از خط چه باید کرد؟ عبور باید کرد

با توجه به این مساله که شخصیت هر یک از فعالین سیاسی متأثر از بیان وعمل خود شخص است، یک سلسله کلمات و واژه ها برای افاده مطالب و موضوعات مورد بحث، در محیط سیاسی بر علاوه بار معنائی، دارائی مفاهیمی اند که بیان آن وجه مسئولیت پذیری فعالین سیاسی را در رفتارها و کردارهای شان مشخص میسازد.


بحث کنونی ما بحث مرتبط به این مساله است. این بحث، بحث سرنوشتی برای مجموعه سیاسی ما ( حزب مردم افغانستان)،. بحث مسئولیت پذیری گویش ها، بحث اصول وابطال، بحث پرسش ها برای تشخیص وشناسائی مواضع است.

میخواهم در این بحث بیشتر عریان سخن بگویم. مترس ها را بشکنم،و تقدیس های کذابی را بر باد فنا دهم.

سه ماه از تدویر کنگره وحدت گذشت. در پیامد آن، هم زمان سه ماه از افشا سازی یک جعل وتقلب در جریان نشست شورای مرکزی نیز گذشت. همه آنچه را از آن تاریخ تا اکنون جعلکاران و تقلب کاران در رفتار ها و کردار های شان تبارز داده‌اند ممثل رفتارهای چند گانه برای فرصت سوزی، برای بقای حیات جعل و تقلب بوده است...

به کدام دلیل؟

با پذیرش تقلب و جعل زیر کلمه «تفاوت رای» از طرف عاملین آن ، که در قبال آن طرح تفاهم مطرح گردید، این طرح در نخستین مرحله ایجاد شورای رهبری موقت تا تکمیل میکانیزم بعدی پلینوم شورای مرکزی بود که با سکوت ظاهری ولی رفتار های محرمانه عاملین بروز تقلب 21 روز بی نتیجه را فرصت سوزی گردید. و خواسته نشد تا به نتیجه برسد.

بعد اعلامیه از نام شورای مرکزی به ریاست سلیمان «کامجو»برای مشروع دانستن تقلب، تناقض مشهود در گفتار و کردار آنان است، که گویا با این چنین اعمال همه را در برابر عمل انجام شده قرار بدهند.

سومین قدم پیش‌بینی شده لفافه سازی ها در محتوای اصطلاح مستعمل « ترکیب جدید شورای اروپائی» که در‌واقع امامان و حکام شورای اروپائی سابق بحران بوجود آورده توسط خود شانرا بالای شانه های رفیق کاوه کارمل به عنوان ریس شورای اروپائی گذاشتند تا رفیق عزیز دیگر را با قیام اعضای حزب مواجه سازند. این‌ها همه رفتار ها وکردار های اند که «حزب مردم افغانستان» را بطرف فاجعه میکشاند و مسبب آن اعمالِ عاملین جعل و تقلب که ریشه در یک توطئه بزرگ از گذشته دارد میباشد.

نسبت دادن بحران کنونی در امتداد آنچه توطئه خوانده میشود باری از طرف رفیق محترمی در یک یاداشت شان که در باره موضع گیریهای نویسنده این سطور تمرکز داشت، و کاربرد کلمه توطئه را منع کرده بودند تا نشود مخاطبین با مراجعه به مراجع قانونی باز خواست گری کنند و اضراری واقع شود. هر چند در این باب گفتنی ها در یاداشت دیگر محفوظ است، اما در اینجا همینقدر میخواهم بگویم که وقتی ما مدعی امتداد مبارزه دادخواهانه استیم هرنوع تحمیل اراده ایکه سبب انشعابات، جدائی ها، پارچه ساختن انسجام بزرگ دادخواهانه ما شده مگر همه در نتیجه اعمالی نبوده که توطئه را تعریف میکند؟ باری در این باره زیر عنوان «نگاه ما به توطئه علیه «حزب مردم افغانستان» یک نگاه مجرد نیست» مختصر پرداخته شده و دراینجا با توجه به این نکته که ژاژ خواهی از عُمال توطئه با طبیعت مبارزه دادخواهانه هیچگاه، هیچ وقت وهرگز سازگارنبوده ونمیباشد بحث کنونی را دنبال میکنم.

به رفتارهای چند گانه چگونه میتوان اعتماد نمود؟پرسش بوجود می‌آید که توضیح این رفتار های چند گانه چیست؟

