خدمت شایسته و حضوری مردم ووطن بطور لازم و شایسته تنها از طریق وحدت سازمانهای هم اندیش میسر است

دروداع میهنم همرا شدم

با هر غمی از ان دمی

ز هر جا که گذ شتم

به هر جا که رسیدم

یکسر و چند سودا شدم

با هر غمی بر پا شدم

همچو یارانی که بودیم

دردیار غیر ندیدم

هر چه دیدم دلگزان بود

دگر باره اگاه شدم

هر جا رفتم ماتم و غم باهمی داشت

خوشی هرگز راحت هیچ جا ندیدم

زین سبب باروح تن یکجا شدم

اغاز من نبود چنین

انجام من مباد چنین:

در هست خود مقبر شد م

خدمت شایسته و حضوری مردم ووطن بطور لازم و شایسته تنها از طریق وحدت سازمانهای هم اندیش میسر است

دین مذهب نژاد ملت ملیت زبان سمت (موقعیت جغرافیایی)تعلقات انسان را میسازند

از انجاییکه تفکرو اندیشه ما در باره تمام تعلقات انسانی در تعریف معین قرار دارد لیکن از نظر تطبیقی خارج از ان محدوده های که زندگی ما را در جامعه شکل داده عملکرد های فورمولیته ما پاداش مثبت نمیتواند داشته باشند

انسان این تعلقات را مزایایی زندگی میداند در حالیکه هیچگاه از ان درست لذت نبرده است وحتی گاهی این مزایا او را شدیدااذیت نموده ا ند لیکن بازهم تعلقیت خودرا با ان حفظ نموده وانرااز دست نداده است وقتی به پایبندی های انسان دقت شود دیده میشود از همان اغاز مقید بدنیا میاید هنوز هوش وحواس خود کفای فعال ندارد که با قید های معین پدیده ها به او هویت داد میشود

قابل گفتن است در اینباره درک ومبانی مکاتب تفکر واندیشه نیز از شرایط حقیقی گذار نکرده ودگرگونی جامعه را مترادف با واقیعت های جامعه فورمول بندی نموده اند

در نتیجه اثر گذاری همان پدیده های محیط زندگی پرورشی ما است که در هر جا در باره ای یک فرهنگ وداشته های ارثی یک محدوده دگر بنام وطن فکر میکنیم و میخواهیم ان بوده ها را داشته باشیم وانرا حفظ کنیم برای انکه از دست نروند تشویش داریم لذا سازمانهای سیاسی میسازیم گروپ های اجتماعی بوجود میاوریم مقالات مضامین ویادداشت ها مینویسیم همه داشته ها وتفکرات خودرا به همانجا متوجه ساخته ایم و هنوزانجا را وطن ما میخوانیم ومردمش را مردم ما یاد میکنیم هیچ کسی نمی تواند از این قیود استثنا باشد همبستگی، حمایت ،پشتیبانی ،هواداری وواژه های مترادف ان نسبت به تفکرات روش ها وعملکرد وتحولات سیاسی واجتماعی سایر ملل دور و نزدیک بعد ازاین قیود تفکر، جا اختیار میکنند

ببینیم این احساسات واهی نیست که با دوری جسمی از محدوده بزرگ ملی وفرهنگی احساسی در درون ما همین حالا وجود دارد که نسبت به ما یک نگاه حقیقی شهروند در اقامتگاه های موجود ما وجود ندارد ایا چنین نیست؟ البته که ما ازحقوق زندگی بهره مند هستیم که شرایط این زندگی کردن تعریف وتوضیح جداگانه دارد

منظور اینکه از سالهایکه چون دانه های بزر در سراسر دنیا از دست جبر روزگار پاشانیده شدیم و در دنیا بی سرو پای سرمایه پا گذاشتیم دنیای که مردم سالها ست بخاطر رفاه زندگی تفاوت شب و روزرا از دست داده اند ودر پی رفاه زندگی چندین نسل را پشت سر گذرانیده اند مگر هنوز به ان دست رسی ندارند تنهاانانیکه این بازار را برای جستجوی اغواه گرانه پهن کرده اند خود انرا یافته اند وبا رفاه کامل سرگردانی وبیچاره گی مردمان را در قتلگاه ارزوهایشان به تماشاه نشسته اند در این حال و احوال ما به جستجوی یکدیگر برامدیم در نتیجه کار گذاران مجرب، شفیق، نجیب وعزیز کلام بهم رسانیدند

شخصیت های خدمتگار مردم تدابیری سنجیدند تا پیوند های اثرمند، توانبخش وراهنما به وجود اید که در شرایط وقت به تشکیل سازمانهای جداگانه انجامید به امید فراوان که روزی این تشکیلات جداگانه در یک سازمان واحد جمع میشوند از انوقت تا بحال در حالیکه ارزو های ما کامل نشده است اراده جمعی را پیگیری میگردد

دیدیم خواست ها تلاش ها در باره وحدت، همسویی واتحاد ، همگانی شده ومیدان عمل یافته است جمع بندی نظریات با نشست ها جلسات وگردهمایی عملی گردیدو میگردد در یکی از این نشستها که همایش کابل نام گرفت اهداف ما به خاطری قابل بیان است چون از جهت حضور نمایندگی نیروهای هم اندیش که وحدت سازمانهای هم اندیش رابادرک همگون ویکسان از اوضاع کشور، منطقه، وجهان در عمل مورد توجه قرار داده اند اهمیت بخصوص دارد

حضور با نشاط همراهانیکه دیده بهم رسانیدند برای خودشان و ارزومندان همسویی ووحدت هم در ادای کلمات و هم در نگاه هایکه از ان احساس رفیقانه ساطع میشد احساس بر انگیزبود و شور مبارزه را در دل تازه میکرد.

وارزشمندی دیگر انکه این نشست در کشور این سرزمین پر تحمل صبور واستوار در برابر همه پیش امدها انجام شد لذا در ابعاد همه کشور وخارج کشور مورد تایید قرار گرفت

اما هنوز اهداف ما تحقق نیافته است ما میدانیم وقتی جمع میشویم معلوم است تشریح اوضاع جاری چیزی نیست که کسی ازان اگاه نباشد حتی انانکه که با سیاست سرو کار ندارنداز مشکلات خورد وبزرگ روزگار شان اگاه هستند مساله در باره ان است که ما نیرو های خودی وهم اندیش را بسیج میسازیم تاخود، مردم، جامعه وکشوررااز زیر فشار این مشکلات بیرون بکشیم پیرامون حل این نظریه ما بسوی توافقات میرویم.

همه میگوییم که اگر وحدت نیروهای هم اندیش صورت بپزیرد به همه مشکلات فایق مییاییم پس در اینصورت اگر وحدت صورت نمی پذیرد ما خودرا چگونه تعریف نماییم ؟

وحدت عبارت است از یکجا کردن نظریات وبربنیاد ان عمل کردن میباشد این راه یابی نظریات وعملکرد در یک مسیر وظیفه کیست ؟ هما نهای که به منظور وحدت جمع میشوند اما وقتی جمع میشویم چرا گپ های خود را با شرط و شرایط افاده میدهیم

از خود گذری قدم صادقانه ادعای عدم خود محوری است ما نباید در برابر حرفی ایستاده گی کنیم که در مفهوم یکی است این درست نخواهدبود که حاصل زمینی را که غیر از تراکتور ویا وسایل صنعتی در شخم و بزر وزرع ان اشتراک داشته گندم نه نامییم

چگونه با حمایت وپشتیبانی خود این پروسه راتکمیل سازیم بمنظور کارعملی کدام تدابیررا روی دست بگیریم ماارایه خوبترین نظریات را با نیک ترین عمل توقوع داریم رفقای که شکایات چند ساله خودرا روی هم انبار کرده بودند واکنون انرا مقایسوی با نظریات صلاحیتمندانه سازمانهای که خود مسوول وباصلاحیت اند قرار میدهند هم اعتبار خود را ضعیف میسازند هم اعتبار سازمان را لطمه میزنند ایا سازمان ما حق تناقض گویی را برای ما بخاطر عضویت ما محفوظ نگهداشته است باید بدانیم با این چشم پوشی فردای تاریک چه که فردایی نخواهیم داشت

شکایات انبار شده چهل وسه ساله صاحبان صلاحیت در داخل حزب دیروز مارا چه تلقی کنیم اگر انان عوامل ازهم پاشیده گی اند با این طرز دید جایگاه انان در سازمانهای که مدعی ادامه مبارزه عدالتخواهانه حزب بزرگ ما اند در کجاست ؟ایا انان میخواهندبگویند حزب بزرگ که مرام عدالتخواهی اش دشمنان مردم را علیه اش بر انگیخته بود در کار سازمانی خود عدالت وانسان سالاری را تحقق بخشیده نتوانسته بود واگر نتوانسته بود این خاموشی انان برای چه بود چرا مارا به این گمراهی سوق داده بودند ایا انان میخواهند بگویند رهبر ما خودشایسته مقامی نبود که داشت ایا میخواهند بگویند که دشمنان مردم راست میگفتند که ماو رهبران ما بر ملت تحمیل شده بودیم ببنید گپ مسوولیت دارد وانانیکه ارمان مردم دوستی وطنخواهی وعدالتخوهی دارند از گپ های مفت میترسند

در یک مجله هنری طی مصاحبه از یک هنر مند پرسیده شده بود در کدام بازی های ورزشی علاقه دارد در پاسخ امده بود که به ورزش بز کشی علاقه خاص دارد اما اینکه در تماشاه نشسته باشد

به هیچ صورت تصور ندارم که ما نیز به زادگاه ما از دور علاقه داشته باشیم وان محد پرورش را ازدوردوست داسته باشیم

به باور این یادداشت مجری اهداف سازمانها در پروگرامها ومرام ها اعضای خود سازمان است طبعا یک برنامه وقتی در جامعه تطبیق میشود عموم و الشمول است که اعضای همان حزب وسازمان سیاسی نیز از ان بهره مند میشوند اما در عین حال اجرا کننده خود انها اند چون انان به تطبیق اهداف برناموی تعهد سپرده اند لذا درک ما این است که اعضای حزب برای برنامه اند یعنی مجری انند وبرنامه برای جامعه است که خود بخود اعضای حزب عضو جامع نیز اند لذا هر انچه که ما درپروگرام عمل در نظر داریم برای جامعه ای است که ما خود را نماینده گان سیاسی ان مردم میدانیم پس برنامه در انجا ومجریان در اینجا به حیث سفیران مقیم هم برنامه پا در هوا میماند وهم گپ های ما هوایی میرود برای انکه با این کتابداری برنامه ها بیشتر وقت ما ضایع نشود تدابیر باز گشت را در پهلوی ایثار گران وطن رفقای فداکار خود بسنجیم

بلی مجبوریت ها یکه ما را در این سر زمین ها پایگیر نموده قابل محاسبه اند اما معلوم است که همه در یک موقیعت ووضیعت قرار نداریم لذا با این تفاوت ها زمینه حمایت مستقیم وحضوری را در کتگوری ها بسنجیم

در قدم اول به سازمانهای رسمی رفیق متوجه است این سازمانها با نظر داشت وضیعت ومشکلات اعضا در قدم اول مسوولین وبزرگان تشکیلاتی را در سرخط این اقدام قرار بدهند پیشقدمی مسوولین امر مسولانه است

این اقدامات وتدابیر پیشگرانه را از همین فردا باید به منظور حصه داشتن در انتخابات پارلمانی ریاست جمهوری وسایر تدابیر انتخاباتی اغاز نماییم

در زمینه معرفی داوطلبان و کاندیداد تفاهمات را میان سازمانهای رسمی وغیر رسمی رفیق اغاز نماییم سازمانها اعضای خود را دستور وظیفوی بدهند در شرایط ضروری ولازمی اماده گی حضور وشرکت را در تدابیر انتخباتی داشته باشند

اقدامات عملی ومشوره های ضروری شخصیت های اثر گذار و رفقای بزرگوار در رهبری حزب بزرگ دیروز ما و رفقا در رهبری سازمانهای جدا شده از ان حزب را در این راستا علنا وعملا از هویت گرامی شان نیازمندیم من به حیث خوردترین رفیق شما تقاضا میکنم شما سخنان و بیانات مشوره های تانرا در تمام سایت ها و فاروم های رفیق در این خصوص ارسال بدارید اطیمینان وجود دارد که اثر بخشی ان بزودی در پیشروی ما خواهد امد

با این یادداشت تعهد میسیپارم در رکاب وهمراهی با تمام کتگوری های رفقا برای کارو خدمت حضوری حاضر باشم

ا حوال خرابی که از ان غمکده دارم

دردی به تن این سر سودا زده دارم

باده ندهد نوش چنگی ندهد هوش

درمشرب می مطرب ماتم زده دارم

حرفی که بسوزد دل می در لب پیاله

زنهار به رواق در هر میکده دارم

چون جنون جوشدعشق در بطن دلم

بر هر در جوف دل حافظ کده دارم

غرقم ندانم زجام ا ست زصهبا

دانم به رویاي تنم سجده دارم

م ی هادی

سیاستمداران دو تیپ اند یکی آنکه شرایط میسازد ودیگر آنکه شرایط اورا میسازد

سیاستمداران دو تیپ اند یکی آنکه شرایط میسازد ودیگر آنکه شرایط اورا میسازد

 

در سالهای دهه نود هوا داری های از نام اکثریت خاموش نا ملموس مورد بهره برداری قرار گرفت و یک تعداد رسانه ها احتمال بوجود امدن حزبی را در وجود این اکثریت خاموش رکلام کرد ند از ان تاریخ تا حال به ده ها حزب وسازمان انشعابی بوجود امد ورویداد های به وقوع پیوست اما از حزب اکثریت خاموش نشانی به ظهور نرسید زیرا که مردم افغانستان در وابستگی های معین سازمانی،سیاسی، ملی، مذهبی وشخصی موضع داشته ودارند، که در بعضی حالات این وابستگی ها را چند جانبه نیز تبارز داده اند. اساسا اظهار نظر های انفرادی نیرو های مجموعه ها انگیزه ان تصورات بود که در فضای خاموش احزاب به بیان گرفته میشد امروز نیز رویداد بسیار مهمی در کشور واقع شده است اما مو ضعگیری ها ی فرصت طلبانه ادامه دارد.

اعلام «جبهه ملی »حساسیت های متضاد را در حالی منعکس ساخته است که رخداد های نا مردمی گذشته روحیه بد بینی را نسبت به هر حرکت سیاسی تقویت کرده ا ست

از اینرو در چنین اوضاع نباید بدون عکس العمل باقی ماند از ان جا که نیرو های مترقی اگاهانه در مواضع مردم سنگر داشته اندلذاموضع گیری ها ی مثبت ما را به این تو افق میرسا ند که تنها در عقب شعار ها نه بلکه در عرصه عمل نیز حضور داریم.

 در مورد ترکیب جبهه انچه واقعیت دارد این است که این احزاب و گروپ ها در جامعه وجود دارند و با پت کردن چشم ما نمیشود که انها وجود نداشته باشند واتحاد حاضر تائیداین واقیعت است

مفهوم اتحاد های سیاسی عملکرد تاکتیکی است به منظور نیل به اهدافی معین سیاسی که در مسیر تشکیلات سیاسی جداگانه وجوددارد واضحا بعد از دستیابی به مقاصد پیش بینی شده اتحاد لغو میگردد، جبهه حضور یافته نیز در عاقبت امر باهمین فورمول تجزیه میگردد

نبایداز این حیث که در وابستگی های جداگانه قرار داریم در گرمی بازار انتقاد، به سخن نارسیده نوبت بدهیم و تحرکات خارج از تشکل را سنگ ملامت بار کنیم برعکس ان باید در ارزیابی های خود واقیعت موجود را در نظر داشته باشیم

گفته میشود بعضی از چهره های این جبهه به حیث جنایتکاران جنگی در لست جنایتکاران جنگی اند این اواژه ای نیست که بعد از تشکیل این جبهه بلند است بازی های که انان را در این لست شامل ساخت هنوز ادامه دارد.

گویند کسی در جنگل گشت میزد شخصی با او مقابل اوفتاد از او پرسید چه میکنی برادر،او گفت: پل پای دیو ( جای پای دیو ) را تعقیب میکنم شخص برایش گفت فقط در پنجاه قدمی پیشتر ارام بخواب رفته است فورا بروید جناب دیو کش گفت که من پل پایش را تعقیب میکنم با خودش کار ندارم.

