واقعیت
های آزار دهند ه ورؤیا های امیدبخش
در
ساختمان رهایشی همراه با خانواده(
همسر
وفرزندان) دربدل
کرایه ماهوار زندگی رادر گذر حیات به پیش
میبریم. چند
روز پیشتربه خاطر ترمیم آلماری اتاقهای
آپارتمان رهایشی ما که تقریبآ قدیمی است
به دفتر ساختمان نزد شخص موظف که خانم
رومانیائی اصل کانادائی است مراجعه
نمودم. نمیدانم
بر حسب عادات شرقی بگویم ویا به اساس
وابستگیهای سیاسی روح کنجکاوی همیشگی،
پرسشگری ام را تحریک نمود و برای خانم
گفتم : چه
میشد اگر زندگی چنین میبود که وقتی نیاز
های مادی زندگی پیش می آمد بدون آنکه به
دخل خود نگاه میکردیم میرفتیم در همان
آدرس مربوط،نیاز خود را میگفتم ومتاع
ضرورت خود را بر میداشتیم و میرفتیم دنبال
کاری که مکلفیت چنین سهولت سازی را برای
سایر همنوعان بدوش داشتیم.
خانم
خندید وگفت این فکر «خواب»
ایده ای
کمونیستی است. در
کشور ما میخواستند همین خواب را بصورت
عملی تعبیر نمایند، اما دستانی نگذاشتند.
ریس جمهور
را کشتند وتعبیرخوابش را برهم زدند .او
گفت من در جامعه کمونیستی بدنیا آمدم
میتوانم بگویم که دسترسی به یک سلسله از
وسایل زندگی برای ما خواب نبود.
در این
لحظه بطرف فرزند10 سالهام
که همراه من بود روی نمود گفت:
خوب بیادم
دارم که من دو دانه تی شارت داشتم یکی
برای پوشیدن به مکتب ویکی برای پوشیدن
برای خانه بود. حالا
در اینجا شما هر قدر میخواهید بپوشید
بروید بخرید وبپوشید. بعد
من گفتم شما راست میگوید .
اینجا
تجمل بازار کالاها تا فرار دادن انتخاب
ضرورت چشم گیر است. به
تیلفون دستی تان ببینید برای شما در پوشش
ضرورت متاع پول ساز بازار تجمل، چه
ناخواستنی های بفروش رسانده است.
این گفت
وشنود از جانب طرف صحبت من چنین پایان
یافت: بلی
گفتههای شما درست است متاسفانه من در
مرحله عمری نیستم که چیزی را تغیر بدهم.
جز اینکه
بیایم کار ودوباره بروم خانه، و دو روز
هم استراحت کنم.
با
این سخن خانم ساعت ها مشغولیت فکری برایم
پیدا شد.
از
هر جهتی روی آن فکر کردم.
فکر
کردم مگر عصر امروز ساخته و پرداخته
ایدهها ، کار و زحمتکشی انسانهای گذشته
نیست؟ آنها تا کدام مرحله عمر امیدوار
به تغیر و تحول بودند؟ نتیجه گیری روشن
بود که ساخت وساز عصر ما حادثه «بینگ
بنگ»
نیست.
مانند
نیلسن ماندیلا 92
سالهای
این زمان که به فردا نظر دارد، فردای که
برای خودش هم نیست، دیروز نیز کسانی بودند
که به ساخت وسازعصر امروز فکر کرده اند.
گذشته
از آن انسان با پدیده سرشتی عقل هستی پیدا
میکند.
پدیدهای
که در بدن سالم هر انسان خود مخیر آن است.
این
پدیده سرشتی انسان هم برای پذیرش ایدههای
قناعت پذیر وهم برای تولید ایدههای نو
توانمند است.
درایام
این مشغله فکری که سایتهای انترنتی را
نیز جستجو میکردم گزارش تصویری و نوشتاری
ای در باره تجمع میکانیکی که متصدیان
آن، انرا جلسه وسیع شورای نامنهاد شان
میخوانند توجه ام را جلب نمود.
تصویر
وکلمه سازیهای آن گزارش برایم هم جالب و
هم تحریک کننده بود.
