رسالت وحدت بدون اصالت وحدت هرگزإ

رسالت وحدت بدون اصالت وحدت هرگزإ

 

 

دراین برههء زمان (سه سال پسین دهه دوم دوهزار) تنازع و تقابل کشور های قدرتمند برای کسب منافع شان چنان دامن گسترده که احتمال خطرات جدی جهانی را متصورمیسازد. سایه این تأثیر گذاریهای همه جا به سر نوشت مردم کشور های دخیل و بی دخل چیره شده است. این وضعیت از هم پاشی و پراگندگی پدیده‌های سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و بحرانات گوناگون را در مقیاس آسیب‌پذیری های متفاوت بر جوامع بشری تحمیل نموده است. افغانستان سر زمین خون ،آتش ،خوف ، فقردرعمق ناتوانی سیاست‌ها ی یک شبح دولت بیگانه ساخت، فرو غلطیده و نیرو های مسلط آن سرنوشت مردم وکشوررا ببازی گرفته‌اند.

گروه‌های زاینده این اوضاع به شمول دولت بیگانه ساخت موجود هر آن به بهره برداری نا مشروع شخصی و گروهی شان با شعار های عوام فریبانه چنگ میزنند و زخم خونین این سرزمین را خونین تر ودرد مردم را درمند تر میسازند. همه مشترکین قدرت حاکم چه در وجود ساختار مکتوم که به ظاهر دولت وحدت ملی خوانده می‌شود وچه خارج از این ساختار میخواهند بقای خود را در دهلیز کشی های اهداف بزرگ سیاستهای کلان حامیان شان مستحکم بسازند.

شعار های زیبا با واژه‌ها وکلمات مقبول وحدت ملی، همسوئی ، همگرائی اتحاد و اتفاق ورد زبانها وادای سخنوریها وزیب نوشتار ها میگردنند اما شور بختانه این همه کلمه سازیهای دلنشین و دماغ پذیر چون بصورت عام مطرح می‌شوند روزنه امید بخشی را نگشوده است.

از سوی دیگر نیرو های دیموکرات مترقی و داد خواه وبه تعبیر دیگر نیرو های چپ هم چنان اسیر طرح های عام برای گزینه سازی های سیاسی میباشند ولذا همه تلاشهای آنان نیز که با بسیج ساختن وتشکیل یک مجموعه مؤثر برای عملی کردن یک طرح بدیل عرض وجود کند به دلیل عام گرائی در گزینه های سیاسی به نتیجه صفر میرسد. فشرده تحلیل وضعیت تأثیر گذاری و تأثیر‌پذیری ها این چنین است . روح مبارزه انگیز و مبارزه گر انسانی برای هستی در برابر نیستی حکم اش جنبیدن است. مسیر ها را مفاهیم کیستی و چیستی نیروی های محرک تعین میکند. اینکه حرکت از کجا و با چه امکان ووسیله ای که شکننده نباشد آغاز شود نیاز مند خودشناسی استیم.

---

ازاین سطور به بعد بحث را برای توجیه عنوان آن به توجه رفقای هم اندیش میرسانم . تقاضا میکنم با تمام دقت به آن مکث نمایند. دراین خطوط خواست اصالتمند ورسالتمند هم اندیشان حزب مادر جمع‌بندی می‌شود. خواستی که سالها برای تحقق آن بحث‌های داغ وطرح های متعدد را هم از اراده یک رفیق همرو آرمان هم در اراده سازمانهای رفقای یک آرمان در مقاطع زمانی مختلف دنبال کردیم. در این بحث ها به حل سوالها وچرائی جدائی ها پرداختیم . علت جدائی ها دوری هاو پراگندگی ها را واضح ساختیم. عوامل آن را از گذشته تا زمان حال به بحث گرفتیم وبه روشنی کامل با صداقت تمام، مواضع آرمانی رابه اساس سر گذشت سیاسی تعریف کردیم و مفهوم هم اندیشی در راه آرمان مشترک را از آن استخراج نمودیم. از همان آغاز تا اکنون هر امکانی که برای یکجا شدن نیرو های چپ در گزینه وحدت مطرح بودو است در شعاع هم اندیشی آرمان آن را دنبال نمودیم. بدون ملحوظ رابطه‌های حزبی و سازمانی با رفقای خط آرمانی هم گام وهمقدم بودیم واستیم. این روان مسلط سازمانیست که به اساس قضاوت مشترک از حیات حزبی سیاسی مجموعه سیاسی شانرا بنا نهاده اند . رابطه سازمانی اصول هم اندیشی آرمانی را مخدوش ساخته نمیتواند. لغزش ها در سازمان رفقای هم اندیش معافیت ندارد.هرگاه کسی از سازمان ترد شده براساس همین روان مسلط در درون سازمان است.

