ایتلاف سیاسی مجبوریت، ضرورت و یا مسئولیت


از آنجا که رفع تمام نیازمندی های زندگی انسان درمفاهیم رفاهیت کامل مادی و معنوی انسان برآورده میشود. معلوم است که با این ایستگاه مشخص شده هنوز فاصله داریم. از این جهت فکر ما مشغول رفع نیاز های زمانی ماست. انسان چون موجود اجتماعیست در هر مرحله زمانی یک سلسله نیاز های مشترک دارد، که با کار مشترک مرفوع میگردد. بطور مثال وبه مصداق مقوله «احتیاج مادر ایجاد است» به مراحل ابتدائی زندگی انسان نظر می‌اندازیم. متوجه می‌شویم در حالی که انسانهای آن عصر از هیچ کتابی الهام نگرفته بودند با دانائی فطری احتیاج مشترک شان را با کار مشترک رفع میکردند.

در عصر ابتدائی زندگی نیاز مشترک وکار مشترک، مسئولیت مشترک وبهره مشترک بی‌آنکه تعریف معین داشته باشد عملی وانجام شد. اما انسان عصر ما این تجارب را تعریف و در گزینه های مختلف مورد استفاده قرار داد.

اکنون عصر ساینس و تکنوژی عصر هدیه تفکر عالی انسان است. در این عصر تقریب به کل تجربیات بشری با سنجش فورمول بندی شده است . همه این تجارب امروز( عصر علم وتخنیک پیشرفته) زیر چتر مبحث عمده واساسی عصر ، (سیاست) رویکرد عملی پیدا میکند


سیاست به مثابه ارباب علوم امروز سراسر زندگی بشری را فرا گرفته است. لذا داده‌های این علم ورویکردهای که در محیط زندگی از آن ناشی می‌شود چون مستقیم به سرنوشت جمعی ارتباط میگیرد قابل کنکاش میگردد. از اینجهت بحث حاضر(ایتلاف سیاسی مجبوریت یا مسئولیت) به عنوان یک رویکرد سیاسی که به سرنوشت جمعی ارتباط میگیرد به همین مساله توجه دارد.

ایتلاف در معنی جمع آمد است. جمع آمدی که موارد کار بردی متفاوت دارد. مثلاً ایتلاف نظامی هم یک جمع آمد است. اما از آنجا که در دنیای سیاسی شده امروز مدیریت سیاسی زاینده تمام واقعیت هاست، این جمع آمد در گزینه سیاسی اساس نیاز های مشترک و کار مشترک را مشخص میسازد. همانطوری که میدانیم عناصر اساسی تشکیل ایتلاف سیاسی شخصیت‌ها، و اهداف زود رس احزاب ویا جوانب ایتلاف است، بی گمان که ضرورت‌ها ، مجبوریت ها و مسئولیت ها ی محرکین این گزینه نیر برجسته میگردد. لذا در این چنین جمع آمدها شخصیت‌ها و موقف احزاب در جامعه بصورت جداگانه مورد مطالعه قرار میگیرد. این مطالعه ودریافت مخرج مشترک ، پس منظر ایتلاف را روشن میسازد.

نویسنده این کنکاش را در متن ایتلاف نیرو های دیمو کرات وترقی خواه افغانستان به دلایل زیر به بحث میگیرم.

به نسبت تعلق خاطر با اعضای احزاب مشمول این ایتلاف.

به نسبت وابستگی با یکی از این مجموعه های سیاسی که در تهداب گذاری این ایتلاف نقش اساسی داشت.

،از موقف یک کتله بزرگ همفکران به لحاظ گذشته مشترک ، هویت مشترک، هم اندیشی، آرمانگرائی هدفمندی و سرنوشت مشترک که اعضای یک خانواده سیاسی استیم.

از موقف وابستگی های چند جانبه در محور سیاست و حزبیت.

و در نهایت از موقف آنانی که از آن‌ها همیشه خواسته شده گپ شنو باشند تا صاحب نظر، و همیشه باید صلاحیت داران سرنوشت خود را به دلخواه سکان داران دایمی صلاحیت تعین کنند، مسئولیت نگارش این خطوط را بر دوش میکشم، و با تعین این حق، نتیجه‌گیری ای از تبادله نظریات یاران هم سرنوشت را به خوانش میگذارم .


