تحلیلی بر اخبار

بازیهای که اهداف مشترک را دنبال میکند


خبر سازیهای ایجاد دفتر طالبان در قطر ادامه بازی‌های سیاسی در امور افغانستان است. بازی‌های که زیر چتر سیاست گذاریهای بزرگ پیگیری میگردد. بحث ایجاد دفتر طالبان در قطر زمانی داغتر میگردد که این دفتر بنام دفتر سیاسی امارت طالبان نشانی شد. نشانی که در گذشته هم در دوران جنگ تحمیلی بالای افغانستان تجربه شد ه که عبارت از حکومت موقت به اصطلاح مجاهدین در پشاور بود. در‌واقع قطر و پاکستان از منبع مشترک وسیله بازیهای سیاسی میباشند. این بازی‌های چند گانه همه باهم مرتبط بوده و اهداف سیاست گزاریهای مسلط جهانی را دنبال میکند. در این بازی هامهره‌های پیشبرد مقاصد که با فیگور های متفاوت موقف سازی می‌شوند این تلاش‌های چند جانبه ومتفاوت را در یک نقطه مشترک به هم وصل میکند.

در بازی که میدان آن قطر انتخاب شده، جامعه سیاسی افغانستان منطقه وکشور های دخیل در قضیه افغانستان را به خود مشغول ساخته از یک جهت ارتباط دارد به تعویض تیم حاکم ، وگرفتن تعهد از تیمی که قرار است جا نشین تیم حاکم شود. در این تعهد یکی از مقاصد سیاست گذاران و مهندسان این بازی موافقت رسمی دولت افغانستان مبنی بر حضور دایمی نظامی در منطقه مدنظر است. در این رابطه یکی از مهره‌های بازی آقای زلمی خلیل زاد که در‌واقع برای افغانستان حاکم ساز است در راستای این مقاصد در مصاحبه تلویزیونی با خبر نگار سیاسی تلویزیون آریانا جناب میرزائی گفت که «جانب دولت افغانستان در بردداشت های خودپیرامون حضور دایمی ایالت متحده آمریکا در افغانستان دچار اشتباه است» او گفت «جانب دولت افغانستان به این تصور است که افغانستان برای ایالت متحده امریکا بسیار اهمیت دارد بنآ هر شرایط دولت افغانستان از جانب ایالت متحده آمریکا مراعات شود. این تصور درست همان تصوری است که در مورد خروج نظامیان ایالت متحده امریکا از عراق زمزمه میشد که ایالت متحده از این سر زمین نفت خیز بیرون نخواهد شد. اما ما دیدیم که بیرون شد»

واقعیت این است که در جوی سیاسی جوامع تنها حضور فزیکی به عنوان مهندسی سیاسی شناخته نمیشود ایالت متحده به حضور فزیکی خود از عراق پایان داد اما سیاست گذاریهای ایالت متحده آمریکا در عراق و بهره گیری های مختلف ازاین پلانگذاریها سیاسی در عراق ادامه دارد. عراق یک کشور در جغرافیای جهانی است. واین کشور خارج از جامعه جهانی قرار ندارد . مگر سیاست جهان حکومتی که ایالت متحده آمریکا در سر می پروراند عراق را از آن مستثنا قرار داده است؟ البته به هیچ صورت. در واقع سیاست گذاریهای ایالت متحده آمریکا مهره شانی ها خود را در عراق انجام داده ونیازی نداشت حضور پر مصرف و استحکاک بر انگیز خود را در سطح جامعه جهانی با پا بندی به حضور فزیکی در عراق ادامه بدهد. در سیاست گذاریها همه چیز در قبال حضور فزیکی در محاسبه قرار ندارد در تعقل سیاسی دور از واقعیت پنداشته میشود که عراق به دست مردم وبه اراده مردم آن دیار تعین سرنوشت شده باشد. این در حالیست که دیده شد ایالت متحده آمریکا به بهانه که وارد عراق شد با تحویل جنگ روزانه ، از طریق مهره شانی های سیاسی مقاصد خود را دنبال میکند.

