نامه سر گشاده به رفیق کاوه کارمل


نامه سر گشاده به رفیق کاوه کارمل


اینکه نامه‌های سر گشادهء معمول دنیای سیاست، غیر از بیان احساسات و عواطف چه اهدافی را دنبال میکند موضوع در متن آنها خوانا میباشد.اما بردداشت خودم از نامه سر گشاده، فرا خوان قضاوت عمومی پیرامون یک موضوع مهم است. نامه سر گشاده مفهوم صدای جمعی است. نامه سر گشاده به یاد دادن وبه یاد سپردن مسئولیت در انظار عمومی است.

هر چند که این نامه به لحاظ تخنیکی یک نام را مینمایاند، اما در‌واقع همان مفهومی را افاده میدهد که در مورد نامه سرگشاده گفته شد. باور دارم که تاریخ مبارزات حزبی ما اینرا به یاد خواهد داشت. باوردارم که تاریخ، این روزها را ورهرویء همروان مبارزه هدفمند ما را به قضاوت نسل مبارزهء داد خواهانه نیزبیادگار خواهد گذاشت.

اجازه دهید از گذر وقت شناسی دنبال سخن را بگیریم

وقتی بخود نگاه کنیم درپلگان حیات، در هرجائی که رسیده ایم گذرگاهی بسوی فنای فزیکی هر یک ماست. ما به لحاظ حیات فزیکی تا آنجا همگام زمان استیم که قدم‌های ما در پای رفتار زمان می ایستد وما با بسی از آرزو ها، امید ها ، خواستنی ها، وداشتنی ها وداع میگوییم. واما با بیاد آوردن روز وداع، آرزو ها، امید ها ، خواستنی ها وداشتنی ها را نمیشود ترک نمود. چرا که این مفاهیم، انگیزهء ادامه حیات است.

انسان از بدو پیدایش در جهت بدست آوردن نیاز های خود گام گذاشته است. انسان همین اجزای بشرکوشیده و تلاش دارد تا حیات را در تأثیر اراده خود قرار دهد. از همینرو عوامل اضرار حیات را شناسائی کردو با آن در ستیز شد وبه جزوه های آن اثر گذاشت.محصول این مبارزه انگیزی همانا خلاقیت‌های انسانی برای بقای انسان است.

انسان پله های پیشرفت را یک به یک طی نمود و خالق علوم متداول شد. این نامه از منبر یکی از آن علوم (سیاست) به خوانش قرار دارد. سیاست به مثابه دانستنی ای «علم» که خلاقیت‌های انسانی را در خدمت بشر قرار میدهد، و در زندگی بشری جایگاه مهم و برازنده دارد.

این نامه در وابسته گی به یکی از مشخصات بنیادی دانستنی سیاست، جمع‌ بندی دیدگاهء شماری از فعالین یک مجموعه سیاسی است . شما میدانید که فعالین چنین عرصه بنیادی پندارها، رفتارها و کردار هایشان را در وجود پیشروان مجموعه سیاسی ودر هویت مجموعه سیاسی شان به یاد گار میگذارند.بدین سلسله یاد واره آنچه که در حزب ما یعنی حزب مردم افغانستان بعد از تاریخ 21 ثور سال 1391 رخ داده وواقع شده نیزبیاد ماندنی خواهد بود .

این نامه نصحیت نامه نیست. بلکه مسئولیت نامه است. مسئولیتی که شما دارید ومسئولیتی که من وما داریم. این درست است که شما پسر ارشد رفیق ببرک کارمل رهبر حزبی وسیاسی من وما استید و از این حیث بدون شک به نام رهبرگرانمایهء ما، شما قابل حرمت میباشید. اما شما در عین حال در آن مجموعه سیاسی عضویت دارید که من وما مبارزه خود را در خطوط آرمانیء که منبحث از اهداف آرمانی حزب بزرگ ماست به آن متعهد استیم، و اساسآ از این جهت رفتار اعضای تشکل سیاسی ما در گذشته وحال برای تثبیت شخصیت شان نزد ما تعین کننده است. وشما از این قضاوت مستثنی بوده نمیتوانید . از اینجهت به سلسله آنچه گفته شد این نامه محمل سخن های عریان ، شفاف و ایده‌ها، آرزو ها، خواستها و قضاوت‌های سپاهیان آرمانگرای حزب ماست .

