بحثی پیرامون “ضرورت بازنگری حمایت سیاسی "چپ"از نظام موجود! “
بحثی پیرامون
“ضرورت بازنگری حمایت سیاسی "چپ"از نظام موجود! “
تحلیل و ارزیابی های خرد اندیشانه در هر زمانی تدبیرکارا به خواستهای آرمانی نیرو های فکر وعمل انسان باوررا مطرح میسازد. راه سازی و پیاده کردن این خواستها در متن خود شناسی نیرو ها و موقعیت شناسی نیرو ها روشن میشود.
پیشینه مبارزات سیاسی برای استقلال، آزادی،دادخواهی و ترقی ح د خ ا را متعهد به قاعده پذیری بنیاد های سیاست ، منطبق با منطق سیاسی در صدرفعالیت های این جنبش ونیروی چپ قرارمیدهد . با نگاه به نتائیج عملکرد سیاسی نیروی چپ و نتائیج تک روئی بازمانده های آن در حال حاضر نه تنها ضرورت خود نگری و خود خوانی حقیقی افکار این نیرو های پراگنده ضرورتپنداشته میشود، بیشتر از آنچپ را برای پیش روی انجام رسالت تاریخی شان فرا میخواند.
فکر چپ یعنی فکر تغیر، پیشروی ونو شدن به خاطر انسان وبرای انسان در شرایط برترو بهتر حیات ودر محیط برتر وبهترزندگی وبهتر ها وبرتر های که منوط به حیات وزندگی انسان است.
وضعیت نا بسامان ویا وضعیت غیر قابل قبول برای زندگی حال وآینده انسان سر زمین ما و اوضاع واحوالی که محیط زندگیانسانی مردم را دستخوش ناآسودگی های زیست ساخته، یک پیش آمد تصادفی نه بلکه از ماهیت نظام موجود رویکرد پیدا کرده است .
باز شماری دهها معایب مصیبت بار نظام موجود که از ماهیت درونی آن منشاء میگیرد این حقیقت مسلم را صحه میگذارد کهخالقین نظام موجود کار آگاهان صد ها بیماری سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اند که در پلانهای دورنمای شان در ادوار مختلف تاریخی این بیماریها را در کشور شیوع داده اند. کار آگاهان ماهر و پرورده های استعماری شان، امروز هم توانسته اند تمام طرح های جنایت کارانه شان را برای مقاصد بزرگتر سوق بدهند . ستمگران سود وسرمایه با زمینه سازی گرایشات نا مشروع از نامملیت ها، اقوام ، سمت ها وزبان ها مردم را بجان هم انداخته، و سیاست پرورده های آنان با تشکیل جبهات قومی، زبانی و سمتیدر خدمت اهداف ستمگران بزرگ جهانی قرار گرفته اند.
نویسنده بیخی به این باورم بیماریهای قومی زبانی سمتی که میکروب آن از سیاستهای آلوده نشأت میکند اما وقتی کسی به آن مصاب میگردد دیگر یک بیمار سیاسی نه بلکه بیمار روانی میباشد، چرا که در ذهن او دیگر ستمگر، به ماهیت ستمگرشناخته نمیشود، بلکه او به ستمگر خوب وستمگر بد اعتقاد پیدا میکند.
باز شناختی نظام موجود کشور به عنوان نظام سیاسی که سرنوشت حال وآینده مردم وکشور را رقم زده نشان دهنده آنست که مقاصد و خواستهای نظام موجود با اهداف و آرمانهای نیرو های چپ در تضاد و تناقض قرار دارد و دگر سازی این وضعیت در کشور تنها با رویکرد های ماهوی اندیشه چپ ممکن ومیسر است.
