شعله آخر سر کشد از اجتماع خاروخس

شعله آخر سر کشد از اجتماع خاروخس

هر لفظ وکلمهء که از تفکر انسانی گویا وخوانا  میشود درحالیکه  موضوعی  را به بحث میکشد، باز شناختی خود نویسنده وگوینده  را نیز به قضاوت میگذارد. این قضاوت از روی کار برد شکل کلمات نه، بلکه از روی تحلیل کلمات به میان می آید. تحلیل کلمات موقف ها روشن میسازد ویک سلسله داشته های طبیعت درونی شخص را باز گوئی میکند ویا به کلام دیگر شخصیت اولین شخص  را  به باز خوانی میگذارد.

در این روز ها  پیرامون  بحث  سرنوشتی "ما" گفت و شنودی جریان  دارد که با سرنوشت سیاسی ما ومنجمله من ارتباط مستقیم دارد. با  نظرداشت اینکه عدهء از رفقا و هم چنان  سر مقاله هیات تحریر "بامداد" ارگان نشراتی "حزب واحد"  همه را به خویشتن داری دعوت نموده است، اما نویسنده به این نظر استم که ما انتظار چنان راز گشائیء بودیم  که پروسه وحدت را توقف داده است. اکنون این روزنه  باز شده است لذا نه تنها این روزنه بیشتر بازگشائی باید شود بلکه بصورت بسیار مشخص به مسایل باید پرداخته شود. نمیتوان محل  این بحث را تعین  ومشخص نمود ولی به هر ترتیب  به همه مسایل  باید با شفافیت پرداخته شود. اساسآ در این بحث دعوت به خویشتن داری  بیشتر مشکل ساز است. ما نباید با خویشتن داری مشکلات  را انباشت بسازیم. در این بحث خویشتن  داری رسک نه بلکه خطر حتمی برای  سرنوشت آیندهء  ماست. از این جهت  بر مبنای بردداشت های خود ، از موقف صلاحیت  فکری خود  این بحث را بیشتر به جهت شفافیت میخواهم همراهی نمائیم  که امیدوارم  اقبال نشر خواهد یافت .  

 امروز قدم های را میخواهیم هم قدم بسازیم  که دیروز  همقدم بودند. این در حالی است که  باید برای اعتماد این هم قدمی ماخذ  داشته باشیم ، که تکیه گاه ماکجاست و چیست؟ خواهیم گفت به آن تعهد آرمانی  تکیه داریم که هویت سیاسی ما را میسازد.کاملآ  درست است. گذشته سیاسی که هویت سیاسی ما را میسازد منبع شناخت ماست . منبع شناخت  هم باوری ماست. این در حالی است  که برای ما حالت کنونی  بسیار مهم  بوده وآینده  بیش از حد اهمیت دارد.  اما با کلمه سازی های مجلس آرائی  چون،  گذشته مهم نیست نمیتوانیم  به حالت کنونی اثر مثبت داشته باشیم و  به آینده موفقانه برویم . لذا با تکیه به گذشته به بحث  یارانِ ، راهِ آمده میروم. در اینباره با همسنگران مبارزه بحث میکنیم.  با هم با شفافیت وبا صراحت  بحث میکنیم. به بحث آنانی میرویم که معتمد اندیشه باوری هم استیم. ودر این میان به بحث آنانی هم میروم که  خود آگاه  با اساس طبیعت درونی شان، بخاطر جای پای سازی  تنها شخص خود، قلم وقدم میزنند. برای  تفکیک  وتشخیص  این قلم ها وقدم ها باید صراحت لهجه داشته باشیم.  به یقین  روش ها  و رفتار های که  این سد و این مشکل را بوجود آورده از اراده جمعی نیست لذا ما نباید به گناه یکی دیگران را به اشتباه بگیریم.

  آغاز مشکل

نامه مورخ 25 می که تا اکنون همچنان اسم رفقای یاد شده در آن مشخص نشده، پیش زمینه مشکل جاری دانسته شده که مشکلات باز گو نشده  در آن مشهود است. مشکلاتی که صلاحیت داران تشکیلاتی خود انباشت کرده بودند. این در حالی بود که تا یک روز پیشتر از نشر ان نامه آنچه که از جانب خود آن رفقا گفته میشد که کنگره بعد از رفع مشکلات تخنیکی دایر میشود. این صدای بود که  رفقای مسئولین از هر دو طرف  می شنواندند. تا که به یک باره گی این نامه ظهور کرد.