 

وحدت خواهی بحثی دارای پیشینه در سازمانهای بازمانده از حزب مادر است. وقتی گذشته این بحث را مرور میکنیم مقالات ، یادداشت ها ، جلسات، گرد همائی های شبکه پالتاکی وامکان موجود شبکه فیسبوکی به توجه میرسند.وحدتخواهان هم اندیش قضاوت مشترک قدم بقدم و مرحله به مرحله به صورت نمایندگی دراین بحث‌ها شرکت کردند ، نظر ارائه نموده اند و جانبدار بوده‌اند. بصورت واضح همه این بحث‌ها یک مخرج مشترک را ببار آورده است که گزینه وحدت بصورت قطع به اساس قضاوت مشترک نسبت به گذشته حال و آینده سیاسی ممکن است وبس. اجماع فکر هم اندیشان بار، بار و تکراراین مساله را باز نویسی نموده و اینک باز هم مینویسد، واین بار با مستندات بیشتر آنرا بازگوئی میکند.

---

فعالین نهضت واحد زحمتکشان افغانستان به حیث مجموعه حزبی سیاسی هم اندیشان یک آرمان ویک قضاوت، میراث دار آرمان و اهداف دیموکراتیک حزب مادر وپایه گذار اولین جمع آمد همروان (ن ف د ت ا وجاذب نهضت میهنی) (حزب واحد) و اساس گذار اولین کنگره هم اندیشان یک آرمان با خواست مسلط وحدت تمام نیرو های دارای سرنوشت مشترک را در هر سازمان دیگر نیروی خودی میداند وبرهمین اساس متکی به این رفقای هم اندیش وحدت طلبی مینماید.

دراین راستا همچنان گام های بیشمار گذاشته شد. طرح وحدت با «حزب مردم» در وجود نیرو های سالم اندیش بصورت رسمی آغاز شد . کمیسیونی در زمینه فراهم سازی مراتب به ثمر رساندن وحدت موظف شد که بعد از چندین نشست بصورت یکجانبه از طرف «حزب مردم» مسکوت وقطع گردید. شکست خلاف انتظار این سؤال را بازهم ایجاد نمود که خون افتراق هنوز در شاهرگهای آن حزب جریان دارد .

 

وقتی به شکست بحث و مذاکره وحدت مکث شود این واقعیت بر ملا میگردد که حزب مردم بازهم اسیر یک حلقه توطئه است. آیا صراحت لهجه میتواند مصلحت های سکوت سالم اندیشان در حزب مردم را روشن بسازد؟ باید پرده ابهامات دریده شود و همه مسایل واضح گردد.برای این کار فکر می‌شود محتوایات مذاکرات را مطبوعاتی بسازیم .این درخواست صورت میگیرد. اما پیش از آن گفتنی است که

رفقای سالم اندیش چطور میتوانند درمدیریت مخفی گروه سلیمان لایق زیر رهبری کادر رهبری حزب مردم خود را پیرو راه واندیشه های رهبر جاوید نام رفیق ببرک کارمل حساب کنند؟ رفقای سالم اندیش میدانند که کسانی به حیث نمایند گان تفکر سلیمان لایق ونماینده کودتای پلینوم هژده در حزب مردم ، حزب مردم را بکجا میبرند؟

رفقای سالم اندیش وقتی این فیصله را در طرح وحدت طلبی با حزب ترقی ملی خواندند که «کسی از اعضای حزب حق ندارد سالروز های یاد بود وگرامیداشت رهبران وروز های تاریخی مبارزه سیاسی رابر پا کنند» چه برداشتی از آن دارند ؟ وقتی این رفقا با یادداشت ها ومقالات از سالگرد های وفات و تولد رهبر ، تاسیس حزب وششم جدی تجلیل مینمایند مشخصه همفکری و پرنسیب سازمانی شان در تضاد وتقابل قرار نمیگیرد؟ در چنین حالت متکی به کدام اصل عضویت حزبی شان را تعریف میکنند؟ این سؤال‌ها جدی اند . در عین حال روشن نما برای درست دیدن و درست رفتن خود ما که صداقت مانرا نسبت به آنچه میگوییم محک بزنیم.