بحث مرتبط دیگر در قبال اوضاع افغانستان بحثی است که حاکمان پاکستان با مطرح ساختن آن افکار و توجه جامعه سیاسی را به آن معطوف ساخته ، بحث سهمیه سازی به تفنگداران سیاست گذاریهای بزرگ( طالبان) بسوی همان نقطه تقاطع مشترک است که در روزهای اخیر توسط مهره‌ پاکستان مطرح شد . این بازی سیاسی درست بر مبنای نقشه تجزیه منطقه جنوب، جنوب غرب و وآسیای میانه ارائه شد که در نقشه سیاست گذاریهای بزرگ خوانده شده است. نقشه ای که در اولین نگاه جلوه یک مزاق سیاسی را داشت که اکنون با ارائه نظر پاکستان دیگر مزاق سیاسی نمیتواند باشد.


پیوند این بازی‌ها در گفتار ها وعملکرد های طراحان اصلی و بازیگران نقش این سیاست‌ها به روشنی خوانده میشود. جان کری وزیر امور خارجه ایالت متحده آمریکا در باره باز شدن دفتر طالبان در قطر گفت که «اگر طالبان شرایط مذاکره را نپذیرفتند دفتر طالبان در قطر بسته خواهد شد» حضور مهره‌های پاکستانی در زمان باز شدن این دفتر و پیش بینی مسدود شدن آن با اظهارات وزیر خارجه ایالت متحده آمریکا و به تعقیب ارائه نظر پاکستان برای سهمیه سازی برای طالبان همه چتر سیاست گذاری های بزرگ را نشان میدهد......


محمد یعقوب هادی


واقعیت های آزار دهند ه ورؤیا های امیدبخش

واقعیت های آزار دهند ه ورؤیا های امیدبخش


در ساختمان رهایشی همراه با خانواده( همسر وفرزندان) دربدل کرایه ماهوار زندگی رادر گذر حیات به پیش میبریم. چند روز پیشتربه خاطر ترمیم آلماری اتاق‌های آپارتمان رهایشی ما که تقریبآ قدیمی است به دفتر ساختمان نزد شخص موظف که خانم رومانیائی اصل کانادائی است مراجعه نمودم. نمیدانم بر حسب عادات شرقی بگویم ویا به اساس وابستگی‌های سیاسی روح کنجکاوی همیشگی، پرسشگری ام را تحریک نمود و برای خانم گفتم : چه میشد اگر زندگی چنین میبود که وقتی نیاز های مادی زندگی پیش می آمد بدون آنکه به دخل خود نگاه میکردیم میرفتیم در همان آدرس مربوط،نیاز خود را میگفتم ومتاع ضرورت خود را بر میداشتیم و میرفتیم دنبال کاری که مکلفیت چنین سهولت سازی را برای سایر همنوعان بدوش داشتیم. خانم خندید وگفت این فکر «خواب» ایده ای کمونیستی است. در کشور ما میخواستند همین خواب را بصورت عملی تعبیر نمایند، اما دستانی نگذاشتند. ریس جمهور را کشتند وتعبیرخوابش را برهم زدند .او گفت من در جامعه کمونیستی بدنیا آمدم میتوانم بگویم که دسترسی به یک سلسله از وسایل زندگی برای ما خواب نبود. در این لحظه بطرف فرزند10 ساله‌ام که همراه من بود روی نمود گفت: خوب بیادم دارم که من دو دانه تی شارت داشتم یکی برای پوشیدن به مکتب ویکی برای پوشیدن برای خانه بود. حالا در اینجا شما هر قدر میخواهید بپوشید بروید بخرید وبپوشید. بعد من گفتم شما راست میگوید . اینجا تجمل بازار کالاها تا فرار دادن انتخاب ضرورت چشم گیر است. به تیلفون دستی تان ببینید برای شما در پوشش ضرورت متاع پول ساز بازار تجمل، چه ناخواستنی های بفروش رسانده است. این گفت وشنود از جانب طرف صحبت من چنین پایان یافت: بلی گفته‌های شما درست است متاسفانه من در مرحله عمری نیستم که چیزی را تغیر بدهم. جز اینکه بیایم کار ودوباره بروم خانه، و دو روز هم استراحت کنم.

با این سخن خانم ساعت ها مشغولیت فکری برایم پیدا شد. از هر جهتی روی آن فکر کردم. فکر کردم مگر عصر امروز ساخته و پرداخته ایده‌ها ، کار و زحمتکشی انسانهای گذشته نیست؟ آن‌ها تا کدام مرحله عمر امیدوار به تغیر و تحول بودند؟ نتیجه‌ گیری روشن بود که ساخت وساز عصر ما حادثه «بینگ بنگ» نیست. مانند نیلسن ماندیلا 92 ساله‌ای این زمان که به فردا نظر دارد، فردای که برای خودش هم نیست، دیروز نیز کسانی بودند که به ساخت وسازعصر امروز فکر کرده‌ اند. گذشته از آن انسان با پدیده سرشتی عقل هستی پیدا میکند. پدیده‌ای که در بدن سالم هر انسان خود مخیر آن است. این پدیده سرشتی انسان هم برای پذیرش ایده‌های قناعت پذیر وهم برای تولید ایده‌های نو توانمند است.