مبرهن است که وضعیت کنونی افغانستان تهدابش در یک شب وروز گذاشته نشد. نیرو ها وقدرت های ساخت و ساز این وضعیت توان های نبودند که شناخت آن‌ها از همان شب و روز ظاهر نمائی در حاکمیت و حمایت از حاکمیت کنونی آغاز شده باشد. چهره‌ها ،باور ها، اندیشه‌ها و اهداف در این سیاست گذاریهاچیز های پنهان شده نبودند. همانطوری که دلایل ده‌ها سال عقب مانی، استبداد، ستم و بعد از آن جنگ تحمیل شده از بیرون در مراحل مختلف زمانی در اذهان آگاهان تجسم عینی دارد، نیرو های دیموکرات ، و مترقی مردم خواه ومیهن دوست هم در پیامد اوضاع و احوال مختلف زمانی چه در برخوردهای فردی وچه در موضع گیری های جمعی با ورود و وقوف بر تضاد ها موقف شانرا روشن نموده اند. ایتلاف نیرو های دیمو کرات وترقی خواه افغانستان در اوضاع واحوال جاری یکی از این بحث هاست.


در حدود یکسال قبل شماری از احزاب رسمی و غیر رسمی زیر نام ایتلاف احزاب دیموکرات و مترقی عضویت شانرا در ایتلاف و موجودیت شانرا در اوضاع سیاسی کشور اعلان نمودند.

در همان آغاز شکل‌گیری این گزینه سیاسی که ایتلاف احزاب دیموکراتیک و مترقی را افاده داد حضور بعضی از احزاب در این ایتلاف سؤالاتی را ایجاد نمود که آیا همه مشمولین ایتلاف نیرو های دیموکرات ومترقی استند؟ اما از آنجا که ایتلاف یک گزینه تعریف شده است به این لحاظ نسبت به این مساله بسیار سختگیرانه قضاوت نگردید و به عنوان یک بدیل سیاسی دیگر در فضای سیاسی کشور در اصول ایتلاف به آن نگاه شد.


دو ماه بعد از اعلان تشکیل این ایتلاف یکی از احزاب نیرومند ایتلاف یعنی حزب مردم افغانستان که در آغاز با هویت «ن ف د ت ا» نقش اساسی در ایجاد ایتلاف ایفا نمود در نتیجه عمل‌کرد جعلکارانه عده از افراد توطئه گر دچار بحران شد. افرادی که اکنون به اساس یک سلسله بهره گیریها به نفع گروپ توطئه گر ح م ا در نقش افراد محوری در ایتلاف نفوذ نموده اند. بحرانی که توسط این افراد معلوم الحال و اکنون هم چهره های محوری در ایتلاف بالای ح م ا تحمیل شد و هر روز عمیقتر شده می‌رود. بحران آفرینان بدون توجه به حل بحران در حزبی خود عضویت آنرا دارند با بزرگ نمائی های متظاهر، مشغولیت‌های فرصت سوزانه برای خود ایجاد نموده اند و از این طریق میخواهند چنین ذهنیت سازی نمایند که گویا آن‌ها فعالیت‌های مثمر سیاسی دارند. فعالیت‌های که تا اکنون در مدت یکسال به اساس رفتار های عده‌ای از افراد خود محور ایتلاف در زیر سقف اتاق‌ها، سالون ها و دهلیز های پالتاک دفن است. این در حالی است که در مقایسه به این ایتلاف، سایر ایتلاف های سیاسی در درون جامعه و در فضای سیاسی کشور بصورت عینی در همه جا محسوس می‌شوند .


آنچه بطور کل قابل درک ولمس است اینکه بنا به رفتار های خود خواهانه وخود محورانه صلاحیت داران تشکیلاتی سایراحزاب ویا شماری از احزاب ایتلاف، وضع بهتر از وضعیت کنونی ح م ا نیست. این احزاب از زمان تاسیس شان تا حال در طی ده‌ها سال بنا به خود محوری های افرادی چه در پشت پرده و چه درپیشروی پرده که سکان رهبری را در اختیار داشتند و دارند بهترین افراد و شخصیت‌های مؤثر دانا وتوانای شامل تشکل شانرا از دست داده اند. فضای فعالیت کاری حزبی و سیاسی شخصیت های را تنگ ومحدود ساختند که آن‌ها از همان آغاز تاسیس این تشکلات طرح های سازندهء بوجود آوردن یک حزب بزرگ ،واحد سراسری را مکرر و با تاکید از طریق امکانات میسر ارائه نموده اند. در‌واقع درکادر رهبری تمام این احزاب باز هم نیروی مفقود همان هائی اند که سپاهیان آرمان، لشکر صفوف، سربازان گمنام این احزاب خوانده میشوند.


