ما خطوط تاریخ مبارزات حزب خود را مینویسم
ما خطوط تاریخ مبارزات حزب خود را مینویسیم
گویشها پیرامون رویداد ها، به عنوان جزء از منابعء شناخت آنها دانسته میشود . انسان این محقق پدیده هستی خودش، همانطوری که به حیث موجود اجتماعی، خالق رویداد هاست معرف شناخت آنها نیز است
ما امروز در عصر پیشرفتهای فر آورده فکر انسان زندگی میکنیم. این دست آوردهای مادی میرساند که انسان به عنوان موجود صاحب شعور میتواند ازفکر متعالی در موارد بسیار که او( انسان) در زندگی با آن سر وکار دارد به حیث وسایلی برای بهبود جریان زندگی استفاده خوب وشایسته نماید.
انسان در پهلوی بسی از آفریده های علمی وتخنیکی خالق پدیدههای اجتماعی نیز است که اورا قادر به هم آهنگ ساختن افکار، اجماع فکر واندیشه ساخته تا با جمع آمد های انسانی برای منافع کل و یا اکثریت تمام شود. حزب سیاسی به عنوان یکی از آن پدیده ها ست که جمعی از افراد جامعه انسانی را برای بدست آوردن اهدافی از شیرازه آرمانی آنان پیوند ارگانیک میدهد.
نویسنده نیز دهها سال پیش فاصلهء منزل فردی را بسوی منزل مشترک پیمود و به جماعت اندیشه مشترک مردم خواهی و میهن دوستی فکر خود را شریک ساخت، ودر مبارزه انسجام یافته حزبی که معرف هویت سیاسی اعضای دهها مجموعه سیاسی کنونی است، درحزب مادر یعنی ح د خ ا متعهد و متحد شد. واکنون نیز در کاروان سیاسی شماری ازآن بهترین انسانها ی مردمی، دادخواه ، مترقی متعهد و متحد رهروی میکند اما با دریغ که این کاروان سیاسی ما از سوی افراد اخفا شده ای که یک عده همکارانشان در گذشته به این کاروان حمله نموده بودند بار دیگر باتوطئه و حمله مواجه است.
بلی توطئه گران خانه مشترک سیاسی (حزب) ما را به بحران مواجه ساخته اند. سر پناه سیاسی تفکر وحدت خواهی طرف آماج حمله جعلکاران و توطئه گران قرار گرفته است . اما ما این خانه را نجات میدهیم. حتمی نجات میدهیم. باید نجات بدهیم. و آنگاه که تاریخ واقعی جنبش دادخواهی ومترقی به نگارش در میاید از این روز یاد خواهد کرد. برای اولین بار ازایستاد گی و ایستا ئی اعضای شرافتمند قدمه های صفوف در تاریخ جنبش مترقی و داد خواهی یاد خواهد شد. از ستیز پاینی ها بر علیه بالائی های که مقامات را با جعل و تقلب ا شغال کرده اند یاد خواهد شد. از پیروزی خواهد نوشت. از نبرد اصول و ابطال خواهد نوشت. بخاطر باید داشت که این گویش ها خطوط تاریخ خواهد شد. تاریخی واقعی ای که در مورد جنبش دادخواهی و مترقی به نگارش میاید. سخن شفاف رهروان و همروان ما، گفت و شنودها، نوشته ها اینها همه منابع آن تاریخ اند.
در برابر تاریخ مسئولیت ما روشن است. ما مدعی اصولگرائی در حزب خود ما استیم. اصولگرائی پا بندی به اصول وموازین حزبی است. ما ثبوت داریم که به این اصول متعهد استیم. سخن ما سخن باطن ماست.
باطل گرایان میگویند که شما انشعاب را بالای حزب تأمین میکنید. آنها میگویند که بیائید در جلسات رسمی حرف بزنید.
