گلبدین در فیگورقدرت نمائی کاذب
از دیر گاهیست سر زمین ما در تب سیاست های ستم سالاران سود وسرمایه میسوزد. مهندسین اهداف بزرگ نظام های جهانخوارهر از گاهی با کاربرد افزار های سیاسی و جا بجائی وسایل رزیرفی شان، تاکتیک وشیوه های تطبیق اهداف شانرا تغیر داده ومیدان بازی های جدید سیاسی را هموار میسازند. دین ومذهب را با باورمندانش ، قوم و ملیت را با هموندانش ، زبان وگویش را با گوینده گانش در حلقات خود فروخته گانی چند به بازی گرفته اند.خود فرو خته گانی که با قباحت خود فروختگی خودشانرا به روی نمیگیرند. خود فروختگی تن فروشی نیست.خود فروخته گی آنست که منافع مردم را یک فرد و گروهک هم مشرب با تکیه به یک قدرت بیرونی در گروه منافع خود شان داشته باشند. امروز همه افرادی که در سطوح مختلف در بستر قدرت لمیده اند همان خود فروخته گانی استند که این چنین تعریف میشوند. حکومت سازی ها با بر چسپ های اسلامی ، امارت، وحدت ملی به روایت های دینی ، مذهبی و قومی نمونه های بارز و برجسته این واقعیت است که تمام داشته های هویتی مردم این سر زمین به مدیریت بیرونی ها اسیر منافع آنها و پرداخت حق الزحمه خدمتگذاران سیاست های آنهاست. وقتی لست ها و نام نویسی ها حتا که در سازمان ملل متحد سیاه وسفید میشوند درست به اساس مدیریت محرم، همین اهداف سیاست های کلان را نشانه میگیرد.
چند تا اقدام تعجب بر انگیز اخیر واقعیت تاکتیکی جدید اهداف دور نمای این سیاست هاست.امروز تمام مطبوعات جهانی روی نقل و انتقال گروه جنگی مشهور داعش از گذرگاه افغانستان بطرف آسیای میانه تمرکز دارد. اولین سوال اینست که گروه داعش با مسمی "حکومت شام وعراق" هر چند در بیانیه نخستین به مسیرپیشرفت خود به کشور های پاکستان، ایران ، هندوستان، افغانستان ... اشا ره کرد با این وجود گروه داعش به اساس اهداف مشخص( حکومت وعراق وشام) در قلمرو معین به دنیا آمد، که درششماه پیشروی برق آسا با منافع روسیه فدراتیف در شرق میانه تصادم کرد، از همان نخستین واکنش های روسیه فدراتیف دیگر زمزمه های "حکومت عراق شام" جایش را به ورد گروه تروریستی عوض کرد با افاده این که تروریزم سرحد ندارد ومیتواند از هر جائی سر بلند کند. پس اهداف مشخص بود.
نتائیجی که تصادم منافع روسیه در شرق میانه بوجود آورد این گروه ظرفیت های جنگنده انسانی خود را از دست داد وبرای پیشروی به سوی اهداف اولیه نیاز به تقویت ظرفیت داشت. این زمانیست که بیشترین گروه های تروریستی فراری ازبکستان، ترکمنستان، گرجستان، قفقاز... جمع گروه مجتمع تروریستی مقیم در پاکستان که در خاک سوریه روان شده بودند نیز زیر ضربات خورد کننده نظامیان روسیه وسوریه بسیار تضعیف شدند. گروه القاعده که تاریخ استعمال آن با کشتن اسامه بن لادن گذشته بود ویکی از متحدان آن، (گروه طالبان) موجود صحنه نیز که از مدت ها در میدان جنگ با ضعف به حامیان حکومتی تکیه دارند، مهندسین سیاست های کلان را در فکر ظرفیت سازی دیگر واداشت. این ظرفیت سازی راهم در وجود طالبان باقیمانده با تغیر نشان وبیرق وهم در وجود ظرفیت های ریزرفی تدارک دیدند همان بود که در واقع با دیکتات ایالت متحده امریکاو به ظاهر به خواست حکومت دست نشانده به سفید ساختن لست های سیا پرداختند، وروی گلبدین حکمتیاررا در آن سفید کردند. این ماهیت ریزرفی را شخص گلبدین در نشست های مطبوعاتی در برابراین سوال که حزب اسلامی شما کدام حزب است؟ همان حزب راجستر شده به ریاست "ارغندیوال" ویا حزب شما جداگانه است خود وضاحت میدهد که "دوتا حزب وجود ندارد حزب راجستر شده ورسمی به اساس مصلحت وضرورت بنام "ارغندیوال" راجستر شده، "ارغندیوال" خودش عضو شورای رهبری ماست" یعنی این که در عین هم کناری بادولت دست نشانده، نیروی ریزرفی سیاست های مسلط هم بوده اند. پس منابع تمویل، تجهیز وتفویض صلاحیت هم دولت وهم گروه ضد دولت یکی بوده است از اینرو کلمه "تعجب بر انگیر" بالا را در اینجا حذف باید کرد واذهان باید کرد واذعان باید نمود که گلبدین حکمتیار اصلی ترین مجری اهداف سیاست های ایالت متحده امریکاست.علایم مشهود آن تقابل و رویا روئی از مواضع قومی، زبانی، وهمسوئی فکری واندیشه ئی با شعار های گروه داعش که به ظاهر بر ضد امریکا ودر واقع با مخالفین امریکا میجنگد از یکسو، از طرف دیگر پنهان شدن طالبان در آستین حزب اسلامی که مطبوعات به صورت آشکار از رهائی طالبان زیر نام اعضای حزب اسلامی به اساس قرار داد با دولت در گذشته گزارش داده اند و به تازه گی از بر افراشتن بیرق داعش توسط اعضای حزب اسلامی گزارشاتی نیز از طریق اخبار و مطبوعات به نشر رسید. در پهلوی این همه مسایل گلبدین حکمتیار بدون هیچ نوع موقف حکومتی حتی بدون حضور رسمی به نام رهبر حزب اسلامی راجستر شده میاید در کنار کمیسیون با صلاحیت انتخابات می نشیند ودر حمایت از کمیسیونی که یک سلسله گروه ها وحلقات شامل حکومت نسبت به این کمیسیون ملاحظه دارند در برابر این ملاحظات بسیار با صلاحیت ایستاده میشود. این مسایل دلالت به آن دارد که گلبدین حکمتیار مسولیت دارد چندین حق را ادا نماید. حق حفظ ریزرفی، حق ساختاردولت دلخواه که نام او را در لست سیاه، سفید ساخت، حق تادیه پول مخفی نشینی، حق تادیه پول حضور در صحنه سیاسی، حق زمینه سازی برای قدرت نمائی، ودر نهایت حق وعده های امید یعنی رسیدن به قدرت را باید ادا کند.