این یادداشت مخاطبین مشخص هم دارد. ما در کمیسیون های تنظیم پروگرام وحدت رفقای را از جانب «حزب مردم» داشتیم که اطمینان ما را برای حصول نتیجه مثبت قوت می بخشید. رفقای با شخصیت دانشمند آگاه متعهد ودارای صلاحیت کامل فکری و صلابت مدیریتی که امروز حاضر می‌شوند ازطرح وحدت بریده ها از آرمان استقبال نمایند. از طرح آن ترکیبی نا متجانس که رفقای هم اندیش شما در سازمانهای خود آنانرا بنا به انحراف آرمانی وبی باوری به رهبریت واقعی حزب مادر از سازمان خود ترد نمودند.گفتنی است اشاره ما به افراد معین در این ترکیب است .برمیگردیم به این نکته که در مورد وحدت هم اندیشان با گله مندی از این رفقا باید بگویم که برای کشیدن پرده اغفال از رخ وحدت واقعی و سالم، نقش شانرا ادا نکردند ودر اسارت تشکیلاتی صلاحیت داران چهره‌های شناخته شده کودتائی چند مرحله‌ ای بر علیه جمع آمد هم اندیشان اسیر باقی ماندند.

روح اسارت گیری در اعلامیه اخیر از نام ریس «حزب مردم» در آستانه پروگرام دوباره وحدت با «حزب متحد ملی» درست حکایت از عمل‌کرد اشغالگری کنگره ای را بیاد میدهد که مدیریت آنرا بیشتر نمایندگان تفکر سلیمان لایق از آن میان سلیمان کامجو وکودتا چیان چند مرحله ای حزب مادر نمودند. گماشتگان راس صلاحیت در تبانی این اعمال نفوذی از آن دم تا اکنون بر سکان رهبری ا شغال تکیه زده اند، واز هر طرح وحدت طلبی که احساس خطر نمایند به دسیسه متوصل میشوند. صریح و آشکارا میگوییم کسانی که با دید و بینش هم اندیشان در سازمان اصولگرائی هم اندیشان توافق نداشته باشند سازمان اصولگرائی برای‌شان پناه گاه امن نیست آنانی که با سالم اندیشی در جنگ بودند واستند میدانیم ومی بینیم که در کنار چه کسانی آرام گرفته‌اند. این لشکر چند نفره فقط مصروف بازار سازیهای که گویا از کسی «پس» نمانند میباشند . رفقای هم اندیش ما در هر سازمان باید آگاه باشند مداحان سیاسی با کم سوادی مشهود در سیاست که گاهی اینجا و گاهی آنجا جلوه نمائی میکنند وبا چال ونیرنگ در کنار رفقای سالم اندیش به ظاهر سازی مشغول می‌شوند پل پای شان درآ ستان کودتاچیان میرسد آنان خود نیزبدانند که در دنیائی تکنالوژی پنهان کاری های زیادی ممکن نیست .

میدانم این بحث نیش و نوش فراوان سخن داشت.هر دو آدرس مشخص است. ناله‌های حیله‌گرانه آنان که مستحق نیش استند بلند خواهد شد. آنچه واقع خواهد میشود لزومی برای تشخیص سیاه و سفید است،

وآنگاه گفتنی های بیشتری خواهیم داشت.

این تشخیص نسبت به هرفیگور لیدر شیپ دیگر که با سوء اراده ازضرورت ونیاز های وحدت نیرو های دیموکراتیک مترقی و دادخواه برای خود بهره ببرد و عطش ریس شدن را فریبکارانه ازاین نیاز مندی در خودفر بنشاند و با فریبکاری وروش های دو گانه گذشته پر افتخار آرمانگرایان حزب مادررا زیر سؤال ببردهرگز طرف خواست وحدت وارثین حزب مادر نمیتوانند باشند .

