خدمت شایسته و حضوری مردم ووطن بطور لازم و شایسته تنها از طریق وحدت سازمانهای هم اندیش میسر است
با هر غمی از ان دمی
ز هر جا که گذ شتم
به هر جا که رسیدم
یکسر و چند سودا شدم
با هر غمی بر پا شدم
همچو یارانی که بودیم
دردیار غیر ندیدم هر چه دیدم دلگزان بود دگر باره اگاه شدمهر جا رفتم ماتم و غم باهمی داشت
خوشی هرگز راحت هیچ جا ندیدم
زین سبب باروح تن یکجا شدم
اغاز من نبود چنین
انجام من مباد چنین: در هست خود مقبر شد مخدمت شایسته و حضوری مردم ووطن بطور لازم و شایسته تنها از طریق وحدت سازمانهای هم اندیش میسر است
دین مذهب نژاد ملت ملیت زبان سمت (موقعیت جغرافیایی)تعلقات انسان را میسازند
از انجاییکه تفکرو اندیشه ما در باره تمام تعلقات انسانی در تعریف معین قرار دارد لیکن از نظر تطبیقی خارج از ان محدوده های که زندگی ما را در جامعه شکل داده عملکرد های فورمولیته ما پاداش مثبت نمیتواند داشته باشند
انسان این تعلقات را مزایایی زندگی میداند در حالیکه هیچگاه از ان درست لذت نبرده است وحتی گاهی این مزایا او را شدیدااذیت نموده ا ند لیکن بازهم تعلقیت خودرا با ان حفظ نموده وانرااز دست نداده است وقتی به پایبندی های انسان دقت شود دیده میشود از همان اغاز مقید بدنیا میاید هنوز هوش وحواس خود کفای فعال ندارد که با قید های معین پدیده ها به او هویت داد میشود
قابل گفتن است در اینباره درک ومبانی مکاتب تفکر واندیشه نیز از شرایط حقیقی گذار نکرده ودگرگونی جامعه را مترادف با واقیعت های جامعه فورمول بندی نموده اند در نتیجه اثر گذاری همان پدیده های محیط زندگی پرورشی ما است که در هر جا در باره ای یک فرهنگ وداشته های ارثی یک محدوده دگر بنام وطن فکر میکنیم و میخواهیم ان بوده ها را داشته باشیم وانرا حفظ کنیم برای انکه از دست نروند تشویش داریم لذا سازمانهای سیاسی میسازیم گروپ های اجتماعی بوجود میاوریم مقالات مضامین ویادداشت ها مینویسیم همه داشته ها وتفکرات خودرا به همانجا متوجه ساخته ایم و هنوزانجا را وطن ما میخوانیم ومردمش را مردم ما یاد میکنیم هیچ کسی نمی تواند از این قیود استثنا باشد همبستگی، حمایت ،پشتیبانی ،هواداری وواژه های مترادف ان نسبت به تفکرات روش ها وعملکرد وتحولات سیاسی واجتماعی سایر ملل دور و نزدیک بعد ازاین قیود تفکر، جا اختیار میکنندببینیم این احساسات واهی نیست که با دوری جسمی از محدوده بزرگ ملی وفرهنگی احساسی در درون ما همین حالا وجود دارد که نسبت به ما یک نگاه حقیقی شهروند در اقامتگاه های موجود ما وجود ندارد ایا چنین نیست؟ البته که ما ازحقوق زندگی بهره مند هستیم که شرایط این زندگی کردن تعریف وتوضیح جداگانه دارد
منظور اینکه از سالهایکه چون دانه های بزر در سراسر دنیا از دست جبر روزگار پاشانیده شدیم و در دنیا بی سرو پای سرمایه پا گذاشتیم دنیای که مردم سالها ست بخاطر رفاه زندگی تفاوت شب و روزرا از دست داده اند ودر پی رفاه زندگی چندین نسل را پشت سر گذرانیده اند مگر هنوز به ان دست رسی ندارند تنهاانانیکه این بازار را برای جستجوی اغواه گرانه پهن کرده اند خود انرا یافته اند وبا رفاه کامل سرگردانی وبیچاره گی مردمان را در قتلگاه ارزوهایشان به تماشاه نشسته اند در این حال و احوال ما به جستجوی یکدیگر برامدیم در نتیجه کار گذاران مجرب، شفیق، نجیب وعزیز کلام بهم رسانیدند شخصیت های خدمتگار مردم تدابیری سنجیدند تا پیوند های اثرمند، توانبخش