وجدان اعتراف به اشتباه در وجود همه نه مرده است

وجدان اعتراف به اشتباه در وجود همه نه مرده است


پيشنهاد نبي آرين که فعلأ هيچگونه روابط تشکيلا تي با احزاب سياسي نداشته و از جمله رؤسا هم نمي باشد


امروز مورخ 16 جنوری 2013 در سایت خوانای پندار جمله فوق نظرم را جلب نمود، که فکر میکنم گرداننده عزیز پندار به این طریق خواسته اند اشتباهء عوض گرفتن نام محترم نبی آرین که چندی قبل یادداشتی را متوجه من ساخته بودند به جای نام آرین تنی از روسای ترکیب شورای پی آمده از جعل انتخاباتی را به توجه نویسنده برسانند. در حالی که از گرداننده عزیز سایت خونای پندار تشکر میکنم . و درضمن با یاد هانی اینکه نظر خود را طی یادداشتی در مورد یادداشت رفیق نبی آرین قبلآ تقدیم نموده‌ام میخواهم اشتباه گرفتن نام رفیق محترم نبی آرین را در جمع مسئولین شورا های برآمده از تقلب نیز پوزش بخواهم.

واقعیت این است که رفتار های توطئه گران وتلاش های مذبوحانه آنان فضا را بسیارمکدر و مغشوش ساخته است. این توطئه گران آنقدر بی اعتماد و بی باور شده‌اند که حتی نام آن‌ها میتواند شک ایجاد کند.

مساله جدا سازی را که من در نوشته خود ازنام یکتن روسای آن‌ها عنوان نموده‌ام آن‌ها این عیب و علت را نه در یک نوشته و یک مقاله، بلکه در رفتار های مکررشان بخوبی به مشاهده رسانده اند .

فرا خواندن پلینوم که آنرا بالای هیات مذاکره رفقا استاد حلیم بهروز ودردمند تهمت میکنند خودش یک اعلان جدا سازی است. رفقا توجه فرمایند. رفقای شورای مرکزی در خانه رفیق بزرگر گرامی بتاریخ 8 جدی 1391 جلسه نمودند در همین جلسه بود که هیات مذاکره تعین گردید. اما اعلان تدویر پلینوم در جلسه  کمیته اجرائیه برآمده از جعل به تاریخ 14 قوس 1391 صورت گرفت.

اعلان آماده گی به پلینوم با این چنین تفاوت زمانی معلوم است که نه در نتیجه مذاکره ، بلکه برای پیش برد پلان های توطئه صورت گرفته که خواسته اند با یاد کرد از هیات مذاکره پلان های خود غرضانه شانرا پوشش بدهند .

باز هم به تکرار میخواهم اینرا بگویم اعلامیه ای که از نام محمد داوود راوش در مورد هیات مذاکر وتدویر پلینوم نشر شده است. اگر با روحیه حزبی است باید روشن ساخته شود که روی تدویر کدام پلینوم با هیات مذاکره به موافقه رسیده است؟ تا آنجا که روشن است هیات مذاکره خواستار پلینوم فوق‌العاده تشکیلاتی است در حالی که هیات مذاکره حامل این طرح 24 روز بعد از اعلان پلینوم میباشد. از نظر رفقای شرافتمند این‌ همه حاشیه روی ها از اصل مساله کدام واقعیت‌ها را صحه میگذارد؟ از نظر این قلم این‌ها همه جز وقت گذارانی برای تطبیق پلانهای توطئه چیزی دیگر را افاده نمیدهد .

به اینترتیب این تصحیح که نام ریس آرین را با رفیق نبی آرین عوض گرفته بودم بهانه ای بدست داد که صحنه سازیها و بهره برداری ها از نام هیات مذاکره را هم به توجه رفقای ارزشمند برسانم.


تفکرسالم جاویدان باد

محمد یعقوب هادی

مکثی روی نوشته رفیق گرامی حسن « سپاهی» پیرامون تأمل اندیشی در باره مسایل درون حزبی

مکثی روی نوشته رفیق گرامی حسن « سپاهی» پیرامون تأمل اندیشی در باره مسایل درون حزبی


رفیق حسن سپاهی رفیق ارزشمندیست که سابقه طولانی مبارزه سیاسی در حزب بزرگ ما ح د خ ا داشته و از جمله موسسین نهضت فراگیر دموکراسی و ترقی افغانستان بوده و در سطح رهبری ن ف د ت ا معاون ن ف د ت ا و اکنون عضو شورای مرکزی ح م ا و شخصیت موثر در حزب ما میباشند.

ایشان اخیرآ زیر عنوان « مسایل درون حزبی را با تأمل باید ارزیابی نمود» دیدگاه شخصی شانرا بیان نموده اند که قابل تعمق است.

نویسنده به نسبت هم سرنوشتی وهمروی آرمان با ایشان ضرور دانستم در مورد آنچه که طی یادداشت شان عنوان نموده اند به این وسیله تبادل نظر نمایم تا هم تفسیری از بحث تفاهم و هم تفسیری از بحث قضاوت ارایه شده بتواند. به تعبیر نویسنده این تبادل نظر با رفیق گرامی سپاهی در واقع تأمل به مسایل درون حزبی است که میتواند زمینه بدست آمدن نتیجه مطلوب را فراهم سازد.

نویسنده همانند رفیق گرامی سپاهی از اعلامیه محمد داوود راوش به نسبت اینکه به این نتیجه رسیده که بحران تحمیل شده بالای حزب را بپذیرد، مشروعیت خواست اعضای حزب را که شماری از اعضای شورای مرکزی ح م ا در جلسه مورخ 8 جدی 1391 روی آن بحث کردند تائید نماید، وخود نخواسته در پای این اعلامیه خود را ریس ح م ا معرفی نماید، هر گاه آنچه شمرده شد به اساس روحیه حزبی بوده باشد جای آن دارد تا از این روحیه سپاسگذاری شود . بگذار همه بدانند که قضاوت ما نسبت اعضای حزب ما فقط به لحاظ رفتار های آنان صورت میگیرد.

بدون شک یادداشت رفیق گرامی سپاهی با کلمات و جملات پر از عواطف واحساسات نیک نوشته شده که بیانگر حسن نیات شان برای حل بحران تحمیل شده بالای حزب ما میباشد نویسنده این حسن نیات را می ستایم ودست رفیق گرامی را صمیمانه میفشارم.

این در حالیست که نیاز به باز گشائی مسایل مطرح شده در متن ومحتوای آن یادداشت ما را از حسن نیات حل بحران به حسن اراده حل بحران سخت کمک میکند و چه بسی که اگر این حسن اراده مشترک شود بصورت قطع حزب ما بدون هیچ آسیبی از این بحران نجات پیداخواهد کرد.

