"شیشه را گر بشکنی هر زره اش یک خنجر است"

"شیشه را گر بشکنی هر زره اش یک خنجر است"

شام هنگام ۱۱ آگست برای فرا رسیدن ساعت ۹ - ۳۰ دقیقه شب در مقابل تلویزیون آریانای کابل برای تماشای برنامه حقیقت لحظه شماری میکردیم . بلاخره انتظار لحظه ها پایان یافت. اما نگاه مان را از پزیرائی گوینده ای حقیقت در آنشب محروم ساخته بودند .

برنامه ایکه تحت عنوان حقیقت جریان پیدا کرد، هرچند که محتوای آن برنامه هم بازگوئی حقیقت بود و حقیقت اثر خود را بر طرزاجرای برنامه به گونه ای دیگر گذاشته بود ، .لیکن با دیدن جای خالی آن فیاض حقیقت که باآوردن بلا های شبگیر ونمایش چهره اصلی آنان در صفحه شیشه ائی تلویزیون آخ از دل مردم بیرون میکشید . اما در آنشب آهی دیگر کشیدیم.

آه که آنشب دزدان شبگیر آرام خوابیدند.

آه که آنشب چشمان راه کشیده ای آن دزدان را در شیشه تلویزیون ندیدیم، که در جستجوی وجدان های شان راه میپالیدند .

آه که نفس های عمیق ما در سینه ای ما تنگ ماند.

هیچ عجب نیست که این حکومت آدمکشان، قاچاقچیان ،تروریستان، تجاوز کاران به اطفال وکودکان ونوامیس مردم در مورد یک گوینده ،یک حقیقت گو ویک فرد مسلح با قلم ،دوسیه میسازد. او را به زندان می اندازد، و به محکمه راجع میکند .از چنین یک حکومت جز این چه توقع میتوان داشت ؟

چنین لجام گسیختگی ها ی تیم کاری این حکومت مافیائی دقیق وواضح بیانگر ساخت وساز های مشترک آنان است .ازاینرو ریس امنیت یعنی وزیر فرهنگ؟ ووزیرفرهنگ؟( در حقیقت وزیر فرنگ )یعنی ریس جمهورو به همینگونه سایر حلقات مافیائی ، بازیگران دایره وی این بازی ها میباشند.

اگر چنین نبودمثلأ در مورد محترم نصیر فیاض بعد از افشا سازی هریک از این دزدان شبگیرکم از کم یکی از این ادارات به سهم خود اقدامی در اینمورد باید انجام میدادند . که انجام ندادند ونخواهند داد .

این در حالی است که نصیر فیاض گوینده برنامه حقیقت قابل مجازات نی بلکه قابل مکافات بود واست .

من شاهد بیان آرزوهای قلبی دها تن ( مادران ، پدران، خواهران، وبرادران) میباشم که بعد از ختم برنامه حقیقت برای این گوینده حقیقت دوعا تحفه میکردند ومیگفتند ومیگویند خداوند او را برای خانواده اش ومردم ما نگهدارد .

اکنون دیگر برای درک ماهیت این حکومت مافیائی جستجوئی در کار نیست . زیرا همه میدانند که در مجموع تدابیرایمینی این اداره مافیائی برای ادامه حیات حاکمیت خودشان با چه سازش های انجام میشود . آنان همانطوریکه از چنین اقدامات بزدلانه خود شرم ندارند . مانند شیران خانه روز های شرمناک را در تاریخ حکومت مداری خود نیز ثبت تاریخ نموده اند.

یکی از این روز های شرمناک برای این شیران خانه رسوائی هشت ثور بود .مردم بیاد دارند بعد از آنکه فاجعه (رسم دوش) هشت ثورواقع شد .مسوولین نیروی های امنیتی از طرف پارلمان که یکتعداد آنان پیش قراول فرار هم بودند. مورد استیضاح قرار گرفتند. در مورد تدابیر وزیر دفاع؟ قبلأ یاداشتی تحت عنوان (کسیکه از خانه ای شخصی خود دفاع کرده نتواند توقوع دفاع از کشور از او زاید است) به نشر رسیده است.

واماریس صاحب امنیت با ارایه گزارش بعداز حادثه ،چند قطعه عکس را به گفته خودش که با "صفا کاری طب عدلی" اخذ شده بود در یک دوسیه آورده بود، به وکلا در شورا نشان میداد که دفاع من نادیده گی ها ،و راز های محرم در همین دوسیه است. و آنرا تدابیر امنیتی خود تشریح کرده و به بهانه افشا نکردن راز های مملکت به اصطلاح جان خلاصی میکرد.

گویند دو شخص با هم دعوا داشتند، یکی از انها دست به جیب خود محکم گرفته بود وتکان میداد وهی میگفت : ترا میکشم و پول همین جیب را به سرت برباد میکنم . کسانی که همانجا بودند گفتند بیایید ببینیم که چه مقدار پول در کیسه دارد که خون بهای یک قتل را میدهد. او را محکم گرفتند وپولش را کشیدند حساب کردند که سه روپیه بود.

دوسیه محرم ریس صاحب امنیت چیزی بیش از این قصه نبود. ریس امنیت همینقدر جان خلاصی را باید یاد میداشت .اوحتی با این چال مسوولیت آینده را هم رفع نمود وگفت که :

هیچ تضمینی ندارد تا در انتخابات آینده پارلمانی وریاست جمهوری چنین چیزی با حضوراین چنین سیستم تکرار نخواهد شد، ودر مجموع سیستم را مقصر میدانست و هیچکسی هم سوال ننمود که هدف او ازگفتن" این سیستم " چه بود؟

جناب ریس امنیت در عین حال بهترین تدابیر را برای تامین امنیت اعدام چند نفر میدانست که اگر اعدام میشدند دنیا گل و گلزار بود و فضیحت "رسم دوش" به وقوع نمی پیوست.

با نظرداشت این روحیه مسلط بر وجدان این گروپ مافیائی به اقدامات پیش گیرنده آنان برای بقای حاکمیت مافیائی خودشان وقتی توجه شود چیزی که به مشاهده میرسد فقط توطعه است وبس . واین توطعه ها برعلیه آنانی انجام میشود که قلم بدست دارند نه تفنگ.

مانند توطعه علیه غوث زلمی نطاق وژورنالست معرف ، توطعه و به زندان کشیدن کامبخش دانش آموز جوان کشور ،توطعه علیه عبدالطیف پدرام رهبر سیاسی یک حزب رسمی باری به اساس سازش های شخصی بنام اکبری بای علیه جنرال عبدالرشید دوستم واخیرأ با پیش کشیدن جعلیات وساخته کاری های ناشی از تعصبات ملیتی.

و اکنون در مورد گوینده برنامه حقیقت برای سرزنش دیگران او را نیز باید به زندان اندازند و برایش دوسیه بسازند.

در حالیکه تفنگداران ،تروریستان ، آدمکشان و قاچاقچیان مانند گلبدین حکمتیار حزب خود را در کابل رسمی میسازد ونماینده اوآقای عبدالهادی (ارغندیوال) ریس حزب اسلامی معرفی میشود .واز تمام اعمال آن حزب در گذشته وحال در مطبوعات دفاع میکند واین در حالی است که گروپ گلبدین حکمتیار و شخص او در لیست ترورستان شامل میباشند.که همین حالا هم مسوولیت یک سلسله انفجارات وانفلاقات را در پهلوی القاعده میپزیرند.

لست سازی ها ونام گذاری کشور هایکه خودآنان نام این جانیان رابالا "کشیدند" واکنون میخواهند آن نام هارا در ظاهرازبین ببرند به اصطلاح بر جایش باشد . علاوه بر آن آنان جواب قتل شصت وپنجهزار مردم کابل را ،با راکت پرانی های شان ، صرف در یک مرحله کوتاه به امتداد وحشت ودهشت شان همچنان بی شرمانه قابل توجیه میدانند .از اینرو آقای عبدالهادی(ارغندیوال) در یکی از مصاحبه های خود در تلویزیون پیام افغان در برنامه ای آقای عمر(خطاب) بنام "سپینی خبری" این توجیه را "عریان" بیان کرد . و در برابر سوالی گفت با توجیه که آنان از این عملکرد دارند مسوولیت این کشتار را می پزیرند.

حالا هم مجرم وجود دارد وهم اعتراف به جرم وهم قاضی که مردم است.اما چیزیکه وجود ندارد حکومت مردم است تا اجراات کند .

واما توجیه آنان چه خواهد بود ؟ البته که دین است . دین چیست ؟ دین راه وطریقه به منظور تامین زندگی انسان در روی زمین است . منظورآنان ازدین کدام دین است ؟ منظور آنان از دین،دین اسلام است. اسلام چیست ؟ اسلام سلامتی و تسلیمی به حق است. سلامتی چه کسی وتسلیمی به کدام حق ؟ سلامتی انسان و تسلیمی به خداو حقوق خلیفه خدا . چرا اسلام آمد ؟ بخاطر رفع ستمی که در جامعه رواج داشت.

حالا کدام یک از این جوابات مختصر با اعمال دین مداران اسلامی در کشور ما تطابق دارد.

وقتی دین این است پس آنان چه کسانی اند . یا دین غیر از این است ویا آنان غیر از آنچه به ظاهر دیده میشوند .

م ی هادی

اندیشه، تفکر وعقیده خوابگاه عمل نیست

اندیشه، تفکر وعقیده خوابگاه عمل نیست

وقتی دقت مینماییم میدانیم که تمام آفریده ها چه از نظر معنویت وچه از نظر مادیت در خدمت یگانه خلقت یعنی انسان بوجود آمده است . ادیان ، مذ اهب ، ایدالوژی (افکاروعقاید ) علوم ( دانستنی ها) همه خلایق عینی وماورای تخیل که خود نیز به نوبه شان خالق دیگر معنویات ومادیات ( باور ها و اشیا) اند برای استفاده ای انسان بوجود آمده اند و در آینده بوجود میایند.

لذا انسان در ماهیت همه پدیده ها تمرکز دارد اما چرا با اینهمه مرکزیت همین انسان است که ستم میکشد زجر میبیند نا آرام و سرگردان است ویا گاهی با شکنجه عذاب ذلت مرگ را نصیب میشودو چشمش از دنیائی آرزوهایش بسته میشود.

این مبحث را در زمانی میگشاییم که در عصر کمپیوتر عصر دانستنی ها فوق العاده قرار داریم

اما اگر به گذشته ای دورتربرویم در یک عصری میرسیم که تفکر انسانهای آن وقت در حدود چند لحظه پایان میگرفت وبا همان یک چند لحظه تفکر ،آنان خوبی ها را برای خود خوب میسنجیدند و خوشبخت تر از انسان امروزی بودند .

غرایز در وجود انسانها دو نوع است. یک غرایز فطری دوی دیگر غرایز کسبی اند . غرایز فطری ناشی از شعور وغرایز کسبی ناشی از عقل است .لغزش در غرایز کسبی دقیقأ محتمل است . درعین حال که از لحاظ شعور مرفع ترین جامعه انسانی جامعه مساوات است . در عرصه دانستنی های اجتماعی از لحاظ عقل برای رفاه انسان ، جامعه عادلانه مطرح میگردد .

چون انسان محصول جامعه است و در شرایط دست یابی به هستی مادی به کمال میرسد.آنوقت است که جامعه شعوری خود را میسازد.

امروز ما نمیتوانیم بگویم فراغت ازاثر پذیری اندیشه ، تفکر وعقیده به نفع ماست ودر حقیقت در این عصرکسی از اثرپذیری آن فارغ بوده نمیتواند پس اندیشه ،تفکر وعقیده از یک طرف که خوابگاه عمل نیست واز طرف دیگر همانطوریکه برای گذشته نیست تنها به وسیله ای تدابیرسنجیده شده عینی، از حال به آینده راه پیدا میکند . ووقتی اندیشه ،تفکروعقیده اهمیت وارزش دارد که نوسانات زندگی انسان را برطرف سازد واو را در مسیر زندگی داشتن هدایت نمائید.

سیاست علم( دانستنی های) اجتماعی است اجتماع یک عینیت مادی وحضوری است . این عینیت مادی در امر دانستنی ها به گذشته برده نمیشود بلکه در(داد وستد) این عینیت مادی دانستنی ها شکل میگیرد و وجود اثر بخش پیدا میکند .از همینجا زمینه همفکری ، اشتراک عمل را برای ایجاد وسایل توجیه میکند که همانا بوجود آمدن مجموعه های سیاسی است .

