گردان های مبارزه متحول ویا متغیرشده است؟

 

خواست های دگرگون سازی وضعیت در شرایط متفاوت ومختلف هنوز در مسیر زمان راه می پیماید. انسان به مثابه نیروی محرک با جستجوی دریافت راه های عقلانی هر زمان تلاش کرده تا گردان دگر سازی شرایط را راهنمائی و رهبری نماید.

نگاه به گذشته تاریخی مبارزه برای دگر سازی، تقابل و تضاد منافع دیدگاه‌ها ، شروع از آگاهی‌بخشی برای مردم تارویکرد های برناموی که از شعار به عمل تحقق یافته این مساله را روشن میسازد.

گواهینامه تاریخی بازگوئی میکند که تلاش و تقلا برای بیرون رفت از شرایط مسلط به سرنوشت مردم وسر زمین مردم که در چنبره سیاست‌های توسعه طلبانه وطماع قدرت‌های ستمگر جهانی گیر افتاده با حفظ گماشتگان وعُمال نفوذی آنها که هویت روشن دارند بدان سلسله دست خوش بازی های خوش باورانه و در بسا موارد نا بخردانه شماری از رهبران سیاسی کشور شده است. عاقبت ایجاد سد مقاوم متعهد به نظریه داد خواهانه ومترقی از یک طرف باور ها واندیشه های تخیلی ، متحجر، افراطی را از منبر دین باوری به اذهان عامه مسلط ساخته و از طرف دیگر قدم عناصر سست پیمان رابه شدت لرزانده وآنها فرصت طلبانه ازهر دروازه وکلکین سر میکشند تا آنجا که در مجموعه داد خواهان وترقی خواهان نیز با دستان خود ما به روی خود ما سیلی میزنند.

 

برای ایجاد وسایل توانمند وتاثیر گذار، جاذب وانگیزه ساز که در حقیقت در فعل هستی دارد روی روش‌های که به عنوان شمولیت در کار زار مبارزه سیاسی مطرح است باید مکث نمود وبه دقت رسانید که هنجار های مبارزه سیاسی به بنیاد چه اندوختهِ باوری و اندیشه‌ ای هویت سیاسی نیرو های شامل مبارزه سیاسی را مشخص میسازد. در شرایط امروز قلمرو دادخواهی در مرز های کوچک قومی ، زبانی ، سمتی و سکتاریستی محدود شده و بنا به چنین علایق ، تعقل و جهالت، قلم وتفنگ، سرمایه و فقر، در آبشخور نظام سود وسرمایه وستم همردیف شده حقیقت دادخواهانه خفقان گردیده است.

 

با این حال واحوال شاهد این مساله نیز استیم که جمع آمد های با ظواهر دادخواهانه در نتیجه یک‌دنده گی های خود خواهانه با کج رو ترین نیرو های تجرید شده از جمع دادخواهان وتجرید شده ازجمع مردم در حال ذوب شدن استند.

 

پس منظر واقعیت‌ها این که، توانمندی نیروی های دادخواه در حالی که نه انگیزه جاذب را در جنب نیروی های پراگنده ونه در انسجام وکشانیدن نسل نو خلق نموده در نهایت از نظر کمیت وکیفیت باعث ضایعات شده است.

 

به سلسله این نارسائی ها بنا به نبود یک حلقه محور ژاژ خواهی ازفرمانروا وفرمانبر نظام وسیستم موجود به ذهنیت نیرو های ضد ستم چیره شده ، که آن عنصر شر قدیم در ناجور آمدی تقسیم غنایم گویا که دادخواه شده است.

در این روز ها شور هلهله انتخابات همه نظر ها ورفتار ها را بخود معطوف ساخته است. احزابی به درستی نامزد های شانرا از نام احزاب شان معرفی میکنند که بحث جدا گانه است. اما شماری از افراد با ظاهر دادخواه و با شعار مستقل که پایش دریک سازمان سرشان در قطار قوماندان سالاری تنظیمی شور میخورد در فکر آن استند تا از روزنه ای در ارکان گویا انتخابی نظام راه پیدا کنند . آنان پیش از سکانداران اصلی نظام فریاد های انتخاباتی سر میدهند و در ظاهر امر میخواهند بروند تا نظام را توسط خود نظام تغیر بدهند . این در حالیست که نظام ودولت مزدوردر خدمت سیاست‌های اشغالگران در راس دولت ایالت متحده آمریکا قرار داشته که صلح وجنگ در این سر زمین را به اساس اهداف فرمانرویان اشغالگر دنبال میکند. کدام عقل میتواند باور کند که قدرتمند ترین کشورهای نظامی و اقتصادی جهان نزدیک به دو دهه در برابر چند تا تفنگدار که نه امکان ساخت وساز افزار جنگی را دارد و نه توانائی دریافت وخرید آنرا مگر همین قدرت‌های جهان را که میدان زمینی جنگ برایشان کوچکی میکند ورفته اند در فضا زور آزمائی نمایند این طالب بی همه چیزو بی عقل آنانرا به زانو در آورد تا به مذاکره ومفاهمه وجور آمد تمکین کنند .این بازی‌های مضحک واین صحنه سازیهای مسخره که دنباله آن داستان موجودیت بیست گروه جنگی ولی بی نام را از غلام شماره یک تا همه سرخم های غلامی نشخوار میکنند همه افسانه‌های دروغ یک سناریو است که ممثلین و نقش گزاران آن در همین هندسه دولت دست وپا میزنند.