گفتیم بعد از بروز تقلب وقبول آن در پذیرش ترین کلمات یعنی «تفاوت رای» برای عاملین طرح مفاهمات پیش کشیده شد. مفاهمات جریان پیدا کرد . یک بخش اعظم شورای مرکزی در نتیجه آن اعلان آماد ه گی نمودند. و از جانب دیگر نیز خواسته شد تا رأی خودشانرا بگویند. اما تا اکنون از جانب آنانی که یا عامل تقلب یا همکار تقلب و یا نظاره‌ گر آن استند کدام اشارهء با نظر داشت اصول حزبی به این مساله نشده است. وقتی این نشانه‌ها بروز نمیکند پس معلوم که به تدویر پلینوم وانتخابات دو باره توافق وجود ندارد، واین ریاست حزب مسئولیت پذیری نه، بلکه ارضای همان توطئه ریشه ای است.اگر مسئولیت پذیری است چرا خواست اعضای حزب در نظر گرفته نمیشود و به آن پاسخ داده نمیشود. این در حالیست که گفته میشودآنچه بعد از 21 روز اعلان شده نتیجه رأی اکثریت است اگرصداقتی به این گفته وجود دارد پس این اکثریت باید اکثریت باشد. حاشیه روی ها و فرصت سوزی ها به معنای چیست؟ چرا بامتبارز ساختن موفقیت مشروع و حقیقی، فضای اقنا پذیری بوجودآورده نمی شود؟در حالی که آن اکثریت ادعا شده راهم کسی گروگان نگرفته است. باور این است که جستجو های حاشیه وی نشان از ادامه صلاحیت توطئه گرانه امامان شورای اروپائی دارد.

از سوی دیگر درسایت انترنتی «بامداد» بطور مکرر غرض مشروع جلوه دادن جعل و تقلب با طرح ایجاد سازمانهای خیالی، با طرح حمایت آدم‌های مصنوعی، با طرح نشر پیام ها از نام آدم های بی‌خبر ازهمه چیز، موضع گیری ضد خواست اعضای حزب به شدت جریان دارد. در تازه ترین مورد با نشان دادن فوتوها وترتیب گزارشات ساختگی ایجاد شورای جدید در یونان، یونان یعنی دهلیز عبور بسوی سرنوشت هجرت، از نام عده نیازمند به کمک، برای تعین سرنوشت شخصی شان یا بیرون رفت از معضلات که در سفر هجرت به آن مواجه استند بامدادیان انتقام‌ جویانه آنرا به عنوان شورای جدید که به نتیجه جعل و تقلب پلینوم 21 ثور را مشروع دانسته و مورد تائید قرار داده به نشر رساندند. در مورد آخر، پیام حمایت از نام رفیق کاوه کارمل که معضله مهاجرت را توجیه میکند صحتی به این مساله است. به این جملات زیر در این پیام که بنام ریس شورای اروپائی نشر شده لطفآ توجه شود

«اهمیت بر جسته تائسیس شورای کشوری یونان حزب مردم افغانستان را میتوان در اقدام بجا و رویکرد در خور ستایش در همخوانی با خواست زمان دید . ضرورت همبستگی و مبارزه مشترک بخاطر دفاع از حقوق خدشه ناپذیر بشری و حل دشواری های زیستی هموطنان ما در دستور روز قرار دارد .خوشبختانه شورای کشوری یونان در نخستین نشست خود به این امر مهم توجه نموده و اقداماتی را برای تشریک مساعی و همکاری با هموطنان رنجدیده ما در یونان مد نظر گرفته است »

این چنین فوری سازی تدابیر در یک سازمان جدید ایجاد شده اگردر نتیجه این بحران میتواند شکل بگیرد با شوخی تلخ باید گفت که بحران بهتر از رفع بحران برای ماست وما بیهوده برای رفع آن تلاش داریم.

امافارغ ازکنایه جملات برجسته شده در پیام حاکی از آن است که از مجبوریت های هموطنان ما سوء‌استفاده شده است. آیاکسی حق دارد به چنین لشکر سازی های جعلکارانه از نام حزب ما سوء‌استفاده نماید؟ راه فراری که جعلکاران درمتن نشرشده این پیام باز گذاشته‌ اند این گمان را خلق میکند که بگویم باور نمیتوانم بکنم این پیام از طرف رفیق کاوه کارمل ترتیب شده باشد. این در حالیست که به این سلسله ده‌ها دسیسه سازی دیگر از طرف عائله بامداد و حکام پشت پرده شورای اروپائی سابق دربلنداژ انترنتی بامداد صورت گرفته است .

دراین بحث سرنوشتی آنچه از همه اهم تر وبرای ما قابل دقت ومکث است آخرین تدبیر عاملین به عنوان آخرین تیر آنان است، که پرسش های زیادی نیازمند پاسخ های جدی، فوری و واضح میباشد. این پرسش ها همه متوجه رفیق عزیز کاوه کارمل میگردد.

از آنجای که رفقا پیش بین بودند دسیسه سازان در برابر قیام سپاهیان برای خود پناه گاه مقدس اعمار میکنند، که اگر قیام با آن تصادم کرد دو (2) هدف بر آورده شود. یکی اینکه خود مصئون بمانند و دوی دیگر که در متن قیام درز ایجاد نمایند. آنان این کار را کردند واکنون منتظر استند که نتیجه آنرا بدست آورند. به همین لحاظ ضرورت باز خوانی پناه گاه تقدیس شده در آن است تا بدانیم آیات اصول در آنجا خوانده می‌شود ویانه؛

در این هیچ جای شک نیست که رفیق کاوه کارمل در صحبت‌های خود حرف های زیبا بیان نموده است. در حالیکه این نخستین بیانات توقوعات قیام سپاهیان را طور باید پوشش نداد، در عین حال مشاهده می‌شود که این بیانات و گفته‌ها هم از طرف جعلکاران تحویل گرفته نشد و نتوانست پیامد مثبت داشته باشد. سخنان زیبای رفیق کاوه کارمل تنهادر همان بیانیه باقی ماند، وبه آرشیف سخنگوئی رفت.

