اصولگرائی با قوت به پیش میرود

اصولگرائی با قوت به پیش میرود

اینک گاهشمار زندگی یک سال دیگر حیات ما راپشت سر میگذارد. در یک سال نزدیک به پایان، در پهلوی خوشی ها، پیروزی ها و دست آورد ها ، غم ها، شکست ها وناکامی ها در عرصه های مختلف زندگی مردم قلمرو بزرگ سرنوشتی ما بیشتر از آن قد نمائی میکند. دربحبوحه این تحویلی کوتاه شدن حیات، احوال زاد گاه و پرورشگاه سرزمین ما که قدمگاه حریصان طماع، آدم نما های جنایت طبعیت، مکاران دین ومذهب و فساد پیشه گان حرفوی شده، سخت ناراحت‌کننده است.

بر مقدرات مردم ومملکت ما در تمام سالهای گذشته گاهی دوران خواب آلوده زاده گی ، گاهی تحرک پر از و هشت ودهشت رقم خورده است. در دوران خواب آلوده زاده گی، عقب مانی در تمام عرصه ها، تحمیل انواع ستم ، فقر و فاقه ،نا آگاهی، کشتن وخفه ساختن استعداد ها، عدم دسترسی به درس تعلیم، تحصیل، حرفه ، مسلک ، مراقبت های لازم صحی، دوا، داکتر، تفریح ووو... صد ها پدیده مضر و منفی دیگر را برای تحرک پر از وهشت ودهشت، ستمگران جهانی در سرزمین ما پایگاه سازی نمودند، که سر انجام با گشودن جبهه جنگ بروی مردم ومملکت مااز یک جانب صد ها مصیبت دیگر را هم تولید نمودند واز جانب دیگر مصایب میراث خواب آلوده زاد گی را با تولید جنگ قوت دادند. به خاطر باید داشت که در خلق اینهمه مصائب بدون شک خود ما وسیله قرار گرفتیم. خود ما یعنی هر آن شخص که ازمیان خود ما در مسند قدرت قرارداده شد وهمچنان هریک ما به حیث اعضای جامعه که در موقف صلاحیت پذیری قرارگرفتیم.اما از آنجا که به پایگاه سازی این وضعیت در بالا اشاره شد میتوان صلاحیت پذیری های نا آگانه را درجمع گناه وخطا به حساب نیاورد. لیکن کسانی که به حیث نیروی محرک جامعه باور و عقیده شانرا برای سرنوشت سازی عمومی در جمع آمد های فکری شریک ساخته‌ اند شامل محاسباتی می‌شوند که نمیتوان از گناهان وخطا های آنان اغماض نمود.

حالا در پی آمد این بحث مقدماتی بحث اهداف و وسایل پیش می آید. در بحث اهداف ما دارائی یک خاستگاه هویتی استیم که همانا در داشته های مادی ومعنوی کشورما ریشه دارد. با اساس این وابستگی هر یک برای مردم وزیستگاه مردم، آرزو های خوب انسانی داریم . ما که درد ها آلام ومصائب سرنوشتی را در مورد مردم وکشور خود میدانیم هدف اینست تا مردم خوشبختی، آرامش، سعادت و میهن پیشرفت، ترقی و شگوفائی داشت باشد.

برای بر آورده شدن این خواستنی ها، نیاز به وسایل است. این وسایل در پهلوی سایر امکانات، مجموعه های همفکری اند که از آن میان هم انسجامی به عنوان تشکل حزبی تبارز میکند. شرط اول بکار گیری این وسیله برای بر آورده شدن اهدافی که به اساس فکر مشترک تعین شده خودسازی وقایم سازی خود وسیله است . هرگاه وسیله شکننده باشد معلومدار که رسیدن به اهداف تعین شده میسر نیست. لذا برای جلوگیری از شکننده گی نکات آسیب‌ پذیر را باید تشخیص داد

نویسنده که در مجموعه سیاسی همفکران بنام حزب مردم افغانستان اهداف مشترک را دنبال میکنم با تمام همفکران وهمرزمان متعهد و متحد به اساس همین وجوهات در موضع گیری های حزبی وسیاسی، اول به استحکام حزب تمرکز داشته‌ وآنرا اساسی میشماریم. با توجه به این کار بنیادی نه تنها برای رفع و دفع بحران تحمیل شده موجود، بلکه در مراحل مختلف حیات مبارزه حزبی با تفکر اصولگرائی در برابر تمام عوامل وعاملین آسیب رسانی به مجموعه فکری ما، به مبارزه اصولی درون حزبی متعهد ومتحد بوده ایم.لذااکنون آنچه را اصولگرایان به حیث عوامل بحران وعاملین بحران موجود در مجموعه همفکری ما تشخیص نموده اند به اساس اصل مبارزه درون حزبی برای استحکام حزب ما ست .

برای همه اعضای حزب ، علاقمندان حزب ما و رفقای هم اندیش معلوم و روشن است که 21 ثور 1391 تاریخ آغاز بحران در حزب مردم افغانستان است. اصولگرایان حزب بطور همه جانبه از هر امکان وتوانائی برای ختم این بحران تا همین اکنون با جدیت کار و مبارزه مینمایند. با وجودیکه عوامل وعاملین بحران تشخیص و شناسائی شده ولی شاید ازفکر عده ای در اینمورد کنجکاوی بیشترنیاز باشد تا بیشتر از پیش این بحران و عاملین آن شناسائی شود. در این خصوص رفقا یادداشتی را از نام جناب جنرال صاحب سلیم به ایمیلم فرستاده اند که در سایت خوانای پندار همچنان آنرا خواندم. این یادداشت با خطاب به آقای یعقوب هادی ( من) پرسش های را مطرح نموده که بهانه بیشتری به افشا سازی جعل و تقلب میدهد.

به بی لطفی آن یادداشت به این بیت شاعر اکتفا میکنم

سنگ خارا اگر چه کاسه زرین بشکند

قیمت سنگ نیفزائیدو ززر کم نـــشود


از آنجای که این بحث، بحث شخصی نیست و «آقای یعقوب هادی» ویا خودم سخنگوی شخصی رفیق گرامی بزرگر نیستم. ومانند صد ها رفیق دیگر به حیث عضو حزب، خود را سخنگوئی حزب میدانم، میخواهم توجه جناب جنرال صاحب سلیم را به بحث حزبی معطوف بسازم وآنچه را مینگارم پاسخ‌ها برای آن یادداشت را نیز ارائه خواهد داشت .

