پاسخ به پیام نشر شده بامدادیان زیرنام فقیر شاه فقیر یار
پاسخ به پیام نشر شده بامدادیان زیرنام فقیر شاه فقیر یار
تاریخچه شورای حزب مردم افغانستان در کانادا
بخشی از فیصله هیات مجری کمیسون نهضت میهنی
دوستان محترم!
بر اساس فیصله جلسه مورخ2-10-2005 هیات اجرائیه قرار است جلسه کمیسیون تدارک وتفاهم در ماه فبروری 2006 دایر گردد در این فیصله تصمیم گرفته شد. تا در جلسه متذکره اعضای نهضت میهنی کشور ها وعده از هواخواهان نهضت اشتراک نمایند
اجندای ذیل برای جلسه پیشبینی گردیده است:
1- ارائه گزارش مسئولین بخشها وسکرتریت کمیسون از دوران سپری شده وپیشنهادات مشخص برای تحرک بیشتر در امور مربوط به نهضت میهنی؛
2- تصمیم روی فعالیت آینده ویا شیوه مناسبات و روابط نهضت میهنی با نهضت دموکراسی و ترقی افغانستان
3 پیشنهادها ونظرات...................
در زمره این فیصله نامه در کشور های که کمیسون ایجاد شده بود به اعضای آن وظایف مشخص سپرده شده است و در کشور های که کمیسون های نهضت میهنی ایجاد نشده بود تصریح شده:
در آنعده کشور های طرفداران نهضت میهنی زند ه گی مینمایند و کمیسون نهضت میهنی ایجاد نگردیده است به همکاری رفقای ذیل در تدویر جلسات و ایجاد کمیسونها اقداما ت عملی صورت گیرد
-
سویس واطریش رفیق بریالی
-
ایرلیند اسدالله کشتمند
-
روسیه ناروی سویدن دنمارک محمد داوود رزمیار
-
اوکراین نصیر احمد صدیقی
-
بلغاریا رزاق حریف و صفت
-
تاشکند پیگیر و شهکار
-
کانادا فقیر شاه
آمریکا برهان غیاثی
به منظور سرعت بخشیدن در تدویر جلسه، از اجراات خویش سکرتریت کمیسون نهضت میهنی را در جریان قرار دهید.....................
اینجا نب محمد یعقوب هادی از نخستین روز های دریافت این پیام با تعدادی وسیع از رفقا در ایالات وشهر های ونکوور،کلگری، مانتریال، تورنتو، هملتون، کچنر رابطههای سنتی حزبی که ریشه در گذشته حزبی وسیاسی داشت بر قرار نمودم. در مشوره با رفقا که همه با نظر داشت این فیصله که در راس تدابیر آن رفیق فقید محمود بریالی قرار داشت در حلقات رفقا به معرفی رفیق فقیر شاه پرداخته او را بدون بر گذاری کدام انتخابات، مسئول کار حزبی در کمیته کارکانادا قبول کردیم. از همان نخستین روز ها برای من این درک بوجود آمد که رفیق فقیر شاه از اجرای وظایف این مسئولیت برآمده نمیتواند. اما بنا به حسن احترام به نظر رفقا واز جانبی چون این تصور ناکارائی یک برداشت ذهنی بود وباید صورت عینی آن هم دانسته میشد. لذا این تجربه سازی شامل یک پروسه گردید.
از این جهت من محمد یعقوب هادی از شروع نخستین نشست های کاری به منظور ایجاد هسته مرکزی در کانادا تمام مسئولیت های کاری که متوجه رفیق فقیر شاه میگردید با مسئولیت حزبی به انجام رسانیده ام. این اجراات را قسمآ ارسال پیامها ، به مشوره گذاشتن مسایل ضروری با رفقا در شهر های مختلف، ارسال اعلامیه ها، تنظیم موضع گیریها، تکثیر مصوبه ها ، انتقال هدایات وفیصله نامههای مرکزی بطور متداوم کار من را میتواند منعکس بسازد.
