رازهای که باید گفته شوند
رازهای که باید گفته شوند
رفقای گرامی !
قبل از همه میخواهم اینرا بگویم که باز هم مثل همیشه از مقام صفوف جنبش دادخواهانه ومترقی سخن میگویم جنبشی که مجموعه همفکران ما به آن تعلق دارد. من فکر میکنم صلاحیت این موقف کافیست که بسیاری نا گفتنی ها گفته شود. مخصوصآ که این مقام یعنی مقام صفوف امانت دار جفا ها خطا، انحرافات وکجروئی های کسی نیست. بلکه این مقام امانت دار اندیشه و آرمان مشترک نیرو هایست که میان هم سرحد ومرز تفکر و اندیشه ندارند .
پس میخواهم بگویم که در کنار تلاش های متدوام اندیشمندان مجموعه همفکری ما به نوبه خود برای رفع بحران و کوتاه ساختن دست عُمال توطئه کوشیده ام و برای جلوگیری از متلاشی شدن بخشی از جنبش دادخواهی و ترقی خواهانه در امکانات متفاوت اظهار عقیده، باور و نظر نموده ام که به این ارتباط جریان تماس ها ومکالمه ها با جناب حسن سپاهی معاون قبلی ن ف د ت ، اکنون صلاحیت دار در حزب نامنهاد، ریس بر حال شورای مرکزی پیشه وران راز گویی های فراوان دارد
به جناب سپاهی صاحب باید بگویم هرگاه پیشوند خطاب نام شما به جای رفیق گرامی عوض شده این مساله بر میگردد به مقدمات رابطهها که از کجا وبر بنیاد چه وجوه برقرار شده است
البته روشن است از لحاظ موقف ها ما باهم خیلی دور بودیم. من تمام عمر مبارزه ام را در کوه و کمر گذشتانده ام و تا امروز هم در خیالم نمیگردد کاش من صاحب فلان مقام دفتری شوم. اما فکر میکنم همانجائی که ایستادهام مقام من است. اینکه من، من میگویم گپ استثنائی نیست هزاران رفیق کوه وکمر از این قضاوت دور بوده نمیتواند . اما این من گویی به لحاظ شیوه خطابیست که عنوان شده است.
به این ترتیب در آنطرف این فاصله شما در موقف تشریفاتی تر به قول معروف کار و فعالیت نموده اید. و سالها وتا امروزهم.
وقتی سخن از مبارزه به میان مییائید به حزب بزرگ ما ح د خ ا وصل میشویم. و در پیامد آن امروز ما فقط یک هویت میراثی استیم وبس. اگر کاری کرده باشیم حفظ همین هویت است. اگر کاری کرده باشیم پیدا کردن همدیگر ماست. حتی در همین مورد هم اگر همدیگررا یافتیم باز هم جداگانه یافتیم. بد بختانه که عدهای با این یافتن های جداگانه همچنان بازی کرده ومیکنند . این بازی بار معنائی چه واژهای را میتواند حمل کند که شما جناب سپاهی صاحب به خطاب آن واژه (خائین ) نسبت به کسانی که از طرف رفقای وبلاگنویس خطاب شده اند در تبادل ایمیلی که با هم داشتهایم اعتراض نموده بودید. اما اکنون بر چسب واژهای خائین را چگونه می خوانید؟ کیها در کجا قرار گرفته اند؟
اکنون وهمین حالا زمان آن نیست که روی چیستی ها و کیستی های سخن بگویم که برای یک جانب ویک طرف مفهوم ندارد. اما اینرا هم میدانم به کسانی که نه یک قدم عقب را دیده میتوانند و نه یک قدم پیش روی به نظر شان معلوم میشود چگونه سخن گفته شود.
رفقا ی گرامی !
در این یادداشت قسمتی از راز های مکالمه ای را افشا میسازم که با جناب سپاهی صاحب در این مدت داشته ام. از جانب سپاهی صاحب در مورد آنچه که من در باره یادداشت «مسایل درون حزبی را با تأمل باید ارزیابی نمود» نوشته بودم ایمیلی را دریافت نمودم که نوشته شده بود این برای نشر نیست. در آن یادداشت ایمیلی روی بسی از مسایلی که مجموعه سیاسی همفکران را متلاشی میساخت با شیوههای متفاوت مکث نموده بود از جمله در قسمتی مطلب را درست نگرفته بود و آن مطلب قرار ذیل است:
«البته آنچه روشن است جلسه8جدی رفقای شورای مرکزی که بنا به پیشنهاد رفقای اصولگرا از داخل و خارج تدویر یافت در این جای شک نیست که آرزو، نیات ونظر رفقای سالم اندیش که در شورا های پی آمده از نتائیج جعل پلینوم21فعالیت اصولی دارند، با صورت تدویر جلسه مورخ8جدی رفقای شورای مرکزی همخوانی دارد.بصورت عینی میتوان گفت که تعداد بیشتری از رفقای ما در جنب این شورا ها خواست های اصولی را تائید نموده و از خود واقع بینی حزبی انعکاس داده اند.مزید به آن معلومات دقیق وجود دارد که بسیاری رفقا عزیز ما با نیرنگ ها وبازی های اپراتیفی از اعلان موضع شان باز داشته شدهاند اما مطمین استیم به زودی مهلت های که این رفقا سنجیده اند تکمیل خواهد شد و همه شاهد موجی ازاعتراض بر علیه گرو گان گیرا ن حزب ما خواهیم بود.ما این رفقا را که به اصول تأکید میکنند نه به اساس عضویت در شورا های اصولگرائی بلکه به اساس اراده اصولی تن واحد اصولگرائی میدانیم، ومیان خود و آنها حد و مرزی قایل نیستیم»
یعقوب هادی
رفقای عزیز! همانطوری که گفتم برای جلوگیری از متلاشی شدن بخشی از جنبش دادخواهانه و مترقی با شماری از رفقا روی قضایا ی مورد نظر بحث و گفت وشنود داشتیم که این مساله اشارهای بود به چال های و نیرنگهای که با رفقا در اروپا بازی میشد و خوشبختانه این رفقا این چال و ها نیرنگها را همچنان درک کرده بودند و چه بسی که در گفت وشنود ها ما از آن یاد میکردند. این مساله در یاداشت من هوشدار به آنهای بود که این نیرنگها از آنها سر میزد. اما سپاهی صاحب آنرا بخود و حلقه همکاران خود گرفته بود که در آنوقت این حساسیت را با حسن نیاتی که داشتم درک کرده نتوانستم که چرا از جانب سپاهی صاحب صدا برآمد تا آنهای که مدنظر من بودند .
