وحـــــــــــــــد ت

 

واژه وحدت ، بحث وحدت، برای ما نه از لحاظ کاربرد نو است ونه از لحاظ معنا ومفهوم نا فهم است

این واژه در قاموس بحث سیاست واجتماع واژه مستعمل ومروج و در حزب پر قدرت وشناخته شده ما به عنوان حزب مطرح در سطح منطقه وجهان واژه وکلمه تطبیقی بود. این واژه در سخن معروف رهبر ما بسیار با اهمیت وبا ارزش بیان شده است « وحدت حزب را مانند مردمک چشم‌ تان حفظ کنید» یعنی وحدت بینائی وبینائی توانمندی و صحتمندی است. تأکید به وحدت در تمام مراحلمبارزه ما همیشه مطرح بوده واما با وجود تأکید به وحدت وبا وجود روش‌های تطبیقی وحدت وبا وجود شیوه های حفظ ونگهداری وحدت ما شاهد آسیب پزیری وحدت بوده‌ایم واستیم. متأسفانه وبد بحتانه این آسیب پزیری در حالی واقع شده که جانب طراحان وحدت و محافظین وحدت از حیث دانائی ، آگاهی، قاطعیت، درایت سیاسی ، درک سیاسی، تشخیص ،شناخت، جدیت واز همه روشنتر کثرت جمع آمد شان در سطح پر کفایت ترین نیرو ها وشخصیت ها وبا کیفیت ترین پندار ها گفتار ها وکردار ها بوده واست ولی مخالفین وحدت، وحدت شکنان، افراد آسیب رسان به وحدت، نا فهم ترین که حتی معنای کلمات مستعمل خودشان را هم نمیدانند، نا آگاه ترین، بی‌سواد ترین از لحاظ درک و درایت سیاسی وحتی در مواردی از لحاظ سواد گفتاری و نوشتاری ، در مواردی هم با سابقه وحدت شکنی وهویت شناخته شده وحدت شکنی و آسیب زنی به وحدت قادر شده‌اند ضرورت ، اصالت ورسالت وحدت را دستخوش آشوب های بسازند که آدم‌های ناتوان در برابر همین نیروی پر توان سد واقع شوند.

متاسفانه ، با هزار افسوس، با درد ودریغ که نه تعمق و مکث روی پروبلم ها و شناسائی کردن پروبلم ها، نه شناسائی کردن زمینه‌ها ، نه شناخت کامل از نیروی باهمی وهم اندیش ویا هم شناختی ها اینکه ما کیستیم از کجا بر خاسته ایم وبه کجا می‌رویم، نه قضاوت‌های مشترک ویا هم قضاوت ما نسبت به گذشته حزبی و سیاسی ما از نگاه هویت لشکر عظیم نیرو های هم اندیش نتوانسته آرزوی شریفانه وحدت، ضرورت تاریخی این بنیاد مستحکم و مؤثر برای تطبیق تعهدات مارا دایمی وپایشی بسازد .

چرا؟

این چرا تا حال همیشه سؤال بوده ، (گذشته در جایگاهش مورد بحث است) و اما اینکه در حال حاضر هم نتواستیم به این سؤال پاسخ درست بدهیم. دلیلش به نظر م اینست که ما بیش از حد لزوممصلحت اندیشی میکنیم. این فلانی ها عضو حزب ما بوده نباید این فلانی ها خفه شوند . اگر رفیقی بخواهد از موضع قاطعیت خط فکر وعمل در گذشته وحال سخنی در مورد فلانی بگوئیدمتأسفانه باز در اینجا مصلحت ها کار خود را میکند حتی تعریف از ما یک مصلحت می‌شود و بدون توجه به داشته های متعار ف که وقتی ازما تعریف نمود جانبدرانه عمل میکنیم.

به نظرم با آنهای که وحدت میخواهیم بکنیم دید ونظر شان نسبت و قضاوت‌های شان نسبت به سرنوشت دیروز وامروز ما در گزینه وحدت نقش دارد.ادای این نقش پا بندی قاطع به قضاوت‌های که یاد کردیم میطلبد. همان طوری که صلح گدائی نمیشود وحدت هم به تگدی گرفته نمیشود. از این جهت است که اول باید ما محور وحدت را شناسائی تشخیص وتعین کنیم با وجودی که یادداشت « اگر وحدت نکنیم محکوم تاریخ استیم» این محور را مطرح نموده اما فکر میکنم یکمقدار این طرح را باز نماییم.

محور وحدت فکر و عمل است . معلومدار که هر فکر وعمل یک طراح و یک عامل دارد واین طراح وعامل حتمی یک شخصیتاست حالا در ایجاد این محور شخصیت ها با فکر وعمل شان مطرح استند

در یاداشت« اگر وحدت نکنیم محکوم تاریخ استیم» تجمع این شخصیت‌ها ونیرو ها را در چهار حزب رفیق و بیرون از آن شناسائی کردیم. گفتیم که با وجود تمام مشترکات فکری و قضاوت‌های هم سرنوشتی یا در سازمانهای جدا گانه ویا بصورت انفرادی مبارزه را بسوی هدف مشترک به پیش میبریم. میدانیم که بحث وحدت در میان این سازمانها ورفقا تازگی ندارد اما این بحث امروز کارا تر و مشخص تر شده و این کارائی درست از همان فکر وعمل مشترک رفقای ما تبارز نموده است.

رفقای ما مرز تشکیل را شکستند ودر قلمرو اندیشه وآرمان وقضاوت های مشترک هم سر نوشتی مقام و مکان گرفتند . این همان مقامی ومکانی است که به تعریف بنیادی خانه امن سیاسی ما خوانده میشود.در این خانه امن سیاسی ما همه صاحب خانه استیم وصاحبان خانه برای بودن، ماندن و کار در این خانه حق مساوی دارند و هر یک در مقیاس ظرفیت وجودی خودشان نیاز این خانه را تأمین میکنند.