جنایات ایکه در حق مردم ووطن ما انجام شده است در تاریخ جنایات بشر در پای جنایات فاشستی ودارندگان کوره های ادم سوزی پهلو میزند واما ژا ژ خواهی از ظالم کجا حق بینی ماست

یکی از امریکایان صاحب نظر در بررسی حادثه 11 سپتمبر گفت که«ترورستان مانند مگس اند ومگس ها از کثافت بوجود میایند تا که کثافت است مگس است واین کثافت پالیسی ایالت متحده است »

هرگاه قانون وعدالتی بمیان امدو نصاب نیروی تطبیقی ان وجود عینی پیدا کرد واتهام به جرمی مطرح بود این قدرت را نیز خواهد داشت که کسی نتواند در پناه دیوار های سیاسی پنهان شود.

تحلیل از کلمه جنایات جنگی میرسانداین جنگ یک بعد دیگر نیز د اشت که در تقابل ا ن میتواند باشدو مردم در این مجموعه اثر گذاری ان نیرو ها را احساس خواهند نمود و حتما عاقبت اندیشی انان تضمین عملکرد های خیر خواهانه اینده نیز است

احز اب در این جبهه دارای منشور جداگانه اند معلوم است که این اتحاد مقطعی نمیتواند در شکل گیری های اینده ثابت بماند اما از اینکه اوضاع سیاسی اینده در تدابیر سیاسی این جبهه نسج میگیرد زمینه جهت گیری های منطقی را نیز با فورمول دقیق در فضای سیاسی مساعد خواهند نمود

حضور نیرو های چپ در جبهه هیچ خللی در تفکر وحدت نیرو های هم اندیش بار نخواهد اورد زیرا که مواضع رهبران این نیرو ها در واقعیت دیروز ملموس است وانها خود بار ها صداقت خود را با ارمانهای مبارزه دیروز اعلام نموده اند

به نظر من احزاب که در نشانگاه دشمنان استراتیژ یک قرار دارند باید ابتکار مانور را در ساحه تیر رس انان داشته باشند

اما دلهره های جنگ وخونریزی دیروز نباید حدیث بد بینی ما در هر شرایط باشد

ودر گفتنی اخر نا سازگاری های غندی نشینان را در موارد متعدد در این قصه میخوانیم:

روزی پدر وپسر خورد سالش در پیشاپیش مرکب شان از قریه بطرف جمعه بازار غرض خریداری ضروریات روانه بودند در مسیر راه در ذهن پسر فکری گذشت و از پدر پرسید اغا جان مردم چه رقم است پدر گفت بالا شو بچیم سر خر باز مه برت میگم اتفاقا چند تنی از مسیری عبور میکردند خطاب به پسرک گفتند نمی شرمی جوان بچه سواره میروی ادم ریش سفید پیاده اس پدر پسرک را پیاده ساخت وخودش سواره ، بعد از چند لحظه بازهم تنی چند با ایشان مقابل افتید ایشان به پدر صدا کردند که برادر چه ظالم هستی طفلک پیاده روان است کلان ادم سوار هستی پدر هم پیاده شد هردو پیاده روان شدند که یکتن دیگر با انها در افتاد او برادر خر در پیش تان هردوی تان پیاده روان هستید پسر به پدر گفت بیا که هردوی ما سوار شویم پدر به پسر گفت که بچیم حالا اگر هردوی ما سوار شویم خو بیخی ملامت میشیم اونه خو دیدی که مردم همو رقم اس که ده هیچ سرش راضی نیستن.

امیداوارم اگاهان این اتحاد تدابیر نیک وسنجیده را با درایت وهوشیاری عملی نمایند تا رضایتمندی ملت فراهم گردد . پیروز باد خدمت به انسان.

م ی هادی

در مورد جبهه ملي مواضع سازمانهاي رفقاي ما در قبال ان ونظریات انفرادي و وحدت رفقاي ما

در مورد جبهه ملي مواضع سازمانهاي رفقاي ما در قبال ان ونظریات انفرادي و وحدت رفقاي ما

 

از زمان اعلام جبهه ملی تا امروز به نسبت اشتراک سابقه داران ح د خ ا در جبهه حضور یافته انتظارات زیادی وجود داشت و دارد که سازمانهای رفیق در قبال ان مواضع شانرا روشن بسازند در حالیکه مواضع رسمی سازمانهای رفیق تا هنوز از طرف خود سازمانها اعلام نگردیده و روشن نشده است نظریات تائیدی و تردیدی با جمع بندی ها و یک سلسله ملحوظات از جانب فعالین حزب دیروز اعضا وهوا داران سازمانهای بوجود امده از حزب دیروز به شکل انفرادی ابراز گردیده که در میان این اظهار نظر ها جامع ترین تحلیل راتا کنون ازمیان وابستگان حزب دیروز رفیق گرامی جلیل پر شور بیان نموده اند که در راستای وحدت خواهی سازمانهای رفیق الهامی است ثمر بخش واقدامی است بسیار شفاف که ابهامات واوهام منفی در مورد اشتراک رفقای مابه جبهه ملی را بر طرف نموده وبا قضاوت عینی روحیه وحدت طلبی را میان رفقا تقویت مینماید لذا نه در برخورد کلیشه ای بلکه در وسعت یک ارزوی بزرگ به اساس وابستگی ارمانی به عنوان موافقت دیدگاه های رفیق گرامی پر شور از نظر خوددر یک بیان دگر انرا تکرار مینمایم.

اهداف حزبیت ما چه است؟

وقتی در مورد کشور ماو مردم ما فکر میکنم همان زیبائی های که در ذهن من اباد است احساس میکنم با زیبائی تمام در روان وسرشت تن تن از رفقای ما به روشنی کامل وجود دارد، لذا حق تفکر در مورد قضایای زادگاه مان را ازموضع حزبیت برخو یشتن محفوظ میدانیم .

وطندوستی، مردم دوستی ،عدالت خواهی، ترقی خواهی ،ازادی، دیموکراسی، در تفکر حزبیت ما معنی ومفهوم مقدس دار د ما بر مبنی ارمانهای بزرگ ، شریفانه وانسانی متعهد به تطبیق ایده آ ل خود در چوکات یک تشکل سیاسی شدیم وهمدیگر خود را رفیق گفتیم .

در این قافله ارمان سالاری همرزمان وهمسنگرانی داشتیم که زیبائی های یک زندگی را برای همنوع خود ودر نخستین قدم برای انانیکه در یک سرزمین با اوشان هم هویت بودند در تفکر خود نقش کرده بودند هزاران افسوس که دیگر جسما در کنار ما نیستند در حالیکه انان در قلب هر انسان با احساس و با نیات شریفانه جا یگاه دارند کمبود انان را در عزم ورزم ارمان سالاری همرزمان خانواده سیاسی ما احساس میکنیم ومیدانیم بازمانده گان ان یاران وعزیزان این کمبود را بیشتر از هر یک ما در زندگی خود شدیدا احساس میکنند قدسیت روح انان ازما میخواهد بخاطر تحقق ان ارزو ها یکدیگر خود را جستجو نمایم و با همان اخلاص همدیگر خود را رفیق بگویم .

وجه رفاقت ما چه است؟

وجوه رفاقت ما هم اندیشی است . سخنان رفقای ما همیشه در جهت دعوت به همسوئی به نسبتی توجیح پذیر است که اعضای ح د خ ا بنا به ملحوظات شرایط پراگنده شده اند و نظر به مسوولیت تاریخی ووجدانی در تسلل مبارزه تعهد شده به رفقای خود اطمینان نموده اند ودر سازمانهای رفقای خود مبارزه سیاسی خود را تنظیم نموده اند که متا سفانه در میان هم طرف سو نیات هم قرار گرفته اند .

اما اگر بخواهیم میتوانیم از این بحران در نتیجه تلاش های رفیقانه بیرون بیایم و از همه موانع عبور نمایم.

با این حال همه میدانیم از چند سال است که در پروسه وحدت خواهی جمعیت بزرگ رفقا فعال اند نمیتوانم بگویم که هیچ موفقیتی نصیب ما نشده ا ست ما به راه های تقرب نمودیم که به وحدت منتهی میشود رفقای شریف و عزیز با این خواست وضرورت، صادقانه همراهی نمودند توان انان جبهه مخالفین وحدت را تضعیف نمود ورویا روئی در یک فضای سکوت جا عوض کرد ولی در عین حال انکار نمی کنیم که مشکلاتی بر سر راه ما باقی نمانده است و برای انکه به ان فایق ایم باید انرا برشماریم. وبا برجسته ساختن ان بار دگر تلاش های خود را هریک ما برای تامین وحدت از سربگیریم یقین داریم که در مسیر این خواست هیچکدام ما متضرر نمیشویم.

دریافت های ماچه است؟

دریافت ما این است معضل تشکیلاتی مانعی عمده اولی واساسی است که هیچ کس هیچ کس را نمی پزیرد وهیچ کس نمیتواند بر هیچ کس خودرا قابل پزیرش بسازد متاسفانه در این وضیعت سر بر اورده گان قدرت های غیب قصیده اختلافات را با طلسم مکاره گی چنان می سرایند که ما از کار برد نام خود در قطار مخا لفین همسنگران دیروز احساس افتخار میکنیم.

واقیعت این است که ما همه به ا ساس پیوستگی های ارمانی گذشته حضور سیاسی داریم ودر عین حال تا انجا که همه رفقا میدانند با وجود چند دسته گی های تشکیلاتی همه تحت شعاع چند دیدگاه معین قرار داریم

به نسبت بیزاری واعتراض از دسته بندی ها در یک جمع بندی عمومی این دیدگاه هارا به بیان کشیده

پیرامون ان اظهار نظر مینمایم .

نیازمندی ما از تحلیل تیوری چه است؟

تعدادی رفقا ی که برای خود مشروعیت مقید قایل هستند. در باره انان اعتقاد این است که اثر بخشی انان در شرایط امروز کاملا محدود است انان باید موافقت نمایند که عضو بدن اند نه تمام اندام. لذا برای انکه نسخه های تجویزی شان را اثر بخش بسازند با یک پیوند سالم میتوانند اندام را تکمیل نمایند

 وقتی از رفاه زحمتکشان وتامین زندگی ستمکشان تامین عدالت و حقوق اجتماعی سخن میگوییم پس چنان قدم عملی بر داریم که پاسخ اشتراک عمل دگران باشیم. ودر این قدم چرا نتوانیم با رهروان صادق با عزم سرزمین خود همسوئی نماییم .

ساحه مبارزه کجا است ؟

بیشترین مشکلات میان رفقای است که از زادگاه ما دورند

همه موافقت خواهیم داشت که با شوق ورضا ورغبت در ای جوامع نیامده ایم لذا ارایه نظریات ما در زیر چتر حاکم در زندگی ما تصویری از یک تفاوت است که باید سایه انرا از سر زندگی برداریم واینکار با استعمال واژه ها میسر نمیشود.

بسیارتصور ساده خواهد بود که اگر بگویم یا فکر کنیم خارج از دید مخالفین اندیشه قرار داریم اینطور نیست اعمال ما قناعت پذیری مترصدین ما را فراهم کرده است انان میدانند کسانی که خود را نمیتوانند نجات بدهند جامعه را نیز نمیتوانند نجات بدهند.

ببینیم جریان زندگی در این جوامع عملا ما را در کدام بده وبستان اقتصادی برای تنظیم زندگی مشغول نموده ا ست ؟

حتما این احساس به ما دست داده است در جامعه ایکه زندگی دا ر یم عملا در خدمت سرمایه قرار داریم؟ وحتی اگر جیره خواری در این حاکمیت ها غنیمت بشمار اید شکستن غرور انسانی نوعی تقویت روح سرمایه است.

اینکه چه بی الایش قوانین سرمایه را رعایت مینمایم و در بهره کشی با کار ومزد نا متوازن چه متواضع ومتین به سیستم ناموافق خود خدمت مینمایم سوال جواب یافته است اما در پهلوی ان عملا در کدام بده وبستان اقتصادی ضروریات زندگی خودرا تنظیم مینمایم گفتار وکردار مارا به میزان میگذارد.

اعتبارات بانکی افتخار داشتن ویزه ها کریدت ها وانواع معاملات اعتباری نه از اعتبار اندیشه ضد ستم، بهره کشی و عدالت خواهی است که بر عکس از رساندن مفاد به سیستم سرمایه است ، که یقینا کسی از داشتن وگرفتن ان انکار نکرده است و نخواهند کرد وبا صد از این تقدیم خدمات مستقیم وغیر مستقیم خدمت بی شایبه دیگر کشتن روحیه وحدت خواهی رفقای که در مبارزه داد خواهانه صادقانه در یک سنگر با قدم وقلم قرار داشتند وشامل یک سرنوشت میباشند این است که:

با تعصب تشکیلاتی و روحیه رفاقت های شخصی ومحفلی به احزاب سازمانها وشخصیت های شایسته عتاب وخطاب میکنیم و این در حالی باشد که خود در انتظار شرایط نشسته باشیم و بر دیگران خرده بگیر یم واگر اقدامات مشابه از خود ما انجام شود به همه توصیه پزیرفتنی دار یم.

قبل از انکه با طرز بیانات دگم دست وپای مبارزین را درتصورات نادرست بسته نمایم .

 بیایید اراده کنیم که:

نخواهیم لشکر عظیم مبارزه را با ایجاد این فضا به دلسردی بکشانیم این وطندوستی ومردم دوستی نیست که هیچ روحیه تفاهم پزیرفتنی نباشد.

حزبی ها اطمینان دارند که رفقای هم اندیش طرف وحدت خواهی انان به هیچ وجه دشمن عقیده ای انان نمیشوند، وهیچوقت هم سد مبارزه سیاسی انان نخواهند شد نه اکنون با چشم دشمنی به جریانات وسازمان های همسو میبینند و نه در دست یابی به قدرت انان را به زندان ها خو اهند انداخت .

شعار وخواست وحدت از تناسب ارزو ها وروحیه متقابل وحدت خواهی ، واز شناخت بسیار دقیق عملکرد شخصیت های رفیق در گذشته و حال ناشی شده است .

لذا با این ظن که کارگر چرا پرولتر گفته نشد رفیق ارمان خودرانباید فورا دشمن طبقاتی قلمداد کنیم وبر گلوی رفیق خود پا بگذاریم با این وضیعت نمیتوانیم اعتماد زحمت کشان و مردم کشور را کمائی نمایم.

راه مبارزه تنها پر کردن خندق میان اندیشه زحمتکشان وسرمایه داران ازخون زحمتکشان نیست .

چگونه فاصله های زمان برای پایان ستم کوتاه ساخته شود وقت باید مورد استفاده قرار گیرد.

وقتی هدف ما تامین رفاه مردم وبه ویژه زحمتکشان وستم دیدگان است نمیتوانیم بخاطر بهره برداری سیاسی ناظر ستم بالای انان باقی بمانیم .

وظیفه حزب سیاسی ان نیست که انتظار باشد تا کارد با استخوان برسد حزب سیاسی وظیفه دارد با تحلیل واقعبینانه از اوضاع حضور خود را در هر شرایط بخاطر ا ثر گذاری در تصمیم گیری ها تامین نماید.

 ما باید در فعالیت های سیاسی مسوولیت پذیر باشیم سایت های انتر نیتی هفته نامه ها وماهنامه را به منظور اعلام مسوولیت پذیری در برابر مردم وطن وارمان بوجود اورده ایم و لذادر پناه عنوانی که مامسوول نظریات نیستیم نباید نظریا ت مضر را اشاعه بدهیم باید بدانیم در وضعیت انکار از هماهنگی مشهود سوء اعتماد را دقیقا خلق مینمایم شفافیت ان است که یا هماهنگی خود را با صراحت وعلنیت اعلام بداریم و یا از اشاعه چنین نظریات در امکان نشرات خود جلوگیری نماییم .

استخراجات ناکار امد کدام اند؟

افراط گرائی در هردو جهت دو بار خونبها گرفته است در دو دوره انان که نتوانستند سیاست نادرست وحکم شده را طرف قبول و قناعت نیرو های تطبیقی ان در زمان ومکانش قرار بدهند در برابر پرسش ها در جایگاه دشمنان مردم تصامیمی را اعمال نمودند که دشمنان مردم و وطن در حق حزبی ها روا داشتند.

زندان ترور تعقیب تحقیر تهدید بیکار کردن در حق حزبی ها جایز دید ه شد.

جواسیس نفوذ داده شده ای که اعمال شان بنیاد ودست اویزی برای فریب واغوا مردم ما شد در ایینه تاریخ چهره های تمام نما دارند ازدشمنان مردم و وطن گله مندی نداریم واما انانیرا که در قطار دوستان ایستاده بودند نیز میخواهیم واقف بسازیم که:

هر کس میداند طراح یک مساله سیاسی بهتر از هر کس دیگر به ابعاد و جهت های عملی ان واقف میباشد سیاست های که جهات عملی ان برای طراح ان نامکشوف باشد هدایت تطبیقی را به اساس کدام معیار میتواند دریافت نماید چطور ممکن است دیگران بتوانند از ان تفسیر درست و مثبت نمایند انان در برابر خواست های مشروع تصامیمی را اعمال نمودند که توقوع برده نمیشد

اکنون اگر قبول کنیم یا نکنیم نتائیج معلوم است لذا با به بدست امدن نتایج نیازی به ان ابجد خوانی وجود ندارد که اعتماد واخلاص هزاران عضو حزب دست خوش شیوه های نا مطلوب خود بر حق شمردن گردد.