با وجود آنکه صلاحیتداران تشکیلاتی در این احزاب آرزو وخواست اکثریت پاک سرشت را قیمت نداده اند و لی این نیرو های متعهد هر تدبیر و شعار همسوئی، اتحاد ،ایتلاف ووحدت را همراهی نموده اند. درحقیقت این نیرو های مفقود و قیمت نداده شده از دل و جان وبا ایمان وباور خواستار یک حزب بزرگ یک بدیل سیاسی در اوضاع و احوال دایمی کشور استند. آرزومندی و خواست شریفانه ای که تنها با پرده بر داشتن از روی حقایق میتواند خانه امن سیاسی ما را آباد بسازد.


برای همگان روشن است که حزب مردم افغانستان از تدویر اولین پلینوم تشکیلاتی در 21 ثور 1391 در نتیجه یک جعل و تقلب انتخاباتی با بحران جدی مواجه شد . کسانی که گویا به نمایند گی از ح م ا افراد محوری ایتلاف استند و در حزب ما آن‌ ها مسئول خلق بحران شناخته می‌شوند اول چگونه میتوانند در درون ایتلاف اعتبار و اعتماد پیدا کنند وبعدهم چگونه میتوانند این ایتلاف را در بیرون اعتبار و اعتماد ببخشند. حالا این سؤ

ال چگونه پاسخ میتواند داشته باشد به نظر این قلم با توجه به تشابهات شخصیتی و وجوه اهداف مشترک شخصی خود آنان، خود فریبی ها وهمدیگر فریبی های شان به این پرسش پاسخ میدهد.


در درون ایتلاف سخن از تشکیل حزب جریان دارد. ایتلاف که باید در جامعه حضور پیدا میکرد برای دیگر باره شناختی خود مصروف است.و اما این دیگر باره شناختی کدام قضا وت را بیرون میدهد.

افراد محوری ایتلاف از یک طرف سخن پایه گذاری حزب بزرگتر را زمزمه میکنند و از طرف دیگر مخرج مشترک نظر و عمل راقطعآ نا پیدا میدانند. از یک طرف از آماد ه گی شماری از احزاب برای ساختن حزب بزرگ سخن میگویند ، وهمگونی فکری و بر ناموی را در پلاتفورم ایتلاف که همه به آن توافق نموده اند مطرح میکنند، ولی بازهم عوامل باز دارنده را همانا خود بر تر بینی، خود محوری حلقات معلوم ومجهول افراد پشت پرده و مانور های سیاست بازانه آنها، جاه طلبی، تفتین ، دروغ و تهمت میشمارند. یعنی همان بیماریهای که افراد خود محور آنرا در عده‌ای دیگر ی از سیال های خودشان به چشم وسرمی بینند. یعنی آن سلسله از بیماریهای که حزب مردم افغانستان را به بحران مواجه ساخت. آن سلسله بیماری های که یک حزب بزرگ و سراسری را سی گانه ساخت و هر روز که میگذرد با این چنین رفتارهای ناشیانه می‌بینیم احزابی که ما امید به یگانگی آنان بسته ایم، هر روز خورد تر و کوچکتر شده میروند. و اعضای علاقمند به مبارزه انسجام یافته بیشتر اعتماد شانرا نسبت به آنان از دست میدهند.

این در حالی است که بعضی افراد خود محور این ایتلاف میخواهند ریشه و پیوندی که میتواند اعتماد و اعتبار یگانگی را قوت ببخشد قطع کنند، و خواستار سخن نگفتن از گذشته وهویت زدائی گذشته استند. با خود فریبی فکر میکنند که از فعالیت های ناکرده امروز برای خود هویت کمائی کرده‌اند. با وجود این خود فریبی یک قدم هم از هویت گذشته بیرون رفته نمیتوانند. آن‌ها بزرگترین فریب را برای خود انجام میدهند چرا که شروع از خودشان هر یک از این افراد و حلقات ایتلاف به گذشته ارتباط دارند و از آن گذشته هویت گرفته اند. اما با وجود این در باره گذشته به مود روزسخن میگویند.