زمان بدین سان سپری میشد. فرصت ها ، پیش آمد ها، مشوره ها، نظراتی که منجر به تصمیم تاسیس ن ف د ت ا گردید . رفقا در کانادا هم مجری این خواست شدند و شورای سراسری (ن ف د ا) در کانادا ایجاد گرد ید
http://sukhangah.blogfa.com/post-15.aspx
دید گاه های من این مسایل را احتوا میکرد
http://sukhangah.blogfa.com/post-17.aspx
در نتیجه ایجاد شورا به تقرری رفیق فقیر شاه امتیاز انتخابی بخشیده شد. رفقا فکر میکردند که یک جهش و شوری این انتخاب شان بوجود خواهد آورد. اما متأسفانه که چنین نشد. امتیاز مقام اصحاب کهف در شورای اروپائی بالای این انتخاب برای رفیق فقیر شاه برتری داشت. از این وضعیت رفقا احساس خوب نداشتند. عده از رفقا ازشهرهای مانتریال، کلگری، ونکوور، اجکس و تورنتوی کانادا از این وضعیت به تنگ آمدند و خواستار کار و فعالیت محسوس شدند. در نتیجه به اثراین فشار من محمد یعقوب هادی درخواست جلسه نمایند ه گان را نمودم.
وآن روز فرا رسید
جلسه نمایندگان در منزل رفیق فقیر شاه دایر شد. رفیق فقیر شاه با خوانش نوشته که به گفته خود شان سالها قبل در کشورهندوستان نوشته بودند به صحبت آغاز کرد. رفقا بر آشفته شدند، وازاو خواستند مطابق خواست ها، مطالبات و سوالات شان باید جواب داده شود. مثلاً رفقا میپرسیدند آیا شما میخواهید مبارزه کنید؟ شما ریس شورای سراسری کانادا استید لطفاً دست آورد تانرا بگوئید؟از او خواسته شد که یا فعال شود ویا کنار برودو استعفا بدهد. او در گروگان نام ریاست شورای سراسری مانده بود. نه به خواست ، مطالبات و سؤالات رفقا جواب داشت، ونه به کنار رفتن پاسخ داده میتوانست. با توجه به اینکه رفقا مرا به ریاست شورای سراسری کانادا پیشنهاد کردند. در فکر او درخواست جلسه نمایند ه گان کودتا تلقی شده بود، وبطور خاص گفت که شما دسیسه کردهاید تا مرا از ریاست خارج بسازید. رفقا از این برداشت او بیشتر بر آشفته شدند. من به این بیچاره گی او تأسف خوردم. یگانه استدلال اواین بود که من مسئولین را تعین کردم باید جواب بدهند. البته این استدلال همه مرا هم رفیق مسئول مالی را وهم رفیق مسئول تشکیلات را که ما با هم حضور داشتیم پاسخگو میساخت. من محمد یعقوب هادی اجازه صحبت کردن خواستم. رفقا اجازه دادند خطاب من برای رفیق فقیر شاه این بود:
رفیق فقیر شاه شما جدآ اشتباه میکنید. این جلسه نه کودتا است و نه من تحت این پلان اینجا آمدهام ونه آماده پذیرش برای ریاست شورا استم. پیشنهاد رفقا یک ناگزیری است. شورا در وجودشما یک شورای غیر فعال است. شما در برابر انترنت، اخبار، مطبوعات وامکانات پیشرفته عصر حساسیت دارید. آنچه که امروز سهل ترین وسیله برای انجام کار ها پنداشته میشود. رفقا که میگویند شما معاذیر دید وادید رفتن به آدرس رفقا، دانستن سادهترین امکان مانند ایمیل آدرس، پالتاک، نوشته، موضع گیری ، تحلیل از اوضاع روز در مورد کشور منطقه وجهان دارید. تقاضای رفقای این است که آیا شما با این وسایل کاربردی خود را عادت داده میتوانید؟ از آن استفاده میتوانید بکنید؟ زمینههای فعالیت رابطههای حزبی، سازمانی، سیاسی را تدراک دیده میتوانید یا نه؟ تا آنجا که سؤال مسئولیت مسولین مطرح است. شما میدانید من مسول بخش فرهنگی استم. در حالیکه قسمت اعظم کار های شما را انجام میدهم وبلاگ بخش فرهنگی به گردانند ه گی من جوابگوی این پرسش است .
