ما خود را در قضاوت فردا چگونه بسپاریم ؟
در عقب سیاست های ناکام چهره های ناکام قرار دارد عوامل ناکامی ها از یک جهت که درمتن و محتوا گنجانیده میباشد از جانب دیگر در پروسه تطبیق ان نیز بروز میکند از همین جاست که در پروسه عملکرد ها نقش شخصیت و رهبریت مطرح است لذا ناکامی در سیاست ناکامی شخصیت در محاسبه قرار دارد از همین رو مردم ماعمل ناکام را در وجود شخصیت ناکام در موارد معین در مصراع مشهور (ازموده را باز ازمودن خطاست) به متل زمانه ها تبدیل نموده اند . در یکی ازنوشته های رفقا خواندیم که بعد از چهل دو سال ما در کجا قرار داریم؟ پاسخ به ان در سطح یک سوال با اهمیت انتقال تجربه است که عمل پیش روان وبزرگان ما را وهمه مارا که ادعا داریم امتداد مبارزه دادخواهانه دیروز هستیم ارزیابی میکند که ایا حقیقتا ما ادامه همان ایم که بودیم ؟ انچه مربوط به ترتیب پروگرام اهداف ومرام است یقینا در صلاحیت چند تن شخصیت مدبر وصائیب میتواند تنظیم وتدوین گردد اما چگونه با کدام تفسیر مورد اعتماد وباورقرار گیرد وچگونه نیرو ها ی مبارزه خود را در ان ببینند وایده ویا نظر خود را در ان پیدا کنند مربوط به نقش پیش قراولان وپیش روان خط وراه میباشدکه چگونه میتوانند این نیروها را جلب وبسیج نمایند . درمراحل معین گذشته چهل ودو سال نقش شخصیت در فعالیت حزب سیاسی ما روشن میباشد وحدت خانواده بزرگ سیاسی که نه تنها با سلیقه های متفاوت حتی با بینش های متفاوت حفظ شده بود دقیقا از نقش شخصیت تاثیر پذیر بود معلوم است که نقش شخصیت در وجوه چهره واندام وسلیقه های شخصی سن وسال قومیت سمت زبان نزاد تبارز نمیکند بلکه نقش شخصیت در بینش درایت و تدبیر اعتقاد و باور به ارمان واهداف که حتی بنا به عوامل بیرونی عملی نشده است هویت پیدا میکند

چرا نگویم که تعداد ما در چهل دو سال درسی را که باید میاموختیم نیاموختیم تنها همین را یاد گرفتیم که اشتیاهات بسیار کوچک ناشی از کاروعمل را بسیار بزرگ بسازیم و تحت تاثیر تصورات خود بر حزب وارمانها ورهبری انتقاد نمایم اگر پرسیده شود چرا دیروز به حیث شخص متعهد وهدفمند در برابر انچه امروز یک سره تکفیر میگردد حرفی وگپی ونظری و انتقادی وجود نداشت باز این گناه به گردن مرکزیت رهبری انداخته میشود که این مرکزیت دست ودهان همه را بسته کرده بود اگر پرسیده شود هراس ازچه بود که به ان مرکزیت ( گویا تحکم ان ) طرح های خود را موا جه نکردند چه جواب وجود دارد؟ چون اگر واقعا سپاه ارمان بودیم مرگ را بخاطر ارمان قبول کرده بودیم سوالی که باقی میماند سوال موقف ومقام بود بخاطر داریم همین حزبی ها بخاطر اصول وتعهدات شان( قبل از حاکمیت موضیع گیری های دیگر است) در دو مرحله از حاکمیت از کار ها برکنار شدند به تبعید گاه ها رفتند به زندانها رفتند به کشتار گاه ها رفتند ترور در مورد شان تطبیق شد به جبهات تحت پلانهای سقوط وتسلیمی سوق شدند نان خودو خانم ا ولاد های شان وفامیل های شان گرفته شد اما از اراده وتعهد خود نگشتند انانیکه امروز با انان دشمنی میکنند یا اعمال دشمنان مردم وکشور ما اند ویا اب نان خواران و اجیر شده انان اند
.
باید گفته شود امروزکه در میدان رقابت های سیاسی هر کدام فرق خود را حمایه میکنیم نقش شخصیت ضعیف است دشمنان مردم ما و کشور ما در این باره موفق هستند که با دستان خود ما بروی ما سیلی بزنند با زبان وقلم خود ما بر علیه خود ما تهمت و افترا کنند و ما فکر کنیم که کار شریفانه انجام داده ایم چه هدف داریم به نظر من فقط مطرح کردن خود ما است و دیگر هیچ
.
ما در نظام دیموکراتیک محافظ قانون در تطبیق مرام ان سپاه ودر داخل حزب عضو متعهد به اصول اساسی ومرامی ان بودیم امروز احزاب وگروپ های جداگانه که تنها در سایه ان حزب میتوانند حرکت کنند که دارند انان( به استثنائی ن ف د ت ا وح م م ا ) یک سر گردن از ان حزب دیروزخود را بلند میگیرند علا وه به ان