ورود به موضوع مورد نظر با این سر آغاز بیانی از تراوشی تفکری است که انعکاس واقعیت های اجتماعی جامعه را محک میزند. یعنی از برشده شده نی بلکه اندیشه ای است که پیشآمدهای کار و مبارزه برای خدمت حضوری انسان به انسان انگیزه بازتاب آن میباشد.

آنچه سبب بازدهی این برداشت ها در این یادداشت شده است مقاله ای است که دریکی از سایت ها انترنتی به نشر رسید ه است . به نسبت خواست ها و آرزو ها ،اهدافی را که با جمع کثیری از رفقا پیگیری مینماییم بطور جمعی وانفرادی خود را مخاطب آن یادداشت ها احساس مینماییم .لذا به آن شدم تا به حقانیت نظریات این جمع آمد که خود را شامل آن میدانم ،به خواسته های مان مبنی بر وحدت سازمانهای رفیق وهم اندیش که از این سازمانها تعریف مشخص ومعین نیز شده است تاکید نمائیم .

باید بگویم دو هفته قبل در این زمینه یاداشتی تحت عنوان تا گذشته نقد نشود؟ نوشتم وآنرا غرض نشر به سایت مشعل فرستادم بنا به هر ملحوظی که بود مسوولین نشراتی ورفقای گرداننده از نشر آن بازگیری نمودند . من هم به حکم اصول مشترک از انعکاس آن درسایر سایت ها وحتی وبلاگ های که در اختیار دارم فعلأ گذشتم . من فکر میکنم هنوز هم آن یادداشت ها تاریخ زده نشده است هرگاه رفقا زمینه نشر آنرا فراهم بسازند مواردی مشخص تری را بیان خواهد کرد .

واما در باره اینکه درمقابل این مقاله ویاداشت های که خود را مخاطب آن احساس میکنم جواب من چه خواهد بود اول باید که وجه مخاطب را مشخص بسازم . به نسبت اینکه وجه رفاقت میان نویسنده گان این چنین مقاله ها و رفقای خارجی شان مغشوش نگردد فعلا اجازه دهند ا یشان را دوست خطاب نماییم .

دوستان گرامی !

با اشخاصی که دریک موقعیت استثنائی قرار دارند سخن گفتن ومباحثه کردن یک شخص عادی مثل من که در خط امتیاز فقط سپاهی است مشکل است واین در حالی است که این قوماندانان من ومن های چون من محل پهره داری ما را نمیدانند . اما فضای مساعدی را که این سپاهیان تامین نموده اند قلمرو حکم فرمائی خودقبول کرده اند . با آنهم حضور انانیرا که در مباحثات کتبی حاضر میشوند مورد تائید قرار داده و از آنان استقبال مینمائیم اما نه اینکه هرچه پیش آمد خوش آمد از اینروبقول سعدی میگوییم که :

گر هر دو دیده هیچ نبیند

بهتر زدیده ایکه نبیند خطای خویش

و اما در باره وحدت ووجوهاتی که مورد بحث است گفتنی است:

تا انجاکه من عمیقأ در ک میکنم محور وحدت خواهی اکثریت رفقا در مشخصات ذیل بطور بسیار دقیق وواضع تعین شده است.

(سازمانهای رفيق به آنهایی میگويیم که از نیرو ها وامكانات حزب بزرگ دیروز ما ایجاد شده اند ودر دیباچه ها ،پیش گفتارها واسناد مرامی شان، رسماً خود را وارث ویا امتداد مبارزهً آرمانی آن حزب میدانند . هم اندیش به آن سازمانهای رفیق میگويیم که برای کسب امتیاز،امروزمارا زیرسوال نمی برند و گذشته ً ما را زیر پا نمیگذارند وخودرا درتصویرکشیدن رخدادهای گذشته غیر مسوول ودیگران را مسوول نمیدانند. در مورد شخصیت های انفرادی رفیق خارج از تشکیلات عین بینش وجود دارد.)

به اساس این مشخصات باید به موضوع بحث وحدت خواهانه داخل شد وقتی جهات بحث ما چنین مشخص باشد دیگر سوالی باقی نمیماند که ما کی هستیم وچه میخواهیم .

در یادداشت نشر ناشده خود در این مورد نوشته بودم:

(پرسیده میشود در شرایط موجود چگونه طرح وتدبیر،ضرورت ها ی ما را برای ایجاد پایگاه در میان مردم میسر میسازد ؟ حضور روبزوال امپریالیزم را هم اگر در نظر بگیریم چگونه به یکباره گی ذهنیت مردم برای پذیرش آنچه ما میخواهیم آماده خواهد شد .

به عقيده ًما، بهترين راه اينست كه بانسخه های بی اثر ويا محصول تراوشهای فكری دانشمندان سائرملل درزمان حاضر كه حقائق درمورد وطن ما وسطح فهم مردم آن را به خوبی درك كرده نميتوانند ، نبايد وارد عرصهً سياست شويم. به ما ضروريست كه ( چپ افغانی) اولا ً دربين خود زبان مشترك پيدا كند وبعدا ً باسائرنيروهاي تحول طلب ودموكرات همزبان گرديده عليه ديو بنياد گرايی ،اين دشمن آزادی ،دموكراسی ، عدالت وفرهنگ وطنی وجهانی ، به مبارزهً جدی برخيزد ودرنجات وطن ازمنجلاب بدبختيهای فعلی ،نقش خودرا مسوولانه ايفا نمايد.)

دوستان عزیز !

ایا وقتی که برای خرید "بوت "(پاپوش) برایتان میروید فقط میروید" بوت" (پاپوش) بخرید یا اندازه ای پا هایتان هم در نظر است که به اندازه ان بوت بخرید. شما میدانید اگر پا های ده نمبررا در بوتهای شش نمبرداخل نمائید اول جور نمی آید وباز اگر فشار بیاورید پاره خواهد شد .

قطار کردن تیوری ها ، مومیائی کردن آن در ذهن ما بدون سنجش ورود در عرصه عمل بدرد نمیخورد این نوع موضعگیری ها ذهنی فقط ما رابه واعظان بی عمل تبدیل میکند .

از چسپیدن در دگم های ذهنی است که حزب سازی برای یک شرایط وبرنامه ریزی برای شرایط دیگر عرض اندام میکند .

لذا فرشته های نجات که در آسمان هفتم خیالات در پرواز اند تعریف حاکمیت سیاسی را در جامعه ای خیالاتی خود کاملا میخانیکی مطرح میکنند . تا کنون ما اینرا میدانیم که حزب برای کسب قدرت سیاسی دریک جامعه مبارزه میکند. وقتی به قدرت رسید اعضای آن هم به حیث مجری برنامه وهم به حیث اعضای جامعه در اداره اشتراک وظیفوی میداشته باشند. واین به آن معنی است که طراحان یک برنامه مجریان همان برنامه هم اند .اما وقتی از جامعه میگوییم .شرکت سایراحزاب مربوط میشود به صلاحیت ها در چارچوب قانون اساسی که حقوق شهروندی را در جامعه معین ومشخص میسازد .که بربنیاد آن هم قدرت حاکم فعالیت مینماید وهم احزاب حضور داشته در آن جامعه فعالیت خود را تنظیم مینمایند . بطور مثال در زمان حاکمیت ح د خ ا احزابیکه با روحیه اصول اساسی ویا قانون اساسی کشور فعالیت داشتند در سیستم دولت اشتراک شان تامین بود اما مجریان برنامه حزب اسلامی گلبدین حکمتیار به هیچ صورت در آن حاکمیت جایگاه نداشتند .

با اینحال نمیدانم از کدام روی با این روحیه حضور سازمانهای مترقی در شرایط حاضربخاطر مردم در پهلوی مردم تکفیر میگردد. این سیاست یک بام دو هوا راچگونه میتوان تعبیر کرد. که دیروز شرکت عناصر مرتجع را در حاکمیت مطرح میکند .اما امروز که آنان ( مرتجعین)با تیغ وتبر وچنگ ودندان برای "قل و قم" کردن مردم ووطن آمده اند وقتی نیر و های مترقی بسوی مردم و برای نجات مرد م قدم بگذارند حکم قطع پاهای آنان صادر میشود. در حالیکه خود آنان حتی جایگاه اختصاصی را برای نیروهای امپریالیزم در برنامه شان قبول کرده اند .

دوستانیکه در اینباره حاکمیت ح د خ ا را به نقد میکشند با اینهمه بیانات طویل واستعمال واژه ها ی که از روی آن معرفت شان به حیث شخصیت مترقی مطرح میشود چرا به یکباره گی موقف نیرو های متخاصم ارتجاعی را در شرایط دیروز فراموش میکنند و گویا ارتجاع داخلی وحامیان خارجی شان هر چه وحشت ودهشت وبربریت دارد امروز دارد ودیروز آنان با دسته های گل نیرو های مترقی را اسقبال میکردند . شاید به نظر آنان ارتجاع به دو نوع است .ارتجاع خوب وارتجاع بد . که ح د خ ا در زمان حاکمیت خود با ارتجاع خوب در تقابل بوده باشد .

برنامه های که در شرایط مشخص کار برد معین نداشته باشد تدابیر این است که بنیاد اندیشه ای ان به آسیب پذیری کشانیده نشود .

لذا طواف نظریات غیر انطباقی راه به جائی نمیبرد. و این خود محوری در نتیجه به لغزش های عمیق می انجامد . این است که رفتن در فراز ونشیب مبارزه و ناهمواری آن اعتماد اندرونی میخواهد. ظواهر واشکال نمیتواند اعتماد را حاصل نمائید واین در حالی است که اگر چند صباح به گذشته برویم میبینیم انانیکه با استعمال واژه ها فخر میفروشند گروه های را رفیق گفته اند که هیچ نوع وجه مشترک با ایشان نداشته اند . مگرامروز از واقعیت فرار مینمایند و باخود پسندی حقیقت مسلم را انکار میکنند .

در اختتام به رسم نتیجه گیری با تکیه به مردم گفته های را که گوینده آن نشانی ندارد اما ازنام مردم به مردم گفته شده است ، مشورتأ مفهوم آنرا به دقت آنانیکه مورد توجه این یادداشت میباشند پیشکش مینمایم : " ما غم جان او را میخوریم او تقلید دهان ما را میگیرد "

" گوسفندی که از رمه جدا شود نصیب گرگ میشود"

پیروز باد خدمت به انسان محمد یعقوب هادی

جائی که ما نیستیم دیگران هستند

جائی که ما نیستیم دیگران استند

از آنجایکه در یک جامعه به بنیاد پلورالیزم اندیشه  وضعیت سیاسی شکل میگیرد موقف حضور نیرو های چپ در این وضعیت روشن است واما تا آنجا که خوانده میشود حضور نیرو ها ی چپ در  چنین وضعیت از طرف خود نیرو های چپ به چالش گرفته میشود . با نظر داشت این مساله   در باره ای  موقعیت چپ گفتنی است :

از وقتیکه سیاست به حیث علم مطرح است ، اصطلاحات  چپ و راست مترادف با پدیده های سیاسی در قاموس سیاست نیز مطرح بوده است . لذا علاقمندان سیاست ازاصطلاحات (چپ وراست ) با تعبیر ها و مفاهیم متعدد در خوان سیاست تغذیه فکری شده اند . ولی هنوز هم از تعریفات در باره ای چپ سوالاتی استخراج میگردد .

این سوالات در متن خود تعبیر ها وتعریف ها ( حفظ وضع موجود ، تغیر وضع موجود)میتواند بوجود بیائید . بطور مثال در صورت تغیر وضع موجود در شرایط حاد که نیروی یا نیرو های به عنوان چپ خواستار آنند در نهایت تحقق آن، چپ چگونه تعین سرنوشت میشود؟ تا چه وقت چپ اطلاق میشود وچپ باقی میماند ؟ و بلاخره هنجار ها ویا قاعده کهنه منوط ومربوط به گذار فراماسیون های اجتماعی میشوند ویا درهر مرحله جداگانه تاریخی بصورت نو بوجود میایند ودر همان مرحله کهنه میشوند واز بین میروند ؟پس وضع ثابت و دایمی وکهنه ناپذیروجود خواهد داشت؟

وقتی امروز از جهان نو سخن بمیان میائید به این معنی است که علم در همه عرصه ها قابلیت انکشاف را دارد علم در معنی ساده وبسیط آن (دانستن) میباشد. و دانستن نیروی توانستن است لذا وقتی میدانیم جهان ما متحول گردیده، حتمأ خواهیم دید که با این جهان متحول چه تضاد های بوجود امده ویا هم متحول شده است . مثلأ امروز دیگر تبعیض نژادی با عملکرد دیروز ورد زبان نیست . بخاطری که افزار های بهره برداری متحول شده است .افزارهای کهنه کارآمد نمیباشد ونمیتواند منافع  غارتگرانه سیستم  امروزه سود وسرمایه را تامین نمائید.