در مبارزه سیاسی ما یک تجربه  تکرار این است که گاهی یک سلسله  موضع گیری های خود غرضانه فردی، رفته، رفته به ریشه  رفتار های عمومی  تبدیل میشود  یکی از نمونه هایش سمت دهی همین  نامه است. توجه  داشته باشیم، که  این نامه چگونه توسط  فرد ویا شخص ویا افراد جداگانه به طور انفرادی سمت دهی شد و میشود؟

 در حالیکه  کار برد دو نام  گذشتهء نزدیک "حزب واحد" بی اندازه برایم دشوار است  اما برای بیان مطلب ناگزیرم بر خلاف طبیعت درونی خود ناخواسته از دو نام استفاده نمائیم. مثلآ مدیریت حاضر سایت  "حزب متحد ملی" سابق زیر نام هیات تحریر مینویسد که "مسدود شدن سایت "حزب متحد ملی"  تحفه حسن نیات بود" حالا اگر  هیات تحریر سایت "پیام  نهضت" سابق هم عین تحفه را تقدیم نمائید، تدبیر وتطبیق پروسه سه مرحله ای  وحدت ما وظیفه چه کسی بوده میتواند؟ حسن نیات برای مسئولیت مبارزه سیاسی مشترک  مجموعه سیاسی ما را چه کسی باید پیش کش نمائید؟  ترتیب  کارا ساختن وظایف را که ما در جو سیاسی موجود  روی خطوط مشترک وهدف مشترک نشانی کردیم و به امضا رسانیدیم مربوط به حسن نیات کیها میشود؟  بی هیچ کم وکاست باید گفته شود  که همین خود غرضی است. خود غرضی که بهترین رفقای  ارزشمند ما را محصور کرده ، نمی تواند اراده رفقای ما را در حزب واحد تمثیل نمائید. اکنون به درستی درک شده میتواند که این  گـِـردهء خود غرض با  گــِرده نیشینان قدیم  که سرنوشت  همگانی  را به بازی گرفتند  سخن مشترک پیدا کرده است.  سخنی که  به سوی ناکجا آباد دسیسه سازان با اشتراک نظر راه افتاده است . توجه شود"  این مدیریت مینویسد "در نامه 25 می روی  یک سلسله مشکلات وتفاوت در دیدگاه ها اشاره صورت گرفته است. این تفاوت ها در دید ودرک ما از زندگی و سیاست چشم انداز آینده و طرحها ونظریات ما در مورد چندی وچونی ساختار های سازمانی ما وغیره است اینها در واقع مسایلی اند که سبب شد ما از بدنه حزب واحد وطن؟ به چندین حزب و گروپ منقسم شویم"

 این همصدائی با دسیسه سازان است. هم نوائی با  سناریو  سازان تصاویر و کلیپ های ویدیوی است که این مدیریت گل افشان همان دسیسه سازان  بود وتا اکنون  نفر اول لیست حاضری  آنان است.  هم زمان  با این سمت دهی خود غرضانه، همین مدیریت،  خود خواهانه در صفحه  سایت  از طبیعت درونی  خود جمله ای زیر را جا سازی میکند، وبه فکر خود متوجه  رفقایء میسازد که متعهد استند پروسه وحدت  به اکمال برسد.

  وقتی ارزش ها عوض میشوند، عوضی ها  با ارزش میشوند!

حتمآ این جمله به حال آنانی صدق میکند که  با عوضی ها اکنون سر می جُنبانند. اما از ارزش خالی  خواهند بود.

رفقا!

مگر این روحیه رفقای  ما در حزب واحد است؟ یا از یک فرد که با خود سری های خود نه برای باز کردن گره  این مشکل بلکه  محکم کردن این گره ، جاه طلبانه ، خود غرضانه  وخود خواهانه  مشغول ومصروف است که حتی با صلاحیت تر از روسای نوبتی  ما حرف میزند.  این در حالی است که موقف وارادهء رفقای سالم اندیش  در حزب واحد  مشخص است.

