نامه سر گشاده به رفیق کاوه کارمل
نامه سر گشاده به رفیق کاوه کارمل
اینکه نامههای سر گشادهء معمول دنیای سیاست، غیر از بیان احساسات و عواطف چه اهدافی را دنبال میکند موضوع در متن آنها خوانا میباشد.اما بردداشت خودم از نامه سر گشاده، فرا خوان قضاوت عمومی پیرامون یک موضوع مهم است. نامه سر گشاده مفهوم صدای جمعی است. نامه سر گشاده به یاد دادن وبه یاد سپردن مسئولیت در انظار عمومی است.
هر چند که این نامه به لحاظ تخنیکی یک نام را مینمایاند، اما درواقع همان مفهومی را افاده میدهد که در مورد نامه سرگشاده گفته شد. باور دارم که تاریخ مبارزات حزبی ما اینرا به یاد خواهد داشت. باوردارم که تاریخ، این روزها را ورهرویء همروان مبارزه هدفمند ما را به قضاوت نسل مبارزهء داد خواهانه نیزبیادگار خواهد گذاشت.
اجازه دهید از گذر وقت شناسی دنبال سخن را بگیریم
وقتی بخود نگاه کنیم درپلگان حیات، در هرجائی که رسیده ایم گذرگاهی بسوی فنای فزیکی هر یک ماست. ما به لحاظ حیات فزیکی تا آنجا همگام زمان استیم که قدمهای ما در پای رفتار زمان می ایستد وما با بسی از آرزو ها، امید ها ، خواستنی ها، وداشتنی ها وداع میگوییم. واما با بیاد آوردن روز وداع، آرزو ها، امید ها ، خواستنی ها وداشتنی ها را نمیشود ترک نمود. چرا که این مفاهیم، انگیزهء ادامه حیات است.
انسان از بدو پیدایش در جهت بدست آوردن نیاز های خود گام گذاشته است. انسان همین اجزای بشرکوشیده و تلاش دارد تا حیات را در تأثیر اراده خود قرار دهد. از همینرو عوامل اضرار حیات را شناسائی کردو با آن در ستیز شد وبه جزوه های آن اثر گذاشت.محصول این مبارزه انگیزی همانا خلاقیتهای انسانی برای بقای انسان است.
انسان پله های پیشرفت را یک به یک طی نمود و خالق علوم متداول شد. این نامه از منبر یکی از آن علوم (سیاست) به خوانش قرار دارد. سیاست به مثابه دانستنی ای «علم» که خلاقیتهای انسانی را در خدمت بشر قرار میدهد، و در زندگی بشری جایگاه مهم و برازنده دارد.
این نامه در وابسته گی به یکی از مشخصات بنیادی دانستنی سیاست، جمع بندی دیدگاهء شماری از فعالین یک مجموعه سیاسی است . شما میدانید که فعالین چنین عرصه بنیادی پندارها، رفتارها و کردار هایشان را در وجود پیشروان مجموعه سیاسی ودر هویت مجموعه سیاسی شان به یاد گار میگذارند.بدین سلسله یاد واره آنچه که در حزب ما یعنی حزب مردم افغانستان بعد از تاریخ 21 ثور سال 1391 رخ داده وواقع شده نیزبیاد ماندنی خواهد بود .
این نامه نصحیت نامه نیست. بلکه مسئولیت نامه است. مسئولیتی که شما دارید ومسئولیتی که من وما داریم. این درست است که شما پسر ارشد رفیق ببرک کارمل رهبر حزبی وسیاسی من وما استید و از این حیث بدون شک به نام رهبرگرانمایهء ما، شما قابل حرمت میباشید. اما شما در عین حال در آن مجموعه سیاسی عضویت دارید که من وما مبارزه خود را در خطوط آرمانیء که منبحث از اهداف آرمانی حزب بزرگ ماست به آن متعهد استیم، و اساسآ از این جهت رفتار اعضای تشکل سیاسی ما در گذشته وحال برای تثبیت شخصیت شان نزد ما تعین کننده است. وشما از این قضاوت مستثنی بوده نمیتوانید . از اینجهت به سلسله آنچه گفته شد این نامه محمل سخن های عریان ، شفاف و ایدهها، آرزو ها، خواستها و قضاوتهای سپاهیان آرمانگرای حزب ماست .
