نگاهی پیرامون برنامه موسیقی «ستاره افغان»

 

مطرب نوازیهای احساس آفرین مشتی به دهن دوزخیان دین فروش

 

 

سخن ازخوش نوازیهای شگفتن غنچه های سازو آواز است. آوای که با خون رگهای احساس یعنی نظم سخن، پیام وپیغام عاطفه ، مهرو دوستیِ پیوند های زندگی را ارمغان میدهد. سخن از روزنه الهام بخش گشود پنجره هایست که هر از گاهی برای ارضای عقده‌های کساد بازار دوکانداران دین، در تیر کـَـش تفکر متحجرو شادی کــُش آنان قرار میگیرد. همان آدمهای غمباده نشین و جبین فرآمده که میخواهند انسانیت در چنگال شیطنت شان اسیر باشد.

بهترین هدیه‌ ای متجلی انسان عقل است.عقلانیت تحفه گرانبهایست که رشته خود اختیاری انسان را با تمام پدیده های حیات گره میزند. وقتی بخود ما بر گردیم و فکر کنیم از نخستین روز های که پا به عرصه حیات گذاشتیم چه را بیاد داریم؟ آنگاه که صفحه عقل ما بیخی سفید بود، این کاتب زمان وزمانه است که بر آن مینویسد. بی گمان که سلسله عقلانیت، پروردگاریست. روایت های منسوخ و ناسخ خود گواهی ومصداق این مراتب است. معقولیت ومقبولیت عقل، تولید خلاقیت توانائی های انسانیست. زیبا ترین این خلاقیت توانائی سعادت جوئی برای انسان است. تمام باور های دینی میگوید که شما در تصاریف روزگار نا امید نشوید و روزنه های سعادت را همیشه جستجو کنید.

 

با چنین مقبولیت از تلویزیون طلوع دریچه مطرب نوازیهای عشق وطرب های احساس آفرین برنامه «ستاره افغان» را بروی افکار ابلیسی تاجران دین میگشایم. جائی که بوی شگوفه مهر به مشام میرسد ، زمزمه احساس شنیده میشودو صدای همدلی دلنواز است.

 

کاروان دوازده ساله این برنامه (ستاره افغان) در طلوع نوروز ودر فصل تازه گی به سال نو راهش را باز کردو یکسال سفر دیگرش را تمام نمود. دست اندر کاران این برنامه برای پیدا کردن استعداد های موسیقی پالیدند وپیمودند و گذرگاه های فرهنگی را در محیط ومحلات دیار ما گشتند وگذشتند و نگاره فرهنگ‌های منحصر به محیط جغرافیای کشوری را از پس صدا ها ونوا های موسیقی به تماشاه گذاشتند. هلهله و تکاپوی آن این حقیقت را به بازگوئی گرفت که فضای صلح وآرامش چقدر زیباست ، امن وامان زندگییست که آرزو ها، امید ها وخواست ها ی خوب انسانی را به ببار مینشاند. ساز وسرود گویش ها ی احساسی و رفتار های عاطفی، بر خورد های حق شناسانه، پیش آمد های احترام آمیز وشفقت افزا، همدلی ها وهم پزیری ها را با زیبائی در آئینه ای تمام نمای محفل نیشینان فرحت آور بخوبی به مشاهده گذاشت.

بدا بحال دوزخ نیشینان دین فروش که این همه داده‌ها از دریچه چنگ وچغانه راحرام میخوانند. تبارز احترام به پدر در وجود یک فرزند برای شان حرام است .نزاکت ها و آراستگی ناب فرهنگی یک دختر و جوهر ساده گی های زیبنده او را حرام میخوانند. بیان درد های تن سوزانسان سر زمین من را با ناله های موسیقی که حق خواهان را به تحرک فرا میخواند حرام میدانند.

نای نوای این کاروان بسیار پر سرو صداست در اینجا یک کمی کرکتر های خوش سرائی و خوش نوائی این سرودگاه را مختصر در نظر مجسم میسازیم.

با توجه به همدلی داوران، پزیرفتن قضاوت های همدیگر ورفتار دور از همه انواع تعصب که حتی در مورد گویش های زبانی هرگز اتفاق نیفتاد کسی از آن میان بگوئید چرا زبانش را هنر جو نمیداند. بلی بسیار شرافتمندانه با درک این مساله داوران صداقت شانرا درهمزبانی با هنر جو محک زدند. مگر در این باب آیا هنر کدام خصایل انسانی و شریفانه این شادی آفرینان را دزدیده ؟ که در دید دوزخیان دین فروش ملامت باشند وبا نام شیطانی خود آنانرا تعریف کنند

 

وقتی با دیدار و شنیدن آواز پدر اشک شادی در چشمان فرزند جاری می‌شود مگر تبارز این احترام وحقدار بودن شیطانی است؟

و اما هنرجوی رأی آورده برای مقام اول همو جمال مبارز که در معنای نام ومفهوم پسوند نام خود بسیار زیبا درخشید کسیست که ابطال مضحکه پندار های چندین دهه را رقم زد. ورد های زبانی در مورد حرفه ها و پیشه ها را که گویا این پیشه ویا آن حرفه زحمتکشی را خوش نام نمیدانستند در باطله دانی روزگار انداخت و ثابت کرد که عرصه های کار و زحمتکشی هرگز بد نام نیستند این آدم‌های هرزه اند که این عرصه ها را بدنام میسازند. بیائید اینجا یک مقایسه را مطرح کنیم. شما رفتار ،گفتار و حرکات همین ریس جمهور گماشته شده اشرف غنی احمد زی را موازی با تمکین های هنر جوئی «جمال مبارز» مقایسه نمائید من یقین دارم که هر یک در حضور وجدان خواهند گفت: آنطرف یک آدم دلقک به صفت ریس جمهور و این طرف یک جوان فریاد ساز درد های مردم به صفت هنر جو صد ها بارسخن، حرکت ورفتار وزنین تر نسبت به ریس جمهور؟ دارد . این مقایسه را با اشغالگران ستیژ های وعظ و منبرها ی تیکه شده دینداران متظاهر تکرار کنیم. در خیل این فریبکاران یک شخص هم وجود ندارد که بنام خدا از سرمایه باد آورده وخیراتی خود دست یتیم وصغیر و نیازمندی را گرفته باشد. هیچ نمونه‌ای وجود ندارد. در مقابل دها هنرمند عرصه موسیقی در امکان محدود شان به این امر انسانی برای خود مسئولیت ایجاد نموده وبی آلایش و بی مدعا به خانه‌ نشین های نیازمند دست کمک ومساعدت میدهند که این سخاوت وتوانمندی مستدام باد .

حالا حرام چیست؟ و حرام خور کیست؟ وستاره شیطان کیست؟ شما خود قضاوت کنید. دل من میگوید که مطرب نوازیهای عشق وطرب های احساس آفرین پر جوش وخروش باد

 

م ی هادی