  از جمله میتوان از رفیق  گرامی ابراهیم سکندری یاد نمود که اخیرآ در یادداشت شان یک سلسله ارقام نویسی  که  وزنه  ها را سبک وسنگین  سا خته به تحریر آورده اند . از نظر نویسنده  بسیارکارخوب کرده است. اگر با همین روشنی وشفافیت  به مسایل پرداخته شود بهترخواهد بود تا  موضوعات روشن گردد. این ارقام نویسی باید سر رشتهء شود تا مسایل بیشتر باز گردد. تا این وزنه ها را  در ده ها  تراوزی دیگر که بلاخره طرف قناعت هم قرار بگیرد به میزان بیاوریم. از نظر من هیچ مشکلی با این ارقام نویسی های رفیق "ابراهیم سکندری" بوجود باید نه آید. بلکه باید این ارقام ها را دقیق بسازیم. 

 مساله توضیح  وپاسخ ! بلی  حرف  معقول و خواستنی است.  پاسخ  این نامه  از منابع  مخاطب  باید ارایه میشد. برای این خواست دست هر یک ما باید بطور مثبت بالا باشد.  اما تا آنجا که در جریان این  موضوع در مرکز  از رفقا مسئولین حضوری شنیده شده است مشکل  که وجود داشت کمیسیون آماده نگردید تا مشترکآ به پاسخ پرداخته میشد.  به این ترتیب هر دو جانب  تا سطح  روسای  نوبتی  اعلامیه مشترک را  به دست نشر سپردند که  رفقا  این جریان را با شفافیت پیگیری نمایند و در جهت مثبت اختتام ببخشند. اما  خوبتر میبود  به جای  انعکاس  موضع شورا ها،  به جای  نامه مشترک دعوت به خویشتن داری که  به امضای رفقای روسای نوبتی نشر شد، استدالال  منبع مخاطب جاگزین میشد که نشد. بلی قابل انتقاد است. قابل پرسش است.

 رفیق ابراهیم سکندری با توضیح  پیشینهء بحث های وحدت  خواهانه  یادداشت شانرا محتوا سازی نموده، که لازمه شکل سازی یادداشت ها است ، وبا اتکا به ارقام نویسی در ترکیب مسئولین تشکیلاتی انتقاداتی را مطرح نموده  که حق مسلم شان است. اما به جز بیان نیات  شان که کنگره  باید دایر شود کدام نظر و پیشنهادی را برای  حل این مشکل بطور مشخص ارایه نکرده است. شاید گفته شود که پروسه خودش  ترتیب و نظر است. بلی همین طور است. اما بیائید  اینرا که گفتیم محقق نشد، باید بگوئیم که چه کنیم تا سهل تر زود تر این ترتیب و نظر موفق به نتیجه برسد.

   باید با تمام صداقت گفته شود  اعلامیه که بصورت قطع  باور  دست برد گـِرده نیشنان را به آن قایم کرده ام نمیتواند دیدگاه  رفقا ی ما در حزب متحد ملی سابق باشد. گــِرده نیشنان  با این دست برد خواسته اند رفقای ما را  در موقعیت دشوار قرار بدهند. مخصوصآ آنچه نشر این نامه را  توجیه میکند  ارجهت ها ی ناسنجیده شده استند لذا نشاید از تفکر سالم رفقای  ما  نشات کرده باشد. مثلآ مسایل بزرگ  در سطح ملی وبین الملی  نشانی گردیده است.

 زیرا رفقای ما میدانند، بحث حضور عرشه نیشنان دولت و مخالفین هم کیش آن، به اساس زر وزور، به اساس  منافع فردی و گروهی که سر رشته از وابستگیهای نا مشروع دارد و در نوبت لاشه خوری نشسته اند، تا بحث  حضور ما در اوضاع سیاسی کشور  فرق میکند. رفقا ی ما چطور میتوانند تجربه  نزدیک  را در انتخابات  ریاست جمهوری  و پارلمانی فراموش کنند.

