حزب دیموکراتیک خلق افغانستان حزب مادر است
حزب دیموکراتیک خلق افغانستان حزب مادر است
با تن وروح زخم خورده از همان دور دست ها امده ایم از انجا که هزاران هم سنگر خود را با دستان خودما به خاک سپاریدیم از دیاریکه که هزاران پدر ومادرهزاران همسر وهزاران فرزند هزاران برادر وخواهر داغدار عزیزانشان را در کنار مردم قربان راه وارمانی نمودند که ما مدعی ادامه ان راه هستیم روزگاری که هنوز اشک های ان عزیزان نه خشکیده بود مصیبت های پیهم دروازه خانه وکاشانه شان را با ضربت های وحشتناک دها بار وصدها بار دیگر کوفت بر حال واحوال انها چه گذشت همه میدانیم و اما چه شرافتمندانه در کنار مردم زیستند چه سالهای دشوار را سپری نمودند ولی در ان حوادث با مردانگی وشجاعت ایستادگی نموده اند ناگفته پیداست روزی که دست نیرومند جبر بر توان بسیاری ما فایق شد و ما را به هر گوشه پرتاب نمود ولی ما هم ارام نه نشستیم و در بحر پر تلاطم حوادث شنا نمودیم وبار دیگر خودرا به هم رسانیدیم واز این باهم رسانی بسیار سال ها گذشت که ارزو های خود را برای زنده داشتن هسته مترقی برای اینده وطن چه در گفتگو های انفرادی چه در
نوشته ها چه در جلسات هر یکی از ما وشما بیان کرده ایم و میکنیم این ارزو ها در قید زمان چهارده سال تمام را در بر گرفت که احزاب وسازمانهای جداگانه را با ابتکار رفقای بزرگ و به همکاری نیروها ویا رفقای که در حزب دیروز یعنی ح د خ ا شمولیت داشتند به وجود اورد سخن از همین جا اغاز میشود از سالها به اینسو در جمع رفقا تعهد داده ام هر مشکل رادر راه تامین وحدت سازمانهای رفیق بپزیرم ایستادگی در این امر نه زور ازمایی است ونه بغاوت است ما میخواهیم رفقای ما وحدت نمایند لذا ان رفقا طرف سخنم قرار دارند که در این پروسه بسیار موثر اند ولی بنا به ملحوظات نا معلوم وسوال بر انگیز دراین شرایط از نظر ما پنهان هستند با انکه حزب ما وحتی خود شان مورد حملات واتهمات قرار میگیرند حرفی برای گفتن ندارند امروز ما را درمیدان خداوراستی رها کرده اند رفقا اطمینان داشته باشند ما همیشه مدافع ارمانهای خود وحزب خود بوده ایم نیات ما صاف وصادق است ما در جامعه محیط کار وزندگی وخانواده با چهره معلوم زندگی میکنیم در دفاع از ارمانهای خود وحزب خود بار ها مورد ملامت دوستان شخصی قرار گرفته ایم انها برای ما میگویند بزرگان ومقام داران شما خاموش اند شما چرا اینطور دوشمشیره در نبرد هستید ولیکن ما بدون ماجراجوئی انرا ادامه میدهیم
هیچ کدام ما انکار نداریم که اغاز این هسته گذاری ها از نام همان حزب دیروز بود واست رفقا وقتیکه از حزب دیروز یاد میکنیم به معنی یاد کرد ما از نام نیست بلکه یادی از یک ارمان است ازیک نیروی بزرگ است ازیک تعهد است از یک صممیت است ازیک هم پیمانی است وبلاخره از همقدمی در یک راه رفتن است رفقا ما چرا جمع شده بودیم که چه کنیم ما درست گفته بودیم که میخواستیم و میخواهیم برای مردم رفاه تامین کنیم این وطن را ابادکنیم از بیان تاریخ حزب امروز با سه کلمه به سرعت میگذریم( حزب جور شد بزرگ شد سراسری شد) هر حادثه که بر حزب تحمیل شد متعاقبا خود ما قیچی صلاحیت را گرفتیم از هر طرف حق خودرا قیچی کردیم چرا چنین شد امروزبا انکه در این مورد بسیار دیر شده چراهای دیگر دارند بوجود میایند بزرگان ما برای خود حتک شان وعزت می پندارندکه در این بحث ها شرکت کنند توقوع نداریم انها با چنین طرز تفکر ما را رها نمایند انها میتوانند دریک بیانیه بسیاری از توقوعات مارا جواب بگویند ما تعهد داده بودیم که از زندگی وحیات خود در این راه تیر هستیم راه مبارز ه کشتن وبستن و زدن وتوهین شدن وتحقیر شدن دارد رهبران ما از این مراحل گذشتند هیچگاه حرمت وعزت شان نزد ما کم نشده است بلکه پایمردی وایستاده گی شان افتخارات ما است ملامت گریها نسبت به ان حزب ورهبری ان به معنی چه است بکدام طرف انرا حواله میکنیم ما دران حزب نبودیم و یادر تصامیم و فیصله ها شرکت نداشتیم ویا دست بالا نکرده ایم ما کدام کار غلط هم نکرده ایم و نه خودرا بازی داده ایم
