نمایشنامه تازه سیاسی در ستیژ قدرت افغانستان

نمایشنامه تازه سیاسی در ستیژ قدرت افغانستان
از زمانیکه پراشوت سیاسی"بن"با کمپلکس گماشتگان سازمانهای استخبارتی ایالت متحده امریکا و شرکا در میدان سیاست افغانستان دیسانت شد جنگ منافع مراکز استخباراتی با پس و پیش کردن عناصر وابسته به آنها بنا به ماهیت و خصلت خود خوری نظام سرمایه پیوسته ادامه دارد. در پیروزی هرکدام از سهم داران قدرت خارجی برای جابجائی عناصر وابسته به منابع شان بی گمان بازنده اصلی مردم افغانستان است.
وابسته گی افراد در محور قدرت کشور حکم غیر واقعی نیست. با حفظ این مساله که دستان حاکمان کنونی را چه کسی بالا کرد وآنها را بر مسند قدرت جابجا ساخت، درامور ساخت وساز شبکههای جاسوسی، استخبارات حیثیت تلسکوبی را دارد که مهرههای مورد نظر و کارآمد را رصد میکند وکار دان امور در زمین فکر آنها دانه اهداف خودشان را بذر میکنند که این واقعیت در فصل حاصل آن بخوبی نمایان میشود.اوضاع واحوال کشورما خود بخود با فهم دریافت پاسخ به این پرسش که ایالت متحده آمریکا وشرکا در این سر زمین چه میخواهند؟ کدام اهداف را دنبال میکنند؟ امکانات، افزار ووسایلی که برای این اهداف بکار گرفته شده چیست؟ مستند این واقعیت است. نزدیک به دو دهه با حضور قوت های نظامی آنان مردم در گلیم ماتم غم ومصیبت نشسته وهمه داشته های سرزمین مردم به غارت برده شده، انواع فساد در متن ومحتوای این شبح دولت بیداد میکند. جامعه را به فساد گوناگون سوق نموده اند شاهرگ های عواطف انسانی رابا شمشیر جبر اقتصادی بریده میروند و روح پلید بربریت وحشت را پرورش میدهند.
از این همه رویداد های جنایت بار هیچ یک از حاکمان گماشته شده این نظام ودولت با هیچ ترفندی نمیتوانند خود شان رادر قضاوت ومحکمه مردم برائت بدهند. حالا که کارد از استخوان هم گذشته وکار به آخر رسیده چه کسی میتواند با کنار رفتن ولفاظی های پوششی از جنایت های جاری ساخته شده برای خودبرائت حاصل کند؟
سخن همینجاست که یکی از مجریان مهندسی اوضاع کشور با یک متن استعفا نامه خیالبافانه خواسته از همه مسوولیت ها مبرا باشد. او مینویسد«بنا به اختلافات جدی با سیاستها و روشهای سطح رهبری دولت در عرصه حفظ و تحکیم وحدت و اجماع ملی، تامین صلح و امنیت، مدیریت سیاسی و امور انتخابات، حکومتداری خوب و تحکیم روابط منطقوی و بینالمللی کشوردر ماههای اخیرداشتهام نتوانستیم به تفاهم برسیم، لازم میدانم از این سمت استعفا کنم»همه این مشکلات را ریس شورای امنیت در ماه های اخیر با ریس جمهور داشته است. اگر این ماه های اخیر را حد اکثر شش ماه حساب کنیم در سه سال گذشته همه این اختلافات یاد شده توافقات بوده اند. سه سال تمام همان وعدههای را که تیم انتخاباتی تحول و تداوم داده بود همهاش درست بود.بلی واقعیت که درست بود همه پالیسی های خیانت بار دوران دوزاده ساله حامد کرزی«تحول» کرد یعنی متشدت شد و«تداوم» پیداکرد
استعفای حنیف اتمر از ریاست شورای امنیت با قضاوت ها و حدس و گمان های متفاوت و همچنان همسان بیان میشود. یعنی اینکه این استعفا به منظور آماده گی برای انتخابات ریاست جمهوری یا به نفع شخص اتمرو یا در یک بازی استخباراتی به نفع غنی احمد زی ربط داده میشود. به این سلسله اقدام به استعفا ویا تنظیم شدن موضوع استعفای قدرتمند ترین فرد از جمله سهم داران ریاست جمهوری نیرنگی پنداشته میشود در برابر ائتلاف های که بر ضد حکومت دوسر، قدرت نمائی میکند. همینگونه در این دیدگاهها بیان میشود که ترکش در حلقه غنی احمد زی مقدماتی برای زوال قدرت ارگ وتعویض آن در صحنه ارگ است.
