستهای جاری، ماهیت اشتراکات نا تقسیم باید داشته باشند. کسانی که فکر میکنند با بردداشت اینکه «دشمنِ دشمن دوست است»با ما رنگ بازی کنند این برداشت نزد ما اعتبار ندارد. چرا که هر شخص وشخصیت، خود مُعرف هویت خودش است.

دیروز را سرخ دیدن وآنهم در حالی که رنگ سرخ رنگ آرمانگرائی بود معلومدار که امروز حضور خودشان در محیط رنگ سیاه به معنای توافق وتسلیمی باید باشد

با اینحال نگاه موجَز ما به گذشته این است که: طرح ها و رویکرد های سیاسی گذشته مجموعه سیاسی بزرگ ما بسیار دقیق درست بودند . دقت این درست بودن در هویت ماندگار مجموعه سیاسی ما که فعالین خود را در جامعه سیاسی بسیار شایسته مطرح کرده بخوبی و به روشنی تمام خوانا ست وهمیشه جاودان میمایند.

سیاست‌ها و راهکار های گذشته، انتخاب شیوه‌های مبارزه سیاسی وگزینه های سیاسی، شعار ها وتعریف دوست ودشمن همه بصورت دقیق و سنجیده شده درست بودند و جریان وسیر زمان درستی آنرا هر آن تائید کرده میرود

اکنون درسی را که از گذشته برای آینده میتوانیم بگیریم موقف «کیستیم» شناختی ماست.از بعد اندیشه به اساس کدام آرمانها به دنبال کدام منافع سیاسی وعمومی استیم ؟

 

برای مشخص ساختن و تعین رفتار های سیاسی اگر روی این مقوله مکث نماییم که «سیاست دوست ودشمن دایمی ندارد» این مقوله به تغیر حالت مواضع دشمن، و یا مواضع دوست به اساس منافع طرف‌ها، قابل

توجیه است. ومنافع هم همان مقاصد و اهداف تعین شده اند.

عده‌ای که در حاشیه قدرت دست و پا میزنند فکر میکنند ما فقط و تنها به روی صحنه نگاه میکنیم. باور داشته باشند که با آرایش صحنه‌ها دیگر کسی فریب و بازی نمیخورد. در‌واقع این طرز تفکر شان خود فریبی است. همانطوری که گفتیم ما با بنیاد های سیاست آشنا استیم . لذا ماهیت دولت وحکومت سر قلفی ها و اسلاف آنرا بسیار خوبتراز آنها میدانیم . کِشت وحاصل این نظام معلوم، وزارعین آن مشخص اند.به سخن دیگر آنهای که درد می آفرینند مدوا نمیکنند

مابخاطر منافع مردمِ زادگاه ما، پرورشگاه ما و زیستگاه ما، می‌اندیشیم وعمل میکنیم.برای ما سیاست رویکرد آرمان ها واندیشه های قبول شده ماست. دادخواهی، عدالت، ترقی برای ما شعار نی بلکه مفهوم محتوائی دارد.

ما چشم به سکان قدرت برای خود نه دوخته ایم، بلکه قدرت را برای مردم میخواهیم. ما ضعف قدرت حضور در آئینه سیاست امروز نداریم، بلکه این حضور را ضعف خود میدانیم. در محیط شبح دولت جای ما نیست. ما با این شبح در اساس مشکل داریم......

هنوز سخن باقیست

محمد یعقوب هادی

گرهء کور زمان

گرهء کور زمان 

 

یعقوب هادی 

حوادث و رویداد های سالهای ( 1979 -1992) را بصورت گذرااز نظر میگذرانیم. تاریخ تحول و دگر سازیء که غوغای ستمگران جهانی را بر انگیخت. سالهای توفان خیز افتراء ودروغ وتبلیغات ضد مردم و سر زمین ما را تاریخ در حافظه خود دارد. دورانی که شبکه‌ها و دستگاه های جهنمی جنگ سالاران و ستمگران منطقوی وجهانی به فریبکاری های بی مثال دست یازیدند.