رفقا از مسوولین ورهبری شکایت دارند این شکایت را کجا ببریم اول میخواهم بگویم این مسوولین ورهبری کدام رفقا هستند نزد من رفقای رهبری حزب دیروز ورفقای رهبری سازمانهای جدا شده از حزب دیروز رهبری ومسولین ما هستند این رفقا در همه پیش امد ها خاموش هستند انهایکه در بحث ها شرکت میکنند خود بایکی دیگر جنگی هستند اول خود انها نیاز به اشتی گری دارند نمیدانم چرا در این مسایل توجه نمیشود ما با ارایه این حرف ها ادعای بزرگی نداریم که به ان ارزش داده نمیشود من سوگند میخورم تا پایان عمر فقط سپاه ودر امر شما باشم اما به این حالت خاتمه دهید همه میگویند که دلایل عدم موفقیت ما در وحدت خودخواهی ها است معلوم نیست مخاطب کی است رفقا نشود صفوف را بگویند اخر رهبری شما هستید این خود خواهان کدام رفقا هستند دوسال است یک کمسیون که از بهترین رفقا که هرکدام مدعی رهبری جامعه بیست میلونی وهزار ها گونه تفکر هستند تشکیل شده است برای همسوئی دو تشکیل رفیق وبرادر وبا اشتراکات بسیار وسیع هیچ دست اوردی ندارند لذا نتایج دوسال مذاکره را باید هشت ساعت پیرامون یک جمله که شما چنین نوشته اید وشما چنین نوشته اید به بحث بگیریم واما رفقا وعده میدهیم ما تا پایان عمر در امر وحدت خواهی سازمانهای رفیق ایستاده خواهیم بوددر این موضوع پیشنهاد خودرا در اخیر تکرار میکنم
در این وضیعت قصه ای را قابل توجیح میدانم که از اینجا اغاز میشود( گویند پدری مریض بود احتیاج به عملیات جراحی پیدا کرد برای پسر که از لحاظ مادی مستعد بود نامه نوشت که مریض هستم وباید جراحی شوم وبرای اینکار مقداری پول ضرورت است که شما پسر عزیزم میخواهم برای ارزومندی ادامه حیات ام ارسال نماید پسر نامه پدر را گرفت وخواند روز ها از این پیش امد برای پدرش گریست تا اینکه نامه دوم را دریافت نمود که از مرگ پدر خبر میداد) ما همچنان در یاد کرد از رهبران و پیشروان با کلمات ادای احترام میکنیم بهتر نیست این احترام را در تحقق خواست وارمانشان که ایشان چه میخواستند وبه حزب شان وارمان شان چه کنیم انجام بدهیم ما برای تخریب همدیگر بسیار فعال هستیم گفته میشود ح م م ا رفته اند در دولت همکاری میکنند چه کنند در گوشه ای بنشینندو انچه میتوانند همانرا هم نکنند من چندین مصاحبه ریس ح م م ا را شنیدم در یکی از ان نه گذشته خود را رد کرد و نه گفت حزب دیروز ما خیانت کرد یا در باره نهضت گفته میشود نهضت کسانی اند که در سقوط حاکمیت نقش داشتند در حالیکه بر عکس همه مدافع حاکمیت بودند این درست است که گفته میشود حاکمیت از داخل متزلزل شد این بسیار دقیق است در داخل چرخ رهبری درست ودقیق به دوران انداخته نشد وباعث ضعف های گردید که پروسه تنظیم شده سقوط را سرعت بخشید ولی بانهم بگفته رفیق شهید رفیق داکتر صاحب نجیب الله اعضای حزب را نمیشود که در بحر هند باندازند لذابا ابتکارنیرو های حزب پلا نها ی ازان چنان که دشمنان در نظر داشتند خنثی گردید همین حالا انها تروریستان وادمکشان حرفوی نیات وقصد دارند وبار ها به اصطلاح خود گفته اند و میگویند که خدا یک دفعه دیگر گدودی را بیاورد باز ما همراه این خلقی ها وپرچمی ها گپ میزینیم ما میگویم انسان وقتی اشرف مخلوقات است که فکرو نیات گفتار و اراده وعمل نیک و سالم وخوب داشته باشد وقتی نتواند بداند که از اب گندیده این صفای جسم را نصیب شده است در همان گندیده گی باقی میماند اب های گنده پرازیت ها ومکروب ها را تولیدو تکثرو تکامل میدهد ما به عوض اینکه این اشیای گنده را نمک بزنیم داریم خود ما به پوسیدگی میرویم ایا با مصداق این شعر مشهور به خود افسوس کنیم
هرچه بگندد نمکش میزنند
وای ازان روزیکه بگندد نمک