با نگاه عمیق به وضعیت جاری در کشور به یقین که زمان باز نگری سپری شده وفوریت عملکرد گسست از اشتباه وپیوست به اصل فرا رسیده ، اما باید بگوییم که اصل عامل در خود پیچیده است
فکرچپ هنوز نیروی چپ نشده است . تعدد سازمانهای جداگانه چپ نتوانست جایگاه نیروی چپ را بگیرد به همین خاطر هم بود کهسازمان های جداگانه چپ در کار زار سیاسی نظام «مبهوت افسانه»پروسه های به ظاهر دیموکراتیک شدند. تنها چنین هم نشد.آنانی که از نام جمع آمد های سیاسی در پروسه های متظاهر حضور پیدا کردند وقتی به عقب نگاه کردند دیدند که تنها رفته اند. ما شاهد عدم موافقت اعضای این سازمانها بخاطر رفتار های حمایتگرانه افرادی از اعضای سازمانهای شان استیم. همین بی برنامه گی های مکرر در رویداد های پیش آمده برای نیرو شدن چپ بسیار زیان آور بود که هنوز هم چپ نتوانسته این خلای زیان باررا پر نماید، در حالی که ظرفیتهای انسجام بزرگ فراوان وجود دارد
با اتکا به چند بعدی مفاهیم واژهها وکلمات در باز خوانی نیروی چپ، و باز شماری رفتارهای پلانیزه شده
نظام موجود به این نتیجه میرسیم، هم آن جمع چپ که با حضور در عرصه سیاست به خواستهای دولت مداران نظام در واقع توان اجرائی دادند، هم مجموع نیرو های انسجام یافته وغیر انسجام یافته چپ که دارای قضاوت مشترک نسبت به گذشته حال وآینده چپ استند با خود شناسی و با تجربه از نتیجه چندین مرحلهای گزینه های فکر و عمل مشترک برای نیرو شدن بصورت جدی تدبیر کارا را بایدمطرح نمایند و هر چه زودتر گفت شنود ممکن را آغاز نمایند. چپ اولتر از همه باید به نیروی چپ تبدیل شود. جمع آمد هایجدا گانه چپ به مجموعه بزرگ چپ ارتقا بیابد. این مجموعه بزرگ میتواندهم از لحاظ کمی و هم از لحاظ کیفی بصورت قانونمند آرایشگر طرح بدیل نسبت به نظام موجود باشد.
قدم گذاشتن در راه نیرو شدن چپ در حقیقت گام گذاشتن بخاطرعملی کردن تعهد چپ فکران برای مردم است. وقتی میخواهیم تعهدات ما اجرائی شوند بسیار ضرور است روشن سخن بگوییم وراست قدم بگذاریم.
با یک نگاه به ارتباطات خود ما که جمع کثیر استیم اگر بخواهیم میتوانیم هر ابهامی را در میان هم بر طرف بسازیم و در یک انسجام بزرگ تشکیلاتی نیروی اثر گذار چپ را بوجود بیاوریم. این در حالیست که ما به هزاران بار همدیگر خود مان را در سخن راست ودرست تائید مینماییم اما یا سازمانهای ما جدا گانه است ویا با هیچ یک از رفقای هم اندیش در زیر چتر یک سازمان قرار نداریم. ما بار ها دستهای فاصله ساز را با هم شناسائی نمودیم ولی تا هنوز آنرا کوتاه نساخته ایم. همین دستهای فاصله ساز با مهارت خاص اساسات سازمان ها را سپر رفتار های نا مشروع خود ساختهاند وما نتوانستهایم اساسات سازمان های ما را برای مبارزه درون سازمانی خود قانونمند استفاده نماییم. چپ برای نیرو شدن از این عقب نشینی های سازمانی و از همین گوشه نشینی ها فردی بسیار آسیب دیده است. ما میدانیم آسیب های فراوان به اثر رفتار های خود مان بالای خودمان تحمیل شده است.
این وضعیت نا خواستهء پراگندگی، حتی به رفتار زمان سنگینی میکند. وحشت آور است اگرنیاز های زمان را برآورده نسازیم وازرفتار با زمان باز بمانیم . آن گاه هیچ نسلی از مبارزه هیچ کسی را نخواهند بخشید.
ناآرام از آن استیم که ما به مبارزان موسومی همصدائی، تبدیل شده ایم. 13 قوس، شش جدی، 11 جدی ، 7ثور و روز شمار یاد بود ها وسالگرد ها فصل کوتاه هماهنگی ها آغاز میشود.آنگاه سخن نویس لحظه ها میشویم وبه زودی ناپدید میگردیم وتا موعود دیگر که بخاطر همنوائی پیدای مان میشود خزان زندگی چندین درخت از باغستان حیات سیاسی ما را از ما گرفته است. ای وای که در گاهشمار زندگی از فصل گشت های مان هم دیگر اثری نباشد، وبی واگذاری میراث آرمانی به نسل مبارزه در زیر خاک خفته باشیم.
با اینهمه افسوس، بسیار رسالتمندانه خواهد بود پیش از آنکه فصل های عمرما به پایان برسد، برای ماندگاری میراث مبارزه آرمانی به حکم مسئولیت تاریخی خانه بزرگ وامن سیاسی مانرا با هم داشته باشیم.