http://sukhangah.blogfa.com/post-17.aspx
ناگفته نباید گذاشت که مسایل خاص از آرشیف وبلاگ بروز داده نشده است
ادامه صحبت من برای رفیق فقیر شاه چنین بود: من با رفقای ونکوور در بیشترین مسایل فرهنگی همکاری دارم. راه نهضت ارگان نشراتی شورای مرکزی را حمایت قلمی مینمایم. در رابطه به مسایل مالی من مرکز رابط با مسئولین مرکزی استم. در رابطه با مسایل تشکیلاتی با هسته های سازمان در تمام ایالات رابطه حزبی دارم. من در مورد تنظیم اساس نامه ومرام نامه وحتی نام حزب ما از تک، تک رفقا مشوره ها ونظریات شان را بدست آوردم. که اسناد آن نزد من موجود است. دعوت اجلاس پالتاکی را به همکاری رفقای کلگری که شما را هم چنان به نسبت عدم دست رسی تان به انترنت و کمپیوتر در منزل رفیقانه و غربت خود از خانه مفشن تان زحمت دادم. در نشست ها ی فرهنگی که رفقا از نام شورا ها ، سازمانها وبخش های مربوطه شان بر گزار میکنند اشتراک میورزم. که در این زمینه هم یکبار شما را در نشست شعبه فرهنگی شورای اروپای وبه اثر تقاضا های مکرر حضور شما را بعد از 5 ساعت رهنمائی و همکاری در آن نشست تنظیم نمودم. من حلقه وصل شورا با حزب در داخل کشور استم. هدایات مصوبه ها دساتیر را بطور مستقیم از مرکز دریافت میدارم و به آگاهی شما نیز میرسانم، و دها مسایل مربوط به حیات حزبی و سیاسی همه اموری اند که انجام آن از شما توقع برده میشود اما آنرا من به همکاری سایر رفقا انجام میدهم. دید وادید با رفقا، تماس با رفقا ، پذیرای از رفقا ،معرفی رفقا به شما دهها موارد کاری که شما در آن عملاً کدام نقش نداشتید وندارید. و بسر رسیدن آنرا از طریق ایمیل پسر تان برایتان خبر دادهام . تا شما صاحب امتیاز ریاست شورای سراسری کانادا باشید. همین اکنون از رفیق مالی خواهش میکنم که بگوئید قبل از ایجاد شورای سراسری حق العضویت ها را شما به مسوول مالی گزارش داده اید؟ «رفیق مسوول مالی گفتند نه، نه داده است وحتی خودشان بعد از 4 بار مطالبه حق العضویت خود را تصفیه کردند» اینها همه قسمآ مسایلی اند که به نام شورای کانادا از طرف من انجام شده است. درنتیجه برای اینکه نشست بیشتر به تشنج نرود وبا تأکید اینکه برای رفقا گفتم من به پیشنهاد ونظر شما احترام وحرمت میگذارم اما من آماده نیستم در یک فضای متشنج این مسئولیت را به عده بگیرم، به آن نشست خاتمه دادیم. من این گزارشات را به تشکیلات مرکزی در کابل از طریق خود گزارش داده ام.