مثل اینکه تبر کاری خورده بود دوست ورفیق همکار شان عبدالله بهروز تیلفونی تماس گرفت که سپاهی صاحب این جملات یادداشت را بخود توجیه کرده لطفاً با جناب شان تماس بگیرید که موضوع چگونه است. البته من حقیقت مساله را واین که چه موردی مدنظر بوده برای هر دو شخص بیان کردم. البته جناب سپاهی صاحب بخشش خواستند که اگر در ایمیل حرفهای من جدی بوده باشد ببخشید، که در مقابل من گفتم هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد و واقعآ هر گاه اصول پزیری به افکار شان تسلط دایمی میداشت نوبت به این راز گویی نمیرسید. واما چرا نوبت به این راز گویی نمیرسید؟ چرا که این اعتماد میتوانست ازجملات زیر جناب شان حاصل شود.
«انچه درین یاداشت عاجل به شما مینگارم قابل نشر نیست وصرف برای شماست ودرعین حال نمیخواهم بگو مگو ویا تبادل نظریات بین ما وشما از طریق سایت ها به مایه خوشی دیگران مبدل شود که کف بزنند که گویا (اینه بخیر اختلاف نظر بین شان شروع شد ) وبعدا انرا دامن بزنند درحالیکه ابراز نظر وحتی اختلاف نظر پیرامون مسایل یک امر عادی بوده مانع مبارزه مشترک شده نمیتواند زیرا اختلاف نظر بین همفکران وهمرزمان با مباحثات صمیمانه حل شدنیست .
من فقط چند نکته را با شما درمیان میگذارم نکاتیکه باور منست وآنرا همیشه درجلسات به رفقایم گفته ام.
دراول از اخر مضمون تان میخواهو روشنی بیاندازم که جلسه 8 جدی مانند سایر جلسات گذشته درفضای برگزار شد که همه رفقا نظریات شانرا ازادانه بیان نمودند وهیچ نیرنگ وبازی اپراتیفی دران درکار نبوده است درجلسه سخنران اولی رفیق بزرگوار بزرگر بود که وسیعا پیرامون مسایل صحبت نمود وطرح شمارا در مورد ایجاد کمیته رهبری مرکزی موقت انتقال نمود بحث کننده دوم رفیق دانشمند انجنیر عزیز بود وی در وقت لازم نظریاتش را پیرامون مسایل درون حزبی بیان کرد .صحبت کننده بعدی رفیق حلیم بود وی هم چنان نظریاتش رابانکه چندین مرتبه از جانب رفیق بزرگر به کوتاه ساحتن مطالبش توصیه شد ,بیان نمود بعدا رفیق بهروز نوبت گرفته بود ولی بنا بر حادثه مسمومیت خانواده ام وتیلفونهای مکرر قرار شد به خانه بروم لذا نوبت رفیق بهروز را بمن دادند ومنهم نظریاتم را بطور خلاصه واما واضح بیان نمودم من معقد م که اولا ایجاد ساختار تشکیلاتی مانند رهبری مرکزی از صلاحیت رفقای محدود نبوده بلکه همه اعضای شورای مرکزی درباره تصمیم اتخاذ نماید دوما دراولین جلسه وسیع که تقریبا 28 تن از اعضای شورای مرکزی دران اشتراک داشت این ترکیب که به جلسات ومشوره ادامه میدهند موظف گردیده اند که درواقع یک هسته رهبری موقتی شمرده میشود . سوما من به ساختار های موازی موافق نیستم بلکه بیشتر روی مبارزه درون حزبی فکر میکنم ومن فکر میکنم وقتی رفقا در یک ساختار نظریات اکثریت را بخود جلب نتواند ودر اقلیت قرار گیرد به ساختار جداگانه دست میزند این نظریه را همیشه به رفیق بزرگر گفته ام به نظر من اگر یک مفکوره منطق داشته باشد میتواند درجمعیکه بان توجه دارند قابل قبول واقع شود . از طرف دیگر ایجاد ساختار در یک حزب که دارای اساسنامه وبرنامه واحد است وطرفدار وحدت حزب است پروبلم های جدی بار میاورد فرض کنیم ما باجانب مقابل به نتیجه قناعت بخش رسیدیم درینصورت ادغام مجدد ساختار تشکیلاتی یک معضل کاملا جدی خواهد بود زیرا بازهم بحث تقسیم موقفها وپست ها وغیره مطرح میشود که درنهایت از طریق انتخابات مجدد حل شده میتواند . ازطرف دیگر تجربه نشان میدهد که درهر حزبیکه گروپ ها وساختار بوجود امده دیگر به یکجا شدن موفق نشده اند چنانکه امروز کودکان حزب دموکراتیک هرکدام بالغ شده وخودرا مستحق و برحق میدانند ما سه سال تمام نتوانستیم با حزب متحد ملی وحدت نمایم .بنا به نظر من این ساختارها سرانجام راه جدائی وانشعاب رسمی را هموار میسازد ازهمین جهت من با توصیه یا پیشنهاد شما در مورد قطع مذاکرات وایجاد کمتیه موقت وکنفرانس موافق نیستم این سه پیشنها هدفی جز انشعاب را توجه نمیتواند»