از شروع بحران در ح م ا شاید وباید هیچ یادداشت و گزارش رفقای اصولگرا از خوانش ما وهمه علاقمندان سرنوشت حزب ما دور نمانده باشد. در این یادداشتها و گزارشا ت از پیشنهادا ت متعدد که از طریق جلسات و ارتباطات رفیقانه وسنتی به جانب عاملین و حامیان بحران مطرح شده با وضاحت یاد شده است.

در باره بحث اصول و ابطال بار ها گفته شده که این بحث، بحث شخصیت‌ها نیست. البته نقش شخصیت‌ها در آیین حزبیت بحثی مربوط به ادای نقش رفقاست، و در این مسئولیت خود رفیق این امتیاز را کسب میکند، به اساس کدام شیفتگی وروابط قبلی بدست نمی آید، ونه این امتیاز حاتم بخشی میشود. رابطه اصولگرائی رابطه ایست که آن را ممنون اصول حزب استیم. هر یک از رفقای متعهد به آیین حزب و اصولگرائی از این امتیاز بر خوردار استند. این امتیاز درست مانند حقی است که داده نمیشود. هر شخص خودش موقف خود را در جهت اصول وابطال تعین میکند. از اینرو اصولگرایان بخشی از ویدیو های پلینوم را برای تعین مرز اصول وابطال به نشر سپردند. برای اینکه بار دیگر ثبوت از ابطال را بدست بدهند . پلینومی که فضای مملو از انارشی آنرا، به اثر ریاست نا سالم ریس جلسه و حلقه ای که او را اعتبار ریاست داده بود دمو کراسی میخواندند .شاید اکنون بسیاری از رفقای سالم اندیش فکر کنند که مگراین ما بودیم آنجا نشسته بودیم؟ خواهری همان وقت احساسش را بیان کرد که آخر این جمع آمد حزبی ها است یا پارلمان؟ واما چرا چنان فضا؟ به گپ معروف که ارباب نا سالم و خرابی قشلاق.

جدآ تعجب‌آور است که رفقای حزبی ما چرا نتوانند از حزبیت خود حمایت کنند؟ من میگویم که رفقا برای بایکات با آن مهندسی جعل و تقلب دیر کردند وحالا هم به این باور استم که برای ایجاد یک مرکز رهبری جهت خلق انگیزه مبارزه حزبی و سیاسی نباید دیر شود. مخصوصاً که اکنون فرستادن پیهم افراد از اروپا به داخل کشور به منظور تشدید بحران از طرف عُمال جعل و تقلب بصورت پلانیزه انجام میشود. رفیقی در این باره نوشته است که «مصارف اینهمه رفت و آمد ها از کدام فصل وباب تهیه میشود؟» و در این مورد اظهار تشویش نموده اند. اما علاوه به این تشویش بیاد بیاوریم که برای دعوت نکردن پلینوم فوق‌العاده جهت رفع وختم بحران دلیل اساسی باطلگرایان اینبود که امکانات مالی وجود ندارد. اما از آن زمان تا اکنون این ده تن اعضای شورای مرکزی مقیم اروپا در سفر های خاص به افغانستان وخارج به مرام خاطرباطل، چند برابر آن مصرف نمودند.

این سفر های مصرفی پراز غرض ومرض نشان میدهد وعده معاش برای روسای شورا های ولایتی که در پروگرام کاندید از قبل تعین شده ریاست حزب(محمد داوود راوش) به آن پرداخته شد با انگیزه رشوه وتطمع اعضای حزب بوده نه از لحاظ حسن حزبیت که به آن تظاهر گردید. همانگونه که خود محمد داوود راوش را با با تحفه حویلی دفتر مفشن وقیمتی تطمع نمودند که برآمدن از آن برایش سخت مشکل شده است .

حزب ما و محدوده بزرگ اشتراکات هویتی ما در تأثیر‌پذیری و تأثیر گذاری متقابل قرار دارد. هویت شایسته ما مدیون سالهای مبارزه سیاسی در حزب بزرگ ماست. از آنجا که ما بر خاسته از جامعه ما خود ما ومحصول جامعه خود ما استیم، حزب ما در حیات سیاسی خود همیشه این توانمندی را داشته که هرمتقلب و متخلف وفساد پذیر را اول خود شناسائی وبا آن محاسبه کند. هنوزهم ما به توانائی باز خواستگری مفتخر استیم. و متعهد استیم که همیشه این افتخار را داشته باشیم. لذا از کنار افتراهات جعل کاران در مورد مسایل مالی به ساده گی نمیتوان گذشت. پاسخ این سؤال روشن است. این افتراهات وقتی زمزمه گردید که پرده از روی جعل و تقلب بر داشته شد. توطئه گران اگر چنین ثبوتی در اختیار میداشتند واین ارقام شماریهای خبر ساز آن‌ها یک حقیقت میبود حتمآ با این کارت برنده دروازه پلینوم فوق العاده را میگشودند.دیگر چه میخواستند به اصطلاح حریف را تنها با این کارت از صحنه بر میداشتند. معلومدار که این تهمت وافتراء بخش دیگر از مهندسی جعل وتقلب توسط توطئه گران است

مشکل عمده واساسی در حزب مردم افغانستان بیانگر آنست که ریشه عوامل سالهاست ازطرف عاملین آسیب رسانی آب میخورد. حالا اگر این ریشه از بیخ کنده نشود در هرچند سالی مکروبی خواهدشد وبسی از ضایعات وتلفات را به ح م ا تحمیل خواهد کرد . البته در این جای شک نیست که اطراف باطلگرایان هر روز خالی و خالی تر میشود. اصولگرایان آرزو ندارند آتش بحران به اصطلاح عام، خشک وتر را یکجا بسوزاند. لذا ما برای ریشه‌ کنی بحران به قضاوت مشترک نیاز داریم.