به حکم همین وضعیت بود که اولویت وحدت هم اندیشان مطرح گردید. چون با پراگندگی و عملکرد جداگانه اثرمند بوده نمیتوانستیم. لذا باز هم با تاکید باید گفت که اعلامیه  با وجود همه مشخصات  یک اعلامیه دست برد شده است تـا  رفقای ما را در موقعیت دشوار قرار دهند ، تا افراد معینی برای خود موقعیت یابی نمایند، تا به موفقیت زور ازمائی های شخصی تمام شود، ولو هر قدر هم  دراین تاکید ساده لوحی توجیه این خطوط شود نویسنده  به این تاکید پا فشاری میکنیم.  

 از این جهت میخواهم  با یاد هانی  صحبت تیلفونی که در نخستین روز امضای  توافقات  میان روسای  هر دو حزب رفیق وبرادر روی خطوط کلی  با رفیق گرانمایه رفیق شیر محمد بزرگر داشتم  وبا کمال سر بلندی  گفتم که  شما رفقای بزرگوار  نام تانرا در تاریخ مبارزات سیاسی ما با افتخار درج نمودید، اینک بار دیگر از شما رفقای گرانمایه چنین توقع وجود دارد. اکنون  که همه نتیجه گیریها نزد شما موجود است. همه گفتنی ها نزد شما روشن است. همه فاکت ها در اختیار شما است. بروید در کنار هم با هم  در یک  دفتر بنیشنید تا آنگاه که با یک نتیجه وفقط با یک نتیجه مثبت به نفع  کنگره وحدت ،  به نفع کنگره موسس، به نفع خطوط  امضا شده ، به نفع سرنوشت همگانی از دفتر بیرون شوید. رزمندگان حزب واحد وبه یقین لشکر انتظار از فیصله مشترک شما حمایت خواهند نمود. 

شاید این جملات دور از  تدبیر ادبی  ودوراز تدبیر کاربرد واژه سازیهای سیاسی است. بلی این نظر حامل  سخن بی پیرایه درکلمات بی پیراهه به دلیل آن است، که  ما نشست های بسیار متعدد وبزرگ را هم سپری نموده ایم، ما مقالات تحلیلی و تیوریک بسیار  برای  نتیجه گیری مثبت  در راه یگانه شدن  خواندیم و به خوانش دادیم. ما صحبت های گرم و گیرای  ادبی  وسیاسی  را در جمع آمد های مختلف برای هم شنواندیم. ولی هنوز برای یک نتیجه مثبت مقبول همگانی انتظار ما پایان نیافته است. اگر این نتیجه مثبت بدست نه آید گــِرده های بیمار وسعت پیدا خواهد کرد و

شعله آخر سر کشد از اجتماع خاروخس

  محمد یعقوب هادی

دیده بانی ازشخصیت های سیاسی را با فراگیری ازآموزه های شان باید انجام داد

 


این یاداشت را به انگیــزهء افــراط و تــفریط های که گاهی پیش می آیــد بی هیــچ خـطـابی به خـوانـش شــما خوانندهء ارزشــمند تقدیم مینمائیم