از آنجا که روشن است کشور ما تحت تأثیر سیاست گذاریهای بزرگ در برهه ای از پیچیدهترین شرایط و اوضاع واحوال سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی ، فرهنگی به عنوان پدیده های بهم وابسته قرار دارد. آنچه در رویکرد های عملی به مشاهده میرسد مسایلی اند که در مهندسی سیاستهای بزرگ جهان حکومتی سرمایه سالاران جهان کنونی طرح و دیزاین شده است. نیرنگ ها و چال های سیاسی و دور نمائی این سیاستها در پناه معصومیت واژهها ی چون دیمو کراسی، آزادی بیان، حقوق بشر گُردان های محرک کشور ها وجوامع رااشغال نموده، حکومت سازی ها، کشور سازیها ، کوچک وبزرگ کردن محدوده های جغرافیائی، تعین حاکم، رهبر، پیشوا وحتی در بعد ادیان ومذاهب در گره گاه آسمان و بسی از مسایل همگون خبر ساز تلاش میکند تا تفکر ستم سالاری سود وسرمایه را به مقصد جهان حکومتی بی بدیل بسازد. سیاستهای مسلط جهان کنونی دنیای ما را برای بدست آوردن سود بیشتر در گرداب سوءاستفاده از خلاقیتهای بشری فرو برده، استعداد انسانی را از همان زمان پا گذاشتن انسان در جامعه بشری یعنی آوان کودکی در انحصارتفکر سرمایه سوق ،اداره ورشد میدهد. امروز ما میبینیم که فکر و ذهن انسانها از کودک تا کهن سال مشغول اسباب و اشیای غیر ضروری سود آور به نفع سرمایه سالاران جهان است. جهان مابا این اسباب و اشیاء اشباع شده فقط به بازار بده وبستان تبدیل شده و معنویت انسان را تا آنجا زیر سؤال برده که خود انسان خود به یک امتعه تبدیل شده است. ما شاهد آن استیم که انسانها چون زمانه ای برد داری بصورت مدرن خریداری میشوند. برای یک استعداد ورزشی قیمت میگذارند و او را به قرار داد میگیرند. این بازار فروش در تمام عرصه ها اقتصاد، فرهنگ، و حتی سیاست باز است تنها شکل داد وستد از هم متمایزمیباشد
جنگ، نا امنی، رؤیا روی تمام آن محدوده های جغرایائی را فرا گرفته که برای بقای حیات سود و سرمایه حیثیت مواد مصرفی را دارند .تحت تأثیر این اوضاع اخلاق معاشرت های فردی، خانواده گی و اجتماعی بسوی بر بادی معنویت انسان سیر دارد. اعتبار معنوی انسانها به اعتبار مادی انسانها مبدل شده است. تشکل خانوادهها به حیث کتله متشکله اجتماع انسانی رو به فرو پاشی است . زندگی باهمی انسانها تحت تأثیر اخلاق ترویج یافته تفکرسود وسرمایه بسوی غرایض خوش گذرانی ، نفس پرستی ها هوسها و تجمل خواهی عواطف پیوند ها را در هم کوبیده است. هم زیستی زبانها، اقوام ، ملیتها وسمت ها را دست غرض آلود سود وسرمایه به پراگند گی تشتت و ورویا روی کشانیده است وووو.....
آنچه در این موجَزشمرده شد کشور ما افغانستان از آن مستثنی نیست.در اینجا ما خوبتر از هر جا ماهیت سیاستهای مسلط جهانی را درک میکنیم. این سیاست گذاریها امروز در کشور ما افکار عمومی را در مورد جزو های تطبیق این سیاستها مصروف ساخته است. خروج قوت های به اصطلاح بینالمللی ، بودن ونبودن قوت های ایالت متحده امریکادر وجود پایگاه های نظامی، انتخابات ریاست جمهوری وسرنوشت افغانستان بعد از سال 2014 عیسوی خبر سازی میشوند.
در چنین اوضاع واحوال حزبی که ما به آن وابسته استیم همانگونه که در بالا گفته شد از تاریخ 21ثور 1391در نتیجه یک پلان معین که ازشورای اروپائی رهبری میگردید دچار مشکلات درونی شد. این مشکلات ناشی از جابجائی مهرههای طرف اعتماد یک عده افرادی که سکان رهبری مخفی حزب را درشورای اروپائی بدست داشتند با جعل درانتخابات کادر رهبری و سخت جانی برای تائید کردن آن حزب را به بحران مواجه ساختند. این نکته روشن است که شما به این مساله واقف استید چرا که شما خود تان از موقف هدیه ای صلاحیت کنونی باری گفتید که ما در امورحزبی در داخل کشور مداخله نمیکنیم این بدان معنی است که مداخله وجود داشته وچه بسی که پیش چشم شما این مداخله صورت گرفته است.