رفقا ی فهیم! این کلمات جناب سپاهی صاحب بودبدون آنکه یک نکته و یک حرف در آن کم وزیاد کرده باشم و یا حتی اغلاط آنرا تصحیح نموده باشم. اما حالا میبینیم که سپاهی صاحب کدام صدا را لبیک گفت انشعاب و یا یگانگی ؟ او در کجا قرار دارد؟ و اینکه نوشته است «اینه بخیر اختلاف نظر بین شان شروع شد» چه توجیه دارد؟ از نظر جناب شان افرادی که شامل اصطلاح بین شان میشود کیها استند و افرادی که خارج از اصطلاح بین شان است آنان کیها استند؟
اکنون نظر به موقف سازی ها و موقعیت گیری ها معلوم است که این افراد اصطلاح بین شان همان های اند که به بهانه ای تقلب ، جعل ، توطئه ودسیسه با عُمال، چنه زنی میکردند. . جناب سپاهی صاحب وحلقه رابطهء شان از سازمانهای موازی و خود سر و خود ساخت حتی در همان شهر کابل که سه تن از این حلقه منفعت جو جناب خودشان عضو همان سازمان بودند چشم پت میگذرد و ایجاد سازمان ها و کمیته ها وشورا های اصولگرائی که به پیروی از راه حل مشروع رفع بحران پیشنهادا ت و طرح های سازنده را ارائه کرده اند با ژستهای کاذب وحدت خواهانه زیر سؤال میبرد. او وحلقه مربوطهاش در این طرف با اصول سر شور میدادند و در آنطرف از توطئه گران وعده صلاحیت میگرفتند .
رفقای دانا! ببینید که جناب سپاهی صاحب از یک طرف میگوید «دراولین جلسه وسیع که تقریبا 28 تن از اعضای شورای مرکزی دران اشتراک داشت این ترکیب که به جلسات ومشوره ادامه میدهند موظف گردیده اند که درواقع یک هسته رهبری موقتی شمرده میشود» و از طرف دیگر میگوید « ایجاد ساختار تشکیلاتی مانند رهبری مرکزی از صلاحیت رفقای محدود نبوده بلکه همه اعضای شورای مرکزی درباره تصمیم اتخاذ نماید » این چه نوع استدلال متناقض است؟ اگر شما به گپ اول اعتقاد داشتید چگونه شما خواست های اصولی «هسته رهبری» را بُردید در زیر پای توطئه گران قربان ساختید؟ و اگر به گپ دومی اعتقاد داشتید مگر جناب سپاهی صاحب پلینوم نامنهادی که شما رادر هیئت ریسه دیسانت نمود واقعآ نصاب مکمل داشت ؟ تیم هیات ریسه نامنهاد تان از طرف خود تان نا مشروع بودن آنرا در پیام نامنهاد هیات ریسه نامنهاد با رقم 64 تن که این تعداد هم دروغ قطعی است اعلان میکند. این در حالیست که همکاران شما با اعلان 109 تن عضوشورای مرکزی که آنهم غیر واقعی است پلینوم نامنهاد را دایر کردند. در حالی که مطابق اساسنامه ای که آنها ظاهرآ از آن پیروی کردهاند رقم 64 نه به صورت واقعی اعضای شورای مرکزی نه به شمارش جعلی آنان نصاب جلسه را تکمیل کرده نمیتواند. یا شما اشتیاق زده گان مقام وصلاحیت های کاذب، اساسنامه را نمیدانید ویا اینکه میخواهید در چشم بینای دیگران خاک بزنید. اول باید برای شما اساسنامه آموزش داده میشد تا کور کورانه سالها حزبی نمیبودید. در باره پلینوم نام نهاد 19 اضافه به شما آمران شما با بیانیه ها و گزارشا ت ضد و نقیض این پلینوم را گاهی فوقالعاده و گاهی عادی خواندند مثلاً امرین شما در راه فوقالعاده گی این پلینوم «خس پوشک» بنا کردند و باری نوشتند
کمیته اجراییه شورای اروپایی حزب مردم افغانستان روز چهارشنبه مورخ اول ماه می سال۲۰۱۳ ترسایی با ریاست رفیق ولی محمد زیارمل ، سرپرست شورای اروپایی حزب مردم افغانستان از طریق شبکه پال تشکیل جلسه نمود.....