لذا دیروز با زنجیر اسارت فزیکی آن منافع تامین میشد مگر امروزبا تجمل  نیازمندی های  زندگی جامعه بطرف بهره کشی سوق میگردد . این در حالی است که اسارت فکری درجوامع امروزه سود وسرمایه به شدت تطبیق شده است .

(تجمل نیازمندی های زندگی  به نظر این قلم آنچه که در جوامع عقب نگهداشته شده  یک آرزو است در جوامع سرمایه داری  امروزه به نسبت نبود خدمات عامه یک ضرورت است و نه تنها  یک ضرورت بسیط بلکه وسیله ای برای بهره کشی نیز میباشد)

این اسارت در جوامع سرمایه داری عصر حاضر در اساس تلقیناتی مطرح است که چشم ،گوش وهوش مردم ،نیروی حاکمهء جامعه  امروزه سیستم سود وسرمایه میباشد. از اینرو سیستم با انحراف از سیر تکاملی با مراجعت به روبنا ها ،مانند رب النوع خیر وشر( تقدیر) مردم را در دست داشته ، تا آنجا که در آستانه ای دومین حمله به عراق از طرف متحدین سود سرمایه در راس ایالت متحده امریکا ریس جمهور بوش (پسر)وانمود کرد که از جانب خدا مامور شده است تا آزادی را به مردم عراق بیاورد .  امروزه سیستم سود وسرمایه چنان تفکر واندیشه مردم را در اسارت خود دارد که مردم تلقین شده اند به جای آنان تنها سیستم است که می اندیشد . لذا هر دشمن طبقه ای حاکم را باید دشمن بدانند .

مقوله ها هدایات جامد ودگم نیستند بلکه صدور حکم تفکرتحلیلی میباشند که باید مطابق شرایط تفسیر شوند .

باور به عینیت تجلی تفکر است . لذا ما باید نه درمعنی مقوله ها بلکه در تفسیرمقوله ها راه را دریابیم .

وضع سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی وفرهنگی که چپ دیروز در جوامع مختلف با آن مواجه بود در شرایط امروز در جوامع مختلف کاملأ دگرگون است از همین جاست که بر اساس عینیت ساختار ها در جوامع ، مواضع چپ تعین میشود نه بر اساس کلیت متحدالمال تعبیر هایکه ازخاستگاه چپ بیرون آمده است .

لذا چپ نیروی متحول ومتفکر است که در هر وضعیت حضور میداشته باشد وظایف چپ زوال ناپذیر است یعنی محقق و مُشتهر زندگی بهترتر نسبت به بهتر است . وبه تطبیق آن عمل میکند . رَوش چپی خصیصه ای ذاتی انسان است . همانطویکه انسان از بدو پیدایش برای زندگی داشتن در تکاپوست همانطور چپ برای شناخت بهتر زندگی متجسس است. از این جاست که تاریخ هرگز پایان نمییابد .

واما در چند نکته خلاصه در مورد بهره برداری عقیدتی علیه نیرو های چپ که در خصوص چپ افغانی خوب کار برد دارد باید گفت که:

پیوند چپ با ایدالوژی نه ریشه در خاستگاه آن دارد ونه در عملکرد آن در شرایط امروزه که از عقاید مردم بر علیه این نیرو ها سوء استفاده میشود . لذا استفاده از وسایل روبنائی از جانب سیستم سود وسرمایه در شرایط حاضربر علیه نیرو های چپ به دلیل ناتوانی سیستم در برابر تضاد های زیر بنائی سیستم است . و دیده میشود امروزه مسایل رو بنائی به حیث کار آمد ترین ذریعه برای اهداف پایدار شدن سیستم سرمایه قرار گرفته است .

لذا به نظر این قلم نیرو های چپ افغانی در محدوده زادگاه ، پرورشگاه وزیستگاه ما یعنی افغانستان وظایفی در قبال سرنوشت مردم ووطن دارند که حضور شانرا از ماحول به ما بین باید تامین نمائید

امروزه دیگر بی تردید دیده میشود که نیرو های ارتجاعی از عدم حضور نیرو های تحول طلب بخوبی سود میبرند . لذا وقتی نیرو های چپ خواستار تغیر وتحول اند باید حضور خود را در وضعیت سیاسی موجود تامین نمایند و در بطن وضعیت سیاسی کار ومبارزه نمایند . وآنچه حضور یابی ما را تامین مینمائید وحدت نیرو های رفیق وهم اندیش است .

اخیرأ در این باره یادداشتی از نام ح م م ا به قلم رفیق ابراهیم سکندری در سایت وزین وطن تحت عنوان توضیح ضروری به نشرر سید که نتیجه گیری ان چنین است :

دوستان عزیز مساله دراین نیست که چرا این ملاقات صورت نپذیرفت ، همین اکنون شوراهای اروپائی و رهبری هردو حزب بالای بسیاری مواردی که نقش سازنده درقبال وطن دارد ، درتفاهم قرار دارند .

حسن نیت هردو جریان سیاسی در امر وحدت سازمانهای متذکره وجود دارد و چنین نشست ها تا رسیدن به وحدت ادامه خواهد یافت ، در پروسه وحدت فوت یک نشست نمیتواند عزم متین هردو جریان سیاسی را خدشه دار نماید ، صرف تقاضای ما از تمام سایت های رفیق وهمسو این است ، که از نشر هرگونه نبشته های که پروسه وحدت این دو جریان سیاسی را مخشوش مینماید ، بپرهیزند .

   این قلم  نتیجه گیری الهام بخش و امیدوار کننده  فوق را طرف حمایت قرار داده با تمام قوت از آن حمایت مینمائید .و   تاکید  مینمائید این یگانه راه برای تطبیق آرمانهای شریفانه تمام مردم دوستان ووطنخواهان میباشد . پیروز باد خدمتگذاری برای مردم .م ی هادی

تا گذشته نقد نشود؟...

تا گذشته نقد نشود؟...

سوالنامهً تا گذشته نقد نشود ، درحالی مطرح میگردد که تعدادی ازاعضای موسس حزب د خ ا وتعدادی از مشمولین جریانات وتغيیرات ،حضور حیاتی وسیاسی دارند . جواب وپرداخت در اینباره به لحاظ تلفاتی که ازحیث دورشدن تعدادی ازرفقا از حلقات حزبی ،وداع کردن تعدادی رفقا از مبارزه ، ایجاد فرکسیون های شخصی ودر تضاد قرار گرفتن با آرمانهای ما در حال وآینده به ما وارد شده ومیشود، بسیار ضروری است . وضعیت ایکه بهانهً مبارزه متداوم ووحدت نیرو های باقی مانده درمیدان سیاست گردیده اعتماد وباورنیرو های آن حزب بزرگ را در جامعه ذوب نموده است . استدلال سیاسی ما را درجامعه ضعیف وناتوان ساخته و وقتی از سیاست در جامعه حرف میزنیم با جدیت طرف استجواب قرار میگیریم که شما خود تان را در بین خودتان جمع و جور کرده نمیتوانید چطور ممکن است جامعه را رهبری نمایید.!

لذادراین یادداشت، با شفافیت تمام مسایلی را مطرح میکنم که انتظار میرود روی آن بحث های متفاوت صورت بگیرد. شاید پرداختن به این مسایل بسیاردشوار باشد . اما من به این نتیجه رسیده ام که هرروزیکه سخن ما در این باره صراحت پیدا کند ، نتیجهً مشابه ویکسان بدست خواهد داد . لذا ، چه بهتر كه همین حالا در حضور تمام رفقای در قید حیات ودر دشوار ترین روزهای کار ومبارزه برای سرنوشت همگانی ، اين مسايل بیان شود .

بحث اول این است که چراحتماً باید گذشته برای ایجاد سازمان جدید نقد گردد ؟ يعنی چراحتما باید برای اعتبار سازمان جدید گذشته نقد نادرست شود؟ چرا حتماً برای تامین وحدت سازمانهای بوجود آمده باید گذشته نقد شود ؟ آیا، این ناقدین در گذشته هم وجود داشتند ؟

بحث دوم این است که از وضعیت وشرایط جدید حرف زده میشود واین در حالی است که هیچکس از تغیير وتحول انکار کرده نمیتواند. واما وضعیت جدید تعریف کم شدن درد ورنج و مشقت مردم است یا زیاد شدن مشکلات وبیچاره گی های مردم میباشد ؟ وسوال عمده این است که پراگندگی ما چه ارتباطی به وضعیت جدید دارد ؟

بحث سوم چگونه بر مشکلات غلبه نماییم و چگونه برای وحدت میان خود و سازمانهای رفیق زمینه بسازیم؟

بحث اول:

از نظر من ، گذشتهً ح د خ ا به پنج مرحله تقسیم میشود . ۱ - ایجاد حزب ۲ - حاکمیت مرحله ً اول به رهبری نور محمد تره کی ۳ - حاکمیت حفیظالله امین ۴ - مرحله دوم به رهبری رفیق ببرک کارمل ۵- حاکمیت داکتر نجیب الله .

این قلم نقد را راه حل نمیداند چون عادت شده که در نقد با شیوه ی " نه سیخ بسوزد ونه کباب" تا کنون قلم زده ایم . در پنج مرحله ای فوق تنها درباره ًدوران حفیظ الله قضاوت صورت گرفته است وبس. در سایر مراحل که البته مرحله ای قبل از حاکمیت مورد بحث نیست همیشه کوشیده ایم تا دل کسی را نرنجانیم البته دل نرنجانیدن که سازمان ، حزب ، تشکل ، مردم وکشور از آن خوب بهره مند گردند کار خوب است واگر از آن کدام سود گرفته نشود وروند مبارزه را به رکود مواجه بسازد ،كدام معنی ندارد .با آنهم اینکار تا الحال با حسن نیات انجام شده است. مگر همین حسن نیات معلوم میشود تنها حسن نیات باقی مانده است .

بزرگترین دشواری مبارزه ًدرون حزبی این است که مبارزان از دل سخن گفته نتوانند . اما اکنون ضرورت وقت ،عمل وجسارت بیشترمیطلبد . زیرا به نظر این یادداشت هرگاه تعدادی که اکنون در سازمانهای جدید حضور دارند دیروز یا در مراحل گذشته موضع گیری های متفاوت داشتند حضور شان در سازمانها ي جديد درکنار رفقایيکه دیروز با ایشان تفاوت نظر داشتند بصورت قطع به معنی نقد سلسلهً سیاست های دیروز است . لذا ،اگر نزد آنان وجوه مشترک سازمانهای بوجود آمده بخاطر وحدت بر بنیاد این مساله در نظر گرفته نمیشود ، بدین معنی است که آنان در این سازمانها از دل متعهد نیستند. با صراحت باید گفته شود که در صورت عدم دسترسی به وحدت سازمانهای رفیق این شک به باور اکثریت رفقا تبدیل میشود وآنوقت حتی خود آنان نیز نفع نخواهند برد .

در اینجا میخواهم یک مساله رابیشتر واضح سازم که در یکی از یادداشت هايم نوشته بودم كه سازمانهای رفیق وهم اندیش ونیروهای رفیق وهم اندیش کیها میباشند :

سازمانهای رفيق به آنهایی میگويیم که از نیرو ها وامكانات حزب بزرگ دیروز ما ایجاد شده اند ودر دیباچه ها ،پیش گفتارها واسناد مرامی شان، رسماً خود را وارث ویا امتداد مبارزهً آرمانی آن حزب میدانند . هم اندیش به آن سازمانهای رفیق میگويیم که برای کسب امتیاز،امروزمارا زیرسوال نمی برند و گذشته ً ما را زیر پا نمیگذارند وخودرا درتصویرکشیدن رخدادهای گذشته غیر مسوول ودیگران را مسوول نمیدانند. در مورد نیرو های رفیق خارج از تشکیلات عین بینش وجود دارد.

در این موردتا آنجا که به نظر این قلم ارتباط دارد وحدت ح م م ا ون ف د ت ا را به اساس همین وجوهات همیشه مطرح مینماییم. برای اینکه تعدادی از سایر سازمانها هنوز هیچ نوع پابندی به چنین وجوه مشترک نه از حیث سیاست ونه از حیث شخصیت به نیروهای حزب بزرگ دیروز قایل نیستند .