یکتعداد از تحصیل کرده گان که به برکت ان حزب جانفشانی وایثار هزران عضو حزب در سنگر ودفتر و خون هزاران شهید وطن ومعلولیت هزاران هم سنگر صاحب زبان وقلم شده اند به فضل فروشی مصروف اند انان بدور همدیگر خود جمع شده اند دیگران را مورد سرزنش قرار میدهند و با نوشته های بلند بالا در حقیقت بازی با کلمات وافزود یک اتش دیگر سه اتشه صفحات انترنیتی را بند انداخته اند عجب است اگر ما زبان اشنای همدیگر را ندانیم وتوقوع داشته باشیم که جامعه زبان ما را بداند انان با وجود تائید این گروپ وان گروپ حتی عضویت رسمی خود را در ان گروپ ها نپزیرفته اند ان گروپ ها نیز به خاطریکه اعتراض انان را بر علیه دیگران انعکاس دهند همه تعرضات انان را با کمال میل به نشر میرسانند به این ترتیب انان با شعار وحدت معامله دگر گونه دارند انان میگویند یگانه راه نجات همین است که ما میرویم و با این حال هم برای انکه گویا به مخالفین خود ترسک پیش کنند گاه گاهی هم با مخا لف ترین های خود کنار میایند ونمایشی از اقدامات وحدت را به تصویر میکشند وحدت بیچاره هم به اصطلاح عامه بسیار پشت پهلو شده است یک قصه را بیان میکنم که کشش های وحدت وهمراهی وجاذبه در ان قابل توجیح است
.
(
گویند در محله ائی ملائی بود که اواز ناخوش ایند داشت درهنگام نماز و وقت اذان کلمات مقدس در اواز بی اهنگ ونا خوش او گوش شنونده را اذیت میکرد مردم جمع شدند وتصمییم گرفتند قطعه زمینی وسایل بزر وزرع را خریداری نمایند وبه ملا صاحب تحفه بدهند تا او کار ملائی را رها کند و با ان میتواند روز وروزگار خود را پیش ببرد همه موافقت کردند ورفتند نزد ملا صاحب وعریضه خود را پیش کردند ملا صاحب که جز عادت ملائی به زحمت ورحمت دیگر اشنا نبود به این در خواست با این دلیل که من ملا هستم ودین در س میدهم وچرا پیش نمازی خود را عوض کنم تن نداد وپلان مردم تطبیق نشد اما ازاینکه مردم در نهایت به تنگ امده بودند در پی چاره جوئی دیگر شدند تا اینکه دریافتند که برای ملا صاحب پیشنهاد حج را نمایند اگر موقتا هم است این فضا را تغیر بدهند به این منظور مقدار پول مصارف از طرف مردم تهیه شد و پیشنهاد مرد م به ملا صاحب پیش شد وملا صاحب از اینکه در پهلوی ملائی اکنون حاجی هم میشود به این فیصله گردن نهاد روانه حج شد در جریان راه وسفر وقت نماز شد کاروان توقف نمود وملا صاحب طبق عادت یک بلندی را پیدا کرد واذان گفت مردم متدین از ناگزیری در عقب او نماز خواندند بعد از نماز شخصی با مقداری از تحایف از قبیل خوراکه وپوشاکه از قریه نزدیک حاضر شد وپرسان کرد که همین اذان را که داد همه شهادتا ملا صاحب را نشان دادند وشخص موصوف تحایف را در مقابل او گذاشت وگفت که اینها همه به شما تحفه وبخشش است مقتدیان حاضر ومسافرین همه اعتراض کردند که اخر ما هم مسافر هستیم چرا در حق ما این روا داری را ندارید شخص حاضر گفت حقیقت این است که این ملا صاحب برای من خدمت نموده است مردم پرسیدند چطور ؟ شخص گفت دختری داشتم که از حیث دین عاشق محمد بود وتمام شب وروز دیوانه وار از همه امور زندگی خود را محروم کرده بود ومیگفت من پیش محمد میروم امروز که اواز این ملا صاحب را شنید پرسید این کی است که نام محمد را میگیرد من گفتم که این هم از پیروان وراهروان است دخترم دفعتا حالت اش تغیر کرد وبرایم من گفت که اگر محمد این پیروان را دارد من دیگر دیوانگی رفتن نزد محمد را نخواهم کرد
)
از این قصه چنین انتباه میگیریم که با اواز های غرض الود دعوت های مغرضانه وخود خواهانه راه بیرون رفت وگذر مارا به اینده میسرنمیشود

