حامد کرزی ریس جمهورسابق یا کارگردان سناریوی ایالت متحده آمریکا در منطقه

 

 

حامد کرزی ریس جمهورسابق یا کارگردان سناریوی ایالت متحده آمریکا در منطقه

 

این مبحث بحث فردیت نیست.این نوشتار نگاه بریک محتوای سیاسی، فعل و انفعالاتی عناصر محرک آنست. کار برد نام به حیث متصدی برنامه‌های اجرائی آن در‌واقع الزامی است.

 

امریکا در مبارزه با ترورزیم در افغانستان با شکست روبرو گردیده و باید کمک روسیه و چین را درخواست نماید

حامدکرزی


http://dari.sputniknews.com/afghan/20150625/148850.html
http://dari.sputniknews.com/afghan/20150625/148912.html

عده از هم میهنان ما تازه ترین سفر جناب حامد کرزی به روسیه فدراتیف را که مطبوعات داخلی و خارجی خبر داد تغیر در افکار حامد کرزی خوانده اند.تازه ترین به این معنا که جناب حامد کرزی بعد ازپایان کارش درمقام ریاست جمهوری پیشتر از این نیز سفر های به خارج کشور داشته است. مزید به آن خبر های از سفر های محرمانه او نیز بگوش رسیده است.

 تعدد این سفر ها وصورت پزیرائی از این سفر هاپیرامون این مساله ذهن هر صاحب فکری را میتواند بسیارمشغول بسازد که حامد کرزی یعنی کی؟ تشریفات برای این سفر هابه اساسکدام موقف و موقعیت سیاسی حاضراو میتواند باشد؟ ودر نهایت او کیست؟.ریس جمهور سابق و یا کار گردان سناریوی بازی‌های سیاسی ایالت متحده آمریکا ؟ برای روشن شدن این مساله باید بدانیم که او در هیچ یک از ارکان دولت صاحب صلاحیت نیست.اپوزیشن هم نیست. ریس کدام حزب سیاسی هم نیست. برچسپ های کهاو یک آدم قبیله گراست به هیچ صورت در دنیای متمدن اعتبار او را محک نمیزند.

 داستان مطرح شدن جناب حامد کرزی از اینجا شروع می‌شود که خانم وی در یک مصاحبه مطبوعاتی با خبرنگار تلویزیون آریانا در مورد اینکه آیا او میدانست روزی بانوی اول افغانستان می‌شود در جواب میگوید بلی میدانستم. چون زمانی که در آمریکا بودیم اشخاص مهم در خانه ما میامدند و با حامد کرزی ملاقات مینمودند.

 حامد کرزی در سپتامبر 2001 توسط کماندو های امریکائی در ارزگان پیاده ساخته شد. به گفته خودش در خانه یکی از متنفذین آن والا نشسته بود ند که سربازان امریکائی داخل شدند او به مهماندار خود میگوید که این عساکر دوستان ما استند اینجا آمده‌اند که امنیت ما وشما را تأمین کنند

 

https://www.youtube.com/watch?v=vv9veDE9ONs

 در همین جریان، جلسه بن او را برای مقام ریاست جمهوری دوره انتقالی گماشت.بعد از آن در دو انتخابات تقلبی او مدت سیزده سال در نقش ریس جمهور برای تطبیق سناریوی سیاسی ایالت متحده آمریکا کار کرد. برای دست نشاندگی خود، خودش هم معترف بود وباری در سخنان مشابه گفت « آمریکا زور دارد ما هم اگر زور میداشتم در آمریکا ریس جمهور را به دل خود تعین میکردیم» نقش حامد کرزی در تطبیق سناریوی سیاسی ایالت متحده آمریکا متفاوت بود واست. این تعویض نقش تا جائی به نمایش کشیده شد که بار دیگر گفت « اگر آمریکا زور دارد ما شیر استیم» شاید او نمیداند که حیوانیت برای انسان صفت خوب نیست حتی اگراین حیوان سلطان جنگل باشد.