از آنجا که روشن است کشور ما تحت تأثیر سیاست گذاریهای بزرگ در برهه‌ ای از پیچیده‌ترین شرایط و اوضاع واحوال سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی ، فرهنگی به عنوان پدیده های بهم وابسته قرار دارد. آنچه در رویکرد های عملی به مشاهده میرسد مسایلی اند که در مهندسی سیاست‌های بزرگ جهان حکومتی سرمایه سالاران جهان کنونی طرح و دیزاین شده است. نیرنگ ها و چال های سیاسی و دور نمائی این سیاست‌ها در پناه معصومیت واژه‌ها ی چون دیمو کراسی، آزادی بیان، حقوق بشر گُردان های محرک کشور ها وجوامع رااشغال نموده، حکومت سازی ها، کشور سازیها ، کوچک وبزرگ کردن محدوده های جغرافیائی، تعین حاکم، رهبر، پیشوا وحتی در بعد ادیان ومذاهب در گره گاه آسمان و بسی از مسایل همگون خبر ساز تلاش میکند تا تفکر ستم سالاری سود وسرمایه را به مقصد جهان حکومتی بی بدیل بسازد. سیاست‌های مسلط جهان کنونی دنیای ما را برای بدست آوردن سود بیشتر در گرداب سوء‌استفاده از خلاقیت‌های بشری فرو برده، استعداد انسانی را از همان زمان پا گذاشتن انسان در جامعه بشری یعنی آوان کودکی در انحصارتفکر سرمایه سوق ،اداره ورشد میدهد. امروز ما می‌بینیم که فکر و ذهن انسان‌ها از کودک تا کهن سال مشغول اسباب و اشیای غیر ضروری سود آور به نفع سرمایه سالاران جهان است. جهان مابا این اسباب و اشیاء اشباع شده فقط به بازار بده وبستان تبدیل شده و معنویت انسان را تا آنجا زیر سؤال برده که خود انسان خود به یک امتعه تبدیل شده است. ما شاهد آن استیم که انسان‌ها چون زمانه ای برد داری بصورت مدرن خریداری میشوند. برای یک استعداد ورزشی قیمت میگذارند و او را به قرار داد میگیرند. این بازار فروش در تمام عرصه ها اقتصاد، فرهنگ، و حتی سیاست باز است تنها شکل داد وستد از هم متمایزمیباشد

جنگ، نا امنی، رؤیا روی تمام آن محدوده های جغرایائی را فرا گرفته که برای بقای حیات سود و سرمایه حیثیت مواد مصرفی را دارند .تحت تأثیر این اوضاع اخلاق معاشرت های فردی، خانواده گی و اجتماعی بسوی بر بادی معنویت انسان سیر دارد. اعتبار معنوی انسان‌ها به اعتبار مادی انسانها مبدل شده است. تشکل خانواده‌ها به حیث کتله متشکله اجتماع انسانی رو به فرو پاشی است . زندگی باهمی انسانها تحت تأثیر اخلاق ترویج یافته تفکرسود وسرمایه بسوی غرایض خوش گذرانی ، نفس پرستی ها هوسها و تجمل خواهی عواطف پیوند ها را در هم کوبیده است. هم زیستی زبانها، اقوام ، ملیتها وسمت ها را دست غرض آلود سود وسرمایه به پراگند گی تشتت و ورویا روی کشانیده است وووو.....

