آیا نوزاد صلح بی عیب و علت خواهد بود؟
آیا نوزاد صلح بی عیب خواهد بود؟
در هر سرزمین جنگ زده، مردم صلح را نفسهاو لحظه های زندگانی شان میدانند. بی گمان که برای آرامش حیات و لذت از داشته های زندگی و حتی در احاطه مرگ، در همان لحظه پدرود حیات به پاس آخرین ادای احترام به انسان، نیازمند صلح استیم. ما مردم عذاب کشیده از جنگ درسرزمین بلا دیده ما که سالهاست از این آفت فریاد میزنیم تشنه کام ترین انسانهای جغرافیای جنگ زده برای صلح واقعی ودایمی استیم ولذا با کوچکترین ارمغان صلح، در دلهای ما امید های فراوان میشگفد. آهنگ روح نواز صلح، خواستنی های بسیار آرامبخش را در فکر و ذهن ما می آراید تا برای عزیزان سر زمین مان سرنوشت بسیار مقبول انسانی را در خیالات خود بپرورانیم. با این حال مردم با شنیدن زمزمه های صلح گوش به آواز و چشم براه پیام صلح بودند واستند که از دریچه ای منتهی به نا کجا، کسی از تبار جنگ آوران بنام گلبدین حکمتیار در حالی که تمام چهرههای مطرح سیاستهای جاری کشور ویا جماعتی بنام دولت و حکومت در پای پند و پیام اوبه زانو در آمده بودند از صلح سخن گفت. فضای جماعت به زانو درآمده چنان دیدنی بود که گویی ظهورمهدی آخر زمان است. اما نه، او گلبدین حکمتیار بود که به ظاهر از مخفیگاه قوماندانی جنگ ویا پناه گاه محرم سخن وتصویرویدویوئی اش را باز تاب میداد. این صحنه سازیهای کور خوانده به این معنی که گویا او دور از دید زره بینی صد ها شبکه استخباراتی کشورهای بزرگ وقدرتمند دنیا خلاق وهوشمندتر از تمام فر آورده های تخنیک تکنالوژی وعلم استخباراتی است، وبرای این چشم انداز های پیشرفته اجینه نا پیداست. حرکت چشمان او برای خط خوانی صفحه دیجتال هم یک حکمت فرا طبیعت است، واین دستگاه ثبت وضبط به حکمت اودر کار خانه آسمانی تولید شده که هیچ نشان وعلامه رهیاب در آن وجود ندارد. خلاصه اینکه او قدرت مافوق تمام این قدرتهای بزرگ دنیاست که پیدا وپنهانش را کسی نمیداند. خوب حالا بفرض چنین است پس لازم میافتد به این مهم بسیار دقیق شویم که او چه سخنانی گفت
گلبدین حکمتیار در حالی از صلح سخن گفت که تاریخ آغاز جنگ را سالهای سیزده پنجاه ودو خورشیدی با کودتای محمد داود اعلام داشت. این در حالیست که جماعت دولتی به زانودرآمده در شنوائی سخنان او، محمد داود را شخصیت ملی مردمی ومیهن دوست میدانند ووابستگان او را با امتیاز های مادی و معنوی میپرورانند ومقبر خود او رابا تزئین بسیاربه نظاره ساخته اند.
پیام آور صلح که از پناه گاه جنگی سخن ارسال کرده بود به تنهای ممثل دولت وحاکمیت شد و 5 ملیون آواره خود کرده جنگ را فرا خواند و به آنان اعتماد صادر کرد که دولت مکلفیت تأمین زندگی آنان را دارد. این گفته از یکطرف به معنای اینست که امر نهی در حاکمیت به زانو درآمده، ازآن او خواهد بود و از جانبی دیگر جلوه بزرگ نمائی که گویا همه انتظار بازگشت او را دارند، نه آنکه در تنگنای زندگی از آفت وآشوب جنگ سالاری او وهم تباران او فرار کرده اند .
گلبدین حکمتیار در پیام صلح خود گفت «تا وقتی که کسی تفنگ بیگانه بر شانه و مرمی بیگانه در شاجور داشته باشد فیصله جنگ وصلح او بدست بیگانه است» این در حالیست که از گاه زمانی.
بیشترین کمک های تسلیحاتی را درجنگ تحمیلی بالای مردم افغانستان ،اواز منابع حامی خارجی بدست میاورد واکنون نیز با اتکا به تکیه گاه آنچنانی در پیام خود میگوید برای بالا شدن به کوه به اجازه کسی محتاج نخواهد بود
ناب ترین سخن سرشتی گلبدین حکمتیار در این بیان اوست که گفت « سخن آنانی که یک روز در سنگر نبودهاند هرگز قبول شدنی نیست» واین یک روز در سنگر نبوده ها 90 فیصد مردم داغدیده جنگ استند که هیچ نوع دادخواهی شان برای یک آغاز گر جنگ و پیام آور صلح قابل قبول نیست.
و باصد اینگونه تضاد وتناقض میان دو طرف قرار داد، آیا این نوزاد صلح بی عیب خواهد بود؟
و اما گونه دیگر این خوشروئی قرار داد صلح طلبانه در پس منظر خوشبینی های داخلی، پیشروی بسوی اهداف سیاستهای کلان را به حدس و گمان می سپارد. از آنجا که افغانستان در موقف وموقعیت دست بازی اهداف سیاست گذاریهای منطقوی و جهانی قرار گرفته واین اهداف در جنوب و جنوب غرب شما ل و شمالشرق کشور دارای امکان دهلیز های گذار بخاطر جبران شکست منافع غرب در شرق میانه چه از حیث فاصله وزمان وچه از نظر استعداد افزاری مؤثر بوده، میتواند معبر تهدید برای انتقام از حریف غالب در شرق میانه بکار گرفته شود. واین وقتی میسر است که گروههای اجتهادی در محور سیاستهای کشور قرار بگیرند .
واگر سوگمندانه چنین باشد نوزاد صلح وقتی بزرگ گرددبی گمان پدر جنگ خواهد شد...
م ی هادی