درآغاز یادداشت آمده است:

با تاسف که عظمت وشکوهمندی نخستین کنگره حزب نهضت فراگیر دموکراسی وترقی افغانستان که حزب مردم افغانستان را متولد ساخت دراثر مدیریت ناسالم وعقده گشائی ها وایجاد بحران درو ن حزبی درسایه یاس ونا میدی قرار گرفته ومتاثر گردید .

مدیریت نا سالم، عقده گشائی ها و ایجاد بحران درون حزبی مسایلی اند که نه بخودی خود بوجود آمده‌ است و نه بخودی خود حفظ شده است. ونه بخودی خود منتفی میشود. معلومدار که این تشخیص وضعیتی است که دست عاملین آن در کار بوده و میباشد. بار دیگر باید گفته شود بحران در نتیجه پلان ومهندسی چند تن از افراد معلوم الحال به حزب تحمیل گردید و شماری هم در این مهندسی قربانی این پلان معین شدند. این افراد معلوم الحال همانا امامان پشت پرده استند که توانستند اراده خودشانرا بالای قربانیان پلان خود حفظ نمایند. لذا هر گاه اعلامیه تدویر پلینوم نوعی از استقلال عمل این قربانیان برای رفع بحران تحمیل شده بالای حزب، و بوجود آوردن قضاوت دگر گونه در مورد خود شان است همانگونه که در یادداشت رفیق گرامی سپاهی در مورد ملاقات هیات مذاکره که در اجلاس مورخ 8 جدی رفقای شورای مرکزی تعین شد آمده است « رفیق راوش از گروپ کاری به خوشی وگرمی استقبال کرده ضرورت تدویر پلینوم ویا هرنوع جلسه که بتواند وحدت ویک پارچگی حزب را تامین کند دردستور کار قرار گرفت» هرگاه منظور از هر نوع جلسه در پی کلمه پلینوم دقیق باشد میتوان آنرا به پلینوم فوق العاده تشکیلاتی توجیه نمود. پس محمد داوود راوش باید فوری این استقلال عمل را از خود تبارز بدهد ، با صراحت ووضاحت به خواست اعضای حزب لبیک بگوید. پیشنهاد کمیته موقت رهبری سراسری را بپذیرد و شخصآ با حقوق مساوی در این کمیته اعلان آماده گی نموده عضویت حاصل نماید. بعد خود آن کمیته تصمیم گیری خواهد نمود که پلینوم فوق‌العاده را به اساس کدام تدابیر لازم دعوت نماید . اگر این چنین شود چه کسی چه چیزی را از دست میدهد؟ باور من این است هر آن رفیق که به اصول حزب بپیوندد نه تنها که چیزی را از دست نخواهد دادبلکه به عزت و حرمت خود نزد اعضای حزب خواهد افزود.

رفیق گرامی سپاهی در قسمتی از یادداشت شان نوشته اند:

خوشبختانه اکثریت اعضای حزب درهردو بخش سالم اندیشیدند وفشار وارد کردند تا وحدت حزب دوباره تامین گردد دراثر این تلاشها بود که تعداد اعضای شورای مرکزی روز جمعه 8 جدی در منزل رفیق بزرگر تشکیل جلسه نموده مسایل سیاسی ملی وبین المللی واوضاع درون حزبی را مورد بحث قراردادند

البته آنچه روشن است جلسه 8 جدی رفقای شورای مرکزی که بنا به پیشنهاد رفقای اصولگرا از داخل و خارج تدویر یافت در این جای شک نیست که آرزو، نیات ونظر رفقای سالم اندیش که در شورا های پی آمده از نتائیج جعل پلینوم 21 فعالیت اصولی دارند، با صورت تدویر جلسه مورخ 8 جدی رفقای شورای مرکزی همخوانی دارد. بصورت عینی میتوان گفت که تعداد بیشتری از رفقای ما در جنب این شورا ها خواست های اصولی را تائید نموده و از خود واقع‌ بینی حزبی انعکاس داده اند. مزید به آن معلومات دقیق وجود دارد که بسیاری رفقا عزیز ما با نیرنگ ها وبازی های اپراتیفی از اعلان موضع شان باز داشته شده‌اند اما مطمین استیم به زودی مهلت های که این رفقا سنجیده اند تکمیل خواهد شد و همه شاهد موجی ازاعتراض بر علیه گرو گان گیرا ن حزب ما خواهیم بود.ما این رفقا را که به اصول تأکید میکنند نه به اساس عضویت در شورا های اصولگرائی بلکه به اساس اراده اصولی تن واحد اصولگرائی میدانیم، ومیان خود و آن‌ها حد و مرزی قایل نیستیم.

رفیق گرامی سپاهی در قسمت دیگر نوشته اند:

«دشواری برای حل معضلات بوجود امده مسلما که وجود دارد درین میان فشار برای تشدید بحران به مشاهده میرسدوهر کس درقضایا منافع خودرا اهمیت میدهدکسانیکه درجریان این حوادث به مفت صاحب مقامی شده اند انرا به ارزان ازدست نمیدهندعده هم برای ګرفتن انتقام از برخورد های ګذشته وضعیت موجود یعنی افتراق ودو دستګی را به نفع خود می بینند وانرا دامن میزنند وحتی سرمه های ازمایش شده را به چشم صدمه دیده خود مکررا استعمال می نمایند نا خبر ازینکه این بار زیان بیشتر را خواهند دید»

بلی چنین است. ما اخیرآ شاهد آن استیم که ترکیب جدید به اصطلاح شورای اروپائی یک پیام همبستگی را به نشر سپرد. این پیام جالب از نام روسای شورا های پی آمده از نتائیج جعل و تقلب است. نسبت به اراده عده که در این پیام نام شان ذکر شده تعجب باید کرد. از جمله اراده ریس شورای آلمان محترمه نسرین مفید که یکماه قبل بنا به رفتار های بحران آفرین در جلسه شورای آلمان ظاهرآ استعفا داد. که گویا پزیرفته نشد. این مساله هیچ‌گاه هم در مطبوعات حزبی گزارش نیافت. مگر امروز باز هم می بینیم از همه آنچه واقع شده وواقع می‌شود چشم میپوشد واجازه میدهد نامش در پایان پیامی باشد که پلینوم یکجانبه را تأکید دارد گویا همه چیز تا ایندم طبیعی پیش رفته و هیچ چیزی واقع نشده است. از نظراین قلم این برخورد ها وموضع گیری ها برخورد ها و موضع گیریهای حزبی نه بلکه سیالی های سیاسی است که هیچ وقتی هم به نفع حزب و جنبش نبوده ونخواهد بود

از میان این رؤسا محترم « آرین» در یادداشتی نوشت:

هادي گرامي ، با تمام کاستي ها و کمبودي هاي که در عملکرد بعضي از بزرگان ديروز حزب ما، امروز محسوس است ، نبايد تمام کرده ها و مبارزات افتخار آميزشان را که بخاطر مردم و وطن انجام داده اند فراموش کرد. حق نداريم تمام افتخارات گذشته را ناديده گرفته و به توهين و تحقير يگد يگرو بهترين رفقاي ديروز، بيش ازين ادامه داد .
بنأ از جناب محترم شما احترامأ خواهش مينمايم با بزرگواري تان ، جلو نوشتن جملات رکيک به آدرس آنعده از رفقاي که راه شان را از شما و شما راه تان را از راه ايشان، جدا نموده ايد بگيريد. به عوض گذاشتن نامهاي چون باطلگرا و اصولگرا ، اگر واقعأ مبارزۀ تان بخاطر وطن و مردم ا ست عجا لتأ حزب جديد ايجاد نمايد و کوشش کنيد فاصلۀ ايجاد شده را با حوصله مندي برطرف نمائيد

از این نظریه راه جدا سازی و عجالتاً حزب جدید سازی که رکلام می‌شود چه چیزی استنباط میگردد، جز همان سخن شما رفیق سپاهی گرامی کسانیکه درجریان این حوادث به مفت صاحب مقامی شده اند انرا به ارزان ازدست نمیدهند.

محترم «سلیم» تنی دیگر از مشمولین این پیام است . همان محترمی که سوالنامه ای نوشته است . و در آن سوالنامه بیشتر از سؤال آقا گفته، ویکی از آن سؤالات چنین است:

و اگر احیانآ رفیق برزگر(بزرگر) درانتخابات برنده میشدند آیا بازهم تالار را ترک میکردند ؟ آقای هادی صادقانه بگویید آیا تقلب بود و یا دسیسه؟ درحالیکه مسؤل مالی حزب رفیق حسن سپاهی خودسرانه فورمه های رآی دهی را تکثیر و بدون آنکه ظاهرآ رفیق برزگر(بزرگر) کاندید بوده باشند،عکس های شانرا در فورمه چاپ مینماید ،

وتا ختم رآی گیری از صندوق دور نشده و آنرا تحت نظارت داشت ( لطفآ به فلم کنگره دقیق شوید)؛پس کی میتوانست تقلب کند؟ . از یاد تان نرود که در کنگره از امور مالی هم گزارش داده نشده بود

این نوشته از آن جاه و مقامی که الهام گرفته بیشتر از زبان تفاهم ضرورت به زبان قضاوت دارد. لذا زبان قضاوت را نباید خاموش ساخت، بلکه این زبان را باید گویا ساخت. در همروئی با اصولگرائی هیچ رفیق در هر نوع وضعیت وشرایط هیچ چیزی را از دست نخواهد داد . ما وقتی چیزی را از دست میدهیم که از اصول حزبی دور شویم.


نتیجه‌ گیری از بحث حاضر این است که : ما خواستار رفع بحران استیم. برای رفع بحران خواستار مفاهمه ومذاکره حزبی استیم. علت‌ها و عوامل بحران روشن وواضح است هر گاه اراده برای حل بحران صادقانه باشد، بدون بحث‌های حاشیه وی با صراحت و شفافیت علت‌ها وعوامل بر طرف ساخته شود. در مورد انتخاب کادر رهبری به آغاز بر گشت صورت بگیرد. شرایط پلینوم فوق‌العاده ویا مشروع سازی هر نوع جلسه یاد شده که در یادداشت « مسایل درون حزبی را با تأمل باید ارزیابی نمود» به آن اشاره شده به اساس سهم مشترک پی ریزی و پیگری شود بدون شک که هم حزب ما وهم رفاقت ما مصئون خواهد بود

پیروز باد قضاوت مشترک واراده مشترک


محمد یعقوب هادی


ما خطوط تاریخ مبارزات حزب خود را مینویسم


ما خطوط تاریخ مبارزات حزب خود را مینویسیم


گویشها پیرامون رویداد ها، به عنوان جزء از منابعء شناخت آنها دانسته می‌شود . انسان این محقق پدیده هستی خودش، همانطوری که به حیث موجود اجتماعی، خالق رویداد هاست معرف شناخت آنها نیز است


ما امروز در عصر پیشرفت‌های فر آورده فکر انسان زندگی میکنیم. این دست آوردهای مادی میرساند که انسان به عنوان موجود صاحب شعور میتواند ازفکر متعالی در موارد بسیار که او( انسان) در زندگی با آن سر وکار دارد به حیث وسایلی برای بهبود جریان زندگی استفاده خوب وشایسته نماید.

انسان در پهلوی بسی از آفریده های علمی وتخنیکی خالق پدیده‌های اجتماعی نیز است که اورا قادر به هم آهنگ ساختن افکار، اجماع فکر واندیشه ساخته تا با جمع آمد های انسانی برای منافع کل و یا اکثریت تمام شود. حزب سیاسی به عنوان یکی از آن پدیده ها ست که جمعی از افراد جامعه انسانی را برای بدست آوردن اهدافی از شیرازه آرمانی آنان پیوند ارگانیک میدهد.

نویسنده نیز ده‌ها سال پیش فاصلهء منزل فردی را بسوی منزل مشترک پیمود و به جماعت اندیشه مشترک مردم خواهی و میهن دوستی فکر خود را شریک ساخت، ودر مبارزه انسجام یافته حزبی که معرف هویت سیاسی اعضای ده‌ها مجموعه سیاسی کنونی است، درحزب مادر یعنی ح د خ ا متعهد و متحد شد. واکنون نیز در کاروان سیاسی شماری ازآن بهترین انسان‌ها ی مردمی، دادخواه ، مترقی متعهد و متحد رهروی میکند اما با دریغ که این کاروان سیاسی ما از سوی افراد اخفا شده ای که یک عده همکاران‌شان در گذشته به این کاروان حمله نموده بودند بار دیگر باتوطئه و حمله مواجه است.

بلی توطئه گران خانه مشترک سیاسی (حزب) ما را به بحران مواجه ساخته اند. سر پناه سیاسی تفکر وحدت خواهی طرف آماج حمله جعلکاران و توطئه گران قرار گرفته است . اما ما این خانه را نجات میدهیم. حتمی نجات میدهیم. باید نجات بدهیم. و آنگاه که تاریخ واقعی جنبش دادخواهی ومترقی به نگارش در میاید از این روز یاد خواهد کرد. برای اولین بار ازایستاد گی و ایستا ئی اعضای شرافتمند قدمه های صفوف در تاریخ جنبش مترقی و داد خواهی یاد خواهد شد. از ستیز پاینی ها بر علیه بالائی های که مقامات را با جعل و تقلب ا شغال کرده اند یاد خواهد شد. از پیروزی خواهد نوشت. از نبرد اصول و ابطال خواهد نوشت. بخاطر باید داشت که این گویش ها خطوط تاریخ خواهد شد. تاریخی واقعی ای که در مورد جنبش دادخواهی و مترقی به نگارش میاید. سخن شفاف رهروان و همروان ما، گفت و شنودها، نوشته ها این‌ها همه منابع آن تاریخ اند.