آنچه در این موجَزشمرده شد کشور ما افغانستان از آن مستثنی نیست.در اینجا ما خوبتر از هر جا ماهیت سیاست‌های مسلط جهانی را درک میکنیم. این سیاست گذاریها امروز در کشور ما افکار عمومی را در مورد جزو های تطبیق این سیاست‌ها مصروف ساخته است. خروج قوت های به اصطلاح بین‌المللی ، بودن ونبودن قوت های ایالت متحده امریکادر وجود پایگاه های نظامی، انتخابات ریاست جمهوری وسرنوشت افغانستان بعد از سال 2014 عیسوی خبر سازی میشوند.

در چنین اوضاع واحوال حزبی که ما به آن وابسته استیم همانگونه که در بالا گفته شد از تاریخ 21ثور 1391در نتیجه یک پلان معین که ازشورای اروپائی رهبری میگردید دچار مشکلات درونی شد. این مشکلات ناشی از جابجائی مهره‌های طرف اعتماد یک عده افرادی که سکان رهبری مخفی حزب را درشورای اروپائی بدست داشتند با جعل درانتخابات کادر رهبری و سخت جانی برای تائید کردن آن حزب را به بحران مواجه ساختند. این نکته روشن است که شما به این مساله واقف استید چرا که شما خود تان از موقف هدیه ای صلاحیت کنونی باری گفتید که ما در امورحزبی در داخل کشور مداخله نمیکنیم این بدان معنی است که مداخله وجود داشته وچه بسی که پیش چشم شما این مداخله صورت گرفته است.

شما از9ماه تمام در برابر ده‌ها پیشنهاد،نظر و طرح برای حل بحران مسکوت ماندید. شمااز آغاز رؤیا روی ها (سخت جانی برای به رسمیت شناختن تقلب در برابرخواست برای تطبیق اساسنامه ) خاموشی اختیار نمودید. شما در مورد تهمت ها افتراحات نسبت به موسسین( ن ف د ا)اکنون حزب مردم افغانستان، نسبت به ریس آن حزب رفیق گرامی شیر محمد بزرگر، نسبت به اعضای شورای مرکزی حزب مردم افغانستان نسبت به اعضای حزب مردم افغانستان هیچ نوع عکس العمل که بیانگر حسن نیات رفیقانه شما باشد نشان ندادید. شما در مورد ثبت نام حزب بصورت جعلی ، حمله به دفتر حزب و انتقال آن به جای دیگر در شرایطی که هر عمل منفی میتوانست بحران را عمیق‌تر بسازد هیچ نوع نظری اصولی ارائه ننمودید. گذشته از طرح ها و تصامیم در شورا های موقت اصولگرائی در کشور های چون هالند، دنمارک، فنلند، یونان در جنب کمیته موقت ارتباط اصولگرائی ، در مورد تصامیم شورا های مانند شورای شهر کابل ، شورای ولایتی مزار شریف، شورای ولایتی لغمان، شورای ولایتی پلخمری بالاخره جلسه شماری از اعضای شورای مرکزی درشهر کابل، شورای سراسری فدراتیف روسیه، شورای شهر کسل ، شورای ایالتی نوردراین وستفلن آلمان ، شورای ایالتی بریمن آلمان، شورای ایالتی اوکراین ، فیصله رفقا در شورای فنلند، هیچ نوع موقف حزبی وا صولی اختیار ننمودید شما در مورد نظریات وطرح های انفرادی رفقا برای حل مشروع بحران تحمیل شده بالای حزب نیز هیچ اعتنائی ننمودید. این‌ها تنها مواردی نیستند که از طریق مطبوعات صدا وخواست اعضای حزب را مطرح نموده است

از همان آغاز بروز جعل در انتخابات کادر رهبری، پیشنهادات، نظریات وطرح های جامع برای حل مساله از جانب شماری از رفقای اصولگرا به تکراربه شما ارائه گردید که شما در یکی از صحبت‌های جلساتی تان نیز در باره آن گفتید که به نظریات رفقا بایدتوجه صورت بگیرد. آن روز ها زمانی بود که شما هدیه مقام کنونی را بدست آورده بودید. در آن روز ها گویا شما در جستجوی یک تیم کاری بودید ووانمود میساختید تا آنچه به عنوان خواست اصولی اعضای حزب مطرح بود تیم کاری شما در تطبیق آن موفق شود. از این جهت برای رفیق محترمی که طرح و نظر رفقای اصولی اعضای حزب را به شما مطرح نمود پاسخ شما اینبود که به رفقا اطمینان بدهید من با شما استم خواست های شما بر آورده خواهد شد. برای تبارز این روحیه شما حتی بعضی از رفقا را برای هیات اجرائیه شورای تان غیابی تعین نمودید.

