شعاع قرار داد امنیتی کدام حیاط را روشن میسازد؟




قرارداد امنیتی پیامد یا اکمال پیمان استراتیژیک واشنگتن کابل، که تیم حاکم قدرت در کابل به ظاهرآنرا از دهلیز مشوره گذشتاند با انعکاس دیدگاه های متفاوت بسوی عملی شدن پلان تنظیم شده خود میرود. بحث قرار داد امنیتی که درمتن پیمان استراتیژیک پیش‌بینی شده بود در زمانی داغ گردید که از یک طرف افغانستان در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری و شورا های ولایتی قرار دارد، و از جانب دیگر با نزدیک شدن پایان زمان تعین خروج قوت های ایتلاف بین‌المللی که یکنیم سال قبل از امروز زمان بندی شده بود اضطراری ساخته شد. در این حال تصوراتی را خلق میکنند که با امضای این قرار داد امنیتی افغانستان به بهشت آرزو میرسد. بهشتی که دوازده سال قبل با حضور نظامی قوت های بین‌المللی تصویرمجازی آنرا در اذهان مردم جا دادند دگر باره باز خوانی میشود. البته واقعیت آن بهشت در حالت ووضعیت مجریان این سیاست گذاریها به روشنی دیده میشود. از سوی دیگر اکنون مساله دیگر را در پهلوی آن ذهنیت سازی میکنند که در عدم امضای آن تقدیر کشور بدست طالب (عسکر بدون دریشی امریکا) وپاکستان رقم خواهد خورد، یعنی افزار مدرن ستم به افزار کهنه وقدیم جا عوض خواهد کرد.

جرگه شد. نتیجه آنکه قرار داد امنیتی کابل واشنگتن امضا شود. در این جرگه هیچ کسی هم نگفت حاصل حضورنظامی دوازده ساله قوت های بین‌المللی که نقش تعین کننده آنرا ایالت متحده آمریکا بدوش داشت کدام است و چیست؟

در‌واقع فضا را آنقدر در سناریوی جرگه بسته ساخته بودند که با چشم‌ پوشی از پایدن وپالیدن خانه مشترک همه مردم یعنی سر زمین ما که در زمره سایر اهداف بیرونی، در درون چشم داشت به ثروت‌های این سر زمین است، مصونیت خانه‌ حقانی ها، ملا عمر ها و ملا برادر ها وهم جنسان شان را میخواستند.

تائید قرار داد امنیتی از طرف بد معاشان نظام ورد آن از طرف مخالفین مسلح و غیر مسلح خبر سازی های سناریوی تهیه شده است. مثلآاگر نیروی های مخالف مقاومت نشان ندهند استدلال حضور نیرو ی خارجی تضعیف میگردد. که به این سلسله از صدها زدو بند های مختل ساختن اوضاع برای استدلال پائیدن قوت های نظامی آمریکا اخیراً شاهد افشا سازی عمال جواسیس بنام های وحید مژده و حاجی فرید صافی استیم که یکی به عنوان خبر گذار در کمتر از مدیا است که به عنوان تحلیل گر سیاسی سر کله شور نداده باشد ودیگری از نام نماینده گی در پارلمان برای تبارزتفکر طالبانی نفوذ سیاست‌های خاستگاه آنان(پاکستان) را هموار میسازد. با این حال که این عمال معلوم الحال طالب القاعده پاکستان که وظایف شان از خفا بر ملا کشیده شد نه تنها که با آزادی تمام زندگی دارند که حتی اعمال شانرا به عنوان کار کرد برای صلح و امنیت توجیه هم میکنند. با این نشانه‌ها معلومدار که طالب یعنی تیم حاکم قدرت وتیم حاکم یعنی طالب همان برادران ریس جمهور کرزی که خاستگاه ومنابع مشترک دارند.


ازاین قماش گماشته ها در نظام کنونی کم نیست. هر یک برای کاری جهت تحقق پلان سیاست گذاریهای مسلط در اوضاع سیاسی کشور کاشته شده اند. هم میهنان شرافتمند وبخصوص عزیزانی که موضوعات را درمطبوعات دنبال میکنند برنامه «نود دقیقه» به گردانندگی محترم «فیاض» را در تلویزیون آریانا دیده باشند که خانم شکریه بارکزی نماینده پرتاب شده در پارلمان پیرامون قرار داد امنیتی میگوید «من نمیدانم غیرت افغانی چیست؟ اینکه میگویم خارجی را نمیخواهیم، تلیفون خارجی در جیب ما، از تکنالوژی خارجی، از پول خارجی استفاده میکنیم خود خارجی را قبول نداریم» برای شکریه بارکزی نماینده؟ مردم کابل باید افاده شود که شاید محترمه از غیرت افغانی با تفکر قبیله برداشت دارد. غیرت افغانی میهن دوستی ومردم خواهی است. وقتی ما میهن ومردم میگویم تمام داشته های ارزشی آن را احتوا میکند که توجه محترمه عضو مجلس نمایندگان خانم شکریه بارکزی از یک منظر دیگربه این مساله بایدجلب شود . بسیار ساده میخواهم بگویم که مثلاً زبان یکی از مشخصات ارزشی ملت ها ست. حالا وقتی یک فرد انگلیس مالک یک مغازه خوراکی در انگلستان که یک مزد بگیر ساده‌ را اجازه نمیدهد به زبان خود با سایرهمزبانان خود در مغازه حرف بزند بدین معناست که فرهنگ انگلیس بالای او مسلط است. غیرت افغانی هم چنین یک توجیه دارد . امروز زبان بیگانه بجای زبان خود ما برای مردم ما زبان نان شده است. مزه دهان ما را با مزه دهان خارجی همگون میسازند، به همین سلسله فرهنگ پوشاک، زندگی، رفتار، معاشرت ، عادات و قواعداخلاق ووو... که بخشی از مولفه های منافع ملی شناخته می‌شوند می‌رود که دستخوش تعویض با فرهنگ بیگانه شود . خانم شکریه بارکزی! با این گفته که «تیلفون خارجی به جیب ما خود خارجی را قبول نداریم» توجیه گری نکنید.


