دریک نگاه

 

 

نزدیک به چهار دهه گذشته از امروز گاهشمار زمان تضاد و تقابل جهانی را در دو قطب مخالف وبه توجیه دیگر متخاصم به عنوان جنگ سرد ثبت اوراق خود کرده است. جنگ سرد مزید به هر هدف دیگرمعنای یک نگرانی و خوف برای یک جنگ گرم بود که شاید در هیچ مر حله تاریخ واقع نشود، واماچه نگرانی کارآمدی برای بشریت که توازن جهانی را بر قرار میساخت. چه نگرانی راه ساز که بشریت میتوانستند به دلخواه خودشان برای خود سرنوشت سیاسی و اجتماعی تعین کنند حتی اگر آنی هم نه ولی به فردای خود اختیار امید می بخشید

 

اینک در دومین دهه سالهای 2000 جهان وبشریت جهان شاهد تشابهات تاریخی استند . در پیآمد این وضعیت کنکاش های فکری ما در‌واقع با دو تا طرز نگرش رونما میشود. یکی ارزیابی آنچه که واقع شده ودوی دیگر تحلیل آنچه که به وقوع خواهد پیوست. درارزیابی ها بیشترینه سخن از روی سخن استنتاج می‌شود و اما بحث تحلیلی، فکری برای جاگزین شدن‌ها وجا گزین کردنهاست.هر نظری پیرامون واقعیت‌های جاری حقیقت را نمیتواند کتمان نماید .

 

جهان دیروز و یا دنیای ما درچهار دهه گذشته در محور فرآورده های دو تفکر و وسازواره های آن از هست وبود بشر ومحیط زیستی بشر تصویر میداد. پیامد ها وپراتیک اجتماعی سیاسی اقتصادی نظامی و فرهنگی آن مشخصه ها مولفه های شناخت ، تشخیص وتعریف حیات و جغرافیای بشری در دو قطب و دو بلاک ساختاری به خوبی درک ولمس میشدند. در این محور ها جنگ و صلح، طرف‌ های جنگ وصلح ، مقاصد جنگ و صلح واضح وروشن بود.

در جهان دیروز یکطرف خط با هنجار های فکری رفع نیاز ها وسوی دیگر خط با افزار های فریبنده و متقلب جهان را به سمت وسوی دو هستی و حیات متفاوت رهبری وراهنمائی میکرد.

 

در حال حاضر یک طرف خط نشان میدهد که بنیاد های مادی با عشیره فکر انسان خواهی بنا خواهند شد. ایده و اندیشه سعادت و رفاهیت انسان وبنیاد سازی زندگی مثل زندگی در زیستگاه انسان با گذار های منطقی بسوی جهان انسانی وعرضه فرآورده های فکر انسان برای انسان و هرهستی طبیعت راه خود را در پیش دارد. غنی و غنی تر می‌شود وبا گذار های منطقی جهان را برای اصل زندگی بشرپیگیری میکند.

 

طرف دیگر خط با سیاست های فریبنده زور و تهدید برای تسلط به تمام جهان تلاش دارد.

این ستمگران پدیده شوم تروریزم را که خود خالق آن است و در یک مرحله میخواهد آنرا به عنوان یک نیروی بالفعل سیاسی تبارز دهد افکار وذهنیت تمام بشریت را مصروف ومشغولآن ساخته است .سیاست‌های مسلط جهانی، عصرما را به عنوان عصرپراگنده ساختن ایده تروریزم رقم زده است .بار بار با تغیر و تبدیل نام وعنوان این خلقت خود برای جهان خبر سازی میکنند ودر عقب آن اهداف اشغالگرانه شانرا پیش می برند. البته که ماحصل جریان حرکت شان آتش جنگ ، جریان خون ،ودنیای ویران شده وبرباد شده انسان و زندگی انسان است.

 

درحال حاضرپدیده تروریزم با دو عنوان القاعده و داعش معرفی میشوند.نام وعنوانی که گویا خلقت و چهره مادری این پدیده رامی پوشاند. رهبر القاعده کی بود؟ بعد از افشا شدن اسناد معتبر چه از طریق شبکه‌های استخباراتی یا از زبان کارمندان این شبکه‌ها که از ادارات شان بریدند وبه کشور های دیگر پناه گزین شدند و چه از طریق اعترافات آدم‌های با صلاحیت ومقامدار این دولت های ستمگردیگر سؤالی باقی نمیماند. رهبر القاعده کی بود؟حالا زایش دیگر «داعش» عنوان دیگر ومحتوای تکرار سیاست‌های افزاری ستمگران جهان در راس ایالت متحده امریکاست که رهبر آن نیز به زودی افشا گردید که در کجا تربیت شده و همین اکنون از جانب کدام دولت ها تجهیز وتمویل می‌شود وبرای پیش برد اهداف اشغالگری از کجا سر میکشد. فقط تعمق در برابر یک پرسش دیگر که وقتی داعش در عراق وسوریه گویا به اساس ایجاد حکومتی زیر نام دولت عراق و شام قلمروی را مدنظر داشت،وقتی که دهلیزی به طرف آسیا مرکزی کشیده شده شامل کدام هدف این خلقت است؟ .

سمت وسوی قدم‌های این نوزاد دنیای ستمگری از همان روز اول معلوم بود از همینروست که خبرگذاریهای دنیای غرب اول به بزرگ سازی این خلقت خودشان پرداختند وبعد خود شان را گویا در برابر آن تعریف کردند بعد ادامه مقابله با این پدیده را زمان بندی کردند چنانچه ریس جمهور ایالت متحده آمریکا بطور رسمی

 

از کنگره کشورش خواست که مجوز عملیات سه ساله بر ضد گروه داعش را صادر کنند. این زمان سازی و فرصت سازی برای آن بود و است که قدم‌های وحشت و دهشت داعش را بسوی اهداف خود شان رهنمائی و رهبری نمایند.

حالا این قدم‌ها در سر زمین ما به عنوان دهلیز عبور به آنطرف دریای آمو رسیده است ومهره های دست آموز این سیاست گذاریها درست در جهت همکاری به این سیاست ها تمام مولفه های سیاسی را دست خوش اهداف غرب در راس ایالت متحده امریکا نموده اند

 

از اینجاست درمورد وضع نا بسامان که تمام عرصه ها را در کشور احاطه میکند به تکرار نتیجه میگیریم که پروسه انتخابات و پیامدهای بعد از انتخابات، نا توانی برای حکومت سازی، حفظ فساد ونمایشات آن، ادامه جنگ وآشوب در کشور، جریانات مذاکره باگروه های جنگی و خبر سازی های آن، انفجارو انتحار ، قتل وکشتار، رکلام های دین ستیزی و دین بازی، ملا بازی وملا نوازی نواختن دهل جهاد کوهی شدن وجنگلی شدن و در نهایت اینکه صلح نیاز این سیاست‌ها است و یا نیست صلح تأمین شود و یا نشود همه اجزای مهندسی شده سیاست های کلان ومسلط در اوضاع کنونی کشور ومنطقه ماست.

م ی هادی