 

واما به آدرس همروان صدیق آرمانهای انسان خواهانه حزب مادر پیام وپیغام اصالتمندانه وحدت با پیگیری ادامه دارد. دست وحدت طلبانه ما همیشه بسوی شما مبارزین صدیق دراز است. ما میخواهیم شما یاران راه مشترک برای وحدت همروان آرمانهای حزب مادر پیشرو رسیدن به آرزو وخواست وضرورت وحدت در حال وبرای هر زمان تاریخی باشید.

رفقا ی گرانمایه قلم وقدم تان امید بخش باد

 

اجماع فکر همروان آرمانهای انسان خواهانه حزب مادر

 

 

عسکرشانزده ملیون دالری وتوجیه آزمایش جنایتکارانه ایالت متحده ا مریکا

عسکرشانزده ملیون دالری وتوجیه آزمایش جنایتکارانه ایالت متحده ا مریکا

 

تروریزم مدهش ترین افزار امپریالیزم در دست ایالت متحده آمریکا جهان را به پرتگاه سقوط و نابودی میکشاند. دولت جدید ایالت متحده آمریکا به ریاست ریس جمهور ملیاردر دونالد ترامپ بازی نابخردانه را بر خلاف تمام شعار های انتخاباتی خود آغاز کرده که حتی سیاست مدران تندرو نظام را هم هراسان ساخته است. نامه بیست تن ازشخصیت های اطلاعاتی به دونالد ترامپ مصداق آنست. رویکرد های حکومت چند ماهه دونالد ترامپ نشان داد شعار های «من ریس جمهور جهان نیستم، ضرورت ناتو پایان یافته است، به هیچ کشوری حکومت صادر نخواهیم کرد،دوران فریب و دروغ پایان یافته است» ریا کاریهای بیش نبود. بالا بردن بودجه نظامی ، تجاوز به خاک سوریه اعزام بیشتر قوت های نظامی ،به پولند جزایر بالتیک،عراق، افغانستان ، اعزام کشتی‌ طیاره بردار نظامی وجنگی به آبهای کوریا ونمایش قدرت نظامی با آزمایش بزرگترین بمب در خاک افغانستان طغیان روح جنگ طلبی و دهشت افگنی امپریالیزم ایالت متحده آمریکا را نشان میدهد که اگر حقیقت یک جنگ تمام‌عیارکه برنده ای نخواهد داشت به دماغ جنگ افروزی مهندسین آن تسلط پیدا نکند این بازنده ها با خود جهان را نابود میسازند. باری ازقول نظامیان روسیه فدراتیف در باره ماهیت وخاصیت دستگاه‌های هسته ای در مطبوعات انتشار یافت این دستگاه‌ها همه خودکار اند وبازگیری آن بدست انسان نیست. این حالت یک حمله راکتی نیست که روی ضربه اول حساب گیری شود.این بدان معناست که با کوچکترین حس درکمتراز ثانیه اتفاقات غیر قابل بازگیری حتمی است.

آزمایش مادر بمب ها در افغانستان را ریس جمهور امریکا، نظامیان مدیریتی این آزمایش ودوتا حاکم گماشته شان در افغانستان اشرف غنی احمد زی و عبدالله عبدالله موفقیت آمیز خواندند. به نظرم در استعمال این بمب امریکائی ها حق به جانب اند که آنرا موفقیت بخوانند. بمب انفجار کرد. قدرت تخریبی آن معلوم شد. تاکیتک پرتاب آن معین گردید. واین اطمینان را حاصل کردند که شانزده ملیون را برای ساخت وسازهر یک از این اسلحه کشتار و تخریب بیجا مصرف نکرده اند. لیکن از نظر حقوقی افغانستان به عنوان یک جغرافیای کشوری وزیستگاه انسانی محل آزمایش افزار کشتار و تخرب هیچ کشوری نیست ، که ستمگاران جهانی بیایند و این سر زمین زخمی ودرد مند را به بهانه غیر موجه ومجوز گماشتگان شان محل آزمایش‌ افزار های کشتار و تخریب خود قرار بدهند این یک عمل جنایتکارانه وپامال ساختن حقوق دول ویک خودسری تجاوزکارانه است . گماشتگان در قدرت کشور که این جنایت را موفقیت توصیف میکنند و از آن دلشاد هستند حق غلامی خود را بجا میکنند. این در حالیست روز ها منابع خبری از کشته شدن ده‌ها جنگنده طالب و داعش در نقاط ومحلات مختلف در اثر عملیات قوت های مسلح خود کشور با عادی ترین سلاح خبر میدهند رقم تلفات طالب و داعش که در این عملیات ها گزارش می‌شود بیشتر از این آزمایش بمب شانزده ملیون دالری امریکاست. اینکه ادعا می‌شود استعمال این بمب برای تخریب تونل های خود ساخته ایالت متحده آمریکا بکار رفته است. وقتی چنین است بصورت واضح عملیه آزمایش را مستند تر میسازدو این تونل ها از قبل برای استفاده هدف دوگانه که در اول به حیث موثریت هدف جنگی و باز برای آزمایش همین نوع بمب مادر ساخته شده بود.