در عین حال در عرصهً سیاست، کسانی از زبان جامعه بیگانه حرف میزنند وکسانی میخواهند سکه ی اصحاب کهف را به چلند اندازند . هدف از این جمله را باید وضاحت بدهم زیرا با اینحال آنان هیچ وقت یک گام به طرف وحدت سازمانهای بوجود آمده از بدنه حزب دیروز نگذاشته اند . البته از وحدت گفته اند ، اما نه به شیوهً آرزومندی های رفیقانه ، بلکه دعوت به پذیرش آنچه خود میخواهند نموده اند . با آن هم موافقت وجود دارد اگردانسته شود آنچه آنان میخواهند چقدر حقیقت دارد. لذا ، بدون آنکه تصورمنفی بوجود بیاید وسوءذهنیت خلق گردد و روحیهً وحدت خواهی تحت سوال قرار گیرد ، به این مساله باید پرداخته شود. این در حالی است که میدانم با حساسیت سازمانهایيکه در این موقف قرار دارند مواجه خواهم شد . واگر حقیقت غیر از این است پس بگویند که چه میخواهند .

مثلا انسجام حزب وطن برای کنگرهً آینده دعوت میکند ومینویسد :

ما مفهوم «عضو حزب وطن» را به کسانی اطلاق مینمائیم که:

١ـ دیروز عضویت حزب وطن را دارا بود و به رهبری توطئه و خیانت در برابر آرمانهای حزب وطن و منافع ملی متهم نشده و یا در صورت وجود چنین اتهامی حاضر است از خویش در کنگرۀ حزب وطن دفاع نماید.

٢ـ دیروز عضویت حزب وطن را دارا بوده و به درستی و حقانیت اندیشۀ مصالحۀ ملی باور داشت و یا امروز تجربه، زندگی و گذشت زمان او را به درستی و حقانیت این اندیشه معتقد ساخته است.

٣ـ دیروز عضویت حزب وطن را دارا بوده و امروز نیز داوطلب است تا زندگی و سرنوشت سیاسی اش را با حزب وطن پیوند دهد.

٤ـ همچنان ما همراه و همرزم آن عده همفکرانی هستیم که دیروز عضو حزب وطن نبودند اما مبانی اندیشۀ سیاسی مصالحۀ ملی و سیاست استراتژیک مبتنی بر آن (سیاست مصالحۀ ملی) را جهت دستیابی به اهداف مبرم ملی در مرحلۀ کنونی، معقول و مقبول میدانند و در پرتو آن جهت تحقق پروسۀ گذار از جنگ به صلح، اعمار مجدد و انکشاف اقتصادی ـ اجتماعی، ایجاد، تحکیم و گسترش بنیاد های جامعۀ مدنی در کشور، داوطلب مبارزۀ متشکل و مشترک سیاسی اند.

اول: من نمیدانم ایشان چه میخواهند بگویند؟ وهدف شان از این دعوت ازچه کسانی است ؟ ومتهم نزد ایشان کی ها اند ؟ اگراین دعوت از حزبی ها صورت گرفته است ،آیا حزبی ها نزد شان متهم اند؟ واگر هستند ایشان چطور متهمین را در کنگره حزب دعوت مینمایند؟ نمیدانم ایشان محکمه دایر میکنند ویا کنگره ؟ یقینأ آنان جواب خود را دارند ولی آن جواب خود آنان خواهد بود که با پیش کشیدن چنین طرحی ، نظر شان قناعت بخش نخواهد بود.

دوم :چگونه میتوانیم ازاین انکار نماییم که در دوران مصالحه ملی تعدادی ازرفقا به زندان رفتند. تعدادی خانه نشین شدند وتعدادی به جبهات سوق شدند. اگر پرنسیپ این است که کنگره ها را برای استجواب دایر نماییم ،پس یک کنگره دیگر هم باید دایر شود وایشانرا دعوت نماید تا پرسیده شود که چرا با این تعداد رفقا چنین برخورد صورت گرفت .

دربارهً بند دوم شرطنامهً شرکت در کنگرهً مدنظراین سازمان که نوشته اند :

٢ـ دیروز عضویت حزب وطن را دارا بوده و به درستی و حقانیت اندیشۀ مصالحۀ ملی باور داشت و یا امروز تجربه، زندگی و گذشت زمان او را به درستی و حقانیت این اندیشه معتقد ساخته است.

باید گفت كه تاکتیکها همیشه برای تحقق سیاست های بیرونی سازمان مطرح میشوند. در داخل سازمان رویت این پدیده وکاربرد آن در برابر رفیق هم پیمان ظرفیت فکری طراح یا عامل وارزش فرد متعهد به سازمان را معین میکند . به هر حال کسی که دیروز عملا ً به سیاست های وقت حزب وطن که در همان زمان ومکان مطرح بود مخالف بوده باشد چگونه سند و حجت دیروز را که امروز یک زمان تاریخی از آن فاصله دارد میتوانداكنون امضا نماید.

انسجام حزب وطن، اولین سازمانی است که برای همیشه از اعضای حزب خود تضمین میخواهد . اگر حزب انحراف کرد شما را در زندان انداخت با دشمنان وطن معامله نمود باید زندگی وسرنوشت خود را در این معامله تضمین بدهد .لذا ،در شرط نامهً دعوت شان مینویسند:

٣ـ دیروز عضویت حزب وطن را دارا بوده و امروز نیز داوطلب است تا زندگی و سرنوشت سیاسی اش را با حزب وطن پیوند دهد.

درمورد بند چهارم دعوت که مربوط ما نیست گفتنی نداریم .

تعدادی ازرفقای ديگر ما درنهضت آینده افغانستان اکنون با تعبیر جدید یعنی چپ افغا نی که خواسته اند یک دهلیزارتباط را میان منتقدین بازنماید وخودتنها درگفتار ، نظریه و یا تیوری عمل مینمایند، تاهنوز اقدام عملی ای از این سازمان پیرامون نظریات خودشان سر نزده برعکس نشست ها وگردهمایی های رفقا را قبل از تدویر به فال بد گرفته درجریان تدابیرديگران مداخله نموده وبعدأ آنرا تخریب مینمایند . ایشان بايد بدانندكه جای تیوری های شان درس خانه هاست .

بخاطر دارم زمانی یکی از اعضای "سازمان پیش آهنگ کارگران جوان افغانستان" (سپکجا ) در کندهار ، رفیقی را به تکلیف ساخته بود وبه اصطلاح او را هدف کار تبلیغاتی سازمان خود قرار داده بود . رفیق مذکور یک روز در جمع سایر رفقا از این موضوع شکایت نمود که این عضو سپکجا مرا زیاد اذیت میکند ومیگوید که شما (پرچميها )دیگربدرد این وطن نمیخورید، شما را مردم نمی پذیرد ، ما در میان احزاب برادر مورد تائید هستیم، شوروی حقانیت مارا میداند مردم ما را میپذیر د واز این قبیل حرف های وقت وزمان ،بسیار شنیده بود. بعد از شنیدن اینهمه، یک رفیق که میان ما بزرگتر بود گفت که ممکن ایشان راست بگویند . در اینصورت با او در قریه (غره کلی) كه این قریه مربوط ولسوالی دامان کندهار میباشد میرویم. او بگوید که من از سازمان سپکجا هستم ومن میگویم که من پرچمی هستم ،مردم آنجا ،چه کسی را زود تر میکشند.

از این قصه درسی را كه می آموزيم این است كه ما برای مردمی آرزوی سعادت وآرامی میکنیم که اراده ی اكثريت شان کاملا ً بر ضد منافع شان قرار دارد . لذا، سیاست را به تناسب روحیهً پذیرش مردم ، بايدطرح و پی ریزی کرد .به نظر من، ما حق نداریم با طرح سیاست های غیرقابل پذیرش نیروهای مترقی را ازجامعه تجرید بسازیم وپایگاه شانرا دردرون جامعه تضعیف نماییم . لذا ،نهضت آینده همانطوریکه ازنامش پیداست طرحی برای چند دههً آ ینده ًافغانستان دارد . به همه حال اگرنمیتوانند درپروسهً وحدت شامل شوند، خواهشمدیم درراه تاًمين وحدت سازمان هایی که دراين راه قدم میگذارند، موانع ایجادننمایند. چونکه نجات مردم وکشورما ازچنگال کشنده گان روح وجسم سوزنده گان اختاپوت غارتگر،نه تنها امريست بسیار فوری وضروری ،بلكه درگرو وحدت وطن پرستان ، خاصتا ً رفقای ما است.

امیدوارم این بینش من، توجیهات غلط را باعث نشود . ح د خ ا به رهبری رفیق ببرک کارمل بر خلاف ماجراجویی های تیوریکی بود. کسانیکه به رهبریت سالم رفیق ببرک کارمل باور دارند باید اینرا بپذیرند. بدین لحاظ بود که رفیق ببرک کارمل در خط مشی ج د ا بعد از ششم جدی اعلان نمودند که وظیفهً مستقیم ما در شرایط موجود معمول داشتن سوسیالیزم نیست . این بیان در شرایطی بود که سیستم سوسیالیستی در کشور های جهان رو به گسترش بود.

پرسیده میشود در شرایط موجود چگونه طرح وتدبیر،ضرورت ها ی ما را برای ایجاد پایگاه در میان مردم میسر میسازد ؟ حضور روبزوال امپریالیزم را هم اگر در نظر بگیریم چگونه به یکباره گی ذهنیت مردم برای پذیرش آنچه ما میخواهیم آماده خواهد شد .

به عقيده ًما، بهترين راه اينست كه بانسخه های بی اثر ويا محصول تراوشهای فكری دانشمندان سائرملل درزمان حاضر كه حقائق درمورد وطن ما وسطح فهم مردم آن را به خوبی درك كرده نميتوانند ، نبايد وارد عرصهً سياست شويم. به ما ضروريست كه ( چپ افغانی) اولا ً دربين خود زبان مشترك پيدا كند وبعدا ً باسائرنيروهاي تحول طلب ودموكرات همزبان گرديده عليه ديو بنياد گرايی ،اين دشمن آزادی ،دموكراسی ، عدالت وفرهنگ وطنی وجهانی ، به مبارزهً جدی برخيزد ودرنجات وطن ازمنجلاب بدبختيهای فعلی ،نقش خودرا مسوولانه ايفا نمايد.

بحث دوم :

به نظر این یادداشت وضعیت جدید هرچه باشد در مورد کشور ما آینیه ی تمام نمای واقعیت ها است که مردم در آن حقایق را میبینند . آیا ما نمیشنویم که همین مردم میگویند: دوران حکومت ج د ا خوبترین دوران زندگی آنان بود واین در حالی بود که همین هشتاد کشور پول دهنده در آنوقت کمک های جنگ افروزانه علیه حکومت وقت داشتند .

خلاصه این شرایط جدید چه است ؟جهان یک قطبی شده است . تروریزم وبنیاد گرایی مذهبی به حیث وسایل در دست سیستم سود وسرمایه جهان را تهدید میکند . جنگ یعنی رُخ دیگر سیاست برای تسلط بر منابع اقتصادی جهان به شدت فعال ساخته شده است . لذا با چشم داشت از قدیم اکنون حضور کشور های سود وسرمایه در حوزه ثروت های زیر زمینی بر علاوه سایر نقاط جهان در آسیای مرکزی وجنوبی که کشور ما شامل آن است با وسایل نظامی تا مین وتحکیم میگردد.

به اساس این وضعیت ویا به حکم این شرایط ، آيا ،نیرو های مترقی در وجود سازمانهای رفیق وهم اندیش بیشتراز پیش باید متحد گردند ویا پراگنده شوند ؟ بلی متحد شوند .و ازاین شرایط یعنی از وضع بحرانی جهان سودو سرمایه که برای دوام خود جز استفاده از رُخ دیگر سیاست یعنی جنگ چاره ای ندارند ، با شیوه های سیاسی در عرصهً عمل حضور یافته، استفادهً اعظمی برده شود .

بحث سوم :

برای غلبه بر مشکلات یگانه راه حل این است که ما مشکل ایجاد نکنیم. مشکل وقتی ایجاد میشود که رفقای خود را ارزش ندهیم ،به گپ آنان گوش نکنیم و آنان را کم اهمیت بشماریم. ولو مثل من ساده وعامیانه اندیشه کنند .در حالیکه حتی دیده میشود چیز فهمان وآگاهان ومدافعان سر سخت آرمانهای وشخصیت های رفیق ما اکنون طرف توجه رفقای که همین حالا صاحب صلاحیت های تشکیلاتی اند قرار نمیگیرند .