درایام این مشغله فکری که سایت‌های انترنتی را نیز جستجو میکردم گزارش تصویری و نوشتاری ای در باره تجمع میکانیکی که متصدیان آن، انرا جلسه وسیع شورای نامنهاد شان میخوانند توجه ام را جلب نمود. تصویر وکلمه سازیهای آن گزارش برایم هم جالب و هم تحریک‌ کننده بود. با آنکه در جلسات اصولگرائی فیصله نموده بودیم که بعد ازاین ما را با کار افراد باطلگرا غرضی نیست، ما برا نیم که گفته بودیم. اما سخنگویان این جلسه میکانیکی با نیش زدن سخن به بدن اصولگرائی در تلاش فریب اذهان رفقای استند که بنا به دلایلی هنوز این گروه را ترک نکرده اند. این سخن سازیهای نیشدار و زهری بار، بار ما را مجبور ساخته حقیقت را تکرار بازگوئی نماییم لذا در مواردی برای روشن ساختن بیشتر حقیقت جریان جلسات اصولگرائی را واضح وباتمام مسایل مطرح بصورت صوتی به نشر رسانیدیم تا همه بدانند اصولگرائی چیزی را پنهان نمیسازد . به این سلسله باز هم رفقا و دوستان گرانمایه را برای شنیدن جریان جلسه مورخ 8 جنوری 2013 دعوت مینمایم که در لینک زیر قابل شنید میباشد.


لطف کنید روی لینک های زیر کلیک کنید

بخش اول

http://www.youtube.com/watch?v=GoMZ1GiNl18&feature=c4-overview&list=UUsUhFMJC4YMq-KOdOWDpDEQ


بخش دوم


http://www.youtube.com/watch?v=v14FPb6OC3I

بخش سوم

http://www.youtube.com/watch?v=HopZ2ydgi3s


رفقای ودوستان گرانمایه! همانطوری که گفته آمدیم تصاویر جلسه میکانیکی سایت «فوتوشاپ» شورای نامنهاد بار دیگر ذهنم را پیرامون سخنان خانم رومانیائی اصل کانادائی به کنکاش برد، که مگر این جمعیت سالخورده نیز چنان فکر میکنند درعمری استند که برای تغیر و تحول کاری کرده نمیتوانند؟ پاسخ فکر من روشن است.فکر من دو پاسخ را ارائه میدارد.

اول اینکه وقتی انسان برای ارضای شهوات خود رضائی خودش در جستجو باشد معلومدار به رفتاری متوصل می‌شود که برای بدست آوردن نعمات مادی، تمام نعمات معنوی همزاد انسان را که شرافت انسانی در آن متجلی است به معامله میگذارند. به جز رغبت های خود رضائی خود به چیز دیگر ارزش و اهمیت قایل نمیشود. و در پی کمائی کردن مادیات ویا شهرت سازی های نام و نشان های دروغین ویا بدست آوردن مقام وصلاحیت های کاذب تلاش میکند


دوی دیگر انسانهای که با حفظ نعمات معنوی انسان می زیند وبرای شرافت انسانی خود احترام قایل استند. آن‌ها کسانی چون شخصیت بزرگ تاریخ مبارزات دادخواهانه افغانستان رفیق ببرک کارمل بزرگ است که حتی مخالفین سر سخت باور هایشان هم بخود باوری انسانی چنین انسان‌ها حرمت و احترام قایل می‌شوند که تاریخ حقیقی افغانستان به خاطر سپاری چنین انسان‌ها را نیز فراموش نخواهد کرد. اگرهم امروز نقش چنین شخصیت‌ها درامور حیاتی و زندگی انسان ، تحریک فکر انسان برای بهزیستی، وخلق انگیزه برای امور به حیات و زندگانی جوامع مربوط به ساحه حیات ، زندگانی، فعالیت، کار و زحمتکشی آنان را بنا به جو ناسازگار بطور باید بیان نکرده است،اما در قضاوت های وجدانی انسانهای شرافتمند این حقیقت جاودانه است وتاریخ واقعی مبارزات جنبش دادخواهی کشور آنرا گویا خواهد ساخت.