ازاثرتلاشهای کمیسیون شورای مرکزی حزب مردم افغانستان تحت ریاست رفیق استاد حلیم شرایط برپایی پلینوم فوق العاده فراهم شد. وقرار برآن شد تا پلینوم شورای مرکزی حزب مردم افغانستان به تاریخ ۱۹ ماه ثور سال جاری تدویر یابد
معلوم است که هم باداران وهم نوکران ازمساله تکمیل دعوت جلسه به اساس دو ثلث سو استفاده توطئه گرانه نمودند به همین خاطر است که از17 تن رقم دروغ دیگر در پیام مسخره هیات ریسه نامنهاد یاد میشود که گویا دعوت را توجیه کند. باید به شما فهمانده شود که تعین دو ثلث صرفآ به منظور دعوت نیست به بمنظور شرکت هم است. این مواد اساسنامه را غلط تعبیر نکنید که شما در توطئه های بعدی تان باز یک روز یک نامه را بکشید که فلان کس توصیه کرده بود که اگر من حیات نداشتم موافق استم که پلینوم فوقالعاده را در فلان تاریخ دایر نمائید. گر چه که دیگر ما را به این مسخره بازیهای تان کاری نیست اما میخواهیم هر عضو جنبش داد خواهی و مترقی را از نیرنگ بازیها و خیانت های توطئه گران آگاه بسازیم . جناب سپاهی این فهم اساسناموی شما درآن وقت در آنجا در کجا گم شده بود؟ که بر میخاستید و میگفتید این جلسه و هر تصمیم به اساس نورم اساسنامه تنها با شرکت 73 تن میتواند مشروعیت پیدا کند
سخنان جناب سپاهی وموقعیت حاضر شان نشان میدهد که اساسنامه را نه برای حفظ ساختار بلکه برای حفظ مقام به تعبیر گرفتهاست. در یادداشت خود نوشته است «از طرف دیگر ایجاد ساختار در یک حزب که دارای اساسنامه وبرنامه واحد است وطرفدار وحدت حزب است پروبلم های جدی بار میاورد فرض کنیم ما باجانب مقابل (جانب مقابل همان های که اکنون باهم دهن جوال گرفته اند) به نتیجه قناعت بخش رسیدیم درینصورت ادغام مجدد ساختار تشکیلاتی یک معضل کاملا جدی خواهد بود زیرا بازهم بحث تقسیم موقفها وپست ها وغیره مطرح میشود» این همان چیزی است که شما از راه معامله به آن رسیدید یعنی « تقسیم موقفها وپست ها» اگر چنین نیست سخن، طرح و نظر شما در پلینوم نامنهاد که یک حزب را منشعب ساخت چه بود؟
اینکه شما نوشتهاید «من با توصیه یا پیشنهاد شما در مورد قطع مذاکرات وایجاد کمتیه موقت وکنفرانس موافق نیستم این سه پیشنها هدفی جز انشعاب را توجه نمیتواند» اول اینکه نظریه ایجاد کمیته رهبری موقت نه تنها توصیه من نی، که از هیچ شخص انفرادی دیگر هم نبوده بلکه طرح کمیته رهبری، تکرار همان طرح وپیشنهادی بود که هنوز نتیجه جعل و تقلب اعلان نشده بود واتفاقا موقف مجازی شما را هم تمثیل میکرد، که خود بخود ایجاد آن ضرورت مذاکره را منتفی میساخت. از سوی دیگر طرح کمیته موقت رهبری به عنوان یک طرح پیشنهادی جمعبندی تمام کار کردهای بدست آمده بود یعنی آنچه را که امروز به اساس یک معامله واقع شده است دفع میکردو لذا جناب شما آنرا انشعاب تعریف نمودید واما پلینوم نام نهاد 19 ثور اکنون به نظر شما تحکیم وحدت است؟ مرحبا به این واقع بینی. باز هم البته به نظر شما بلی !