حالا ما حق داریم بدانیم که شما رفیق کاوه کارمل آیا در مورد پالیسی سازی سایت بامداد نقش دارید و یا خیر؟ شما در بیانیهء تان گفتید که با تدویر پلینوم مخالفت ندارید. این موافقت شما با تدویر پلینوم تائید به جعل و تقلبی که صورت گرفته میباشد، ورنه شما چرا باید تدویر آنرا تائید کنید؟ پس عایله بامداد با نشر این‌همه پیام‌های جعلی وساختگی که نتائیج جعل و تقلب را مورد تائید قرار میدهد در تضاد با بیان شما قرار نمیگیرد؟ که بطور واضح چنین است. در اینصورت این رفتار های چند گانه را در ساحه صلاحیت شما ناتوانی شما و یا موافقت شما بپذیریم؟ اصولگرایان حزب میخواهند موقف شمارا بصورت شفاف بدانند. چون توطئه گران مخالفت با شمارا مخالفت با خانواده رهبر جاوید نام ما رفیق ببرک کارمل ذهنیت سازی نموده اند. اما ما معتقد استیم خانواده رهبرما خانواده حزب ماست. همسانی تخلص شمابا رهبر فقید ما ببرک کارمل نه؛ بلکه همخوانی آرمان شما با رهبر فقید ما رفیق ببرک کارمل وجوه عضویت شما را در خانواده سیاسی ما معین و مشخص میسازد. از شما احترامانه تقاضا می‌شود شناسنامه عضویت تانرا در خانواده سیاسی ما نشان بدهید.

رفیق کاوه کارمل عزیز برای شما به صراحت و وضاحت میخواهم بگویم، همانگونه که توطئه گران برای رفیق راوش به دلیل آن پیام های حمایتی جعل یکی پی دیگربه نشر رساندند، تا آن رفیق را درلفافه خصایل شرقی بپیچانند و از بازگشت منع کنند. تابه اراده اصولگرائی محدویت وممانعت ایجاد کنند، در مهندسی توطئه به شما نیز چنین نقشه کشیده شده است.

آنان ذهنیت های تازه پخش نموده اند که وحدت در حضور آرمان گرائیان حزب بزرگ دیروز ما در تشکیلات ما مانع وحدت ویا مانع سایر گزینه های سیاسی با جزایر متشکله حزب بزرگ ماست. لذا آنان را باید تصفیه کرد. همه شاهد استند که کتله عظیم رفقای عزیز مارا آنان با تاکتیک‌های خاص دسیسه سازی از این سازمان دور ساختند. در اینجا از میان این رفقای عزیز به عنوان مثال ازرفقای

چون رفیق صارم ، رفیق اسرع، رفیق اشرف، رفیق پرشور، رفیق همایون ، رفیق بابک ، رفیق وطندوست، رفیق ضیا، رفیق روند، رفیق صخره ، رفیق هدایت، ( شامل این لست صدا ها رفیق می‌شود که خموشانه از سازمان دور ساخته شده اند) را با کسانی از قبیل چون فواد پامیری که استعفا نکردن او برای شورای اروپائی سابق نسبت به هر یک از این رفقا اهمیت داشت ویا با دو سه تن دیگر هم کیشان او از جهات مختلف میتوان قابل مقایسه دانست. فکر می‌شود جا دارد با جفای به حق رفقا صورت گرفته از آنان باید معذرت خواست، و صداقت این معذرت خواهی را با دعوت دوباره همهء این رفقا تثبیت باید کرد. از اینجاست که ضرورت ایجاد سازمانهای اصولگرائی به شدت مطرح میگردد. نظر و پیشنهاد این است که زمان آن رسیده تا این رفقا با حضور بهم رسانی ایجاد سازمانهای اصولگرائی را سرعت ببخشند، خود در راس مسئولیت قرار بگیرند ، دسیسه سازان را از دامان حزب ما پاک نمایند، پناه گاه آنان را که کنگره وحدت است از گروگان گیری نجات بدهند ومتعهدین آرمان مارا در خط اهداف تعین شده همگام وهم قدم شوند.

رفیق کاوه کارمل عزیز! ما میخواهیم که شما در این کاروان سرنوشت شامل باشید.آیا شما میخواهید؟ لطفآ سخن بگوئیدو سکوت نکنید.

و آخرین سخن این بحث! پلینوم، پلینوم، پلینوم، انتخابات، انتخابات، انتخابات. بگذار که هرآن رفیق برنده، اولین تبریکی را از طرف اصولگرایان حزب ما بدست آورد

قیام به پیش میرود

محمد یعقوب هادی