پیروزمند ترین ادم ها با قناعت ترین ادم ها اند

انا نیکه با عملکرد های ناشیانه بر پیکر همان حزب میکوبند و میخواهند خود رابرحق تعریف کنند

انان خود در جمع نیرو های قانون گذار و یااجرا یه و یا هم قضایه حاکمیت وقت حزب بودند که سپاهیان سربکف از امر ونهی انان بخاطر ارمان سرپیچی نمیکردند لذابخیر همه است که در پای سیاست های ناکام پایان بنویسیم.

 این مردم ا ند، وطن است ، ما هستیم که هم از دید میکانیکی اندیشه و هم از انحراف اندیشه متضرر شده ایم

لذا نگذاریم دیگر فضای اعتمادغبار نا باوری بردارد .

باور ما صادق است.

بر بنیاد واقیعت ها باور ما این است وانانیکه ازسکوی حقیقت به حوادث نظر دارند با ما موافقت دارند که اگر درجوسلطه جوئی کشور های سرمایه جنگ دفاعی بر ما تحمیل نمیشد باغ زیبائی ارزوهای مردم را با نیروی خود مردم اباد میکردیم. اکنون دگر روشن است که این جهان سرمایه بود که از بارور شدن ان باغ ارزو ها با امکان فساد مادی ممانعت کرد وانا ن باید چنین میکردند ماهیت سرمایه همین است که برای تامین سلطه خود به هرچیز ممکن متوصل شود ظلم ستم نابرابری حق تلفی تحقیر توهین تعصب بد بینی نفاق تبعیض چور چپاول تجاوز جنگ کشتار ترور فقر غربت فساد اخلاقی وتمام پدیده های منفی ومضر در جامعه از نقش سیستم سرمایه مایه دارد یعنی تا که گنده گی است میکروب است .

اکنون که از لغزیدن در خندق گندیده سرمایه خود را حفظ نموده ایم شیوه مقاو مت پایداری استواری خود را در تناسب صورت تغیر عملیات سرمایه باید تنظیم نماییم.

در صورت که بر مشکلات خود فایق بیاییم نیروی ما از لحاظ کمیت وکیفیت در مقیاس و توانمندی حل معضلات سیاسی کشور دقیقا قرار دارد لذا صفوف وکادر هابا ید وظیفه بگیرند به حیث وطنپرستان ومردم دوستان و به مثابه چشم وگوش سازمانها وعضو رابط با جامعه مسوولیت خودرا با حسن رفاقت وحزبیت در داخل سازمانهای شان به منظور وحدت تشکیلاتی سازمانهای رفیق بسر رسانند.

بدین منظور به تمام رفقا پیشنهاد میگردد بحث هماهنگ سازی را در تمام سایت های سازمانهای رسمی وغیر رسمی رفقا وتمام سایت های رفقا که مرکز تبادل نظر رفقا است اغاز وانجام دهند من این یاداشت را با الهام ازدیدگاه های مثبت در مورد همسوئی با اشتراک رفقای ما در جبهه ملی اخلاصمندانه وبا نیات بسیار صادق به منظور اشتراک نظر وعمل رفقا بخاطر وحدت رفقای ما طرف خوانش قرار میدهیم ما امید های فراوان داریم که به همه مشکلات غالب میشویم . پیروز باد وحدت رفقای ما. م ی هادي

در گذری که( ما) پیدا میشود همین است


در گذری که( ما) پیدا میشود همین است

در یک حزب سیاسی که گروپ هم فکران وهم اندیشان جمع شده اند برای شخصیت های سیاسی مسوول نیازی به داشتن گروپ کاری نیست همه اعضای ان سازمان همکاران وتیم کاری شخصیت مسوول اند تیم کاری در یک سازمان که مشمول همه اعضای ان است همکار صدور هدایات ثمر بخش میباشند.لذا به بحث گرفتن مسایل مطرح هیچگاهی نباید مبین اختلاف عقیده باشد در صورتی که اعضا با قبول یک تعریف مشخص عضویت سازمان را پذیرفته اند. درایت و صلاحیت شخصیت های مسوول در ان است تا جمع اورده های خود را با طرح اقنایی توحید نمایند. بیرون کشیدن یک طرح ناب در مسایل حاد که از صافی جر وبحث ها گذشته باشد دست اوردی است که کسی خودرا مغلوب وکسی خودرا غالب فکر نکند وباید بدانیم که چرا در باره مسایل بحث میکنیم و اگر نظریه ما دربست مورد قبول واقع نمیشود چون به همین منظور در بحث شرکت میورزیم که نظریه خود را به پختگی برسانیم نه انکه به دیگران حتما بقبولانیم سنگ بنای وحدت یک سازمان فراهم اوری قناعت و حصول قناعت اعضای ان در داخل سازمان است به همین دلیل وحدت نیرو ها ی مستحکم است که درمتن وبطن چنین یک تعریف به پیش میروند با این حرکت استوار است که اعتماد سایر نیرو ها جلب میگردد وما را در مسیر پروسه رشد منطقی سازمان هدایت میکند .
با این پیش پرداخت برای رساندن خود به مطلب مورد نظرم سازمان های ا ایجاد شده از بدنه حزب دیروز مارا مبدا ارایه نظر خود قرار میدهم که عمدتا وظایف اولیه شان جمع اوری نیرو های پراگنده حزب دیروز بود و است و انها داوطلبا ن مبارزه بودند وهستند ولی در شرایط دلزده گی وسر خورده گی های سیاسی این هم کار ساده وبسیط نبود ونیست و تا ایندم ایجاد این همه گروپ های جداگانه را با وجود که شکلی از پراگندگی تنظیم شده است بحیث دست اورد ها درمحاسبه قرارمیدهیم وانچه قابل مکث است این که همه خود را از یک سر چشمه میدانیم که در جوی های جداگانه جاری هستیم لذا سرباز گیری ازمیان این نیرو ها مطرح نیست زیرا این تعهد سپاه بودن را همه بسیار سالها قبل سپرده ایم همه انهایکه در فعالیت های سیاسی شرکت میکنند از رشد فکری بر خودار هستند بیشترین این نیروها در چوکات مبارزه سازمانی خودرا تنظیم نموده انداین بدان معنی است که اکثریت رفقای بزرگ در بین اعضای حزب دیروز اعتماد کامل دارند حالا که این سازمان ها در صلاحیت رهبری پیش کسوتان بوجود امده است با وجود همه ادعا ها نمیتوان توانمندی های ان ها راکه بتوانند اهداف وارمانهای مطروحه را بصورت قاطع تحقق بخشندکامل دانست ایجاد حزب نیرومند را اکثیریت قاطع رهبری و اعضای این سازمانها با درک عینی ازشرایط در حال وسنجش های اینده نگری مطرح میکنند که ما را در تطبیق ارمانهای ما در حال واینده موفق میسازد.
ولی افراط وتفریط درزمینه وحدت خواهی نتایج مطلوب را نیز در بر ندارد بخاطر وحدت دست درازکردن با جوانب نادارو ناخواست جز عقب زدن دست طعن ولعب دیگر نصیب ما نمیسازد واز جانب دیگر در میدان وسیع سیاست فقط خود را دیدن هم مطلوب نیست در این باره نظر شاید من این است که با یک تشخیص از مشخصات هویت شخصیت های عامل در گذشته و موضع گیری های سیاسی انها در حال وحدت را با ان معقولیت تامین کنیم که باری بحرانات سیاسی جهانی ومنطقوی دامنگیر ان شد مخالفین جدید را علیه ما سازمان و زایش ندهد واز جانبی ما در این پروسه نظریات وانعکاسات عامه مردم را در تحلیل داشته باشیم ایا لازم است با انهایکه مردم انهارا دشمن خود معرفی میکنند اعلام همسویی کنیم در حالیکه ما خود نیز بار ها با روش و سیاست های شان که علیه مصالح کشور ومردم بود مخالفت نموده ایم دیبلوماسی سیاسی را نباید جاگزین مبارزه درونی سازمان بسازیم خواست ها مطالبات وسوالات چیزی و تهمت بستن افتراو طرح های افتراق امیز چیز دیگری است که بی پاسخ نیز نخواهد بود لیکن با انهايكه از خود حسن نيت نشان بدهند واحساس درك همسوئي در عملكرد هاي شان شهادتي باشد از صداقت ودرك عيني شان در جوسیاسی پیچیده موجود لبیک گفتن وفراهم اوری زمینه های همسویی رسالت سازمان مدعی ازادی عدالت و ترقی میباشد که ما مدعیان عضویت داوطلبا نه در ان هستیم وبطور انفرادی مسوولیت داریم که در برخورد های انفرادی وشخصی همچنان پای بند به قاعده مبارزه سیاسی سازمان خود باشیم چون نظریات ما انگیزه سیاسی دارد و از تعهدات ما به یک تشکل سیاسی الهام میگیرد لذا در کار زار مبارزه که راه بی پایان است تصویر فرد منشی سو اعتمادنسبت به سازمان را پرورش میدهد اگر مصلحت این است که به جاده همسویی ها کنار امدن ها وحدت های سازمانی واتحاد های سیاسی میرویم اول باید از خود شروع کنیم از نظر من اول با ان رفقا که همین اکنون در یک تشکل قرار داریم عملکرد های ذیل را اختیار نمایم
پاسخ در برابر سوال های رفقای خود را حتک شان موقف و مقام خود محاسبه ننماییم وبا صراحت وصادقانه به ان بپردازیم.
خس پوشک های سیاسی در برابر رفقای که اگر با ایشان اختلاف صلیفه داریم حفر نکنیم .
در دفاع ازرفقا یکه در یک تعریف گنجانیده شده ایم در برابر تهمت زدن ها ی افراد وذهنیت های غرض الودشان قاطع باشیم.
مراودات ومناسبات ومراتب احترام ما با رهبری کادر ها وهمه اعضای حزب فقط حزبی باشد.
فضای باب سخن را با رفقای که اختلاف صلیقه داریم باز بگذاریم.
با رفیقا صراحت لهجه داشته باشیم.
ودر عملکرد های خود در خط مشترک مبارزه به تناسخ نگرایم .
اگر ما بتوانیم این شرایط وشرایط همگون دیگر رامساعد بسازیم سایت ها فا روم ها ونشرات بیشتررا میتوانیم در جهت تحقق ارمانهای ما استفاده ببریم واگر نتوانیم به شیوه های نا خواسته چیره شویم برای رفیق ستیزی ما یک اتاق مباحثه یک صفحه انترنیتی ویک نشریه کافی است که ریشه های خود را خود ما بدستان خود قطع کنیم من از رفقای که تا این لحظه مرا تحمل کرده اند کمک میخواهم تا اجازه بدهند پیشنهادم را در این خصوص یکبار دیگر از نام شان برای رفع سو تفاهمات تکرار نمایم و اما قبل از ان با تمام احساس باور دارم که حرف های اخیر رفیق عزیزپرشور نه متوجه من ونه متوجه رفیق عزیز پامیری بوده است این پیش امد محصول خط وبیان است که خوانده شدند من باور دارم ما که برای حل وفصل انبوه از مشکلات پیچیده در کشوردست واستین بالا داریم قادر به حل مشکل که درمسیر حرکت ما عمدا سبز میشوند نیز هستییم بسیاری رفقا در اروپا نیستند صبحگاهان وشامگاهان که تن از بهره کشی فارغ میدارند به دریچه های نشانی شده شما گوش میگذارند وگاهگاهی بجای بلبلان خوش صدا قاغ قاغ دلخراش به گوش ها میاید که با تشخیص میدانیم اواز بلبلان باغستان ما نیستند و ترکیب اواز های ظریف نمیتوانند باشند ودر اینحال همانند شما رفیق عزیز پامیری اخلاص رفیقانه ام همچنان دربرابر رفیق پر شورحفظ است وبا همان درک واحساس این پیشنها د از نام شما رفقا تکرار میگردد که گردانندگان فاروم نگاه از رفیق پرشور دعوت نمایند تا در ترکیب گرداننده گان فاروم نگاه شامل شوندومشترکا فعالیت فاروم نگاه را به پیش ببرند وبه رفیق پر شورپیشنهاد میگردد تا اظهار امادگی شان را اعلان نمایند رفقا ی ارزشمند ایا میتوانید این ارزو ی پاک رفقای خود را که بسیار اولیه وممکن است تحقق دهید وارزوی ناپاک دیگران را در گور های خود شان دفن کنید قسم است که شما میتوانید.به امید های هزار هر قدم شما را پیروز میخواهم.
م ی هادی

آرمان مصلحتی، مبارزه مصلحتی، رفاقت مصلحتی، مردم دوستی مصلحتی ووطندوستی

آرمان مصلحتی، مبارزه مصلحتی، رفاقت مصلحتی، مردم دوستی مصلحتی ووطندوستی مصلحتی اصول ما نیست بلکه در هر شرایط به ان وفا دار هستیم

( وضیعت)
جهان امروز ما جهان یک قطبی مصلحتی است انهایکه به این مصلحت تن در داده اند به خوبی در تقسیم منافع شریک هستند انها را هراس غلبه مردم ترس اتحاد ملت ها اگاهی وبیداری توده های زحمتکش در قیود این مصلحت قرار داد . ایجاد گروپ های تروریستی ودهشت افگنی اجنت گذاری ها برای اختلافات دینی مذهبی نزادی ملی قومی زبانی سمتی جنسی وبعدا سرکوب ان با لشکر کشی ها وصدور پالیسی ها و تحمیل خود بر گرده مردم به اساس مجبوریت ها ی خلق کرده در تمام دنیا در عملکرد های حلقات شرور کار برد وسیع اختیار نمود که در پیش چشم ماهمین اکنون نیز جریان دارد افزار پالیسی جنگ سرد در بطن جنگ گرم برای تحقق سیاست نظم نوین جهانی دقیقا چون گذشته مورد استفاده وسیع قرار دارد و بدون هیچ ممانعت بخوبی تمام اهداف جنگ سرد را که تهدید جهان بود نشانه زنی دارد و تسلط خود را تامین مینماید. ملت ها را بیچاره ساخته اند وسایل ساختاری در دست ملت ها را از اختیار مردم ربوده اند وبا تمام نیرو از هر جهت مذبوحانه تلاش دارند در پوشش ابادی تنی چند مردم را به اغفال کشانند. استبداد سیستم بهره کشی که همه عواطف انسانی را به شدت تضعیف مینماید تجربه ای است که با امکانات بسیار قوی پولی بکار گرفته شده است و با این خلاصه که کشور ما از جمله چند کشور دیگر در محراق عملیات این پالیسی قرار گرفته است در تنگا تنگ اوضاع سیاسی جاری در کشور عملکرد سازمان مترقی متعهد به ازادی دیموکراسی و عدالت اجتماعی که سازمانهای بوجود امده از ح د خ ا مدعی ادامه مبارزه برای تحقق این ارمانها هستند اول باید وحدت تمام نیروی های متعهد به این ارمان را بر بنیاد تشخیص از عملکرد های دیروز وامروز فارغ از هر نوع ذهنی گرائی های وقضاوت های غیر واقعی بر بنیاد احکام جامع تحلیل مشخص از وضع مشخص تامین نمایند

(
ما
)
تحلیل مشخص از وضع مشخص فعالیت تاکتیکی حزب را پیش میکشد اگر از یک جهت در مفهوم اینکه فضا برای عملکرد های ارمانی ما حقیقی نیست و باید تاکتیکی برخورد نمایم از جهت دیگر اسا س این امر ساختار کمی وکیفی سازمان در ان شرایط است یعنی به همه کاستی ها وکمبود ها ی خود غلبه نموده وبرای کار وفعالیت اینده خود زمینه وشرایط بسازد تحلیل از وضع مشخص نه سکوت است نه انتظار و نه پیش شرط مبارزه بلکه اصول بازنگری و ارزیابی را اول نسبت به خود سازمان متوجه میسازد تا از لحاظ تشکیلاتی به حیث یک سازمان متشکل متحد ویک پارچه زمینه را برای فعالیت های برناموی خود مساعد سازد خوشبختانه چیزی را که همه میگویم وحدت است وبا اواز بسیار بلند بیرق بدست ما روان هستیم ولی پل ها را هم از عقب خود انفجارد اده میرویم که کسی بما نرسد بعضا رفقای ما تدویر جلسه کنفرانس تدویر کنگره را برای وحدت مطرح میکنند که نهایتا به ان باید متوصل شویم اما اول باید پای رفتن را یاری بدهیم یعنی روحیه رفاقت را برای تبادل نظروتفاهم نظر مساعد بسازیم که نشود نتیجه ناخواسته ای بگیریم که جبرانش بسیار دشوار باشد لذا برای رفقا ی خود دلسردی را ببار نیاوریم وبی مورد برای تخریب شخصیت های ازمون شده واز کوره برامده خو د را مصرف ننمایم برای رفیق های خود ارزش قایل باشیم بهانه جوئیی نکنیم بنام ازادی بیان زمینه های کدورت وبد بینی را مساعدنسازیم از حضور رفقای ما برای ایجاد فضای تفاهم ومحبت وعواطف رفیقانه درمباحثات صمیمی استقبال کنیم رفاقت های مصلحتی را کنار بگذاریم عوامل وانگیزه های پراگندگی دوری بی اتفاقی وجدائیی رفقا را به بیان ومشوره نیک برطرف نماییم و سنت های رفاقت را با حضور قلب پاک ادا نمایم

