اراده مردم اجتماع ستم سالاران را تضعیف ساخت
اراده مردم اجتماع ستم سالاران را تضعیف ساخت
نتیجه همه پرسی خروج و یا ماندن برتانیا در اتحادیه اروپا واکنش های را به سطح جهانی اما با دید ونظر متفاوت بروز داد. شخصیت های سیاسی دولت ها و حکومات غرب و خود دولتمدارن کشور برتانیا که برای ماندن برتانیا در اتحادیه اروپا دید مثبت داشتند تمام تلاش های شانرا تا سرحد ایجاد دلهره وترس در محور نا بسامانی اقتصادی کشور بکار گرفتند که مردم را در جهت ماندن این کشور در اتحادیه اروپا برای رای مثبت ترغیب نمایند. با این همه آنچه را که حامیان ماندن نه توقع داشتند ونه هم خیال آنرا میکردند که رشته دیموکراسی غربی از دست شان رها میشود ونتیجه طرح همه پرسی به مرحله ای میرسد که تدبیر هنر آفرین بازیگران مزاق دیموکراسی به چنان واقعیت میرسد که کمر قدرت سرنوشت سازان خود غرض را خم میسازد، بلی نتیجه همه پرسی درست چنین شد.
حالا اگر گفته های پیشین موافقین ومخالفین ماندن برتانیا در اتحادیه اروپا را در مقطع زمانی خودش حفظ نماییم ، از آغاز اعلان نتائیج این همه پرسی، از موضع گیریهای حامیان ماندن در اتحادیه اروپا بخوبی در می یابیم آنانی که در جامعه سرمایه داری بالای سرنوشت مردم حکم میرانند زمانی که مردم به خود شناسی میرسند وبرای سرنوشت خود دارای حق رای میشوند بدون این که ارزشی و قیمتی به رای مردم قایل شوند و به رای مردم احترام بگذارند با اظهار تاثر و با بیان تاسف وکنار رفتن ها از مسئولیت ، تلاش میکنند اسباب وزمینه های به چالش بردن رای مردم را فراهم بسازند. اینها همان هائی اند که به نام دیموکراسی به نام آزادی به نام حق شهروندی گوش فلک را کر کرده اند ، ولی حالا نمیخواهند بگویند که: مردم! ما با تصمیم شما هم راه وهم قدم میشویم وتمام امکان را به خرچ میدهیم تا آینده بهتری که شما آرزو وخواست آنرا دارید با هم یکجا در زمینه فراهم ساختن آن کار نماییم .
نتیجه همه پرسی خروج وماندن برتانیا در اتحادیه اروپا هر چند نشانه اول تغیر و تحول افکار عامه نیست ولی علامه گذاری تاریخ بسوی دگر سازی سرنوشت بشری است. این همه پرسی نشان داد که مردم سرنوشت شانرا تنها از روی شیشه تلویزیون ها نه، بلکه در نمای آئینه تفکر شان از روی واقعیت های زندگی شان تعین میکنند.
با این وجود اجتماع ستم سالاری جامعه سرمایه داری آرام نه نشسته اند. قدرتمندان خود غرض آن اکنون با عجله وشتاب کار میکنند تا این پروسه نتواند بصورت طبیعی بی پیش برود. از اینرو برای ایجاد تضعیف پروسه قانونی آن بالای دست اندر کاران سیاست جاری فشار وارد میکنند وعقده مندانه میخواهند زودتراز وقت لازم برای تکمیل پروسه خروج، فضا را مغشوش ورای مردم را تضعیف بسازند و بعد بگویند که ما گفته بودیم خروج نتیجه خوبی نخواهد داشت .
واقعیت اینست که اجتماع ستم سالاری جامعه سرمایه داری آشوب سری میکند و نمیخواهد بپزیرد که تضاد در بطن خود پدیده خلق میگردد . به همین خاطر امتیاز زندگی کردن را صاحبان این تفکر به کسانی میبخشند که برای متحول شدن با تفکر آنان همسوئی داشته باشند. بهترین نمونه موقف گیریهای حاضر این اجتماع در برابر رای مردم برای تعین سرنوشت خود شان است. برای آنان مردم تا زمانی به صفت مردم شناخته میشوند که به خواست واراده اجتماع ستم سالاری زندگی نمایند.
بعد ازرای جدا شدن برتانیا از اتحادیه اروپا در اولین نگاه می بینیم که اجتماع ستم سالاری جامعه اروپائی به مردم برتانیا ، چشم انداز مشابه چون شهروندان کشور های عضو اتحادیه اروپائی ندارد. نخست وزیر یا حاکم سر نوشت مردم برتانیا به مردم پشت میگرداند و اعلان استعفا مینماید. سران اتحادیه غضب استند ویکی پی دیگر برای سرنوشت مردم برتانیا روزگار بدی را پیش بینی میکنند وبه آن هم اکتفا نمیکنند که جهان را ازاین رویداد تاریخی تصمیم واراده مردم می ترسانند. این در حالیست که هیچ امکانی برای بهتر شدن نه به زیر آب و نه به زیر خاک میرود همه چیز در جایش است ولی کار برد این امکان را تغیر میدهند تا از منافع ستم سالاران کاسته نشود.
اراده مردم در مورد خروج برتانیا از اتحادیه، همزمان با تکانه های پروسه انتخابات جاری ایالت متحده امریکا واقعیت پرورش تضاد در بطن پدیده سیاست های جاری است. ما در پروسه انتخابات ایالت متحده امریکا شعار تامین "عدالت ، برابری" در عرصه های مختلف را از جانب کاندیدای ریاست جمهوری شنیدیم . این شعار که از جانب قشر جوان این جامعه همصدائی میشد درست نماینگر این واقعیت است که این قشر به عنوان نیروی کار به درک شیوه های بهره کشی اجتماع ستم سالاری رسیده اند. همینگونه نتیجه همه پرسی برتانیا نشان داد که مردم دارند گام بر میدارند تا دیگر افزار دست اجتماع ستم سالاری نباشند...
م ی هادی