مگر آیا به پیشنهادا ت در جلسات حزبی پاسخ دادند؟ مگر پلینوم جلسه رسمی نبود؟ برای پیشنهادا ت کمیسیون رسمی حسن نیات جواب دادند؟ به پیشنهاد رسمی تشکیل شورای موقت رهبری جواب دادند؟ به فیصله ها، پیشنهادا ت و قطعنامه های شورا های کابل، پلخمری، لغمان، مزار، آلمان، نوردراین وستفلن، هامبورگ، بریمن، به عنوان مثال، به فیصله نامه شورای شهر کسل که قاطعانه جعل و تقلب را رد کرد باطلگرایان توجه کردند؟ که نکردند. اینها همه از چینل های رسمی حزبی مطرح شده است. به پیشنهادا ت و فیصله نامه های رفقای شورای هالند، دنمارک، یونان، کمیته موقت اروپائی، اوکرائین، شورای فدراتیف روسیه توجه صورت گرفت ؟ این در حالیست که به پیشنهادا ت مشخص و اصولی که به نماینده گی عدهای بیشتر از رفقا توسط رفقای که از امکانات رسانه ای بر خوردار استند هیچ نوع پاسخی از جانب اشغالگران صلاحیت تشکیلاتی داده نشده است.
قابل گفتن است که اصولگرایان بیشتر از این همچنان تماس های متعدد را با جانبی که در برابر اصول قرار دارند انجام دادهاند، که تن تن از رفقای اصولگرا از آن واقف استند. اما لزومآ تقاضا این است که رفقای اصولگرایان کمیته موقت ارتباط اروپائی هریک خود آن رفیق صحبت کننده تمام جزئیات صحبتهای که با هر یک از اشغالگران صلاحیت های به اصطلاح ترکیب جدید شورای اروپائی انجام دادهاند به بیان بگیرند. تا اینکه همه رفقای در حال انتظار بدانند که اصولگرایان تمام مئسولیت های شان را به انجام رسانیده اند.
با در نظر داشت اینهمه اخیرآ گزارش جلسه اعضای شورای مرکزی را در سایت آزادی رو ار گان نشراتی حزب مردم شورای فدراتیف روسیه خواندم. آنچه در نخست مورد توجه است که جلسه را رفیق استاد حلیم در حضور رفیق بزرگر ریاست میکند . ریاست رفیق حلیم در این جلسه دیگر باید اینرابصورت کامل روشن ساخته باشد که اصولگرائی کدام موضع شخصی نیست. اصولگرائی موضع حزبیت است. لذا رفقای که بنام اصولگرا معروف استند برای آنها اشخاص نه، بلکه مواضع حزبی اشخاص ار جحیت دارد.
جلسه رفقای اعضای شورای مرکزی بار دیگر خواستارآن شده تا تماس و صحبت های تفاهماتی میان رفقای که نتیجه پلینوم 21 را جعل میدانند وآنانی که به حفظ مقامات شان در نتیجه جعل سخت جانی میکنند باز هم پیش برده شود.از آنجا که تفاهم ارادهء قابل پزیرش است وقابل تردید نیست، اما به نظر این قلم اینکه روی چه مساله ای باید تفاهم صورت بگیرد؟بهتر است مشخص شود. به اساس اصول حزبی نتیجه انتخابات جعل شده، و ریس برآمده از آن، ریس مشروع حزب مردم افغانستان نیست. حالا نویسنده میخواهم بسیار واضح وشفاف اینرا بگویم که چون بحث ، بحث اصول حزب است وقتی اسرار این باشد که نتیجه جعل قبول شود برای تفاهم مجرای اصولی باقی نمیماند.