شما از9ماه تمام در برابر دهها پیشنهاد،نظر و طرح برای حل بحران مسکوت ماندید. شمااز آغاز رؤیا روی ها (سخت جانی برای به رسمیت شناختن تقلب در برابرخواست برای تطبیق اساسنامه ) خاموشی اختیار نمودید. شما در مورد تهمت ها افتراحات نسبت به موسسین( ن ف د ا)اکنون حزب مردم افغانستان، نسبت به ریس آن حزب رفیق گرامی شیر محمد بزرگر، نسبت به اعضای شورای مرکزی حزب مردم افغانستان نسبت به اعضای حزب مردم افغانستان هیچ نوع عکس العمل که بیانگر حسن نیات رفیقانه شما باشد نشان ندادید. شما در مورد ثبت نام حزب بصورت جعلی ، حمله به دفتر حزب و انتقال آن به جای دیگر در شرایطی که هر عمل منفی میتوانست بحران را عمیقتر بسازد هیچ نوع نظری اصولی ارائه ننمودید. گذشته از طرح ها و تصامیم در شورا های موقت اصولگرائی در کشور های چون هالند، دنمارک، فنلند، یونان در جنب کمیته موقت ارتباط اصولگرائی ، در مورد تصامیم شورا های مانند شورای شهر کابل ، شورای ولایتی مزار شریف، شورای ولایتی لغمان، شورای ولایتی پلخمری بالاخره جلسه شماری از اعضای شورای مرکزی درشهر کابل، شورای سراسری فدراتیف روسیه، شورای شهر کسل ، شورای ایالتی نوردراین وستفلن آلمان ، شورای ایالتی بریمن آلمان، شورای ایالتی اوکراین ، فیصله رفقا در شورای فنلند، هیچ نوع موقف حزبی وا صولی اختیار ننمودید شما در مورد نظریات وطرح های انفرادی رفقا برای حل مشروع بحران تحمیل شده بالای حزب نیز هیچ اعتنائی ننمودید. اینها تنها مواردی نیستند که از طریق مطبوعات صدا وخواست اعضای حزب را مطرح نموده است
از همان آغاز بروز جعل در انتخابات کادر رهبری، پیشنهادات، نظریات وطرح های جامع برای حل مساله از جانب شماری از رفقای اصولگرا به تکراربه شما ارائه گردید که شما در یکی از صحبتهای جلساتی تان نیز در باره آن گفتید که به نظریات رفقا بایدتوجه صورت بگیرد. آن روز ها زمانی بود که شما هدیه مقام کنونی را بدست آورده بودید. در آن روز ها گویا شما در جستجوی یک تیم کاری بودید ووانمود میساختید تا آنچه به عنوان خواست اصولی اعضای حزب مطرح بود تیم کاری شما در تطبیق آن موفق شود. از این جهت برای رفیق محترمی که طرح و نظر رفقای اصولی اعضای حزب را به شما مطرح نمود پاسخ شما اینبود که به رفقا اطمینان بدهید من با شما استم خواست های شما بر آورده خواهد شد. برای تبارز این روحیه شما حتی بعضی از رفقا را برای هیات اجرائیه شورای تان غیابی تعین نمودید.
برای شما درمورد ثبت نام حزب بصورت جعلی گفته شد. اما پاسخ شما اینبود که اگر حزب به همین شکل راجستر نمیشد وزارت عدلیه آنرا غیر قانونی اعلان میکرد. با دلیلی که این عمل را مشروع خواندیددر حالیکه بحران را عمیقتر ساخت نشان داد که رفتار شما به اساسات حزب در تضاد قرار دارد . این در حالیست که تبلیغات برای حزب واحد ساختن با احزابی که به گفته شما از این منظرغیر قانونی اند دلیل شما را توسط خود شما مردود میسازد .