اینجانب وقتی در پیرامون این مساله در بارهً ن ف دت ا حرف میزنم، با استفاده از وظایف اعضای نهضت که در اساسنامه قيد گرديدهاست، در بارهً مشکلاتی که حرف میزنیم صرف در وجود شاخه ی اروپایی ن ف د ت ا ازلحاظ تشکیلاتی مطرح است . چرا این مشکل ایجاد شده است ؟ بخاطریکه مسوولین تشکیلاتی شاخهً اروپایی نهضت به سوالات وانتقادات رفقا تا کنون جواب قناعت بخش داده نتوانسته اند و رضائیت هیچ رفیق آزرده وصاحب انتقاد های سالم حاصل نشده است . به همین لحاظ است که همیشه خواسته ایم رفقای مسوول در جمع رفقا بیایند وبه قناعت رفقا بپردازند ورضائیت وقناعت رفقا را در موردعملکرد ها، سياستها وفعاليت های تشکیلاتی شان تاًمين نمايند .

اعلامیه اخیر تعدادی از رفقای نهضت در اروپا که درمورد جلسه ی پیش بینی شدهً شورای اروپایی مطرح شده است، مبین این نارضایتی از سیستم تشکیلات اروپایی نهضت میباشد. چیزی که خوانده میشود نا رضایتی از سیستم تشکیلاتی دو بعد دارد .کمیت مسوولین وعدم کارایی مسوولین . هرعضو نهضت ورفقای که بنا بر این عوامل از نهضت فاصله گرفته اندحق دارند در این مساله ابراز نظر نمایند. برعلاوه، در مورد کیفیت تشکیلات،، اساسی ترین مساله عدم حضور رفقای فعال ومستحق و اثر گذار در سطح رهبری شورا ی اروپایی میباشد. در مورد کارآیی ، بطور مثال باید گفته شود از جمله اعضای رهبری شورای اروپای نهضت ما کار وعملکرد آن رفقا را به استثنای دو سه مورد ازجانب رفیق داکترحبیب منگل( بخاطر مسوًليت وظيفوی شان) دیگر ندیده ایم . هرگاه فکر میشود که درجلسات شرکت مینمایند اگر درآن هم شرکت ننمایند دیگر چیزی باقی نمیماند . لذا عدم کارایی مستقیمأ به عدم حضور رفقای فعال واثر گذار ومستعد به کار ومبتکر در عرصهً مبارزه ارتباط دارد .

چگونه رضائیت تشکیلاتی بوجود میآید .من به صراحت میگویم ، رفقای که بیشتر فعال اند وموثر اند ودر برابر تمام رفقا جرئت حضوری دارند وزبان ایشان را بلد هستند ومیدانند از مواضع نهضت و رفقا دفاع مینمایند مستحق اند که در امور رهبریت سازمان سهم داده شوند چنانچه در بدنه اصلی نهضت در مرکز این اصل بصورت قطع مراعات شده است .

لذا با در نظرداشت آنچه گفته آمده ایم پیشنهاد ات رادر مورد مسایل فوق مشخص میسازیم .

از آنجا که گفتگو های سیاسی بیشتر در اروپا باز است . لذا، رفقای ما بخاطر ایجاد سازمان ، اعتبار سازمان امروز، وبهانهً عدم وحدت سازمانهای رفیق حزب بزرگ دیروزبنام نقد وسیله قرار نگیرند وبه جای آن اصل قضاوت سالم جایگزین شود. زیرا ما سازمان موجود واعتبار اين سازمان را ازنام وهویت سیاسی ما در حزب دیروز بدست آورده ایم ،حاصل کرده ایم وبرویت وجوه اشتراکات دیروزما ( آرمان )وحدت رابا سازمانهای رفیق بر بنیاد وجوه اشتراکات امروز (آرمان) مطرح میکنیم .لذا وحدت با سازمانها ، گروپ ها ، دسته ها وشخصیت های ( استفاده از تعریف رفیق ابراهیم سکندری ) رفیق وهم اندیش مطرح بحث قرار گیرد که با تکرار وتاکید در نخستین مرحلهً وحدت ح م م ا ون ف د ت ا پیشنهاد مینمایم. این در حالی است که کمیته ً مصوب نشست ۱۹ اپریل هنوز فعال میباشد که گزینه ی وحدت در مورد این دو سازمان را نمایندگان هر دو سازمان در کمیته نیز در نظر خواهند داشت .

مواضع نهضت در شرایط موجود از طریق تدابیر ما در بارهً انتخابات شورای ملی و انتخابات ریاست جمهوری تعین گردد. بلی درجا ييکه ما نیستیم دیگران هستند. به نظر این یادداشت ما صوفی سیاسی نیستیم که دست ما باید به تر وخشک نخورد . ما فعالان سیاسی هستیم . لذا ،عمل کردن برای ما بهتر از گپ زدن است. اکنون که اعضای نهضت در شورای ملی حضور دارند ، بسیار خوب خواهد بود كه این حضور و نیرو در داخل شورا تقویت گردیده تا موثریت آن تامین گردد . البته، تدابیر را مسوولین مطرح خواند نمود.

چیزیکه ممد وموثر به تدابیر بالا است هماآهنگی اعضای نهضت در اروپا میباشد . لذا ، مسوولین تشکیلاتی به خاطر نظریات ، پیشنهادات ، وسوالات رفقا در محدودهً یک نشست پالتاکی مخصوص اعضای نهضت حاضر شوندودرمورد طرحها ونظريات سازنده وصادقانهً رفقا ، یا قناعت نمایند ویا اينكه بادلايل ومنطق رفقای ابراز نظر كننده .منتقد سياستها واجراآت شورای اروپايی نهضت را كه خود شان نيز هنوز با نهضت اند، قناعت بدهند . ودر صورت قناعت پیشنهادات رفقا در مورد كليه مسایل ازجمله امورتشکیلاتی را ازطريق حرمت گذاری به آرای دموكراتيك وبدون مداخله،مورد رسيده گی قرار داده ودروجود خود تطبیق نمایند .

پیشنهادات ما مشخص است. بايد، رفقای فعال ، مستعد به کار، مبتکر ،اثر گذار،با جرئت، با ایمان "حزبی زبان " (اصطلاح از ما ست ) در رهبری شورا پیشنهاد وانتخاب گردندويا حق انتخاب آزاد برای آنها وحق دادن رای آزاد ، دموكراتيك ومخفی به همه اعضای نهضت دراروپا داده شود. من با حفظ احترام خاص ورفیقانه به تمام رفقا از جمله (رفیق جلیل پرشور) را به حیث کاندید درمقامات شورای اروپایی پیشنهاد مینمایم . توضیح مختصر من در بارهً پیشنهاد فوق این است كه : موضع گیری ها ، دفاعیه ها ، طرح ها نظریات وپیشنهادات در جلسات و در مقاله ها ، وهمسویی با رفقا ، هم زبانی با رفقا ، انعطاف پذیری که خود رفیق به عنوان آتش بس یکطرفه آنرا مطرح نموده است ، آگاهی از سابقهً مبارزه ، وموضع گیری ها ومبارزات بی وقفه این رفیق منبع وماخذ پیشنهاد من است . قابل گفتن است با این مشخصات با تعدادی زیادی از رفقا معرفی هستم وهمهً ما آنها رامیشناسیم . لذا میخواهم این رفقا درموقف واستحقاق شان برسند وتا از توان ونيروی اين رفقا استفادهً وسيع به عمل بيايد .

ودر سخن آخر هرگاه در باره اینکه نهضت در اروپا یک سخنگوی رسمی باید داشته باشد غور صورت گیردزيرا، برای کار تبلیغی بسيار اثرمند خواهد بود. پیروز باد وحدت سازمانهای رفیق وهم اندیش. محمد یعقوب هادی

گذشته ی ما درسنامهً آینده ی ما است

گذشته ی ما درسنامهً آینده ی ما است

در مجموعه ای وظایف در پیشرو در گزارش سالانهً ن ف د ت ا بمناست سومین سالگرد آن آمده است :

( رفقا !

ما باید به اساسی ترین بحث ها و مسایل جهانی و منطقوی پاسخ روشن داشته باشیم .

اساسی ترین سوالات این ها اند.

-انتخابات شورای ملی و ریاست جمهوری پیشرو ست چه باید کرد ؟

- سیاست های فعال و موثر در شرایط موجود کدام ها اند.؟

- راهکارها و فرایند آینده نهضت فراگیر را چطور از حال به آینده نگریست ؟

- باور های مردم ،حلقات سیاسی و اندیشه ها ی چپ چطور میتواند باهم یکجا عمل نمایند .؟

- نهضت فراگیر در میان توده های مردم و حلقات روشن فکری در کجا قرار دارد.؟

- اعضای نهضت فراگیراز تجارب و اندوخته هایش به آینده چطور باوردارد ؟راه مبارزه با نواقص وکمبود ها چگونه مشخص میگردد).

با درنظرداشت تحلیل مبوسط در این گزارش از چگونگی وضعيت سیاسی ، نظامی واقتصادی ، چگونگی تعین وظایف در قبال آن ، نهضت در سال پیشروبرای کار های تشکیلاتی خود مطابق به احکام اساسنامه ن ف د ت ا برای تدویر کار کنگره وجلسات آن ، آماده گی خواهد گرفت .

لذا ، سال پیشرو برای ن ف د ت ا نسبت به هر وقت دیگر، سال پلان ،سال کاروجدیت میباشد . به اساس نورم های پیش بینی شده در اساسنامه در مورد کنگره واخذ تدابیر برای آن بیشتر از پنج ماه وقت باقی نمانده است .

واما در باره ی سوالات مطرح شده در گزارش سومین سالگرد نهضت تا آنجا که دربخش وظایف اعضای نهضت دراساسنامه قید میباشد ، هریک ما،وظیفتأ باید در طرح تدابیردراین رابطه شرکت نماييم. احتمالا طرح این مساله نیز چنین یک مقصد را دنبال مینماید . از اینروبه حیث یک عضو نهضت ،نظریات پیشنهادی خودرا درباره ی موضوعات فوق تقدیم مینمایم

در باره ی سوال (انتخابات شورای ملی و ریاست جمهوری كه درپیشرو ست چه باید کرد ؟)

یکی از تدابیر موثر در راستای این وظایف همانا وحدت سازمانهای رفیق وهم اندیش است.

با وجودیکه آگاهانه ویا نا آگاهانه موانع در راه تامین آن ایجاد میشود . مگر هنوز ما این امکان را از دست نداده ایم باید با تمام قوا وانرژی وبا نیات سالم وصادقانه در این باره بايدکار ومبارزه نماییم . دراین صورت است که به اساسی ترین ومبرم ترین سوالات میتوانیم جواب نه تنها قناعت بخش بلکه جواب قاطع ارایه نماییم . هرگاه با وجود آرزومندی های ما وخواست و ضرورت شرایط، فکر میشود که نمیتوانیم فوری به آن مرحله برسیم .(در حالیکه اگر بخواهیم هم امکانات وهم وقت کافی در اختیار داریم .) پیشنهاد بطور مشخص این است که :

در مورد انتخابات (شورای ملی )مناطق تحت نفوذ احزاب رفیق وهم اندیش با همکاری رفقا، جوانب مختلف اين موضوع ، بدون بزرگ جلو دادن سازمانهای مشخص بررسی گردیده ، کاندید های مشترک برای شورای ملی معرفی شود.

درباره ی معرفی کاندید ریاست جمهوری جلسه ی را درسطح معاونین احزاب رفیق وهم اندیش پیشنهاد مینماییم تا غرض معرفی کاندید مشترک توافق وتفاهم نمایند .

سیاست های فعال و موثر در شرایط موجود کدام ها اند.؟

سیاست های فعال تنها به اثر موضع گیری ها در برابر رخدادها میتواند سیاست فعال باشد.لذا ،نظرپیشنهادی این است : وقتی ما تصمیم داریم در انتخابات شورای ملی و انتخابات ریاست جمهوری شرکت نما ییم باید مواضع واهداف ما دقیقا روشن وشفاف مطرح گردند. حضور ما در این انتخابات با برنامه های جامع در عرصه های سیاسی اقتصادی ونظامی خود بخود بیانگر سیاست فعال ما است. البته تدابیر اجرایی آن برویت توافقات همگانی سازمان بر مبنای یک طرح ویایک روش از نظر خواهی تمام اعضا گذشتانده شده ودرعرصهً عمل قرار داده شود .

راهکارها و فرایند آیندهً نهضت فراگیر را چطور از حال به آینده نگریست ؟

همه طرح ها تنها با اشتراک همگانی میتوانند عملی باشد.لذا،در هر طرح وتدبیراز هر وسیلهً ممکن وموازی با اصول باید توافق همگانی بدست آید وحاصل گردد این خود راه را برای آینده نشانی میکند ومارا در طرح وتدابیر بسوی آینده فعال میسازد.لذا،پیشنهاد نظری این است که اول "رهرو ها "را انسجام بدهیم تا فرایند آیندهً نهضت بوسیلهً آن تضمین شود .

