تقلای جیره خواران نظام های سود وسرمایه برای توجیه وضعیت کشورعذر بدتر از گناه
تقلای جیره خواران نظام های سود وسرمایه برای توجیه وضعیت کشورعذر بدتر از گناه
هرسال درشهر تنظیمی جهادیان روز بازار متاع لاف است. در این روز فراوان هرزه گویی ها عرضه میشود. روز بازار دروغ های ناب ، فریبهای ابلیسی ، فتنه های شیطانی است. فروشندگان نیرنگ باز این بازاربا حقه بازی به چشم مردم خاک میزنند که عرضه جعل شانرا مردم ندانند و به اصلیت آن پی نبرند.
این بازاریان مکار خروج نیرو های نظامی اتحاد شوروی را در زیر بیرق ایالت متحده آمریکا با بسیار بی شرمی پیروزی خود تعریف میکنند. آنان با چنین دروغ بزرگ گویا میخواهند به شکلی جنایات خود شانرا پرده پوشی نمایند وبه نحوه برای حامیان شان، خود فروشانه در این سر زمین جای پای بسازند و لذا داستان سرائی میکنند که بعد از خروج نیرو های نظامی اتحاد شوروی از افغانستان حامیان غربی و امریکائی آنان افغانستان را به حال خودش رها کردند. آنان با ژست دلسوزانه ای میگویند که تنها گذاشتن مردم افغانستان منجر به آن شد اوضاع کشورخراب ومصیبت فراوان دامنگیر مردم کشورشود. این نظر پردازی اغوا گرانه، ساز و برگ تبلیغاتی از مهندسی کلان در سیاست گذاریهای غرب و امریکاست که از طریق جیره خواران خود به ذهن مردم میدهند، که گویا غرب و آمریکا ناجی و حامی مردم افغانستان بودند و استند. واقعیت این است که غرب و در راس ایالت متحده آمریکا هیچوقت و هیچگاه علاقه شانرا از افغانستان کم نکردند. آنان سیستماتیک مرحله به مرحله اهداف شانرا در این گذرگاه و از معبر افغانستان بسوی یگانه رقیب قدرتمند شان اتحاد شوروی و بعد هم روسیه فدراتیف دنبال کردند.با شکست نظام اتحاد شوروی وجدا شدن کشور های متحد از این اتحاد، آمریکا وغرب با استفاده از افزار ووسایل کاربردی ( پرورده های تنظیمی، پرورش یافته های غربی) که در اختیار داشتند برای دنبال کردن اهداف شان اوضاع سیاسی و نظامی افغانستان را در محتوای سیاست های خود شان شکل دادند. در این مرحله زمینههای دشمنی و جنگ های میان تنظیمی از قبل طراحی شده که در گروه شبکههای مختلف استخبارتی قرار داشتند، برای تصاحب قدرت دولتی به صحنه عمل آوردند. همان بود که جهاد گران تنظیمی بخاطر دسترسی به غنیمیت بخشی ولی نعمت شان که هر کی زور، تاج وتخت از آن او باشد در گروه بندی های جدید به زور گویی و جنگ پرداختند ، برای غصب تاج وتخت، شهر پایتخت را ویران و خون هفتاد هزار انسان بیگناه شهر نشین آنرا ریختند و به حیات و زندگی شان پایان دادند . در آن زمان غرب و ایالت متحده درست درراس قومانده این اشرار به طرح ریزی وعملی سازی پلان های بعدی کار میکردند. در حمایت آنان بود که یک گروه بندی( تنظیمی موتلفین) راغالب ساختند وگروه دیگر( تنظیمی موتلفین) را به ریزرف گرفتند.