 

آنچه در این پیش نظر آمده سخن نو نیست هزاران مقاله ویادداشت،فلم وفوتو در این خصوص از خامه وامکان صد های نویسنده و مفسربه آگاهی رسیده که اگر از یک طرف استناد و انعکاس آن در جنبه روشنگری قابل قدر و با‌ارزش است. از طرف دیگردر پی آمد این اصالت روشنگری مسئولیت عملی نیروی های مترقی و دادخواه روشن میگردد که در عرصه عمل باید برای چه باید کرد ؟ طرح عملی را به منصه اجرا بگذارد.

 

همه میدانیم که با کدام امکان ووسایل میتوان در کار زار مبارزات سیاسی برای تحقق اهداف آرمانی موفق بود آیا با آن امکان ووسایل مجهز استیم؟ برای رسیدن به هدف، خوش روئی ها واه واه در پایان مقاله ها و نوشته‌ها راه به جائی نمیبرد.برای شناخت ستم ونظام های ستمگر و سیاست وتاکتیک های آن‌ها نیاز به باز شناختی نداریم. تعریف ستم تغیر نکرده است . سؤال اصلی این است که نیرو های دادخواه ومترقی هجوم ستمگری را چگونه دفع ورفع مینمایند؟ رفیق جان ! شما که راهی پارلمان هستید در آن محور زور آزمائی زر اندوزان کدام قانون حق طلبانه را مطرح وبه تصویب خواهید رسانید که در آن خط دادخواهانه ومترقی روشن باشد؟ افرادی که راه رسیدن شان به آن محور زور آزمائی دیزائین شده صندوق رأی شان از محلاتی می‌آید که تا هنوز خودت شب وحتا در مواردی روز را در آنجا سپری کرده نمیتوانید سوای آنکه به زور مندان محل خوش خند و به امر و نهی شان با تمکین باشید. از مضحکه انتخابات که بگذریم افراد نامدار نظام دیموکراتیک خلق افغانستان که با رتب بلند بالا یاد می‌شوند و اکنون در مقامات عالی دولتی لمیده اند اول اینکه به اساس کدام علایق در آنجا جا خوش کرده‌اند و بعد آنان از خودبپرسند و ما به خود سؤال بدهیم که دو فیصد کار مؤثر دست آورد آنان که با اهداف و آرمانهای ترقیخواهی و دادخواهی همخوانی داشته باشد چیست؟ با صد یقین ، هیچ ونتیجه همان صفر است.

دیگران هم که چنین میخواهند بفرمائید دروازه محل پرورش کیش شخصیت با شرایط سازش و تسلیم پزیری باز است.

 

اینهمه نادرست؛ پس چه میخواهیم؟ توانمند شدن به اساس خود شناختی نیروی های خودی ورفتن به جانب آنان بدون هیچ نوع خود محوری جاطلبانه، که دهلیزآن پابندی به اصول مبارزات دادخواهانه، صداقت در تعهدات آرمانی، واقعبینی اصولمندانه به سر گذشت حزبی و سیاسی داشتن جرأت اخلاقی به باز گوئی اشتباهات حصول این هدف را مشخص میکند. نهضت واحد زحمت کشان افغانستان با صداقت و شرافت کامل در این راه بار بار قدم گذشته ومذاکرات ومفاهمات بسیار شفاف وواضح را به اساس همین بینش وطرز دید با سازمانهای مورد نظر حلقات رفیق وشخصیت های رفیق در چندین مرحله به پیش برده است درنتیجه در هر زمان ومکان همان عده افرادی که جرأت اخلاق ندارند تااشتباهات شانرا جبران نمایند چند تا را به اساس علایق شخص و امراض ساری محلی تطمع نموده واین پروسه را سبوتاژ نموده اند. حقیقت مسلم این است که روح وروان وحدت طلبانه در نتیجه این تلاش‌ها آنقدر قوتمند شد که این خواست ، رفقا را بیرون از سازمانها وخارج از حدود طرح های انفرادی به ساختار حلقات وگروپ های وحدتخواهی ترغیب وواداشت. اکنون نیز این صدا را با همان شفافیت وصداقت گذشته بلند میکنیم که راه رسیدن به اهداف آرمانی ما وحدت نیرو های هم اندیش است و مانند گذشته نیرو های مورد نظر چنین وحدت همانا بخش بزرگ رفقا در «حزب مردم» رفقای کمیته فعالین ح د خ ا، بخش رفقای ح م ا جمع آمد رفقای وحدتخواه در اروپا شخصیت‌های شناخته شده رفیق که بنا به عدم تمایل افراد پنهان شده در سازمان بزرگ دیروز با سازمانهای مورد نظر وحدت قطع علایق نموده اند شمارشی اند که جدی ترین ملاحظه شان برای وحدت از مرز انتخاب نام سازمان بیشتر نخواهد بود. نویسنده و رفقای هم اندیش بی هیچ شک وتردید به این باورند که در میان این جمع برای انتخاب رهبری سازمان هیچ نوع اختلاف نظر وجود نخواهد داشت. حالا اگر واقعی میخواهم در میدان سیاست وکار زار مبارزه مؤثر با موفقیت گام بگذاریم بیائید این صدا را هم آهنگ ومشترک بسازیم...

 

م ی هادی