حق وعدالت پیروز است
علوء فضیلت انسان آن است که از نظر دین ما یعنی اسلام عزیز خلیفهء خدواند در روی زمین خوانده میشود. این مقام به نسبت خلاقیت انسان به او تفویض شده است. دست آورد های انسان، عصر ما را به عصر تمدن مسمی کرده و پیشرفت های چشم گیرعلوم عرصه های مختلف، واقعأ چنان شگفت آور است که میتوان گفت در بسی موارد این خلاقیت انسان، بهشت خیالات را در روی زمین بنا کرده است. امابا تاسف همین انسان است که کلید استفاده از خلقت های خود را در حصاربرتری خواهی ها ، حرص و آزومنفعت جوئی های خود پنهان ساخته وسایر انسانها را از آن محروم میسازد. در جوامع مذهبی حاکمان قدرت با عدول از فرمان خداوند، وضعف ایمان، با روایت های گناهکارانه، این چنین ستم های شانرا غلط توجیه نموده عدالت خدواند را زیر سوال برده ومیگویند که خدا هر کس را خودش داده است. آنان از نعماتی که در ماهیت حیات تمام زنده جانان تجسم داردو جلوه ای عدل خداوندگار است. در حقیقت انکار میاورند. هرگاه آنان ازپروردگاریء پروردگار الهام بگیرند به این نتیجه میرسند که توزیع تمام نعمات مادی برای انسان از روی عدل وانصاف انجام یافته است، و لذا عدالت خواست بنده گان صادق خداست.
از همینجاست که خط ستمگران وعدالت خواهان از هم جدا میشود. ستمگران همان پول پرستان ومادیات پرستان اند وعدالتخواهان آرزومندان خوشبختی انسان وخدمت گذاران برای سعادت ورفاه انسان میباشند. برای شناخت ماهیت این دو خط عناصر وابسته به این خطوط خود آئینهء تمام نمای تفکیک این خطوط اند. از آنجا که مطمع نظر ما در این بحث زادگاه، زیستگاه وپرورشگاه ما افغانستان است لذا این نیرو ها را در این سر زمین به تحلیل وقضاوت خود مردم میگذاریم.
ما مردم کشوری بنام افغانستان استیم که در طی سالها به واسطهء یک اقلیت مفتخوار در عقب مانی نگهداشته شده بودیم وتا هنوز با اشکال دیگری خواسته میشودکه در عقب مانی نگهداشته شویم. وقتی مسالهء عقب مانی ما کاویده شود ریشهء آن در عدم آگاهی، وبیسوادی و کم سوادی پیدا میشود که به مردم ما عمدأ وجبرأ تحمیل شده است. در این رابطه از روی ارزیابی متخصصین جوامع بین المللی با معیار های که آنان سنجیده اند سواد نوشتن وخواندن، سوادمسلکی، سواد علمی، سواد دینی را کمتر از یک فیصد نشان میدهند. از روی این ارزیابی میتوان قضاوت نمود که چه جفای بزرگ به حق مردم ما از طرف مشتی اقلیت مفتخوار وغرق در عشرت زنده گانی روا گشته است. هرچند که این ارقام دقیق نباشد اما از روی حجم بدبختیء که دامنگیر مردم ما شده است این میزان وسنجش نظر به اینکه ستمگران آب کش دستان خود را فریبکارانه به فرمانبرداران پاک دل شان نوشانده میتوانند، آنقدر اغراق آمیز نیست.
ازحیث عقب نگه داشتگی است که افرادو گروهای ستمگر ملبس با عبا وقباء فریب با همیاری، همکاری وحمایت ستمگاران جهانی با استفاده از باور های مردم توانستند زندگی مردم را از بیخ وریشه واژگون بسازند. این روا داری های ظالمانه برای ملت مظلوم ما تا آنجا دامنه یافت که گروه کا ملأ بیگانه از احکام دین ومذهب وسنت های مردمی به دسیسهء ستمگران جهانی از نام اسلام با شریعت طالبانی ظهور کرد. وچنان یک دورهء سیاه را ثبت تاریخ کشور ساختند که تاریخ از آن شرم دارد.