در همین زمان مثلث جاسوسی «پاکستان عر بستان امریکا» به مرحله دیگرطرح اسلام آباد به سردمداری واشنگتن که «کابل( افغانستان) باید مرحله به مر حله سوختانده شود» وارد شدند .در نتیجه به ساز وبرگ تولید گروه طالبان پرداختند، و در یک حرکت معجزه آسا این گروه را با داشتن رهبربی حضورفاتح کابل ساختند و بربریت قرن بیست ویک را در چهره آنان به نمایش گذاشتند. این گروه بیرق سفید، با ادعای امارت اسلامی با تمام جهان جنگ اعلان ناشده را آغاز کردند وبا هر پدیده مدرن ، با علم وبا تکنالوژی سر دشمنی گرفتند. این دشمنی باید زمینه کشاندن مستقیم پای خالق این گرو ها را به میدان سیاست افغانستان بصورت علنی وارد میکرد و لذا گروه تروریستی القاعده را به مهمانی طالبان بردند و حادثه حمله به برج های تجارت جهانی را در وجود القاعده خلق کردند. این زمانیست که گروههای جیره خوارامپریالیزم دیگر از توجه حامیان خود شان سخن میگویند ومیگویند که جهان یک بار دیگر متوجه افغانستان شد و به اشتباه خود پی بردند که نباید افغانستان را تنها میگذاشتند.
وقتی این گروههای تنظیمی ادعا دارند که شوروی را از هم پاشیدند. جمهوریت ها را آزاد ساختند و تمام وقایع جهان پس ازآن نتیجه زور و قدرت آنهاست پس از کدام تنها ماندن شکایت دارند؟ با اینهمه زور و قدرت که داشتند چرا به غرب و آمریکا نیازمند باشند؟ در حالی که این بیان خود بخود اعتراف به حقیقت ایجاد وظهور این گروههای تنظیمی توسط غرب و آمریکا وبیگانه است ،مردم هم آنان را بنام تنظیم های ساخت پاکستان وایران میشناسند. حالا به گفته سخنگویان این جیره خواران بعد از آن که آمریکا و غرب متوجه اشتباه شان شدند که نباید افغانستان را تنها میگذاشتند ، به فرمان خود آمدند، پایدند و ماندن را با دولت و حکومت ساخت خودشان رسمی ساختند از آغازاشغال افغانستان توسط امریکا تا حال کشور و مردم کشور چه نصیب شدهاند ؟ به روشنی تمام که پیامد تجاوز ایالت متحده آمریکا و متحدین آن در نخست قدم همین دولت دست نشانده دزدان، قاتلان، تروریستان وفساد پیشه گان دهه های جنگ وویرانی میباشد که عرصه های مختلف حیا ت و زندگی انسانی مردم را به فاجعه کشانیده است. سلب شدن حق آزادی و امنیت فردی، پایمال سازی کرامت انسانی، تجاوز ناموسی و تجاوزبه نوامیس ملی، دزدی ، رهگیری، چور وچپاول دارائی های مردم ودارائی های ملی کشور، زور گویی و خودسری افراد قدرتمند، تجاوز به اطفال و کودکان، اختطاف، قاچاق مواد مخدر و قاچاق انسان، خرید فروش زنان وحتی تبادله آنان با حیوانات، نقض حقوق زن تا سرحد حلال کردن وشکنجه های کشنده روانی، نا امنی عمومی، جنگ سیستماتیک و حتی پیشبینی میکنند که این جنگ تا پنجاه سال آینده ادامه خواهد داشت،ترور انفجار، انتحار، قتل های زنجیره ای و دسته جمعی، فساد اداری، فساد های اخلاقی، ترویج فرهنگ بیگانه حتی تحمیل طعم غذائی، ویرانی تمام زیر ساخت های اقتصادی ، تضعیف قدرت دفاعی کشوربا تعطیل کارکنان نظامی و دست برد به تجهیزات ووسایل نظامی که طی سالها اکمال شده بود، دست برد به ثروتهای زیر زمینی کشورو قاچاق آن، ایجاد اختلافات وافتراقات قومی ، زبانی ، سمتی ، مذهبی ، تعصبات نژادی، جنسیتی، تعصبات سیاسی، نابودی آداب ومعاشرت های ناب کشوری،کشتن عاطفه انسانی ، از بین بردن احترام و احساس شفقت، از هم پاشی عواطف خانوادگی،آواره گی و بهخصوص فراری ساختن قشر جوان کشور که سرمایه کشور اند، حق تلفی ، زمین چوری، رشوه ستانی ، زور گیری و در نهایت دیکتات سیاست ورهبری دولت وحکومت به امر نهی سیاستمداران امریکائی و غربی وبا ده ها دادههای نامیمون دیگر بی گمان که نه روزپیروزی بلکه روز رو سیاهی جهاد گران تنظیمی افشای حقیقت حامیان منطقوی و جهانی آنهاست.