در برابر تاریخ مسئولیت ما روشن است. ما مدعی اصولگرائی در حزب خود ما استیم. اصولگرائی پا بندی به اصول وموازین حزبی است. ما ثبوت داریم که به این اصول متعهد استیم. سخن ما سخن باطن ماست.

باطل گرایان میگویند که شما انشعاب را بالای حزب تأمین میکنید. آن‌ها میگویند که بیائید در جلسات رسمی حرف بزنید.

مگر آیا به پیشنهادا ت در جلسات حزبی پاسخ دادند؟ مگر پلینوم جلسه رسمی نبود؟ برای پیشنهادا ت کمیسیون رسمی حسن نیات جواب دادند؟ به پیشنهاد رسمی تشکیل شورای موقت رهبری جواب دادند؟ به فیصله ها، پیشنهادا ت و قطعنامه های شورا های کابل، پلخمری، لغمان، مزار، آلمان، نوردراین وستفلن، هامبورگ، بریمن، به عنوان مثال، به فیصله نامه شورای شهر کسل که قاطعانه جعل و تقلب را رد کرد باطلگرایان توجه کردند؟ که نکردند. این‌ها همه از چینل های رسمی حزبی مطرح شده است. به پیشنهادا ت و فیصله نامه های رفقای شورای هالند، دنمارک، یونان، کمیته موقت اروپائی، اوکرائین، شورای فدراتیف روسیه توجه صورت گرفت ؟ این در حالیست که به پیشنهادا ت مشخص و اصولی که به نماینده گی عده‌ای بیشتر از رفقا توسط رفقای که از امکانات رسانه ای بر خوردار استند هیچ نوع پاسخی از جانب اشغالگران صلاحیت تشکیلاتی داده نشده است.

قابل گفتن است که اصولگرایان بیشتر از این همچنان تماس های متعدد را با جانبی که در برابر اصول قرار دارند انجام داده‌اند، که تن تن از رفقای اصولگرا از آن واقف استند. اما لزومآ تقاضا این است که رفقای اصولگرایان کمیته موقت ارتباط اروپائی هریک خود آن رفیق صحبت کننده تمام جزئیات صحبت‌های که با هر یک از اشغالگران صلاحیت های به اصطلاح ترکیب جدید شورای اروپائی انجام داده‌اند به بیان بگیرند. تا اینکه همه رفقای در حال انتظار بدانند که اصولگرایان تمام مئسولیت های شان را به انجام رسانیده اند.

با در نظر داشت اینهمه اخیرآ گزارش جلسه اعضای شورای مرکزی را در سایت آزادی رو ار گان نشراتی حزب مردم شورای فدراتیف روسیه خواندم. آنچه در نخست مورد توجه است که جلسه را رفیق استاد حلیم در حضور رفیق بزرگر ریاست میکند . ریاست رفیق حلیم در این جلسه دیگر باید اینرابصورت کامل روشن ساخته باشد که اصولگرائی کدام موضع شخصی نیست. اصولگرائی موضع حزبیت است. لذا رفقای که بنام اصولگرا معروف استند برای آن‌ها اشخاص نه، بلکه مواضع حزبی اشخاص ار جحیت دارد.

جلسه رفقای اعضای شورای مرکزی بار دیگر خواستارآن شده تا تماس و صحبت های تفاهماتی میان رفقای که نتیجه پلینوم 21 را جعل میدانند وآنانی که به حفظ مقامات شان در نتیجه جعل سخت جانی میکنند باز هم پیش برده شود.از آنجا که تفاهم ارادهء قابل پزیرش است وقابل تردید نیست، اما به نظر این قلم اینکه روی چه مساله ای باید تفاهم صورت بگیرد؟بهتر است مشخص شود. به اساس اصول حزبی نتیجه انتخابات جعل شده، و ریس برآمده از آن، ریس مشروع حزب مردم افغانستان نیست. حالا نویسنده میخواهم بسیار واضح وشفاف اینرا بگویم که چون بحث ، بحث اصول حزب است وقتی اسرار این باشد که نتیجه جعل قبول شود برای تفاهم مجرای اصولی باقی نمیماند.

جلسه رفقای شورای مرکزی بحث روی پیشنهاد رفقای داخل و خارج را که همانا ایجاد کمیته رهبری موقت برای حزب مردم افغانستان است به جلسه آینده موکول نمود. اجازه دهید در این مساله همچنان شفاف واضح سخن بگوییم. فهم نویسنده از طرح ایجادکمیته موقت رهبری این است که با ایجاد این کمیته دروازه حل بحران گشوده میشود. خدشه ای که به اعتبار حزب در نتیجه جعل و تقلب وارد شده پاک و مرفوع میگردد. ما باید به این حقیقت واضح تن بدهیم که یک لشکر عظیم رفقا به اثر تبلیغات جعلکاران تا اکنون قضاوت شان را به نسبت انگیزه مفقود ارائه نکرده اند. ایجاد کمیته موقت رهبری این قضاوت را در میان میگذارد. از آنجا که حزب ما کنگره خود را کنگره وحدت نامید. ایجاد کمیته موقت رهبری ما را به اهداف وحدتخواهی وعمل در این زمینه بصورت قطع نزدیک میسازد. ایجاد کمیته موقت رهبری گام عملی بسوی استحکام وحدت در حزب و وحدت با نیرو های هم اندیش است. حقیقت این است که نیرو های هم اندیش نمیتوانند در حضور جعلکاران و توطئه گران به وحدت اعتماد نمایند. به گشت زنهای جعلکاران توجه شود . آن‌ها کسانی جز چهره‌های وحدت شکن نیستند.

اکنون در مورد ملاحظات رفیق محترم آرین که در ارتباط یک یادداشت نویسنده در سایت خوانای پندار به نشر رسیده با آنکه فکر میشود تا اینجا شاید به قسمتی از ملاحظات شان پرداخته شده باشد میخواهم بطور مشخصتر وواضح ترتماس بگیرم.