باور های مردم ،حلقات سیاسی و اندیشه ها ی چپ چطور میتوانند باهم يكجا عمل نمايند ؟.

گذشت ، عدم خود محوری ، ارزش دادن به نظریات وپیشنهادات ، پاسخ منطقی ورفیقانه به انتقادات، برطرف کردن تناقضات نظری وعملی ، وهم آهنگ سازی نظرات ، تخریب نکردن پایه های که بالای آن ایستاده ایم همه باعث اعتماد وباورمیان حزبی شده سبب جلب توجه مردم شده اعتماد وباور حلقات سیاسی را نسبت به سازمان ببار آورده خود بخود این فضا سبب آن میشود که این نیروها با هم یکجا ومشترک عمل نمایند .

لذا،پیشنهاد این است برای جلب مردم عملکرد همآهنگ ما وشعار واحد که با برنامه های احزاب رفیق وهم اندیش همخوانی داشته باشد مطرح است. این اقدام خود بخود از طرف سازمانهای رفیق ،نیرو ها وشخصیت های رفیق مورد حمایت قرار میگیرد .

نهضت فراگیر در میان توده های مردم و حلقات روشن فکری در کجا قرار دارد.؟

بدون شک دیدگاه مردم وحلقات روشنفکری درمورد شناخت نهضت بربنیاد اصلی قرار دارد که اعتماد مردم از آن ناشی میشود .این اعتماد از نسبت های قبول شدهً شرایط تاریخی بوجود آمده است. یعنی وضعیت معرف این نسبت های برتر است.این ابداً نیست ، رویکرد شرایط است . لذا پیشنهاد این است کار تبلیغی ما در جهت بر ملا ساختن این حقیقت که ما بر بنیاد یک اصل قدیم بنا یافته ایم موقعیت شایسته نهضت را در میان توده های مردم تعین میکند .

اعضای نهضت فراگیر از تجارب و اندوخته هایشان به آینده چطور باور دارند ؟راه مبارزه با نواقص وکمبود ها چگونه مشخص میگردد ؟

ما به اساس یک اعتماد وباور بدور هم تجمع نموده ایم ، این اعتماد وباور از روی یک آرمان و مقصد، ثابت وپا بر جای است .اما چرا اعتماد ما نسبت به یکدیگر خدشه دار شده است ؟ این وضعيت ناشی از بی تفاوتی مسوولین تشکیلاتی بوجود آمده است . حسن نیات رفیقانه در گفتگو ها ی ما وجود ندارد . خطاب های ما آگنده از بلند پروازی وفضیلت فروشی است . دیگران را ارزش نمیدهیم . خود را بهتر وبرتر از دیگران جلوه میدهیم .فکر میکنیم سخن گفتن در باره سرنوشت همگانی واز اهداف خود دفاع کردن وآرمانهای خود را توضیح دادن، ماجرا جویی است. لذا، اکثریت مسوول به جز در جلسات خاص در میان رفقا حضور ندارند . سایت های رفقا را به دلخواه خود درجه میدهیم . از نشر یک مقاله هرقدر هم اگر به نفع نهضت باشد در سایت رفیق دیگر نا خوشنود میشویم . برای رفقایيکه با ایشان اختلاف شخصی ویا سلیقوی داریم روی خوش در جلسات نشان نمیدهیم . یادداشت ها ومقالات شانرا در سایت خود راه نمیدهیم . نه حقیقتا آشتی میکنیم ونه واقعا با دلایل دشمنی مینماییم . در حالیکه آرمان ، هدف ومقصد همهً ما یکی است. کوشش میکنیم تا بهر ترتیب شده رفیقی راکه با او مخالفت شخصی داریم حتما مغلوب بسازیم . در این باب پیشنهاد این است :

رفقای مسوول از فکر اینکه اعتبار واعتماد در خاموش نشستن است بیرون شوند. در میان رفقا خارج از جلسات نهضت بیایند . مقاله ها یادداشت ها ونظریات شانرا با نام های اصلی شان انعکاس بدهند .وشرکت فعال در پروسهً تبلیغاتی نمایند . با جواب متواضع دربرابر سوالات رفقا سمبول برخورد رفیقانه میان رفقا گردند . از طریق نشر نظریات شان الگو ی قاطعیت مبارزه گردند .در حقیقت در این عرصه وقتی با پیشروی باعث دل پری ما ميگردند و سبب تقویت و باروری باور ها میشوند كه خود نمونه وسمبول عملی ادعاهاي شانباشند .اگر این کار ها درست نیست گفته شود که دیگر ما هم از آن دست بکشیم یا در گوشهً بنیشینیم ویا مانند گرداب های ديگر، در اطراف خود بگردیم.

راه برای آینده باز است این ما هستیم که دشواری ها ومشکلات را خود ما سر راه ما خلق میکنیم .همه به اساس قبول سند اساسی ومرامی خودرا در تصمیم گیری ها وفیصله هاشریک میدانیم .لذا، برای اینکه به آینده برویم ، حتمی است که به اساس تعهد خود عمل نماییم . خارج از آن هرکس به جایی دیگر خواهد رسید.

در قسمتی از گزارش سالانه نهضت بمناست سومین سالگرد آن آمده است:

- آموزش اساسنامه و مرامنامهً نهضت در جلسات واحد های اولیه تامین گردد و درین جلسات هر یک ار اعضای جلسه از آموزش و فراگیری این دو سند علماً تنظیم شده در جلسه به گونهً مختصر معلومات دهند تا به همه اعضای جلسه فرصت داده شود تا از اینطریق آموزش اساسنامه و مرامنامه سازماندهی گردد.

عمل کردن به سند اساسی سازمان ، مشخصهً عضویت در سازمان است. وقتی عضویت میگوییم ، مسوولین صاحب صلاحیت تشکیلاتی مستثنی قرار نمیگیرند. بسا دیده شده كه درمواردی عملکردهای ما مطابق این سند حسایت ها را بر انگیخته وسبب کشیدگی ها گردیده است . لذا، پیشنهاد میکنم: اول رفقای مسوول آنرا خوب بخوانند وبالای خود تطبیق نمایند. یکی از عدم موارد تطبیقی آن بی پاسخ گذاشتن سوالات رفقا ، نشر نشدن نظریات رفقا در نشرات نهضت و توجه نکردن به پیشنهادات رفقا میباشد . در اساسنامهً نهضت در موارد فوق وبیشتر ازآن آمده است :

حقوق و وظایف اعضای نهضت فراگیر

حقوق ووظایف اعضا عبارت اند از:

3- نظریات ، پیشنهادات و انتقادات خودرا به ارگانها و سازمانهای نهضت فراگیر ارائه دهد ودربحث پیرامون فعالیت و گزارش دهی نهضت فراگیر ابراز نظر نموده ومیتواند هر مقام را در مطبوعات نهضت فراگیر وخارج ازآن انتقاد نماید.

4-از فعالیتها وتصامیم ارگانهای بالا تر وهمچنان از نتایج پیشنهادات ونظریات خود در تشکیلات مطلع شود.

5- برای هرمقام و مسئولیتهای مختلف خودرا کاندید نماید ویا کاندید مورد نظر خودرا انتخاب کند.

6- در تهیه اسناد سهم گیرد واز تصمیم آن اگاهی حاصل نماید .

7- حق العضویت خودرا بپردازد.

8- به تناسب امکانات وتوانائی در فعالیتهای نهضت فراگیر سهم گیرد ونهضت فراگیر را یاری رساند.

9- اعضای نهضت فراگیر حق دارند نظریات خودرا طرح ودر مطبوعات نهضت فراگیر انتشار دهد ودر سیاست گزاری آن سهم بگیرد.

10- فعالیت در راستای نهضت فراگیر با ارزش است ، وبه فعالیت هرعضو ارج گذاشته میشود .

بیايید در پهلوی عملکرد به این سند، درسنامه گذشته ما را هم مرور نماییم تا به آیندهً آیدال برسیم

پیروز باد آرمانهای شریفانه انسانهای متعهد برای سعادت انسان

م ی هادی

گذشتۀ مشترک یا انديشۀ مشترک

گذشتۀ مشترک یا انديشۀ مشترک

(نیروهای ترقیخواه افغانستان درین اواخر در داخل وخارج کشور سعی و تلاش دارند تا به یک نوع وحدت نایل گردند. تامین وحدت واقعی وپایدار ایجاب می کند تا به سوالهای ذیل پاسخ گفت :

وحدت با کی ؟ وحدت با کسانیکه با آنها گذشتۀ مشترک داشتیم یا وحدت با آنانیکه که اکنون با ما انديشۀ مشترک دارند ؟ آیا وحدت با همسنگران دیروزین که امروز با ما ، هم فکر و هم عقیده نیستند درست است ؟ وحدت واقعی و پایدار صرف با افراد و نیروهایی ممکن است که با آنها انديشۀ مشترک و آيندۀ مشترک داریم. )

رفقا ی عزیز!

عنوان و پراگراف بالا از سایت اخبار افغانستان کاپی گردید این یک سوال با اهمیت میباشد و ایجاب مینماید تا در سطوح تصمییم گیرنده گان سازمانهای که در شعار ها ،بیانات ومقالات شان مواضع وحدت خواهی خود را بیان مینمایند به این سوال پاسخ داده شود . چون مسالهً وحدت با سرنوشت همگانی ارتباط دارد و تا آنجا که دیده میشود ، اعضای سازمانها ی بوجود آمده از حزب دیروز ورفقای خارج تشکیل سازمانهای بوجود آمده از حزب دیروزبیشتر ازهمه در این پروسه فعال اند ، این قلم نیز به سهم خود یکی دو مورد را برویت اسناد منتشرهً این احزاب رفیق تصنیف بندی مختصر خواهم نمود .

بیایید جواب به این سوال را با طرح سوالات دیگر دنبال نماییم .

ما این احزاب را چرا ایجاد نمودیم ؟ تجمع اعضای این احزاب در آغازبر بنیاد کدام اعتماد وباور صورت گرفت ؟ وامروز کدام هویت سیاسی شان آنان را در جامعه اعتبار بخشیده است وچرا ؟ البته ،میشود سوالات زیادی را مطرح نمود ، اما پاسخ به این سه سوال جواب سوالات زیادی راارائه خواهد کرد .

من برای دریافت جوابات ، اسناد مرامی سه سازمان سیاسی بوجود آمده از حزب بزرگ دیروز را که فاصله امتداد مبارزه ترقیخواهانه ، آزادی خواهانه وعدالت طلبانه ً حزب بزرگ دیروز را بلا انقطاع در مرکز توجه قرار داده اند باز خوانی نمودم.

(البته این در حالی است که از حضور سایر سازمانها وکمیته های رفیق به هیچ صورت نمیتوانیم انکار نماییم)

آنچه در اسناد مرامی این احزاب دریافتم ، تبدیل کلمات وجابجایی واژه های متفاوت با مفهوم مشابه بود. در جمله بندی های اسناد چیزی ندیدم (مثل من میخورم ، من دارم میخورم ) که مرا قناعت داده باشد تا تضاد های اندیشه ای را احساس نماییم . البته خاطر نشان میسازم که تفسیر های متفاوت از کلمات به معنی تضاد های اندیشه ای نخواهد بود .

در فراگیری های اخیر آموختم که در آثار نظری قدیم (کلاسیک ) آمده است که پرولتاریا به همان طبقهً محکوم وستم کش اطلاق میشد که در اثار جدید (معاصر) تنها به کارگران صنعتی نسبت داده شده است . در این باره ضرور است از دید گاه های متفاوت تعریف شده چپ روی وراست روی که به سازمانهای رفیق خود ما صفت داده ایم خود را فارغ ساخته بار دگر اسناد مرامی این سازمانها را بخوانیم تا از روی آن معلوم نماییم که وجوهات مشترک سازمانهای موجود ما با گذشتهً مشترک ما چه تفاوت های را دارند .

خوانند ه گان این سطور را برای دریافت پاسخ مدلل به هر سه سوال به خوانش و مطالعه اسناد این احزاب جدا شده از حزب بزرگ دیروز به آدرس های ذیل دعوت مینمایم تا همه با هم ببینیم که حقیقتاٌ رفقای ما چه میخواهند .