برای شما درمورد ثبت نام حزب بصورت جعلی گفته شد. اما پاسخ شما اینبود که اگر حزب به همین شکل راجستر نمیشد وزارت عدلیه آنرا غیر قانونی اعلان میکرد. با دلیلی که این عمل را مشروع خواندیددر حالیکه بحران را عمیق‌تر ساخت نشان داد که رفتار شما به اساسات حزب در تضاد قرار دارد . این در حالیست که تبلیغات برای حزب واحد ساختن با احزابی که به گفته شما از این منظرغیر قانونی اند دلیل شما را توسط خود شما مردود میسازد .

برای شما از همین امکان باز هم به تکرار در مورد دعوت پلینوم فوق‌العاده خواست اعضای حزب انتقال گردید اما شما گفتید که من موافق استم مگر راوش نمیخواهد. اینجا نخواستن اشخاص جهت تطبیق پرنسیب های حزبی برای اعضای حزب توجیه ندارد. هر کس که تطبیق اساسنامه حزب را نمیخواهد عضوحزب نیست. مگر شما به اساس مصلحت های شخصی ورابطه ای دوران شورا ها، ریاست پی آمده از جعل را نسبت به تطبیق اصول مرجع دانستید، ودر برابر سپاهیان آرمان، همان لشکری که در سنگرهای داغ دفاع از تمامیت ارضی، حاکمیت ملی رهروان هزاران شهید نامدار و گمنام استند، همان سر بازان کوه کمر زادگاه و پرورشگاه ماکه برای شما فرصت های آنرا دادند که در کشور شورا ها وبعد روسیه فدراتیف فضیلت تحصیلی وآرامش روزگاربدست آوریدایستاده شدید. شما که خواست حزبی واصولی این سربازان ایثار گررا شبح نا آرام میخوانیدامتیاز شما در مقایسه با این سنگر داران محافظ میهن آنانی که بار ها مرگ را در یک قدمی خود احساس نموده اند چیست؟ به هر دو طرف خط اصول وابطال نگاه کنید ، کیها عاملین این شبح معلوم میشوند؟ در‌واقع این شبح نا آرام در آن طرف خط است. در آنجائی که شما قرار دارید. نگاه کنید شما در کنار کیها ایستاده استید؟ گذشته حزبی آنهای را که شما در کنار شان قدم میگذارید تجسم کنید. شما از کنارکسانی به سوی سپاهیان آرمان نشانه گرفته‌اید که عاملین اصلی تجزیه حزب بزرگ مااستند. شبح ناآرام در آنجاست. شبحی که شما را هم فرا گرفته و در شما نفوذ کرده است.