جناب سپاهی صاحب نوشته است
به هر حال این بحث به درازا کشید خلاصه اینکه بعد از رفتن من از جلسه رفقا به بحث ادامه داده وشما در اطلاعیه جلسه اعضای شورای مرکزی میخوانید که رفقا ملیحه بزرگر ,سلام , خوژمن ,حلیم ودیگران در بحث اشتراک نموده اند وتصمیم درباره توظیف گروپ کاری و ادامه مذاکره به اتفاق فیصله شده است لذا درباره حرفهای چون نیرنگ وبازی اپراتیفی جای ندارد واززبان شما بیان ان اصلا توقوع نمیرود .شاید رفقایکه درجلسه به نظر واحد رسیده اند چنین جملات را توهین فکر نمایند .اگر منظور تان مذاکرات باشد درانهم هرسه رفیق افکار ونظرشانرا بوضاحت با راوش گفته اند هرگاه منظور از مجموع رفقا باشد یعنی صفوف ان بحث جداست
خوب مساله اول روشن شد که جناب سپاهی صاحب کلمه نیرنگ وباز اوپراتیفی را بدون اینکه منظور من ازعده ای مشترکین جلسه تاریخ 8 جدی بوده باشد نسبت بخود وحلقه مربوطه خود پذیرفته بودند. این سخن و شک دلالت به آن میکند که هیات مذاکره بجای انتقال طرح ونظر جلسه، افکار ونظر حلقه خودشانرا با جانب راوش مطرح میکردند واین افکار و نظریات هیات مذاکره همانا خواست انفرادی هیات مذاکره بوده که بدون شک به کرسی نشست. میگوید «هرگاه منظور از مجموع رفقا باشد یعنی صفوف آن بحث جداست». دقیق میگوید طرح ونظر صفوف را به آنها غرض نبود آن بحث جداست خودشان میدانند کارشان. واما معلوم است که طرح و نظر هیات مذاکره بجای طرح ونظر اصولگرایان به اساس کدام پوشش به جانب راوش قبولانده میشود؟ بدون شک درپوشش نام ونشان صفوف که گویا این حلقه مذاکره این قوت را با خود دارند آنها که به حق برسند این توان مهار میشود. توجه شود سپاهی صاحب مینویسد :
درباب مذاکرات رفیق عزیز, باید بگویم که بسیار ی از مسایل که درمذاکرات با رفیق راوش بحث شده وتوافق شده عجالتا در مطبوعات قابل نشر نمیباشد زیرا راوش نیز در داخل رفقایش با مشلات فراوان مواجه است ان باصطیلاح هیئت اجرائیه که بطور نا مشروع دور راوش حلقه زده حاضر نیستند که موقف شانرا ازدست بدهند همانگونه که در دید گاهم مطرح نمودم (انانکیه به مفت صاحب مقامی شده اند حاضر نیستند انرا به ارزان ازدست بدهند ) ومنهم نتوانستم دریاداشت ازین اشخاص نام ببرم درواقع راوش به تدویر پلینوم فوق العاده موافقه کرده وحتی گفته است که ریاست جلسه را یکی از رفقای گروپ کاری بعهده بگیرد به همین گونه وی درصحبت های که بامن داشته از هیئت اجرائیه اش ابراز نفرت نموده وبه تعویض ان از طریق انتخاب دموکراتیک موافق بوده است ولی نمتیوان این مطالب را علنی ساخت
بازی در درون بازی فقط بخاطر بدست آوردن صلاحیت های کاذب که این مشتاقان چوکی و مقام ، مهندسی مینمایند. حالا توجه شود سپاهی صاحب که طرح اصولگرایان حزب را انشعاب تعریف کرده است در درون حزب نامنهاد وحدت شعار چه میگذرد. همان کمیته اجرائیه که ریس نامنهاد از تنفر داشت در سر یک خوان با نمکدان شکن های دیگر نان و نمک میشوند. این چه محشری خواهد بود که هر یک از توطئه گران برای بدست آوردن مقام وصلاحیت که چه مقام وچه صلاحیتی خواهد بود بر ضد همدیگر برای دسیسه سازی مشغول باشند.
اما قاطعیت طرح اصولگرائی این بود که گروپ توطئه از تشکیلات حزب بیرون انداخته شوند. حزب از وجود آنها پاک ساخته شود اما عُمال توطئه چیزی که میخواستند همین است که اکنون در درون حزب نامنهاد جریان دارد. این راز ها را باید افشا نمود چرا که هنوز رفقای شریفی در درون این حزب نامنهاد وجود دارند که در طلسم عُمال توطئه اغفال ساخته شدهاند آنا ن به اساس تعهد شریفانه همیشه به قیاس اراده، نیات نیک وجدان های پاک شان به کسانی که خود را رفیق شان میدانند نگاه نموده اند. اما با دریغ ودرد که این فتنه انگیزان فرصت پال، چون گذشته رفقای عزیز ما را قربان خواهند کرد . من امروز بسیار بی پرده سخن میگویم عمر ها هم کوتاه و هم دراز است اما بالاخره همه رفتنی استیم . هربار که به سایتها نگاه میکنم عزیزی با ما وداع کرده است کاروان مرگ ملیون ها سال است نه خفته است بگذارید هیچ رازی را با خود نبریم تا از تجربه ما نسل آینده مبارزه رنج عُمال توطئه وتوطئه گران ثانی را نداشته باشند.