با گله از یک تعداد رفقای دیگر در اینجا یاد میکنم که با وجود انکه عضویت خود را در هیچ یکی از سازمانها نپزیرفته اند اما در باره وحدت سازمانها فعال اند گله ما این است که انها با انکه میدانند دو سازمان رفقا( ن ف د ت ا) و(ح م م ا ) که اشتراکات وسیع دارند و بخاطر وحدت سازمانها اقدامات عملی نمود ه اند وکار های را هم انجام داده اند انان سهم خو درا ادا نکردند این رفقا در موارد بسیار مشکل دیگر خود را مصروف ساختند ظهور انان بسیار با اطمینان بود و لی حضور موسمی انان در باره مسایل مهم زندگی ارمانی ما وازدور در مسایل نظر انداختن شان گله مندی های ما را میسازد باور نداریم که مسایل را تعقیب نمی نمایند اما منتظر کدام فرصت ها میباشند ؟ ما در باره وحدت رفقا نه به اساس فرصت ها بلکه به اساس ضرورت ها عمل کنیم ایا وحدت سازمانهای رفیق یک ضرورت است ؟ تا حال این ضرورت را هیچ کسی رد نکرده است واساسا در هر شرایط وحدت یک امر ضروری است در این میان سوال همیشه را نیز برای انها راجع میسازیم

چرا نمیتوانند در سازمانهای ایجاد شده عضویت خود را بپذیرند ؟ این خلای است که میتواند سوال های متعددی را بروز دهد ما نمی گویم که انانیکه ایمان اراده باور واعتقاد اگاهی فصاحت بلاغت دانش های مسلکی دارند حق ندارند در موقف های بالا مسوولیت های بزرگ نداشته باشند و انانیکه این صفات را در خود دارند چطور نتوانند در داخل سازمان این صلاحیت ها را بخود کمائی نمایند لذا دیگر مسله باقی نمیماند و به همین ترتیب سوال دیگر در مورد وحدت سازمانهای رفیق است چرا نمیتوانیم وحدت

سازمانهای رفیق را تامین نمایم ؟ ایا مسله رهبریت رفقا زیر سوال میرود؟ و اگر میرود ایا در رفع این سوال باز هم رفیق ما نقش دارد ؟ که دارد پس تشویش چه است ؟ همه میدانیم انانیکه درایت و معیار های رهبریت را دارند در هر مرحله ودر هر جمع این مسوولیت متوجه انان خواهد بود ما به این سپاهیان بی شمار در سازمانهای خود که هر روز کمیت وکیفیت انان را انعکاس میدهم اعتماد وباور داریم که انان میتوانند به رهبریت سالم رای بدهند ما همیشه شاهد ان بودیم که راه بر گزیده انتخابات است دقیقا اصول مبارزه بیرونی ما همین است اما درمیان خود بیاید این انتخاب را در یک اساس دیگر انجام دهیم که کدام یک از رفقای رهبری ورفقای سر شناس حاضر اند به نفع رفیق دیگر از صلاحیت بگذرند ؟

وهمچنان با استفاده از حقی که چه در گذشته در داخل سازمان بزرگ ما وچه در حال در مناسبت رفاقت وهم ارمانی بما داده شده است همین گونه از همه رفقا ی سر شناس میخواهیم که بگونه صفوف در مسله وحدت رفقا داخل جر وبحث شوند خواهش ما این است که در این بحث ها نه از ان سوئی دیوارها بلکه با حضور در نشستگاه رفقا ما راافتخار رفاقت و همراهی ببخشند ما اطمینان داریم موقف ومقام شما نزد همه رفقا محفوظ است

تنها با هماهنگی است که انتخاب تاریخی و مسوولیت تاریخی ووجدانی خودرا انجام داده میتوانیم
.
پیروز باد وحدت رفقای ما

م ی هادی