دیده بانی ازشخصیت های سیاسی را با فراگیری ازآموزه های شان باید انجام داد


به روایت دانستنی های تجربوی، انسان با فطرت دوگانه خلق میشود. در پروسه حیات، همراه با رشد فزیکی این دو فطرت هم، سیر تکاملی خود رامی پیماید. در نتیجه، این دو فطرت «شخصیت» انسان را تعریف میکند. یعنی هر انسان درمحتوای دوشخصیت یک انسان است. با توجه پیرامون شخصیت انسانها، درحیطهء پندار، گفتار وکردار آنان دو شخصیت بودن انسان را بخوبی درک میکنیم. بطور مثال اگر ما در پندار ها ی عاطفی انسان نظر با اندازیم، با وجودیکه میتوانند در مورد مجموع انسانها آرزو های شریفانه داشته باشند و نیک فکر کنند ،این فکر نیک را اول از دهلیز وابستگی های نزدیک به خود عبور میدهند. این در حالی است که انسان در سلسله معاملات اخلاقی،به حیث موجود اجتماعی به تنِ روابط تعریف شدهء چون پدر، مادر، همسر،فرزند، خواهر،برادر ،اقارب،خویشاوند، همسایه، همشهری،هموطن ،همفکر ،هم پیمان ووو.... لباس موزون مسئولیت را میپوشاند، که یک امر اخلاقی است. وما می بینیم که اجتماع فارغ ازپذیرش این معامله اخلاقی جز، اجتماع فاسد، وبی عاطفه و احساس مردهء که محیط پندار نیک را منحصر به خود شخص میسازد چیزی بیش نیست. در این چنین اجتماع بار آورده، خواستنی ها از محیط خود بینی وخود خواهی فرا تر نمیرود. اگربا گذشتن از کاوش مشخصات اجتماع به عنوان محصول فکر وفعالیت جمعیت انسانی، دو باره در جستجوی داشته های شخصیتی فرد، خلاصه گوئی شود، میتوان چنین گفت: از نگاه فردی گفتار وکردار هرانسان که از ریشهء پندار خودش آب میخورد موقف اورا مشخص ومعین میسازد

به این ترتیب درمحیط سیاسی هم ، دوشخصیت بودن انسان منتفی نمیتواند باشد. انسان در هر نوع فعالیت و در هر نوع محیط با وجود داشتن دوشخصیت، قادرو توانمند به نیک فکر کردن است. این در حالی است که پندار های نیک سوژهء یاموضوعی راپیش میکشد که درتمام وابستگی ها، منفعت نیازی انسان را تعریف میکند. انسان برای بر آورده شدن این نیازهای خواستنی ناگزیر به تعین شیوه حصول آن است. در نتیجهء این به هم پیوستگی هویت اجتماعی وسیاسی انسان شکل میگیرد.

استخراج هویت سیاسی انسان، خواستنی های نیازی انسان جامعهء است که اویعنی همین فعال اجتماعی وسیاسی ، آن را مطرح میکنند. این در حالی است که تحقق هر خواست در اوضاع مشخص به بیان وشعار مشخص نیاز دارد. یعنی بیانِ که به گفته معروف نه قبل از وقت، ونه پیش از وقت باشد . لذا یک فعال عرصه سیاست که مُطالبات نیازی را مطرح میسازد با وجود مشخص بودن منزل، با تعاریف واهی منزل، دل مشغولی به بار نمی آورد بلکه با درایت فکر، خم وپیچ های راه بسوی منزل را هموار میسازد. همین وضعیت خود بخود هویت دوشخصیتی انسان را تعریف میکند

با وجود حضور دوشخصیت در وجود هر فرد، در یک جامعه انسانی، تعریف شخصیتیء شخصیت های سیاسی ، به اساس پندار، گفتار وکردار آنان صورت میگیرد. این در حالی است که رویکرد های دور نمای اندیشه باوری( استراتیژی فکری) آنان بصورت مطلق به حیث ضریب این شناخت ومعرفت در سنجش قراردارد. با تلویح باید گفته شود که وابستگی های سیاسی تنها به اساس همین وجه، منطقی وآرمانی پنداشته میشود.

مبتنی به این طرز دید درایت فکری شخصیت های سیاسی در مورد شناخت فصول گرم وسرد سیاسی ، پیش بینی اوضاع وفصل های سیاسی، وانتخاب پوشش های موزون در فصول متفاوت سیاسی، بستر وابستگی های فکری جمعیت همراه وراهرو رابا شخصیت های سیاسی رقم میزند، در همین مقطع نمایهء الگوی سیاسی در ابعاد تعین سیاست هاو روش ها تبارز میکند. و در واقع همان وجوه وابستگی که در بالا گفتیم زمینه بهره گیری از الگوی ما را فراهم میاورد

