پیرامون گفته های فریداحمد مزدک
پیرامون گفته های فریداحمد مزدک
هرگاه آنانی که امکان استفاده از علم کمپیوتررادارند در صفحات فیس بوک عضو نباشند من یک تن از آنان استم. با آنکه باری کدام نام مستعاربه من نسبت داده شد، که تنها شک وگمانی بیش نبود. اما به بردداشت خودم نا مکمل ماندن مسایل سبب نا رسیدگی این قلم دراین صفحات شده است. تا اکنون که گفتههای یک تن ازشخصیت های رهبری ح د خ ا را در سایت وزین اصالت زیر نام محترم فریداحمد مزدک بخوانش یافتم هنوز به همین باور استم که بحثهای نا تمام پاسخ سر در گمی ها نخواهد بود. لذاعنوان این بحث متأثر از همین حضورنا مکمل در قلمرو بزرگ کمپیوتر و فضای بیکران انترنت است
این جریان که در سایت وزین اصالت انعکاس یافته واز صفحه فیس بوک جریان مطالب درست بشکلی که صورت پذیرفته انعکاس داده شده یک امر تصادفی را نشان میدهد. به این ترتیب حضوراین شخصیت رهبری ح د خ ا به هر حال یک خواست جدی برای روشن شدن بسی از قضایای حزبی ، سیاسی و کشوری ما دانسته شده، خودم نیز به حیث یک تن از فعالین ح د خ ا علاقمندی شدید دارم که برای وضاحت بخشیدن حوادث حزبی سیاسی و کشوری ما رهبران ح د خ ا پرده سکوت و خاموشی را بدرند تا در این مقطع تاریخی، راه باز گشائی مسیر جدید مبارزه حزبی سیاسی سنجیده شده طی شود. لذا با تکرار باید گفت که مساله باز گویی از زبان حلقه رهبری، یک خواست همگانی است. این حضور و سخن گویی یک قضاوت روشن، خوانا وواضح را باید و حتمی ارایه نمائید و موقف گوینده را بطور حتم روشن بسازد. نباید هررفیق بزرگ حزبی ما بخواهد خود را از وسوسه های توجیه پذیر نجات بدهد. به باور من نجابت سخن در ادای نقش بیطرفانه وبی غرضانه نه بلکه در ارایه قضاوت مشخص ومعین است . ما در این شرایط شدیدآ احتیاج چنین قضاوت استیم تا از روی این بازگوئی با یک قضاوت مشترک به سوی فردا گام برداریم.اما این روزنه را نمیدانم چرا در یک محدویت و در عقب صفحات فیس بوکی که حتی ممکن است نام ها فوتو ها و هویتها جعل شود ویا دریک تصور دیگرمیتواند از طرف خود این هویتها این مکاتیبه ها رد شود که گویا از آن شان نیست باید مطرح کرد.مزید بر آن صفحات فیس بوک را برای مهمترین مسایل سرنوشتی ما محل ومحیط بسیار خورد و محدود میدانم
لذا پیشنهاد میکنم که این روزنه در یک امکان مؤثر دیگر بیشتر گشوده شود. مثلاً اگر رفیق مزدک میتوانند در این محیط محدود این راز گشائی را مطرح کنند همانگونه که خود ایشان نوشتهاند، اصطلاحِ که خود شان بکار بردهاند به زبان قلم خود آنراتکرار نمیکنم اما میتوانم افاده آنرا اینطور بیان کنم که خاموشی ایشان و سایر رفقای رهبری اشتباه بوده است. لذا به نظر من رفیق فیاض نجمی که این رابطه را در فیس بوک تنظیم نموده میتوانند این زمینه را در یک جمع آمد حضوری مثلآ یک اتاق پالتاکی تدارک ببینند. در این صورت فضا برای این راز گشائی ها بیشتر باز خواهد شد.