در احاطه روا دید عقب نگهداشت پلان شده و پیش‌بینی شده ء سر زمین ما ژاندارم جهانی (دولت امریکا) در تبانی با متحدین هم کیش وگماشتگان منطقوی خود جنگ پر مصرف فزیکی و روانی را با شدت و حدت بیش از حد برای اهداف بزرگ آغاز و به پیش بردند. اهدافی که با تمام قوت وامکان برای پوشیده نگهداشتن آن به هر وسیله‌ای دست یازیدند و با بهانه سازیهای ابلیس مایه حاکمیت وقت را سرزمین ما ومردم ما را نشانه گرفتند. روزمره گی120 ساعت تبلیغات رسانه‌ ای بر ضد کشور ومردم ، ایجاد آموزشگاه‌های جنگی، تربیه تروریست ها و باندیست ها بر ضد دگر سازی های عمرانی ، تربیه تروریستان حرفوی برای کشتار و دهشت افگنی ، تجهیز تروریستان و باندیست ها با اسلحه قیمتی، ثقیل و پیشرفته، در اختیار گذاشتن بیش از حد اسلحه واسلحه ثقیل ، ملیارد ها دالر مزد برای کشتار، ویرانگری وتولید آشوب وترس که همه و همه اکنون بنیاد و زیر ساخت وضعیت حاد و جاری در کشوراست.

از آن دوران نزدیک تا حال حاضر در ادامه اهداف سیاست گذاریهای استعماری دو مساله تغیر کرده، یکی عنصر ناگزیر زمان و دگر شیوه‌های کار به سود اهداف تسلط بیشتر به جهان که در متن سیاست‌های ستمگران جهانی نهفته است.

مفهوم زمان در اینجا مفهوم درک وشناخت از گذشته و آینده است. با این بنا ما با جهانی آشنا استیم که ستمگران جهانی آنرا به سود خودشان سمت وسو میدهند. آن‌ها به میل خود تقدیر ملت‌ها وسر زمین‌ها را مینویسند. درهر کجائی دنیا که نیاز ها و خواست های آنان در صلح دلخواه آنان تأمین شود همان صلح دلخواه شانرا تأمین وآنرا واقعی تعریف میکنند و درهر کجا که جنگ وخونریزی وویرانی به ارضاء و اقناع حرص و آز آنان برسد در آنجا صحنه جنگ وسرکوب را آرایش میدهند.

نزدیکترین مثال آن در همین شب روز ماه اگست 2014 پیدایش گروه تروریستی بنام دولت شام وعراق» داعش» است ، که از بطن القاعده خلقت پیدا کرد

این خلقت و سرکوب اشتباه زاد ، پرورش و توجیه آن به هدف نا درست نیست بلکه همه تدابیر سنجیده شده است که چگونه چنگال سود جویان بزرگ به منابع بزرگ نفتی محکم گردد. بی جهت نیست که ایالت متحده آمریکا بسیار ساده و بسیط این بازی منافع را با توجیه دیگر پوشش میدهد. ریس جمهور ایالت متحده آمریکا در کنفرانس مطبوعاتی در رابطه با موثریت وموفقیت عملیات هوائی نیرو های امریکائی در پیرامون «سد» موصل عراق گفت: «در صورت آسیب دیدن این سد امنیت کارکنان سفارتآنها در بغداد هم به خطر می‌افتاد»

همانطور که گفتیم همه وقایع را تاریخ به حافظه دارد. ایدالوگ های سود سرمایه دوران جمهوری دیموکراتیک را در افغانستان دوران انحصار قدرت میخواندند. اول باید بگوییم که قدرت یعنی امکان، وسیله وتوان مدیریت تحقق اهداف تعین شده است. این اهداف حتی اگر فر آورد ذهن فکر یک شخص هم باشد تطبیق آن نیازمند یک تیم کاری موافق به آن طرح است. با این بینش جمهوری دیموکراتیک افغانستان بر خلاف سوء نظر مخالفین، حاکمیت نمایند گان تمام ملیت ها ، اتنیکی ها ، اقشار مختلف جامعه اعم از زن ومرد بود که با آرمان مشترک سهم کار و خدمتگذاری به مردم وسر زمین داشتند. یکی از اهداف اساسی حاکمیت دیموکراتیک توزیع این قدرت بود در حالیکه مجریان آن سیاست‌ها در هیچ توضیح و نظر پیرامون پروسه توزیع قدرت اشتباهات را کتمان نکرده اند جامعه سیاسی مفهوم کادر محل را که حاکمیت دیموکراتیک به آن تمرکز داشت در احاطه توزیع قدرت به درستی میدانند که به عنوان طرح حاکمیت عمومی پایه ورمز دیموکراسی است .