(
تدابیر
)
پیگیری ما را خسته نمیسازد تا ان وقت وحدت را صدا میکشیم که انهایکه وحدت نمیخواهند از رفاقت دیروز هم به صراحت انکار نمایند به تکرار میگویم که امروز همه ما در این سازمانها بنام همان حزبیت و رفاقت دیروز جمع شده ایم لذ ا به پاس قدسیت ارواح هزاران شهید ما و به پاس صداقت و احساس هزاران رفیق معلول ما وبه پاس همراهی و وفاداری هزاران هم رزم ما در امر وحدت خواهی با شعاریکه عضویت در یک حزب بزرگ ونیرومند بسیار پر افتخار است تا رهبر یک چند تن کس بودن به پیش میرویم
.
و انهایراکه اگاهانه ویا نا اگاهانه با تخریب شخصیت های رفیق دیروز وامروز ما که در مبارزه گرم عمر جوانی اعضای بدن اعضای خانواده خود را از دست داده اند و هزاران از خود گذری وایثار را در راه ارمانهای ما انجام داده اند در پروسه وحدت رفقا برعکس عمل میکنند در این قصه تصویر میکنم

گویند چوپانی پاک دل که در دل کوه صحرا هر چیز را عینی وحقیقی میدید وسرشت او از این بینش انباشته شده بود روزی درگوشه ای مواظب ومترصد رمه خود بود که اتفاقا واعظی در جمع چند فضای طبیعت راگویا برای فضل بلیغ خود مساعد یافته ارضای نفس کرده و وعظ مینمود شبان متوجه میشود که واعظ با اشاره بسوی در یا به سامعین میگوید که اگر بسم الله الراحمن والرحیم بگوید از ان دریا بخوبی گذر میکنید چوپان که عمر وشب روز خود را در گذرگاه بیابان با مشکلا ت سپری میکرد وهرروز همین دریا برایش با خیزش ابهای موسومی مشکل می افرینید با شنیدن ان بسیار خوشنود شد وفکر کرد چه اسان پلی یافتم این کلمه را با اخلاص تمام برای حفظ تکرار نموده وبطرف دریا روان شد ودر کنار دریا با اخلاص وصفای دل انرا گفت وداخل دریا شد این مرد اخلاصمند بر بالای اب از شوقی که چه امکانی به او دست داده چندین مراتبه انسو واینسو گذشت که ناگهان چشم واعظ به او افتاد دید که مردی بر روی اب درگشت است مقتدیان را ر ها کرد ودوان بطرف او رفت از دست او محکم گرفت وتقاضا کرد که تو پیر وپیشوای ماهستی برایم دوعا بده که از کرامات تو بهره گیرم مرد چوپان با همان پاک دلی گفت چیزی نیست فقط بگو بسم الله الرحمن الرحیم از این دریا تیر میشوی واعظ که احتیاجی به حفظ ان بیان نداشت وهمیشه این کلمه به تظاهر ورد زبانش بود قبول کرد و به طرف دریا رفت جوش خروش دریا باور وایمان اورا به انجام عملی که خود همیشه بر دیگران توصیه مینمود از بین برده بود چندین بار به نزدیک دریا امد اما جرات نکرد که داخل اب شود وبا چند دلی که داشت پایش لغزید به دریا افتاد او را اب با خود برد چوپان با ایمان که از زبان خودش وردش را فرا گرفته بود میرود واو را ازغرق شدن نجات میدهد
.
(
ودر نتیجه گیری از عمل واعظ
)
که دل وزبان همگون ویک رنگ نداشت به تجربه خواهیم دید انهای که گذشته و حال روشن ندارند همچنان اینده تاریک دارند وعاقبت خود را غرق خواهند ساخت . ودر عین حال مطمین هستیم سپاهیان بی شمار حزب دیروز ما که در تشکیلات سازمانهای جداگانه رفقای ما مبارزه سیاسی خودرا تنظیم نموده اند با همان ایمان به ارمان وبا همان باور به رفاقت با روح بزرگ مردم دوستی وقلب سرشار از وطندوستی وحدت سازمانهای رفیق ما را تحقق می بخشند
.

زنده باد نا خدای کشتی سرنوشت ما ومردم ما حزب واحد رفقای ما

م ی هادی

ما خود را در قضاوت فردا چگونه بسپاریم ؟

ما خود را در قضاوت فردا چگونه بسپاریم ؟
در عقب سیاست های ناکام چهره های ناکام قرار دارد عوامل ناکامی ها از یک جهت که درمتن و محتوا گنجانیده میباشد از جانب دیگر در پروسه تطبیق ان نیز بروز میکند از همین جاست که در پروسه عملکرد ها نقش شخصیت و رهبریت مطرح است لذا ناکامی در سیاست ناکامی شخصیت در محاسبه قرار دارد از همین رو مردم ماعمل ناکام را در وجود شخصیت ناکام در موارد معین در مصراع مشهور (ازموده را باز ازمودن خطاست) به متل زمانه ها تبدیل نموده اند . در یکی ازنوشته های رفقا خواندیم که بعد از چهل دو سال ما در کجا قرار داریم؟ پاسخ به ان در سطح یک سوال با اهمیت انتقال تجربه است که عمل پیش روان وبزرگان ما را وهمه مارا که ادعا داریم امتداد مبارزه دادخواهانه دیروز هستیم ارزیابی میکند که ایا حقیقتا ما ادامه همان ایم که بودیم ؟ انچه مربوط به ترتیب پروگرام اهداف ومرام است یقینا در صلاحیت چند تن شخصیت مدبر وصائیب میتواند تنظیم وتدوین گردد اما چگونه با کدام تفسیر مورد اعتماد وباورقرار گیرد وچگونه نیرو ها ی مبارزه خود را در ان ببینند وایده ویا نظر خود را در ان پیدا کنند مربوط به نقش پیش قراولان وپیش روان خط وراه میباشدکه چگونه میتوانند این نیروها را جلب وبسیج نمایند . درمراحل معین گذشته چهل ودو سال نقش شخصیت در فعالیت حزب سیاسی ما روشن میباشد وحدت خانواده بزرگ سیاسی که نه تنها با سلیقه های متفاوت حتی با بینش های متفاوت حفظ شده بود دقیقا از نقش شخصیت تاثیر پذیر بود معلوم است که نقش شخصیت در وجوه چهره واندام وسلیقه های شخصی سن وسال قومیت سمت زبان نزاد تبارز نمیکند بلکه نقش شخصیت در بینش درایت و تدبیر اعتقاد و باور به ارمان واهداف که حتی بنا به عوامل بیرونی عملی نشده است هویت پیدا میکند

چرا نگویم که تعداد ما در چهل دو سال درسی را که باید میاموختیم نیاموختیم تنها همین را یاد گرفتیم که اشتیاهات بسیار کوچک ناشی از کاروعمل را بسیار بزرگ بسازیم و تحت تاثیر تصورات خود بر حزب وارمانها ورهبری انتقاد نمایم اگر پرسیده شود چرا دیروز به حیث شخص متعهد وهدفمند در برابر انچه امروز یک سره تکفیر میگردد حرفی وگپی ونظری و انتقادی وجود نداشت باز این گناه به گردن مرکزیت رهبری انداخته میشود که این مرکزیت دست ودهان همه را بسته کرده بود اگر پرسیده شود هراس ازچه بود که به ان مرکزیت ( گویا تحکم ان ) طرح های خود را موا جه نکردند چه جواب وجود دارد؟ چون اگر واقعا سپاه ارمان بودیم مرگ را بخاطر ارمان قبول کرده بودیم سوالی که باقی میماند سوال موقف ومقام بود بخاطر داریم همین حزبی ها بخاطر اصول وتعهدات شان( قبل از حاکمیت موضیع گیری های دیگر است) در دو مرحله از حاکمیت از کار ها برکنار شدند به تبعید گاه ها رفتند به زندانها رفتند به کشتار گاه ها رفتند ترور در مورد شان تطبیق شد به جبهات تحت پلانهای سقوط وتسلیمی سوق شدند نان خودو خانم ا ولاد های شان وفامیل های شان گرفته شد اما از اراده وتعهد خود نگشتند انانیکه امروز با انان دشمنی میکنند یا اعمال دشمنان مردم وکشور ما اند ویا اب نان خواران و اجیر شده انان اند
.
باید گفته شود امروزکه در میدان رقابت های سیاسی هر کدام فرق خود را حمایه میکنیم نقش شخصیت ضعیف است دشمنان مردم ما و کشور ما در این باره موفق هستند که با دستان خود ما بروی ما سیلی بزنند با زبان وقلم خود ما بر علیه خود ما تهمت و افترا کنند و ما فکر کنیم که کار شریفانه انجام داده ایم چه هدف داریم به نظر من فقط مطرح کردن خود ما است و دیگر هیچ
.
ما در نظام دیموکراتیک محافظ قانون در تطبیق مرام ان سپاه ودر داخل حزب عضو متعهد به اصول اساسی ومرامی ان بودیم امروز احزاب وگروپ های جداگانه که تنها در سایه ان حزب میتوانند حرکت کنند که دارند انان( به استثنائی ن ف د ت ا وح م م ا ) یک سر گردن از ان حزب دیروزخود را بلند میگیرند علا وه به ان

یکتعداد از تحصیل کرده گان که به برکت ان حزب جانفشانی وایثار هزران عضو حزب در سنگر ودفتر و خون هزاران شهید وطن ومعلولیت هزاران هم سنگر صاحب زبان وقلم شده اند به فضل فروشی مصروف اند انان بدور همدیگر خود جمع شده اند دیگران را مورد سرزنش قرار میدهند و با نوشته های بلند بالا در حقیقت بازی با کلمات وافزود یک اتش دیگر سه اتشه صفحات انترنیتی را بند انداخته اند عجب است اگر ما زبان اشنای همدیگر را ندانیم وتوقوع داشته باشیم که جامعه زبان ما را بداند انان با وجود تائید این گروپ وان گروپ حتی عضویت رسمی خود را در ان گروپ ها نپزیرفته اند ان گروپ ها نیز به خاطریکه اعتراض انان را بر علیه دیگران انعکاس دهند همه تعرضات انان را با کمال میل به نشر میرسانند به این ترتیب انان با شعار وحدت معامله دگر گونه دارند انان میگویند یگانه راه نجات همین است که ما میرویم و با این حال هم برای انکه گویا به مخالفین خود ترسک پیش کنند گاه گاهی هم با مخا لف ترین های خود کنار میایند ونمایشی از اقدامات وحدت را به تصویر میکشند وحدت بیچاره هم به اصطلاح عامه بسیار پشت پهلو شده است یک قصه را بیان میکنم که کشش های وحدت وهمراهی وجاذبه در ان قابل توجیح است
.
(
گویند در محله ائی ملائی بود که اواز ناخوش ایند داشت درهنگام نماز و وقت اذان کلمات مقدس در اواز بی اهنگ ونا خوش او گوش شنونده را اذیت میکرد مردم جمع شدند وتصمییم گرفتند قطعه زمینی وسایل بزر وزرع را خریداری نمایند وبه ملا صاحب تحفه بدهند تا او کار ملائی را رها کند و با ان میتواند روز وروزگار خود را پیش ببرد همه موافقت کردند ورفتند نزد ملا صاحب وعریضه خود را پیش کردند ملا صاحب که جز عادت ملائی به زحمت ورحمت دیگر اشنا نبود به این در خواست با این دلیل که من ملا هستم ودین در س میدهم وچرا پیش نمازی خود را عوض کنم تن نداد وپلان مردم تطبیق نشد اما ازاینکه مردم در نهایت به تنگ امده بودند در پی چاره جوئی دیگر شدند تا اینکه دریافتند که برای ملا صاحب پیشنهاد حج را نمایند اگر موقتا هم است این فضا را تغیر بدهند به این منظور مقدار پول مصارف از طرف مردم تهیه شد و پیشنهاد مرد م به ملا صاحب پیش شد وملا صاحب از اینکه در پهلوی ملائی اکنون حاجی هم میشود به این فیصله گردن نهاد روانه حج شد در جریان راه وسفر وقت نماز شد کاروان توقف نمود وملا صاحب طبق عادت یک بلندی را پیدا کرد واذان گفت مردم متدین از ناگزیری در عقب او نماز خواندند بعد از نماز شخصی با مقداری از تحایف از قبیل خوراکه وپوشاکه از قریه نزدیک حاضر شد وپرسان کرد که همین اذان را که داد همه شهادتا ملا صاحب را نشان دادند وشخص موصوف تحایف را در مقابل او گذاشت وگفت که اینها همه به شما تحفه وبخشش است مقتدیان حاضر ومسافرین همه اعتراض کردند که اخر ما هم مسافر هستیم چرا در حق ما این روا داری را ندارید شخص حاضر گفت حقیقت این است که این ملا صاحب برای من خدمت نموده است مردم پرسیدند چطور ؟ شخص گفت دختری داشتم که از حیث دین عاشق محمد بود وتمام شب وروز دیوانه وار از همه امور زندگی خود را محروم کرده بود ومیگفت من پیش محمد میروم امروز که اواز این ملا صاحب را شنید پرسید این کی است که نام محمد را میگیرد من گفتم که این هم از پیروان وراهروان است دخترم دفعتا حالت اش تغیر کرد وبرایم من گفت که اگر محمد این پیروان را دارد من دیگر دیوانگی رفتن نزد محمد را نخواهم کرد
)
از این قصه چنین انتباه میگیریم که با اواز های غرض الود دعوت های مغرضانه وخود خواهانه راه بیرون رفت وگذر مارا به اینده میسرنمیشود

با گله از یک تعداد رفقای دیگر در اینجا یاد میکنم که با وجود انکه عضویت خود را در هیچ یکی از سازمانها نپزیرفته اند اما در باره وحدت سازمانها فعال اند گله ما این است که انها با انکه میدانند دو سازمان رفقا( ن ف د ت ا) و(ح م م ا ) که اشتراکات وسیع دارند و بخاطر وحدت سازمانها اقدامات عملی نمود ه اند وکار های را هم انجام داده اند انان سهم خو درا ادا نکردند این رفقا در موارد بسیار مشکل دیگر خود را مصروف ساختند ظهور انان بسیار با اطمینان بود و لی حضور موسمی انان در باره مسایل مهم زندگی ارمانی ما وازدور در مسایل نظر انداختن شان گله مندی های ما را میسازد باور نداریم که مسایل را تعقیب نمی نمایند اما منتظر کدام فرصت ها میباشند ؟ ما در باره وحدت رفقا نه به اساس فرصت ها بلکه به اساس ضرورت ها عمل کنیم ایا وحدت سازمانهای رفیق یک ضرورت است ؟ تا حال این ضرورت را هیچ کسی رد نکرده است واساسا در هر شرایط وحدت یک امر ضروری است در این میان سوال همیشه را نیز برای انها راجع میسازیم

چرا نمیتوانند در سازمانهای ایجاد شده عضویت خود را بپذیرند ؟ این خلای است که میتواند سوال های متعددی را بروز دهد ما نمی گویم که انانیکه ایمان اراده باور واعتقاد اگاهی فصاحت بلاغت دانش های مسلکی دارند حق ندارند در موقف های بالا مسوولیت های بزرگ نداشته باشند و انانیکه این صفات را در خود دارند چطور نتوانند در داخل سازمان این صلاحیت ها را بخود کمائی نمایند لذا دیگر مسله باقی نمیماند و به همین ترتیب سوال دیگر در مورد وحدت سازمانهای رفیق است چرا نمیتوانیم وحدت

سازمانهای رفیق را تامین نمایم ؟ ایا مسله رهبریت رفقا زیر سوال میرود؟ و اگر میرود ایا در رفع این سوال باز هم رفیق ما نقش دارد ؟ که دارد پس تشویش چه است ؟ همه میدانیم انانیکه درایت و معیار های رهبریت را دارند در هر مرحله ودر هر جمع این مسوولیت متوجه انان خواهد بود ما به این سپاهیان بی شمار در سازمانهای خود که هر روز کمیت وکیفیت انان را انعکاس میدهم اعتماد وباور داریم که انان میتوانند به رهبریت سالم رای بدهند ما همیشه شاهد ان بودیم که راه بر گزیده انتخابات است دقیقا اصول مبارزه بیرونی ما همین است اما درمیان خود بیاید این انتخاب را در یک اساس دیگر انجام دهیم که کدام یک از رفقای رهبری ورفقای سر شناس حاضر اند به نفع رفیق دیگر از صلاحیت بگذرند ؟

وهمچنان با استفاده از حقی که چه در گذشته در داخل سازمان بزرگ ما وچه در حال در مناسبت رفاقت وهم ارمانی بما داده شده است همین گونه از همه رفقا ی سر شناس میخواهیم که بگونه صفوف در مسله وحدت رفقا داخل جر وبحث شوند خواهش ما این است که در این بحث ها نه از ان سوئی دیوارها بلکه با حضور در نشستگاه رفقا ما راافتخار رفاقت و همراهی ببخشند ما اطمینان داریم موقف ومقام شما نزد همه رفقا محفوظ است

تنها با هماهنگی است که انتخاب تاریخی و مسوولیت تاریخی ووجدانی خودرا انجام داده میتوانیم
.
پیروز باد وحدت رفقای ما

م ی هادی

وحدت سازمانهاي رفیق دستخوش کدام ابهامات واوهام است ؟

وحدت سازمانهاي رفیق دستخوش کدام ابهامات واوهام است ؟

 

وقتی در مورد کشور ماو مردم ما فکر میکنم همان زیبائی های که در ذهن من اباد است احساس میکنم با زیبائی تمام در روان وسرشت تن تن از رفقای ما به روشنی وجود دارد، لذا حق تفکر در مورد قضایای زادگاه مان را ازموضع حزبیت برخو یشتن محفوظ میدانیم .