معیار حزبیت چیست؟
من فکر میکنم که اگر ما به اساس یک سلسله پرنسیب ها عضو حزب استیم که اساسات ساختاری حزب برای ما روشن ساخته و ما میگوییم که به آن متعهد استیم. رفقا ی که فرمان غیر حزبی بودن مرا که عائله بامداد زیر نام فقیر شاه صادر نموده است خوانده اند چه فکر میکنند؟ که این توطئه گران از چه گروهی اند؟ این کودکان ریش سفید چرا به ریش خود ریشخند میزنند.
حالا با نظردداشت این مسایل مختصر که رفیق فقیر شاه فقیر یار را تعریف میکند. آیا رفیق فقیر شاه گفته میتواند که در نشست کدام جلسه به اساس کدام تصمیم ورای من از عضو یت حزب مردم افغانستان اخراج شده ام؟ این درحالی است که من با ور ندارم رفیق فقیر شاه با وجود نا رسائی های ذهنی و فکری که دارد محرر این یادداشت باشد. اما بدا به حال آنانی که این یادداشت را تهیه دیده اند. اینان واقعآ چه گروهی اند؟آنان آنقدر سقوط نموده اند که حتی از بی عزتی و بی آبروئی کسی که با آنان دست توطئه میدهد که همین رفیق فقیر شاه باشد دریغ نمیورزند. به خاطری که بالاخره این کودکان ریش سفید اینرا بایدمیدانستند که اینجا حزب است ، اینجا جلسه است، گزارشدهی است. در کابل مرکز گزارش گیری است. و نهایتآ این بامدادایان خودشان همینقدر عقل باید میداشتند که دهها بار ازطریق ایمیل من محمد یعقوب هادی به حیث عضو فعال ن ف د ت ا پیامها ، اطلاعیه ها و ده ها مطلب حزبی شورای کانادا را به نشر رسانیده اند.
وباز هم نمیدانیم اینان چه گروهی اند؟ من به تمام رفقا اعلان میکنم که رفیق فقیر شاه نمیداند وضعیت در حزب ما از چه قرار است . من از رفیق فقیر شاه سؤال میکنم که شما در این بیشتر ازیازده سال وحد اقل در سالهای تاسیس ن ف د ت ا اگر یکبار هم است که با رفقا در رهبری حزب، در کابل تماس گرفتهاید کیست ، کدام رفیق است ،روی کدام مساله حزبی و سیاسی این تماس صورت گرفته است؟ من از رفیق فقیر شاه میپرسم که شما یک گزارش را برای ما آشکار بسازید که شما از نام شورا از نام سازمان از نام رفقا در کانادا به مراجع مسئول سپرده باشید؟ رفیق فقیر شاه شما در حضور وجدان تان پاسخ بدهید که تا کدام سال شما نمیدانستید ریس حزبی که شما ادعای ریاست شورائی آنرا دارید کیست؟ ووووووو......
اما رفیق فقیر شاه در باب سر شور دادن این پیام که «بلی بنویسید» از کجا الهام گرفته است. او این هدایت را از آقای نور احمد نور وشفیق الله توده ائی در یافت نموده است. آنان تنها چیزی را که مطابق استعداد او (فقیر شاه) در آن پیام توانسته جابجا نمایند همان «شخصی بنام یعقوب هادی» است، که رفقای محررش ظرفیت فکری او را منعکس ساخته اند.
من محمد یعقوب هادی به تمام توطئه گران اعلان میدارم که من عضو حزب مردم افغانستان عضو کمیته اجرائیه شورای سراسری حزب مردم افغانستان در کانادا استم. من امیدوارم که بعد از تدویر پلینوم وتجدید انتخابات دو باره که حتمی است شورای سراسری کانادا تجدید ساختمان وسازمان خواهد یافت و به حیث شورای فعال در وجود بهترین رفقای مجرب ، دانا و توانا برای انجام وظایف کنگره وحدت فعالانه به پیش خواهد رفت
عجالتاً همین
محمد یعقوب هادی