جلسه رفقای شورای مرکزی بحث روی پیشنهاد رفقای داخل و خارج را که همانا ایجاد کمیته رهبری موقت برای حزب مردم افغانستان است به جلسه آینده موکول نمود. اجازه دهید در این مساله همچنان شفاف واضح سخن بگوییم. فهم نویسنده از طرح ایجادکمیته موقت رهبری این است که با ایجاد این کمیته دروازه حل بحران گشوده میشود. خدشه ای که به اعتبار حزب در نتیجه جعل و تقلب وارد شده پاک و مرفوع میگردد. ما باید به این حقیقت واضح تن بدهیم که یک لشکر عظیم رفقا به اثر تبلیغات جعلکاران تا اکنون قضاوت شان را به نسبت انگیزه مفقود ارائه نکرده اند. ایجاد کمیته موقت رهبری این قضاوت را در میان میگذارد. از آنجا که حزب ما کنگره خود را کنگره وحدت نامید. ایجاد کمیته موقت رهبری ما را به اهداف وحدتخواهی وعمل در این زمینه بصورت قطع نزدیک میسازد. ایجاد کمیته موقت رهبری گام عملی بسوی استحکام وحدت در حزب و وحدت با نیرو های هم اندیش است. حقیقت این است که نیرو های هم اندیش نمیتوانند در حضور جعلکاران و توطئه گران به وحدت اعتماد نمایند. به گشت زنهای جعلکاران توجه شود . آنها کسانی جز چهرههای وحدت شکن نیستند.
اکنون در مورد ملاحظات رفیق محترم آرین که در ارتباط یک یادداشت نویسنده در سایت خوانای پندار به نشر رسیده با آنکه فکر میشود تا اینجا شاید به قسمتی از ملاحظات شان پرداخته شده باشد میخواهم بطور مشخصتر وواضح ترتماس بگیرم.
اجازه دهید با استناد برداشت های یک بخش از رفقای که ایشان نیز با آن بردداشت ها فکر مشترک دارند به معرفی دو باره آنانی بپردازم که حزب را گروگان گرفته بودند ونتیجه آن شد که امروز اصولگرایان قضاوت شانرا مشترک ساخته از همه رفقا تقاضا دارند که در این قضاوت با آنها شریک باشند، از جمله از شما رفیق آرین و مجموع رفقای که این برداشت زیر را روزگاری مطرح نمودند. با اینحال همانطوری که دیروز راه رفتن از سازمان برای شما باز بود همانگونه امروز راه برگشتن به سازمان بروی عزیزان ما نیز باز است. ما آرزو داریم تا دراین برگشت عزیزان ما به آدرس اشتباه نروند وبه آدرسی بیایند که جایگاه خودشان است
رفقا نوشته بودند:
از نظر ما شورای اروپای حزب واحد با ترکیب کمی وکیفی ، مصلحتی ، شکلی و نا
کار آمدش مولود سازش ها و زد وبند های حلقات وگروپ ها وحتی افراد واشخاصی میباشد ، که نه تنها نیاز زمان کنونی اینجا و آنجا ضرورت وجود آنرا نفی می نماید بلکه وجود آن مانع سنگینی بر روند تحقق و قوام همبستگی نیرو های مترقی وتحول طلب وروشن اندیش کشور، در مقیاس داخل و خارج کشور محسوب میگردد. ما در گذشته های نه چندان دور از موجودیت آن همه گروپ ها وفرکسیون ها ، و عدم وجود دموکراسی وشفافیت ، خاطرات خوشی نداریم.چنانچه اکنون نیز پروسه آغاز شده وحدت دو حزب « نهضت فرا گیر و حزب متحد ملی» که هیچ گونه اختلاف عقیدتی تکتیکی واستراتیژیک در دیروز و امروز نداشتهاند بنا بر مداخلات، بهانه سازی ها و خود محوری های از همین آدرس اقبال تحقق نیافته بار بار به تعویق میافتد و ما را ترس از آن است که مبادا این آرمان مقدس مدفون حیلهها و نیرنگ های تنی چند از خود خواهان و خود پرستان گردد.