اجازه دهید با استناد برداشت های یک بخش از رفقای که ایشان نیز با آن بردداشت ها فکر مشترک دارند به معرفی دو باره آنانی بپردازم که حزب را گروگان گرفته بودند ونتیجه آن شد که امروز اصولگرایان قضاوت شانرا مشترک ساخته از همه رفقا تقاضا دارند که در این قضاوت با آن‌ها شریک باشند، از جمله از شما رفیق آرین و مجموع رفقای که این برداشت زیر را روزگاری مطرح نمودند. با اینحال همانطوری که دیروز راه رفتن از سازمان برای شما باز بود همانگونه امروز راه برگشتن به سازمان بروی عزیزان ما نیز باز است. ما آرزو داریم تا دراین برگشت عزیزان ما به آدرس اشتباه نروند وبه آدرسی بیایند که جایگاه خودشان است

رفقا نوشته بودند:

از نظر ما شورای اروپای حزب واحد با ترکیب کمی وکیفی ، مصلحتی ، شکلی و نا

کار آمدش مولود سازش ها و زد وبند های حلقات وگروپ ها وحتی افراد واشخاصی میباشد ، که نه تنها نیاز زمان کنونی اینجا و آنجا ضرورت وجود آنرا نفی می نماید بلکه وجود آن مانع سنگینی بر روند تحقق و قوام همبستگی نیرو های مترقی وتحول طلب وروشن اندیش کشور، در مقیاس داخل و خارج کشور محسوب میگردد. ما در گذشته های نه چندان دور از موجودیت آن همه گروپ ها وفرکسیون ها ، و عدم وجود دموکراسی وشفافیت ، خاطرات خوشی نداریم.چنانچه اکنون نیز پروسه آغاز شده وحدت دو حزب « نهضت فرا گیر و حزب متحد ملی» که هیچ گونه اختلاف عقیدتی تکتیکی واستراتیژیک در دیروز و امروز نداشته‌اند بنا بر مداخلات، بهانه سازی ها و خود محوری های از همین آدرس اقبال تحقق نیافته بار بار به تعویق می‌افتد و ما را ترس از آن است که مبادا این آرمان مقدس مدفون حیله‌ها و نیرنگ های تنی چند از خود خواهان و خود پرستان گردد.

از نظر ما شورای اروپای یک محور موازی رهبری کننده در نهضت فراگیر حزب متحد ملی و اکنون حزب واحد بوده ، به نقش ، اوتوریته و اعتبا ر ارگانهای رهبری حزب ، در داخل کشور شدیداً آسیب می‌رساند . وجود چنین تشکیلات متورم ، مقامات ، شعبات وپست های تشریفاتی هیچ گونه تلفیق و هما هنگی با ساختار تشکیلاتی احزاب اپوزیسیونی وبه خصوص بیرون از کشور نداشته فقط باعث بوجود آمدن گروپ بندی ها، فرکسیون ها، اتلاف زمان و مصارف بی جا و بیمورد اقتصادی و زمینه ‌ساز سوء‌استفاده ها میگردد.


بلی رفیق آرین عزیز!

باطلگرایان همان های اند که زمینه ترک حزب را برای رفقا تحریک کرده‌اند واکنون خبط ها و خطا های جعل و تقلب که در نتیجه بحران را بالای حزب تحمیل کرد. ما در نظر نداریم دروازه حزب را بروی خود مان ببندیم، بلکه در نظر داریم دروازه حزب را بروی جعل تقلب توطئه و دسیسه ببندیم که در هر مقطع زمانی قربانی نگیرد

ما خطوط تاریخ مبارزات حزب خود را مینویسیم. آنچه مینویسیم ماندگار میماند. این یاداشت ها تفنن نیست . هر نویسنده خودش مسئول یادداشت های خودش است. ما حقیقت را تائید و حمایت میکنیم . ما افتخارات فراوان رزم و پیکار در یک حزب بزرگ ودر پیامد آرمانهای آن حزب بزرگ داریم .ما اعضای بسیار پر افتخار در حزب خود و در همروی آرمانهای مشترک مان داریم . آنهای که حضور فزیکی دارند وآنهای که دیگر جسمآ با ما نیستند. از آن میان یکی هم رفیق پرشور ما بود که من قلم بدست گرفتن را وبسی از داشته های خودم را مدیون آن رفیق شرافتمند استم. آرزو میکنم چون او با صراحت سخن بگویم وایکاش بتوانم. بلی استند کسانی که میخواهند از وجود این چنین شخصیت‌های عزتمند ، با تعهد ، با ایمان و با باور های انسانی به نفع اغراض و امیال محدود خود بهر برداری نمایند.

ما همه میمیریم. باید میراثی به نسل مبارزه دادخواهی و مترقی بجا بگذاریم. میراثی از حقیقت و صداقت ، میراثی از اصولیت و حزبیت بجا بگذاریم. کسانی ما را از دشمن میترسانند.میگویند حقیقت نگوئید که دشمن استفاده میکند. امروز همان دشمن برای حزب ما تاریخ مینویسد و تاریخ میسازد. دیگر چه جائی باقی میماند که ما خود ننویسیم.

بلی ما وشما مردم را دوست داریم و میخواهیم نشان بدهیم کج اندیشی، کج روی ، جعل ، تقلب، توطئه ودسیسه را که در حزب خود نمی پزیریم برای مردم هم نمی پزیریم.

بحث سیاست و سیاست مداری در وجود رفقای ارزشمند مان برای ما از اهمیت بسیار برخوردار است. نویسنده هر چند که ده ها سال شاگرد دوره آموزش سیاست چه در بخش عملی و چه هم نظری استم اما بی هیچ فضل فروشی میخواهم اینرا بگویم که هنوز شاگرد این مدرسه استم . البته امانت دار آرمانها و اهداف رفقای ارزشمند خود مان استم ومیخواهم برای بیان آن صراحت لهجه داشته وعرصه عمل را بدست بیاورم. لذا برای عملی شدن این آرمانها و اهداف توقع داریم تا رفقای ما بر بنیاد آنچه مثل آفتاب روشن است به قضاوت مشترک برسند .

صداقت واصولیت پیروز است


محمد یعقوب هادی



پنهان کاری چهره باطلگرائی را تغیر نمیدهد

پنهان کاری چهره باطلگرائی را تغیر نمیدهد


اخیرآ گزارشی را از جلسه شورای انگلستان، شورای برآ مده از تقلب انتخاباتی پلینوم 21 یا اولین پلینوم حزب مردم افغانستان در سایت باطلگرایان خواندیم. این گزارش جز رنگ آمیزی جعل و تقلب چیزی دیگر نیست. در‌واقع باطلگرایان خواستند با انعکاس این گزارش در برابر فیصله های کمیته موقت ارتباط اصولگرائی در اروپا، تدویرموفقانه جلسه شورای فدراتیف روسیه وتصامیم و فیصله نامه‌های آن وپیشنهادات سازنده اعضای اصولی حزب عقده گشائی نمایند. اما این اغوا گریها نمیتواند چهره باطلگرائی را پنهان بسازد باطلگرائی رو به شکست ومحکوم به زوال است.


حقیقت این است که بعد بروز جعل وتقلب در پلینوم 21 ثور 1391 که بالاخره به یک بحران تبدیل شد هیچ یک از جلسات باطلگرایان در داخل و خارج با کمیت که گزارش داده می‌شود تا اکنون دایر نگردیده است. باید با صراحت گفت رفقای که تا هنوز در نشست های که باطلگرایان آن را براه میاندازند حضور بهم میرسانند بیشترین رفقا اعضای شرافتمند حزب ما استند که برای تطبیق اصول به شدت در مبارزه درون حزبی فعال میباشند.