وراهنما به وجود اید که در شرایط وقت به تشکیل سازمانهای جداگانه انجامید به امید فراوان که روزی این تشکیلات جداگانه در یک سازمان واحد جمع میشوند از انوقت تا بحال در حالیکه ارزو های ما کامل نشده است اراده جمعی را پیگیری میگردد دیدیم خواست ها تلاش ها در باره وحدت، همسویی واتحاد ، همگانی شده ومیدان عمل یافته است جمع بندی نظریات با نشست ها جلسات وگردهمایی عملی گردیدو میگردد در یکی از این نشستها که همایش کابل نام گرفت اهداف ما به خاطری قابل بیان است چون از جهت حضور نمایندگی نیروهای هم اندیش که وحدت سازمانهای هم اندیش رابادرک همگون ویکسان از اوضاع کشور، منطقه، وجهان در عمل مورد توجه قرار داده اند اهمیت بخصوص دارد حضور با نشاط همراهانیکه دیده بهم رسانیدند برای خودشان و ارزومندان همسویی ووحدت هم در ادای کلمات و هم در نگاه هایکه از ان احساس رفیقانه ساطع میشد احساس بر انگیزبود و شور مبارزه را در دل تازه میکرد. وارزشمندی دیگر انکه این نشست در کشور این سرزمین پر تحمل صبور واستوار در برابر همه پیش امدها انجام شد لذا در ابعاد همه کشور وخارج کشور مورد تایید قرار گرفت اما هنوز اهداف ما تحقق نیافته است ما میدانیم وقتی جمع میشویم معلوم است تشریح اوضاع جاری چیزی نیست که کسی ازان اگاه نباشد حتی انانکه که با سیاست سرو کار ندارنداز مشکلات خورد وبزرگ روزگار شان اگاه هستند مساله در باره ان است که ما نیرو های خودی وهم اندیش را بسیج میسازیم تاخود، مردم، جامعه وکشوررااز زیر فشار این مشکلات بیرون بکشیم پیرامون حل این نظریه ما بسوی توافقات میرویم. همه میگوییم که اگر وحدت نیروهای هم اندیش صورت بپزیرد به همه مشکلات فایق مییاییم پس در اینصورت اگر وحدت صورت نمی پذیرد ما خودرا چگونه تعریف نماییم ؟ وحدت عبارت است از یکجا کردن نظریات وبربنیاد ان عمل کردن میباشد این راه یابی نظریات وعملکرد در یک مسیر وظیفه کیست ؟ هما نهای که به منظور وحدت جمع میشوند اما وقتی جمع میشویم چرا گپ های خود را با شرط و شرایط افاده میدهیم از خود گذری قدم صادقانه ادعای عدم خود محوری است ما نباید در برابر حرفی ایستاده گی کنیم که در مفهوم یکی است این درست نخواهدبود که حاصل زمینی را که غیر از تراکتور ویا وسایل صنعتی در شخم و بزر وزرع ان اشتراک داشته گندم نه نامییمچگونه با حمایت وپشتیبانی خود این پروسه راتکمیل سازیم بمنظور کارعملی کدام تدابیررا روی دست بگیریم ماارایه خوبترین نظریات را با نیک ترین عمل توقوع داریم رفقای که شکایات چند ساله خودرا روی هم انبار کرده بودند واکنون انرا مقایسوی با نظریات صلاحیتمندانه سازمانهای که خود مسوول وباصلاحیت اند قرار میدهند هم اعتبار خود را ضعیف میسازند هم اعتبار سازمان را لطمه میزنند ایا سازمان ما حق تناقض گویی را برای ما بخاطر عضویت ما محفوظ نگهداشته است باید بدانیم با این چشم پوشی فردای تاریک چه که فردایی نخواهیم داشت
شکایات انبار شده چهل وسه ساله صاحبان صلاحیت در داخل حزب دیروز مارا چه تلقی کنیم اگر انان عوامل ازهم پاشیده گی اند با این طرز دید جایگاه انان در سازمانهای که مدعی ادامه مبارزه عدالتخواهانه حزب بزرگ ما اند در کجاست ؟ایا انان میخواهندبگویند حزب بزرگ که مرام عدالتخواهی اش دشمنان مردم را علیه اش بر انگیخته بود در کار سازمانی خود عدالت وانسان سالاری را تحقق بخشیده نتوانسته بود واگر نتوانسته بود این خاموشی انان برای چه بود چرا مارا به این گمراهی سوق داده بودند ایا انان میخواهند بگویند رهبر ما خودشایسته مقامی نبود که داشت ایا میخواهند بگویند که دشمنان مردم راست میگفتند که ماو رهبران ما بر ملت تحمیل شده بودیم ببنید گپ مسوولیت دارد وانانیکه ارمان مردم دوستی وطنخواهی وعدالتخوهی دارند از گپ های مفت میترسند