مرامنامه نهضت آینده افغانستان

http://www.ayenda.org/Maramname_N.A.A(23-06-07).pdf

مرامنامه حزب متحد ملی افغانستان

http://www.mehr.nl/

http://www.mehr.nl/barnama/new_page_40.htm

مرامنامه نهضت فراگیر دیموکراسی وترقی افغانستان

http://www.mashal.org/home/main/payamha.php?id=00202

وقتی در اسناد یکی از این احزاب بخوانيم ،پرولتاریا د رذهن ما فقط تصویری از ستم کشان جامعه باید نقش ببندد واگر در اسناد حزب رفیق دیگر بخوانیم زحمتکشان جامعه ، حتما ً کارگران هم خواهند بود که شامل این طبقه زحمتکشان میباشند. مساله ًشغل ، مبحث جداگانه و مسالهً ستم مبحث ،جداگانه است .

در این یادداشت شما خواننده گان ورفقای عزیز را هدفمندانه به خوانش اسناد احزاب رفیق دعوت نمودم ، تا شما خود بخوانید که تصورات از چپی ناب و یا اطلاق راستی شده از کجا نشات کرده است . وقتی دقت شود صد البته دیده خواهد شد که یکی ، سیاست دیگری را با تفسیر صحه گذاشته است .

(صلح پایدار،خلع سلاح، امنیت ، آزادی ، حراست از تمامیت ارضی ، استقلال ) توسعه، انکشاف ، ترقی ، بهبود زندگی مردم ، دولت دیموکراتیک،مترقی، نظام

متکی بر ارادهً واقعی مردم ، ایجاد جامعه مبتنی برعدالت اجتماعی ، تصویب قانون اساسی دیموکراتیک ، مبارزه علیه تبعیض نژادی ، ملی ، زبانی ، سمتی، قومی

آزادی واقعی ، فراهم آوری زمینه تشکیل احزاب ، تصویب تحقق وحراست از قوانین مدنی ، احترام وحراست از کرامت انسانی حل قانونمند مرز های تصنعی

، ایجاد ارگانهای محلی مطابق ارادهً مردم ، ایجاد دولت برپایه جمهوری پارلمانی ، تفکیک قواه سه گانه ،حقوق اساسی مردم ، حق زندگی ، کار، تحصیل

،تعلیم تربیه ، اموزش ، پرورش ،اقامت ، سفر ، صحت ، انتخاب شغل حفظ ونگهداشت محیط زیست آ زادی بیان ، فکر ،عقیده ، آزادی مطبوعات ، ازادی تشکیل

احزاب سیاسی ، سازمانهای اجتماعی وفرهنگی .

توسعه ً زیر بنا های اقتصادی (زراعت ، سیستم ابیاری ، مالداری ) مساعدت ها وتامین معیشت های زارعین ووسایل برای زارعین ارتقای سیستم اقتصادی

دولت ، مختلط ، خصوصی وتعاونی.

مالکیت بر وسایل تولید با انعطاف پذیری کاملا ضروری، مالکیت دولت بر ذخایر ، معادن ، جنگلات ، اراضی بایر ، خطوط مواصلاتی زمینی وهوایی و

تاسیسات استراتیژیک کشور)

همه مسایلی اند که در مفهوم حمایت ، انکشاف ، تحقق ، تطبیق ، تامین ، دفاع ، حراست از آن در برنامه های کاری این احزاب با کلمات متفاوت تعهد وگنجانيده شده است.

در بارهً اینکه ما چرا اين احزاب را ایجاد نموده ایم دیباچه ها، مقدمه ها وپیشگفتار های اسناد مرامی این احزاب با تفصیل وصراحت به آن پرداخته اند و برویت آن در پلان های طرح کرده خود به مفاهیم چپ بودن تعهد سپرده اند . از نظر این قلم ، آن مفاهیم پرداخته شده درسرخط اسناد مرامی ايکه این احزاب برای کشور مطرح نموده اند ، همه یک سخن ودارای مفهمو م واحد ويكسان اند . لذا ، بیایید در این تبادل افکار نظریات رفقای خود را شامل بحث نماییم . پوھندوی دکتر محمد داوود "راوش" معاون شورای موسسان نهضت فراگير ترقی ودموكراسی افغانستان، در باره ًچپ مینویسند :

در افغانستان وقتی گفتھ شود چپ ، ھدف چیست؟

برداشت ھا کدام؟ و ارتجاع آنرا چگونھ درخورد افکار

عامھ میدھد؟ در وطن ما بعضا چپ را مترادف

کمونیست ( کسیکھ بھ اصل اشتراکیت معتقد است).

میدانند. احزاب دموکراتیک را نیز کمونیست تشریح

میکنند. در اینجا نوعی ابھام و سوء فھم بوجود آمده کھ

عمدتا ناشی از پایین بودن سطح آگاھی ھمگانی است.

علاوه بر اینھا عده یی زیادی از افراد باسواد جامعھ

عادت بھ مطالعھ ندارند و در پی تحلیل مفاھیم و

مصطلحات نبوده ، بیشترینھ با شنیدن از این

و آن استفاده میکنند. عده یی ھم از روی تعصب کھ

گویا مبادا علیھ منافع و دگمھای فکری شان چیزی واقع

نشود بازھم دانستھ و ندانستھ در پی تحریف چپ

دموکرات کھ محور این تحریف ھای خودرا بی دینی

میدانند، بر می آیند. در حالیکھ چپ دموکراتیک ضد

استبداد ، خواھان ترقی ، دیموکراسی طلبی و آوردن

رفاه اجتماعی بوده و تامین عدالت را برای ملت

مسلمان خود می خواھد کھ خود در محور این مبارزه

قرار میگیرد . در حقیقت این ھمھ سعادت و رفاه را

برای ٢٥ میلیون مسلمان کشور کھ ژرفترین عقاید

دینی را دارند و سایر ھموطنان کھ دارای دیگر عقاید

دینی نیز اند می خواھند و در حقیقت و در عمل ،تحقق

عدالت اجتماعی را بھ طور قاطعانھ و با رعایت اصول

دین و اعتقادات دینی خود و ملت خود کھ عقاید و

اصول اسلامی دارند می خواھند . فرق این است کھ در

برنامھ ریزی ھای اجتماعی خویش بیشترینھ روی

تحقق عدالت اجتماعی و بویژه توازن اقتصادی تکیھ

میکنند سیاست اقتصادی غنی ، غنی تر و فقیر ،

فقیرتر در نزد چپ دموکراتیک مردود است .

این مبارزه دارای طرحھا ، اھداف و شیوه ھا بوده و

یک سر و گردن با مبارزات احزاب صرفا راستی کھ

بعضا ایدیولوژی دینی را وسیلھ میسازند ، فرق دارد .

باید واضح ساخت کھ احزاب اسلام گرا بر پایھ

ایدیولوژی اسلامی از مالکیت خصوصی غارتگرانھ

کھ سود را حرام می داند ، نمی توانند دفاع کنند . در

اسلام تامین عدالت اجتماعی در صدر وظایف دولت

اسلامی قرار دارد. اینکھ بعضا این دولت ھا و احزاب

کنار آمدن ھا و کنار رفتن ھای خلاف متن ایدیولوژی

اسلامی انتخاب میکنند و یا ھم مصلحت ھای در میان

می آید ، بحث دیگریست.

امر مسلم اینست کھ خوشبختی ھمین ٢٥ میلیون

مسلمان سرزمین در محور مبارزه چپ قرار دارد . از

جانب دیگر چپ خود محصول مناسبات ھمین جامعھ

است . برای وضاحت بیشتر، دیگر این چپ اروپا ،

امریکا و روسیھ نیست . با در نظرداشت کلیھ سنن

پسندیده ، عقاید استوار دینی مطابق بھ احکام واقعی

شریعت اسلامی و قانون اساسی کشور تعھدات خود را

دارد و تجدد می خواھد ، عقب گرا نیست ، علیھ

ارتجاع قرار دارد ، منافع ملی را نسبت بھ منافع

شخصی و گروھی مرجع میداند ، محافظھ کار نیست و

معاملھ گر نبوده و قاطعیت اصولی خود را دارد نقاد

بوده و پیوستھ در پی راه حل ھای نوین است ، و در

صف منافع زحمتکشان میباشد .)

از آنجا که ما مُکَمِل یکدیگرهستیم چه بهترکه از صاحب نظران حضور داشته درعرصه سیاست خود را دورنگیرییم و با افکار آنان شریک شویم و آنان را با افکار خود شریک بسازیم . ازآنجاييكه ما با مردم فريبی آشتی ناپذير هستيم، از نظر من شاید سطور بالا خلاصه ای تمام برنامه ها بالا باشد.

در این یادداشت برویت حاد ترین مسایل مطروحه بر دو مساله ،مواضع سازمانهای رفیق را روشن میسازیم که آنها چه میخواهند.

نهضت آینده ًافغانستان درباره ًحضور قوای خارجی (قوای کشورهای امپریالیستی) در اهداف سیاسی - حقوقی ونظامی - امنیتی دراسناد مرامی خود مینگارد:

(نهضت آینده افغانستان در حالیکه از همکاریهای جامعه جهانی بخاطر ختم بحران افغانستان پشتیبانی میکند خواهان توظیف اختصاصی قوای خارجی در جهت تامین صلح پایدار، وریشه کن کردن تروریزم وبرچیدن کانون های بنیاد گراییست تا باشد چنان شرایطی در افغانستان ومنطقه به وجود آید که ضرورت حضور نیروهای خارجی در کشور را مرفوع سازند)

حزب متحد ملی در خطوط فکری خود در باره نیروهای خارجی مینگارد :

ـ فهم ما از حضور قوت های بین المللی مطابق فیصله های شورای امنیت ملل متحد بغرض استقرار صلح وثبات وقطع مداخله خارجی ، قلع وقمع باند های تروریستی القاعده بوده وزمینه را برای احیای مجدد افغانستان مساعد میسازد . بنابران درجریان این عملیات ها ، استفاده ازسلاح های کشتار جمعی اجتناب شده واز اجرای عملیات درمناطقیکه منابع انسانی وزیر زمینی صدمه می رساند وحقوق بشر را پامال میکند جدأ خوداری صورت گیرد.

ن ف د ت ا در باره ً موقعیت جیوستراتیژیک افغانستان در معادلات جهانی مینگارد:

ما ،در دورانی زنده گی مینماییم که سرنوشت هر جامعه و کشور را به سرنوشت مجموع بشریت گره میدهد. پیشرفت قانونمند و تحول پیوسته جهان، تضاد و تناقض در سیما و پروسه های انکشاف جهانی و تضاد در روابط بین المللی ، ویژه گی و ماهیت جهان کنونی را تشکیل میدهد. این در حالیست که کشور مابه مثابه (نقطه تلاقی افکار و منافع) اهمیت خود را در مناسبات بین المللی مانند گذشته حفظ کرده است. با در نظر داشت موقعیت ویژه جیوستراتیژیک کشور و وضعیت جهان کنونی و پیرامونی ، تنظیم مشی درست در سیاست خارجی و روابط بین المللی در راستای حفظ و حراست منافغ ملی، مهارت و اهمیت جدی کسب میکند و میطلبد.

نهضت فراگیر دموکراسی وترقی افغانستان در مناسبات بین المللی از اصول همگرایی ، همکاری و همبستگی بین المللی در راه صلح و امنیت جهانی ، آزادی و دموکراسی ، برابری و تساوی حقوق ملل و انکشاف کشورهای فقیر و کم رشد، حمایت و پیروی میکند.

همینگونه در باره بازارآزاد ، ن ف د ت ا در اسناد مرامی خود آورده است:

حمایت از اقتصاد بازار با سمتگیری اجتماعی مبنی بر همکاری لازمه ًسرمایه خصوصی ، مختلط ، کوپراتیفی و دولتی.

ح م م ا در اسناد مرامی مینگارد:

ـ مبارزه بخاطر تنظيم سياست سالم مالی ـ پولی بخاطر تامين فرصت های مناسب برای فعاليت موثر همه سکتورهای اقتصادی و تامين هم آهنگی ميان آنها برطبق ويژه گی های مرحله بازسازی و گذار به سوی اقتصاد بازار آزاد در کشور.

نهضت آینده افغانستاندر اینباره مینگارد:

نهضت آیندهً افغانستان معتقد است که انکشاف سکتور های عامه ،تعاونی ومختلط به ویژه درعرصه های زیر بنایی، کلید ثبات کشوراند. البته نباید حمایت از توسعه وگسترش سکتور دولتی وتعاونی به معنای كم بها دادن به سایر سکتور های مشمول در ترکیب اقتصاد ملی گردد وهر گونه برخورد قشری به نقش سکتور دولتی و مطلق کردن وظیفه آن به عنوان سرمایه گذار وهدایت کننده مطلق بدون توجه به درجه رشد ومیزان عقب ماند ه گی دیرین ساختاری وتوسعه نیافته گی میتواند اثرات نا مطلوب در اقتصاد ملی از خود بجا بگذارد.