به همین خاطر است که گزارشا ت بلند بالا ازنام جلسات نمایشی مانند جلسه نمایشی یونان را سایت داران شما به چشم میکشند. اما کودکان دنیائی سیاست هم میدانند که این گزارش‌های بلند بالا چون گزارش از جلسه یونان چه معنی ای دارد وچه مقصدی را دنبال میکند. ذهن پرسشگر من از خودم می‌پرسد و یقینا صد ها تن رفیق دیگر نیز از خود خواهند پرسید که چرا برای رفع بحران شما نخواستید با دعوت پلینوم فوق‌العاده و تجدید انتخابات کادر رهبری که شما آنرا خلای رهبری میخوانیداین بحران به پایان میرسید. یا شما خلای رهبری را نمیدانید ویا بر طرف ساختن جعل را خلای رهبری فکر میکنید. نمیدانم شما بااین حال که  این همه سازمانها واعضای حزب که نتائیج پلینوم 21 ثور را نمیپزیرند و محمد داوود راوش را ریس حزب نمیدانند، از پر بودن کدام موقف سخن میگویید؟ در واقع بعد از اعلان یک‌طرفه نتائیج جعل پلینوم 21 خلای رهبری بوجود آمد که هنوز ادامه دارد. این خلای رهبری باعث بحران جاری شد. توجه کنید در جلسات شما بیشترین اعضا شرکت نمیکنند . بیشترین اعضا حق العضویت نمی پردازند. رفقا از موقف های شان در شورا های شما استعفا میدهند. رفقا عضویت شانرا در شورا های شما به تعلیق در میاورند. دها تن دیگر را شما با چال های اوپراتیفی تا اکنون از تصامیم شان باز داشته اید. یکی از آن چالها همین تبلیغات تدویر پلینوم یک طرفه است. شما خوب میدانید پلینومی که شما تبلیغ میکنید نه تنها به لحاظ نصاب قانونی دایر شده نمیتواند مزید به آن پلینومی که بدون در نظردداشت خواست اعضای اصولی و سالم اندیش حزب مردم افغانستان دایر شود ادامه پلینوم 21 ثوراست و مشروعیت ندارد. لذا به یاد داشته باشید عواقب هر نوع تصامیم یک‌جانبه نه تنها بدوش آنهای خواهد بود که حزب بزرگ ما را تجزیه نمودند بلکه بدوش آنهای هم خواهد بود که با طرح ،پلان ومهندسی توطئه گران قدیم همنوائی میکنند.....


محمد یعقوب هادی





چشم‌ پوشی از واقعیت‌ها راه به جائی نخواهد برد


چشم‌ پوشی از واقعیت‌ها راه به جائی نخواهد برد


پیوند های مناسبتی انسان‌ها در تمام وابستگی‌ها ( شخصی و اجتماعی ) پیوند های ارزشی اند. ارزش‌ها ی که با درک متقابل حفظ میشود. مثلآ در وابستگی‌های شخصی حسن نیات وآرزوها ی هریک از اعضای خانواده در میان تمام خانواده قابل فهم وتشخیص باید باشد تا رابطه خانواده گی ارزش پیدا کرده وبرقرار باقی بماند. این داد وستد اعتبار بخشی و اعتبار گیری یک پروسه عملی و شفاف است. مخصوصاً در مناسبات ما شرقی ها وبه ویژه ما افغانها در نتیجه شریک ساختن عواطف پیوند ها در عمل است که تا هنوزدر جامعه ما حضورخانواده را میتوان دید واز آن تعریف نمود.


همین افراد وابسته در وجود خانواده رفته، رفته اجتماع و جامعه انسانی را میسازد. در این مجتمع همچنان انسان‌ها در وابستگی‌های متفاوت حیات به پیش می برند. این وابستگی ها همه در مشخصات خود شان تعریف میشوند. امروزه یکی از این وابستگی‌ها همانا پیوند های هم باوری است که در وجود یک مجموعه سیاسی به تعریف گرفته میشود. در این وابستگی هم اعتبار بخشی میان مشترکین در یک پروسه عملی بصورت شفاف، اعتبار وبقای مجموعه سیاسی رامحفوظ ومصئون نگهمیدارد.

حزب ما ح م ا ازحدود بیشتر از 9 ماه به اینطرف با رفتار های معکوس آنچه در بالا گفته آمدیم مواجه شده است. از همان آغاز این سوء رفتار در مجموعه سیاسی مطرح کشور،این خانه سیاسی ما ،شمار کثیری از رفقا برای حفظ وحدت حزب ونجات حزب از آسیب های بیشتر به تاکید فراخوان واقعیت نگری وعینیت بینی را تکرار مینمایند که متأسفانه یک عده از مشترکین مجموعه سیاسی ما با وجود آنکه این واقعیت‌ها رامیدانند اما از این واقعیت توصیف دگر گونه میکنند. از عینیت ها طفره می‌روند وبا آن پوشش‌های خود غرضانه میسازند.