جناب سپاهی صاحب دقیق و عمیق از تخلف میداند که درواقع میتواند نتیجه آن بررسیء باشد که یکی از شعبات مسئول باید آنرا انجام دهد. او باز هم یکبار پلینوم را مقامی میداند که حرف اول و آخر باید در آنجا گفته شود ویک لحظه بعد باز هم مصلحت های که به کسب صلاحیت های وی انجامید مرجع تصمیم گیری را پلینوم نمیداند. بخصوص که تخلف در جائی دیگر نه در پیش روی چشم اعضای شورای مرکزی که صلاحیت توظیف هر نوع کمیسیون را برای بررسی تخلف دارد انجام شده است اگر حاصل 2+2= 4 است چه ضرورت است که باز هم با خود فریبی تحقیق کنیم که آیا 2+2=4 میشود یاخیر
واما در باره کمسیون معلوم نشد که هدف سپاهی صاحب از کمیسون کدام کمسیون بود. ولی یک مساله رابه خاطر میاوریم که باری ریس جعلکاران در مورد کمسیون نامنهادی که پلینوم نامنهاد19 ثوررا گویا دعوت نمود چنین نوشت :
«اخیراً کمیسیون موظف شورای مرکزی حزب مردم افغانستان متشکل ازرفقا اقاشرین دردمند، داود ویاړ، خلیل بایانی، عبداله بهروز و میرمحمد شاه رفیعی تحت ریاست رفیق استاد حلیم اعلا میۀ مورخ ۳ ثور۱۳۹۲ را درمورد تدویرپلینوم شورای مرکزی حزب مردم افغانستان صادر نمودند»
با نظر داشت قبول همکناریها معلوم است که هدف سپاهی صاحب از «اشخاص مطلوب وبا دانش در کمسیون» همین ها استند
اگر جناب سپاهی صاحب که ظاهرآ یکسال در سازمانهای برآمده از تقلب عضویت نداشته و گاهی معتقد بوده که 28 تن اعضای شورای مرکزی درواقع هسته رهبری بوده پس این کمسیونی که پلینوم 19 را پیشبینی کرد به اساس کدام فیصله مشترک تشکیل شد ؟ وکیها در آن شرکت داشتند؟ سپاهی صاحب باید پاسخ بگوید چرا که سپاهی صاحب بخاطر وحدت کار و فعالیت داشت( خنده آوراست) باید جوانب تصمیم گیری تفاهم وتوافق تاریخ وتدویر چنین تعینات را هم بداند وباید مشخص بسازد. گذشته از همه «بدست آوردن هدف» را که در یاداشت خود نوشتهاست برای رفقای که از حقیقت این مساله دور مانده اند بگوید که آن «هدف» ذکر شده چه هدفی بود ونشان بدهد که این است حاصل محرم کاریهای من و حلقه معتمد من برای تماین وحدت
اما من از رفقا تقاضا میکنم که استعفا نامه یک تن از اعضای کمیسیونی که آقای راوش از او نامبرده به نشر برسانند که همه با دروغ های کلان مقام های کاذب آشنا شوند
جناب سپاهی نوشته است
«به نظر من توافقات راوش درمورد تدویر پلینوم یک انکشاف مثبت است باید انرا تشویق نمود واز گذاشتن سنگهای کلان دربرابر او با تامل برخورد باید نمود زیرا حرف اول اخر در پلینوم گفته خواهد شد اما فضای پلینوم نباید متشنج باشد زیرا پلیوم پیش رو جای محاکمه نیست رسیدگی به تخلفات وظیفه کمیسون نظارت وکنترول حزبی است وتوجه شود که درپلینوم اشخاص مطلوب وبا دانش درین کمسیون انتخاب شوند . به نظر من اگر در اعلامیه راوش از پلینوم بدون ذکر کلمه فوق العاده یاد شده درهر حال پلینوم فوق العاده است وبطور طبیعی هم هر پلینوم که قبل از معیاد دایر شود فوق العاده است مهم بدست اوردن هدفی است که ما در برابر خود قرار دادیم»
درطول مبارزه ما هیچگاه از دشمن ومخالفین اندیشهها باور و ها وسیاست ها شکست نخورده ایم. هر نوع ضایعات و شکست از درون واز کنار خود ما بالای ما تحمیل شده است. اما چرا این شکست و ریخت مکرر تکرار شده است به لحاظ اینکه مهندسان توطئه وجیره خواران جعل، تقلب، تخلف، انحراف ، همیشه تبلیغ نموده اند چیزی در باره ای این جفا ها نگوئید که دشمن استفاده میکند. وبا چنین تبلیغ اغفالگرانه رد پای خود را گم میکنند. واگر رفقا و یا شخصیتهای افشا گری کردند توطئه گران با هر اختلافی که میان هم داشتند یکجا شدند ، به خفه ساختن ، سرکوب کردن، به تجرید بردن و به بدنام ساختن آن رفیق فعال شدهاند.اما باید بدانند که حالا صفوف اعلان کرده است که به این وضعیت خاتمه میدهد. صفوف اعلان کرده است که ما تجارت سیاسی این افراد راپایان میدهیم.
