صحبت‌های این‌جانب محمد یعقوب هادی در جلسه مورخ 8 سپتامبر 2012

کانادا تورنتو


رفقای گرامی!


اجازه بدهید به حیث هیات پذیرائی رفقا به رسم سنت قبول شده خود ما حضور شریفانه شما را خوش آمدید بگویم. رفقا ی عزیز خوش آمدید صفا و صداقت آوردید. بار دیگر اجازه میخواهم که خواست بر آورده شده مشترک ما را که این جمع آمد است برای هم تبریک بگویم

حالا ما در حضور هم قرار داریم. این حضور یافت ما یک هدف خاص را دنبال میکند. پیشنهاد این است که نشست ما به عنوان یک جلسه سازمانی افتتاح شودو برای تسلل در پیشبرد موضوعات مورد بحث جلسه امروزی ما خواهشمندم یک رفیق را به عنوان گر داننده جلسه رفقا انتخاب نماید.


درنتیجه رفقا مرا برای توضیح مسایل قبول کردند که مطالب زیر را به زبان گفتاری مطرح نمود

-------------------------------

در نتیجه تفاهم با شماری از رفقا از طریق تلیفون موضوعات این نشست بحث روی مسایل و جریانات درون حزبی ، اتخاذ تصمیم در قبال آن و ترکیب کمیته کار در وجود یک مسئول سراسری وتیم کاری است این سه بحث را به حیث اجندا پیشنهاد میکنم.

رفقا میخواهم این نشست کلیشه ای وتقلیدی نباشد. باید با صراحت و شفافیت تمام در قبال مسایل که امروز ما وشما مطرح میکنیم تصامیم مانرا اتخاذ نماییم . به این منظور در حالیکه همه رفقا انکشافات و جریانات عمومی سرنوشتی وسرگذشت سیاسی ما در پیش چشم رفقا گذشته و خود شاهد عینی استند تمام حوادث و رخداد ها پیش آمد ها سیاسی را در این نتیجه خلاصه میکنیم که:


ما از یک حزب بزرگ به بیست و پنج شاخه وحلقه و گروپ تبدیل شدیم. بیست سال تمام در حالی که شماری از این مجموعه های برآمده از همان حزب بزرگ که ا شتراکات فروان هم دارند مگر نتواسته اند که در گزینه وحدت حد اقل دو سازمان با هم واحد شود. دلایل بسیار وجود دارد که می‌توان روی آن مکث نمود

بیست سال تمام همه ما در انتظار شخصیت‌های تأثیر گذار حزب ماندیم اما از این شخصیت در مورد انسجام رفقا با وجودی که تشکیلات های جداگانه در موقف صلاحیت شان قرار داشت یک صراحت لهجه در این خصوص نشنیدیم ونه خواندیم. تنها صلاحیت پذیری تشکیلات بوجود آمده را غنیمت شمرده اند.

انتظار یک چرخش عظیم جهانی، در روانها مسلط شده چشم ها به امکان تخیلی دوخته شده است.با این برداشت قضاوت‌های سالم سبوتاژ میگردد. کسانی به تکرار اشتباه میکنند اما عکس‌العمل به عنوان این که دشمن از آن بهره میبرد مردود خوانده میشود.

مسایلی از قبیل مشترکات ، عدم برآمد های سیاسی در مسایل حاد درون حزبی و اوضاع و احوال سیاسی کشور، انگیزه مبارزه وحدتخواهانه را تضعیف ساخته است.

عده رفقا فکر میکنند که نام بردن از صلاحیت داران تشکیلاتی در مورد عدم کارائی شان، بی‌تفاوت بودن شان، پاسخ ندادن به خواست رفقا بخاطر اشغال صلاحیت آنان صورت میگیرد.

از این جهت به روابط فامیلی ورفاقت بازی‌های شخصی و محفلی تکیه میکنند در برابر خواست حزبی رفقا قرار میگیرند.

همین پیوند های خون تباری و رشته‌های فامیلی ، رفاقت های شخصی و محفلی و عیب شناختی جانبین جرأت بر خورد های حزبی آنان را تضعیف ساخته نمیتوانند قضاوت سالم را در میان بگذارند.

و عده دیگر که در یک محدوده تاریخی با افراد و شخصیت های مختلف شناخت داشته‌اند فقط به همان اکتفا نموده اند و همه رفتار های انان را در پوشش همان زمان تاریخی قرار میدهند و هر انتقاد را نسبت به انان نادرست توجیه میکنند.

آنان که یک عمر را خود در صلاحیت ها تشکیلاتی قرار داشته و هزاران عضو حزب را در جهت آنچه امروز ما از آنان میخواهیم در ادارات دولتی، در سازمانهای حزب، در میدان نبرد سیاسی، در سنگر دفاع از وطن ونوامیس وطن، در حمایت از حق خواهی و داد خواهی برای مردم، درعدالت خواهی اجتماعی ، در تأمین حقوق مشروع ملیتها و اقوام کشور تشویق ترغیب و استقامت میدادند خود امروز احتیاج و محتاج این شده‌اند تا ما اعضا وصفوف دیروزی حزب وسپاهیان امروزی آرمان به آنها بگویم که به پا شوید، مرکز شوید، منبع شوید، الهام بدهید، انگیزه خلق کنید، اندوخته پیش کش کنید، دست بدهید و دست بگیرید. امروز که ما از یک عده رفقا ، شخصیت‌ها وآنانی که با تکیه به رزمند گان حزب ما دارای هویت شایسته شدند با شدت انتقاد میکنیم در باره مسایل سرنوشتی همگانی از آنان نام میبریم، همه به دلیل آن است که توقوعات بزرگ از آنان وجود داشته توقوعاتی که امروز نیاز جدی برای بر آوردن شدن آن وجود دارد. کاش کاری را که امروز میتوانیم بکنیم ده‌ها سال قبل انجام میدادیم