وطندوستی، مردم دوستی ،عدالت خواهی، ترقی خواهی ،ازادی، دیموکراسی، در تفکر حزبیت ما معنی ومفهوم مقدس دار د ما بر مبنی ارمانهای بزرگ ، شریفانه وانسانی متعهد به تطبیق ایده آ ل خود در چوکات یک تشکل سیاسی شدیم وهمدیگر خود را رفیق گفتیم .

در این قافله ارمان سالاری همرزمان وهمسنگرانی داشتیم که زیبائی های یک زندگی را برای همنوع خود ودر نخستین قدم برای انانیکه در یک سرزمین با اوشان هم هویت بودند در تفکر خود نقش کرده بودند هزاران افسوس که دیگر جسما در کنار ما نیستند در حالیکه انان در قلب هر انسان با احساس و با نیات شریفانه جا یگاه دارند کمبود انان را در عزم ورزم ارمان سالاری همرزمان خانواده سیاسی ما احساس میکنیم ومیدانیم بازمانده گان ان یاران وعزیزان این کمبود را بیشتر از هر یک ما شدیدا احساس میکنند قدسیت روح انان ازما میخواهد بخاطر تحقق ان ارزو ها یکدیگر خود را جستجو نمایم و با همان اخلاص همدیگر خود را رفیق بگویم .

 چرا چنین توجیهات در سخنان رفقای ما همیشه مطرح است

به نسبت اینکه اعضای ح د خ ا که بنا به ملحوظات شرایط پراگنده شده اند و نظر به مسوولیت تاریخی ووجدانی در تسلل مبارزه تعهد شده به رفقای خود اطمینان نموده اند ودر سازمانهای رفقای خود مبارزه سیاسی خود را تنظیم نموده اند که متا سفانه در میان هم طرف سو نیات هم قرار گرفته اند .

اما اگر بخواهیم میتوانیم از این بحران در نتیجه تلاش های رفیقانه بیرون بیایم و از همه موانع عبور نمایم.

با این حال همه میدانیم از چند سال است که در پروسه وحدت خواهی جمعیت بزرگ رفقا فعال اند نمیتوانم بگویم که موفقیت نصیب نشده ایم ما به راه های تقرب نمودیم که به وحدت منتهی میشود رفقای شریف و عزیز با این خواست وضرورت، صادقانه همراهی نمودند توان انان جبهه مخالفین وحدت را تضعیف نمود ورویا روئی در یک فضای سکوت جا عوض کرد ولی در عین حال انکار نمی کنیم که مشکلاتی بر سر راه ما باقی نمانده است و برای انکه به ان فایق ایم باید انرا برشماریم. وبا برجسته ساختن ان بار دگر تلاش های خود را هریک ما برای تامین وحدت از سربگیریم یقین داریم که در مسیر این خواست هیچکدام ما متضرر نمیشویم.

دریافت ما این است معضل تشکیلاتی مانعی عمده اولی واساسی است که هیچ کس هیچ کس را نمی پزیرد وهیچ کس نمیتواند بر هیچ کس خودرا قابل پزیرش بسازد متاسفانه در این وضیعت سر بر اورده گان قدرت های غیب قصیده اختلافات را با طلسمی مکاره گی چنان می سرایند که ما نا اگاهانه از کار برد نام خود در قطار مخا لفین همسنگران دیروز احساس افتخار میکنیم.

واقیعت این است که ما همه با پیوستگی های ارمانی گذشته حضور سیاسی داریم ودر عین حال تا انجا که همه رفقا میدانند با وجود چند دسته گی های تشکیلاتی همه تحت شعاع چند دیدگاه قرار داریم

تعدادی رفقا ی که برای خود مشروعیت مقید قایل هستند. اعتقاد این است که انها در استقامت مبارزه غلط نکرده اند اما اثر بخشی انان در شرایط امروز کاملا محدود است انان باید موافقت نمایند که عضو بدن اند نه تمام اندام. لذا برای انکه نسخه های تجویزی شان را اثر بخش بسازند با یک پیوند سالم میتوانند اندام را تکمیل نمایند

 وقتی از رفاه زحمتکشان وتامین زندگی ستمکشان تامین عدالت و حقوق اجتماعی سخن میگوییم مگر قدم عملی بر نمیداریم با این موقیعت پاسخ اشتراک عمل کی ها میتوانیم باشیم؟

وقتی تحولات سیاسی و اجتماعی انسوی زمین رابا غرور بیان میکنیم مگر با رهروان صادق با عزم سرزمین خود همسوئی نمیکنیم ایا با این چنین برخورد غیر شفاف چنان نمی نمایا نیم که در این چمن با این خوش خوانی ها راضی هستیم؟

بسیارتصور ساده خواهد بود که اگر بگویم یا فکر کنیم خارج از دید مخالفین اندیشه قرار داریم اعمال ما قناعت پذیری مترصدین ما را فراهم کرده است انان میدانند کسانی که خود را نمیتوانند نجات بدهند جامعه را نیز نمیتوانند نجات بدهند.

همه موافقت خواهیم داشت که با شوق ورضا ورغبت در ای جوامع نیامده ایم لذا ارایه نظریات ما در زیر چتر حاکم زندگی ما تصویری از یک تفاوت است که باید سایه انرا از سر زندگی برداریم واینکار با استعمال واژه ها میسر نمیشود

عملا در کدام بده وبستان اقتصادی تزینات زندگی خودرا تنظیم نموده ایم ؟

ایا احساسی به خود دست داده است که در جامعه ایکه زندگی دا ر یم عملا در خدمت سرمایه قرار داریم؟ وحتی اگر جیره خواری در این حاکمیت ها غنیمت بشمار اید شکستن غرور انسانی نوعی تقویت روح سرمایه است.

اینکه چه بی الایش قوانین سرمایه را رعایت مینمایم و در بهره کشی با کار ومزد نا متوازن چه متواضع ومتین به سیستم ناموافق خود خدمت مینمایم سوال جواب یافته است در پهلوی ان عملا در کدام بده وبستان اقتصادی تزینات زندگی خودرا تنظیم نموده ایم ؟

اعتبارات بانکی افتخار داشتن ویزه ها کریدت ها وانواع معاملات اعتباری نه از اعتبار اندیشه ضد ستم، بهره کشی و عدالت خواهی است که بر عکس از رساندن مفاد به سیستم سرمایه است ، که یقینا کسی از داشتن وگرفتن ان انکار نکرده است و نخواهند کرد وبا صد از این تقدیم خدمات مستقیم وغیر مستقیم خدمت بی شایبه دیگر کشتن روحیه وحدت خواهی رفقای که در مبارزه داد خواهانه صادقانه در یک سنگر با قدم وقلم قرار داشتند وشامل یک سرنوشت میباشند این است که:

با تعصب تشکیلاتی و روحیه رفاقت های شخصی ومحفلی به احزاب سازمانها وشخصیت های شایسته عتاب وخطاب میکنیم و این در حالی است که خود در انتظار شرایط نشسته ایم و بر دیگران خرده میگیر یم واگر اقدامات مشابه از خود ما انجام شود به همه توصیه پزیرفتنی دار یم.

با طرز بیانات عجیب دست وپای مبارزین را درتصورات نادرست بسته مینمایم.

باید ازخود بپرسیم کدام اقدامات وحدت طلبانه را با رفقای هم اندیش انجام داده ایم؟

 بیایید اراده کنیم که:

نخواهیم لشکر عظیم مبارزه را با ایجاد این فضا به دلسردی بکشانیم این وطندوستی ومردم دوستی نیست که هیچ روحیه تفاهم پزیرفتنی نباشد.

حزبی ها اطمینان دارند که رفقای هم اندیش طرف وحدت خواهی انان به هیچ وجه دشمن عقیده ای انان نمیشوند، وهیچوقت هم سد مبارزه سیاسی انان نخواهند شد نه اکنون با چشم دشمنی به جریانات وسازمان های همسو میبینند و نه در دست یابی به قدرت انان را به زندان ها خو اهند انداخت .

شعار وخواست وحدت از تناسب ارزو ها وروحیه متقابل وحدت خواهی ، واز شناخت بسیار دقیق عملکرد شخصیت های رفیق در گذشته و حال ناشی شده است .

لذا با این ظن که کارگر چرا پرولتر گفته نشد رفیق ارمان خودرانباید فورا دشمن طبقاتی قلمداد کنیم وبر گلوی رفیق خود پا بگذاریم با این وضیعت نمیتوانیم اعتماد زحمت کشان و مردم کشور را کمائی نمایم.

راه مبارزه تنها پر کردن خندق میان اندیشه زحمتکشان وسرمایه داران ازخون زحمتکشان نیست .

چگونه فاصله های زمان برای پایان ستم کوتاه ساخته شود وقت باید مورد استفاده قرار گیرد.

وقتی هدف ما تامین رفاه مردم وبه ویژه زحمتکشان وستم دیدگان است نمیتوانیم بخاطر بهره برداری سیاسی ناظر ستم بالای انان باقی بمانیم .

وظیفه حزب سیاسی ان نیست که انتظار باشد تا کارد با استخوان برسد حزب سیاسی وظیفه دارد با تحلیل واقعبینانه از اوضاع حضور خود را در هر شرایط بخاطر ا ثر گذاری در تصمیم گیری ها تامین نماید.

 ما باید در فعالیت های سیاسی مسوولیت پذیر باشیم سایت های انتر نیتی هفته نامه ها وماهنامه را به منظور اعلام مسوولیت پذیری در برابر مردم وطن وارمان بوجود اورده ایم و لذادر پناه عنوانی که مامسوول نظریات نیستیم نباید نظریا ت مضر را اشاعه بدهیم باید بدانیم در وضعیت انکار از هماهنگی مشهود سوء اعتماد را دقیقا خلق مینمایم شفافیت ان است که یا هماهنگی خود را با صراحت وعلنیت اعلام بداریم و یا از اشاعه چنین نظریات در امکان نشرات خود جلوگیری نماییم .

افراط گرائی در هردو جهت دو بار خونبها گرفته است در دو دوره انان که نتوانستند سیاست نادرست وحکم شده را طرف قبول و قناعت نیرو های تطبیقی ان در زمان ومکانش قرار بدهند در برابر پرسش ها در جایگاه دشمنان مردم تصامیمی را اعمال نمودند که دشمنان مردم و وطن در حق حزبی ها روا داشتند.

زندان ترور تعقیب تحقیر تهدید بیکار کردن در حق حزبی ها جایز دید ه شد.

جواسیس نفوذ داده شده ای که اعمال شان بنیاد ودست اویزی برای فریب واغوا مردم ما شد در ایینه تاریخ چهره های تمام نما دارند ازدشمنان مردم و وطن گله مندی نداریم واما انانیرا که در قطار دوستان ایستاده بودند نیز میخواهیم واقف بسازیم که:

هر کس میداند طراح یک مساله سیاسی بهتر از هر کس دیگر به ابعاد و جهت های عملی ان واقف میباشد سیاست های که جهات عملی ان برای طراح ان نامکشوف باشد هدایت تطبیقی را به اساس کدام معیار میتواند دریافت نماید چطور ممکن است دیگران بتوانند از ان تفسیر درست و مثبت نمایند انان در برابر خواست های مشروع تصامیمی را اعمال نمودند که توقوع برده نمیشد

اکنون اگر قبول کنیم یا نکنیم نتائیج معلوم است لذا با به بدست امدن نتایج نیازی به ان ابجد خوانی وجود ندارد که اعتماد واخلاص هزاران عضو حزب دست خوش شیوه های نا مطلوب خود بر حق شمردن گردد.

پیروزمند ترین ادم ها با قناعت ترین ادم ها اند

انا نیکه با عملکرد های ناشیانه بر پیکر همان حزب میکوبند و میخواهند خود رابرحق تعریف کنندانان خود در جمع نیرو های قانون گذار و یااجرا یه و یا هم قضایه حاکمیت وقت حزب بودند که سپاهیان سربکف از امر ونهی انان بخاطر ارمان سرپیچی نمیکردند لذابخیر همه است که در پای سیاست های ناکام پایان بنویسیم.

 این مردم ا ند، وطن است ، ما هستیم که هم از دید میکانیکی اندیشه و هم از انحراف اندیشه متضرر شده ایم

لذا نگذاریم دیگر فضای اعتمادغبار نا باوری بردارد .

بر بنیاد واقیعت ها باور ما این است وانانیکه ازسکوی حقیقت به حوادث نظر دارند با ما موافقت دارند که اگر درجوسلطه جوئی کشور های سرمایه جنگ دفاعی بر ما تحمیل نمیشد باغ زیبائی ارزوهای مردم را با نیروی خود مردم اباد میکردیم. اکنون دگر روشن است که این جهان سرمایه بود که از بارور شدن ان باغ ارزو ها با امکان فساد مادی ممانعت کرد وانا ن باید چنین میکردند ماهیت سرمایه همین است که برای تامین سلطه خود به هرچیز ممکن متوصل شود ظلم ستم نابرابری حق تلفی تحقیر توهین تعصب بد بینی نفاق تبعیض چور چپاول تجاوز جنگ کشتار ترور فقر غربت فساد اخلاقی وتمام پدیده های منفی ومضر در جامعه از نقش سرمایه مایه دارد یعنی تا که گنده گی است میکروب است .

اکنون که از لغزیدن در خندق گندیده سرمایه خود را حفظ نموده ایم شیوه مقاو مت پایداری استواری خود را در تناسب صورت تغیر عملیات سرمایه باید تنظیم نماییم.

در صورت که بر مشکلات خود فایق بیاییم نیروی ما از لحاظ کمیت وکیفیت در مقیاس و توانمندی حل معضلات سیاسی کشور دقیقا قرار دارد لذا صفوف وکادر هابا ید وظیفه بگیرند به مثابه چشم وگوش سازمانها وعضو رابط با جامعه مسوولیت خودرا با حسن رفاقت وحزبیت در داخل سازمانهای شان به منظور وحدت تشکیلاتی سازمانهای رفیق بسر رسانند.