پس الگوی سیاسی به حیث آموزش به باز شناختی نیاز ندارد. وقتی ما برای خود الگو تعین میکنیم وباز دوباره باز شناختی الگوء خود را ارایه میکنیم، هم خود به بیراهه میرویم وهم دیگران را به بیراهه میکشانیم. الگوی سیاسی نه سنگر و نه پناه گاهی است، که ما برای تبرئه خود، برای دفاع فردی خود، برای پناه کردن خود استفاده ببریم. ما همانقدر که نباید از الگوی سیاسی خود بلنداژی بسازیم که مورد اماج ما ومقابل ما قراربگیرد، همانگونه نباید دیده بانی های خود ستایانه وفضل فروشانه ما ، ما را از فرا گیری آموزه های الگوء سیاسی ما تا آنجا فاصله بدهد، که استراتیژی فکری شخصیت سیاسی مورد نظر خود را فدای دیده بانی های ناموجه بسازیم

منظور نظر این است که انسان میتواند از حضور دو شخصیت در وجود خودش هم استفاده مثبت وهم استفاده منفی نمائید. لذا حمایت، تشریح ، توضیح، دفاع از بینیش و تفکر خود ما، مجموعه های سیاسی ما و رهبران ما، باید یک پیوندگاه منطقیء وجود دو شخصیت را ، برای محقق شدن «نظر تجربوی» ( تیوری)درساحه عملی( پراتیک) ارایه بدهد. ما نیازمند آن استیم که تفسیر شخصیتی رهبرانِ مورد قبول ما، به اساس شیوه پزیرش شناختی ازجامعه صورت بگیرد. همینگونه اندیشه باوری ، رهبران مورد نظرما را مطابق به آموزه های خود شان نظر به اوضاع مشخص به تفسیر بگیریم. اما تفسیر ی که با انتباه از اوضاع مشخص ارایه میشود نباید استراتیژی فکری( دورنمای فکری) را منتفی بسازد.......

پیرامون کنگرهء وحدت موسس

پیرامون کنگرهء وحدت موسس

امروز بار دیگر ما نیازمند شعار مشترک، کار مشترک و تفاهم وحدت خواهان استیم. نیاز مند جدیت عملکرد رفقا و دوستانیکه در پی  کار  وفعالیت های متدوام برای  وحدت موسس که همانا وحدت میان دو حزب  رفیق وبرادر بود  امید های فراوان  داشته ودارند . نیازمند ارایه نظریات مشخص وشفاف و کار ساز رفقا  ودوستانیکه امید داشتند وامید دارند در قبال این یگانگی  یعنی کنگره وحدت موسس، یعنی کنگره حزب واحد سرنوشت  خود ، مردم ووطن  را رقم بزنند. ما گفته بودیم  این کنگره ، کنگره  تحرک  برای لشکر انتظار خواهد بود. ما گفته بودیم این کنگره ایجاد فضای اعتماد برای  وحدت سازمانهای هم اندیش وشخصیت های هم اندیش بوده  ومیباشد. ما گفته بودیم که نیاز ما برای وحدت بخاطرمطرح شدن نیرو های مترقی وعدالت خواه مردم دوست و میهن خواه است، تا طرح های بدیل نسبت به شرایط بحرانی کشور مطرح وارایه نمائید، تا برای ثمر بخشی طرح ها ونظریات نیرو های مترقی وعدالت خواه با حضور فعال وموثر در  فضای سیاسی کشور حضور بیابند. اما اگر وقتی ما نتوانیم از مشکلات  درونی خود بیرون برایم  چطور میتوانیم  برای  این بحران شدید کشور صاحب نظر باشیم واعتماد همگانی را نسبت به این نیرو ها جلب نمائیم؟ بدین ملحوظ در این اواخر   انتظارات خود را دگر گونه می بینیم. در حالیکه برای خاموش ساختن اولین جرقه های خود سوزی  فکر میکردیم  که رفقای ما از طریق  جلسات  ونشست های ثبت وشمار سازمانی به نتیجه میرسند،اما چنین نشد.  نتائیج این نشست ها  همانا اطلاعیه ها، اعلامیه ها، ردنامه های این اعلامیه ها واطلاعیه ها است. وقتی متون این  اعلامیه ها، رد نامه ها واطلاعیه ها خوانده میشود به هیچ صورت برای حل این مشکل کار ساز به نظر نمیرسند.  یادداشت های جدا گانه رفقا نیز با همه دلسوزی ومسئولیت  جز نصایح چند ویا یک سلسله یاد کردهای  تمثال گونه، نظر مشخصی  را منعکس نمی سازد. مثلآ رفیقی در یادداشت خود مینویسد  "که وحدت ما  با وحدت های قبلی  در حیات سیاسی ماتفاوت اساسی دارد"  رفیق ما کاملا درست مینویسد. زیرا حتما میداند  که در آنوقت  شخصیت های بودند که وحدت گذشته ما را سالها حفظ کردند وچه بسی هنوز هم رفقای  اند که سنگر های خود را در محتوای ان سیاست ها تقسیم نکرده اند. با در نظر داشت اینکه درآنوقت ورود از یک دهلیز  در صحنه سیاست صورت گرفت اما در ینحال که از یک اتاق  در صحنه سیاست  میرویم همین یک دروازه برای  اینکه پیشکان میزنیم برای ما خوردی میکند  وهیچ یک را هم نوبت نمیدهیم که اول بیرون برآید. رفیق ما کاملآ درست مینویسد که "وحدت ما با وحدت های گذشته  تفاوت اساسی در حیات سیاسی ما دارد"زیرا که نه روح "ببرک کارمل" در وجود کسی دمیده  ونه کسی  شیوه ها و میتود های مبارزه سیاسی  ان بزرگ مرد سیاست را هضم کرده است. پیشکسوتان و مصاحبان، "ببرک کارمل"  به هر شکلی،  یا خود نتوانستند برامد داشته باشند ویا فضا برای انان تنگ  ساخته شد حالا انانیکه  ادعای بیشتر دارند برای حل این بگو مگو ها که پروسه وحدت را به چالش کشیده چه میتوانند  بکنند؟