این واقعیت که گذشته به تاریخ تعلق دارد بدان معنی نیست که هویت تاریخی خود را فراموش کنیم. از جانب دیگرکسانی که تعلق خاطر اعضای حزب بزرگ دیروز را به گذشته و رهبران شایسته سوء تعبیر میکنند در واقع باز هم میخواهند خود را گول بزنند.آنها میدانند که پیوستگی به گذشته به معنی تکیه به اشکال مبارزه سیاسی دیروز نیست . تحلیل شرایط مسلط برای هر فعال سیاسی یک آموزه است. اما آن‌ها به نسبت بیماری خود بر تربینی شان با تعین شکل و میتود های سیاسی پیوستگی آرمانی را هم زیر سؤال میبرند. وبا سوء نیات تعلق خاطر به رهبران شایسته را که در واقع تائید ورای به اندیشه،آرمان ،هدف، طرح، نظر، درایت سیاسی آنهاست وارونه جلوه میدهند. این افراد خود پسند با رفتار های متناقض از تدبیر و تدبرسیاسی که سبب انسجام واستحکام حزب بزرگ ما بود چشم میپوشند. حزبی که هر یک از سازمانهای برآمده از آن دربرنامه‌های شان پیوند خود را به آن مطرح نموده اند.


به اشاراتی که این عده افراد در باره عوامل باز دارنده یگانه شدن ویا ساختن حزب بزرگ میکنند خوب توجه شود. هیچ یک بالای هیچ یک اعتماد و باور ندارد و ودر عین حال همه با پنهان ساختن مانع اصلی که همانا در راس قرار گرفتن است میخواهند کلمات ملامت ساز را به آدرس‌های نامعلوم توجیه کنند و خود راسلامت جا بزنند. اینجاست که آرمانگرائی قربان امتیاز خواهی میشود. من از یک آموزگار خود بیاد دارم که برآمد حضوری اش را در مسایل آرمانی که مطرح میکرد تقاضا داشتم برایم گفت من آرمان را مطرح میکنم منظور من این است که آرمان تحقق بپذیرد اینکه کی و چه کسی آنرا محقق می‌شود مهم نیست بگذار که آرمان پیروز شود. در این ارتباط در سایت انترنتی صدای صف زیر نام محترم «نظار»مضمونی را به شرح پائین خواندم که ارتباط میگیرد با این قسمت ازبحث حاضر وبفکرم بیجانیست اگر خوانش آنرا با خواننده عزیزشریک بسازم


در این هفته سایت های انترنتی افغانستان پر از نوشته‌های وسخن های استقبالیه ، تبریکی ، وبیان ونظر در مورد تقویم زمانی وروز شمار ایام سال هجری خورشیدی بود. در این میان یکی از سایت‌های مربوط به یک حلقه حزبی که تقریبآ یکسال پیش از یک کره دیگر کائینات در ایتلاف نیرو های ترقی خواه وعدالت خواه فرود آمد هنوز روحآ وروانآ در تقویمی زندگی دارد که ما نمیدانیم مربوط کدام روز شمار ایام است. سالهاست که برای این حلقه حزبی کدام بهاری وجود ندارد. اصطلاح نوروز حتماً نزد شان تعبیری کاملآ بیگانه است که یک گوشه‌ای چشمی هم به تاریخ آن نمی اندازند. این حلقه حزبی شاید بهارش وقتی آغاز می‌شود وتقویمش وقتی گردش ایام را حساب میگیرد که آنها حاکم یک حزب بزرگ در وجود ایتلاف وفرمانروای خیال پروری های جاه ومقام در راس حاکمیت شوند. آنها که منتقد ح د خ ا هستند ومیگویند حزب دولت شده بود خودشان طبیعت ، تقویم و ایام را ارزش نمیدهند و لی وقتی به نطق وبیان میایند فرشته های خیال هر با شعور را در اصول پذیری و پاکی پس میزنند. آنها که شعار ایجاد یک حزب واحد را بلند تر از دیگران صدا میکشند ومیگویند که این حزب وقتی جور میشود تا هیچ مقام گذشته وکنونی در حزب دیروز و احزاب امروز در فکرگرفتن مقام رهبری و ریاست نباشند. اگر این حرف صادقانه است پس اینقدر طول و تفصیل برای چه؟ بفرمائید همین حالا فقط در یک جلسه مختصر حتی در غیاب سایر احزاب مشمول ایتلاف ادغام خود تانرا با یکی از احزاب شامل ایتلاف اعلان کنید. شما که می گوئید در دیدگاه ها تفاوت وجود ندارد پس مانع چیست؟ شما که میگوئید ممکن اعضای حزب واحد آینده با هم مشکل داشته باشند اما بر ضد جبهه سیاست باید قرار نگیرند بفرمائید همان اختلافاتی که برای شما متصور است در درون حزبی که شما ادغام تانرا با آن اعلان میکنید پیش ببرید

در محتوای این مضمون با وجودی که کنایه فرود آمدن از کائینات دیگر را از جانب نویسنده قابل تفسیر میدانم روی دو موضوع مکث مینمایم که نوروز ، بهار وسال نو، وادغام تشکیلاتی است.


