شعله آخر سر کشد از اجتماع خاروخس

هر لفظ وکلمهء که از تفکر انسانی گویا وخوانا  میشود درحالیکه  موضوعی  را به بحث میکشد، باز شناختی خود نویسنده وگوینده  را نیز به قضاوت میگذارد. این قضاوت از روی کار برد شکل کلمات نه، بلکه از روی تحلیل کلمات به میان می آید. تحلیل کلمات موقف ها روشن میسازد ویک سلسله داشته های طبیعت درونی شخص را باز گوئی میکند ویا به کلام دیگر شخصیت اولین شخص  را  به باز خوانی میگذارد.

در این روز ها  پیرامون  بحث  سرنوشتی "ما" گفت و شنودی جریان  دارد که با سرنوشت سیاسی ما ومنجمله من ارتباط مستقیم دارد. با  نظرداشت اینکه عدهء از رفقا و هم چنان  سر مقاله هیات تحریر "بامداد" ارگان نشراتی "حزب واحد"  همه را به خویشتن داری دعوت نموده است، اما نویسنده به این نظر استم که ما انتظار چنان راز گشائیء بودیم  که پروسه وحدت را توقف داده است. اکنون این روزنه  باز شده است لذا نه تنها این روزنه بیشتر بازگشائی باید شود بلکه بصورت بسیار مشخص به مسایل باید پرداخته شود. نمیتوان محل  این بحث را تعین  ومشخص نمود ولی به هر ترتیب  به همه مسایل  باید با شفافیت پرداخته شود. اساسآ در این بحث دعوت به خویشتن داری  بیشتر مشکل ساز است. ما نباید با خویشتن داری مشکلات  را انباشت بسازیم. در این بحث خویشتن  داری رسک نه بلکه خطر حتمی برای  سرنوشت آیندهء  ماست. از این جهت  بر مبنای بردداشت های خود ، از موقف صلاحیت  فکری خود  این بحث را بیشتر به جهت شفافیت میخواهم همراهی نمائیم  که امیدوارم  اقبال نشر خواهد یافت .  

 امروز قدم های را میخواهیم هم قدم بسازیم  که دیروز  همقدم بودند. این در حالی است که  باید برای اعتماد این هم قدمی ماخذ  داشته باشیم ، که تکیه گاه ماکجاست و چیست؟ خواهیم گفت به آن تعهد آرمانی  تکیه داریم که هویت سیاسی ما را میسازد.کاملآ  درست است. گذشته سیاسی که هویت سیاسی ما را میسازد منبع شناخت ماست . منبع شناخت  هم باوری ماست. این در حالی است  که برای ما حالت کنونی  بسیار مهم  بوده وآینده  بیش از حد اهمیت دارد.  اما با کلمه سازی های مجلس آرائی  چون،  گذشته مهم نیست نمیتوانیم  به حالت کنونی اثر مثبت داشته باشیم و  به آینده موفقانه برویم . لذا با تکیه به گذشته به بحث  یارانِ ، راهِ آمده میروم. در اینباره با همسنگران مبارزه بحث میکنیم.  با هم با شفافیت وبا صراحت  بحث میکنیم. به بحث آنانی میرویم که معتمد اندیشه باوری هم استیم. ودر این میان به بحث آنانی هم میروم که  خود آگاه  با اساس طبیعت درونی شان، بخاطر جای پای سازی  تنها شخص خود، قلم وقدم میزنند. برای  تفکیک  وتشخیص  این قلم ها وقدم ها باید صراحت لهجه داشته باشیم.  به یقین  روش ها  و رفتار های که  این سد و این مشکل را بوجود آورده از اراده جمعی نیست لذا ما نباید به گناه یکی دیگران را به اشتباه بگیریم.

  آغاز مشکل

نامه مورخ 25 می که تا اکنون همچنان اسم رفقای یاد شده در آن مشخص نشده، پیش زمینه مشکل جاری دانسته شده که مشکلات باز گو نشده  در آن مشهود است. مشکلاتی که صلاحیت داران تشکیلاتی خود انباشت کرده بودند. این در حالی بود که تا یک روز پیشتر از نشر ان نامه آنچه که از جانب خود آن رفقا گفته میشد که کنگره بعد از رفع مشکلات تخنیکی دایر میشود. این صدای بود که  رفقای مسئولین از هر دو طرف  می شنواندند. تا که به یک باره گی این نامه ظهور کرد.