واقعیت این است که دراین نشست ها جعلکاران با برخورد های اصولی رفقا مواجه استند اما در گزارش‌ها از آن اثری نیست چون در دنیائی زندگی میکنند که دموکراسی همان است تا به نفع آن‌ها باشد. بیجا نیست که یگان تن با نشان دادن محاکم ستم سالاران جهان همروان دیروز شانرا تهدید میکنند مانند آنکه به نویسنده هم گفته شد توطئه گر مگو که اینجا توطئه گران حق داد خواهی دارند. مرحبا

فریاد های اعضای حزب به آسمان رفت که سخن شفاف و بیان شفاف داشته باشید، برعکس می آیند بحران تحمیل شده بالای حزب مردم افغانستان را که هر روز هم از جانب باطلگرایان تشدید میگردد با خاک پاشیدن به چشم اعضای حزب حل شده گزارش میدهند. دروغگویان برای همه می‌ توانند دروغ بگویند، مگر آیا آنها با خود هم میتوانند دروغ بگویند؟

در گزارش شورای باطلگرایان انگلستان آمده است:


رفقای عزیزوگرامی، طوریکه شما درک مینمایید،حزب ما یعنی حزب مردم افغانستان درنخستین کنگره تاریخی خویش ،که حقی « حقا» درخشان ترین امید ها وباورها را دریک همایش بزرگ واجتماع سراسری،پرورش داد،بطرزغیرمنتظره ،آماج حملات نا جوانمردانه وسازمان یافته قرارگرفت ودوران متوالی را دربحران ودریک فضای نیمه آگنده ازگرد وغبارکج فهمی ها وجاه طلبی ها بسربرده ودرفرا راه این جوسیاسی، بعضآ شعار ارجحیت جایگاه ومقام سیاسی برمنافع حزب وجامعه وخدشه دارساختن دست آورد های بزرگ کنگره حزب، به میدان کشیده شد.

گوینده ونویسنده این سخنان به کدام مخاطب چه را می‌خواسته برساند؟ بحران تحمیل شده در حزب مردم افغانستان از کدام زاویه حل شده است؟ شاید منظور ثبت نام حزب در پای ریس متقلب محمد داوود راوش باشد که دیگر کار را تمام کرده است. ویا دزدی دفتر وبار گاه سازی برای جعل کاران که رفت و آمد اعضای اصولی حزب آنجا ممنوع باشد. گزارشگر شورای متقلبین در انگلستان! مگر این شما نبودید که در جلسه شورای اروپائی « در آنوقت ما هم امید های را برای یک برخورد سالم حزبی به آن شورا بسته بودیم» از خلاف رفتاریها و انحرافاتی بدون ذکر نام افرادی یاد کردید که حزب را تضعیف و بسوی بحران میکشانند، مگر آن برخورد شما یک مزاق سیاسی بود؟ جالب است که اکنون این وضعیت بحرانی در نظر شما غیر منتظره جلوه میکند و میخواهید روی تمام عمل‌کرد های که از جانب توطئه گران انجام شده پرده باندازید و حتی عمل‌کرد خائینانه آن‌ها را در برابر اعضای حزب و اصولیت توجیه کنید.

اگر از نویسنده وگوینده گزارشگر شورای متقلب انگلستان بپرسیم که شما میتوانید یک حرف و یک سخن را ازیک فرد مخالف وموافق نشان بدهید که بر ضد فیصله های کنگره بیان کرده باشد؟ چرا پناه گاه ساختن، چرا انحراف دادن ذهنیت ها از اصل مساله که بحران را خلق نمود؟

البته انکار نمیکنم این قلم باری نوشت که نصاب شرکت نمایند گان در کنگره نصابی بود که ازتعداد ثبت شمار اعضای حزب واحد بدست آمده بود. معلومدار زمانیکه رفقای متحد ملی اول بار کنگره حزب واحد را دایر نمودند این نصاب نماینده گی به اساس نورم تشکیلاتی اساسات ساختار حزب، در هر دو کنگره برهم خورد. خوب؛ در مورد اول رفقا با توافق کلی بر نامه انتخاب کادر رهبری را به ثمر رساندند. تقلب و جعل در میان نبود رفقا به پیامد نتائیج آن کنگره بسنده کردند و حزب متحد ملی وحدت خود را حفظ نمود و هر روزهم بیشتر قوتمند میشود. اما در مورد دوم آنچه را اعضای حزب امید داشتند نتائیج مثبت آن در نتیجه انتخابات نا سالم وغیر شفاف جعل و تقلب در انتخاب کادر رهبری زمینه عملی پیدا نکرد بحران تحمیل شده تمرکزکاری را از تطبیق فیصله ها در عمل انحراف داد و اعضای حزب در گیر بحران تحمیل شده‌ای گردیدند که اکنون با همه شاخ وپنجه که دارد شما آنرا پرده پوشی میکنید که گویا آب از آب تکان نخورده است. مگر شما با همین روحیه فریب و اغوا شعار خدمت به مردم را زمزمه میکنید؟ ومردم هم باید باور داشته باشند که حزب ما پیامد حزب بزرگی است که مردم به آن اعتماد داشت. کاش این جفا های شما هویت سیاسی ما را ضربه نزند اگر چنین میبود اعضای اصولی حزب با شما کاری نداشتند . ما و مردم ما بسی جفا ها و خطا ها را از بسی از حلقات گروه‌ها و افراد دیده ایم شما را نیز در آن جمع به حساب میاوردیم. اما چنین نیست . در پناه هویت خود ما برای ما جفا میکنید. هم اعضای اصولی حزب را با شلاق دسیسه وتوطئه ضربه می‌زنید، هم اعتبار حزب را تضعیف میکنید.

مگر اصولگرایان کفر اصول گفتند که از همان دقایق و لحظات اول نتائیج انتخابات، خواستار انتخابات دوباره شدند. چرا برای حل نشدن آن گره سر گره زده شد. یاد تان نیست که نتائیج کنگره تا چه مدت اعلان نشد؟ وبرای تدویر پلینوم فو ق العاده وانتخابات دوباره چه بهانه‌های که صورت نگرفت. مانند اینکه چرا رفیق بزرگر از تالار خارج شد؟ یا اینکه گفته شد چه کسی تضمین میکند که بازهم رفیق بزرگر تالار را ترک نکند؟ یا اینکه رفیق سپاهی رفیق نزدیک به رفیق بزرگر مسئول تهیه کارت ها بود. این‌ها همه گپهای وبهانه های توطئه گرانه است. اگر این نیات شما سالم میبود برای شما خوب بود وبهترین دست آورد بود که باز هم رفیق بزرگر از تالار خارج میشد، در آنصورت شما بصورت قطع گپهای تان به کرسی می‌نشست. موضوع تهیه کارت ها را رفیق عبدالله بهروز که در یک دفتر با رفیق سپاهی کار میکند در همان جلسه در برابر ریس جلسه سلیمان کامجو که از نبودامکانات سخن زد گفت : که چرا امکانات نبود برای ما یک روز قبل میگفتید که ما این کارت های اعتبار نامه را درست تهیه میکردیم. مگر این ویدیو ها ساختگی است که جعل را نشان میدهد؟ مگر گپ انتخابات به طالع بجنگان نکشید؟ کجای آن برخورد ها مطابق اساسات ساختاری حزب بود؟


ارجحیت جایگاه ومقام سیاسی برمنافع حزب وجامعه در کدام برخورد هاست؟ آنهای که فقط یک خواست اصولی

و حزبی داشتند که گفتند انتخابات دو باره؟ و یا آنهای که 9 ماه تمام و تا اکنون همین یک خواست را پاسخ ندادند؟

بخصوص که طرح کاندید سوم با قاطعیت از طرف اعضای حزب و شخص رفیق بزرگر هم تأکید شد.