در یک مجله هنری طی مصاحبه از یک هنر مند پرسیده شده بود در کدام بازی های ورزشی علاقه دارد در پاسخ امده بود که به ورزش بز کشی علاقه خاص دارد اما اینکه در تماشاه نشسته باشدبه هیچ صورت تصور ندارم که ما نیز به زادگاه ما از دور علاقه داشته باشیم وان محد پرورش را ازدوردوست داسته باشیم
به باور این یادداشت مجری اهداف سازمانها در پروگرامها ومرام ها اعضای خود سازمان است طبعا یک برنامه وقتی در جامعه تطبیق میشود عموم و الشمول است که اعضای همان حزب وسازمان سیاسی نیز از ان بهره مند میشوند اما در عین حال اجرا کننده خود انها اند چون انان به تطبیق اهداف برناموی تعهد سپرده اند لذا درک ما این است که اعضای حزب برای برنامه اند یعنی مجری انند وبرنامه برای جامعه است که خود بخود اعضای حزب عضو جامع نیز اند لذا هر انچه که ما درپروگرام عمل در نظر داریم برای جامعه ای است که ما خود را نماینده گان سیاسی ان مردم میدانیم پس برنامه در انجا ومجریان در اینجا به حیث سفیران مقیم هم برنامه پا در هوا میماند وهم گپ های ما هوایی میرود برای انکه با این کتابداری برنامه ها بیشتر وقت ما ضایع نشود تدابیر باز گشت را در پهلوی ایثار گران وطن رفقای فداکار خود بسنجیم
بلی مجبوریت ها یکه ما را در این سر زمین ها پایگیر نموده قابل محاسبه اند اما معلوم است که همه در یک موقیعت ووضیعت قرار نداریم لذا با این تفاوت ها زمینه حمایت مستقیم وحضوری را در کتگوری ها بسنجیم در قدم اول به سازمانهای رسمی رفیق متوجه است این سازمانها با نظر داشت وضیعت ومشکلات اعضا در قدم اول مسوولین وبزرگان تشکیلاتی را در سرخط این اقدام قرار بدهند پیشقدمی مسوولین امر مسولانه استاین اقدامات وتدابیر پیشگرانه را از همین فردا باید به منظور حصه داشتن در انتخابات پارلمانی ریاست جمهوری وسایر تدابیر انتخاباتی اغاز نماییم
در زمینه معرفی داوطلبان و کاندیداد تفاهمات را میان سازمانهای رسمی وغیر رسمی رفیق اغاز نماییم سازمانها اعضای خود را دستور وظیفوی بدهند در شرایط ضروری ولازمی اماده گی حضور وشرکت را در تدابیر انتخباتی داشته باشنداقدامات عملی ومشوره های ضروری شخصیت های اثر گذار و رفقای بزرگوار در رهبری حزب بزرگ دیروز ما و رفقا در رهبری سازمانهای جدا شده از ان حزب را در این راستا علنا وعملا از هویت گرامی شان نیازمندیم من به حیث خوردترین رفیق شما تقاضا میکنم شما سخنان و بیانات مشوره های تانرا در تمام سایت ها و فاروم های رفیق در این خصوص ارسال بدارید اطیمینان وجود دارد که اثر بخشی ان بزودی در پیشروی ما خواهد امد
با این یادداشت تعهد میسیپارم در رکاب وهمراهی با تمام کتگوری های رفقا برای کارو خدمت حضوری حاضر باشم ا حوال خرابی که از ان غمکده دارمدردی به تن این سر سودا زده دارم
باده ندهد نوش چنگی ندهد هوش
درمشرب می مطرب ماتم زده دارم
حرفی که بسوزد دل می در لب پیاله
زنهار به رواق در هر میکده دارم
چون جنون جوشدعشق در بطن دلم
بر هر در جوف دل حافظ کده دارم
غرقم ندانم زجام ا ست زصهبا
دانم به رویاي تنم سجده دارم
م ی هادی