مسله سقوط یا انصراف از قدرت توسط خود حزبی ها نظر رفقای است که خود راجداگانه تعریف میکنند اوشان خوش ندارند که ما انهارا رفیق بگویم در این حال شعار وحدت هم را بلند میکنند میپرسیم این اشارتی بسوی کیست میپرسم چراهر روز از ان ادرس دشنام میدهید ایا وحدت از دشنام به رفقا شروع میشود با اینحال سیاست های شانرا به دولت موجود هم توصیه وتجویز میکنند میپرسیم ایا مطمین هستید که با همان چشم که ما شما رامیبینیم همه شما را چنان میبینند ما به هم اختلاف نظر داشتیم وانهم بخاطر بهبود کار بود اخر هر کدام شما بیاد دارید زیر نظر شما به صدها کار ووظیفه سوق وگماشته شدیم زمانی که دست دشمنان مردم وکشور بما رسید هردوی مارا یک رقم کشتند نه به رهبران ونه به اعضا رحم شد دها تن از رفقای که میان خود من وتو داشتند قصاوت دشمنان مردم در مورد شان تفاوت نداشت با هزار بار اطمینان در لوح تاریخ مینویسیم که در اینده هم چنین است انها میگویند ایشان در یک پروسه طبعی از حزب دیروز بوجود امده اند اگر این نظررا در قید قضاوت بگیریم به ان معنی است که حزب دیروز مادر است پس چرادر میان خود ومادر جدولی از قیاس رسم کنیم که مادر غلط بود وما درست هستیم رفقا اگر کاملا اطمینان دارید که نمیتوانید با فرزندان مادر همسویی نماید ومن وتو را با وجود اینهم در میدان میاورید از شما تقاضا مینمایم که این عقده ها را به انهای توجه سازید که برای من وتو رحم یکسان کردند و دارند و ان ریختاندن خون من و توست بی عزتی من وتوست ونابودی من تو تا یاد کرد نام من وتوست .در غیران تا اینکه صد قدم بی حاصل بسوی دشمنان مردم میروید یک قدم پر حاصل بسوی دوستان مردم بیاید
موج تا موج است در اغوش بحر
کرده خود را سوار دوش بحر
اقبال
یکتعداد دیگر رفقا با انکه در غلوی اخلاص بکلی غرق هستند اول سیلی اخلاص خودرا به تن حزب وصورت رفقای خود میزنند انها تمام دروازه تفاهم وهمسویی را بند نموده اند و میگویند هر کس مبارزه میکند همین راه است وبس انها متکامل تر از دیروز که میگفتیم راه سومی وجود ندارد راه دومی را هم مسدود کرده اند
موج شو از خود براو بر گردن طوفان سیر کن
گرد خود گشتن بجز خاصیت گرداب نیست
بیدل
شکوه وگله از رفقای که جای شان را داوطلبانه خالی گذاشته اند یکتعداد این رفقا بسیار از دور مشوره میدهند ویک تعداد دیگر در عقب همین دروازه ها ایستاده اند در خانه خود منتظر صلاح هستند در حالیکه میتوانند فعالیت سیاسی شان تبادل نظریات شان مذاکره ومفاهمه شانرا از درون همین سازمانها بسیار ثمر بخش انجام بدهند وحتی نسبت به یکتعداد امر وحکم شان قابل پزیرش وتحمیل است در حالیکه به صورت قطع میدانیم که هیچ اختلاف عقیده ای نداریم باید وباید به این اختلاف شخصی خود غالب شویم من از این رفقا برای خود شان شکایت میبرم که ما را در امر وحدت خواهی تنها گذاشته اید در بیرون ایستاده هستید صدا میکنید اواز شما را از بیرون شنیده نمیتوانیم شما خود تان این احزاب را ساختید ما به اساس ارمان با ان متعهد شدیم حالا خود شما دروازه را بروی خود بسته کرده اید بیاید رفقا با روشنی بدون تشریفات ودیبلوماسی راز داری وپرده پوشی واما بدون خفگی شدت بخشیدن به اختلافات با دلسوزی رفیقانه چاره این مشکلات را بسنجیم
با برداشت های( بدون شرح) فوق به تاکید از نظرات قبلی خود و تعداد زیادی از رفقا با اضافه چند کلمه پیشنهاد چندین مرتبه ای ام راتکرارمی نمایم اینکه در وضیعت کنونی انچه در امکان داریم باید انجام بدهیم وانچه مقدور است نباید قربان انتظار فرصت های بهتر گردد وان عبارت از وحدت ( ح م م ا) و( ن ف د ت ا) با دلایل( وجه مشترک رهبری وجه مشترک طرح برنامه وی وجه عملکردهای جاری) میباشد اگرمذاکرات در ترکیب کمیسیونها قبلی سوتفاهمات را خلق کرده است ترکیبات باید از دو جانب تعویض گردد در این مسایل لازم هم است این وضیعت به دریافت زبان مشترک در داخل سازمان همچنان کمک میکند در مورد وحدت تشکیلاتی این دو تشکل برادر ورفیق میتواند یک کمیته رهبری باصلاحیت که در راس ان باگذشت رفیقانه یکی از رفقا انتخاب وتعین گردد مورد مطالعه قرار گیرد با اطمینان این حرکت سایر تشکیلات سیاسی رفیق را در انعطاف پذیری میکشاند وروحیه تصمییم گیری رفقا در حال انتظاررا نیزبه شدت تقویت مینماید
پیروز با وحدت رفقای ما
م ی هادی