حامد کرزی در تمام دوره کارش یک سخن درست گفت که در مورد امضا پیمان امنیتی بود و این آخرین نقش او در سناریوی ایالت متحده امریکا برای فعالیت‌های بعدی اوست. او در مورد امضا پیمان امنیتی گفت در صورتی آنراامضا میکند که موجب تأمین صلح در کشورشود. این سخن درست بود واست ولی درستی آن به هیچ صورت حقیقت صداقت او نبود ونیست. او خود می‌گفت که آمریکا از افغانستان خارج نمیشود . این سخن را به تازگی در سفر خود به ماسکو که فارغ از مقام وصلاحیت هم است نیز تکرارکرد. اما همانطور که دیروز نگفت چرا آمریکا از افغانستان خارج نمیشود امروز هم نمیگوید که چرا آمریکا از این کشور خارج نمیشود. او نه تنها که هدف این حضور نظامی را نگفت و نمیگوید بلکه در تلاش است اهداف این حضور را پرده پوشی هم نماید .

امریکا در مبارزه با ترورزیم در افغانستان با شکست روبرو گردیده و باید کمک روسیه و چین را درخواست نماید

حامدکرزی

او از بیان چنین سخنی کدام هدف را دنبال میکند؟ این هدف را در متن رویداد ها میتوان دید. مدت زمانی شده که افکار مردم جهان با سوژه نو تروریزم مشغول است. این سوژه داعش را معرفی میدارد. گروهی که اکنون اهداف جهانی خود را اعلان میکند. مطبوعات ، استخبارات، اسناد، تحلیل‌ها ، تبصره های با اعتبار ترین منابع از افشا گری های ویکی لیکس گرفته تا اظهارات اسنودن کارمند سرویس های اطلاعاتی ایالت متحده آمریکا که در مخفیگاه بسر میبرد، از مقامات عراقی گرفته تا اشارات مقامات فدارتیف روسیه، وبیشترین کشور های منطقه چون ایران سوریه هند و چین وبسی از کشور های دیگر قوت گیری این گروه را بی پشتوانه قدرت‌های جهان نمیدانند . به‌خصوص که شیوه‌های سرکوب این گروه توسط ایالت متحده امریکا حاکی از آنست که پرورده آن، تمویل وتجهیز کننده این گروه خود ایالت متحده امریکاست.این گروه اکنون از افغانستان سر کشیده است. سرزمینی که حامد کرزی با فدا کاری راه را برای این گروه هموار کرد. حالا وقتی می‌آید ومیگوید که آمریکا در مبارزه با تروریزم با شکست مواجه گردیده به این معناست که گویا خلقت این گروه کار ایالت متحده امریکا نیست.

درشبکه‌های اجنتوری استخبارات ایالت متحده امریکا حامد کرزی متبارز ترین نقش گذار سناریوی سیاسی ایالت متحده آمریکا در منطقه است او بیشتر از هر عنصر وابسته برای کارگذاران سیاست‌های ایالت متحده امریکا شخص مهم ومطمین است. چرا نباشد . او یگانه عنصر وابسته ای است که پای غرب در راس ایالت متحده آمریکا را در منطقه ای کشانید و جا بجا کرد که طراحان غرب و آمریکا با ده‌ها سال زمان و سرمایه هنگفت مالی اینقدر به مقصد نرسیده بودند که حامد کرزی این طرح ومهندسی را آن‌چنان تطبیق کرد وحتی زمینه‌های فکری را مساعد ساخت که امروز ذهنیت بودن وماندن غرب و آمریکا خواسته وناخواسته اذهان بیشترین مردم را اشغال نموده است.

اوضاع و احوال امروز افغانستان ومنطقه محصول کار حامد کرزی به عنوان جاسوس علنی ایالت متحده آمریکا در لباس سیاست است. حکومت نا کارآمد موجود بنام وحدت ملی، تدوام جنگ با افزاز های جدید مانند داعش، رؤیا روی ساختن قدرت‌های بزرگ جهانی و منطقوی در این منطقه که فرایند تمام بدبختی این سر زمین واین منطقه میباشد ، بدون شک دست آورد این همسایه دایمی ارگ ریاست جمهوری همین شخص صدر اخفا شده در الفاظ و بیان های ساده، قره قلی سر و چپن پوش آقای حامد کرزی است که با تمام امتیازا ت جاسوسی در پوشش ریس جمهور سابق در حالی که هیچ نوع مسئولیت رسمی در هیچ ارکان دولت ندارد حالا آمده به عنوان یک شخص با صلاحیت روی سیاست‌های حکومتی و سمت وسو دادن این سیاست‌ها با کشور قدرتمند مانند روسیه می نشیندو با تمام صلاحیت، فدارتیف روسیه و دولت مردم چین را برای دخالت در اوضاع فرا میخواند. با این حال او جز کارگردان سناریوی ایالت متحده آمریکا در منطقه کس دیگر نیست…