بدین منظور به تمام رفقا پیشنهاد میگردد بحث هماهنگ سازی را در تمام سایت های سازمانهای رسمی وغیر رسمی رفقا وتمام سایت های رفقا که مرکز تبادل نظر رفقا است اغاز وانجام دهند من این یاداشت را اخلاصمندانه وبا نیات بسیار صادق به حضور رفقا ازطریق سایت های که من دسترسی دارم به خوانش قرار میدهیم با انکه میدانم ادبیات وترکیبات وجمله پردازی های این یاداشت درخور جایگزینی در صفحات خوانا ی سایت های رفقا نخواهد بود اما از رفقای مسوول تقاضا میکنم احساستم را زمینه انعکاس بدهند . پیروز باد وحدت رفقای ما م ی هادی

ارسال شد:

سایت مشعل

سایت مهر

سایت نهضت اینده

سایت اصالت

سایت اخبار افغانستان

فورووم فریاد ازادی وعدالت

سایت پندار

در ادامه وظایف ما بسوی اهداف مهم وضروری

در ادامه وظایف ما بسوی اهداف مهم وضروری



رفقای نهایت ارزشمند
ما باید بدانیم ( که میدانیم) کدام روش ها وشیوه های کار را برای وحدت تشکیلاتی سازمانهای های رفقای خود بکار ببریم وباید بدانیم که در پهلوی بد بینی های شخصی خوشبینی های شخصی نیز بحال وحدت سازمانی ما اضرار خود را دارد خوبتر ان است که از روی عملکرد ها ومواضع واهداف وارمانها همسوئی خود را اعلام کنیم تجربه برخورد رفیقانه می اموزاند اگر درتبادل نظریات با صممیت رفاقت بر خورد نموده ایم توانسته ایم نظریات وحدت خواهانه خودرا مورد تائید قرار دهیم برخورد رفیقانه میرساند که ما طرفدار وحدت رفقا هستیم این تجربه به حال همه سازمانهای رفیق صدق میکند چون بگو مگو های پیدا وناپیدا در نگاه پر تجسس رفقا بی نظاره نیست و یا بگفته رفیق خاکستر که بعضا درمواردی پدیده ها را با خصلت شرقی قابل توجیح میدانند خوش بینی ها وبد بینی ها شخصی بنا به همان خصلت شرقی جنبه جانبداری های غیر اگاهانه را تقویت میکند واین خود به خود به حال وحدت رفقا در داخل سازمان وهم در وحدت تشکیلاتی سازمانهای رفیق بسیار مضر است به نظر اکثریت رفقا درد ومرض که تا کنون تشخیص شده جز همین چیزی دیگری نیست تعهد مابه سازمان مربوطه ما با تشخیص است وخطاب ما برای سازمانهای رفیق هم با تشخیص است رسوب تکلیف سیستم نظریه ها در میان ما وسازمانهای رفیق مشکل مانیست خود رهبران ما بارها گفته اند مشکل ما مشکل صلیقوی است حقیقت است این مشکل هم در درون سازمان بحیث مشکل سازمانی وهم در طرح وحدت سازمانهای رفیق به حیث مشکل وحدت رفقا وجود دارد اگر از روی این وازه که بسیار ما را اذیت کرده است پرده برداری نمایم میگویم مشکل صلیقه مشکل شخصی است یک روز از یک جا صدا میاید (رفقا وحدت) یکتعداد رفقا که با همان صدا اشنا هستند میروند همصدائی میکنند دیگران خاموش هستند روز دیگر که از جائی دیگر صدا بلند میشود( رفقا وحدت )رفقای که با ان صدا اشنا هستند به استقبال میروند بلاخره تلاش ها ی شب و روز گفتگو ها ونوشتن مقالات وبیانیه ها ومکالمات همه تحت شعاع همین مشکل صلیقوی (مشکل شخصی) قرار میگیرد زمان سکوت فرا میرسد وبعد چند روز باز همه از سر نیت میکنیم در روم ها سایت ها باز به نوای همان صدای رفقای اشنای خود ما همصدا میشویم حتی ما نامه های رفقا ی را خواندیم که از سایت شان رفیقی بنا به به خلوص نیات مقاله رفیقی را یا برای مباحثه ویا برای رهنمود در سایت دیگر انتقال داده است فورا رفیق سایت احتجاج نموده است که بدون ذکرنام سایت من حق ندارید انرا کاپی نمائید . پالیسی های نشراتی هر چه باشد برای کار نیک ممانعت ایجاد نمیکند در حالیکه خود رفیق مسوول سایت رفیق نویسنده ورفیق کاپی کننده به یک هدف روان هستند .
رفقا از زیاده روی های یاداشت امروز حقیقتا خودم نیز متاثر هستم نا ارام هستم از اینکه نشود من خودم از
حدود رفاقت عدول کرده باشم چه کنیم (هر کی را دردی رسد نا چار گوید وای را) و من در این درد مشترک دردمند بی تحمل هستم ودر عین حال وعده میدهیم با نطرداشت ضرورت به این بحث ادامه میدهیم ولیکن در نتیجه این بیانات ساده پیشنهادات من حضور رفقای بزرگ درسطوح رهبری( ح م م ا) و (ن ف د ت ا) ورفقای صاحب نظر در رابطه به وحدت این دو تشکل سیاسی در قدم اول وسایر سازمانهای رفیق این است همان طوریکه ما بار ها گفته ایم وبار های دیگر نیز خواهیم گفت افتخار داریم شما را رفیق خطاب میکنیم لذا خواهشمندیم شما نیز با همان عواطف رفاقت با حضور تان در این سرپناه مباحثه وابراز نظر سازنده خود روح رفاقت را در میان ما تقویت نماید . ........................... ادامه دارد

در ادامه وظایف ما بسوی اهداف مهم وضروری

رفقا ارزشمند


شما از همه علل وعوامل در بحبوحه عملکرد سیاست های جهانی ومنطقوی بخوبی اگاه هستید به درستی میدانید در شرایط حاضر تحولات درکشور ما بمنظوررفاه مردم طرح ریزی نمیشوند طراحان این پلان ها ونقشه ها طی دهه ها کشور ومردم ما را به حیث وسیله تقویت نفوذ در منطقه بکار برده وما را در موقیعت مرکز ازمایشات سیاست های خود قرار داده اند هنوز هم در دیدگاه جهان ما راانسانهای که از تمدن شناخت نداریم جلوه میدهند وخود نیرو های تحجر والم داران بربریت را زایش داده وطن ومردم ما ر در دیدگاه جهان سزاوار بد بینی میسازند امروز بیشتراز هر وقت دیگر کشور مادر چنبره کشمکش هاو دست بازی های سیاست سازان قرار دارد با یک چشم اندازمیبینیم هنوز وطن تب دارد ومردم دردمند هستند و همانند گذشته هنوز هم اراده مردم در جهت منافع شان سوق نگردیده است همه هستی انسان سرزمین ما از ریشه تخریب شده است که در مادیت قابل شمار نیست و در معنویت همه پدیده های انسان شناختی اداب واخلاق عواطف محبت احترام شفقت همدردی اعتماد ووو..... به نابودی میرود تفرقه های ملی قومی زبانی سمتی بنیاد بی باوری گردیده است لذا باز سازی جامعه به مسوولیت اگاهان جامعه گذاشته شده است و سازمانهای مترقی ازادی خواه عدالت خواه جامعه رسالت دارند به حکمت درون مایه ارمانهای شان ادای مسوولیت نمایند وما بار دیگر مورد ازمایش قرار گرفته ایم که چگونه میتوانیم از اختیارات واراده خود در قبال سرنوشت وطن ومردم وطن اعظم استفاده نمایم

اولین مسوولیت را ما برای خود درک میکنیم تا باور به اینده را از راه وحدت سازمانهای رفیق بارور بسازیم ما باید نمونه مثال بهترین باهمی ورفاقت وهماهنگی باشیم وضیعت وشرایط موجود خود یک فرا خوان برای سازمانهای رفیق ماست تا خود را جمع وجور نمایند وهر چه زودتر از همه امکا نات بخاطر وحدت سازمانهای رفیق استفاده ببرند ساده ترین امکان که موثر ترین امکان است همانا زبان رفاقت است و باید انرا برای تقارب نیرو های رفیق بکار ببریم هدف ان نیست که راه انتقاد که راه جبران خسارت است مسدود گردد بلکه شیوه های وارد ساختن انتقاد را درست بکار ببریم که نتیجه مثبت ودلخواه همه را ببار اورد بگفته رفیق گرامی پر شور( نه انکه خود را غالب بسازیم) بلکه بگذاریم ارمان ما غالب وپیروز باشد ما باید پیشتر از خود ارمان را مطرح کنیم اگر از رفیقی حرفی وگپی وطرحی منطقی میشنویم دیگر ان بینش خود معرف هویت خودش است پس ما باید به تعریف ارمانش عمل کنیم جونکه ان رفیق دیگر از برکت درون مایه خودش جایگاه خود را درمیان ما اگر بگویم ویا نگویم دارد احترام ما به رفیق همان است که با ارمانش همنوائی کنیم رفقا همه ما حق داریم در مورد وحدت رفقا حرف ونظر خود را بگویم بیائید از همین منبر یکبار دیگر جمعا خواست وحدت خواهی خود را به نمایش بگذاریم بیائید به همدیگر خود وبه همه رفقای خود بسیار رفیقانه صدا نمایم وعواطف رفیقانه خود را به نمایش بگذاریم ....................... ادامه دارد

 

ما باید کشتی سر نوشت ما را به ساحل مقصود برسانیم


باکشتی سرنوشت هنوز در سفر هستیم هرقدر میرویم راه ومنزل از ما خو درا دور مینمایاند فرشته ها ی نجات در بالای سر ما در پرواز اند وملایک به روزی در پهلوی ماست هیچ کدام به ما پر افشانی و دست گیری ندارند هر ان اواز نجات میدهند مگر دست دراز نمیکنند در امتداد سفر از دو سو حریفان بر هم میریزند وقفاق (سیلی )تقدیر را از دستان انان میخوریم اواز دوعا وثنا بلند است کسی صدای ناله ما را نمیشنود از برای ما دوعا میگویند اما مارا ته ای پا میکنند انان به پائین نمینگرند که مارا بینند حلقه ای زاهدان و تارکین مشغول نجات خود اند دنیای انها دگر است انان را با ما کاری نیست کشتی سرنوشت بی ناخدائی در بحر پر طلاتم در حرکت است وطوفانی در حال وقوع است که با مشکوله های نجات که هر کدام جر نموده اند گذر مقدور نیست راه نجات ان است که همه ارامش خود را خفظ نمایند تا همه صدای یک دیگر را بشنوند همه برای نجات و گذر از امواج این طوفان وطوفانهای دیگربا هم باشند راه نجات ان نیست که هم دیگر را در امواج این طوفان بااندازیم راه نجات ان نیست که همدیگر را رها سازیم وبا کشتی نجات جر کرده خود در حرکت شویم حیوانات گوشت خوار بحری انتظار اند که یک یک را به تنهائی شکار کنند اگر تنها میرویم ویا تنها میگذاریم طعمه این حیوانات خواهیم بود چرا تدبیرو نظر دیگران را نشنویم وبا هم خود را به سر منزل مقصود نرسانیم

رفقای عزیز وارزشمند

باز به شما رخ نموده ام ودر حقیقت هیچگاهی از شما روی نتافته ام با شما همیشه بوده ام بی شما هیچ وهرگز نخواهم بود برای هریک شما حرمت واحترام میگذاریم از رهبر تا کادر ها وصفوف ارزشمندی های خود را دارندقیمتی را که ایمان اعتقاد وباور تعین مینماید ما صدا میکشیم رفقا یک افرین میگویند ومیروند ودیگر روز ها انها نیستند چرا باید چون نباتات بهاری باشیم هیچ حجب وحیائی در اظهار بیان صادقانه ما نباید باشد کلمات بلند بالا ولغات های مغلق ارزش ما را تعین نمیکند ما در ساده ترین کلمات صادق ترین رفقای خودرا میا بیم ایا مرا با زبا ن ساده ودهاتی ام به حیث رفیق قبول ندارید؟ میدانم ارزومندی های شما بزرگ وبسیار بزرگ از ان است که نوشته های ناچیز ما انرا به بیان میگرد ما در پای صحبت امده ایم صحبت بخاطر سرنوشت خود ورفقای خود امده ایم لذا نیازی نداریم وازه نامه را زیر بغل خود بیاوریم رفقا بیاید با همان بی الا یشی گپ صادقانه خود را در ساده ترین کلمات بگویم چند وقت تعداد زیادی از رفقا در بسی از مسایل مخصوصا سرنوشت همه رفقا گپ های داشتند انان کجا هستند چرا قلم ها را شکستند چرا خاموش وارام هستند در حالیکه میگویم عاقبت این غیابت بخیر باشد ما نام های شانرا که مستعار است ویا اصلی است هنوز وبرای همیشه بیاد داریم وخواهیم داشت امروز به انان وحضور شان نیاز داریم بیاید سیلی خروشان از اهنگ هم صدائی وهم باوری را جاری بسازیم ونگذاریم رفقا دیادار به قیامت بمانند

از رفقای بزرگ ورهبری که همیشه حرمت ایشان نزد ما حفظ است اوشان که نزد ما بزرگ عزیز ومحترم اند توقوع داریم صدای شانرا در نشست گاه های ما بشنویم رفقا باید حضور شانرا در جمع ودر صف خود احساس کنند چه عیب خواهد داشت که یاداشت های رفقا رادر فاروم ها ودر حال حاضر فاروم فریاد بخوانیم این باعث تقویت روحیه رفقا میشود و از جانبی وسیله تحکیم روابط رفقا میشود در حالیکه از اثر گذاری ان در روابط رفاقت میدانیم واینرا دیده ودانسته انجام نمیدهیم

رفقا عقیده این است اگر به همه مشکلات سلیقوی غالب نشویم حضور وورود خود را در نشست گاه های رفقای خود تامین ننمایم ویا ممانعت برای حضور رفقا در مباحثات ایجاد نمایم وپاسخ گوی همه سوالات در یک فضای رفیقانه نباشیم وخود زمینه وفضای باز وفراخ را برای اظهار نظر های مساعد نسازیم به ان معنی است که دوری ها جدائی ها افتراق را خود ما با دستان خود مساعد نموده ایم وبهر ترتیب ان برای هریک ما مضر است وما به اهداف تعین شده خود نمیرسیم من همیشه به حیث عضو ن ف د ت ا خواست ها وارزوهای خود را بیان میکنم از اینرو توقوعات من از رفقای سرشناس نهضت معین ومشخص است که با هماهنگی مسیر مبارزه ما را معین نمایند وبا تشریک مساعی میان همه رفقای سرشناس اعتماد وباور سایر رفقا ی بیرون تشکیل را به نهضت تقویت ببخشند

پیروز باد وحدت رفقا ی ما

م ی هادی

حزب دیموکراتیک خلق افغانستان حزب مادر است

 

حزب دیموکراتیک خلق افغانستان حزب مادر است

با تن وروح زخم خورده از همان دور دست ها امده ایم از انجا که هزاران هم سنگر خود را با دستان خودما به خاک سپاریدیم از دیاریکه که هزاران پدر ومادرهزاران همسر وهزاران فرزند هزاران برادر وخواهر داغدار عزیزانشان را در کنار مردم قربان راه وارمانی نمودند که ما مدعی ادامه ان راه هستیم روزگاری که هنوز اشک های ان عزیزان نه خشکیده بود مصیبت های پیهم دروازه خانه وکاشانه شان را با ضربت های وحشتناک دها بار وصدها بار دیگر کوفت بر حال واحوال انها چه گذشت همه میدانیم و اما چه شرافتمندانه در کنار مردم زیستند چه سالهای دشوار را سپری نمودند ولی در ان حوادث با مردانگی وشجاعت ایستادگی نموده اند ناگفته پیداست روزی که دست نیرومند جبر بر توان بسیاری ما فایق شد و ما را به هر گوشه پرتاب نمود ولی ما هم ارام نه نشستیم و در بحر پر تلاطم حوادث شنا نمودیم وبار دیگر خودرا به هم رسانیدیم واز این باهم رسانی بسیار سال ها گذشت که ارزو های خود را برای زنده داشتن هسته مترقی برای اینده وطن چه در گفتگو های انفرادی چه در

نوشته ها چه در جلسات هر یکی از ما وشما بیان کرده ایم و میکنیم این ارزو ها در قید زمان چهارده سال تمام را در بر گرفت که احزاب وسازمانهای جداگانه را با ابتکار رفقای بزرگ و به همکاری نیروها ویا رفقای که در حزب دیروز یعنی ح د خ ا شمولیت داشتند به وجود اورد سخن از همین جا اغاز میشود از سالها به اینسو در جمع رفقا تعهد داده ام هر مشکل رادر راه تامین وحدت سازمانهای رفیق بپزیرم ایستادگی در این امر نه زور ازمایی است ونه بغاوت است ما میخواهیم رفقای ما وحدت نمایند لذا ان رفقا طرف سخنم قرار دارند که در این پروسه بسیار موثر اند ولی بنا به ملحوظات نا معلوم وسوال بر انگیز دراین شرایط از نظر ما پنهان هستند با انکه حزب ما وحتی خود شان مورد حملات واتهمات قرار میگیرند حرفی برای گفتن ندارند امروز ما را درمیدان خداوراستی رها کرده اند رفقا اطمینان داشته باشند ما همیشه مدافع ارمانهای خود وحزب خود بوده ایم نیات ما صاف وصادق است ما در جامعه محیط کار وزندگی وخانواده با چهره معلوم زندگی میکنیم در دفاع از ارمانهای خود وحزب خود بار ها مورد ملامت دوستان شخصی قرار گرفته ایم انها برای ما میگویند بزرگان ومقام داران شما خاموش اند شما چرا اینطور دوشمشیره در نبرد هستید ولیکن ما بدون ماجراجوئی انرا ادامه میدهیم