وقتی گفتیم رفقای ما مرز تشکیل را شکستند به این معناست که ما مرز های محدود را امتداد میدهیم. ودر امتداد مرز مشترک خانه امن سیاسی را میسازیم وحیات مبارزه را جان ونفس تازه میدهیم. وقتی نفس تازه میگوییم معلومدار است که در هوای صاف و ستره میسر است .

حمایت وحدت طلبانه ازنام نشان رفقا ناشی از حمایت اندیشه، فکر وعمل شان در گذشته وحال است. نه از نگاه مقام موقف و جایگاه دیروز وامروز شان در حزب مادر و احزاب رفیق وهم اندیش که مطرح بحث وحدت استند. به همین لحاظ هم است که در قلمرو خانه امن سیاسی ما، همه رفقا ی هم اندیش چه خارج تشکل و چه داخل تشکیلات مورد بحث وحدت، جایگاه هم سان دارند.

رفقای عزیز! همانطوری که گفتیم بحث وحدت در میان احزاب رفیق تازه گی ندارد. یک سلسله بحث‌های وحدت خواهانه در میان این احزاب روشن ومطبوعاتی است. به این سلسله بیشترین رفقا از جریان مذاکره ومفاهمه حزب مردم افغانستان ونهضت واحد زحمت کشان افغا نستان آگاهی دارند. مذاکر و مفاهمه ای که یکجانبه توقف شده است وجانب مسکوت حزب مردم افغانستان است.یاد هانی این مساله بسیار ضرور بود وحتی به رفقای ن و ز ا پیشنهاد میکنم که جریان این گزارشات را که با دست رسی به آدرس شماری از رفقا ارسال شده مطبوعاتی بسازند . درضمن طرح ها وپیشنهاداتی که در کمیسیون حسن نیات وتفاهم ارائه شده نیز مطبوعاتی بسازند چرا که ما در بحث وحدت باید با روشنی تمام برویم. باید تأکید وتائید نمایم که با توقف بحث وحدت خواهانه ح م ا، وا ن و ز ا بیشترین رفقای شرافتمند ما در ح م ا به هیچ صورت موافق نیستند. ما با اکثریت نزدیک به کل ح م ا دیدگاه مشترک داریم . وهیچ نوع مشکلی در میان وجود ندارد وبسیار عجیب هم است که ما بااین کمیت توانمند چهار تن آرمان گریز ووحدت شکن شناخته شده را تا حال نتوانسته‌ایم بیرون پرتاب نماییم. بخود ما پاسخ میدهیم که چگونه با این اکثریت قریب به کل که از آن یاد کردیم از خود استیم؟ رهبر ما یکیست. از گذشته خود نبرده ایم.سیاست های دیروز را تائید میکنیم. توطئه های علیه حزب و رهبری ما را محکوم میکنیم وآنرا خیانت میدانیم. در بیماریهای قومی و قبیلوی مصاب نیستیم.از افراد توطئه گر و دسیسه ساز شناخت مشترک داریم. انحصار گران را یکسان میشناسیم. نسبت به پنهان شده گان پشت پرده یک دید و یک نظر داریم. وده ها گره ورشته فکر وعمل با هم داریم.

همینگونه با رفقای کمیته فعالین ح د خ ا ، حزب متحد ملی افغانستان وصد ها رفیق خارج از این تشکیلات که هیچ مشکلی نداریم.

مساله صداقت به امر وحدت در اساس روی همین سخنهای که گفته آمدیم میچرخد که اینک باز تر آنرا مطرح نمودیم. ازطرف دیگر روی این مساله می‌پیچد که در صورت ایجاد خانه امن سیاسی چه کسی ریاست آنرا به عهده خواهد گرفت.

اول باید خود را قناعت بدهیم وقتی که وحدت میگوییم یعنی تشکیل یک حزب بزرگ وتوانمند مطمع نظر است حزبی که بتواند در جامعه سیاسی افغانستان در حال حاضر اهداف و ارمانهای ما را مطرح وپی گیری نماید. حزبی که بتواند برای نسل آینده زیر بنا و تجربه مبارزه دادخواهانه را به میراث بگذارد. در باره ریاست چنین حزب اول اینکه این مساله در یک چار چوب سازواره ساختاری مشخص می‌شود. در این مورد یکی از رفقا دیدگاه بسیار مشخصی را ارائه کرده که درست موادی از چنین سازواره است. مطرح ساختن شخصیت‌ها به ریاست چنین حزب اگر از یک طرف مربوط به رأی و انتخاب می‌شود از طرف دیگر قدرت توانائی هائی خود کاندید مطرح، نقش ادا خواهد کرد . مهمتر از همه اینکه وقتی خانه امن است وقاعده مبارزه شفاف وواضح جائی برای بیم وهراس وجود ندارد.

پیش از اینکه این بخش یادداشت ختم شود اجازه دهید بگویم:

رفقا ی عزیز! تبارز فکر وعمل شما بار دیگر هوشدار خطر برای توطئه گران شده است . آن‌ها باز هم درموضع تحریکاتغلطیدند و از نا آگهی ها استفاده بردندو ذهن شما رفقای عزیز را حد اقلمصروف ساختند. ولذا از کنار این تحرکات از هر گونه‌ای که باشد بی توجه میگذریم و هدف ما نرا دنبال میکنیم.

اراده تان برای ساختن خانه امن سیاسی پیروز باد

 

یعقوب هادی