با هزاران آرزوی شریفانه دست یاران هم اندیشان را گرم، صمیمانه ورفیقانه میفشارم
محمد یعقوب هادی
………………………...
عارف «عرفان»
ضرورت بازنگری حمایت سیاسی "چپ"از نظام موجود!
ضرورت بازنگری حمایت سیاسی "چپ"از نظام موجود!! با توجه به چشم انداز مبارزات سیاسی واندیشه یی دادخواهانۀ حزب دموکراتیک خلق افغانستان به مثابۀ بخش عظیمی از اردوگاه چپ که فصلی از مباحثات موجود را احتوا نموده وحدود یکنیم دهه بر سکوی قدرت سیاسی درکشور تکیه داشته است، باید نگاشت که آن حزب چه در برهه های تاریخ اپوزیسیون وچه در زمان اقتداربه استثنای کژروشی های ناپایدار هدایتگری "امین"،در اوج آماج های تجاوزات ابرقدرتهای جهان ،ارتجاع منطقه وحواریون داخلی شان،تصویرتمام نمای دادخواهی ,عدالت اجتماعی ،قانونمداری،نظم ومدریت سالم را به جا گذاشته ودر کُل درفش سرافرازخویش را در خط منافع زحمتکشان بر بلندای تاریخ این بلاد به اهتزاز درآورده است. پس از فروپاشی آن حزب نگونبخت که قربانی حوادث پرشتاب سناریوی "نظم نوین جهانی"گردید، فروپاشی آرمانی،اندیشه یی،وارزشی دربسا از شاخچه های بازمانده و جداشده از تنۀ زخمی وخون آلود آن میراث دار کبیر جنبش دادخواهانۀ کشور که به گونۀ به آن حزب هویت می یابید، دمیدن گرفت وبا "همرنگی سیاسی" و چرخش دراماتیک، بدون معیارهای ماهیوی ودرونمایۀ حوادث ورخداد های سیاسی ،همسفر باد شده وبا یک بستۀ پوشیده با ترفند های ناصواب، نامشروع ترین راه را بسوی پلکان قدرت سیاسی در وجود منادیان ارتجاع در جریان کمپاین مبارزات انتخابات ریاست جمهوری سال 1393برگزیده ولاجرم در میان دو کاندید "ارتجاع" و"امپریالیسم"،مبهوت افسانه شده ودومی را ارجحیت بخشیده وبا تمام ساز وبرگ سیاسی وسازمانی به خاطر پیروزی کاندید غرب اشرف غنی ، بدون توجه به تضادها وتناقضات آرمانی وتبعات زیانبار آن وشکست وریخت ها وتکیدن اعتبار سیاسی ومردمی شان درهمه حوزه ها ودر سراسر کشور عرق ریختند. با این رویکرد بها دار ،از یکسو رنگ دادخواهی درفش تاریخی شان را در داخل جامعه ودر برگه های از تاریخ مکدر نموده و از سوی دیګر پراگنده گی وسردرگمی سیاسی را در میان رده های سازمانی برتافته ودر نهایت مسیر طی شده را در خط ایجاد "ایتلاف"نیروهای ترقیخواه کشور به مثابۀ اولویتهای اجتناب ناپذیر تاریخی دگرگون نموده واز کاروان زمانه فرسخها عقب افتیده ودرین گذرگاه بدون حصول کوچکترین پاداشی، جفای بزرگی را در حق جنبش دادخواهانۀ کشور ایجاد نمودند. آنچه که از همه رنج وتلاشهای پیگیر وخوشباورانۀ "چپ"در پی انتخابات تقلبی وکشتن دموکراسی وآرای مردم مشترکآ به همیاری غرب ونیروهای "چپ"پدید آمد ونیمرخ اصلی خود را به نمایش گذاشت،یکی از ناکارا ترین وفاسد ترین نظامهای تاریخ بود که برگردۀ ملت رنجور و زحمتکش کشور سوار گردید. رژیم ع وغ با گرو گان گرفتن تاریخ تکامل جامعه در نخستین روزهای ظهورخویش با بروز یک سیگنال دیپلوماتیک ونامگذاری میدان هوایی کابل به نام یکی از فاسد ترین زمامداران کشور "حامد کرزی" خط ومشی سیاسی وماهیت درونی خود را اعلام نموده وبدینسان بر"تداوم"راه سلف پیشین خویش که راه فساد،چپاولگری وسوءمدریت بود، تاکید ورزید.