از نظر ما شورای اروپای یک محور موازی رهبری کننده در نهضت فراگیر حزب متحد ملی و اکنون حزب واحد بوده ، به نقش ، اوتوریته و اعتبا ر ارگانهای رهبری حزب ، در داخل کشور شدیداً آسیب میرساند . وجود چنین تشکیلات متورم ، مقامات ، شعبات وپست های تشریفاتی هیچ گونه تلفیق و هما هنگی با ساختار تشکیلاتی احزاب اپوزیسیونی وبه خصوص بیرون از کشور نداشته فقط باعث بوجود آمدن گروپ بندی ها، فرکسیون ها، اتلاف زمان و مصارف بی جا و بیمورد اقتصادی و زمینه ساز سوءاستفاده ها میگردد.
بلی رفیق آرین عزیز!
باطلگرایان همان های اند که زمینه ترک حزب را برای رفقا تحریک کردهاند واکنون خبط ها و خطا های جعل و تقلب که در نتیجه بحران را بالای حزب تحمیل کرد. ما در نظر نداریم دروازه حزب را بروی خود مان ببندیم، بلکه در نظر داریم دروازه حزب را بروی جعل تقلب توطئه و دسیسه ببندیم که در هر مقطع زمانی قربانی نگیرد
ما خطوط تاریخ مبارزات حزب خود را مینویسیم. آنچه مینویسیم ماندگار میماند. این یاداشت ها تفنن نیست . هر نویسنده خودش مسئول یادداشت های خودش است. ما حقیقت را تائید و حمایت میکنیم . ما افتخارات فراوان رزم و پیکار در یک حزب بزرگ ودر پیامد آرمانهای آن حزب بزرگ داریم .ما اعضای بسیار پر افتخار در حزب خود و در همروی آرمانهای مشترک مان داریم . آنهای که حضور فزیکی دارند وآنهای که دیگر جسمآ با ما نیستند. از آن میان یکی هم رفیق پرشور ما بود که من قلم بدست گرفتن را وبسی از داشته های خودم را مدیون آن رفیق شرافتمند استم. آرزو میکنم چون او با صراحت سخن بگویم وایکاش بتوانم. بلی استند کسانی که میخواهند از وجود این چنین شخصیتهای عزتمند ، با تعهد ، با ایمان و با باور های انسانی به نفع اغراض و امیال محدود خود بهر برداری نمایند.
ما همه میمیریم. باید میراثی به نسل مبارزه دادخواهی و مترقی بجا بگذاریم. میراثی از حقیقت و صداقت ، میراثی از اصولیت و حزبیت بجا بگذاریم. کسانی ما را از دشمن میترسانند.میگویند حقیقت نگوئید که دشمن استفاده میکند. امروز همان دشمن برای حزب ما تاریخ مینویسد و تاریخ میسازد. دیگر چه جائی باقی میماند که ما خود ننویسیم.
بلی ما وشما مردم را دوست داریم و میخواهیم نشان بدهیم کج اندیشی، کج روی ، جعل ، تقلب، توطئه ودسیسه را که در حزب خود نمی پزیریم برای مردم هم نمی پزیریم.
بحث سیاست و سیاست مداری در وجود رفقای ارزشمند مان برای ما از اهمیت بسیار برخوردار است. نویسنده هر چند که ده ها سال شاگرد دوره آموزش سیاست چه در بخش عملی و چه هم نظری استم اما بی هیچ فضل فروشی میخواهم اینرا بگویم که هنوز شاگرد این مدرسه استم . البته امانت دار آرمانها و اهداف رفقای ارزشمند خود مان استم ومیخواهم برای بیان آن صراحت لهجه داشته وعرصه عمل را بدست بیاورم. لذا برای عملی شدن این آرمانها و اهداف توقع داریم تا رفقای ما بر بنیاد آنچه مثل آفتاب روشن است به قضاوت مشترک برسند .
صداقت واصولیت پیروز است
محمد یعقوب هادی