برای تفکیک نیرو های ستم گر ومادیات پرست از نیرو های سعادت خواه برای مردم، محتوای اهداف وعملکرد این دو خط را بطور خلاصه به قرار ذیل میتوان به بیان گرفت 1-- نیرو ها ی سعادت خواه برای مردم در گذشته مانند امروز ، فراگیری تعلیم، تحصیل ، علم وهنر، روحیهء بیداری وهوشیاری، تقویه وانکشاف فکر و ذهن، حق کار، شغل، حرفه، سهم ومشارکت درمسایل عمرانی کشور، تامین عدالت در توزیع نعم مادی، مشارکت اتباع در تعین سرنوشت خودشان، تامین منافع علیای کشور، خود کفائی کشور، ارتقای فرهنگ، تقویه وانکشاف اقتصاد، روحیه سازندگی اجتماعی ورفاه اجتماعی، توسعه فرهنگی، آزادیهای فردی شهروندان، وحدت ملی، همزیستی مسالمت آمیز با کشور های همسایه منطقه وجهان،حمایت از حقوق حقه ملیت ها، احترام و حمایت از حق خود ارادیت ملل جهان، همکار ی وهمیاری وحمایت واسقبال از ایستائی ملل جهان در برابر ترور ، وحشت، بربریت، جنگ ستیزی تعرضات وتجاوزات ومداخلات به هر اسم ورسم که میتوانست باشد در برنامه کاری خود مسجل داشتند که اکنون هم دارند. تنها این نیروها است که دریک دوره تاریخی در کار زار تحقق این اهداف با دستان پاک، ادارهء نفس، نیات سالم، ارادهء عدالتخواهی، روحیه خدمتگذاری وسعادت خواهی به خلق الله صداقت و وفاداری شانرا ماندگار ساخته اند، وبا رضایت خدا ووجدان زیسته اند ومی زیند.
2 -- طرف دیگر ستمگران بودند که علیه این نیرو ها توطعه ودسیسه را آغازنمودند ویک ملت وکشور را برای گرمای بازار های منافع خود ها سوختاندند، ودودش را با آسمان بلند کردند. وامروز هر کدام شان در نتیجهء روا داشتن ظلم وستم ملیونها دالر دارائی های منقول وغیر منقول در داخل وخارج کشور دارند.اکنون این واقعیت را نه تنها مردم ما بلکه مردم تمام جهان با چشم وسر وعقل وهوش میبنند ومیدانند. لذا نیرو های عدالتخواه وآرزمندان رفاه وسعادت مردم درهمان آغاز با گزینش ارشادات یکی از پیشوایان دین به روایت نهج البلاغه فریاد کشیدند:" ای بندگان خدا شما را به تقوا به پیشگاه خدا دعوت میکنم واز اهل نفاق بر حذر میدارم، که آنان گمراهان گمرا کننده ولغزندهء لغزاننده باشند، به رنگ ها رنگ میگیرند ودر افعال گونا گون اند، ویک قول ندارند وشما را به نیرنگ وخدعه قصد میکنند، وبه هر گذرگاه چشم دارند. دل های شان بیمار است وچهره های شان پاکیزه، دزدانه راه میروند، وهمچون بیمار در کالبد حرکت میکنند. وصف آنان دوا است، وگفتار شان شفا، وکردار شان درد بی دوا. به فراخی ووسعت حسد میبرند، واستوار کننده گان بلایند، ومردم امید کُش. در هر راه به خاک افتادهء دارند ودر هر دلی راهی، ودر هر غم به ارادهء خود به ظاهر اشک میریزند. ستایشگری را از یک دیگر به وام میگیرند، واز یک دیگر چشم پاداش دارند. واگر چیزی طلب کنند از حد خواهش تجاوز میکنند، وبه التماس در می افتند، وبه الحاح در می آیند. واگر حکم دهند در حکم از میانه روی وعدل پای بیرون می گذارند. در مقابل هر حقی باطلی آماده دارند. بوسیلهء پراگندن نا امیدی در دلها به طمع وغرض خویش راه می جویند، تا بازار نیرنگ های خود را رواج دهند، ونیرنگ های خود را چون چیزی کم مانند وگرانبها زینت میبخشند تا بازار یابی کنند."گزینش از نهج ا لبلاغه) زمانیکه نیرو های عدالتخواه این فریاد ها را بلند کردند، درمقابل نیرو های ستمگر باسوء استفاده از باور های عامه آنانرا برچسب های غلط زدند. حالا این سوال به وجود می آید که صدای ایمان وباور به عدالت خدا وند متعال کدام صدا است؟ مسول این همه ستمگری به حق مردم وکشور ما کیست؟ کدام خط سرخ روئی وسر فرازی دفاع از حق وعدالت خداوند را نصیب شده است؟
پیوسته به جنایات گذشته ستمگران جهانی با دیسانت افراد وابسته مشهود دیگر را در قلمرو سیاست افغانستان با شعار های دلفریب وساختن جامعه پیشرفته به سرنوشت مردم حاکم کردند. این گروه از تمام پیشرفت ها بشری، نا کار آمد های آنرا درکشور سرازیر کردند. امروز کی نمیداند در وطن ویران ما بالای مردم مظلوم ما چه میگذرد. جنایات دیگر برسرجایش که درج آن بلا تشبیه دردفتر کائیانات هم گنجایش ندارد. ودر بعد جنایات اقتصادی در وطنی که یک مادر تا آنجا مجبور میگردد که اولاد خودرا، توتهء جگر خود را به حراج بگذارد، این حاکمان سرنوشت مردم چگونه میتوانند از جنایات شان انکار نمایند؟
مسول این وضع جز ستم گران که در راس آنان یک شخص گمنام با پوشیدن چپن وپیراهن تنبان خاک به چشمان مردم میزند کسی دیگری نیست. شخصی که حتی برای مقام والای رهبری دولت هم اوتوریتهء یک هوتل داررا که در ایالت متحده امریکا خود را با دریشی می آراست قایل نمیشود. هرگاه ریس جمهور به این فکر است که گویا لباس ملی بتن میکند این هم از عدم آگاهی ریس جمهور است که نمیداند این پیراهن تنبان که او بتن میکند لباس ملی ما نیست. اما با آنهم همانگونه که گفته میشود هر سخن جائی وهر نکته مکانی دارد، به تن کردن لباس ملی که ریس جمهور قیاس دارد وپوشیدن لباس رسمی هم از خود جای دارد. یک ریس جمهوری که در رشتهء سیاست ودیبلوماسی تحصیل کرده باشد آیا باید با لباس جامعه را رهبری نمائید ویا با فکرسالم واندوخته های تحصیلی که دارد؟ در این موضوع سخن زدن بسیار گنجایش دارد اما منظور ما در این بحث صرف رونما کردن فریبکاری های ستمگران وجفا کاران به حق مردم عقب نگداشته شدهء ماست که با استفاده ازکدام وسایل این ظالمان میخواهند مردم را فریب بدهند.