ما فعالین سیاسی ء کشور خودما استیم یعنی خود را مربوط مردم وسرزمینی بنام افغانستان میدانیم وخود را متعهد میدانیم که سنت‌های پسندیده ملی، عنعنوی وتاریخی مردم را ارزش داده واز آن حمایت ونگهداری کنیم واما اگراز نوروز مردم، از بهار مردم واز سال نو مردم خبر نباشیم این بی‌خبری چه را میرساند؟ اگر بگوئیم که افراد بی‌خبر هدف و مقصدی ندارند، پس این موقف به تکبر ویا ادعای پا در هوا باید دلالت کند. یعنی یکی از آن بیماریهای که عوامل باز دارنده ساختن حزب بزرگ شمرده میشود.

موضوع ادغام تشکیلاتی ومبارزه در درون یک حزب با وجود اختلاف نظر به نسبتی ایجاب مکث مینماید که اشغالگران صلاحیت های تشکیلاتی حزب مردم افغانستان هم از این مساله خوب تیرکش ساخته‌اند. سازمانی که آن‌ها اساسات ساختاری اش رابرهم ریختند ، وحتی زمانی که این زیر ساخت را خراب نساخته بودند برای سخن گفتن حد و مرز تعین کرده بودند و به مجرد جزء ترین انتقاد سیل دسیسه را بسوی منتقد جاری میساختند که تا اکنون هم در این سازمان برهم ریخته بدستان خود شان، چنین میکنند .


اختلاف نظر بحث علیحده ،تقلب مشهود و عدول از اساسات ساختاری حزب بحث دیگر است. یادمان باشد افرادی را با طرح ونظر متفاوت در یک مرحله حیات حزبی ما، که حتی شریک جدا سازی حزب بزرگ ما بودند «ن ف د ت ا» این میراث سیاسی حزب بزرگ ما در تشکل خود پذیرفت. ما سالها با آنها در یک تشکل سیاسی بسر بردیم و اما آن‌ها با رفتار های محیلانه در حزب ما ماین گذاری کردند و در بزرگترین جلسه حزبی (پلینوم 21 ثور 1391) آنرا انفجار دادند. کسانی که اکنون این سخن را زمزمه میکنند که خیر است اختلاف میداشته باشیم اما حزب واحد را میسازیم درست شبیه همین جا سازیها است که اگر در راس بودند هر نوع اختلاف نظر و انتقاد، دشمنی با حزب خوانده خواهد شد و اگر در سطح بودند باز هم تفنگ شان پر شده است. بیبیند آن‌ها خود شان میگویند. ریاست آن‌ها مشروع است و رهبریت گذشته همه نامشروع بودند. عجیب است ریشه را قطع میکنند. آرمانی گرائی را به تمسخر میگیرند. هویت زدائی را پیشه کرده‌اند و باز شعار ساختن حزب را دروجود کسانی میدهند که تعلق به ریشه دارند . پیوستگی آرمانی به آن داشته و از آن هویت گرفته اند. مگر این شعار با ساختن حزب بزرگ جور می‌آید؟


حالا وقتی سر گذشت را مرور کردیم از روی سرگذشت در تبلیغات و تمثیل‌های یگانه شدن که این افراد مطرح میکنند مجبوریت های فردی احساس میشود تا ضرورت‌ها ومسئولیت های سیاسی خوانا باشد .


چون که کنار ها خالی می‌شوند. کمیت ها محدود می‌گردند. کیفت ها نمای متظاهر دارند. (باید خاطر نشان ساخت که کله کشک کردنها در جشن های حساسیت بر انگیز کیفیت نی بلکه وابستگی‌ها و دنباله روی های اند که عدم استقرار فکری آنها را در انتقاد از گذشته نشان میدهد. تأسف ما این است کسانی که چنین رابطه ها را در جو مسلط دیروز کفر میدانند خود شان در اوضاع بیشتر ازهزار بار حساس‌تر از آنوقت ، کله کشک کردن‌های بی بهره شانرا را در جشن های حساسیت بر انگیز ایمان فکر میکنند).