تبصره ها وتحلیل ها حاکی از آنست که این آزمایش برای کاربرد در جنگ احتمالی به کوریای شمالی صورت گرفته ودیدگاه دیگر همچنین آنرا برای تهدید پاکستان بخاطر نزدیکی با روسیه وهم شاید عده‌ای آنرا به مثابه تهدید ایران بخاطر حضور ونفوذ در سوریه وعراق و دلشادی اسرائیل در نظر بگیرند که در هر حالت مستنداتی به یک آزمایش تجاوز کارانه امریکاست. این در حالیست که کشور های منطقه و روسیه فدراتیف برای اهداف پنهانی این آزمایش نگران اند. در این رابطه سفیر روسیه در کابل گفت آنان انتظار نتائیج استعمال این بمب مادر استند.

 

همه این اقدام‌ها حکایت ازسیاست های جنگ افروزانه امپریالیزم ایالت متحده آمریکا دارد. پیش از آنکه امریکا با غره بودن ازاین تهدید ها خطرات بالقوه را به عمل بالفعل برساند بشریت جهانی با آگاهی در برابر آن باید بایستاد و در حال حاضر تنها کشوری که میتواند این محور را تشکیل دهد روسیه فدراتیف خواهد بود ...

م ی هادی

 

نامه بیست شخصیت اطلاعاتی به ترامپ

http://www.sedayemardom.net/?p=45326

 

افشا گری اسنودن

https://dari.sputniknews.com/world/201704141272456/

 

روسیه ما منتظر نتائیج پرتاب بمب مادر استیم

https://ir.sputniknews.com/world/201704142403985/

 

ایالت متحده آمریکا آشکارا در صف تروریزم

ایالت متحده آمریکا آشکارا در صف تروریزم

 

ایدالوگ های راس نظام در ایالت متحده آمریکا با درک از پو سید گی نظام در یک درامه عوام فریبانه انتخابات ریاست جمهوری نوامبر سال دوهزا شانزده وقتی در وسعت جغرافیای کشور نیاز ها و خواست های مردم را در شعار های انتخاباتی سناریو سازی کردند، با دست دادن این فرصت قشر آگاه در بعد کُل جهان برای تطبیق این شعار ها و تلفیق آن با خواست مردم و تفهیم پیگیری از آن تلاش ورزیدند که این شعار ها در یک رویکرد عملی سوق گردد.

---

با این طرح شوک خودی نظام بر خود، تضاد و تقابل این سناریو صحنه آرائی گردید و شعار های عوام فریبانه که ماهیت وخاصیت ایده‌هاو اندیشه‌های امپریالیستیست حقیقت این نظام را به بازگوئی گرفت. بر اساس آنست که از متن سخنان اغوا گرانه با بهانه بی‌اساس روح تروریزم پروری ایالت متحده آمریکا متلاطم شد ودر حمله تجاوز کارانه بصورت علنی در صف سپاه تروریستی خود قرار گرفت.حالا که باز هم بار دیگر زنجیره اعتماد مردم به سخنان فریبنده و اغواگرانه سیاست پردازان نظام ایالت متحده آمریکا میسگلد بی گمان که بیشتر از پیش زیر بنا های نظام را از اتکا خالی میسازد.