وقتی ما جهان را دهکده کوچک میخوانیم به مفهوم همه ارتباطات جهانی است. مشروعیت این ارتباطات در منافع متقابل نهفته است.به اساس این نظرباید نفع وضرر روابط را محاسبه نمود. برای دریافت حقیقت این آسانترین شیوه است. به این معنا که دولت وحکومت دوست با اتحاد شوروی چه دست آورد های در حیات سیاسی اجتماعی اقتصادی و کشور داشته، و با حفظ اینکه نطفه گروههای جنگی وتخریبکار وگروه های تروریستی در تحت نظر ایالت متحده آمریکا و ساحه تحت نفوذ دولت آن تولید گردید نتیجه روابط با ایالت متحده آمریکا به صورت مشخص در حدود پانزده سال تجاوز آن در افغانستان چیست؟ در این محاسبه ومقایسه حتی اگر مسایل از عقب پرده جنگ ورنداز میگردد عوامل را هم باید بر شمرد که چه گروهی در برابر چه خواستی تفنگ بردوش داشتند. شعار ها در عمل چه را به اثبات رسانید؟
دولت ها در قبال تأمین مردم در همه عرصه های زندگی و حیات مسئولیت دارند دوستی دولت جمهوری دیمکراتیک افغانستان با اتحاد شوروی درست به اساس همین مسئولیت استوار بود.
این فرض را درتامینات عرصه های مختلف جامعه در زمان حکومت جمهوری دیموکراتیک افغانستان بخوبی میتوان دید.
در این بحث از ارائه ارقام درج اسناد گزارشها و کتب میگذرم اما بطور موجَز باید گفته شود تهیه ما احتیاج اولیه مردم بطور رایگان، فرستادن به دانشگاههای داخل و خارج کشورجهت فراگیری علوم ، ایجاد مؤسسات وادارات صحی و طبی، ایجاد پرورشگاه ها، شیر خوار گاه ها، کودکستانها مکاتیب تعلیمی و تحصیلی، ایجاد سر پناه و توزیع آن برای مستحقین با قبول سبسایدی دولت که این امر شامل ایجاد مغازه های امدادی و کوپراتیفی نیز میشد،این تدبیر در موسسات نظامی دولت هم وجود داشت که کارکنان نظامی از سر باز تا افسر مستفید میشدند. ایجاد کار خانهها و تصدی های ترانسپورتی، ساخت وسازکالا های مورد نیاز، سهولت های ترانسپورت شهری و توسعه روز افزون آن، استحکام قدرتمند قواه مسلح منظم با وسایل و تجهیزات لازم و نیروی متخصص فدا کار با احساس میهن دوستی که در سطح منطقه مطرح بود، در زمره خدماتی اجتماعی و مردمی شغل آفرین نیز بودند، رسیدگی به امور معیشتی کارکنان دولت با تنظیم اضافه کاری حق اعاشه ( ماکولات) حقوق وامتیاز رخصتی های با مزد، برای تطبیق قانون وجلوگیری از فساد اداری وفراهم سازی سهولت های اجراات کاری برای مردم که همه بیانگر حکومت داری خوب بود. ترویج حس مردم خواهی، میهن دوستی، محبت وعواطف خانوادگی، احترام وشفقت، ضدیت با تعصبات دینی، مذهبی، نژادی قومی، زبانی، محلی، جنسیتی که در همه سطوح دولت و حکومت همه اقشار، گروهها اتنیک ها خود را میدیدند و ضدیت با مادیات پرستی اصل اخلاقی نظام بود. بر خورد مسئولانه با ثروتهای ملی آثار وداشته فرهنگی کشور به مثابه هویت تاریخی کشور را دولت وظیفه وجیبه خود میدانست و از آن حفاظت مینمود که مانند آفتاب روشن است. با وجود روابط نزدیک دوستی با اتحاد شوروی هیچ گاه زبان
نان آور مردم زبان روسی نبود ونشد هیچ مدل فرهنگی روسی جا گزین فرهنگ پسندیده مردم نگردید.با چنین مقایسه حال و احوال ازگذشته و حال تقلای جیره خواران نظام های سود وسرمایه برای توجیه وضعیت کشورعذر بدتر از گناه است ...
م ی هادی