محمد یعقوب هادی

 

باز بینی گذشته تصویرواقعیت امروز

 

باز بینی گذشته تصویرواقعیت امروز

 

سخن مکرر اینکه افغانستان به عنوان یک کشور شامل جغرافیای سیاسی جهان ازاثر پذیری حوادث و جریانات سیاسی جهان بدورمانده نمیتواند. در اینباره و هدفمندی سیاست‌های مهندسی شده ای که رویداد های جهان را شکل میدهد بار بارسخن گفته شده است. داغ ترین بحث شرایط تاریخی حاضر هم همین است که حوادث و رویداد های جهانی در نتیجه دست بالای کدام سیاست هارقم خورده است؟.

شرایط تاریخی حاضر بیان این واقعیت است کهدر نتیجه رویکرد های سیاست‌های مسلط غرب در راس ایالت متحده امریکا بسوی اهداف بزرگترتمام واقعیت‌های جهان کنونیشکل میگیرد. واقعیت های موجود کشور ما هم چنین است. آنچه در اینجا به وقوع می پیونددپیامد ادامه سیاست‌هایاندکه با طراحیمتفکرین غرب در راس ایالت متحده آمریکا در متن سیاست‌های کلان مطرح میباشد ولذارویداد ها در کشور ماتکرارنه، بلکه تسلسل رویکرد های از همین مأخذ است.وقتی جنگ بالای ما تحمیل میشود. وقتی ما با دشمنان نامعلوم می جنگیم وقتی میزان بررسی ها افغانستان را در راس لست ضعیف ترین کشور ها وکشور داریها قرار میدهد، وقتی انواع فساد مروج است، وقتی کابینه وحکومت مفقود است، وقتی ادارات محلی مدیرو مدیریت ندارد، وقتی ارکان دولت هر کدام خود یک دولت مستقل استند، وماحصل این چالش ها هر پیامد جفا کارانه همه نتیجه کار ستمگران همین نظام های سود وسرمایه است. (البته از یاد نمی بریم که کار بران داخلی این سیاست‌ها،رویکردو ها طرح ها حکام خود نظام استند)

 

آتش جنگ، فوران خون،ویرانی بنیاد های اقتصادی، تولید حس دشمنی، جدا سازی مردم سرزمین واحد ما زیر نام های ملیت وقوم زبان سمت، تعصبات دینی و مذهبی، تعصبات منحط سیاسی، تعصبات نژادی و جنسیتی دست آوردسیاست‌های مسلط غرب در راس ایالت متحده آمریکا ست که افراد اجاره شده شانرا بالای سرنوشت مردم ما تحمیل نموده اند. سناریوی انتخاباتی مستند ترین شکل بازیهای این سیاست‌ها برای جای پای سازی خود شان بود که در پیامد آن راه را بیشتر از گذشته در معبر پیشروی بسوی اهداف دور نمائی شان میخواهند فراخ بسازند.

همه ترتیبات و ترکیبات سیاست‌های مسلط که خالق اصلی‌ترین عامل این وضعیت است همانا وضع امنیتی کشور و منطقه است . کلمات جنگ وصلح خلص ترین افاده وضع امنیتی است. اوضاع واحوال افغانستان بیشتر از سه دهه می‌شود که با جنگ وپیامد های جنگ شکل میگیرد. از آغاز این سه دهه جنگ دو مأخذ رهبردی داشت که ازطرح محتوای دو سیاست بزرگ جهانی ناشی میشد.

در اینجا به رویکرد های حاد وقت نگاه میکنیم

 در حدود36سال پیش از امروز ششم جدی 1358 مطابق27ماه دسامبر سال ۱۹۷۹ عیسوی حضور نظامی اتحاد شوروی در افغانستان ثبت اوراق تاریخ سیاسی افغانستان است. زمان تاریخی که از نظرایده وتفکر سیاست‌های غربی وموافقین نظام های سرمایه داری به عنوان اشغال افغانستان مطبوعاتی شد و در محتوای سازی این تبلیغات تناقض های واضح اهداف خود غرضانه این سیاست‌ها حقیقت نمائی میکند.در آن زمان دو بحث متفاوت از جانب دو قطب مخالف جهانی( اتحاد شوروی وقت و متحدین ، ایالت متحده آمریکا و متحدین) مطرح بود. ایالت متحده آمریکا و متحدین غربی آن حضور شوروی در افغانستان را به منظور گسترش نظام کمونیستی و رسیدن به آب‌های گرم تبلیغ میکردند. جانب اتحاد شوروی این حضور را در اساس برای دفع تهدید وخطر از طرف مرز های جنوب توجیه میکرد و زمینه این حضور را با امکان دعوت رسمی دولت وقت افغانستان متکی به ماده 51 منشور سازمان ملل مدلل میساخت.