ایالت متحده آمریکا در راس نظام سرمایه داری جهان بدون توصل به تولید افزار های هراس افگنی کشتار و تخریب راه دیگری برای توقف مراحل تاریخ نمی بیند. تجاوز در عراق، لیبیا،افغانستان وسوریه که با طرح سه بعدی (تولید گروه‌های تروریستی ، صدور حکومت خود ساخته وحضور مستقیم) در این سر زمینها جهان رابه سوی یک جنگ بزرگ میکشاند ، تجاوز آشکار آن با راکت باران اهداف نظامی سوریه که در جنگ ورویا روئی مستقیم با تروریزم قرار دارد دلالت به این امر میکند.

---

سرا سیمگی در وضعیت نظام خود بخود پوسیدگی نظام را آشکار میکند. ترمیم این فرسودگی نظام با مسایل روبنائی منتج به آن شد که زیر بنا بیشتر از پیش سقوط را زودرس بسازد. این وضعیت هم کهنه کاران سیاست ایالت متحده آمریکا و هم متحدین جهانی را هراسان ساخته است. ترس بیشتر وقتی در جبین نظام ایالت متحده آمریکا جهان رونما شد که روسیه ومتحدین آن به حیث بازیگر موفق در برابر طرح های آنان عرض وجود کرد. دولت دونالد ترامپ به ظاهر تحت فشار سیاست سازان کار آزموده مجبور بود که شامل میدان بازی گردد واین بازی را به اساس یک بهانه فوری درحمله ناگهانی آغاز کرد. اکنون ایالت متحده آمریکا به عنوان حامی تروریزم توپ را به میدان بازی انداخته است حالا ببینیم که روسیه به حیث بازیگر اصلی با آن چگونه بازی میکند.

م ی هادی

نگاهی پیرامون برنامه موسیقی «ستاره افغان»

نگاهی پیرامون برنامه موسیقی «ستاره افغان»

 

مطرب نوازیهای احساس آفرین مشتی به دهن دوزخیان دین فروش

 

 

سخن ازخوش نوازیهای شگفتن غنچه های سازو آواز است. آوای که با خون رگهای احساس یعنی نظم سخن، پیام وپیغام عاطفه ، مهرو دوستیِ پیوند های زندگی را ارمغان میدهد. سخن از روزنه الهام بخش گشود پنجره هایست که هر از گاهی برای ارضای عقده‌های کساد بازار دوکانداران دین، در تیر کـَـش تفکر متحجرو شادی کــُش آنان قرار میگیرد. همان آدمهای غمباده نشین و جبین فرآمده که میخواهند انسانیت در چنگال شیطنت شان اسیر باشد.

بهترین هدیه‌ ای متجلی انسان عقل است.عقلانیت تحفه گرانبهایست که رشته خود اختیاری انسان را با تمام پدیده های حیات گره میزند. وقتی بخود ما بر گردیم و فکر کنیم از نخستین روز های که پا به عرصه حیات گذاشتیم چه را بیاد داریم؟ آنگاه که صفحه عقل ما بیخی سفید بود، این کاتب زمان وزمانه است که بر آن مینویسد. بی گمان که سلسله عقلانیت، پروردگاریست. روایت های منسوخ و ناسخ خود گواهی ومصداق این مراتب است. معقولیت ومقبولیت عقل، تولید خلاقیت توانائی های انسانیست. زیبا ترین این خلاقیت توانائی سعادت جوئی برای انسان است. تمام باور های دینی میگوید که شما در تصاریف روزگار نا امید نشوید و روزنه های سعادت را همیشه جستجو کنید.

 

با چنین مقبولیت از تلویزیون طلوع دریچه مطرب نوازیهای عشق وطرب های احساس آفرین برنامه «ستاره افغان» را بروی افکار ابلیسی تاجران دین میگشایم. جائی که بوی شگوفه مهر به مشام میرسد ، زمزمه احساس شنیده میشودو صدای همدلی دلنواز است.