آن‌ها با تبلیغ پلینوم یک طرفه اهداف خود غرضانه خود شانرا دنبال میکنند. آن‌ها بعد از مدت بیشتر از 9 ماه ، سفر های پی در پی به داخل و خارج، و وعده ووعید تقسیم بخشی جاه ومقام برای عده ای، اکنون حتی از آنچه مشکل بوجود آمده خوانده بودند انکار میکنند و تدویر پلینوم یک‌جانبه را به تبلیغ گرفته اند. از ده‌ها نظر وپیشنهاد رسمی، از وجود ده‌ها کمیته فارغ از تأثیر پزیری خود شان، از ملاقات ها ووعده های که توسط شماری از مسئولین صلاحیت های اشغال شده سپرده شد و در یک مرحله از ایجاد شورای موازی اروپائی از طرف شماری از رفقا که در یادداشت دیگربه جزئیات آن پرداخته خواهد شد به اساس وعده‌ها ی به ظاهرامیدوار کننده جلوگیری نمودندانکار میکنند. آن‌ها از کنار رفتن وعدم شرکت شماری از رفقا در جلسات شان انکار میکنند. آن‌ها از استعفا و تعلیق عضویت رفقا به رسم احتجاج انکار میکنند. آن‌ها از موضع وخواست یک بخش بزرگ اعضای شورای مرکزی انکار میکنند. آن‌ها از دایر نمودن جلسات خود غرضانه در غیاب مسئولین منتخب شورا ها و واحد های اولیه انکار میکنند. وبا این همه و ده‌ها واقعیت دیگر که گاه گاهی با اسناد جعل و تقلب در برا بر خواست اعضای حزب بر خاستند حزب را جعلی و تقلبی ثبت و راجستر نمودند. دفتر حزب را چور انداختند. حالا این همه واقعیت‌ها را بر آشفته گی وسوء تفاهمات توصیف میکنند.

از آنجا که زمان ما دوران فراآورده های بیشمار عقلی ،علمی وصنعتی است . بنآ درک،تشخیص وتعریف ما هم باید مطابق این داده‌ها ، واقعی شفاف وواضح باشد. هر پدیده را با ید به لحاظ منطقی با مشخصات خودش توصیف نمائیم. همانطوری که کامیابی ها را با چشم باز وخوشی استقبال میکنیم میباید شکست ها، مشکلات و معضلات را هم عینی بیبینم وراه حل واضح برای آن جستجو وطرح نمائیم.

خردمندی آینده نگری است. برای اینکه آینده را خوب‌تر دید وخوب تر ساخت از موانع پیشروی نباید چشم پوشید واز واقعیت‌ها نباید اغماض کرد. واقعیت‌های که جزئی و فرعی هم نیستند.

ایستائی در برابر این موانع، افشا ساختن خاصیت وماهیت آن نه روحیه برآشفتگی و سو تفاهمات بلکه عملکرد وجدان های بیدار ورفتار های اصولگرایانه سالم اندیشان حزب ماست. البته جا دارد اگر این وجدان های بیدار بر آشفته هم باشند.بر آشفتگی از جعل وسوء رفتار های عده‌ای که از آن‌ها رفتارهای جعلکارانه وهمیاری با تقلب توقع نمیرفت.


شاید عده این گفته مشهور را که در سیاست دوست دایمی وجود ندارد محیط کاربردی آنرا نمیدانند. خانه سیاسی ما مکان کاربردی این گفته نیست. این خانه سیاسی مکان دایمی همباوران ماست. خانه سیاسی ما مکان افکار هم پیوند به آرمانهای واقعی مردم خواهانه ومیهن دوستانه است. خانه‌ای که تهداب آن کج گذاشته شود بسر نمیرسد. ما باید همباوران خود را از لغزش و فرو ریزی آن نجات بدهیم.

