تروریزم افزار مدرن سیاستگذاریهای غرب
تروریزم افزار مدرن سیاستگذاریهای غرب
تعویض نام ها امکان سازی برای اهداف آن است
رویداد ها وواقعات از سوریه تا افغانستان با هم مرتبط اند. وسایل و افزار بالفعل واقعات جنگی آن مثلث (القاعده، طالب، داعش) است که ازیک منبع تغذیه شده و میشود. شبکههای ساخت و ساز این گروهها برای پیشروی بسوی اهداف سیاست گذاریهای ایالت متحده آمریکا وشرکا، در مراحل مختلف مهره های سوخته را از این عرصه خارج نموده وبجای آن پروردگان ثانی را جابجا میسازند. از مثلث «القاعده طالب داعش» حالا برای القاعده تنها یک نام باقیمانده است. با کشتن اسامه بن لادن این گروه را از عرصه فعال خارج کردند و کارائی آنرا در وجود داعش انتقال دادند. این در حالیست که داعش زیر ضربان حملات نظامی روسیه در سوریه نتوانست درتامین مقاصد سیاست گذاریهای غرب موفق شود ولی هنوز پیامهای اولیه گذر بسوی آسیای میانه کارائی اش را ازدست نداده به نظر میرسد گروه طالبان را به پل عبوری این اهداف مبدل سازند.
----
از ظهور و لشکر سازی گروه طالبان 21 سال میگذرد.19 سال پیش یعنی قبل از رسیدن به کابل، ساخت وساز این گروه تفسیر های متفاوت را بروز داد. درروایت ابتدائی شکل گیری گروه طالبان ناشی از نارضایتی های عمومی در وجود حکومت داریهای محلی و پاتک بازیهای شهری ذهنیت سازی شد. توام با آن ترویج خوشبینی ها وروان سازیها، مبنی بر این که لشکر یان طالب وظیفه بر چیدن اسباب نا رضایتی مردم را دارند ولی حکومت داران کسان دیگر اند راه برای این گروه هموار ساخته شد. این موضوع به عنوان یک خوش بینی حتی مغزو دماغ ریس جمهور پناه برده به دفتر سازمان ملل متحدداکتر نجیب الله را هم بنا به ماهیت تباری این گروه مسموم کرد که شاید یکی از آن پس لشکر های طالبی او باشد، اما بجای این که عقاب بخت را برفرقش بنشیندبسیار ظالمانه وجنایتکارانه رسمان اجل را بر گلویش بستند.
دستگاه های تبلیغاتی مهره سازی طالب، افسانه های فراوان وتخیلی از پاک بازیهای این گروه را بسیار باآب وتاب به روایت گرفتند.هوش مردم را به این معطوف کرده بودند که دکاکین در اوقات نماز باز است و به مال و اموال کسی دست برد زده نمیشود،چرا که بی نمازان امارت اسلامی طالب، محافظ آن است. این در حالی بود که ثروتهای زیر زمینی و سر زمینی از جنوب تا شمال و از شرق تا غرب کشور، زیر چتر امارت اسلامی طالب یا به یغما برده شد و یا هم تخریب وویران گردید.شبکه طالب سازی که در آغاز گفته بود طالبان اهل حکومتداری نیستند، از اینجهت بر چیدن آنها را از صحنه حکومتداری در رفتار خود این گروه نیز مهندسی کرده بودند.
تعصبات کورو برخورد های متحجر گروه طالبان تا سرحد جنگ با تمام دنیا در ماهیت امارت اسلامی جز اهداف پلانیزه شده در وجود این گروه به منصه اجرا درآمد.در همین مرحله، ستیز با تعقل و فرآوردهای عقلی، تعصب آشکار نسبت به جنس زن، تعصبات سیاسی،مذهبی، فرهنگ ستیزی، پامال سازی ادابومعاشرت های اجتماعی مغایراخلاق و فضایل انسانی آغاز شد. ظالمانه ترین نوع کشتار، مجازات ، تحقیر و توهین به کرامت، حیثیت و شرافت انسان فعل و افعال شبانه روزی این گروه را به نمایش میگذاشت. دستگاه طالب سازی این فعل و انفعالات را قرائت دیگر از اسلام عنوان کردند و روند جا سازی مستخدمین مکتبی خود را روی دست گرفتند.