هیچ کدام ما انکار نداریم که اغاز این هسته گذاری ها از نام همان حزب دیروز بود واست رفقا وقتیکه از حزب دیروز یاد میکنیم به معنی یاد کرد ما از نام نیست بلکه یادی از یک ارمان است ازیک نیروی بزرگ است ازیک تعهد است از یک صممیت است ازیک هم پیمانی است وبلاخره از همقدمی در یک راه رفتن است رفقا ما چرا جمع شده بودیم که چه کنیم ما درست گفته بودیم که میخواستیم و میخواهیم برای مردم رفاه تامین کنیم این وطن را ابادکنیم از بیان تاریخ حزب امروز با سه کلمه به سرعت میگذریم( حزب جور شد بزرگ شد سراسری شد) هر حادثه که بر حزب تحمیل شد متعاقبا خود ما قیچی صلاحیت را گرفتیم از هر طرف حق خودرا قیچی کردیم چرا چنین شد امروزبا انکه در این مورد بسیار دیر شده چراهای دیگر دارند بوجود میایند بزرگان ما برای خود حتک شان وعزت می پندارندکه در این بحث ها شرکت کنند توقوع نداریم انها با چنین طرز تفکر ما را رها نمایند انها میتوانند دریک بیانیه بسیاری از توقوعات مارا جواب بگویند ما تعهد داده بودیم که از زندگی وحیات خود در این راه تیر هستیم راه مبارز ه کشتن وبستن و زدن وتوهین شدن وتحقیر شدن دارد رهبران ما از این مراحل گذشتند هیچگاه حرمت وعزت شان نزد ما کم نشده است بلکه پایمردی وایستاده گی شان افتخارات ما است ملامت گریها نسبت به ان حزب ورهبری ان به معنی چه است بکدام طرف انرا حواله میکنیم ما دران حزب نبودیم و یادر تصامیم و فیصله ها شرکت نداشتیم ویا دست بالا نکرده ایم ما کدام کار غلط هم نکرده ایم و نه خودرا بازی داده ایم

رفقا از مسوولین ورهبری شکایت دارند این شکایت را کجا ببریم اول میخواهم بگویم این مسوولین ورهبری کدام رفقا هستند نزد من رفقای رهبری حزب دیروز ورفقای رهبری سازمانهای جدا شده از حزب دیروز رهبری ومسولین ما هستند این رفقا در همه پیش امد ها خاموش هستند انهایکه در بحث ها شرکت میکنند خود بایکی دیگر جنگی هستند اول خود انها نیاز به اشتی گری دارند نمیدانم چرا در این مسایل توجه نمیشود ما با ارایه این حرف ها ادعای بزرگی نداریم که به ان ارزش داده نمیشود من سوگند میخورم تا پایان عمر فقط سپاه ودر امر شما باشم اما به این حالت خاتمه دهید همه میگویند که دلایل عدم موفقیت ما در وحدت خودخواهی ها است معلوم نیست مخاطب کی است رفقا نشود صفوف را بگویند اخر رهبری شما هستید این خود خواهان کدام رفقا هستند دوسال است یک کمسیون که از بهترین رفقا که هرکدام مدعی رهبری جامعه بیست میلونی وهزار ها گونه تفکر هستند تشکیل شده است برای همسوئی دو تشکیل رفیق وبرادر وبا اشتراکات بسیار وسیع هیچ دست اوردی ندارند لذا نتایج دوسال مذاکره را باید هشت ساعت پیرامون یک جمله که شما چنین نوشته اید وشما چنین نوشته اید به بحث بگیریم واما رفقا وعده میدهیم ما تا پایان عمر در امر وحدت خواهی سازمانهای رفیق ایستاده خواهیم بوددر این موضوع پیشنهاد خودرا در اخیر تکرار میکنم

در این وضیعت قصه ای را قابل توجیح میدانم که از اینجا اغاز میشود( گویند پدری مریض بود احتیاج به عملیات جراحی پیدا کرد برای پسر که از لحاظ مادی مستعد بود نامه نوشت که مریض هستم وباید جراحی شوم وبرای اینکار مقداری پول ضرورت است که شما پسر عزیزم میخواهم برای ارزومندی ادامه حیات ام ارسال نماید پسر نامه پدر را گرفت وخواند روز ها از این پیش امد برای پدرش گریست تا اینکه نامه دوم را دریافت نمود که از مرگ پدر خبر میداد) ما همچنان در یاد کرد از رهبران و پیشروان با کلمات ادای احترام میکنیم بهتر نیست این احترام را در تحقق خواست وارمانشان که ایشان چه میخواستند وبه حزب شان وارمان شان چه کنیم انجام بدهیم ما برای تخریب همدیگر بسیار فعال هستیم گفته میشود ح م م ا رفته اند در دولت همکاری میکنند چه کنند در گوشه ای بنشینندو انچه میتوانند همانرا هم نکنند من چندین مصاحبه ریس ح م م ا را شنیدم در یکی از ان نه گذشته خود را رد کرد و نه گفت حزب دیروز ما خیانت کرد یا در باره نهضت گفته میشود نهضت کسانی اند که در سقوط حاکمیت نقش داشتند در حالیکه بر عکس همه مدافع حاکمیت بودند این درست است که گفته میشود حاکمیت از داخل متزلزل شد این بسیار دقیق است در داخل چرخ رهبری درست ودقیق به دوران انداخته نشد وباعث ضعف های گردید که پروسه تنظیم شده سقوط را سرعت بخشید ولی بانهم بگفته رفیق شهید رفیق داکتر صاحب نجیب الله اعضای حزب را نمیشود که در بحر هند باندازند لذابا ابتکارنیرو های حزب پلا نها ی ازان چنان که دشمنان در نظر داشتند خنثی گردید همین حالا انها تروریستان وادمکشان حرفوی نیات وقصد دارند وبار ها به اصطلاح خود گفته اند و میگویند که خدا یک دفعه دیگر گدودی را بیاورد باز ما همراه این خلقی ها وپرچمی ها گپ میزینیم ما میگویم انسان وقتی اشرف مخلوقات است که فکرو نیات گفتار و اراده وعمل نیک و سالم وخوب داشته باشد وقتی نتواند بداند که از اب گندیده این صفای جسم را نصیب شده است در همان گندیده گی باقی میماند اب های گنده پرازیت ها ومکروب ها را تولیدو تکثرو تکامل میدهد ما به عوض اینکه این اشیای گنده را نمک بزنیم داریم خود ما به پوسیدگی میرویم ایا با مصداق این شعر مشهور به خود افسوس کنیم

هرچه بگندد نمکش میزنند

وای ازان روزیکه بگندد نمک

مسله سقوط یا انصراف از قدرت توسط خود حزبی ها نظر رفقای است که خود راجداگانه تعریف میکنند اوشان خوش ندارند که ما انهارا رفیق بگویم در این حال شعار وحدت هم را بلند میکنند میپرسیم این اشارتی بسوی کیست میپرسم چراهر روز از ان ادرس دشنام میدهید ایا وحدت از دشنام به رفقا شروع میشود با اینحال سیاست های شانرا به دولت موجود هم توصیه وتجویز میکنند میپرسیم ایا مطمین هستید که با همان چشم که ما شما رامیبینیم همه شما را چنان میبینند ما به هم اختلاف نظر داشتیم وانهم بخاطر بهبود کار بود اخر هر کدام شما بیاد دارید زیر نظر شما به صدها کار ووظیفه سوق وگماشته شدیم زمانی که دست دشمنان مردم وکشور بما رسید هردوی مارا یک رقم کشتند نه به رهبران ونه به اعضا رحم شد دها تن از رفقای که میان خود من وتو داشتند قصاوت دشمنان مردم در مورد شان تفاوت نداشت با هزار بار اطمینان در لوح تاریخ مینویسیم که در اینده هم چنین است انها میگویند ایشان در یک پروسه طبعی از حزب دیروز بوجود امده اند اگر این نظررا در قید قضاوت بگیریم به ان معنی است که حزب دیروز مادر است پس چرادر میان خود ومادر جدولی از قیاس رسم کنیم که مادر غلط بود وما درست هستیم رفقا اگر کاملا اطمینان دارید که نمیتوانید با فرزندان مادر همسویی نماید ومن وتو را با وجود اینهم در میدان میاورید از شما تقاضا مینمایم که این عقده ها را به انهای توجه سازید که برای من وتو رحم یکسان کردند و دارند و ان ریختاندن خون من و توست بی عزتی من وتوست ونابودی من تو تا یاد کرد نام من وتوست .در غیران تا اینکه صد قدم بی حاصل بسوی دشمنان مردم میروید یک قدم پر حاصل بسوی دوستان مردم بیاید

موج تا موج است در اغوش بحر

کرده خود را سوار دوش بحر

اقبال

یکتعداد دیگر رفقا با انکه در غلوی اخلاص بکلی غرق هستند اول سیلی اخلاص خودرا به تن حزب وصورت رفقای خود میزنند انها تمام دروازه تفاهم وهمسویی را بند نموده اند و میگویند هر کس مبارزه میکند همین راه است وبس انها متکامل تر از دیروز که میگفتیم راه سومی وجود ندارد راه دومی را هم مسدود کرده اند

موج شو از خود براو بر گردن طوفان سیر کن

گرد خود گشتن بجز خاصیت گرداب نیست

بیدل

شکوه وگله از رفقای که جای شان را داوطلبانه خالی گذاشته اند یکتعداد این رفقا بسیار از دور مشوره میدهند ویک تعداد دیگر در عقب همین دروازه ها ایستاده اند در خانه خود منتظر صلاح هستند در حالیکه میتوانند فعالیت سیاسی شان تبادل نظریات شان مذاکره ومفاهمه شانرا از درون همین سازمانها بسیار ثمر بخش انجام بدهند وحتی نسبت به یکتعداد امر وحکم شان قابل پزیرش وتحمیل است در حالیکه به صورت قطع میدانیم که هیچ اختلاف عقیده ای نداریم باید وباید به این اختلاف شخصی خود غالب شویم من از این رفقا برای خود شان شکایت میبرم که ما را در امر وحدت خواهی تنها گذاشته اید در بیرون ایستاده هستید صدا میکنید اواز شما را از بیرون شنیده نمیتوانیم شما خود تان این احزاب را ساختید ما به اساس ارمان با ان متعهد شدیم حالا خود شما دروازه را بروی خود بسته کرده اید بیاید رفقا با روشنی بدون تشریفات ودیبلوماسی راز داری وپرده پوشی واما بدون خفگی شدت بخشیدن به اختلافات با دلسوزی رفیقانه چاره این مشکلات را بسنجیم

با برداشت های( بدون شرح) فوق به تاکید از نظرات قبلی خود و تعداد زیادی از رفقا با اضافه چند کلمه پیشنهاد چندین مرتبه ای ام راتکرارمی نمایم اینکه در وضیعت کنونی انچه در امکان داریم باید انجام بدهیم وانچه مقدور است نباید قربان انتظار فرصت های بهتر گردد وان عبارت از وحدت ( ح م م ا) و( ن ف د ت ا) با دلایل( وجه مشترک رهبری وجه مشترک طرح برنامه وی وجه عملکردهای جاری) میباشد اگرمذاکرات در ترکیب کمیسیونها قبلی سوتفاهمات را خلق کرده است ترکیبات باید از دو جانب تعویض گردد در این مسایل لازم هم است این وضیعت به دریافت زبان مشترک در داخل سازمان همچنان کمک میکند در مورد وحدت تشکیلاتی این دو تشکل برادر ورفیق میتواند یک کمیته رهبری باصلاحیت که در راس ان باگذشت رفیقانه یکی از رفقا انتخاب وتعین گردد مورد مطالعه قرار گیرد با اطمینان این حرکت سایر تشکیلات سیاسی رفیق را در انعطاف پذیری میکشاند وروحیه تصمییم گیری رفقا در حال انتظاررا نیزبه شدت تقویت مینماید

پیروز با وحدت رفقای ما

م ی هادی

یک پرداخت ادبی در باره ای گفتگوهای انترنت

یک پرداخت ادبی در باره ای گفتگوهای انترنت

 

دردی که سوزدم درکی زناکس است

شوری که سر کشم فریاد ز آن کس است

 

ما آواره های روحی مسکونین بیقرار سر زمین های بهشت سرمایه، با چشمان خواب پریده با هزاران امید یکی از بستر بیماری ،دیگری از تنگنای بی کسی، یکی به امید رفع خستگی حقارت ناشي ازبیگانگی جامعه،دیگری برای تسکین بهره کشی های خود، یکی برای فراغت از دلهره ها در بارهً سرنوشت اولاد این امانت خدا ووطن ، ولی با اینهمه همه در سوز ودرد وطن ووطندار همنوا وهمدرد غم شریک آنان هرروز به دریچهً انترنت میرویم و با اخلاص پاک وبی ریا این یگانه رهرو را برای دریافت امید ، تسکین خاطر ، دریافت همزبانی ، تقویت روح وتوان زندگی به خوانش میگیریم تا باشد در نشیمنگاه یاران شفیق برویم ووضع وحال عوض نماییم .

ورود به این دنیای علم ساخت ،افسانه يي دوران کودکی را در ذهن روشن میسازد که از شهر های زیر زمینی حکایت داشت .

آنچه را نمیشناسید در این دنیا میشناسید وآنچه را نه شنیده اید در اینجا میخوانید وآن دنیا ی افسانه دیگر اکنون صورت واقعی دارد .

واما اوسانه (افسانه ) خود هنوز رونق این بازار است . هرکس کوشش میکند از دیگری شيرین زبانتر باشد واز دیگری بیشتر جلب توجه کند به همین خاطرمانند قصه های شب های زیر صندلی زمستان ودشلمه وچای همان زادگاه وپرورشگاه قدیم ما ، قصه ها ی پیچ در پیچ کلام با تکرار های مکرر ، بازی روز گار سرد ایام ما شده است .

گویند هر دنیا از خود عالَمی دارد . مگر عالم انترنت ،عالم حیرت انگیز است . حیرت انگیز ترین چیز عالم این دنیا زایش های مختلف وناهمگون ونا متجانس از بطن یک جنس مولد است . این پدیده ای حیرت زاء از دامان پر بار خود دایه های بیشمار را نیزبوجود آورده است. این دایه ها ، خود حیرت انگیز اند. زیرا جنس از کسی وزبان از کسی دارند. جنسیت اش عجیب الخلقه و معنویت اش عجیب العجب است.

طعم نعمات فراوان و متناوب در بازار این دنیای حیرت نیز حیرت انگیز است حیرت اش در این است که مزه در متاع نیست مزه در تناول است . مثلا میتوانید زهر را به مزه ای شهد ویا برعکس آن نوش جان نمایید . این معجزهً افسانه های انترنت است .

یکی از حیرت انگیز ترین چیز های انترنت این است که ما میتوانیم ببینیم چگونه هرشی به اصلش رجوع میکند . طلسم انترنت زاغان را به قاغ ، قاغ میاورد تا زاغ یاد شوند. بلی تقلید زاغ از رفتار کبک ، اصلیت زاغ را تغیر نمیدهد .

درچشم معتمدین این جادوگر زمانه، جهان پهناور بخاطری دهکده تعریف میشود که چشم دور بین ودست جادویی این معجزه ً دست انسان از کهکشان تا کهکشان را در نگین نگاه خود و دست پر توان خود دارد . مگر با اینهم یکی دیگر از کرامات حیرت انگیز این بی زبان زباندار چنین است که در عالم بی جانی مروت دارد. لذا حکمت غیب ساختن کمان داران و تیر اندازان کم دل وبی دل را با احساس مروت انجام میدهد . ودسترسی به نام ونشان این شکاریان را محدود میسازد.

بااحترا م ی هادی

اگر شیطان در دنیا حضور فزیکی میداشت در عصر ما او را شیطان معاصر مینامیدند

اگر شیطان در دنیا حضور فزیکی میداشت در عصر ما او را شیطان معاصر مینامیدند

درباره آنچه در ذیل مینویسم علاقه به این شیوه نگارش ندارم که پیرامون یک شخص به ارزیابی مسایل بپردازم اما از اینکه هر کس با ید به طریق خودش فهمانده شود این ناگزیری راپیش میآورد . شاید عزیزانی نخواهند برای لگام زدن این دهانها پایین بیایند ولی بلاخره باید جواب این قماش آدمک ها از طرف کسی داده شود .