اما آنچه هنوز برای عامهء مردم قابل دید نیست این است که مردم با شیوهء دیگر اغفال ساخته میشوند. ستمگران غیر محوس در اذهان مردم اعمال نفوذ میکنند. مردم خاصتأ جوانان را با وسایل متظاهر وفریبندهء مادی ملَوَث ومصروف ساخته اند. تا یک نسل بی درد وبی درک را بوجود آورده که بتوانند ازموقعیت جغرافیائی تا ثروت های مادی افغانستان به حیث وسیله، دورنمای پلانهای شانرا درمنطقه دنبال نمایند.
مردم از برهه تاریخی سی سال گذشته تا امروزازاثر" بزن وببند" گروه های ستمگر تجربهء بسیار تلخ را به حافظه دارند. به اثر اغفال وفریب از طرف ستم گران ومادیات پرستان از سواد، در عرصه های تعلیمی،تحصیلی،علمی ودینی محروم مانده اند. مرگ،بیماری،فقرو آواره گی به زندگی آنان مسلط ساخته شده است. در چنین حالت تحمیل شده از گذشته الی اکنون مردم مظلوم ساخته شدهء ما در دنیائی تاریک سرنوشت و جبر زندگی، دنبال کوچکترین روزنهء امید به زندگی سرگردان استند، که با دریغ هنوز ستمگران با استفاده از این مجبوریت های مردم آنان را مورد سوأ استفاده قرار داده وبا نشان دادن ظواهر زندگی، آنان را فریب میدهند. چگونه بپزیریم آنانی که نان ندارند بدست شان تیلفون همراه داده اند، آنانیکه سواد تحصیلی وطن خود را ندارند برای پیدا کردن روزی زبان خود را به اوشان تحمیل کرده اند. درمقابل خیمه های آنان بلند منزل ها وقصر های مجلل بنا کرده اند. حتی در وسط سرک های عامه بلند منزل ساخته اند. با موتر های آخرین مدل جهان، بی خیال از مقابل کراچی های فروشنده گان مجبور و دست فروشان و اطفال وزنان ومردان گدا های شهر میگذرند. گشت وگذار ستمگران در حصار محافظین خارجی وداخلی هرروز وحشت را به مردم مستولی میسازد. با این حال هنوز از تن بی خون مردم میمکند .
وضع موجود مسولیت منظومه های سیاسیء هم اندیش را که در محور آرمان مشترک فعال اند مشخص میسازد. اولترین مسولیت این مجموعه ها ایجاد فضای هم آهنگی در میان خود این نیرو ها است. تحقق این امر میتواند اعتماد مردم را بیشتر جلب نمائید. از آنجائیکه این نیرو ها امروز هم مانند دیروز لشکر خداوندگار در راه حق وعدالت استند. همسوئی این نیروها وسیلهء پروردگارئی است که خلای رهبری سرنوشت مردم را، در راه خوشبختی وسعادت وآرامش به وجه احسن کامل میگرداند.
از این جهت با تکرار احسن باید گفت که اقدام تاریخی رهبران ن ف د ت ا و ح م م ا جهت وحدت این دو حزب مردم دوست ووطنخواه با موفقیت در راه انجام است. در حالیکه مردم آگاه ما با این موفقیت انتظار پیامد های خوش آیند را میکشند. یقین داریم به کمک خداوند وهمیاری مردم حزب واحد مردم دوستان ووطنخواهان در تعین سرنوشت مردم وکشور نقش اثرمند شانرا به وجه احسن ایفا خواهند نمود.
زنده و پیروز باد مردم افغانستان محمد یعقوب هادی