 حالا معلوم شده که موضوع برای تشخیص و تعین  ریس حزب  جنجالی شده است. لذا برای  این تشخیص وتعین، همه به همان رای اکثریت چشم دوخته ایم. از این جهت هر روز  یک جمع دو کرده میرویم که اگر اکثریت نشدیم بدا به حال  اندیشه باوری  ما.  

 بحث اصلی این است که ما وحدت را برای ریس شدن رفیق علومی یا  رفیق بزرگر مطرح نکرده ایم. این رفقای گرامی ما  خود بهتر از هر رفیق دیگر میدانند که این لشکر حزب با بسی از شخصیت های بلیغ وفصیح  که از خط مطرح  اندکی  لغزش کرده  وداع کرده اند. باور من اکنون چنین است که رفیق علومی ورفیق بزرگر را گـِـرده های اند که  در برابر هم قرار داده اند.   نویسنده در یک یادداشت حزبی  به شورا مرکزی حزب واحد وشورای اروپائی حزب واحد  هویت عده ای از این گـِـرده نیشینان  را نشانی کردم که روزها  در زیر ریش  کسانیکه  رفیق علومی را  به حیث کودتا چی یاد میکردند وتخریب میکردند نشسته بودند حالا امده اند میان  ما خط کشی میکنند. 

 وضعیت حساس است. کنجکاوی های بیشتر حساسیت های بیشتررا ایجاد میکند. باور کنید هر یک ما اگر خوب  تعمق کنیم اشتباه خود را، خود میدانیم. وخوب میدانیم. وحدتخواهان نباید انتظار هیچ روز  دیگررا بکشند. زیرا فضای موجود  برای همه ما احساس  شرمندگی را بار اورده است. نباید دیگر بیش از این  تمام  شهرت شایسته سیاسی مااز گذشته تا امروز در  پنهان کاری های حقا یق، پایمال هوس بازی های شهرت طلبانهء یک عده  شود. ما نمیخواهیم ادامه این وضع زبان ما را در برابر مخالفین اندیشه باوری ما که ادعای ناکارآمدی را نسبت به ما دارند لال وگنگ بسازد. لذا اگر نا کار آمدی در میان ما است بگذارتغذیه همین ادعا باشد. 

 ما باید برای حل  مسایلی که وحدت موسس را به چالش کشیده طرح های مشخص مانرا  ارایه نمائیم. طرح های که  تصمیم ساز باشد،تا بتوانیم رای و راه مان را  مشخص بسازیم.