برای اینکار باید حادثه مهمی رخ میداد . این رخداد از مهمانی بردن رهبر شبکه القاعده به قلمرو طالبان و خلق حادثه حمله بر برج های تجارت جهانی به نام کار القاعده سازماندهی شد. با عملی سازی این واقعه حمله نظامی ایالت متحده آمریکا در سال 2001 بالای شبکه القاعده ومهماندارآن ( طالبان)پروسه اشغال افغانستان شروع شد.
-----
شانزده سال قبل طالبان از صحنه حکومت دور ساخته شدند عدهای از رهبران این گروه برای مدتی به زندانهای امریکائی برده شدند وبعد درقلمرو ارگ کابل به حیث کارآمد های ریزرفی حفظ شدند. از این مرحله به بعد گروه طالبان برای بی ثباتی کشوربا وحشیانه ترین رفتار، سر بریدنها و عملیات های انتحاری توظیف شدند. در تمام این دوران با همه اعمال تروریستی ، کشتار های دستهجمعی، انفجارات زیانبار و پر تلفات، انتحار و کشتار مردم بیگناه، سر بریدن افغانان و خارجیان هرگز ایالت متحده آمریکا و شرکای بین الملی آن و حکومت دست نشانده کابل، طالبان را دشمن و جنایت کار تعریف نکردند .
اما به تازه گی اشرف غنی احمد زی ریس جمهور دست نشانده بعد از حمله به مرکز پولیس در ناحیه شش کابل گفت : از سازمان ملل متحد درخواست خواهد کرد که گروه طالبان شامل لست سیاه ملل متحد گردد. بعد تر«فرانز مایکل میلیبن» سفیر اتحادیه اروپا در افغانستان در عکس العمل حمله بر شفاخانه 400 بستر کابل گفت که این حمله کار طالبان است و این گروه را مسئول کشتار بیرحمانه مردم افغانستان خواند. این در حالیست که تروریستان نه بنام طالب بلکه بنام داعش مسئولیت این حمله راقبول کردند که کارآنهاست. اما چرا در مواضع کابل و حامیان آن نسبت به گروه طالبان به ظاهرتغیراتی رونما شده است؟
----
با جا سازی شبکههای استخباراتی آمریکا و شرکا در شاهرگهای دولت، اهداف در وجود گروه طالبان برای سیاست گذاریهای ایالت متحده آمریکا و شرکا پایان یافته واین افزار کهنه به گذشته تعلق میگیرد و امروز دیگر کارائی ندارد. باچند دسته سازی گروه طالبان مرگ پنهان رهبر ناموجود این گروه آغاز تعویض این پروژه روی دست گرفته شد. پخش اخبار شبکههای استخباراتی وجیره خواران آن بی مورد نیست که گروه طالبان را ویادرست تر این که فعالیت تروریستی زیرنام طالبان را در حمایت روسیه فدراتیف پروپاگند مینمایند. این پرو پاگند در پوشش اظهارات سفیر روسیه در کابل که گفته بود با گروه طالبان رابطه گرفته وگفتگو کردهاند در جهت حمایت روسیه ازگروه طالبان خبر ساز شد. اما چنان که دیده میشود روسیه در موقف وموقعیتی نیست که در حمایت میدان باخته ها خود را نامزد نماید. آنهم در شرایطی که طالبان دگربصورت عملی یک گروه پراگنده ساخته شده اند. و چند دستگی که به صورت واضح کار مهندسان ساخت و ساز این گروه است چرا که دیگرگروه طالبان با اهداف و شعار های محلی که داشتند در اوضاع کنونی به خاطر نا کارآمدی به نفع اهداف کلان سیاست گذاریهای آمریکا وشرکا به مهره سوخته تبدیل شده است
----
یک نظر مسلط این است که در افغانستان جنگ نیابتی جریان دارد.فکر نمیشود این کاربرد درست باشد. اینجا دولت دست نشانده، شبکه تروریستی و حامی هر دو حضور دارند و برای هدف مشترک فعال استند. کسی غایب نیست که دیگری برای او کار کند و یابجنگد. اینجا یک بازی پیچیده استخباراتی برای اهداف کلان این سیاست گذاری جریان دارد. مستند ترین نمونه آن حمله به شفاخانه 400 بستر ویا بهتر است بگوییم شفاخانه نظامی کابل است. حمله ای که بیشتر از هر جنایت دیگر در محلات غیر نظامی محکوم شد. در حالیکه هدفمندانه ترین حمله تروریستی همین بود. بلی حمله به مهمترین مرکز نظامی صورت گرفته است. این حمله به موازات حمله به برج های تجارت نظامی پیامد های غیر منتظره باید داشته باشد. در این حمله بجای سر و کله الف نا آموخته ها آدمهای دانش آموخته مسلکی سر در آوردند. به اساس اخبار پخش شده ارقام قابل توجه مظنونین وتمرکز در یک محل واولین اظهارات دو گانه که خلق این واقعه کار کیست؟ نقشه و پلانهای تازه را به حدس و گمان میگذارد.