به این سلسله ما می‌بینیم که حاکمان محلی در موقف صلاحیت یک ریس جمهور با مهندسان این سیاست گذاریها در قلمرو فرمان شان بصورت واضح قول وقرار منافع جانبین می بندند. قصر باغ شاهی نشمینگاه قدرت مداری حاکم ننگرهار آقای گل آغا شیر زی کمتر از ارگ کابل محل دستور پذیری خارجی نبوده است. آقای تورن اسماعیل که درسایه نظامیان ناتو وغرب میگوید « کسانی که در برابر اشغال جهاد کرده‌اند ضرورت به معذرت خواهی ندارند» آنچه را که تورن اسماعیل جهاد میخواند مردم اینرا با گوشت وپوست وهوش وحواس شان لمس کردند و خوب هم می‌بینند که پیامد جهاد این اشغالگران قدرت وصلاحیت برای‌شان چه است. افسوس که شهیدان این سر زمین دیگر به دنیا ما باز گشت ندارند که به این فریب کاران به زبان خود نفرین میگفتند

تورن اسمعیل امیر مال و منال از طریق چپاول، جنایت وخیانت که هنوز هم خود را مجاهد میخواند که گویا با همکاری و حمایت کمتر کافر ها بر ضد زیادتر کافر ها جنگیده آیا میتواند بگوید که بعد از بیست و چند سال قدرت مداری جز اینکه کشتید، بستید و برباد دادید چه کار با ثواب وبه مراد مردم را به سر رسانیدید؟

نه تنها آقای تورن اسمعیل ملقب به امیر مال و منال چور شده ، و زمانی هم اسیر امیرطالب مدرسه‌های کشتار و انفلاق که با یک تمثیل و درامه سازی گویا از نزد طالبان فرار کرد و از خوان نعمت حامیان جنگ افروز جهانی غیر مشروع وغیر قانونی خلاف حرفه و مسلک در مقام وزارت آب برق همین اکنون هم لمیده، در پهلوی سایر جنایات در وقت فرار از زیر پرچم میهنی وقرار گرفتن زیر بیرق سبز قلمرو سیاسی و جغرافیائی پاکستان عامل ومسبب قتل صدها تن از سربازان وافسران اردوی افغانستان که هیچ تعلقی با حزب به سر اقتدار وقت نداشتند شده‌است وبا حمایت مربیان نوش بخش خودامیر؟(دارا )شد، چنین امیران دیگری هم استند که وحشیانه ترین جنایات را زیر پرچم حامیان خارجی شان با بسیار بی‌شرمی وقباحت بنام جهاد مشروع میخوانند.

این آقایان یک بار به اطراف خود نگاه نمیکنند که از کجا در این جو سیاسی پرتاب شده اند؟ این همه مال و منال را از کدام آبداری ، بیلداری ، باغداری ،حرفه وپیشه مشروع بدست آوردند؟ این همه سلاح ،مهمات ،راکت های ملیون دالری را در کدام کارخانه سلاح سازی قریه وقصبه خود میساختند؟ شاید بگویند که کمک گرفتن از کمتر کافر ها در برابر زیاد تر کافر ها حدیث مبارک است. مثل اینکه آقای رسول سیاف باری گفته بود «خاک کابل باید یک متر برداشته شود که در آنجا کافرها پا گذاشته‌اند» هر چند که این گفته خود را در ین اواخر دریک مصاحبه تلویزیونی با تلویزیون طلوع طور دیگری تعبیر کرد ، اما هزاران معلم ،شاگرد ، ملازم مکتب ، مامور، کاتب و ملازم دوایر، سرباز صاحب منصب نظامی ( 500،000 پرسونل نظامی همه‌اش عضو ح د خ ا نبودند) بدست کیها به کام مرگ رفتند وشهید شدند ، هزاران پل وپلچک ، برج و بند برق وبند آب وساختمان های عام المنفعه را کیها به نیستی نابودی کشیدند مگر این‌ها همه گفته عبدالرب رسول سیاف( کسیکه برای کمونستان رنگ قلم آورده بودند باید کشته شوند وخاک کابل باید یک متر برداشته شود» شهادت نمیدهد؟ و از جهت دیگرمعلومدار که آنهمه افزار کشتارو خرابکاری از آنجائی که بدست میامد مفت و رایگان نبود که بدبختانه قیمت آنرا مردم پرداخته وهمین اکنون می پردازند

 

بلی شعاع قرارداد امنیتی به حیاط این افراد وهم جنسان شان می‌تابد تا اینکه کرانه های تاریک سرنوشت وآینده مردم ما را در سر زمین ما روشن بسازد...... محمد یعقوب هادی