داده ها وفراورده های رژیم فرتوت موجود برای مردم، سوگوارانه جزفقر، درمانده گی،بیکاری ،بی امنیتی،فساد، کُشت وخون وچپاولگری ، معتاد شدن سرسام آور مرد و زن به مواد مخدر ، ترافیک و قاچاق آن به سرکرده ګی کرسی نشینان وزورمندان وفرار روز افزون نسل جوان ازکشورچیزی دیگری نیست. رژیم ازهم گسیخته ومنقطب با انتخاب نام بلند بالای"حکومت وحدت ملی "که بر قد اندام سیاسی آن هیچ ساز گاری ندارد به طرز مرموز وماهرانه ودر چارچوب نقشۀ طراحی شده در جستجوی راه اندازی تضاد های ملی کمر بسته است:
راه اندازی نمایشات خیابانی با ترکیب بد نام ترین چهره های ضد ملی به بهانه "شناسنامۀ الکترونیک" وسیلی کاری بیش از نیمی از شهروندان کشور،هموار سازی میدان های بزکشی تحت نام "هفتۀ شهید "وجاری ساختن خونهای بیگناهان شهریان کابل ، بروز آهنگهای ضد ملی از بلند پایه گان رژیم در قبال همدردی مظلومانه با جانی ترین نیروهای تاریخ به نام طالبان،برپایی محفل ترحیم برای خونخوارترین وجلاد ترین عنصرزمان (ملا عمر) در شهر کابل پایتخت کشوروتغافل وترفند های عوامفریبانه در خصوص موجی از لشکر طالب وداعش وکله منار ساختن بیدفاع ترین شهروندان کشوربه دست این گروه ها ،هموار سازی جادۀ استراتیژیک برای تردد واستقرارپایگاه های تروریسم" طالب"و"داعش " جهت تحقق اهداف راهبردی کشور گشایان در کشور، تسامح وچشم فروبندی در خصوص تجاوزات پاکستان ولشکر نیابتی آن ، از جملۀ نمایشنامه های مرگبار وعریان این نظام پنداشته میشود. شگفت انگیز است که آقای رییس جمهور که در جریان کمپاین انتخاباتی مارک "سیکولار" را برجبین زده بود، به جای گزینش سیستم وراهکرد های کارا برای زدایش فسادسرطانی وتمام گستر در تاروپود نظام،به ملا،رمال وجادوگر مراجعه نموده واز آنها طلب حاجت مینماید تا بخاطر امحای فساد تنیده شده در کالبد بیجان نظام،دوعا نمایند.حال بخشی اعظم از سیاست دولت درکف ملا تره خیل ونمایندگان آی اس آی که در بالاترین ارکان نظام سنگر گرفته اند قراردارد.
حال با این وضع ومشخصات سیاسی رژیم موجود،نیروهای "چپ" در کدام بخشی از این بساط ودراین معبر گاه برای خود جا خوش میکند؟؟؟؟ "چپ" به حیث تماشاگر حوادث موجود ویابعضآ در موقف سخنگوی نظام فاسد چگونه وکدامین شعار دادخواهانه را برای مردم وجامعه پیشکش خواهد نمود؟؟
به باور این قلم،تا دیر نشده وقبل از قضاوت نهایی تاریخ "چپ" بانظر داشت دور نمای مبارزه با یک بازنگری شجاعانه وصدور اعلامیه رسمآ بر حمایت سیاسی خویش ازاین نظام نقطۀ پایان گذاشته ودر ازای آن از مجموع پتانسیل های سیاسی وظرفیت های اجتماعی سود برده وبا ایجاد "جبهۀ میهنی"با بسیج مردم وبه خاطر دفاع ازوطن ورهائی آن از چنبرۀ طاغوتیان برای ایجاد جنبش های مردمی ورستاخیز ملی تدابیرعاجل ولازم اتخاذ نماید.باید به یاد داشت که با توجه به گمانه زنی ها در راستای ارتباطات برخی ارکان بلند پایۀ دولت وشواهد متعدد در خصوص وابسته گی آنها با لشکریان تروریسم ،وآی اس آی پاکستان ،از مدتها بدینسو مرزمشخص میان "دولت" و"ملت"شکل گرفته است،چپ باید جایگاه سیاسی خویش را درآیینۀ برنامه یی خویش وپیوند بامردم درین آشفته بازاربازجویی نموده وراه های گمشده را بازیابی نماید .