 

کاروان دوازده ساله این برنامه (ستاره افغان) در طلوع نوروز ودر فصل تازه گی به سال نو راهش را باز کردو یکسال سفر دیگرش را تمام نمود. دست اندر کاران این برنامه برای پیدا کردن استعداد های موسیقی پالیدند وپیمودند و گذرگاه های فرهنگی را در محیط ومحلات دیار ما گشتند وگذشتند و نگاره فرهنگ‌های منحصر به محیط جغرافیای کشوری را از پس صدا ها ونوا های موسیقی به تماشاه گذاشتند. هلهله و تکاپوی آن این حقیقت را به بازگوئی گرفت که فضای صلح وآرامش چقدر زیباست ، امن وامان زندگییست که آرزو ها، امید ها وخواست ها ی خوب انسانی را به ببار مینشاند. ساز وسرود گویش ها ی احساسی و رفتار های عاطفی، بر خورد های حق شناسانه، پیش آمد های احترام آمیز وشفقت افزا، همدلی ها وهم پزیری ها را با زیبائی در آئینه ای تمام نمای محفل نیشینان فرحت آور بخوبی به مشاهده گذاشت.

بدا بحال دوزخ نیشینان دین فروش که این همه داده‌ها از دریچه چنگ وچغانه راحرام میخوانند. تبارز احترام به پدر در وجود یک فرزند برای شان حرام است .نزاکت ها و آراستگی ناب فرهنگی یک دختر و جوهر ساده گی های زیبنده او را حرام میخوانند. بیان درد های تن سوزانسان سر زمین من را با ناله های موسیقی که حق خواهان را به تحرک فرا میخواند حرام میدانند.

نای نوای این کاروان بسیار پر سرو صداست در اینجا یک کمی کرکتر های خوش سرائی و خوش نوائی این سرودگاه را مختصر در نظر مجسم میسازیم.

با توجه به همدلی داوران، پزیرفتن قضاوت های همدیگر ورفتار دور از همه انواع تعصب که حتی در مورد گویش های زبانی هرگز اتفاق نیفتاد کسی از آن میان بگوئید چرا زبانش را هنر جو نمیداند. بلی بسیار شرافتمندانه با درک این مساله داوران صداقت شانرا درهمزبانی با هنر جو محک زدند. مگر در این باب آیا هنر کدام خصایل انسانی و شریفانه این شادی آفرینان را دزدیده ؟ که در دید دوزخیان دین فروش ملامت باشند وبا نام شیطانی خود آنانرا تعریف کنند

 

وقتی با دیدار و شنیدن آواز پدر اشک شادی در چشمان فرزند جاری می‌شود مگر تبارز این احترام وحقدار بودن شیطانی است؟

و اما هنرجوی رأی آورده برای مقام اول همو جمال مبارز که در معنای نام ومفهوم پسوند نام خود بسیار زیبا درخشید کسیست که ابطال مضحکه پندار های چندین دهه را رقم زد. ورد های زبانی در مورد حرفه ها و پیشه ها را که گویا این پیشه ویا آن حرفه زحمتکشی را خوش نام نمیدانستند در باطله دانی روزگار انداخت و ثابت کرد که عرصه های کار و زحمتکشی هرگز بد نام نیستند این آدم‌های هرزه اند که این عرصه ها را بدنام میسازند. بیائید اینجا یک مقایسه را مطرح کنیم. شما رفتار ،گفتار و حرکات همین ریس جمهور گماشته شده اشرف غنی احمد زی را موازی با تمکین های هنر جوئی «جمال مبارز» مقایسه نمائید من یقین دارم که هر یک در حضور وجدان خواهند گفت: آنطرف یک آدم دلقک به صفت ریس جمهور و این طرف یک جوان فریاد ساز درد های مردم به صفت هنر جو صد ها بارسخن، حرکت ورفتار وزنین تر نسبت به ریس جمهور؟ دارد . این مقایسه را با اشغالگران ستیژ های وعظ و منبرها ی تیکه شده دینداران متظاهر تکرار کنیم. در خیل این فریبکاران یک شخص هم وجود ندارد که بنام خدا از سرمایه باد آورده وخیراتی خود دست یتیم وصغیر و نیازمندی را گرفته باشد. هیچ نمونه‌ای وجود ندارد. در مقابل دها هنرمند عرصه موسیقی در امکان محدود شان به این امر انسانی برای خود مسئولیت ایجاد نموده وبی آلایش و بی مدعا به خانه‌ نشین های نیازمند دست کمک ومساعدت میدهند که این سخاوت وتوانمندی مستدام باد .

حالا حرام چیست؟ و حرام خور کیست؟ وستاره شیطان کیست؟ شما خود قضاوت کنید. دل من میگوید که مطرب نوازیهای عشق وطرب های احساس آفرین پر جوش وخروش باد

 

م ی هادی