از حدیث بد گهر گل میکند چندین فساد

خون فاسد رنگ حرفی در زبان نشتر است (بیدل)

چندی قبل در مورد برنامه های سیاسی تلویزیون پیام افغان تحت نام سخن عریان که این برنامه توسط اقای عمر خطاب مسوول تلویزیون پیام افغان پیش برده میشود مطالبی را نوشتم که در سایت های انترنتی معتبر افغانستان اقبال نشر یافت . در حالیکه در آن زمان این تلویزیون جهانی نشده بود از فتنه انگیزی های آقای عمر خطاب در سرزمین آتش گرفته که حیثیت پاشیدن تیل به آتش افروخته شده آتش افروزان داخلی وخارجی را دارد خبر داده شده بود. اکنون تیل پاشی را در ساحه وسیع آغاز نموده تا شعله ها بالا وبالاتر بروند بد بختانه هیزم اوران بدبخت برای بر افروخته نگهداشتن این آتش دست بکار اند .

بد گهر را مباش یاروندیم

که تواضع او خم مار است

(اسماعیل...)

عمر خطاب را میشود به دریای آمو تشبیه نمود ظاهر بسیار آرام وبی غل وغش وباطن متلاطم وپر طغیان دارد عمق تفکر واندیشه او کشنده وتیزابی است که هر حواس را با یک تماس جزیی می شاراند .

بیاد میاورم زمانی یکی از خبرنگاران ،گلبدین حکمتیاررا به عنکبوت تشبیه نمود در آنوقت تعجب کردم ،که عنکبوت یک موجود ضعیف چه شباهتی با گلبدین حکمتیار میتواند داشته باشد روزی از روی اتفاق در رهگذری بافت تار های این زنده جان ضعیف جثه رابروی سر وصورت خود احساس کردم بار دگر بخاطر تشبیه ان خبر نگاربا خود اندیشیدم دلایل ان خبرنگار مربوط به خود شان است اما بعد از آن اتفاق من نیز مانند سازی خصایل عنکبوت را نسبت به گلبدین حکمتیاربا دلایل خود پذیرفتم . اول از کنار عنکبوت هیچ شی به راحتی گذشته نمیتواند، دوم با هیچ حشره ای از روی دوستی نظر ندارد ،سوم هر حشره کم زور را در بند میاندازد ومیمکد ، چهارم در هر جا اگر است یا نیست جالش را برای نابودی سایر حشرات انداخته ورفته است .

اکنون این تشابهات را بر علاوه گلبدین حکمتیار برای عمر خطاب هم میپذیرم

فتنه انگیزی های آقای عمر خطاب شاخه وپنجه های زیاد دارد او میداند در کدام شرایط کدام فتنه را بر ضد ویا به دفاع چه کسی چگونه بکار گیرد روزی با حمایت از گلبدین حکمتیار ،روزی با حمایت از یونس خالص، روزی با حمایت از طالبان، روزی با حمایت از رمضان بشر دوست ،روزی با حمایت از اکبر بای می براید .

در این روز ها این قاضی خود تقرر به اصطلاح خودش دوسیه اکبر بای را روی دست دارد شما ببینید در کشوری که روزانه هزاران بمب انفلاق میکند وصدها نفر از جنگ ،ترور ،دزدی، گرسنگی ،مرض جانهای شانرا از دست میدهند افراد بی گناه به زندانها انتظار قصابی قصابان آدم را میکشند وسایل اندک تفریحی را ازمردم به بهانه دین ومذهب میگیرند زبان مادری مردم را با تعصب بندوگنگ میسازند اقای خطاب بگفته خودش که گفت (این کیس راانکشاف میدهیم) چه اغراض ومقصد میتواند داشته باشد .

جریانات توطعه سازی در تلویزیون پیام افغان چگونه سر وسامان داده میشود ذریعه این یاداشت یک چند نمونه را مثال میاوریم

روزی که دوسیه ظالم به اصطلاح مظلوم واقع شده (اکبر بای ) با حضور خود اکبر بای از طریق تیلفون بنام مصاحبه روی دست اقای خطاب بود شخصی بنام آقای عباسی تیلفون نمود با فریاد معمول خود گفت این است تلویزیون ملی این است شخصیت ملی که یک ترکمن را به مصاحبه اورده وواقعیت را از او پرسان میکند مردم دیگر چه میخواهند. افتخار بتو خطاب صاحب ووو...وبا بخشش صد آفرین به اکبر بای وگفتن شجاع ومرد ودلاور از ظالم مظلوم شده تعریف نمود . به حال آنانی دل باید سوخت که اب از آب شور نخورد افتخار را نصیب افراد میکنند .

هموطنان شرافتمند! قضاوت را برای شما میگذارم که از لابلای این تفتین ها شما چه رامیخوانید ؟ نظر این بنده خدا چنین است که از این تفنن ها جز ظهور سمبول های کرزایی وکرزی چه ها چیزی دیگری تصور نمیشود .

حذر که آخربه طوفان حوادث غرق میگردد (اسماعیل ...)

بکشتی که نادان ناخدا بود ست دانستم

از فحوای یک سلسله حرکات خوانده میشود افرادی از این قماش در حال قد بلندک اند که در پهلوی گروپک مسکینیار خودرا تول وترازو نمایند هرچند که مانند مسکنیار کدام وزنی را در خود احساس نخواهند کرد اما مشکل ما این است که به اثر این فتنه انگیزی ها عذابش به مردم میرسد .

هرکه پا کج می نهد خون دل ما میخوریم

شیشه ای ناموس عالم در بغل داریم ما(..........)

تفتین های برنامه آقای خطاب بنام سخن عریان که شخصا خودش حضوری آنرا پیش میبرد مدلل است. این برنامه تاآنجا عریان است که دگران را هرچه میخواهید بگویید مگرنباید به روی کش روی آقای خطاب نظر انداخته شود این حفیظ الله امین معاصر با تمام مردم دل پر کینه دارد حتی با آنانیکه او را نا آگاهانه ویا آگاهانه حمایت مینمایند .

روح شیطانی وریخت صورت جادوگری او مدلی است از شیطان معاصر که میتواند خود را در خود پنهان نماید اما ازانجا که شیطان در اعمال خودش از درگاه خداوند رانده شد مدل های معاصر شیطان نیز از مقام آدمیت ( خلیفه خدواند در روی زمین) رانده خواهند شد .

اقای خطاب چون بار رسالت شیطان معاصررا بدوش دارد از مردم بیزار است.

روزی دگریکی از شنوندگان تیلفون نمود و گفت که شما کوشش کنید کمتر حرف بزنید وبگذارید که بیننده ها وشنونده ها حرف های خود را بگویند با خصوصیت شیطانی که دارد نمیتوانم بگویم با چهره اخم کرده جواب داد اما با اکراه میگویدچرا من حق ندارم آنان (هدفش مردم است) دو هزار نفر اند ومن یکنفر هستم . مصاحب فورا خود را تصحیی نمود و گفت نی نی خطاب صاحب هدف این نیست که شما زیاد گپ میزنید باید یک کمی شما در برابر گپ های شنونده ها صحبت نمایید با همین جمله رضایت آقای خطاب حاصل شدواز جوش درون لب های مکرش ، برای خنده بی نمکش راه باز نمود .

وقتی گلبدین حکمتیار ، یونس خالص ،ملا محمد عمر با اساس وجوهات ملیت ،زبان ووابستگی های جاسوسی طرف حمایت آقای خطاب قرارداشتند و اکنون گفتار وکردار خطاب در مورد انان مرعی است میاییم بالای اینکه چرا داکتر رمضان بشر دوست مورد حمایت آقای خطاب قرار دارد حقیقت این است که داکتر رمضان بشر دوست را عمر خطاب پناه گاه خود ساخته است

همه جا دوکان رنگ است همه رنگ میفروشند

دل من به شیشه سوزد همه سنگ میفروشند( فانی)

اما در باره اقای بشر دوست هم لازم است انعکاس ذهنیت ها بطور خلاصه گفته شود. جایگاه یک شخصیت سیاسی باتحلیل عمیق وهمه جانبه وضع سیاسی وعملکرد دقیق در عرصه سیاست معین میشود همانطوریکه آقای بشر دوست خودش هم میگوید سالها از کشور دور بوده در عرصه سیاست کشور احساساتش بیشتر از تدابیرش بر او غلبه دارد

البته یکمقدارمسایل عام که اقای بشر دوست مطرح میکند مردم عام هم میدانند مخصوصا انانیکه خود با گوشت وپوست خود مشکلات را احساس ولمس کرده اند ومیکنند تدابیر برای بیرون رفت از این مشکلات وبحرانات از روی احساسات سنجیده شده نمیتواند .

لذا ذهنیت مردم با حضور نا گهانی آقای بشر دوست که اکنون میگوید در تیم حامد کرزی نیست همزمان باجابجایی حامد کرزی در حکومت آنقدر شفاف نیست .یک چهره نا شناخته و بدون تجربه کاری که خود آقای بشر دوست به اصل تجربه در سیستم کادری دولت تاکید هم دارد هنوز در ذهن آگاهان جامعه تلقیاتی مثبت ندارد بر علاوه آن وقتی آقای بشردوست به حیث یک شخصیت سیاسی ، نیرو های مطرح در کشور را بدون هیچ نوع پیش درامد سیاسی در بست در ذهن خود نابود میسازد این خوشبینی از بین میرود که پلانهای کاری او برای مردم و مملکت ارمغانی خوبی خواهد داشت .

آقای خطاب در پناه داکتر رمضان بشر دوست که گویا ظاهر خود را به عنوان حمایت از یک هزاره پنهان نماید به علی آباد روان است که شهر است .

از آقای عمر خطاب پرسیده میشود آیا چیزی را بنام خود ارادیت هم برای دیگران بلاخره میشناسد یاخیر ؟ که به هیچ کسی حق نمیدهد عقاید خود را بیان کند . آقای خطاب از یک طرف دشمن احزاب است از طرف دگر هر روز داد میزند که بیایید متحد شویم و مردم وکشور را نجات بدهیم ازیک طرف نظرآقای خطاب اینست که احزاب هرگز نمیتوانند مردمی وملی وباشند مگر چیزیکه خودش میخواهد جورکند که بلاخره یک تشکیل خواهد بود بازآن تشکل هم ملی وهم مردمی میتواند باشد بتاریخ بیست ویکم اپریل که آقای ساهو مهمان برنامه سخن عریان بود الفاظ آقای خطاب چنین بود :

اگر به اساس تعلقیت حزبی باشد هفتاد فیصد مردم در این احزاب بنا به مجبوریت شمولیت داشتند اینطور نیست که همه انان به دار زده شوند مگر انانیکه کادر علمی این احزاب بودند وهستند یک چند نفر است انان خودشان پس شوند که دگران بیایند (بلاخره آدرس بیایند آقای خطاب کجا خواهد بود؟ ) من فکر نمیکنم آقای خطاب نداند کسانیکه در احزاب وبخصوص احزاب مترقی عضویت حاصل میکنند به اساس درخواست خودشان اگاهانه برای تحقق اهداف مطروحه آن حزب ویا سازمان متعهد و باورمند میباشند اگر هدف خطاب سیستم های تنظیمی باشد با وجود آنکه انان نیز متعهدین خود را به هر عنوانی که است دارند میتواند تا جایی پزیرفتنی باشد اما این اقا در مورد احزاب میخواهد با همه هوشیاری از تلقینات کار بگیرد .

در این باره یک مورد دگر از توطعه گری ها و برخورد های نامانند اقای خطاب را مورد توجه قرار میدهم .

بتاریخ چارده اپریل شخصی بنام عینی در برنامه سخن عریان تیلفون نمود وگفت که از اروپا گپ میزند آقای عینی با بسیار درایت صحبت نموده گفت در حل معضلات وقضایای افغانستان نیرو های که در حکومات قبلی فعال بودند حضور آنان باید نادیده گرفته نشده وبه اساس تعصبات از قضایا دور نگهداشته نشوند آقای عینی که معلوم نیست عضو ح د خ ا بودند ویانه از نیرو های ح د خ ا با کنار گذاشتن رهبران شان بنا به تجارب واندوخته های شان وتعهد شان یاد نمود تا در این پروسه با آنان با تعصب برخورد نشود (بنده با صراحت وبا تمام مسوولیت اعلان میکنم هر آن تعریف شایسته شامل حال نیرو های ح د خ ا از نقش رهبران صادق ح د خ ا اثر پذیر است ) در همین جا آتش کینه وعداوت وشیطنت آقای خطاب شعله ور شد تیلفون را بروی آن شخص قطع نمود و شمشیر زنگ زده خود رامورد استفاده قرار داده گفت که کمونست هارا حتی هندو ها قبول ندارند (هدفش نیروهای ح د خ ا ومتحدین ان میباشد که بطور معمول وحقیقی نمیخواهد آنانرا مورد خطاب قرار بدهد. )

کسان به چشم تو بی قیمت اند وکوچک قدر

که پیش اهل بصیرت بزرگ مقدار اند(سعدی)

آقای تاجر دین ! دینی را که همین حالا برای تکفیر سایر بندگان خدا استفاده میکنی خود عملا ترک سنت موکد از آن نموده ای وعملا برخلاف سنت پیغمبر عمل میکنی . در جواب تو اقای تاجر دین که عملا بالای ترجمه های قرانکریم تجارت میکنی باید گفته شود تا چه وقت مردم را شما گردن بسته ها فریب میدهید اگر اقای خطاب یک مسجد ومدرسه را نشان داد که همان حزبی ها مستقیم رفته باشند وانرا تخریب نموده باشند ما حاضر هستیم مسوولیت آنرا بپزیریم اگر همان حزبی ها پیش روی کسی ایستاده شده باشند که اجازه نداری به مسجد ویا مدرسه بروی ما مسوولیت آنرا می پذیریم آخر اینهمه مساجد را حاکمیت وقت برای کدام مردم هدیه میکرد؟

کسا نیکه خواب بودند شرایط وحشت ودهشت انانرا بیدار ساخت مگر انانیکه خود را بخواب زده اند نمیدانم با کدام وسیله بیدار خواهند شد ؟

در زمان حاکمیت ح د خ ا از مواضع دولت وهم از مواضع حزب موقف دین مردم کشور تا انجا روشن بود که دراولین سند رسمی (اصول اساسی ج د ا ) دولت ج د ا بنام مردم وعقاید ورسوم شان کاملا وابسته تعریف میگردد

فصل اول ماده اول : ج د ا دولت مستقل ودیموکراتیک تمام مردم زحمت کش مسلمان افغانستان اعم از کارگران، دهقانان ،کسبه کاران ،کوچیان ،روشنفکران وسایر اقشار زحمت کشان وتمام نیرو های دیموکراتیک ووطنپرست ،کلیه ملیت ها واقوام کشور میباشد .

بدین گونه رهبر زحمت کشان افغانستان فقید ببرک کارمل در بیانیه تاریخی پنج دلو سیزده صد وپنجاه ونو مواضع حزب ودولت را در باره دین مردم افغانستان با صراحت و بطور مشخص اعلام میدارد که قسمتی آنرا باهم میخوانیم

بسم الله الرحمن الرحیم

برادران وخواهران گرامی !

هموطنان عزیز !بنا به صلاحیتی که از جانب حزب واحد دیموکراتیک خلق افغانستان،شورای انقلابی وحکومت جمهوری دیموکراتیک افغانستان به اینجانب تفویض گردیده است اعلام میدارم که دین مقدس اسلام ، رسوم وعنعنات ملی ما از اجداد ونیاکان ما به حیث میراث گرانمایه برای مردم ما بجا مانده وهیچ کس حق ندارد علیه انها قرار گیرد واز آنها رو بگرداند

دین مقدس اسلام ،رسوم وعنعنات پسندیده اقوام وملیت ها و خلقهای کشور ما اصول جدا نا پذیر نظام ملی وکلتور ملی وگنجینه های گرانبهای معنوی وطن عزیز ما هستند .........

از انجاکه صداقت نیروها ی ح د خ ا را حتی مخالفین بالفعل پذیرفته اند واما غندی نشینانیکه با یک " تق" از وطن فرار نمودند وتا هنوز تفرقه وتوطعه ودسیسه میکنند و همین آقای خطاب در این عرصه یک سر وگردن تفتین آمیز تر نمونه ای این عمال میباشد که قیمت دریشی های رنگ به رنگش بیشتر از تمام زندگی مادی هریک از رهبران ح د خ ا است .

چون تفتین های آقای خطاب به ضد مردم وکشور متعدد اند لذا توسط این یادداشت از تمام هموطنان شرافتمند وخاصتا نیرو های که مشکلات کشوررا در کنار مردم با گوشت وپوست خود احساس کرده اند خواهشمندم تا با تمام قوت جلو زهر پاشی های این قماش عناصر را بگیرند . ونگذارند تجمع خارها و خس ها باعث شعله های بزرگ اتش شود.

زنده باد مردم افغانستان

پاینده باد افغانستان

م ی هادی