اطلاعات موثق میرساند که از ایام تحمیل شرایط پراگندگی بالای «حزب مادر» بهترین رفقای پاک ونجیب بنا به درک ، تشخیص وتثبیت یک سلسله زدو بند های حلقات معین نخواسته اند از طریق شرکت در مجموعه همفکری ما بسوی اهداف آرمانی شان بروند . ریختن اشک رفیق ارجمندی را هرگز فراموش نخواهم کرد که قصه های درد آوری از رویه وبرخورد رفیقان نیمه راه و خوش حالت برایم داشت. این رفیق ارجمند میگوید در محیط کاری ما عضویت در حزب از راه کسب اعتبار عضویت در حلقه زدو بند ها بدست میآید. و این محیط کار محلی است که منفعت جویان حزب نام نهاد مردم صلاحیت اداره آنرا در اختیار دارند
ادامه یادداشت ایمیل جناب سپاهی صاحب
یک نکته دیگر را هم میخواهم برای اولین بار به شما بگویم وان اینکه شما اکثرا ازروی اطلاعات تعدادی ازرفقا قضاوت مینماید که با شما تماس دارند اولا درایجاد بحران کنونی درون حزبی تنها اشخاصیکه شما انان را درنوشته هایتان معرفی نموده اید مقصر نیستند بلکه ماهم به نوبت خود سهمی دران داشته ایم اگر کمی به رخداد های قبل از کنگره برگردیم اغاز مشکلات از استعفای رفیق انجنیر عزیز از پست ریاست تشکیلات اغاز شد ما درهیئت اجرائیه موازنه اصولیت را ازدست دادیم وبدست خود تشکیلات را درتدویر کنگره , انتخاب نمایندگا ن وساختار های کنگره به اشخاص مغرض سپردیم .درکنگره به همه فیصله ها مهر تایئد گذاشتیم ودرمسایل سرنوشت ساز اعتراض نکردیم مثلا انتخاب اعضای شورای مرکزی ,انتخاب کمسیون تحریر و اعتبار نامه وحتی اساسنامه که دران پست معاونیت عمدا درنظر گرفته نشده هم چنان ترک رفیق بزرگرجلسه پلینوم را وبی سرنوشت گذاشتن رفقایکه تا ایندم باو بودند من شاهد اعتراض تعدادی از رفقا ی بودم که به رفیق بزرگر رای داده بودند واین عمل را تائید نکردند درینجا میدان برای تاخت وتاز وگرفتن مواضع توسط دسیسه کاران میسر گردید .دو روزبعد ان من ,استاد حلیم ورفیق صالحی رفقا راوش ,رزمیار ,صدیقی ,انور متین را قناعت دادیم تا به تدویر پلینوم وانتخاب مجدد رهبری موافقه نمایند حتی سندی را هم امضا نمودیم ولی رفیق بزرگر این سند را قبول نکرد به دلیل اینکه دران بطلان انتخاب بطور روشن تذکر نیافته بود درحالیکه هدف تدویر پلینوم بسیار روشن انتخاب مجدد ریس وهیت اجرائیه بیان شده بود بنا آ این برخوردها در عمیقتر شدن بحران واغاز ان نقش دارند که نادیده نباید گرفته شود .
سپاهی صاحب آنچه را که به نظر شان خواسته برای اولین بار و آنهم بطور محرم برای من بگوئید ایامی است که حد اقل تنها دهها یادداشت من پیرامون تحمیل فشار بخاطر تعویض شعبه تشکیلات، دلایل ترک جلسه از طرف رفیق بزرگر، انتخاب اعضای شورای مرکزی ، تصویب اساسنامه وبر نامه در سایتها انترنتی به خوانش گذاشته شد، که جناب سپاهی صاحب یا آن یادداشتها را نخوانده و یا از یاد بردهاست. بطور روشن معلوم است که استعفای رفیق گرامی انجینر عزیز با زمینه سازی های توطئه گرانهء گروپ توطئه صورت گرفت. استعفا رفیق انجینرخودش به مفهوم اعتراض نسبت به امر و نهی وغرض های حکام پشت پرده وعمال توطئه بود. اما اینکه سپاهی صاحب در آنوقت بحیث معاون حزب برای دفع و ترد این زمینه سازی چه کاری باید میکرد بگوید چه کاری در این زمینه به جزسکوت محافظه کارانه انجام داده است؟ وگذشته از آن استعفا خودش عدم علاقمندی به مقام و چوکی است علاقمندیء که در وجود شما جناب سپاهی صاحب آنقدر توانمند است که همیشه شما را از این لحاظ تأمین نموده است، اینکه شما پست معا ونیت حزب را در حزب «سرنوشت ساز» تعریف میکنید دلیل به این علاقمندی است.
جناب سپاهی صاحب شخص شما کسی میباشید که جمع آوری دیدگاه های رفقا پیرامون دوسند حزبی( اساسنامه و برنامه) از طریق ایمیل شما انتقال میافت، مگر شما چرا خود در اینمورد صاحب نظر نبودید؟ وگذشته از آن چرا در جلسه بلند نشدید دلایل سرنوشت ساز این پست معاونیت را مطرح نکردید؟ در مورد «کمسیون تحریر واعتبار نامه» مگر شما نمیدانید که به اساس مهندسی پلان توطئه تعویض شد؟ مگر شما اعتراض اعضای کمسیون اصلی وسایر رفقا را شاهد نبودید که کسی نشنید؟ اما شما در آن موقع چه کردید؟ چرا بر نخاستید از این مسایل سر نوشت ساز دفاع ننمودید ؟ حتی در مورد انتخاب کادر رهبری در همان ویدیو های جریان جلسه از شما جزاین طرف و آنطرف رفتن ما کدام نظری ،گپی و سخنی نشنیدیم. شما چرا میخواستید توسط سایر رفقا مقام پست معاونیت را شکار کنید.معاونیتی که نمیدانیم به کدام دلیل نزد شما سرنوشت ساز است؟
شما خود اصولیت رفقا را تائید میکنید که میگوئید «ما درهیئت اجرائیه موازنه اصولیت را ازدست دادیم وبدست خود تشکیلات را درتدویر کنگره , انتخاب نمایندگا ن وساختار های کنگره به اشخاص مغرض سپردیم» ولی چون اهداف شخص و فردی دارید باز میروید در صف «افراد مغرض» و «دسیسه کاران» ایستاده میشوید گرچه برای خود شما به نسبت اشتیاقی که به کمائی کردن مقام دارید عجب ندارد. اما من و ما متاسف استیم.