اکنون در حدود 9 ماه از بحران تحمیل شده بالای ح م ا میگذرد. در این مدت ده‌ها پیشنهاد برای رفع این بحران تحمیل شده بالای حزب به جانب باطلگرایان ارائه شده است. به هیچ یک آن کوچکترین توجه صورت نگرفت. با طلگرایان در این مدت بطور خصوصی با تدویر پلینوم مشروط موافقت کردند. شر ط این بود که همین ریاست تقلب و باطل پذیرفته شود. این خودش فرصت سوزی برای کمائی کردن وقت است. مگر آن‌ها نمیدانند که بحث اساسی نتیجه تقلب است؟ اما فرصت سوزی چرا؟

باطل گرایان در نظر دارند زمان تدویر پلینوم را با این فرصت سوزی پوره نمایند . بعددر زیر چتر تقلب و جعل پلینوم یک‌طرفه را همانگونه که توانستند با امضا های ساختگی نام حزب را بدزند وآنرا بنام خود سجل کنند این پلینوم را هم با جعل و تقلب دایر نمایندو گویا به نظر شان روی جعل وتقلب اولی پرده پلینوم یک‌طرفه دیگر را هموار بسازند و واضح است در فضای که این پلینوم دایرخواهد شد اصولگرایان شرکت نمیکنند و از این رهگذر توطئه گران میخواهند به هدف خود شان نایل آیند. عدم مشروعیت این پلینوم از همین حالا روشن است. آن‌ها نمیتوانند نصاب لازم تدویر پلینوم را تکمیل نمایند لذا سفر های اخیر مهندسی شده به منظور جمع‌بندی این نصاب نیز ارتباط دارد. اما اگر آن نشد حالا دیگر جعلکاران راه تقلب را خوب بلد استند و خلاصه اینکه توطئه گران به هر رو میخواهند این حزب باید از هم بپاشد. واما چرا چنین میشود؟

در جلسه تاریخ 9 سپتامبر رفقای شورای کانادا در صحبت‌های خود برای رفقابیان نمودم که حاکمان پشت پرده چون خود شان نمیخواهند به کشور باز گردند آرزو هم ندارند این امتیاز را برای سایر رفقا در رهبری حزب بیبینند لذا بازی گرگ ومیش را تا زمانی براه می‌اندازند که یک تکیه گاه بیرونی پیدا شود وباز این‌ها به اساس روابط ومناسبات گذشته بروند وخود را به شانه حزب تحمیل کنند، این دیگر به یک واقعیت تبدیل شده است

ما آرزو داریم ومیخواهیم با نتیجه رفع و دفع جعل و تقلب وارد سال دیگر تقویم حیات ما شویم. مبارزه دشوار اما با افتخار در پیش روی ماست. ما برای خدمتگذاری به مردم و سر زمین مردم با خود با رفقای خود با حزب خود ودر نهایت برای مردم ما ومیهن ما با سند مرامی تعهد بسته ایم. لذا از این بحران تحمیل شده بالای حزب ما که بسیار دیرهم شده باید خود را نجات بدهیم. هر انسان دارائی عقل سلیم میداند که کوتاه ترین و آسان‌ترین راه برای حل بحران موجود در ح م ا چیست. این در حالیست که فرصت ها بسیار محدود است. اصولگرایان تمام مسئولیت های شانرا که این مشکل باید به اشتراک هر دو طرف حل گردد انجام داده‌اند، و هیچ خواستی بیشترجز از تطبیق اساسنامه حزب را مطرح نکرده اند. حالا خواست آنهای که خلاف موازین اساسی حزب حرکت نموده اند چیست؟ این در حالیست که متقلبین و تضعیف شده میروند. مقاومت رفقا دربرابر رفتار های خلاف اصول آن‌ها کاملآ مشهود وملموس است. این مقاومت، مقاومت اصولگرائیست.

هنوز هم وقت کاملآ از دست نرفته در این فرصت باقیمانده عامل فکر کنید وسازگر عمل کنید


صداقت پیروز است


محمد یعقوب هادی

باز هم اسناد سخن میگوید

باز هم اسناد سخن میگوید


شاید شخصی را سراغ نداشته باشیم که این سخن ویا نظم معروف « اسلام ندارد به ذات خود هیچ عیبی - هر عیبی که هست در مسلمانی ماست» را نشنیده باشد. حقیقت همینگونه است. مشاهده ما رفتار و کردار انسانهاست. رویکرد ما تصویر پندار های ما از منبع باور های ماست. عملکرد های ما مأخذ اندیشه ما را تفسیر میکند. به بیان ساده‌ ترهر یک ما انسانها حقیقت فکر، زبان و عمل خود ما استیم.

با این بردداشت فکر به ادامه بحث قبلی « به استناد گفتارها و رفتار هاقضاوت باید کرد» بر میگردیم. بار دیگر رفقای شرافتمند را به قضاوت فرا میخوانیم. در این تصاویر شما کدام واقعیت‌ها را مشاهده میکنید؟ شما به افسانه سرائی ها رأی میدهید و یا به واقعیت‌های مسلم که وجود دارد؟ اگر به واقعیت‌های مسلم رأی میدهید آیا وقت آن نیست که با اشغالگران صلاحیت های تشکیلاتی وداع گفته شود؟

دراین اسناد، وعده سپاری های یک کاندید از قبل تعین شده ( محمد داوود راوش) را مشاهده میکنید که او میگوید میتواند تا یک روز پیهم سرِ وعده‌های خود گپ بزند. وعده‌های که در مهندسی جعل و تقلب طرح ریزی شده است. کاندیدی که دفتردیروز حزب را دفتر خود نمیداند اما در این روز وعده‌های فراوان میدهد، اما این وعده‌ها را مشروط به همکاری بیان میکند، همان همکاری که برای انجام آن دیروز برای خودش میدان عمل نساخته بود حتی در همان دانشگاه که او خود مصروف کار در آنجا میباشد.



