گرهء کور زمان
گرهء کور زمان

یعقوب هادی
حوادث و رویداد های سالهای ( 1979 -1992) را بصورت گذرااز نظر میگذرانیم. تاریخ تحول و دگر سازیء که غوغای ستمگران جهانی را بر انگیخت. سالهای توفان خیز افتراء ودروغ وتبلیغات ضد مردم و سر زمین ما را تاریخ در حافظه خود دارد. دورانی که شبکهها و دستگاه های جهنمی جنگ سالاران و ستمگران منطقوی وجهانی به فریبکاری های بی مثال دست یازیدند.
در احاطه روا دید عقب نگهداشت پلان شده و پیشبینی شده ء سر زمین ما ژاندارم جهانی (دولت امریکا) در تبانی با متحدین هم کیش وگماشتگان منطقوی خود جنگ پر مصرف فزیکی و روانی را با شدت و حدت بیش از حد برای اهداف بزرگ آغاز و به پیش بردند. اهدافی که با تمام قوت وامکان برای پوشیده نگهداشتن آن به هر وسیلهای دست یازیدند و با بهانه سازیهای ابلیس مایه حاکمیت وقت را سرزمین ما ومردم ما را نشانه گرفتند. روزمره گی120 ساعت تبلیغات رسانه ای بر ضد کشور ومردم ، ایجاد آموزشگاههای جنگی، تربیه تروریست ها و باندیست ها بر ضد دگر سازی های عمرانی ، تربیه تروریستان حرفوی برای کشتار و دهشت افگنی ، تجهیز تروریستان و باندیست ها با اسلحه قیمتی، ثقیل و پیشرفته، در اختیار گذاشتن بیش از حد اسلحه واسلحه ثقیل ، ملیارد ها دالر مزد برای کشتار، ویرانگری وتولید آشوب وترس که همه و همه اکنون بنیاد و زیر ساخت وضعیت حاد و جاری در کشوراست.
از آن دوران نزدیک تا حال حاضر در ادامه اهداف سیاست گذاریهای استعماری دو مساله تغیر کرده، یکی عنصر ناگزیر زمان و دگر شیوههای کار به سود اهداف تسلط بیشتر به جهان که در متن سیاستهای ستمگران جهانی نهفته است.
مفهوم زمان در اینجا مفهوم درک وشناخت از گذشته و آینده است. با این بنا ما با جهانی آشنا استیم که ستمگران جهانی آنرا به سود خودشان سمت وسو میدهند. آنها به میل خود تقدیر ملتها وسر زمینها را مینویسند. درهر کجائی دنیا که نیاز ها و خواست های آنان در صلح دلخواه آنان تأمین شود همان صلح دلخواه شانرا تأمین وآنرا واقعی تعریف میکنند و درهر کجا که جنگ وخونریزی وویرانی به ارضاء و اقناع حرص و آز آنان برسد در آنجا صحنه جنگ وسرکوب را آرایش میدهند.
نزدیکترین مثال آن در همین شب روز ماه اگست 2014 پیدایش گروه تروریستی بنام دولت شام وعراق» داعش» است ، که از بطن القاعده خلقت پیدا کرد
این خلقت و سرکوب اشتباه زاد ، پرورش و توجیه آن به هدف نا درست نیست بلکه همه تدابیر سنجیده شده است که چگونه چنگال سود جویان بزرگ به منابع بزرگ نفتی محکم گردد. بی جهت نیست که ایالت متحده آمریکا بسیار ساده و بسیط این بازی منافع را با توجیه دیگر پوشش میدهد. ریس جمهور ایالت متحده آمریکا در کنفرانس مطبوعاتی در رابطه با موثریت وموفقیت عملیات هوائی نیرو های امریکائی در پیرامون «سد» موصل عراق گفت: «در صورت آسیب دیدن این سد امنیت کارکنان سفارتآنها در بغداد هم به خطر میافتاد»
همانطور که گفتیم همه وقایع را تاریخ به حافظه دارد. ایدالوگ های سود سرمایه دوران جمهوری دیموکراتیک را در افغانستان دوران انحصار قدرت میخواندند. اول باید بگوییم که قدرت یعنی امکان، وسیله وتوان مدیریت تحقق اهداف تعین شده است. این اهداف حتی اگر فر آورد ذهن فکر یک شخص هم باشد تطبیق آن نیازمند یک تیم کاری موافق به آن طرح است. با این بینش جمهوری دیموکراتیک افغانستان بر خلاف سوء نظر مخالفین، حاکمیت نمایند گان تمام ملیت ها ، اتنیکی ها ، اقشار مختلف جامعه اعم از زن ومرد بود که با آرمان مشترک سهم کار و خدمتگذاری به مردم وسر زمین داشتند. یکی از اهداف اساسی حاکمیت دیموکراتیک توزیع این قدرت بود در حالیکه مجریان آن سیاستها در هیچ توضیح و نظر پیرامون پروسه توزیع قدرت اشتباهات را کتمان نکرده اند جامعه سیاسی مفهوم کادر محل را که حاکمیت دیموکراتیک به آن تمرکز داشت در احاطه توزیع قدرت به درستی میدانند که به عنوان طرح حاکمیت عمومی پایه ورمز دیموکراسی است .