در آن جلسه میکانیکی هر دو این بخش حضور داشتند. هدف من از پرداختن پیرامون گزارش‌ آن جلسه میکانیکی این است که اصولگرائی در برابر توطئه ودسیسه سازی از خود دفاع مینماید وسخنگویانی را که واقعیت های حقیقی را «آشوب» «ماجرا» «صدای ناهنجار» «تبلیغات خصمانه» «آشفتگی» تعریف میدارند وجفا ها وخطا های شانرا با کلمه سازیهای ناموجه پنهان میسازند باید بیشتر از پیش افشا بسازیم. هر چند در این باره تا آنجا که لازم بوده بطور مستند ،واضح وشفاف طی مقالات یادداشتها و صحبتهای های جداگانه بسی پرداخته شده است. اما از آنجا که توطئه هنوز هم در صدد برائت دادن خود ومتهم جلوه دادن اصول است نمیتوان از کنار این تهمت وافتراء سازی ها خاموشان گذشت. پس باید بگوییم که مگر این شما نبودید که در غیاب رفقا با چال و فریب کمیته اجرائیه «اروپائی» تانرا اعلان نمودید نتیجه چه شد؟ مگر آن رفقا به رسم احتجاج شما را ترک نکردند واستعفای شان با دلایل موجه که شما اکنون آنرا کتمان میکنید و آنرا «روحیه دودستگی در آغاز» میخوانید یک حقیقت مسلم نیست؟ 1200 عضو حزب در اروپا چه شد و کجا رفت؟ که شما جلسه پنجاه نفری شهر کسل را جلسه وسیع تعریف میکنید این در حالیست که این رقم را هم رفیقی بنام «خیام زاده» افشا ساخته و نوشته: «شما در درون همان جلسه با پرسش های جدی بازخواستگرانه مواجه شده‌اید» لطفآ با سایت «فوتو شاپ» تان به چشمان کسی خاک نزنید.


میخواهم با استناد انکار ناپذیربه یاد و خاطر متصدی جلسه میکانیکی شورای نامنهاد( ریس شورای نامنهاد) اینرا بدهم، این شما بودید که حتی تا یک یکساعت قبل از دایر کردن همان اولین جلسه شورای نامنهاد تان، مکرر برای اصولگرایان پیام میفرستادید که «من با شما استم» بلی این شما بودید که این پیام را دادید «به رفقا اطمینان بدهید که ازتمام خواست های اصولگرایانه شما حمایت مینمایم من را تنها نگذارید اکنون با شما تیم کاری خود را پیدا کرده‌ام وهمه توطئه گران را از شورای اروپائی تصفیه مینمایم» اکنون چگونه میتوانید بگوید «آنهمه خود برافروختگی ها را به شورای اروپایی نسبت میدا دند» در حالیکه خود قبلاً اعتراف نموده‌اید که هسته توطئه در اروپا ودر سازمانی بود واست که مسئولیت آن اکنون بدوش شما گذاشته شده است .........

فکر میکنم در این باره به مقیاس بزرگ شروع از ملاقاتهای متعدد در اروپا و کابل بسیار سخن گفته شده وفراوان اسناد ارائه شده است این انعکاسات درسایتهای اصولگرائی از چشم پنهان نیست. لذا در اینجا به سخن بزرگان اکتفا میکنم «اگر در شهر کس است یک سخن بس است»


رفقا ودوستان ارزشمند!

اصولگرائی به راه خود ادامه میدهد. جریان و حرکت اصولگرائی چون آب صاف وشفاف عمق اهداف ودور نمای تجمع صادقانه نیرو های هم اندیش را نشان میدهد. ما در سنجش های عقلانی خود این نیرو ها را در تمام جزایر بوجود آمده از حزب بزرگ ما ( ح د خ ا) بخوبی می بینیم. ما امیدوار استیم مجموعه بزرگ همفکران با حضور وپیش روئی نمایندگان این نیرو ها اعلان حضور خواهندنمود...



زنده باد روح سالم اندیشی وپندار های شرافتمندانه انسانی

پـــیروز باد اراده سالـــم مـــردم خواهی ومیهـــن دوستی


محمد یعقوب هادی