با
آنکه در جلسات اصولگرائی فیصله نموده
بودیم که بعد ازاین ما را با کار افراد
باطلگرا غرضی نیست، ما برا نیم که گفته
بودیم.
اما
سخنگویان این جلسه میکانیکی با نیش زدن
سخن به بدن اصولگرائی در تلاش فریب اذهان
رفقای استند که بنا به دلایلی هنوز این
گروه را ترک نکرده اند.
این
سخن سازیهای نیشدار و زهری بار، بار ما
را مجبور ساخته حقیقت را تکرار بازگوئی
نماییم لذا در مواردی برای روشن ساختن
بیشتر حقیقت جریان جلسات اصولگرائی را
واضح وباتمام مسایل مطرح بصورت صوتی به
نشر رسانیدیم تا همه بدانند اصولگرائی
چیزی را پنهان نمیسازد .
به
این سلسله باز هم رفقا و دوستان گرانمایه
را برای شنیدن جریان جلسه مورخ 8
جنوری
2013 دعوت
مینمایم که در لینک زیر قابل شنید میباشد.
لطف
کنید روی لینک های زیر کلیک کنید
بخش
اول
http://www.youtube.com/watch?v=GoMZ1GiNl18&feature=c4-overview&list=UUsUhFMJC4YMq-KOdOWDpDEQ
بخش
دوم
http://www.youtube.com/watch?v=v14FPb6OC3I
بخش
سوم
http://www.youtube.com/watch?v=HopZ2ydgi3s
رفقای
ودوستان گرانمایه!
همانطوری
که گفته آمدیم تصاویر جلسه میکانیکی سایت
«فوتوشاپ»
شورای
نامنهاد بار دیگر ذهنم را پیرامون سخنان
خانم رومانیائی اصل کانادائی به کنکاش
برد، که مگر این جمعیت سالخورده نیز چنان
فکر میکنند درعمری استند که برای تغیر و
تحول کاری کرده نمیتوانند؟ پاسخ فکر من
روشن است.فکر
من دو پاسخ را ارائه میدارد.
اول
اینکه وقتی انسان برای ارضای شهوات خود
رضائی خودش در جستجو باشد معلومدار به
رفتاری متوصل میشود که برای بدست آوردن
نعمات مادی، تمام نعمات معنوی همزاد انسان
را که شرافت انسانی در آن متجلی است به
معامله میگذارند.
به
جز رغبت های خود رضائی خود به چیز دیگر
ارزش و اهمیت قایل نمیشود.
و
در پی کمائی کردن مادیات ویا شهرت سازی
های نام و نشان های دروغین ویا بدست آوردن
مقام وصلاحیت های کاذب تلاش میکند
دوی
دیگر انسانهای که با حفظ نعمات معنوی
انسان می زیند وبرای شرافت انسانی خود
احترام قایل استند.
آنها
کسانی چون شخصیت بزرگ تاریخ مبارزات
دادخواهانه افغانستان رفیق ببرک کارمل
بزرگ است که حتی مخالفین سر سخت باور
هایشان هم بخود باوری انسانی چنین انسانها
حرمت و احترام قایل میشوند که تاریخ
حقیقی افغانستان به خاطر سپاری چنین
انسانها را نیز فراموش نخواهد کرد.
اگرهم
امروز نقش چنین شخصیتها درامور حیاتی
و زندگی انسان ، تحریک فکر انسان برای
بهزیستی، وخلق انگیزه برای امور به حیات
و زندگانی جوامع مربوط به ساحه حیات ،
زندگانی، فعالیت، کار و زحمتکشی آنان را
بنا به جو ناسازگار بطور باید بیان نکرده
است،اما در قضاوت های وجدانی انسانهای
شرافتمند این حقیقت جاودانه است وتاریخ
واقعی مبارزات جنبش دادخواهی کشور آنرا
گویا خواهد ساخت.
