برای مبارزه بیرونی آراستگی  درونی لازم است

نیرو های سیاسی در جامعه  نمایندگان  فکری مردم اند.  زیور شخصیت نیرو های سیاسی آراسته گی درون آنان  است. شخصیت های سیاسی از روی عصارهء فکر درون مورد قضاوت قرار میگیرند. حزب سیاسی مترقیء دارای برنامه وپلان علمی برای اعتبار بخشیدن  خود در جامعه  میکوشد با  تجهیز خصایل عالی، تقویه سطح آگاهی وعلمی اعضای حزب سیاسی، به منظور آراستگی شخصیت اعضا، تدابیر تدویر جلسات پلانی، ترتیب درسنامه های آموزشی، دعوت  میتنگها وسایر تدابیری که برای کسب اعتبار سازمان  سیاسی مطرح میباشد فعالیت های درونی سازمان را تنظیم نمائید.  که هم  سطح مسولیت هم سویه ودانش اعضای سازمان را بالا برده وپایگاه خود را در درون جامعه استحکام ببخشد.  در این راستا در پهلوی  تدابیر شخصیت پروری،  اصول مبارزه درون حزبی مطرح است که این اصل با اصل شخصیت پروری لازم وملزوم هم اند. لذا در چنین  احزاب سیاسی  این مقررات به حیث یک اصل  شامل اسناد اساسی  احزاب مترقی است. 

در امر مبارزهء سیاسی در راستای آرمان واهداف  نیرو های مترقی، ، آرمان به عنوان امام شان، هدف به عنوان معبود شان ، شخصیت های صادق وراستکار به عنوان الگوی شان میباشد. ازروی این بینش است  که در احزاب دارای برنامه علمی رهبری دسته جمعی  اصول مبارزه را تشکیل میدهد.  مشخصه رهبری دسته جمعی درفعالیت های درون حزبی ارایه  نظریات، طرح ها، انتقادات و پیشنهادات است. گفتنی است طرح تمام این مشخصه ها باید خاصیت سازندگی  داشته باشد. نظریات وعملکرد های ماجرا جویانه، شخصی وسلیقوی با موازین مبارزه درون حزبی وتوده سالاری درون حزبی مطابقت ندارد.

 همانطوریکه اشتراک نظر اعضای سازمان در طرح وتدوین برنامه کاری واسناد زندگی سازمانی به معنی یافتن  اعضا، خودشان را دردرون سازمان است. اشتراک نظر اعضا در طرح ها وعملکرد های  سیاسی سازمان به معنی صحه گذاشتن به  قناعت وقبول ایکه از این دو سند  اساسی وآرمانی سازمان دارند میباشد.  تجربه  زندگی مبارزاتی وسیاسی نشان داده است بحث بر انگیزترین مشخصهء فعالیت های درون سازمانی وبیرون سازمانی بیان انتقاد است.   

 در احزاب سیاسی  عملکرد شخصیت ها محک  اندیشه وتفکرآنان است. از اینجاست که هویت شخصیت ها با عصارهء فکر آنان رنگ میگیرد.

دموکراسی سیستم عملکرد است. در درون  یک حزب سیاسی  دمو ها توده های حزبی اند. که در مورد سرنوشت سیاسی شان وهدف سیاسی شان خود شان تصمیم میگرند. در حقیقت سیستم رهبری جمعی حزب وقتی  اعمال میشود که  این توده ها برای تعین سرنوشت سیاسی شان صلاحیت اظهار نظر داشته باشند. اما توده سالاری تفنن نیست.  بلکه به منظور اهتمام به کار مثبت این عملکرد انجام میشود.

در یک حزب سیاسی تدابیری که بر علیه مطلق گرائی قرار دارد. این تدابیر وسیلهءتقویت صلاحیت رهبری میشود.  شخصیتی که  در هرم قضاوت به حیث رهبر وجود دارد شنیدن وگوش دادن به حقیقت از جانب او  ارادهء گروه بازی ها را تضعیف نموده وقدرت رهبری را استحکام میبخشد.   قضاوت وتائید  رهبر  به حیث مسول  درجه اول وشخصیت انتخابی، وقتی انعکاس  حقایق باشد. آن  رهبر جایگاه رهبری را از آن خود میسازد.  منظور  از تمام قدمه های رهبری است. درایت رهبری!  تحلیل، ارزیابی، تفسیر، تدبیروقضاوت است.  رهبر باید در مبارزه درون حزبی هم بصورت جدی از این درایت کار بگیرد.

گفتنی است تا زمانی رهبر صلاحیت رهبری اش محفوظ است که دارای درایت رهبری باشد. یعنی آنچه که در بالا گفته شد. لذا از تمام قدمه های رهبری چنین یک  توقع  وجود دارد.                         بخاطر داشته باشیم وقتی از  رهبری  جمعی حرف میزنیم  در قضاوت خود یک حزبی متعهد باشیم.  معلومدار آنانیکه کسی را به حیث رهبر قدمه ها انتخاب میکند و سرنوشت سیاسی خود را بدست اوشان میسپارد. حق دارد  از مسول قدمه های رهبری بپرسد که توقعات شان بر آورده نشده است وچرا بر آورده نشده است؟  این رهبر است که باید به قناعت اوشان بپردازد. 

مبارزین متعهد  به مشکلات با دیده عینی مینگرند.  ولی کار نا ممکن را در راه اهداف شان قبول ندارند ونمی پزیرند.  از همین روی  در  مبارزه هدفمند طرح، پیشنهاد و انتقاد شانرا از بالا تا پائین در همه قدمه ها که لازم باشد مطرح میکنند. هرگاه   در اینحال مواردی پیش میاید که  هدفمندی ها مورد سوء نیات قرار گیرد. روحیه رهبری جمعی باید در وجود اعضای همه قدمه ها تبارز نمائید. اینوقت است که یک حزب سیاسی از آسیب پذیری در امان باقی میماند وبرای مبارزه بیرونی آماده میشود. م ی هادی