 پیش ازهمه باید گفته شود که طرح تعویض وشکل گیری یک نظام بر میگرددبهدید ونگر خود انسانهای جامعه پیرامون سرنوشت حیاتی خودشان که از سیاست های حاکم متأثراستند .بنیاد های چنین یک پزیرش فکری واقعیت‌ها ویا عینیت های جامعهمیباشند. واقعیت‌های جامعه انسان های باشعور و عاقل را برای ریشه‌ یابی به کنکاش و جستجو میکشاند، جریان های فکری سبب نزدیکی و به هم رسانی نیروی های انسانی شدهو زمینهانسجام های هدفمندانه را ببار میاورد، ودر ساحه وسیعتر فضای همکاری‌های جریانات و انسجام های همسو را فراهم میسازد .پس این مساله نسبت به تمام کشور های جهان بحث مشابه است. یعنی آنجا که ایده‌ها کار ساز اند پای لشکر کشی لنگ است.مفکوره سازی و ایده بخشی های تاثیر گذار و جاذب با زور سر نیزه، قشون عسکری و یا نظامی نه ممکن ونه میسر است.پس ادعای غربی‌ها در جهت توجیه حضور قوت های نظامی اتحاد شوروی وقت در افغانستان از این منظر که گویا برای گسترش نظام کمونیستی بود از ریشه نادرست است، بخصوص کشور ونظامی که با اختیار داشتن تمام امکان برابربا قدرت های امپریالیستی، جایگاه ابر قدرت جهان رامقابل آنها اختیار کرده باشد به هیچ صورت از فهم این امر عاجزبوده نمیتواند که از تبعات یک چنین تصمیمنداند.

بحث رسیدن به آبهای گرم هم ازنظر اقتصادی و هم از نظر نظامی یک سخن میان تهی نا مانوس به حقیقت است. از نظر اقتصادی اتحاد شوروی وقت در تمام اروپائی شرق ، آسیا ی مرکزی وجنوبی کشور های از شرق میانه که همه این سرزمین ها داری منابع فراوان بودند و وجوه روابط قانونمند داد وستد هم وجود داشت که بیشتر از نیاز های جوامع مشترک المنافع و شوروی وقت بود. ازنظر نظامی رسیدن به آبهای گرم در شرایطی که روسیه ازامکانات بی حد وحصر در بر و بحر از آسیا تا اروپا و تا امریکای لاتین برخوردار بود وبه لحاظ نزدیک بودن به اهداف نظامی با حضور در اروپای شرق ، آسیای میانه، امریکای لاتین فاصله چندانی با اهداف نظامی خود در اروپای غرب، آسیا و ایالت متحده آمریکا نداشت ولذارسیدن به آب‌های گرم به قصه و افسانه دیو و پری کوه قاف میماند.

 از این بر چسب های تبلیغاتی بهره برداریهای چندین جانبه مورد نظرغرب بود که در نهایت همه بسوی یک هدف راه پیدا میکرد. هدفی که غرب در راس ایالت متحده آمریکا همین حالا مصروف ومشغول ادامه عملیات آن میباشند.عملیاتی که جاده مجاهد سازی و مجاهد پروری را پیموده است. دیگر بزرگ سازی های جهادی درمطبوعات غربی راه نمی افتد. در مدت زمانی القاب افزارجهادی برای یک گام پیشروی به هویت طالب تغیر کرد و در متن پلان افزار سازی جدید زمینه‌های حضور مستقیم غرب در راس ایالت متحده آمریکا در جغرافیای سرزمین ما گنجانیده شد. این عملیات اشغالی درپیامد پلان انهدام مرکز تجارت جهانی «نیویورک» ازخود مردم ایالت متحده آمریکا پنجهزار کشته گرفت.ایالت متحده آمریکا به دیسانت سیاسی آغاز کرد وبا پرتاب افراد داخلی وابسته به سیاست‌های غرب با متحدین غربی در افغانستان حضور نظامی پیدا کردند وبصورت عملی به بهانه مجوز سازمان ملل که در‌واقع خود ایالت متحده امریکاست به اوضاع واحوال سیاسی کشور تسلط خود را اعمال نمودند. پیش از پیش سنجیده شده بود که حضور نظامی ایالت متحده آمریکا باید حد اقل یک پاسخ را به خورد مردم جهان میدادو لذا حادثه برج های دو قلو باید عنصر سازی میشد واین عنصر در یک مدت زمان معین بصورت مجهول ونا مشخص سرکوب شده به ذهن جهانیان تلقین میگردید تا این حضور نظامی را توجیه نماید. این عملیات اسامه بن لادن را نشانی کرد و از میان برداشتن حضور فزیکیاورا در پوشش یک عملیات نظامی به ذهن بشریت القاء نمودند. ولی با وجود این شک وتردید های در مورد کشته شدن او در همان عملیات وجود دارد.بی جهت نیست که پسر بن لادن در این اوآخر خواستار دریافت گواه نامه مرگ او شده استشاید او شک دارد که پدرش در آنجا کشته شده باشد. تا اینجا چند صحنه این سناریوی سیاسی به نمایش گذاشته شد، اما هدف در جایش باقیست.

