جائی که ما نیستیم دیگران استند

از آنجایکه در یک جامعه به بنیاد پلورالیزم اندیشه  وضعیت سیاسی شکل میگیرد موقف حضور نیرو های چپ در این وضعیت روشن است واما تا آنجا که خوانده میشود حضور نیرو ها ی چپ در  چنین وضعیت از طرف خود نیرو های چپ به چالش گرفته میشود . با نظر داشت این مساله   در باره ای  موقعیت چپ گفتنی است :

از وقتیکه سیاست به حیث علم مطرح است ، اصطلاحات  چپ و راست مترادف با پدیده های سیاسی در قاموس سیاست نیز مطرح بوده است . لذا علاقمندان سیاست ازاصطلاحات (چپ وراست ) با تعبیر ها و مفاهیم متعدد در خوان سیاست تغذیه فکری شده اند . ولی هنوز هم از تعریفات در باره ای چپ سوالاتی استخراج میگردد .

این سوالات در متن خود تعبیر ها وتعریف ها ( حفظ وضع موجود ، تغیر وضع موجود)میتواند بوجود بیائید . بطور مثال در صورت تغیر وضع موجود در شرایط حاد که نیروی یا نیرو های به عنوان چپ خواستار آنند در نهایت تحقق آن، چپ چگونه تعین سرنوشت میشود؟ تا چه وقت چپ اطلاق میشود وچپ باقی میماند ؟ و بلاخره هنجار ها ویا قاعده کهنه منوط ومربوط به گذار فراماسیون های اجتماعی میشوند ویا درهر مرحله جداگانه تاریخی بصورت نو بوجود میایند ودر همان مرحله کهنه میشوند واز بین میروند ؟پس وضع ثابت و دایمی وکهنه ناپذیروجود خواهد داشت؟

وقتی امروز از جهان نو سخن بمیان میائید به این معنی است که علم در همه عرصه ها قابلیت انکشاف را دارد علم در معنی ساده وبسیط آن (دانستن) میباشد. و دانستن نیروی توانستن است لذا وقتی میدانیم جهان ما متحول گردیده، حتمأ خواهیم دید که با این جهان متحول چه تضاد های بوجود امده ویا هم متحول شده است . مثلأ امروز دیگر تبعیض نژادی با عملکرد دیروز ورد زبان نیست . بخاطری که افزار های بهره برداری متحول شده است .افزارهای کهنه کارآمد نمیباشد ونمیتواند منافع  غارتگرانه سیستم  امروزه سود وسرمایه را تامین نمائید.

لذا دیروز با زنجیر اسارت فزیکی آن منافع تامین میشد مگر امروزبا تجمل  نیازمندی های  زندگی جامعه بطرف بهره کشی سوق میگردد . این در حالی است که اسارت فکری درجوامع امروزه سود وسرمایه به شدت تطبیق شده است .

(تجمل نیازمندی های زندگی  به نظر این قلم آنچه که در جوامع عقب نگهداشته شده  یک آرزو است در جوامع سرمایه داری  امروزه به نسبت نبود خدمات عامه یک ضرورت است و نه تنها  یک ضرورت بسیط بلکه وسیله ای برای بهره کشی نیز میباشد)

این اسارت در جوامع سرمایه داری عصر حاضر در اساس تلقیناتی مطرح است که چشم ،گوش وهوش مردم ،نیروی حاکمهء جامعه  امروزه سیستم سود وسرمایه میباشد. از اینرو سیستم با انحراف از سیر تکاملی با مراجعت به روبنا ها ،مانند رب النوع خیر وشر( تقدیر) مردم را در دست داشته ، تا آنجا که در آستانه ای دومین حمله به عراق از طرف متحدین سود سرمایه در راس ایالت متحده امریکا ریس جمهور بوش (پسر)وانمود کرد که از جانب خدا مامور شده است تا آزادی را به مردم عراق بیاورد .  امروزه سیستم سود وسرمایه چنان تفکر واندیشه مردم را در اسارت خود دارد که مردم تلقین شده اند به جای آنان تنها سیستم است که می اندیشد . لذا هر دشمن طبقه ای حاکم را باید دشمن بدانند .