----
نسبت دادن حمله به گروه طالبان پوشش نسج گیری گروه داعش باید باشد. این درحالیست که این حمله بیشتر از یک عملیات جنگی به طرح شبکه سازی وافراد نفوذی با ابعاد آن چنانی که شمارش مظنونین آن تا حالا به چهل تن میرسد وهنوز معلوم نیست که چه تعدادی فرار کرده ویا شناسائی نشده وهسته آن که هرگز شناسائی نخواهد شد در کدام ارگان بالائی دولت وجود دارد. این مستندات بروز شده از توان گروه طالبان بالا میباشد. در مقایسه با آن گروه داعش با ترکیبی از جنگنده های مکتبی و آشنا با وسایل وتخنیک مدرن یک گروه محلی نیست. ازحضور و شرکت جنگنده های آن از کشور های اروپائی وامریکائی در این مدت نیزخبر های به دست نشرسپرده شده است . این شبکه با وجودی که از سوریه تا افغانستان علایم ظهور وحضور خود را نشان داده است. مدتها قبل مسئولین ولایت ننگرهار وبه صورت مشخص معاون اول مجلس نمایندگان آقای «ظاهر قدیر» در تربیون پارلمان از حضور فعال گروه داعش در ننگرهار سخن زد وگفت که «پاکستانی ها ، چچینی ها ازبکستانی ها عرب و افریدی ها بصورت فعال در محل حضور دارند»
از تربیون همین پارلمان نیز گفته شد که گروه داعش علاوه بر ننگرهار در ولایات زابل و ارزگان نیز مشغول سرباز گیری است .
تازه ترین خبر با تائید «محمد ظاهر وحدت» والی سر پل این است که پسر طاهر یلداش رهبر حزب تحریک اسلامی ازبکستان در ولسوالی صیاد این ولایت جابجا شده و سرگرم سرباز گیری برای داعش است
در گذشته نزدیک جنرال کمپیل فرمانده نیرو های ناتو با خبر گزاری اسوشیتد پرس اظهار نموده بود «داعش با فرا خواندن جنگجویان خود به ننگرهار در نظر دارد مرکز نظامی خود را برای منطقه در افغانستان ایجاد نماید» با این مستندات بی گمان که طرح وپلان حمله به شفاخانه نظامی کابل درست بر بستر اهداف سیاست گذاریهای ایالت متحده امریکا مهندسی شده است.
این واقعات حقایق تکرار اند. برای چنین مهندسی ها با دریغ و درد که هم فضا صاف و هم زمینه هموار گردیده است. ولی نیروی بدیل که واکنش مؤثر داشته باشد مفقود است. اگر هست خود شناسی را از یاد برده اند. نه از واقعیتهای تلخ سرنوشت مردم ونه ازسرنوشت خود نیروهای دلسوز وآرزومند به باز دهی آرامش و بهبود زندگی مردم آموخته اند که نباید تنها کلاه خود را محکم بگیرند و تنها مقالات ویادداشت ها وسخنان شان در صفحات انترنتی زیبا بدرخشد. افسوس که توانمندیها را از دست داده میرویم. روزگذارانی ها بیشتر شده میرود. هر روز از فکر یگانه شدن دور شده میرویم. ویا با کلی گویی و یا جمع آمد های مصنوعی دل مشغولی ایجاد میکنیم. چقدر بی دقت شدهایم که با همه شناسائی خود وماحول خود گزینه اصل را که وحدت نیرو های هم اندیش است یکسو گذاشته به گزینه های فرع طرح میدهیم ومشغول استیم. بار ها گفتیم و نوشتیم که وحدت های مصنوعی بجائی نمیرسد. اصل صداقت این است که به نیرو های هم اندیش متکی باشیم. هویت این نیرو ها مثل آفتاب روشن است مگر فریاد های ما گلگون کفن شدهاست؟
این بحث را برویت نظریات رفقا ادامه میدهیم...
م ی هادی