وعده‌های جز سازی شده ای پلانهای شعبات، غیر از اغفال سازی از طرف او چیزی بیش نیست. این کاندید ریاست حزب یا وسیله وافزار توطئه گران در یک جزء از وعده ها بسیار عجیب ارتباط وهمسازی نفوس ونفوذ رااز هم میگسلاند اما اگر عجب فکر نکنیم شاید دلیل به آن باشد که او فکر میکند نفوس حزب بر بنیاد نفوذ مرام اعتماد وباوربه حزب در تصدی ریاست او حاصل نشده است، پس چرا این امتیاز را از نظر او به رقیب انتخاباتی خود رکلام کند، که کثرت اعضای حزب به اساس نفوذ حزب بوجود آمده است. نمیدانم چرا برای او کثرت اعضای حزب باید اهمیت نداشته باشد؟

سؤال مطرح دیگر که اگر یکی از کاندیدان برنده نشدند آیا به تعهدات ووعده های سپرده شده وفا دار باقی میمانند؟ از طرف کاندید از قبل تعین شده( محمد داوود راوش) جواب دریافت نمیکند. یک دلیل این است که او اطمینان ووعده اشغال صلاحیت را دریافت کرده است. به وعده اشغال صلاحیت آنقدر او را اطمینان داده‌اند که ریاست حزب را به گفته خودش کدام مقام وپست فوق العاده نمیداند. در اینجا رفقای ارزشمند مشاهده کنند که او چون تازه از گوشکانی با کسانی از طراحان جعل از میز پهلو با اشاره ریس جلسه خلاص شده بود به وارخطائی به این پاسخ پرداخت که بعد خواست آنرا در کلمات بعدی تصحیح کند اما تیر سخنی که از زندان دهن جسته همان است که به روح وروان ما وشما اصابت کرده است. بدا به حال اعضای حزبی که ریاست شخصی رادر حزب می پزیرند که خود آن کاندید به آن اعتنا ندارد. واما تا آنجا که این سؤال، خود سؤال بر انگیز است لیکن رفیق کاندید دیگر رفیق بزرگر با صراحت پاسخ میگوید که اگر در فضای دموکراسی کاندید دیگر برنده شود او به عنوان سرباز حزب در کنار او خواهد بود



این قسمت از اسناد پلینوم در حالی افشا میگردد که جلسه فوق‌العاده کمیته ارتباط موقت شورای اروپائی اصولگرایان در نتیجه بحث وبررسی اوضاع عمومی کشور وبحران تحمیل شده بالای حزب مردم افغانستان قطعنامه را برای تصامیم وعملی شدن خواست های اعضای حزب مطرح نموده است. نویسنده به حیث عضو حزب مردم افغانستان به حیث مسئول فرهنگی حزب مردم افغانستان در شورای کانادا از این قطعنامه قاطعانه حمایت مینمائیم وبرای تحقق آن موفقیت اعضای شورای مرکزی حزب مردم افغانستان وتمام رفقای شرافتمند را خواهان استم .


اصولیت پیروزاست

محمد یعقوب هادی

به استناد گفتارها و رفتار هاقضاوت باید کرد

به استناد گفتارها و رفتار هاقضاوت باید کرد



نعمتی که طبیعت برای انسان هدیه داده یکی هم مغز انسانی است، که سازگر عقل اوست. عقل پدیده پاک ومنزه است . پاکیزه گی عقل در درست فکر کردن یعنی خوب ، نیک و شریفانه فکرکردن جوهر شرافت انسان را متجلی میسازد. چون انسان دارائی این جوهر است پس منفعت او در محیط حیاتی او باید محسوس باشد. محیط حیاتی اویعنی اجتماعی انسانیء که فکر او را در گفتار و رفتار او منعکس میسازد.

بحث کنونی بحث ادامه زندگی در کنار هموندان ،بحث جمع آمد های انسانی در جامعه انسانی است. جمع آمد های که در مفاهیم متفاوت، جنبه‌های فکر، گفتار و رفتار انسان‌ها ،خالق آن است. یکی از آن مفاهیم حزب سیاسی است.لذا این بحث را پیرامون آن حزب که سرنوشت شماری از فرزندان میهن ما منجمله نویسنده به آن گره خورده( حزب مردم افغانستان) به کنکاش میگیرم.

از لابلای واقعه نگاری پیرامون فعالیت پیشینه «حزب مادر» سخن مختصر اینکه از وجود آن حزب بزرگ و سراسری اکنون حزب ما «حزب مردم افغانستان» خوانده میشود.ما با کاروان هموندان ازآن آغاز به اینجا رسیده ایم. جائی که گاه شمار حیات آن، تاریخ 21 ثور 1391 را به عنوان آغاز بحران تحمیل شده بالای حزب ثبت اوراق تاریخ خود ساخته است.

در این روز چه واقع شد؟

در این روز نماینده گان شورا ها وواحد های حزبی «حزب واحد» بسوی کنگره ای بنام کنگره وحدت رفتند. نماینده گانی که به اساس ثبت وشمار «حزب واحد» انتخاب شده بودند. این در حالی بود که شمارش این نماینده گان انتخابی به تاریخ 24 قوس 1390 در نتیجه تدویر جداگانه کنگرهء که یک بخش حزب واحد زیر نام کنگره حزب واحد آنرا برگزار کرد برهم خورده بود. اما اعضای حزب متکی به مسایلی مدنظر کنگره که وحدت محور آن بود مساله نماینده گی را به بحث نگرفتند. کنگره تدویر یافت گزارش اساسی کنگره در باره وحدت دهلیز گفت شنود وحدتخواهانه را باز گذاشت، وبه از سر گیری تفاهمات برای ترمیم شکست وحدت اعلان تعهد نمود. اعضای حزب امیدوار بودند، که پیامد کنگره وحدت ره آورد مثبت را برای حزب ما به ارمغان خواهد آورد. فیصله های «کنگره وحدت» کارا وکارساز خواهد شد و خلای شمارش نمایند گان از ثبت وشمار قبلی(حزب واحد) با دست آورد گام های عملی در راه وحدت پر خواهد گردید. شوربختانه که این آرزو ها و امید ها و انتظارات در پایان همان روز خدشه دار شد. توطئه گران کهنه کار در همین روز که نشست شورای مرکزی ح م ا کادر رهبری را بر گزیده میساخت بار دیگر از آستین توطئه، دست جعل و تقلب شانرا بیرون کردند وبا اعلان نتائیج انتخابات جعل امید ها و آرزو های اعضای حزب را برهم زدند.