درسایه چتر قدرت نمائی گلبدین >>>>>>>>>>>>
نام حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار رفتار مخوف ترین گروه های جنگی ضد انسانی را در اذهان تداعی میکند. درجنگهای داخلی گذشته، قاعده مجازات مخالفین این حزب را بصورت مشابه در واقعیت رفتار گروه داعش بخوبی میتوان دید.اگر گاهی در شرایط معین گلبدین حکمتیار قصاب کابل خوانده میشود هرگز جنایت های این گروه جنگی در گوشه و بیشه دره ها، در هر برگ وریشه درخت وبته قریه ها، در هر خشت پل و پلچک گذرگاه ها ودرفرو ریختن هر چت و دیوار خانه های شهر که از فریاد انسانها شهادت میدهند ازخاطر فراموش نمیگردد. گذشته واقعیت این حزب به امانت سطور تاریخ رسیده است در حال حاضر ببینیم که برای آینده، حزب اسلامی چه اراده ای دارد. همانطوری که در بالا نوشتم برای گلبدین حکمتیار در یک نشست مشترک با کمیسیون انتخابات به بهانه تحویل یادداشت حزب اسلامی یک کنفرانس مطبوعاتی برای قدرت نمائی او تنظیم گردیده بود. که به هیچ دلیل وبرهانی به خاطر سپردن یک بسته از خواستهای یک شخص غیر رسمی در ارکان دولت نیاز به چنین شکل سازی نبود. اما اگر چنین نمیشد وجه قدرت نمائی ورویاروئی با سایر گروه ها هم صورت نمیگرفت وشعار دولت اسلامی با توجیه این که دولت حاضر برای گلبدین حکمتیار دولت اسلامی نیست از یک تربیون رسمی بی بیان میماند وواکنش های که قرار است تحریک شود زمینه سازی نمیگردید. دولت حاضر را گلبدین حکمتیار دولت اسلامی نمیداند بصورت آشکار از سیاست های اجتماعی دولت عدم رضایت خود را بیان کرده است. با اینحال همین دولتی که دولت مشروع اسلامی گلبدین نیست ترکیب کمیسیون ساخته همین دولت برایش قابل قبول است وچند ملاحظه او را باید درنظر بگیرد.یکی ازخواست های گلبدین حق دادن رای مهاجرین بصورت خاص اشاره گلبدین به مهاجرین در پاکستان است چرا که ارقام شماری که گلبدین ارائه کرد شش ملیون رای را از طریق حق رای به مهاجرین پاکستان بی هیچ شک وتردید از خود میداند. این در حالیست که کمیسیون اعتراف میکند شمار رای دهندگان واجد شرایط از چهارده ملیون تجاوز نمیکند. در اینصورت او ریس جمهور وآن هم چه عجب ریس جمهور منتخب مردم افغانستان میشود. گمان نمیکنم نیرنگ استعماربه این معراج رسیده باشد که انسانها با شعور اندک هم داوطلبانه تصمیم بگیرند قاتل جان، قاتل عزت، قاتل حق و قاتل آزادی های فردی و اجتماعی خود شانرا حاکم منتخب خود بسازند. ولذا این گویش های هدفمندانه سیاست گزاریهای کلان، از حنجره آدمی به نام گلبدین که چندین گروه دشمن دارد تضاد ها و تقابل و رویا روئی را در نقطه یک انفجار بزرگ میرساند. گلبدین اگر از یک طرف با مردم مواجه است از جانب دیگر بخاطر کسب منافع بیشتر با گروه ها وگروپ های متعددی سابقه دشمنی و خونریزی های فراوان دارد ، تا هنوزاز تند روی وتحریک خصومت در برابر حریفان ودشمنان قدیم دست نکشیده است این نوع رفتار او گرچه به مقتضای طبیعت جنگ افروز و خونریز خودش است اما طغیان آن وابسته به حرارت سیاست های ستم سالارجهان یعنی ایالت متحده امریکاست. به فرض این دیگ سیاست چنین نجوشید از بخت بد مردم گلبدین حکمتیار ریس جمهور کشور شد. وجود او را در این سکوی قدرت کشور های همسایه شمال و شرق وغرب هم با وجود شکل گیری افغانستان به جای پاکستان به حیث تخته خیز بسوی خود تحمل کنند در داخل چه واقع میشود؟ جنگ مذهب، جنگ دین، جنگ قوم، جنگ ملیت، جنگ سمت، جنگ زبان، و جبهات گوناگون کلانتر از پیش دهن باز میکنند وهمه را میبلعد.
م ی هادی