راجع به سازمانهای کوچک این حقیقت را نمیتوان انکار نمود، ده‌ها سال این سازمانهای کوچک نه با جذب نیروی های وابسته به ح د خ ا ونه با جلب و جذب نیروهای خارج از وابستگی به ح د خ ا توان توسعه و انکشاف پیدا کردند..

بخاطریکه صلاحیت داران چنین تشکیلات ملوث به بیماریهای سیاسی استند. این بیماری‌ها به آنان اجازه نداد که برای یگانگی سازمان های که برنامه همگون دارند نخست از همه تن به اولویت گزینه وحدت بدهند.چرا که فکر میکردند برای امتیاز گیری مساله کمیت مطرح خواهد شد که نخواهند توانست در صدر لست امتیاز گیری نام نویس شوند و اما در صورت گذر کردن از دهلیز ایتلاف همه اعضا دارای حقوق مساوی خواهند بود، و همه ریس یک حزب شمارخواهند شد. اگر این رفتار ها مسئولیت گفته شود پس مجبوریت چه علایم و چه تعریفی خواهد داشت؟


ما چنین پلان امتیاز خواهی فردی را در شورای برآمده از جعل پلینوم 21 دیدیم. تقسیم امتیاز یک ساله ، یک ساله ریاست که با تبلیغات اختلاف میان دیدگاه نسرین مفید با داکتر حمید مفید بیرقدار علنی جعل انتخاباتی پلینوم 21 ، عدهء از رفقا اغفال ساخته شدند، و پلان امتیاز خواهی فردی را با ارضای خاطر هر سه تن(اسد رهیاب، نسرین مفید و حمید مفید)عملی ساختند.

اکنون که یکسال اول به پایان دور اول ریس اول(نسرین مفید) نزدیک می‌شود نتیجه پلان ریس شورا شدن معلوم است. نسرین مفید چه کاری نکرد که بعدآ اسد رهیاب خواهد کرد و یا اسد رهیاب کدام کاری را انجام خواهد داد که نسرین مفید آن را نکرده باشد؟ هر دو جعل وتقلب را تائید کردند و برای خفه کردن نظر و پیشنهاد جمعی و اکثریت هر دو فعال ترین بودند و مورد حمایت سپه سالاران جعل قرار داشتند.

پلانی را که افراد امتیاز طلب ایتلاف در پیش رو گذاشته‌اند جزپلان تقسیم امتیاز میان صدر نشینان دایمی چیزی بیش تر از آن نخواهد بود .

اما اکنون سپاهیان آرمان، لشکر صفوف و سربازان گمنام نباید دیگر فریب نوش های ظاهر نما ونیش های پنهان را بخورند. باید در فکر اعمار خانه امن سیاسی مان شویم. اعتماد به آنهای که 21 سال از هر روزنه آزمایش نمودیم بس است. حالا وقت آن رسیده که نیاز به سخنگوی را رفع بسازیم وهر یک خود حضوری وارد میدان عمل شویم . اعضای تمام سازمانهای هم اندیش باید امکانات فوری رابطه‌ها و تماس شانرا با یکدیگر پیدا کنند با تمام شخصیت‌ها و بزرگان که نام نیک خود را حفظ نموده اند با احترام تمام ارتباط بر قرار و از مشوره های سودمند، دیدگاه ها و طرح های سازنده شان وسیعا استفاده نمایند، و اگر آنان خواستار فعالیت حضوری باشند اطمینان وجاهت حضور شان را تأمین نمایند. سپاهیان آرمان حق انتخاب پیشرو و پیشگام مبارزه شانرا باید خود در اختیار بگیرند خانه‌ سیاسی که تهداب آن به دستان اصولگرایان وسالم اندیشان ح م ا گذاشته شده با ارادهء مبارزه متعهدانه ومتحدانه باید به اکمال برسد. چنین خانه سیاسی که با دستان سپاهیان آرمان با نظر و طرح مبارزان پاک سرشت وسالم اندیش ساخته می‌شود خانه‌ ای امن سیاسی تمام هم اندیشان خواهد بود......

عزم تان متین وارادهء تان استوار باد

محمد یعقوب هادی