عده از رفقای ما هنوز هم فکر میکنند هر شی مقدس بدون تأثیر واثر گذاری باید همیشه مقدس باشد . بزرگترین مشکل ما این است که عده از رفقا فکر میکنند که خواست و توقوعات از آنان دشمنانه است و ما آن‌ها را در چهره دشمنان ترقی و دادخواهی میبینیم . نه چنین نیست ما آنانرا به صورت فردی در خط ترقی میبینیم اما از لحاظ اثر گذاری در انسجام واحد وحتی حفظ انسجامی که آنان خود به آن وابستگی دارند، دراثر گذاری جهت تشکل واحد، حزب نیرومند در حالی که احساس نمیشود بلکه با یک سلسله رفتارهای غیر مسئولانه به زیان انسجام می بینیم.به خصوص که با اینهمه انتقادات، خواست ها هیچ‌گاه و یک رفتار قناعت بخش از جانب آنان مشاهده نشده است.


در مورد شخصیت های حزب ما آنانی که از نام رفیق ببرک کارمل استفاده میبرند هیچ‌گاه حاضر نشدند از آرمانهای او در مجامع که نیاز به دفاع از این آرمانهاست سخن بگویند واستدلال بکنند. و انانی که از نام داکتر نجیب الله استفاده میکنند هیچ‌وقت هم در جمع آمد ها حاضر نشدند در مورد گذشته سیاسی مستدل سخن نگفتند. اما از اینکه خط دشمنی را ایجاد کنند همه مسایل حیاتی حزب را بعد از پلینوم هژدهم مشروع میخوانند و سیاست ها طرح ها مرام ها پیش از آنرا نا مشروع میدانند.

این حلقات بزرگترین کار شان در این است که سالانه وفات ونبود وکمبود آنان را بنام گرامیداشت تجلیل بکنند وپایان کار هر کس که از میان رفقا در مورد آن سیاست‌ها ملاحظه داشت آنرا دشمن فکر کنند وآن ناسزای که نیست به آدرس او بگویند واین ناسزا گویی را در کنار دشمنان اندیشه باوری ما بکنند. تمثال برجسته آن همین سلیمان لایق فرید احمد مزدک است.


همین حالا هم چندان آدم هفت قلمه استند که سیاه کاری این آدم‌ها را به اساس سیاست‌های مود شده سفید جلوه میدهند. اگر امروز ما در انسجام خود ما کسانی را که پنهان شده‌اند و دیروز موقف بزرگتر از این فرید مزدک و سلیمان لایق داشتند شناسائی میکنیم که نقش خود را در جهت انسجام ایفا نکردند و این نقش را در جهت از هم پاشیده گی بیشتر انجام دادند آیا ما اشتباه میکنیم؟ همین نشست امروز ما همین حضور بهم رسانی ما که ما خواستیم امروز جمع شویم وبالای سرنوشت خود ما تصمیم بگیرم نشان میدهد که هر گاه این شخصیت‌های هویت یافته میخواستند در جهت انسجام کار کنند هزار مرتبه تأثیر گذار بودند که به مشکلات سلیقوی فایق میامدیم واکنون حز ب بزرگ ونیرو مند میداشتیم که نوبت به این روز نمیرسید ما در برابر آنان چنین قضاوت کنیم که آنان نخواستند. چرا نخواستند؟ حالا در این مورد سخن میگوییم .

گفتیم حزب به جزایر منقسیم شد در بهترین حالت این انگیزه داده شد که نظر به امکان، شرایط جغرافیائی، جذابیت رفقا، این وضعیت چندگانه بروز نموده و بزودی بطرف واحد شدن میرویم. بحث وحدت از این تفکر ناشی شد. در قبال گفت وشنود ها، نشر یادداشت ها، مقالات، پیشنهادات، نظریات، تماسهای سنتی، ارتباطات تیلفونی، ایمیلی، جلسات سازمانی، جمع آمد های پالتاکی، تدابیر بسیار زیادی رونما شد. اجلاس مشترک این نیرو ها، همایش ها، امضا توافقات دو‌جانبه(م م ا و ن ف د ت ا ) و چند جانبه( کمسیون تفاهم ووحدت) این‌ها تدابیری بودند که انجام شد اما هیکدام به موفقیت نه انجامید. امروز ما روی این نتیجه منفی مسئولیت را متوجه کسانی میسازیم که عین نقش را در حزب ما بازی کردند.


در تدابیری که تلاش‌های فراوان صورت گرفت پروسه وحدت با ح م ا مکث میکنیم. بحث اساسی ما همین است. مطالعه شکست آن با جزئیات ما را نسبت به بحران بوجود آورده شده به قضاوت مشترک میرساند

--------

در اینجا با تمام صراحت مسایل مربوط به پروسه شکست حزب واحد نقش توطئه گرانه امامان پشت پرده که به تکرار از طریق یادداشت‌ها و مقاله ها در مطبوعات انعکاس پیدا کرده است . شکل‌گیری یک گروپ با مشروعیت نمائی مکارانه در درون ایتلاف برای تسلط دایمی به سرنوشت توده های حزبی با صراحت تمام تماس گرفته شد همانطوری که در مضمون « مرگ حقیقت باور نشدنیست» آمده است به دستور ورهنمائی توطئه گران جلسه توسط فقیر شاه فقیر یار به تشنج کشیده شد فیصله وتصمیمی که باید آن نشست بیرون میداد مورد سبوتاژ قرار گرفت