من از جریان گفته های رفیق مزدک این انتباه را گرفتم که سؤال کننده را درعقب مواضع سلیقوی قرار نمیدهند، وایشان وضاحت بخشی روی موضوعات ومسایل حزبی سیاسی ما رااز این به بعد جدی گرفته اند. زیرا که نسل شامل مبارزه کنونی در جستجوی باز یافت های ضروری خود شان استند. از این جهت اگر من اینرا میگویم که رفیق فرید مزدک سیاست رابصورت کل به حیث یک بازی برای بقا و فنای صلاحیت ها در این کوتاه نویسی ها پنداشته اند یقین دارم هر گاه امکان دیگربرای بازگوئی بوجود بیاید این مساله در نظر ایشان قابل توضیح خواهد بود. منظوراینکه گذشته از صورت بازیهای سیاسی انگیزه تعهد به یک اندیشه، که مبارزه سیاسی را الهام میدهد، ویا به عبارت دیگر مساله باور، اندیشه، مبارزه آرمانی را چگونه مورد بحث میتوان قرار داد رفیق مزدک چگونه آنرا قابل توضیح میدانند؟
اگرگفته شود که این پاسخ در یک سلسله واژهها و لغات سیاسی افاده داد شده، پس میخواهم بگویم که نتوانستم به قضاوت رفیق فرید مزدک پی ببرم که ایشان با وجود کشیدن یک خط میان وفاصل در درون سلیقه ها، طرز تفکرها و سیاستهادر دردو مرحله ا ز حاکمیت وابستگان حزب د خ ا حوادث درون حزبی که رفیق فرید مزدک به آن اشاره نموده وبلاخره پیرامون توصیف شخصیت داکتر نجیب الله با واژههای پاک ومستعد این قضاوت شان را مفقود میسازند، اما در یک مورد که «مش سیاسی داکتر نجیب الله درست بود» یک قضاوت را در لفافه مطرح میکنند که گویا مجریان آن مطلوب نبودند معلوم نشد که پس این مش سیاسی تولید فکرچه کسانی بوده وحضور مجریان آن چگونه تأمین شده است. اینرا میخواهم در متن بازیهای سیاسی نه بلکه در محتوای خطوط اندیشه باوری به تشریح گرفته شود.
به این ترتیب این گفته ها ی رفیق مزدک سوالهای زیاد ژورنالیستکی رانیز خلق نموده که چند تای آنرامیتوانم اینطور مطرح کنم .
هرگاه داکتر نجیب الله به گفته رفیق مزدک در هیچ جا هیچ گپی برعلیه رفیق ببرک کارمل نگفته است گذشته از مسایل تبعید، گذشته ازبرخورد های خصمانه در برابر رفقای که نام رفیق ببرک کارمل را به خوبی یاد میکردند. چند و چون صحبت های داکتر نجیب الله بر علیه رفیق ببرک کارمل در مورد بودن ونبودن قوت های نظامی اتحاد شوروی که معلوم بود مذاکرات ژنیو آنرا حتمی ساخته بود چه توجیه دارد؟ و بلاخره تبعید و به زندان کشیدن یاران ایشان؟
سؤالهای دیگراز این قبیل که رفیق مزدک به تنها شدن رفیق ببرک کارمل در بیروی سیاسی اشاره میکند اما همانگونه که تنها شدن داکتر نجیب الله را علت سازی کردند علت این تنها شدن رفیق ببرک کارمل ارایه نشده که چرا تنها مانده بود؟ و با سؤال مشخص اینکه آیا رفیق فرید مزدک هم از این هم کناری بریده بودند؟
دلایل که رفیق مزدک به اطلاع دهنده گفته بود که هیچکس حق ندارد داکتر نجیب الله رااز رفتن به میدان هوایی مانع شود چه بوده است؟ و این در حالی بوده که آماد گی کوچیدن داکتر صاحب نجیب الله را دربهار سال 1991 رفیق مزدک بوضاحت بیان میکنند .
در حالیکه بسیاری از اعضای حزب در صفوف تحلیل آنرا داشتند که شورویها میروند، مساله اینکه هیچ کس ابتدا در بیروی سیاسی نمیدانست شورویهای میروند یا باقی میمانند تا آنگاه که در ضیافت « شاهانه» این مساله از جانب داکتر نجیب الله مطرح شد، ریشه درکدام برخورد ها داشته است ؟
به این ترتیب در حالی که میتوان کنجکاوی های زیادی را انجام داد اما به دلیل فضای بی اعتمادی های جاری آرزو ندارم وبه هیچ دلیل نمیخواهم این کنجکاوی ها تشویش آن را ایجاد کند که حرمت حضور بزرگان حزب مادر جمع آمد های لشکر صفوف از جانب آنان در نظر گرفته نشده و رعایت نمیشود. پس میخواهم اینرا بگویم نه تنها هیچ قصدی وارادهء از این رهگذر وجود دارد که روشن است، بلکه به این باور استم که هویت تمام اعضای ح د خ ا ازحلقه شایسته گان رهبری تا تمام صفوف حزب ما در دل تاریخ بطورشایسته جا دارد. وسپاهیان آرمان خود را حافظ این شایسته گی میدانند. لذا گفتههای این قلم با روحیه شفاف رفیقانه مطرح شده که غل وغشی از آن در تصور ندارم، جز خلق یک قضاوت مشترک برای یگانگی نیرومند سپاهیان آرمان ح د خ ا که پیروز باد................... محمد یعقوب هادی