مقوله ها هدایات جامد ودگم نیستند بلکه صدور حکم تفکرتحلیلی میباشند که باید مطابق شرایط تفسیر شوند .

باور به عینیت تجلی تفکر است . لذا ما باید نه درمعنی مقوله ها بلکه در تفسیرمقوله ها راه را دریابیم .

وضع سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی وفرهنگی که چپ دیروز در جوامع مختلف با آن مواجه بود در شرایط امروز در جوامع مختلف کاملأ دگرگون است از همین جاست که بر اساس عینیت ساختار ها در جوامع ، مواضع چپ تعین میشود نه بر اساس کلیت متحدالمال تعبیر هایکه ازخاستگاه چپ بیرون آمده است .

لذا چپ نیروی متحول ومتفکر است که در هر وضعیت حضور میداشته باشد وظایف چپ زوال ناپذیر است یعنی محقق و مُشتهر زندگی بهترتر نسبت به بهتر است . وبه تطبیق آن عمل میکند . رَوش چپی خصیصه ای ذاتی انسان است . همانطویکه انسان از بدو پیدایش برای زندگی داشتن در تکاپوست همانطور چپ برای شناخت بهتر زندگی متجسس است. از این جاست که تاریخ هرگز پایان نمییابد .

واما در چند نکته خلاصه در مورد بهره برداری عقیدتی علیه نیرو های چپ که در خصوص چپ افغانی خوب کار برد دارد باید گفت که:

پیوند چپ با ایدالوژی نه ریشه در خاستگاه آن دارد ونه در عملکرد آن در شرایط امروزه که از عقاید مردم بر علیه این نیرو ها سوء استفاده میشود . لذا استفاده از وسایل روبنائی از جانب سیستم سود وسرمایه در شرایط حاضربر علیه نیرو های چپ به دلیل ناتوانی سیستم در برابر تضاد های زیر بنائی سیستم است . و دیده میشود امروزه مسایل رو بنائی به حیث کار آمد ترین ذریعه برای اهداف پایدار شدن سیستم سرمایه قرار گرفته است .

لذا به نظر این قلم نیرو های چپ افغانی در محدوده زادگاه ، پرورشگاه وزیستگاه ما یعنی افغانستان وظایفی در قبال سرنوشت مردم ووطن دارند که حضور شانرا از ماحول به ما بین باید تامین نمائید

امروزه دیگر بی تردید دیده میشود که نیرو های ارتجاعی از عدم حضور نیرو های تحول طلب بخوبی سود میبرند . لذا وقتی نیرو های چپ خواستار تغیر وتحول اند باید حضور خود را در وضعیت سیاسی موجود تامین نمایند و در بطن وضعیت سیاسی کار ومبارزه نمایند . وآنچه حضور یابی ما را تامین مینمائید وحدت نیرو های رفیق وهم اندیش است .

اخیرأ در این باره یادداشتی از نام ح م م ا به قلم رفیق ابراهیم سکندری در سایت وزین وطن تحت عنوان توضیح ضروری به نشرر سید که نتیجه گیری ان چنین است :

دوستان عزیز مساله دراین نیست که چرا این ملاقات صورت نپذیرفت ، همین اکنون شوراهای اروپائی و رهبری هردو حزب بالای بسیاری مواردی که نقش سازنده درقبال وطن دارد ، درتفاهم قرار دارند .

حسن نیت هردو جریان سیاسی در امر وحدت سازمانهای متذکره وجود دارد و چنین نشست ها تا رسیدن به وحدت ادامه خواهد یافت ، در پروسه وحدت فوت یک نشست نمیتواند عزم متین هردو جریان سیاسی را خدشه دار نماید ، صرف تقاضای ما از تمام سایت های رفیق وهمسو این است ، که از نشر هرگونه نبشته های که پروسه وحدت این دو جریان سیاسی را مخشوش مینماید ، بپرهیزند .

   این قلم  نتیجه گیری الهام بخش و امیدوار کننده  فوق را طرف حمایت قرار داده با تمام قوت از آن حمایت مینمائید .و   تاکید  مینمائید این یگانه راه برای تطبیق آرمانهای شریفانه تمام مردم دوستان ووطنخواهان میباشد . پیروز باد خدمتگذاری برای مردم .م ی هادی