قدر مسلم اینکه سرنوشت افغانستان در مراحل مختلف تاریخی متأثر از بازیهای سود جویانه ستم سالاران جهان بوده و با سناریوی پیهم استعمار، مراحل حیات سیاسی آن رقم خورده است. در متن این چنین سیاست گذاریها همین اکنون با رسوائی تمام پروسه انتخابات ریاست جمهوری ( 1393) وسیله اهداف این سیاست گزاریها قرار گرفته است. این رسوائی ها محصول سیاست‌های مسلط به اوضاع سیزده سال اخیر است که با شعار دیموکراسی و آزادی بیان از آن گزافه گویی میشود.

رسوائی های انتخاباتی دیگر هیچ جای شک و تردید را باقی نگذاشته که دسته های مطرح مدعیان احراز قدرت و صلاحیت کیها استند وچه میخواهند. پر واضح است عُمال تشدت ومتفکرین تشدت که برای قرار گرفتن در هرم قدرت با هم در جنگ وستیز استند، آن‌ها منبع وماخذ واحد دارند . آن‌ها مجریان سیاست گذاری های بزرگی استند که گفتیم اهداف ودورنما های شان برای تسلط بیشتر به جهان از چندین مرحله گذشته واکنون در آئینه حوادث سرز مین ما بخشی از آن پلانگذاریها را می بینیم.

با اینحال می‌بینیم واقعات انتخاباتی در وجود دسته های رقابتی نتیجه غیر عملی مورد بحث ( دولت وحدت ملی؟) را نشان میدهد. مساله غیر عملی بودن طرح (دولت وحدت ملی؟) را مقاله خبرنگار نیورک تایمز که در باره تشکیل حکومت موقت سخن گفته بود و واکنش دولت کنونی به رهبری حامد کرزی را بر انگیخت قوت می بخشد. هر چند تبصره در باره حکومت موقت یک حرف نو نیست اما عکس‌العمل جدی در برابرخبرنگار نیویارک تایمز با تصامیم متناقض (منع خروج، خروج ومنع آمد) کار روی چنین طرح را به واقعیت نزدیک میسازد. این مساله بر میگردد به آمد ورفت تیمی از ایالت متحده امریکا به مدیریت آقای «عبدالستار سیرت» که خود در کنفرانس مطبوعات آنرا توضیح نمود. در آنوقت آقای «سیرت» گفت که اگر خدای ناخواسته پروسه انتخابات به نتیجه نرسد با این طرح از رفتن افغانستان به بحران جلو گیری میشود. حالا که در واقع نتائیج انتخابات به طرف بحران جریان دارد در اینصورت فصل تطبیق طرح حکومت موقت فرا رسیده بخصوص که آن تیم پلان آوردهء حکومت موقت، از زمان بیان آن توسط آقای سیرت دیگر هیچ وقت در رسانه ها ظاهر و حاضر نشدند پس باید در پشت صحنه مصروف کاری در این زمینه باشند.

در عین حال به اساس انعکاس روحیه‌ اعضای دسته های تیم های رقیب، تفتیش اراء به نتیجه ای که روی آن بحث می‌شود یعنی به نتیجه بُرد بُرد نخواهد رسید. بلکه فکر می‌شود نتیجه باخت باخت خواهد بود.

در این خصوص آمران هر دو دسته با رفت و آمد وزیر خارجه ایالت متحده آمریکا همچنان نشان دادند گویا آن‌ها کاری که میتوانستند بکنند کردند و با این ظاهر نمائی بفکر آن شده اند از حوادث و عواقب نتیجه باخت باخت که معنی شکست دیموکراسی صادره را میدهد پای خود را بیرون بکشند، و درنتیجه سناریوی دیگری راعملی بسازند.

در نتیجه پیش زمینه‌های سناریوی جدید را میتوان در سه مورد مشاهده نمود.

تهدید بیرون رفتن قوت های ایالت متحده آمریکا ( اینکه به عنوان چه در افغانستان حمله کردند بحث دیگریست که به پرداخته شده است) که در این اواخر توسط ریس جمور آمریکا بیان شد ، اعلام کنار رفتن حامد کرزی در اخیر ماه جاری بصورت رسمی از مقام ریاست جمهوری بدون اینکه روشن باشد چگونه برای کی و در چه شرایطی ، حملات دسته‌جمعی در چهارده ولایت کشور که همین اکنون جریان دارد مواردی اند که برای سناریوی جدید فضا سازی میشود....

یعقوب هادی