اکنون که رفقا لازم دیدند بخشی از ویدیوی آن نشست را افشا بسازند میتوان از روی تصاویر ویدیوی به کار زار جعل و تقلب این جفا کاران که تخم آنرا از قبل کاشته بودند پی برد

از تاریخ تدویر کنگره وحدت کنگره ای که جعلکاران برای خود از آن پناه گاه ساخته‌اند ما شاهد بسی پرده پوشی های جعل و تقلب توسط مبلغین آن از رفتار ها وکردار های جفا کارانه آن‌ها استیم . و اما امروز اسناد سخن میگوید. آنهای که در گفتارها ونوشتارهای شان با لفاظی دموکراسی نمائی میکردند چلو صاف شان از آب برآمد. عجب است که ریس جلسه سلیمان کامجو که از یک طرف گپ از دموکراسی؟ میزند از جانب دیگر همه دیدیم و شنیدیم که کسی حق نداشت یک حرف بالای حرف اوبگوید وهمه را به تکرارحکم میداد که « قرا آرام ده جایت بشی» و یا اینکه ریس جلسه با قوماندانیت به استجواب می‌پردازد و از مسئول شورای ولایتی کابل بی ارتباط میپرسد که چند عضو در شورای تان دارید؟ این شیوه برخورد پر از تحکم را به دلیلی انجام میدهد که اتوریته پیش برد ریاست جلسه را برای خود تأمین کند. او که به دلیل تحمیل اراده خود از اتوریته ریاست جلسه عاری می‌شود حتی با یک سلسله نظریات نا خود آگاه موافقت خود را اظهار میدارد اما به آن عمل نمیکند. از جمله در پیشنهاد رفیقی که از او میخواهد چون ریاست کرده نمیتواند باید ریاست جلسه را به کسی دیگر بسپارد. او این پیشنهاد را صمیمانه ورفیقانه میداند واما این پیشنهاد را مانند دموکراسی امریکائی فقط می‌شنود ولی آنرا برای اجرائی شدن ویا نشدن نظر آن رفیق به بحث نمی کشاند و مورد نظر خواهی قرار نمیدهد.

به پیشنهاد وانتخاب شمولیت روسای شورا به عضویت شورای مرکزی به این ویدیو توجه شود .پیشنهادی که بخاطر عضویت روسای شوراها به شورای مرکزی مطرح می‌شود این پیشنهاد به دلیل استدلال ریس جلسه سلیمان کامجوکه گویا از دموکراسی جانبداری میکند آنرا خلاف اراده کنگره میداند اما این مساله را در طرح دیگر چنین مطرح میسازد که پیشنهاد موجود است تعداد اعضای شورای مرکزی 103 نفر گردد. در حالیکه ریس جلسه در اینمورد برای اظهار نظر وقت نمیگذارد به این ترتیب عضویت 103 رفیق به شورای مرکزی تائید می‌شود و از نظر او این به معنی آنست که گویا حالا اراده کنگره شامل آن است. حالا دیگر باید مهره 103 عضو تکمیل شود . اینجاست که افراد متقلب و جعلکار جابجا میگردد. جالب است که یک تن از اعضای هیات ریسه با شاره و آواز به رفیقی میگوئید که «نام شما را گرفتیم» شاید این را میگویند «مخفی کراسی» که بر حق پیشه وشیوه جعلکاران است.

اسناد ویدیوئی مسایلی پیام‌ها حمایتی را از نام سازمانها و وافراد نیز افشا میکند.

به پیام‌ حمایتی شورای کاپیسا در سایت بامدادیان توجه شود.

جلسه شورای ولایتی کا پیسا حزب مردم افغانستان بریاست محترم دادحق کارگر وبه اشتراک فعالین واعضای شورای ولایتی درحالیکه محترم عبدالهادی عزیزی عضوشورای مرکزی حزب مردم افغانستان نیزاشتراک داشتند، بتارخ 15/3/1391 ساعت سه بعداز ظهر درمحمودراقی مرکزکاپیسا درحمایت از فیصله های کنگره وپلینوم شورای مرکزی حزب مردم افغانستان تدویر یافت

این در حالیست که در ویدیوی منتشر شده رفیق «عزیزی» به حیث ریس شورا معرفی میگردد. این چگونه جلسه‌ ایست در حضور ریس شورا که در عین حال عضو شورای مرکزی نیز است مگر جلسه به ریاست شخصی دایر می‌شود که در جریان پلینوم قرار نداشته است. این مساله بیانگر چیست؟

همینگونه برای اینکه حمایت از جعل و تقلب را بزرگ نشان بدهند از نام زون که شامل چند ولایت می‌شود به ریاست دینه گل در حالیکه ریس شورای ولایتی پکتیا رفیق سید احمد مل که عضو شورای مرکزی نیزمیباشد در این جلسه نقش نداشته اما پیام حمایتی بخاطر جعل و تقلب در سایت بامدادیان از نام « دینه گل» به نشر میرسد

http://www.bamdaad.org/zendagy-sazmany/848-n-n-

دافغانستان دخلکوگوند دجنوب ختیز زون دچارو مسئول

دینه گل غریب مل

این زون نیرومند همان زونی است که رفیق کاندید ریاست جمهوری رفیق منگل کمترین رأی را از آنجا نصیب میشود

تا اکنون آنچه را این ویدیونشان میدهد برای هر نوع امیدواری شکننده است. ولی آنچه تا اکنون از این جریان به نشر نرسیده در حالی که تقلب را بصورت آشکار وواضح نشان میدهد هر رفیق شرافتمند را تکان میدهد. به نظر این قلم توطئه گران کار را بجائی کشانیده اند که همه چیز را باید بی پرده ساخت تا شیر، شیر و آب ، آب شود.

بخش ویدیوی تا کنون پخش نشده که امیدوارم به نشر برسد نتیجه شمارش ارا را نشان میدهد..