 در بحبوحه صدور سناریوی انقلاب‌های رنگین ایالت متحده آمریکا همزمان در پلان های نا مرئی به ایجاد وتنظیم ساختارهای گروه های تروریستی فعالیت بی وقفه مینماید.آسیای غربیکه در نتیجه سیاست‌های غرب به تب فرقه بازیهای اتنیکی و مذهبی دچارساخته شده از حیث بهانه تمویل افزار های جنگی برای شبکه‌های تروریستیکه گویا از طریق منابع نفتی بدست خود شان صورت میگیرد تشخیص می‌شود (البته این مساله بسیار عام فهم است که این سرزمین ها وبخصوص مناطق تحت کنترول گروه‌های تروریستی به هیچ صورت مولد جنگ افزارهای مدرنی که این گروه‌ها در اختیار دارند نیستند وبازارهای اسلحه که بتواند دور از نظر حکومات این همه افزار پیشرفته جنگی را تولید نماید در دنیا وجود مستقل ندارد)هم چنان این جغرافیا از حیث ظرفیت سرباز گیری بنا به رابطه‌های دین باوری دارائی جاذبه ای تجمع افراط گرائی است وهم از حیث مساعد ترین گذرگاه بسوی اهداف غرب به طرف مرز های روسیه در حالی شناسائی گردید که ریزرف های قیادت دین باورانه آن پیش از پیش به همکاری اسرائیل آماده ساخته شده بود. طراحان تشکیل این گروه با این فکر که قدرت گیری آنرابه نسبت ظرفیت‌های منابع اقتصادی آن توجیه نمایند که گویا در این منطقه آسیای غربی منابع نفتی آن است که ماشین جنگ را حرکت میدهد.بر بنای این زمینه‌ها گروه تروریستی داعش تشکیل شد وبسوی اهداف غرب سوق گردید.

گروه داعش که در آغاز بنام حکومت شام وعراق ایجاد شد به زودی مدعی خلافت در سرزمین های بیشتر گردید. در اعلامیه ای اهداف داعش سرزمین های را نشانی کرد که در آن از روسیه فدراتیف نیز نام برده شده

است.

دیلی میل در این باره نوشت: «گروه تروریستی داعش که شکل گیری خلافت اسلامی خود را در مناطقی از خاورمیانه اعلام کرده است، طرح آینده ی سرزمین خود را منتشر کرده که تا افغانستان و اروپا امتداد دارد» .

 این کنش ها به رهبری غرب و در مقابل واکنش های روسیه فدراتیف باید بشریت با وجدان را به این نتیجه رسانیده باشد که عامل تحریک وتولید جنگ از همان زمان تا اکنون سیاست‌های جهان سود و سرمایه در راس ایالت متحده آمریکا بود واست.

با این حال نتیجه آن می‌شود واقعیت خطرات وتهدیداتی را که اتحاد شوروی وقت36 سال قبل درجغرافیای سر حدات جنوبی خود در نطفه خنثیکرده بود بار دیگر در همان جغرافیا سر بلند کرده است کههم پلانهای غرب در راس ایالت متحده آمریکا را مهر تائید میگذارد وهم تدابیر پیشگیرانه اتحاد شوروی وقترا درست ثابتمیکند.

 محمد یعقوب هادی