شماکه میگوئید « دو روزبعد ان من ,استاد حلیم ورفیق صالحی رفقا راوش ,رزمیار ,صدیقی ,انور متین را قناعت دادیم تا به تدویر پلینوم وانتخاب مجدد رهبری موافقه نمایند حتی سندی را هم امضا نمودیم ولی رفیق بزرگر این سند را قبول نکرد به دلیل اینکه دران بطلان انتخاب بطور روشن تذکر نیافته بود»
ما میپرسیم چرا نباید ابطال بصورت روشن رد میگردید ؟ وچرا باید به خواست باطل گریان تن به معامله داده میشد؟ در مورد عدم پذیرش سند مجهول شما و آقایان استاد حلیم صالحی راوش ,رزمیار,صدیقی,انور متین رفیق بزرگر به حیث یک حزبیء با اصول در زمینه برخورد نموده است.واگر چنین نمیکرد او نیز به نزد ما چون دیگران کسی میبود که بر ضد اصول قرار گرفتند. جناب سپاهی صاحب این چه حزبیت است که گفته شود بلی تقلب و جعل شده است، اما نباید قاطع رد شود.
سپاهی صاحب مینوسید
اما در مورد گام استوار رفقای شورای موقت اروپائی :رفیق گرامی اولا طی سه سال ما نتوانستیم با متحد ملی وحدت نمایم انان با تدویر کنگره تمام موفقیت های سه ساله را برباد نمود وبا تقلب نام کنگره شانرا کنگره وحدت گذاشتند یعنی انان هم قلب کاراند واز طرفی انتقاد ما بالای متحد ملی همین بود که چرا رفیق علومی درائتیلافهای مجاهدین شرکت دارد ومخصوصا رفیق بزرگر ورفیق عزیز بیشتر ازهمه این نکته را انتقاد نموده ومیگفتند تا متحد ملی از ایتیلاف عبدالله خارج نشود وحدت ما ممکن نیست .
اکنون چه شد که همان متحد ملی که روابطش با مجاهدین عمیقتر شده,وحدت کرد.درین نقطه ما اختلاف جدی سیاسی ومفکوره داریم گذشته ازان هنوز که کدام تصمیم قانونی درمورد وحدت با رفقای متحد ملی ندارید چگونه رفیق سلیم در جلسه شما شرکت نموده وبه تصمیمی مبنی بر قطع مذاکره با کسانی که ما بانان کنگره دایر نمودیم ودر بسیاری از تصامیم شریک هستیم تنها در مسایل انتخاب رهبری اختلاف درایم,حضور میابد این کدام اصولیت است واز جانبی شما رفقا بدون مشوره قبلی با مرکز چطور این همه تصامییم بزرگ را تخاذ نمودید .؟ ایا فکر نمیکنید در عمیق ساختن بحران درون حزبی عناصر متحد ملی مشوق باشند ؟
جناب سپاهی صاحب !توطئهء که برای شکست وحدت بکار گرفته شد حالا دیگر بکلی روشن میباشد. از فحوای سخن شما معلوم است که در خط توطئه گران راجع به شکست وحدت و رفقای متحد ملی قضاوت دارید. مساله شرکت وعدم شرکت حزب متحد ملی در ائتلاف یک ملاحظه سیاسی بود.اما این ملاحظه را توطئه گران تا صفت دادن خائین به این رفقا ذهنیت سازی وتبلیغ کردند. جنگ یک ساله انترنتی توطئه گران ارو پائی شاهد مدعاست.ببینید که هنوزهم شما از آن ذهنیت الهام میگیرید و مینویسید «اکنون چه شد که همان متحد ملی که روابطش با مجاهدین عمیقتر شده,وحدت کرد درین نقطه ما اختلاف جدی سیاسی ومفکوره داریم»هرگاه اختلاف سیاسی را جدی نگیریم و همانطوری که باری آنرا ملاحظه سیاسی خواندم این گپ اختلاف سیاسی را هم آنگونه توجیه نمایم، وبکار گیری اصطلاح مفکوره را از جانب شما مترادف با «اندیشه»حساب نمایم این سخن تکرار، موضع گیری توطئه گرانه است.مر حبا به چنین معاون حزب که ناخوانده امضا میکند.جناب سپاهی صاحب برای یگانه شد ن دو حزب رفیق وهم اندیش روی یک سندی بنام «خطوط کلی»توافق صورت گرفت، از نظر شما این خطوط کلی چه مسایلی را احتوا میکرد و میکند؟ بنا به این بر خلاف شما ما به این باور استیم که با حزب متحد ملی هیچ نوع اختلاف اندیشوی نداریم.حزب متحد ملی برای مایک مجموعه سیاسی رفیق و هم اندیش است.ما سالهای دراز مبارزه باهم بودیم که تهداب باهمی ماست.در دوران پراگنده گی های عمومی سه سال باهم ماندیم که چهار دیوار محیط سیاسی ماست، و یگانگی ما هم به اراده رفقا ی صدیق هر دو طرف حتمی شدنیست . شرکت رفقای هم اندیش در جلسات ما یک امر اصولی ووحدت خواهانه است.من نمیخواهم مقایسه نمائیم که در پلینوم نامنهاد شما چه کسانی مهمان شده بودند بودند واما میگویم خوشا به حال رفیق و یا رفقای که پلینوم نامنهاد شما را ترک گفته ودر پلینوم نامنهاد 19ثور شما مهمان بودن را شایسته خود ندانستند........
محمد یعقوب هادی
بخش دومی نیز بزودی نشر میشود
یادداشت:تمام جملاتی که داخل ناخنک با رنگ نارنجی نوشته شده مربوط به نامه سپاهی صاحب میباشد