وما دیدیم که در این فاصله به جز اتهامات و اقداما ت خلاف تمام نورم های حزبی و رفاقت از جانب جعلکاران کاری دیگر برای رفع این بحران انجام نشد. واقعیت این است که عملی شدن اصول حزب کفتانی عده‌ای را که اکنون خپ خود را زده اند برباد میدهد. اما این هم واقعیت است که طلسم توطئه شکسته است.

ملاحظه ای اکثریت اعضای حزب در مورد نتائیج تقلب پلینوم 21 چرا در دید و قضاوت شما قرار نگرفت؟ ایجاد سازمانهای اصولگرائی ،استعفا نامه‌های رفقا، حتی استعفای روسای شورا ها منجمله استعفای رفیق نسرین مفید که گویا پزیرفته نشد، و استعفاء عده‌ای که هنوز افشا نشده است با هر طرح ونظری که بوده باشد اعتراض از طرف رفقا از شورا های داخل کشوردر مورد نتیجه انتخابات جعل پلینوم21 ، قطعنامه های شورا که نتایج جعل پلینوم21 را رد نموده اند و ریاست حزب را وهر پیامد از آنرا مشروع نمیدانند و به رسمیت نمیشناسند، تقاضا های مکرر رفقا برای تدویر پلینوم فوق‌العاده برخورد ها موضع گیریها اند که شما از آن چشم پوشیده و بحران را که جعلکاران سخت جانی میکنند حل شده گزارش میدهید. عجب است که هیچ کدام این‌ واقعیت‌ها به عنوان یک صف حزبی، یک صف اصولی بر ضد جعل و تقلب به نظر شما نمی آید؟ از پس چگونه عینک نگاه میکنید که بحران تحمیل شده را در فضای زندگی حزبی ما را نمی بینید؟ لطفاً با چشمان باز ببینید .

اصطلاح «حملات ناجوانمردانه سازمان یافته » متوجه آنهای است که از اروپا تا کابل برای مهندسی این جعل و تقلب راه کشیدند.

در گزارش شورای متقلبین آمده است

رفقای عزیز

شورای کشوری انگلستان حزب مردم افغانستان ،افتخار دارد که یکی از اساسگزاران نخستین سنگ تهداب وحدت حزب درساختار احزاب پیشین متحدملی ونهضت فراگیردموکراسی وترقی افغانستان میباشد.ما اینجا مشترکآ دربساط حزب مردم افغانستان وشورای کشوری انگستان آن ، خانه را اعما رنمودیم که بهترین وعالیترین نماد وحدت ، حزبیت ، رفاقت وصمیمیت بوده وعزم احساس واراده همه رفقا درآن نقش بسته وبدون شک بروجاهت وجایگاه سیاسی، سازمان مان شکوه می بخشد .من دیروزصحبت های محبت آمیز ،رفیقانه وصمیمانه که بارفقای گرامی عبدالفرید جوینده وسید امین هاشمی که ایشان خود ازمعماران بنای وحدت درشورای کشوری انگلستان ،حزب مردم افغانستان هستند ، داشتم . همه با یک صدا درراه تداوم مبارزه در راه تحکیم هرچه بیشترپروسه وحدت وحفظ دست آوردهای بزرگ سازمان مان درین خصوص که ازدرخشندگی خاصی برخورداراست ،تاکید داشتند.متیقین هستم که بنای وحدت درشورای کشوری انگلستان که درضمیر، وجدان ها وباورهایمان جا افتیده است ، همیشه وبطورجاویدان بطورماندگارباقی خواهد ماند.جریان های مقطعی وطبیعی که از اصل فضای دموکراتیک منشا می یابد، بصورت قطع برعزم رفقا برای تحکیم پروسه وحدت درداخل حزب وتداوم مبارزات سیاسی تاثیرنخواهد داشت .


رفقای گرامی، بایدهوشیاربود که چهره های" آشنا " درشورای کشوری انگلستان حزب مردم ،آنانیکه ازابتدای کارمان برای ایجاد سنگ بنای وحدت، با شیوه های نابکارتلاش نمود تا کماکان باهمه ماجرا جویی وتعصبات وحدت ستیزانه و آرمان ستیزانه ،جلواین پروسه را سلب نماید ،همین اکنون درهوا وحسرت ومستی وجنون قدرت ازدست رفته دیروز،با توجه به وضع تاسف بارانزوای سیاسی خویش، محیلانه تلاش مینماید تا باردیگراین پروسه را متلاشی واین خانه را ویران نماید،که این خواب است وخیال است وجنون و حزب ، هرگزدربرابرچنین تحرکات عبث ، که پرداخت هزینه بزرگی را درقبال خواهد داشت ،بی تفاوت نخواهد بود.

این سخنان به اساس کدام واقعیتها ست. سخن گفتن از وحدت یک ظاهر فریبی بیش نیست. معلوم می‌شود که کسی معنی استعفا را نمیداند. استعفا به معنی عدم موافقت با رفتار ها و کردارهای جاری است. رفقا گرامی رفیق جوینده و رفیق هاشمی عملآ با این رفتار ها و کردار ها به رسم مخالفت استعفا داده‌اند ونخواستند زیر چتر تقلب ، جعل و سیاست‌ های فریبکارانه کار و مبارزه نمایند. استعفا نامه‌های رفقا نشان دهنده آنست که شورا های متقلبین به وحدت صداقت ندارند. تظاهر به وحدت در حالی از طرف متقلبین صورت میگیرد که رفقای وحدت خواه با استعفا نامه شان عدم صداقت جعلکاران را به وحدت افشا میسازند