دراین بخش 105 رأی از صندوق بیرون می‌آید این 105 رأی در حالی از صندوق بیرون می برآید که از جمله 103 عضو شورای مرکزی 3 عضو غیابت دارند . در این هنگام ریس جلسه سلیمان کامجو در برابر این عمل انجام شده استدلال میکند که بجای رفقای غایب رفقای دیگر را شامل لست عضویت شورای مرکزی ساخته است. در اینجا سؤال پیدا می‌شود که وقتی در رأی گیری اول تعدادی به حیث اعضای شورای مرکزی تائید شد بعد به اساس پیشنهاد ثانی در پلینوم تعداد مجموعی اعضای شورای مرکزی 103 عضو تائید شد وقتی چند تندیگر به عوض اعضای غایب و تائید شده شامل لست شورای مرکزی شداول اینکه اگر معیار 103 تن عضو است به اساس کدام دلیل و صلاحیت عضویت رفقای غایب منتفی ویا انکار میگردد این استدلال که در ویدیو به صراحت گفته شده که به عوض رفقای غایب رفقای دیگر شامل شده بصورت واضح ،خود بخود تائید تقلب است.

این در حالی است که توجه رفقا را در همین بخش ویدیو به تصمیم و رأی و نظر ریس جلسه جلب میکنم که بالاخره ریس جلسه اختیار به طالع بجنگان میدهد و میگوید که از میان رأی ها رأی اضافی را بر میداریم هر کی طالع و بخت اش. این است نمونه دموکراسی که لحظاتی پیش ریس جلسه برای بیان آن گلون پاره میکرد

این‌ها همه میرساند همانطوری که در بالا گفته شد تخم این جعل از قبل کاشته شده بود معلوم است که این سناریو نوشته شده آنچه میخواست که انجام شد.

همینگونه دراین بخش رفیق عبدالله بهروز به مایک می‌آید وخطاب به سلیمان کامجو به عنوان ریس جلسه میگوید که این انتخابات بصورت قطع باطل است

سلیمان کامجو این سخن را میپزیرد و میگوئید شما رفیق بهروز دقیق میگوئید اما با وجود آنهم به اساس مهندسی جعل و تقلب به سوی انجام کار تقلب و جعل جلسه را ریاست میکند.

فضای روانی کاندید رفیق راوش نشان میدهد که با بسیار اطمینان خود را ریس حزب میداند. در جریان اینکه اعضای شورای مرکزی معرفی میگردد رفیق راوش با لبخند واشاره سر به سوی عده ازکاندیدان شورای مرکزی اظهار رضایت میکند. اطمینان ریس شدن بیشتر از هر حالت در توضیح اهدافی است که رفیق راوش برای آن در سخنان خود اولویت قایل می‌شود. او در نخستین وعده میگوید که دفتر حزب را به دفتر فعال تبدیل میکند. این دیگر درست چال پهلوانی است که برای خود نگهداشته بود. مگر رفیق راوش بیاد ندارند که این دفتر معاونین حزب هم بود. مگر این رفیق معاون حزب ما چرا نخواست که این دفتر حزب را فعال نگهدارد؟ مگر چنین مسئولیت را چرا نتوانست در معاونیت حزب بخوبی بسر رساند؟ تا اینکه در مقام ریاست باید آنرا انجام بدهد. چه فرق میکرد اگر به حیث معاون حزب در دانشگاه کابل یک سازمان اولیه نیرومند از تحصیلکرده ها ومحصلین در همان وقت معاونیت خود فعال میساخت که حالا شاهد نمایشنامه همایش جوانان که در سایت بامدادیان نشر شده نه بصورت نمایشنامه بلکه بصورت واقعی میبودیم. ولی در این حالت یعنی به شکل نمایشنامه نه سخنگوئی از میان آنان را شنیدیم تا بدانیم آنانی که در دفتر شان استقبال شدند چه خواستهای داشتند.

در این باره شاید بهترین مثال شورای کانادا باشد شورای که فقیر شاه فقیر یار ریس از همه چیز بی‌خبر و دایم العمر آن است. همان رفیقی که به رفیق بزرگر انگشت انتقاد میگذارد که قرار داد خو نکرده است. همان رفیقی که از نامش پیام شورای کانادا را نوشتند و نوشتند که شخصی بنام یعقوب هادی عضو شورای کانادا نمیباشد . همان رفیقی که یکماه بعد از این پیام در حضور 11 رفیق بتاریخ 9 سپتمبر از ساعت 12 ظهر تا شش عصر در جلسه ما شرکت کرد. منظور این است که ما به حیث اعضای حزب برای تحقق آرمان متعهد استیم نه به حیث مقامداران حزب که اگر به آن رسیدیم فعال واکتیف استیم در غیر آن کار حزب را بما غرض نیست.


در آغاز نوشتیم چون انسان دارائی جوهر انسانی است باید منفعت اش به محیط حیاتی اش برسد. اما با درد و دریغ ما می‌بینیم که حتی انسانهای دارائی تعهد در یک مجموعه سیاسی جفا وخیانت را اول برای مشترکین مجموعه سیاسی خود روا میدارند، که نمونه آن اعمال همین توطئه گران در حزب مردم افغانستان است. اخیرآ این توطئه گران توطئه را بسوی روسیه فدارتیف توجیه کردند. آنان چند تن از اعضای حزب را با فریب و اغوا در جهت این تشویق کردند که شما یک اعلامیه گک بدهید ما از طریق مرکز شما را تقویت میکنیم. چنین کردند واز روسیه فدراتیف نوشتند:

اعضای حزب مردم افغانستان درفدراسیون روسیه ازروند وحدت نیروهای همسو ودرگام نخست از ادغام تشکیلاتی نهضت فراگیر دموکراسی وترقی افغانستان وحزب متحد ملی افغانستان که در فرجام آن می با ییست حزب واحد ویکپارچه نیروهای ترقیخواه ودموکرات افغانستان تا سیس گردد به گرمی استقبال وحمایت کردند و همانند هزاران عضو صادق حزب در داخل وخارج از کشور طی سه سال، تمام خرد وانرژی شان را در این راستا به کار بردند. بد بختانه که این امر شریفانه به اثر سبوتاژ وسنگ اندازی های برخی عناصرجاه طلب و وحدت ستیز تحقق نیافت. درست همین عناصر بخاطر حفظ امتیازات شان کنگره وحدت و حزب مردم افغانستان را نیز به چا لش کشانیدند.این ها درزیر چتر شعار دروغین تدویر پلینوم فوق العاده شورای مرکزی، از اولین روزهای پس از برگزاری کنگره وحدت ، تلاش کردند تا انشعاب را بالای حزب تحمیل نمایند. در اینجا وآنجا به ایجاد ساختار های موازی با حزب به نام رهبری وشورا های « اصولگرایان »  که نمی دانیم این اصطلاح را از کجا به عاریت گرفته اند، اقدام نمودند. 