به این ترتیب اگر از گریز های منطقی درقبال واقعیت های اظهار شده بگذریم ، اهداف این سازمانها در مخیله ای من جز نقش وترسیم مساوی وتقريباً يكسان ، چيز ديگری بجا نگذاشته اند ؛ به نظر وبرداشت شما خواننده گرامی چطور؟

م ی هادی

اعتراف ریس جمهور حامد کرزی به حقایق تاریخی

اعتراف ریس جمهور حامد کرزی به حقایق تاریخی

 

گیرم  زقضا جانی بدر آرید

در ملک خدا فتنه نما ئید وخرامید

 مرگ همه یکبار و وای برشما               

نه یکبار بمیرید که صد بار بمیرید

اظهارات اخیر  ریس جمهور کرزی  در مصاحبه ایکه با ژورناليستان  داخلی وخارجی در حصار دیوار های  بلند  ودر حلقه ای ازمحافظین  بیشمار دربا امن ترین  جایگاه  زندگی   بیان شد  ، قلم های زیادی را واداشت تا  هركدام شان به رنگ خود  تصویر ی از آن نقاشی نمایند.

 موافقان ومخالفان ریس جمهور از هر   دیدگاهی  که به  اظهارات وی پرداخته اند ،چه خواسته اند آنرا منطق ،شجاعت ،سیاست، بهره برداری  سیاسی ،تامین حکم یا دیکتات سیاست، لاف، دیوانگی ، بزدلی،یا کسب یک نام  وبالاخره به اصطلاح عام یک دهان گپ تلقی نمایند ویا هر آن چیزی از چنین گپ ها بدانند . مگر  نباید بروی   واقعیت حقیقی  مداخله وتجاوز پاکستان به مرز های قبول شده وقبول ناشده ما وکشتار وبربادی باشند ه گان  سرزمین ما  را با محکوم نمودن چند بیان  رئیس جمهور ،وسيلهً رسیدن به اهداف  گروهی شان بسازند  .

 همه میدانیم در برخورد با مسایل جاری در کشور معمولا  مردم از همه قدمه ها ،  مسایل را در سطوح شخصیت های معروف  مورد بررسی قرار میدهند . اما  از زمان انجام این مصاحبه، رئیس جمهورخواهی نخواهی  با اظهارات غیر منتظره ،مستقیما  طرف واقع شده است . لذا ، نوشته ها واظهار نظر های زیادی پیرامون   جسارت اخطار ریس جمهور به دشمنان مردم وکشور ما  در منطقهً جنوبی  کشوربا دیدگاه های متفاوت به بررسی گرفته شده است . از این جهت   برای  برداشتن پردهً ریا  از یک حاشیه این چادر هموار شده بروی حقایق ، من هم خواستم دین ادا  نمایم .

ریس جمهور کرزی  که  برای این مقصد مجبور به یک اعتراف  تاریخی   شده است ، به دلیل این است که شاید  خواسته است ذهنیت عامه را از جهات  مختلف  سیاست های جاری کشور در یک  نقطهً ديگر معطوف سازد .  دیده میشود كه اين تلاش تا حدودی موفقیت آمیزنيز بوده است. اما  در گفته های  رئیس جمهورمطالب دیگری هم بیان شد که باید از دیدگاه دیگر به آن پرداخت .

 رئیس جمهور کرزی در این مصاحبه گفت :"سی سال است این جهاد ختم نمیشود. از مکهً معظمه هم اگر کسی را بیاورید پاکستان رها کردنی نیست! . "

"افغانستان امروز، افغانستان دیروز بی صدا نیست، امروز (افغانستان) هم صدا دارد، هم وسایل دارد و هم جراًت اقدام دارد."

 حالا می بینیم  کسانیکه با  طبل وسرنای دیگر، میدان را گرم کرده بودند  اکنون  آنان یک به یک وبه نوبت  به  این  واقعیت حقیقی اعتراف مینمایند که کشور ومردم ما با چه نارواییها  پایمال خیالات نا مقدس آنان در تبانی با پاکستان وحمایت کشور های جهان  غاصب ،(سود و سرمایه) شد.

 صدا های که امروز از زیر نام افغانستان  از حلقوم خفه کرده ای افغانستان  با لاف وگزاف ، موزون  ورسا (ساخته ) میشود (که دیروز از زبان ملت ما به آن آواز ها در سطح تمام کشور های مسلمان ، عیسوی  ،بودايی وووغیره گوش داده نشد)  اما بر عکس همان دیروز چه  ناهنجارو نا مشروع  از نام دین ومذهب گوش مردم زمین  را کر ساخته بودند .

 بلی ریس جمهور راست میگویید .همه اگر خواسته باشند میتوانند راست بگویند .دین ومذهب بهانه است . تنها منافع افراد  ، گروه ها وکشورها است که  راست وحقیقت است .

بخاطر همین منافع بود که جنگ  وحشیانهً به اصطلاح از سر زمین سبز  برعلیه  کشور ومردم  ما  با   وحشت وبر بریت آغاز شد و اکنون   در حالیکه  تبلیغ در مورد   از کنترول  خارج بودن آن  مینمایند  ، توسط نقش  مرکزی  ریس جمهور مقررشده از خارج  افغانستان، در میان  سایر بازیگران  این درامه درمکان  دیگر به پیش برده میشود.

 واما در مورد جراًت نسیه ای که ریس جمهور اکنون آنرا به عاریت گرفته است برای خودشان مبارک باشد.  افغانان مردمان با جراًت وبا شهامت اند  واینرا کسی  بهتر ازغلامان  استعمار نمیداند . جنگ جلال آباد یک نمونهً بارز این شهامت ودلاوری بود که تنها به وسیله ایمان( یعنی بدون وسایل عاریتی )شجاعت و شهامت  افغانان  را درج اوراق تاریخ نمود. ما از جنگ تعریف نمیکنیم جنگ چهره  سیاه، نکبت وکثیف دارد ما از دفاع  کشور در برابر جنگ وتجاوز میگوییم .

  وقتی ریس جمهور میگوید :"افغانستان سی سال این مصیبت را تحمل کرده است."

او از وسعت وزمان این مصیبت به دلیل حضور خودش در متن  طرح ها وپلانها، حرف و سخن میزند. چون دیروز  "رخ" (جهت )منافع سوی دیگر بود واکنون که سوی دیگر است آقای کرزی  در سخنان خود باید بگویید  :" به هر حال ما در اینجا کشته می شویم، پس بهتر است که یک قدم پیشتر رفته و  در آنجا (پاکستان) خود را بکشیم، تا حداقل جلو حمله به افغانستان گرفته شود."

 در حالیکه سالها آقای کرزی  وامثالهم از همان  "بلنداژ"به مردم وکشور" انداخت" نمودند . کشور را برباد ومردم را کشتند. آنان این امکان را سالها در اختیار داشتند ودیدیم که برای منافع  خود ،گروه خود وحامیان شان چه کردند.

 ما میدانیم کشورما در طول تاریخ بخاطر همین اغراض شوم ، عقب نگهداشته شده  بود واين سياست تاحال به شكل ديگری دوام دارد تا از احساسات  مردم متدین ومسلمان  ما بتوانند سوء استفاده نمایند. 

 ما همیشه  سخنانی  از این  گونه گفته ایم . بیایید هریک ما از اتفاقات گذشته ،وتجارب در زندگی خود  این موضوع را بازگشايی نماییم .  من  حکایتی  از چنین  اتفاقی  را در زندگی  خودم  بطور نمونه از برداشت های مردم ما از این تبلیغات بشما قصه مینمایم   .

  دوست خانواده گی ما از سفر دور به منظورهدف دلخواه خودش در منطقه ما آمده بود . این اتفاق  باعث شد تا  در بیشه ًما گوشهً آستین بنمایاند . صحبت از دنیای

سیاست وحوادث بلند شد . او با بلند پروازی که گویا حد اقل روزگاری معلم بوده وشاید  به نظر خودشان دلسوزانه مرا نصیحت نمودند که انسان  باید خدا را بشناسد .  من که از او شناخت کاملاً دقیق  وهمه جانبه داشتم پرسیدم شما چگونه ؟  آیاخدا را میشناسید ؟ ایشان با همان قاعده پنج سپاره ای دُر فشانی نمودند که خدا مارا پیدا کرده ،چشم داده ، گوش داده ، هوش داده وازاین قبیل پنج سوره  خوانی  های مراحل کودکی را قرائت نمود . من گفتم بسیار خوب است شما نام خدا ، بسیار چیز ها را میدانید حتما به اینهمه که گفتید ایمان  هم دارید .  پس من از شما خواهش میکنم که برای شهود خود کلمه شهادت را برای من بخوانید . او فورا شروع کرد  اشهدان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا عبده ورسوله

 در حالیکه کلمه شهادت چنین است :

(اشهد ان لا اله الا الله وحد لا شریک له و اشهد ان محمدا عبده ورسوله)

 بلی چنین است  واقعیت آنانی  که به یک جمع تهمت بستند  که خود تنها درا لفاظ نا مکمل   وناقص( مساله اعمال شان کاملا به سر جایش باشد) ازنام  دین وروایاتش بسیار محیلانه سوء استفاده نمودند. آنچه من نوشتم اثر پذیری یک آدم تحصیل کرده  از چنین  تبلیغات بود.  شما  اکنون  کسی  را قیاس نمایید  که  افغانستان را کابل میخواند وپایتخت اش  را خوست ویا شغنان میداند.

 لذا، از همین جاست که شيوه های تحریکات ، تولید عقده ، سوء استفاده از  حقایق  را نمایند ه گان شیطان  خوب بلد اند. شما دیدید وشنیدید   وزیر دفاع ؟ گریزی و پف  شده  خجالت  وشرمساری خود را  چگونه با پر رویی با هتک حرمت به نماینده گان مردم میخواست پنهان نماید .

واضح است که رئیس جمهورازگل روی این وزیر دفاع(؟ )چنین لاف وگزاف نمیگوید . او خواسته است تا از روحیهً وطنخواهی مردم سو استفاده نماید . من چندین باراز طریق رسانه ها شنیدم که مردم گفتند اگر با پاکستان جنگ شود ما از این کشور های غربی  به جنگ علیه پاکستان میرویم .

 در تبصره های که خارج از اعترافات  در باره این مصاحبه شده است  تنها یک مورد درست است که این جنگ وآشتی ریس جمهور کرزی  به اصطلاح (خاله گه کانی )  با یاران وباداران است .  درحدود یک ماه قبل یکی از جانیان وآدمکشان حرفوی ، داماد ،معاون وسخنگوی گلبدین حکمتیار از زندان امریکایی ها ، رها شد.  اگر او یک شخص بود  وهیچ کاره نبود چرا زندانی شده بود؟ واگر او گروپ ، وتفنگ ، نیرو ،روابط ووابستگی با خسرش وگروه جنگی ووابسته ً او به پاكستان وسائر بنيادگرايان دشمن وطن ومردم ما،   دارد  چرا رها گردید ؟ واگر توافقی به منظور صلح  وامنیت  وثبات مورد نظر است نتیجه ً آن کدام است ؟

 من میدانم  رئیس جمهور برای خواندن این جملات مردم  وقت ندارد .  خدمتگاران  رئیس جمهور هم  از اثر خوش خدمتی ها گپ هایيرا  که به منافع خودشان نباشد  مورد توجه قرار  نمیدهند .

  ولی برای  آنکه  حرفهایم  را  تنها در انتقاد  از شیوه ها وپالیسی  های  حاکمیت موجود که سرنوشت مردم ما به آن وابستگی دارد محدود نگذاشته باشم به حیث یک فرد متعهد نسبت به سعادت انسان ودر درجه اول انسان جامعه ایکه  ما از آن جامعه هویت انسانی کسب نموده ایم ،   با توجه  به خواهش  ونیازمندی  مردم  ودرس وپندی که از این  حوادث  وجریانات  می آموزیم ، برای   نیرو های خودی ، به اعتبار  واعتماد  نیم قرن مشترکات جریان زندگی سیاسی ما ، با  پیشنهادات  متعدد ،مکرر، اکثریت  این نیرو های متعهد را غرض وحدت ارگانیک تمام نیروهای خودی هم اندیش ورفیق دعوت مينماييم تا آنکه زمان بیشتر را از دست ندهیم ؛ وبه اثر سیاست بازی های  سیاست بازان آلوده ، مردم وکشورما بیشتر به منجلاب بدبختی فر نرود . تکرار مينمایم  تا برای تعین سرنوشت کشور  ومردم  در بارهً وحدت ،هر چه سریع  عمل نمایند . زنده  باد مردم  - پیروز باد وحدت  محمد یعقوب هادی