قدر مسلم اینکه سرنوشت افغانستان در مراحل مختلف تاریخی متأثر از بازیهای سود جویانه ستم سالاران جهان بوده و با سناریوی پیهم استعمار، مراحل حیات سیاسی آن رقم خورده است. در متن این چنین سیاست گذاریها همین اکنون با رسوائی تمام پروسه انتخابات ریاست جمهوری ( 1393) وسیله اهداف این سیاست گزاریها قرار گرفته است. این رسوائی ها محصول سیاستهای مسلط به اوضاع سیزده سال اخیر است که با شعار دیموکراسی و آزادی بیان از آن گزافه گویی میشود.
رسوائی های انتخاباتی دیگر هیچ جای شک و تردید را باقی نگذاشته که دسته های مطرح مدعیان احراز قدرت و صلاحیت کیها استند وچه میخواهند. پر واضح است عُمال تشدت ومتفکرین تشدت که برای قرار گرفتن در هرم قدرت با هم در جنگ وستیز استند، آنها منبع وماخذ واحد دارند . آنها مجریان سیاست گذاری های بزرگی استند که گفتیم اهداف ودورنما های شان برای تسلط بیشتر به جهان از چندین مرحله گذشته واکنون در آئینه حوادث سرز مین ما بخشی از آن پلانگذاریها را می بینیم.
با اینحال میبینیم واقعات انتخاباتی در وجود دسته های رقابتی نتیجه غیر عملی مورد بحث ( دولت وحدت ملی؟) را نشان میدهد. مساله غیر عملی بودن طرح (دولت وحدت ملی؟) را مقاله خبرنگار نیورک تایمز که در باره تشکیل حکومت موقت سخن گفته بود و واکنش دولت کنونی به رهبری حامد کرزی را بر انگیخت قوت می بخشد. هر چند تبصره در باره حکومت موقت یک حرف نو نیست اما عکسالعمل جدی در برابرخبرنگار نیویارک تایمز با تصامیم متناقض (منع خروج، خروج ومنع آمد) کار روی چنین طرح را به واقعیت نزدیک میسازد. این مساله بر میگردد به آمد ورفت تیمی از ایالت متحده امریکا به مدیریت آقای «عبدالستار سیرت» که خود در کنفرانس مطبوعات آنرا توضیح نمود. در آنوقت آقای «سیرت» گفت که اگر خدای ناخواسته پروسه انتخابات به نتیجه نرسد با این طرح از رفتن افغانستان به بحران جلو گیری میشود. حالا که در واقع نتائیج انتخابات به طرف بحران جریان دارد در اینصورت فصل تطبیق طرح حکومت موقت فرا رسیده بخصوص که آن تیم پلان آوردهء حکومت موقت، از زمان بیان آن توسط آقای سیرت دیگر هیچ وقت در رسانه ها ظاهر و حاضر نشدند پس باید در پشت صحنه مصروف کاری در این زمینه باشند.
در عین حال به اساس انعکاس روحیه اعضای دسته های تیم های رقیب، تفتیش اراء به نتیجه ای که روی آن بحث میشود یعنی به نتیجه بُرد بُرد نخواهد رسید. بلکه فکر میشود نتیجه باخت باخت خواهد بود.
در این خصوص آمران هر دو دسته با رفت و آمد وزیر خارجه ایالت متحده آمریکا همچنان نشان دادند گویا آنها کاری که میتوانستند بکنند کردند و با این ظاهر نمائی بفکر آن شده اند از حوادث و عواقب نتیجه باخت باخت که معنی شکست دیموکراسی صادره را میدهد پای خود را بیرون بکشند، و درنتیجه سناریوی دیگری راعملی بسازند.
در نتیجه پیش زمینههای سناریوی جدید را میتوان در سه مورد مشاهده نمود.
تهدید بیرون رفتن قوت های ایالت متحده آمریکا ( اینکه به عنوان چه در افغانستان حمله کردند بحث دیگریست که به پرداخته شده است) که در این اواخر توسط ریس جمور آمریکا بیان شد ، اعلام کنار رفتن حامد کرزی در اخیر ماه جاری بصورت رسمی از مقام ریاست جمهوری بدون اینکه روشن باشد چگونه برای کی و در چه شرایطی ، حملات دستهجمعی در چهارده ولایت کشور که همین اکنون جریان دارد مواردی اند که برای سناریوی جدید فضا سازی میشود....
یعقوب هادی