در
آن جلسه میکانیکی هر دو این بخش حضور
داشتند. هدف
من از پرداختن پیرامون گزارش آن جلسه
میکانیکی این است که اصولگرائی در برابر
توطئه ودسیسه سازی از خود دفاع مینماید
وسخنگویانی را که واقعیت های حقیقی را
«آشوب»
«ماجرا»
«صدای
ناهنجار» «تبلیغات
خصمانه» «آشفتگی»
تعریف
میدارند وجفا ها وخطا های شانرا با کلمه
سازیهای ناموجه پنهان میسازند باید
بیشتر از پیش افشا بسازیم.
هر چند
در این باره تا آنجا که لازم بوده بطور
مستند ،واضح وشفاف طی مقالات یادداشتها
و صحبتهای های جداگانه بسی پرداخته شده
است. اما
از آنجا که توطئه هنوز هم در صدد برائت
دادن خود ومتهم جلوه دادن اصول است نمیتوان
از کنار این تهمت وافتراء سازی ها خاموشان
گذشت. پس
باید بگوییم که مگر این شما نبودید که در
غیاب رفقا با چال و فریب کمیته اجرائیه
«اروپائی»
تانرا
اعلان نمودید نتیجه چه شد؟ مگر آن رفقا
به رسم احتجاج شما را ترک نکردند واستعفای
شان با دلایل موجه که شما اکنون آنرا
کتمان میکنید و آنرا «روحیه
دودستگی در آغاز» میخوانید
یک حقیقت مسلم نیست؟ 1200
عضو حزب
در اروپا چه شد و کجا رفت؟ که شما جلسه
پنجاه نفری شهر کسل را جلسه وسیع تعریف
میکنید این در حالیست که این رقم را هم
رفیقی بنام «خیام
زاده» افشا
ساخته و نوشته: «شما
در درون همان جلسه با پرسش های جدی
بازخواستگرانه مواجه شدهاید»
لطفآ با
سایت «فوتو
شاپ» تان
به چشمان کسی خاک نزنید.
میخواهم
با استناد انکار ناپذیربه یاد و خاطر
متصدی جلسه میکانیکی شورای نامنهاد(
ریس
شورای نامنهاد) اینرا
بدهم، این شما بودید که حتی تا یک یکساعت
قبل از دایر کردن همان اولین جلسه شورای
نامنهاد تان، مکرر برای اصولگرایان پیام
میفرستادید که «من
با شما استم»
بلی
این شما بودید که این پیام را دادید «به
رفقا اطمینان بدهید که ازتمام خواست های
اصولگرایانه شما حمایت مینمایم من را
تنها نگذارید اکنون با شما تیم کاری خود
را پیدا کردهام وهمه توطئه گران را از
شورای اروپائی تصفیه مینمایم»
اکنون
چگونه میتوانید بگوید «آنهمه
خود برافروختگی ها را به شورای اروپایی
نسبت میدا دند»
در
حالیکه خود قبلاً اعتراف نمودهاید که
هسته توطئه در اروپا ودر سازمانی بود واست
که مسئولیت آن اکنون بدوش شما گذاشته شده
است .........
فکر
میکنم در این باره به مقیاس بزرگ شروع از
ملاقاتهای متعدد در اروپا و کابل بسیار
سخن گفته شده وفراوان اسناد ارائه شده
است این انعکاسات درسایتهای اصولگرائی
از چشم پنهان نیست.
لذا
در اینجا به سخن بزرگان اکتفا میکنم «اگر
در شهر
کس است یک سخن بس است»
رفقا
ودوستان ارزشمند!
اصولگرائی
به راه خود ادامه میدهد.
جریان
و حرکت اصولگرائی چون آب صاف وشفاف عمق
اهداف ودور نمای تجمع صادقانه نیرو های
هم اندیش را نشان میدهد.
ما
در سنجش های عقلانی خود این نیرو ها را در
تمام جزایر بوجود آمده از حزب بزرگ ما (
ح
د خ ا) بخوبی
می بینیم. ما
امیدوار استیم مجموعه بزرگ همفکران با
حضور وپیش روئی نمایندگان این نیرو ها
اعلان حضور خواهندنمود...
زنده
باد روح سالم اندیشی وپندار های شرافتمندانه
انسانی
پـــیروز
باد اراده سالـــم مـــردم
خواهی ومیهـــن دوستی
محمد
یعقوب هادی