جای تاسف است که تعدادی از اعضای سازمان حزبی حزب مردم افغانستان در روسیه فدراتیف در تبانی با انشعاب گران ، چنانچه دیروز سیاست وحدت ستیزان در نهضت را همراهی کردند، امروز نیز اگاهانه تلاش می نمایند تا اذهان اعضای حزب مردم افعانستان را مغشوش نموده و آنها را به بیراهه بکشا نند. سایت « آزادی .رو » که خود را ارگان نشراتی حزب مردم افغانستان در فدراتیف روسیه معرفی نموده است، بدتر از ابزار تبلیغاتی دشمنان نیروهای ترقیخواه افغانستان و دور از اخلاق سیاسی و اصول زنده گی حزب ما ، سازمانها و شخصیت های حزبی وکادر رهبری حزب مردم افغانستان را در سطح کوچه وبازارمورد فحش ودشنام قرار میدهد. این سایت در مدت 6 ماه پس از تدویر کنگره وحدت ، حتی یک کلمه را در باره اهمیت کنگره ، جایگاه و ارزش برنامه واصول مرامی حزب و مسایل سیاسی واجتماعی افغانستان ننوشت ویا نشر نکرد، گو یی این سایت وگرداننده گان آن فقط یک وظیفه ومدیر یت دارند که دستاورد های کنگره و رهبری حزب مردم افغانستان را بی اعتبار سازند وسازمان های حزبی را به انشعاب و فروپاشی تشویق و ترغیب نمایند.

واقعیت این است که انتظارات اعضای حزب از «کنگره وحدت» را توطئه گران به یأس و نا امیدی تبدیل کردند. نویسنده متن فوق شاید از کدام سیاره دیگر آمده باشد که فکر میکند حزب مردم افغاستان از آسمان افتاد و هیچ بنیاد زمینی نداشت. شاید او نمیداند که ن ف د ت ا وبعد حزب واحد سازمان های بی‌اساس و بی مرام نبودند. همانطوری که در بالا گفته شد کنگره وحدت که حزب مردم را بوجود آورد دومین محصول حزب واحد است. برای ما از همه اولتر وحدت با نیرو های هم اندیش مطرح بود واست. نامگذاری حزب، تصویب نشان وبیرق حزب، تعدیل و تصویب اساسنامه ومرامنامه انتخاب اعضای شورای مرکزی کار معمول کنگره به حساب می آید. آنچه در محراق توجه قرار داشت وحدت با نیرو های هم اندیش بود واست که توطئه گران با اسناد، شهود وثبوت بر ضد آن قرار گرفتند. شما بروید نشست ویدیوئی هالند را تماشاه کنید. بروید از رفقای حزب متحد ملی بپرسید کیها بودند که شما را دشمنان ترقی ، مردم و میهن خطاب کردند؟ بروید از آن رفقا بپرسید که کیها بودند شما را اشرار گفتند؟ بروید از آن رفقا پرسان کنید که کدام سایت وافراد بودکه رفقا را جنرال دیوانه واعصاب خراب خطاب کردند؟ بروید بخوانید کیها بودند نوشتند که اگر این وحدت صورت میگیرد استعفا همین است؟ بروید بخوانید که کیها دلجوئی کردند بر گرد وحدت نمیشود؟ وبسی از مسایل دیگر که قسما در بالا هم به یک سلسلهء آن پرداخته شد

نویسنده متون فوق که اصطلاح انشعاب را بکار برده آیا میداند انشعاب چیست؟ وکدام رفتار ها انشعاب را تحریک میکند؟ مگر این خواست، خواست انشعابگرانه است که اصولگرایان تدویر انتخابات شفاف میخواهند؟ یک سال بعد از اولین کنگره ای که یک بخش «حزب واحد» قبلآ دایر کرد وحزب متحد ملی را اعلان کرد اینک دومین محصول «حزب واحد» در پیش روی ما قرار دارد . نتائیج آن چیست؟ در پهلوی شورای منتخب شهرکابل صلاحیت شورائیی جدید، در پهلوی شورای یونان شورای جدید، در پهلوی شورای لغمان شورای جدید، در پهلوی شورای بغلان شورای جدیدووو... اینک بسوی فدراتیف روسیه توطئه روی نموده است. به این میگویند انشعاب طلبی که اشکال پیش پائی زدن به خواست حزبی ها را دیگربه این شیوه تغیر شکل داده‌اند. عجب است که نویسنده متن فوق حتی معنی فحش ودشنام را نمیداند.فحش دشنام همان است که حتی عایله بامداد و بامدادیان ازنشر آن شرمیدند وزمینه ساختند که اکنون از زیر بیرق سایت‌های خوانای دیگر به آن مبادرت ورزند . مگر شما نخواندید « شیر محمد بزرگرو دست تگدی واستدعا بسوی پیش کسوتان» دشنام نامه کیست؟ مثل این ده‌ها دشنام نامه دیگر مال کیست؟ افسوس میکنم به آنعده اعضای حزبی که از هویت بسیار شریفانه شان حمایت کرده نمیتوانند و بسوی توطئه وجعل وتقلب میلغزند.