پیش از آنکه روی چرا وچگونه کنار رفتن حنیف اتمر مکث شود به باورم مهندسی نظریه زوال قدرت اشرف غنی احمد زی به احتمال قوی درست باشد. بالاخره حامیان وبادران احمدزی هم حکومت داران بزرگ دنیا استند بی گمان برای پیشبرد اهداف شان به جواسیس و اجنتان هوشیار میتوانند اعتماد کنند و از این منظر چلوصاف مضحک اشرف غنی احمد زی ازآب برآمده ودیگر به درد شان نمیخورد. ولذا کنار رفتن ریس شورای امنیت صرف و صرف به منظور خالی ساختن پشت این مهره سوخته است. ولی آنچه هنوز در ابهام است تعویض احمدزی وجانشینی اوست که حنیف اتمر نخواهد بود. حنیف اتمر درحالتی از محور قدرت جدا شد که در جامعه سیاسی کمترفردی پیدا میشود با همکناری به او به عنوان محور قدرت شانس خودرا به قمار سیاسی بگذارد. حنیف اتمر مثل احمدزی نه پایگاه مردمی دارد و نه دارای روابط با اعتمادی با سایر شخصیتهای تعین کننده سیاسی است. هر چند عدهای با لفاظی های مسخره بعد از استعفای جناب اتمر شاید با خواب و خیال اینکه نشود مهره انتخابی آینده او باشد با وجودی که سالها خواستار استعفای اش بودند در مورد کنار رفتن او در مصاحبههای مطبوعاتی خود گفتند که استعفای او به نفع اوضاع کشور نیست. ولی واقعیت این که آب از آب تکان نخواهد خورد.
در خصوص کنار رفتن حنیف اتمر در نظر باید داشت او که معاهده واگذاری پایگاه نظامی به ایالت متحده آمریکا را به نماینده گی دولت امضا کرد، واخیرآ مذاکرات طالبان که خواستار خروج قوت های نظامی ایالت متحده آمریکا استند و در باب مذاکره علنی و مخفی طالبان با ایالت متحده آمریکا این موضوع گفت و شنود شده است و بحث واگذاری مسوولیت از نیرو های امریکائی به شرکت خصوصی بلک واتر اینها همه مسایلی اند که باید با هم مرتبط باشند. این موضوعات از یک طرف احتمال برگشت حنیف اتمر را در محور قدرت با وجود پشتوانه خارجی ضعیف میسازد از جانب دیگر این امکان نیز میتواند از نظر دور نباشد برای این که مهندسی اهداف مغالطه نشود بخشی از گروه طالبان به اجیران شرکت خصوصی امنیتی بلک واتر در خواهد آمد وبخش دیگر برای تقویت گروه داعش بکار گرفته خواهد و این گروه با داعیه منطقوی جنگ را به سرحدات شمال بسوی اهداف ایالت متحده آمریکا رهبری خواهند کرد. یعنی اینکه همانگونه که گفته میشد هنوز پایان جنگ به نفع سیاست گذاریهای کلان نیست.
ولذا آنانی که برای این مردم وسرزمین مردم دلسوز استند وبه خوشبختی وسعادت مردم میاندیشند وبه ترقی و پیشرفت مملکت فکر میکنند خود را بشناسند دست به دست هم بدهند راه تدبیر معقول وقابل اطمینان و پزیرنده را پی ریزی نمایند.
م ی هادی