پیرامون هر مساله از منظر باور هایمان مینگریم
پیرامون هر مساله از منظر باور هایمان مینگریم
سیاست در واژه نامه ها با کلمات متعدد معنی شده و تعریف های که از سیاست شده همچنان مترادف به آن است. از فحوای همه دانستنی ها میتوان گفت سیاست خاصیت محسوس زندگی کردن و زندگی داشتن است. در پراتیک زندگی فرآورد سیاست نتیجه فکر وعمل خود ما باشد ویا نباشد آمیزه زندگی و حیات ماست. پس تمرکز به سرنوشت واژگون شده مردم وکشور برای اندیشمندان مااینست که علتها را برای وضعیت حاکم نشانی کرده تا با تغیر آن محلول زندگی لذت بخش گردد. دید اندیشمندانه به کشورتمرکز به سرنوشت تمام مردم و کل کشور است. چنین بینش منفعت شهروندان جغرافیای بزرگ کشوری را مدنظردارد.
این روز ها از متن مهندسی اهداف کلان سیاست گذاریها در افغانستان یک موج توطئه آن، موانع پیشروی اهداف این سیاست گذاریها را تحت فشار قرار داده تا این سد مقاوم را درهم شکند. بوی و تعفن پر از افتضاح وننگین که از گنداب این توطئه بالا است بسیار آزاردهنده است. متاسفانه فروشندگان بازار باختهای هم با متاع بی خریدار در این آشفته بازار برای مقاصد خود شان دلبری میکنند. آنان بیشتر از آنکه به ابعاد توطئه توجه نمایند تلاش دارند در تنور داغ نان خود را «بپزند» . درواقع استاد شدن در برابر این توطئه وقتی صادق میتواند باشد که با رنگ وبوی قبیله گرائی ملوس نبوده توجه به ریشههای توطئه داشته باشد.
با در نظر داشت نقش شخصیت درامورات مختلف همین شخصیتها اند که هدف نشانگاه مخالفان قرار میگیرند. بخوبی میدانیم کشور ما تحت تاثیر اهداف کلان سیاست گذاریهای غرب در راس ایالت متحده آمریکا در زمان های مختلف شیوههای مختلف اهداف شان رویکرد پیدا کرده سرنوشت مردم را به بازی گرفتهاست، به این سلسله بازهم در مسیر اهداف این سیاست گذاریهای اکنون جنرال عبدالرشید دوستم را به حیث مانع ، اماج توطئه ودسیسه قرار داده اند.
از آغاز این توطئه شور حمایت دربرابر این توطئه بلند شد که باید شود. اما حمایت از جنرال عبدالرشید دوستم دلسوزی نیست، کسی برای مقصد خوددلبری نکند. حمایت از جنرال عبدالرشیددوستم مردانگی هم نیست سیاست مردانه و زنانه ندارد. کسانی که از عینک قبیلوی خود جنایت کاران و قاتلان نیروی های مترقی را در برابر جنرال عبدالرشید دوستم به افتخار کاذب یاد میکنند گذشته خود را نظر بااندازند که چند بار تغیر عقیده کرده از چپ به راست و از راست به چپ لغزیده اند؟ تغیر عقیده و اندیشه با تغیر روش های سیاسی فرق دارد. پناهگاه های غنیمتی فرو ریختنی است. به اساس این منطق در داشتن آنچه که خود نقش نداشته اید هیچ جای افتخار وجود ندارد. شما اگر در اسرائیل بدنیا می آمدید بی گمان به فرهنگ ،دین وآئین دیگر تعلق میداشتید. کلمه سازیهای فضل فروشانه و بلند بالا و لافیدن بنام اقوام معین به درد حل معضلات بزرگ کشوری نیمخورد. سفسته سرائی های خود بزرگ بینی تنهای تنها در گِرده نیشنی های خودبگو وخود بخند به درد روز گزرانی های این حلقات میخورد.
با الهام از چنین حالت برماست که جاذبه تفکر مردم خواهانه و میهن دوستانه را هر چه توانمند تر بسازیم حلقات هم اندیشی را وسعت بدهیم وبرای هر چه بیشتر جمع شدن خود زیاد کار کنیم. ما همه انگیزههای یگانه شدن را داریم و هر رو زهم این انگیزه ها قویتر میشوند. گرد هم آئی های را شاهد استیم که چگونه با صراحت وضاحت برای اینکه بیشتر چور وچپاول کنند وخون مردم را بمکنند برای تقسیم صلاحیت های قاپیدن مردم وباداری بالای مردم با هم چنه میزنند که این از تو و این از من، وبا پر روئی و وقاحت به جمعیت چپاولگران بنام «مردم خود» یعنی مردمی که جدا از مردم استند حق دعوا میکنند. اینها همه انگیزههای یگانه شدن نیرو های هم اندیش اند که باید سکوت را وشعار های کاذب وحدت را به شور وحدت خواهانه و عمل راستین وحدت مبدل بسازد. صفحات فیسبوکی رفقای ما با درود های رفیقانه ، با گرامیداشت سالروز های جاودانه شدن رهبر، با عکس ها وبیانیه های رهبر، با زیبا کلامی های رفیقانه در حق همدیگر، با تبریکات سالروز های تولد و آرزو های رفیقانه ، بادادن صفتهای گرامی، گرانمایه، عزیز، فرهیخته، بزرگوار، دانشمند، سپهسالار، صادق، متعهد، رفیق استوار وده ها صفت نیک و ارزشمند به همدیگر آرایش دارد اما به ضرورت رسیدن تشکل خود ما نرسیدهایم. شما و شما رفیق ارزشمند من! که نزد شما محکوم مقاومت در برابر افشای دستهای پشت پرده بودیم امروز شما و شما وشماووو همسوی آن جمع آمد در خود مانده نیستید زیرا روح آرمانی شما در تن هم اندیشی میطپد پس چرا جان نگیریم. روی این مساله مکث خردمندانه شمایان را میخواهم ... سخن با یاران باقیست. م ی هادی