در مبارزه سیاسی ما یک تجربه  تکرار این است که گاهی یک سلسله  موضع گیری های خود غرضانه فردی، رفته، رفته به ریشه  رفتار های عمومی  تبدیل میشود  یکی از نمونه هایش سمت دهی همین  نامه است. توجه  داشته باشیم، که  این نامه چگونه توسط  فرد ویا شخص ویا افراد جداگانه به طور انفرادی سمت دهی شد و میشود؟

 در حالیکه  کار برد دو نام  گذشتهء نزدیک "حزب واحد" بی اندازه برایم دشوار است  اما برای بیان مطلب ناگزیرم بر خلاف طبیعت درونی خود ناخواسته از دو نام استفاده نمائیم. مثلآ مدیریت حاضر سایت  "حزب متحد ملی" سابق زیر نام هیات تحریر مینویسد که "مسدود شدن سایت "حزب متحد ملی"  تحفه حسن نیات بود" حالا اگر  هیات تحریر سایت "پیام  نهضت" سابق هم عین تحفه را تقدیم نمائید، تدبیر وتطبیق پروسه سه مرحله ای  وحدت ما وظیفه چه کسی بوده میتواند؟ حسن نیات برای مسئولیت مبارزه سیاسی مشترک  مجموعه سیاسی ما را چه کسی باید پیش کش نمائید؟  ترتیب  کارا ساختن وظایف را که ما در جو سیاسی موجود  روی خطوط مشترک وهدف مشترک نشانی کردیم و به امضا رسانیدیم مربوط به حسن نیات کیها میشود؟  بی هیچ کم وکاست باید گفته شود  که همین خود غرضی است. خود غرضی که بهترین رفقای  ارزشمند ما را محصور کرده ، نمی تواند اراده رفقای ما را در حزب واحد تمثیل نمائید. اکنون به درستی درک شده میتواند که این  گـِـردهء خود غرض با  گــِرده نیشینان قدیم  که سرنوشت  همگانی  را به بازی گرفتند  سخن مشترک پیدا کرده است.  سخنی که  به سوی ناکجا آباد دسیسه سازان با اشتراک نظر راه افتاده است . توجه شود"  این مدیریت مینویسد "در نامه 25 می روی  یک سلسله مشکلات وتفاوت در دیدگاه ها اشاره صورت گرفته است. این تفاوت ها در دید ودرک ما از زندگی و سیاست چشم انداز آینده و طرحها ونظریات ما در مورد چندی وچونی ساختار های سازمانی ما وغیره است اینها در واقع مسایلی اند که سبب شد ما از بدنه حزب واحد وطن؟ به چندین حزب و گروپ منقسم شویم"

 این همصدائی با دسیسه سازان است. هم نوائی با  سناریو  سازان تصاویر و کلیپ های ویدیوی است که این مدیریت گل افشان همان دسیسه سازان  بود وتا اکنون  نفر اول لیست حاضری  آنان است.  هم زمان  با این سمت دهی خود غرضانه، همین مدیریت،  خود خواهانه در صفحه  سایت  از طبیعت درونی  خود جمله ای زیر را جا سازی میکند، وبه فکر خود متوجه  رفقایء میسازد که متعهد استند پروسه وحدت  به اکمال برسد.

  وقتی ارزش ها عوض میشوند، عوضی ها  با ارزش میشوند!

حتمآ این جمله به حال آنانی صدق میکند که  با عوضی ها اکنون سر می جُنبانند. اما از ارزش خالی  خواهند بود.

رفقا!

مگر این روحیه رفقای  ما در حزب واحد است؟ یا از یک فرد که با خود سری های خود نه برای باز کردن گره  این مشکل بلکه  محکم کردن این گره ، جاه طلبانه ، خود غرضانه  وخود خواهانه  مشغول ومصروف است که حتی با صلاحیت تر از روسای نوبتی  ما حرف میزند.  این در حالی است که موقف وارادهء رفقای سالم اندیش  در حزب واحد  مشخص است.

  از جمله میتوان از رفیق  گرامی ابراهیم سکندری یاد نمود که اخیرآ در یادداشت شان یک سلسله ارقام نویسی  که  وزنه  ها را سبک وسنگین  سا خته به تحریر آورده اند . از نظر نویسنده  بسیارکارخوب کرده است. اگر با همین روشنی وشفافیت  به مسایل پرداخته شود بهترخواهد بود تا  موضوعات روشن گردد. این ارقام نویسی باید سر رشتهء شود تا مسایل بیشتر باز گردد. تا این وزنه ها را  در ده ها  تراوزی دیگر که بلاخره طرف قناعت هم قرار بگیرد به میزان بیاوریم. از نظر من هیچ مشکلی با این ارقام نویسی های رفیق "ابراهیم سکندری" بوجود باید نه آید. بلکه باید این ارقام ها را دقیق بسازیم. 

 مساله توضیح  وپاسخ ! بلی  حرف  معقول و خواستنی است.  پاسخ  این نامه  از منابع  مخاطب  باید ارایه میشد. برای این خواست دست هر یک ما باید بطور مثبت بالا باشد.  اما تا آنجا که در جریان این  موضوع در مرکز  از رفقا مسئولین حضوری شنیده شده است مشکل  که وجود داشت کمیسیون آماده نگردید تا مشترکآ به پاسخ پرداخته میشد.  به این ترتیب هر دو جانب  تا سطح  روسای  نوبتی  اعلامیه مشترک را  به دست نشر سپردند که  رفقا  این جریان را با شفافیت پیگیری نمایند و در جهت مثبت اختتام ببخشند. اما  خوبتر میبود  به جای  انعکاس  موضع شورا ها،  به جای  نامه مشترک دعوت به خویشتن داری که  به امضای رفقای روسای نوبتی نشر شد، استدالال  منبع مخاطب جاگزین میشد که نشد. بلی قابل انتقاد است. قابل پرسش است.