قراریکه به همه رفقا هویدآ است رفقا هر یک 1. رفیق دوکتور فرید جوینده که قبلآ عضوی شورای عالی حزب متحد ملی و به صفت ریس شورای متحدملی در کشوری لندن بود همراه با عده از رفقای متحد ملی آن کشور 2 . رفیق امان الله عزیزی قبلآ عضوی شورای عالی حزب متحد ملی همراه با عده رفقا از کشور جرمنی 3. رفیق فیاض عزیزی قبلآ عضو شورای عالی حزب متحد ملی و ریس شورای حزب متحد ملی کشور سویدن با عده از رفقا متحد ملی. 4. رفیق خواجه محمد صدیقی عضو شورای عالی حزب متحد ملی و ریس شورای حزب متحد ملی با همراه تمامآ رفقا حزب متحد ملی کشور دنمارک 5. و رفیق امین هاشمی رفقای شرافتمندی استند که با شهامت وصداقت تمام جعلکاران وتوطئه گران را ترک کردند

خوشبختانه رفقای گرامی ما از همان آغازوحدت دو حزب رفیق وهم اندیش( متحد ملی و نهضت فراگیر) افراد وحدت شکن و ضد وحدت را شناسائی نموده بودند. در همان مراحل نخستین پروسه وحدت این دو حزب رفیق رفقای کشور سویدن در کنفرانس وحدت، بر ضد وحدت شکنان احتجاج کردند. حقیقت این است بعد از آنکه توطئه گران زمینه سازی نمودند تا این وحدت شکست بخورد و رفقای متحد ملی کنگره اول را از نام حزب واحد دایر کردند با باقی ماندن خود رفقا در تشکیلات حزب واحد که قبلآ در تشکیلات حزب رفیق ما، حزب متحد ملی بودند شکست وحدت را باور نکردند و با روحیه وحدتخواهانه از تشکیلات حزب واحد عضویت خود را منفصل نساختند و در کار ومبارزه وحدت طلبانه ادامه دادند . از سوی دیگر رفقای حزب متحد ملی هم به باور های وحدت طلبانه آنان ارج گذاشت وبا حفظ جایگاه شان در حزب متحد ملی ارتباط سنتی ورفیقانه را با این رفقا حفظ نمود. از اینجاست که اصولگرایان بار ها اعلان داشته‌اند که شکست وحدت در نتیجه پلان توطئه گرانهء کسانی بود که اکنون بحران را در حزب مردم افغانستان خلق نموده اند


شورای متقلبین در صورتی که به وحدت صداقت میداشت این رفقا را از دست نمیداد.

استعفا رفقای از شورای متقلبین بادرک این مساله که جعلکاران از نام وحدت سوء‌استفاده کرده و میکنند صورت گرفته است. این سوء‌استفاده تا آنجا بود که در نتیجه پلان باطلگرایان این رفقا از نماینده گی در کنگره دور ساخته شدند

تصادفی نیست که نام این رفقای شرافتمند چون رفیق خواجه محمد صدیقی به عنوان پیش لشکر قیام بر ضد جعل ، تقلب و توطئه با جنبش مسئولیت گره خورده ودر جنب کمیته موقت ارتباط اروپائی اصولگرایان با صداقت تمام مبارزه اصولی را به پیش میبرند

این رفقا که دروحدت صادقانه گام گذاشتند با احساس پاک حزبی چه در جلسات هیات ریسه و کمیته اجراییه وچه در تماس های تلیفونی از اصولیت قاطعانه دفاع نموده و به حل بحران ناشی از جعل و تقلب تحمیل شده بالای ح م ا در پلینوم 21 ثور 1391 موضع گیری اصولی نمودند . ولی باطل گرایان همان طوریکه به پیشنهادات اکثریت آعضای حزب تن ندادند پیشنهادات این رفقا را همچنان نادیده گرفتند. بنآ رفقا تصمیم گرفتند با اعلان استعفا از عضویت درهیات ریسه و کمیته اجراییه به موقف اصولی شان تأکید نمایند و به این وسیله چهره جعلکاران و تقلبکاران را افشا بسازند . ما به این باور استیم که این سلسله ادامه پیدا خواهد کرد وجعلکاران هر روز بیشتر از پیش افشا شده و حزب با تدابیر لازم و ضروری که کمیته موقت ارتباط اروپائی اصولگرایان ، شورای سراسری حزب مردم افغانستان در فدارتیف روسیه و اعضای اصولی حزب در پیشنهادات شان مطرح نموده اند از شر توطئه گران نجات پیدا میکند




بیرق اصولیت بلند باد

محمد یعقوب هادی

روح مبارز سترگ جنبش مترقی و دادخواهانه افغانستان رفیق جلیل پرشور شاد باد


بدینوسیله مراتب تسلیت خود را به نسبت مرگ نا بهنگام رفیق جلیل پر شور به خانواده شریف شان، به رفقای جنبش داد خواهانه و مترقی افغانستان، به دوستان ووابستگان آن جاوید نام تقدیم داشته برای همه عزیزان صبر وتحمل آرزو میکنم.


سخن گفتن از پدرود حیات رفیق پرشور، وداع جسمی با او که با اندیشه و تفکر انسان خواهانه فرا تر از وابستگی شخصی به اساس مسئولیت اجتماعی برای کل جامعه زیسته بسیار دشوار است. اما چون مرگ راه بی برگشت همه ماست این کمبود و نبود را از دست جبر مرگ برای خویشتن وهمه گان تسلیت میگویم. رفیق پر شور از خود ثروت انسانی بجا گذاشته که همانا رشته‌ها و وابستگیهای اند که جاودانگی نام آن عزیز را شهادت میدهند. میراث معنوی رفیق پرشور تسلی ماست. رفیق پرشور در اجتماع ما با سر بلند وبا روح توانمند زیست. رفیق پرشور مبارز استواری بود که شور دل وزبانش درهمه جا و در برابر همه یک رنگ و همرنگ بود. رفیق پرشور آنچه در دل داشت در زبان میگفت. هیچ حرفی که در دل داشت پنهان نمیکرد. راست ودرست سخن میگفت. از حضور او منافقین آنهای که دل و زبان شان یکی نبود سخت در هراس میشدند.

آخرین باری که با رفیق پرشور صحبت نمودم . درد جانکاه بیماری سخت عذابش میکرد. ولی با آنهم اطمینان میداد که همه چیز خوب خواهد شد. این توانمندی روح بزرگ رفیق پرشور هنگام وداع رفیق کارمل رهبر بزرگ ما را بخاطرم میاورد که آن بزرگ مرد تاریخ سیاسی کشور ما هنگامی که از حیرتان غرض تداوی وداع میکرد این کلمه را برای هر رفیق تکرار میگفت که «مطمین باشد»


این دسامبر ابر آلود وسرد چه راز های پنهان دارد که سه بار وداع بهترین ها ی جنبش داد خواهانه و مترقی کشور ما را در تقدیر مانوشت . وداع با دردمندان مردم وداع سه همدرد در همین ماه برای ما پیش آمد.


رفیق پر شور با اشک و آه با شما وداع میکنم اما قسم به آرمان که یک لحظه از راه و رسم مبارزهء شما از پا نمی‌ایستم

محمد یعقوب هادی