برای شما از همین امکان باز هم به تکرار در مورد دعوت پلینوم فوقالعاده خواست اعضای حزب انتقال گردید اما شما گفتید که من موافق استم مگر راوش نمیخواهد. اینجا نخواستن اشخاص جهت تطبیق پرنسیب های حزبی برای اعضای حزب توجیه ندارد. هر کس که تطبیق اساسنامه حزب را نمیخواهد عضوحزب نیست. مگر شما به اساس مصلحت های شخصی ورابطه ای دوران شورا ها، ریاست پی آمده از جعل را نسبت به تطبیق اصول مرجع دانستید، ودر برابر سپاهیان آرمان، همان لشکری که در سنگرهای داغ دفاع از تمامیت ارضی، حاکمیت ملی رهروان هزاران شهید نامدار و گمنام استند، همان سر بازان کوه کمر زادگاه و پرورشگاه ماکه برای شما فرصت های آنرا دادند که در کشور شورا ها وبعد روسیه فدراتیف فضیلت تحصیلی وآرامش روزگاربدست آوریدایستاده شدید. شما که خواست حزبی واصولی این سربازان ایثار گررا شبح نا آرام میخوانیدامتیاز شما در مقایسه با این سنگر داران محافظ میهن آنانی که بار ها مرگ را در یک قدمی خود احساس نموده اند چیست؟ به هر دو طرف خط اصول وابطال نگاه کنید ، کیها عاملین این شبح معلوم میشوند؟ درواقع این شبح نا آرام در آن طرف خط است. در آنجائی که شما قرار دارید. نگاه کنید شما در کنار کیها ایستاده استید؟ گذشته حزبی آنهای را که شما در کنار شان قدم میگذارید تجسم کنید. شما از کنارکسانی به سوی سپاهیان آرمان نشانه گرفتهاید که عاملین اصلی تجزیه حزب بزرگ مااستند. شبح ناآرام در آنجاست. شبحی که شما را هم فرا گرفته و در شما نفوذ کرده است.
به همین خاطر است که گزارشا ت بلند بالا ازنام جلسات نمایشی مانند جلسه نمایشی یونان را سایت داران شما به چشم میکشند. اما کودکان دنیائی سیاست هم میدانند که این گزارشهای بلند بالا چون گزارش از جلسه یونان چه معنی ای دارد وچه مقصدی را دنبال میکند. ذهن پرسشگر من از خودم میپرسد و یقینا صد ها تن رفیق دیگر نیز از خود خواهند پرسید که چرا برای رفع بحران شما نخواستید با دعوت پلینوم فوقالعاده و تجدید انتخابات کادر رهبری که شما آنرا خلای رهبری میخوانیداین بحران به پایان میرسید. یا شما خلای رهبری را نمیدانید ویا بر طرف ساختن جعل را خلای رهبری فکر میکنید. نمیدانم شما بااین حال که این همه سازمانها واعضای حزب که نتائیج پلینوم 21 ثور را نمیپزیرند و محمد داوود راوش را ریس حزب نمیدانند، از پر بودن کدام موقف سخن میگویید؟ در واقع بعد از اعلان یکطرفه نتائیج جعل پلینوم 21 خلای رهبری بوجود آمد که هنوز ادامه دارد. این خلای رهبری باعث بحران جاری شد. توجه کنید در جلسات شما بیشترین اعضا شرکت نمیکنند . بیشترین اعضا حق العضویت نمی پردازند. رفقا از موقف های شان در شورا های شما استعفا میدهند. رفقا عضویت شانرا در شورا های شما به تعلیق در میاورند. دها تن دیگر را شما با چال های اوپراتیفی تا اکنون از تصامیم شان باز داشته اید. یکی از آن چالها همین تبلیغات تدویر پلینوم یک طرفه است. شما خوب میدانید پلینومی که شما تبلیغ میکنید نه تنها به لحاظ نصاب قانونی دایر شده نمیتواند مزید به آن پلینومی که بدون در نظردداشت خواست اعضای اصولی و سالم اندیش حزب مردم افغانستان دایر شود ادامه پلینوم 21 ثوراست و مشروعیت ندارد. لذا به یاد داشته باشید عواقب هر نوع تصامیم یکجانبه نه تنها بدوش آنهای خواهد بود که حزب بزرگ ما را تجزیه نمودند بلکه بدوش آنهای هم خواهد بود که با طرح ،پلان ومهندسی توطئه گران قدیم همنوائی میکنند.....
محمد یعقوب هادی