 رفیق ابراهیم سکندری با توضیح  پیشینهء بحث های وحدت  خواهانه  یادداشت شانرا محتوا سازی نموده، که لازمه شکل سازی یادداشت ها است ، وبا اتکا به ارقام نویسی در ترکیب مسئولین تشکیلاتی انتقاداتی را مطرح نموده  که حق مسلم شان است. اما به جز بیان نیات  شان که کنگره  باید دایر شود کدام نظر و پیشنهادی را برای  حل این مشکل بطور مشخص ارایه نکرده است. شاید گفته شود که پروسه خودش  ترتیب و نظر است. بلی همین طور است. اما بیائید  اینرا که گفتیم محقق نشد، باید بگوئیم که چه کنیم تا سهل تر زود تر این ترتیب و نظر موفق به نتیجه برسد.

   باید با تمام صداقت گفته شود  اعلامیه که بصورت قطع  باور  دست برد گـِرده نیشنان را به آن قایم کرده ام نمیتواند دیدگاه  رفقا ی ما در حزب متحد ملی سابق باشد. گــِرده نیشنان  با این دست برد خواسته اند رفقای ما را  در موقعیت دشوار قرار بدهند. مخصوصآ آنچه نشر این نامه را  توجیه میکند  ارجهت ها ی ناسنجیده شده استند لذا نشاید از تفکر سالم رفقای  ما  نشات کرده باشد. مثلآ مسایل بزرگ  در سطح ملی وبین الملی  نشانی گردیده است.

 زیرا رفقای ما میدانند، بحث حضور عرشه نیشنان دولت و مخالفین هم کیش آن، به اساس زر وزور، به اساس  منافع فردی و گروهی که سر رشته از وابستگیهای نا مشروع دارد و در نوبت لاشه خوری نشسته اند، تا بحث  حضور ما در اوضاع سیاسی کشور  فرق میکند. رفقا ی ما چطور میتوانند تجربه  نزدیک  را در انتخابات  ریاست جمهوری  و پارلمانی فراموش کنند.

به حکم همین وضعیت بود که اولویت وحدت هم اندیشان مطرح گردید. چون با پراگندگی و عملکرد جداگانه اثرمند بوده نمیتوانستیم. لذا باز هم با تاکید باید گفت که اعلامیه  با وجود همه مشخصات  یک اعلامیه دست برد شده است تـا  رفقای ما را در موقعیت دشوار قرار دهند ، تا افراد معینی برای خود موقعیت یابی نمایند، تا به موفقیت زور ازمائی های شخصی تمام شود، ولو هر قدر هم  دراین تاکید ساده لوحی توجیه این خطوط شود نویسنده  به این تاکید پا فشاری میکنیم.  

 از این جهت میخواهم  با یاد هانی  صحبت تیلفونی که در نخستین روز امضای  توافقات  میان روسای  هر دو حزب رفیق وبرادر روی خطوط کلی  با رفیق گرانمایه رفیق شیر محمد بزرگر داشتم  وبا کمال سر بلندی  گفتم که  شما رفقای بزرگوار  نام تانرا در تاریخ مبارزات سیاسی ما با افتخار درج نمودید، اینک بار دیگر از شما رفقای گرانمایه چنین توقع وجود دارد. اکنون  که همه نتیجه گیریها نزد شما موجود است. همه گفتنی ها نزد شما روشن است. همه فاکت ها در اختیار شما است. بروید در کنار هم با هم  در یک  دفتر بنیشنید تا آنگاه که با یک نتیجه وفقط با یک نتیجه مثبت به نفع  کنگره وحدت ،  به نفع کنگره موسس، به نفع خطوط  امضا شده ، به نفع سرنوشت همگانی از دفتر بیرون شوید. رزمندگان حزب واحد وبه یقین لشکر انتظار از فیصله مشترک شما حمایت خواهند نمود. 

شاید این جملات دور از  تدبیر ادبی  ودوراز تدبیر کاربرد واژه سازیهای سیاسی است. بلی این نظر حامل  سخن بی پیرایه درکلمات بی پیراهه به دلیل آن است، که  ما نشست های بسیار متعدد وبزرگ را هم سپری نموده ایم، ما مقالات تحلیلی و تیوریک بسیار  برای  نتیجه گیری مثبت  در راه یگانه شدن  خواندیم و به خوانش دادیم. ما صحبت های گرم و گیرای  ادبی  وسیاسی  را در جمع آمد های مختلف برای هم شنواندیم. ولی هنوز برای یک نتیجه مثبت مقبول همگانی انتظار ما پایان نیافته است. اگر این نتیجه مثبت بدست نه آید گــِرده های بیمار وسعت پیدا خواهد کرد و

شعله آخر سر کشد از اجتماع خاروخس

  محمد یعقوب هادی