اصطلاح اصولگرائی در حالی که عاریت نیست منبع آنرا به شما نویسنده متن بالااز روسیه فدراتیف آدرس میدهم . این آدرس، اساسنامه حزب است. اصولگرایان یعنی آنهای که مطابق اصول اساسنامه فعالیت حزبی مینمایند. کلمه ترکیبی اصول گرائی وباطل گرائی برای اولین بار در نوشتار های حزبی از طرف رفیق بسیار شرافتمند انجینر عزیز بکار برده شد. همان رفیقی که تمام عمر مبارزه حزبی و سیاسی خود را با اصولیت حزبی سپری کرده است. همان رفیقی که نوشته بود «بازی بس است» مگر بازیگران از شرافت این رفیق هم نه شرمیدند وتا اینجا ادامه دادند که اینک شما نویسنده متن بالا را از روسیه فدراتیف ببازی گرفتند

واقعیت این است که بعد از اولین پلینوم شورای مرکزی حزب مردم افغانستان در کادر رهبری آن صلاحیتداران تغیر کردند و اما سیاست‌ها و روش‌های قلدر منشانه توطئه گران همان است که بود. سایت بامدادیان اکنون بدتر از عایله آن بر ضد وحدت بر ضد خواست وصدای اعضای حزب موضعگیری میکند

ما میدانیم که توطئه بزرگ است وامکانات توطئه بزرگ است . ما میدانیم که حزب را دزدانه در مقامات حکومتی بنام خود ثبت نمودند .اینرا برای خود امتیاز میدانند. ما میدانیم که حلقات توطئه گری برای اغفال سازی بسیار فعال است. ما میدانیم که با وعده وعید در صدد تطمع اعضای حزب این توطئه گران تلاش دارند. اما ما اصول واصولگرائی را در پای توطئه قربان نخواهیم کرد

قضاوت سالم رفقای شرافتمند پیروز باد


محمد یعقوب هادی   

بغاوت دیگر


بغاوت دیگر


بامدادیان زیر عنوان جلسه کادر ها وفعالین شورای شهر کابل خبری را پخش نموده اند که باید هر حزبی با وجدان و با‌شرف و هر رفیق متعهد ووفادار به آرمانهای شریفانه خدمتگذاری صادقانه به مردم را که بر نامه عمل حزب آن اهداف را در برابر آنان قرار داده وادارسازد تا در جستجوی آن شوند که این جلسه به اساس کدام نورم تشکیلاتی در غیاب ریس منتخب شورای شهرو اعضای رهبری شورای شهر دایر شده است؟ این در حالی است که اخیرآ دو گزارش کمیته حزبی شورای شهر کابل را اعضای حزب در سایت ها آزادی رو وباز تاب حقیقت در مورد راه حل بحران وجلوگیری از وخامت اوضاع درون حزبی به خوانش گرفته اند. هر چند با توجه به عملکرد های توطئه گرانه و جعلکارانه کسانی که این بحران را خلق نموده اند نیازی به این پرسش نخواهد بود که چرا چنین واقع می‌شود ؟ زیرا این چرا ها دیگر واضح است. اماآنچه را مطرح میتوان نمود به اساس توقعاتی است که از اعضای حزب مردم وجود دارد و آن اینکه قضاوت شریفانه حزبی ، وجدانی و صادقانه اعضای حزب ماست که تا چه وقت اجازه میدهند این توطئه ها ادامه پیدا کند؟

اکنون این باور در ذهن و روان رفقای شریف و با وجدان حزب مردم باید آنقدر قوی شده باشد که به این نتیجه برسند توطئه گران نمیخواهند این حزب نجات پیدا کند؟ .

از آغاز تحمیل بحران بالای حزب بسی از تبلیغات فریبنده چون تفکر نو، وحدت با نیرو های همسو،اتحادو ایتلاف را از طرف آنان شاهد استیم اما باور این است که غاصبان صلاحیت کسانی نیستند که به اساسات حزب ، به وحدت حزب ، به وحدت نیرو های هم اندیش ، به ضرورت‌ها و اساسات ایتلاف وفا دار باشند . آنچه را اشغالگران صلاحیت های تشکیلاتی از این مفاهیم با تظاهر و فریبنده صحنه آرائی میکنند این نیات و اراده را باید در فکر وروان آنان مطالعه نماییم نه در نوشته ها وتبلیغات اغوا گرانه آنان که موسمی ، موقتی و برای تحت فشار قرار دادن خواست های اصولگرائی و خواست های حزبی ، به اساس نیازی برای بقای خود شان در صلاحیت های تشکیلاتی منعکس میسازند. لذا چگونه میتوان به کسانی باور نمود که کوتاه ترین راه را پیموده نمیتوانند ولی خود را آماده منزل های دور نشان میدهند؟

نمونه این ظاهر فریبی ها را در قطعنامه ای که از نام شورای شهر، بامدادیان به نشر رسانیده اند توجه شود.

ـ4 شورای شهر کابل .ح . م. ا تلاش جدی وپیگرخواهند نمود تادر پروسه انتخابات ریاست جمهوری ، شورای های ولایتی وشاروالی ها در تفاهم با ایتلاف نیروهای ترقی خواه ودموکرات سهم ارزنده وبارزی را اتخاذ خواهیم نمود.

مگر بیاد نداریم که در مورد وحدت با حزب رفیق، همسو، هم اندیش یعنی حزب متحد ملی با آدمهای خودسر مشکل جدی د اشتیم؟ چه کسی با سخت سری در برابر وحدت قرار داشت؟ قضاوت وحدتخواهان را چه کسی با شدت زیر سؤال قرار میداد؟ امروزبرپائی جلسات غیابی که خود انحراف وتخطی روشن از اساسنامه حزب است بیان های اغواگرانه اصطلاح «کنگره وحدت» را چگونه میتوان باور کرد؟ شما از کدام وحدت سخن میگوید؟

در این مدت یک قدم ، یک جمله، یک کلمه و یک حرف وحدتخواهانه از طرف آنانی که به جعل وتقلب دست زدند چه وکدام است؟ آن‌ها چرا با پر روئی از وحدت حرف میزنند؟

جلسه فعالین شورای شهرکه بامدادیان خبر آنرا نشر نموده اند چه هدفی را دنبال کرد ومیکند؟ در قرار این جلسه بخوانیم.

ـ1 جلسه فعالین شورای شهر کابل ح.م.ا از تدویر کنگره وحدت وپلینوم شورای مرکزی مورخ2 /2 /1391که دریک فضای کاملا آزاد ودموکراتیک دایر شد حمایت وپشتیبانی خود را اعلام داشته ودر راه تحقق فیصله وتصامیم از هیج گونه سعی وتلاش دریغ نخواهند ورزید.

هر چند از لحاظ ماهوی باطلگرائی زاده تخطی از قاعده ساختاری است، لذا هدف از این جلسه فقط همین بود که 8 ماه بعد از نام شورای شهر کابل جعل وتقلب را رنگ وروغن کنند. عجالتآ همین .......



محمد یعقوب هادی