به حیث یک تن از عضو متعهد به آرمانهای تائید شده همگانی در حزب ما از همین مسئولین که ما آن‌ها را به دلیل جعل و ایستائی در پای جعل، مسئولین تشکیلات اشغال شده میدانیم باز هم وبار دیگر این سؤال تکرار پرسیده شود که اگر محترم محمد داوود راوش از همین مقام که به اصطلاح ریس حزب از طرف خود آنها خوانده می‌شود استعفا بدهد، یک کمیته موقت رهبری از وجود هر دو طرف تشکیل شود. کمیته موقت رهبری یا از طریق خود ویا از طریق تشکیل کمیسیون مشترک حد اقل همان کمیسیونی که خود محترم راوش به اساس مذاکره هیات موظف از جانب رفقای که خواستار تدویر پلینوم فوق‌العاده استند باری گفت که نماینده گانی را از جانب خود برای تشکیل کمیسیون مشترک معرفی میکند تشکیل شود واز طریق همین کمیسیون پلینومی که امروز تبلیغ می‌شود به حیث یک پلینوم تشکیلاتی فرا خوانده شود حزب ماچه نقص خواهد کرد ؟ چرا اینقدر حاشیه روی وآدرس نشان دادن ودعوت کردن؟ چرا ما همه با پای خود در این نقطه وصل نشویم؟


واقعیت این است که توصل جستن به این اصل شفاف را عده‌ای صاف وستره خلاف کله شخی های خرافاتی خود شان میدانند، و احساس ترس از تدویر پلینوم فو ق العاده میکنند، وآنرا برای خود محکمه میدانند. اگر جرمی خبطی و خطائی وجود ندارد هراس از چیست؟ چرا دست بالای دست رفقای که بصورت مشروع وپرنسیپی خواستار تدویر پلینوم فو ق العاده استند نمیگذارید؟ که این دروازه مشترک باز شود؟ چرا به مصداق گپ

معروف از قانون وقاعده پیش تر میروید؟

امروز اگر ما از مردم ومیهن گپ میزنیم آوار ه گی خود ما باید هم در نظر تجسم کند. چه چیز باعث شده که شماری از ما یان رااز میهن دور نگهداشته است؟ آیا واقعآ به این مساله فکر شده است؟ به خانواده‌های غربت نشین نظر انداخته شده است؟ به مناسبات خانواده گی توجه صورت گرفته است؟ مگر همه خوشبخت استند که دور از محدوده بزرگ فرهنگی شان زندگی دارند؟ معایب فرهنگ بیگانه در در ون خانواده‌ها رسوب نکرده است؟ اگر واقعآ به مصیبت های مضاعف وارده بالای مردم ومیهن و به معایبی که دنیائی غربت در پیش روی غربت نیشینان ما گذاشته است صادقانه آرمانگرایانه واندیشه باورانه فکر میکنیم. اگر ما صادقانه به وظایف مهم تاریخی ، به مکلفیت های اجرائی برنامه حزب ما ، به رسالت آرمانی و اصالت اندیشه باوری متعهد ومتحد استیم باید صاف و ساده بدون غل وغش با بیان شفاف و عمل‌کرد سالم به بحران تحمیل شده بالای حزب ما غلبه کنیم ؟ بحرانی را که از یک‌سو بر آشفتگی وسوء تفاهمات میخوانید وباز به نقل قول صدر نشین بحران، آنرا بحران قبول کرده شیوه های غیر شفاف وغیر مجاز را برای حل آن مطرح نکنید. به بازی‌های اوپراتیفی ،به اغفال سازیهای متظاهر پایان بدهید. صحنه ارائی های به ظاهر متواضع نکنید. ما شاهد آن استیم بعد از اعلامیه تدویر پلینوم یک‌طرفه که آنرا رنگ وبوی حل مشکلات میدهند. گروپ همپای جعل در قفا رفتار دگرگونه مینماید. ما که این پلینوم را پلینوم یکطرفه میدانیم به دلیل آن است که تا اکنون نه هیات مذاکره ونه رفقای شورای مرکزی از پیشنهادا ت و طرح های پیشنهادی که روی آن جلسه شورای مرکزی دعوت شد هیچ نتیجه را اعلان نکرده اند. اما ساز ونوای پلینوم با تکرار مشروع دانستن نتائیج جعل پلینوم 21 ثور 1391 از طرف مسئولین صلاحیت های اشغال شده وپیوند دادن هیات مذاکره به آن را، هم گامان جعل فریبکارانه تبلیغ مینمایند. در حالیکه درعمل با بلی نگفتن به خواست اعضای حزب به دامن زدن بیشتر بحران کار میکنند، و ما شاهد آن استیم که هر روز رفقای بیشتری به این سوء رفتار ها احتجاج شان را علنی میسازند از جمله در این روز های بعد از تبلیغات اغوا گرانه برای تدویر پلینوم یک‌طرفه رفقای ارزشمند و گرانمایه هر یک:


رفیق محمد انورایثار از عضویت شورای اروپای آنان وعضو شورای کشوری آنان درفنلند

محمد آصف همشهرازعضویت کمیته ا جراییه و مسولیت کمیسون رسانش و فرهنگ شو رای آنان در کشور فنلند

غلام محمد عیار از مسئولیت کمیسون تفاهم شورای آنان در کشورفنلندا

حامد پاینده از مسئولیت کمیسون مالی شورای کشوری آنان درکشور فنلند

عضویت شانرا به رسم احتجاج به عمل‌کرد فریبکارانه همگامان جعل و تقلب به تعلیق در آوردند.

این رفقای گرانمایه بعد از تحلیل و ارزیابی های همه جانبه از وضعیت عمومی کشور نوشتند:


"رفقای عزیز مطالبی که در فوق ذکر شد شمه ء کوچکی ازپرابلمهای مردم ووطن ما می باشد.که ما نمی توانیم دربرابر همچو بد بختیها بی تفاوت باقی بمانیم.از جانب دیگر حزب واحد با درک مسئولیت های سیاسی و ضرورت تاریخی کنگره ء وحدت را دایر نمود.در کنګره نام حزب .م.ا برنامه عمل و اساسنامه آن به تصویب رسیداعضای صادق واصولی ح.م.ا که تمام آرزو ها و سر نوشت سیاسی خویش را با تدویر کنگره ء وحدت رقم زده بودند خوشبختانه اعضای حزب مردم از این رویداد بزرګ به گرمی استقبال و ‍‍‍‍‍‍پشتیبانی نمودند.زیرا تصویب این دو سند با ارزش یک اینده روشن سیاسی را در امر خدمت ګذاری به مردم افغانستان و همه زحمتکشان کشور مشخص و برجسته ساخت. در بخش دوم ،انکشافات نا میمون در آغاز کار پلینوم 21 ثور که بیانګر تقلب میبا شد به ملاحظه میرسد. همین ګونه بعد از استماع گزارش کار پلینوم از زبان عدهء از رفقای اشتراک کننده در پلینوم دریافتیم که تقلب ازقبل ،طرح ریزی شده ومطابق پلان قبلا چیده شده در عمل پیاده گردیده که سرانجام،بحران در درون حزب خلق گردید"

ما در بیان این حقیقت که تاهنوز در زبان 90% اعضای حزب ما نا گفته مانده با این رفقای گرانمایه در یک قضاوت مشترک قرار داریم. بدین جهت برای خود لازم میدانیم به اساس پیوند مقدس آرمانی به حضور ایشان پیشنهاد نمایم که در کنار کمیته موقت ارتباط اصولگرائی در اروپا افتخار همروی ببخشند تا بتوانیم برای بحران تحمیل شده بالای حزب مان هر چه فوری غلبه حاصل نمائیم راه تان سبز و پیروز باد.



محمد یعقوب هادی