یکی از مشکلاتی که تا اکنون با شفافیت به آن پرداخته  نشده و زیر عنوان مشکلات تخنیکی مطرح میشود. عدم حضور فزیکی رای دهند  گان در واحد های اولیه حزبی است. حضوریکه وزن رای  را برای انتخاب سبک وسنگین میسازد. کدام انتخاب؟ انتخاب شخص اول یا ریس حزبی که ساخته میشود. این در حالی است که از طرف پاینی ها گرفته که من  استم تا بالائی ها که رفقای روسای نوبتی حزب واحد استند هیچ شنیده نشده که برای این مساله مشکل وجود دارد.

در این حال از انجا که  اساسنامه وبرنامه تولید  فکر خود ماست.  مامیتوانیم این مشکل را حد اقل در کشور خودما با طرح جدید ساختاری در حزب خودما برای همیشه از سر راه احزاب مترقی  وعدالتخواه  بر داریم. لذا پیشنهاد  مشخص این است که در اساسنامه جدید با ازدیاد ماده جدید که ریس حزب  نمیتواند در راس ارگانهای ایفای وظیفه نمائید که رجال مهم دولتی دانسته میشوند. در ادامه آن ویا در ماده جداگانه تصریح شود که در صورت تقرر یا انتخاب ریس حزب در مقام های که رجال مهم دولتی دانسته میشوند ریس حزب از ریاست حزب سبکدوش ودر هیچ یک از مقامات رهبری حزب فعالیت کرده نمیتواند.

پیرامون این پیشنهاد اضافات بیشتر محتمل به نظر می اید. لذا در جمع آمدی که سایر  پیشنهادات را احتوا میکند لازم است  بحث تفصیلی و تکمیلی  بالای ان صورت بگیرد.

مساله دیگر مساله رفتاری است. این مساله رفتاری توضیح  وروشن کردن یک سلسله مسایلی اند  که سالها گفته شده و در این آواخر به اوج خود رسیده است.  بیادم دارم زمانیکه در مورد  شخصیت تاریخی چه گوارا میخواندم. فیدل کاسترو رهبر انقلابی کیوبا از طریق جلسه کمیته مرکزی توجه مردم جهان را  به افشای حقیقت مرگ  چه گوارا بدست نیروهای امپریالیستی جلب میکند که نسبت به انقلابیون کوبا  اتهام قتل او"چه گوارا" توجیه شده بود. فیدل کاسترو نامه چه گوارا را در آن جمع آمد میخواند که از او(فیدل کاسترو) تقاضا شده بود تا برای  فامیل چه گوارا حق شهر وندی کوبا را بدهد چون او به دنبال وظایف انسانی وانقلابی  درسر زمین زادگاه خود وسایر سر زمین های انسانی میرود شاید بر نگردد، ولی نمیخواهد اعضای فامیلش احساس بی وطنی  داشته باشند.

 حالا نه تمثال چه گوارا ،  نه توجیه امپریالیستی و نه شهادت نامه ای مطرح است، که رفتار ها را محک بزند. به زبان گویا نیاز است تا این توجیهات را که  مثلآ  این است  دخل و خرچ ما  واین است  موقف ما در محتوای پرنسیب های قبول شده مشترک ما که انجام داده ایم وانجام میدهیم.

 ما این بحث ها را در کجا از سر بگیریم؟

 پیشنهادات مختلف  وجود دارد. اما در اولین امکان پیشنهاد مشخص این است که اتاق  "کنگره " دو باره فعال ساخته شود.در این بحث اعضای حزب واحد، هواداران،حمایت گران وحدت موسس ، تمام رفقای که  در موضع گیریهای اخیر مشکل ساز نقش داشته اند و یاحدس وگمان نسبت به  نقش آنان وجود دارد، هم چنان در نتیجه گیری  بحث ها رفقای  روسای نوبتی  حزب واحد باید  دعوت وحضور داشته باشند. تا این بحث را  به عنوان اخرین مقدمات  تدویر کنگره  برگزار نمائیم.

 برای پیروزی وحدت موسس به پیش میرویم 

 محمد یعقوب