کمترین سخن از یک سینه سخن


از سر زمین آتش دیده، از دیار بحران زده،از جغرافیائی که سیاست های گونا گون رادر مسیر تاریخ سیاسی آن به آزمون گذشتانده اند،از زادگاه آدم های درد دیده،از زیستگاه انسانهای مصیبت کشیده،از پرورشگاه مردم مقاوم یک سینه سخن امانت دارم. تحویلدهی این امانت را برای دور افتاده گان هم سرنوشت، برای رهروانان هم پیمان، برای متعهدین آرمان بهزیستی انسان محدوده فرهنگ مشترک مان، برای وارثین مبارزه حق خواهی مردم، برای فعالین سیاسی مجموعه های سیاسی ترقی خواه، برای وحدت خواهان هم اندیش درنوشتار های جداگانه در حالی تقدیم خواهم نمود که هر آن در تمام فعالیت های سیاسی وسازمانی بر ضد کج اندیشی ها سیاسی وسازمانی افرادی که نیرو های مترقی را، نیرو های هم اندیش را، وحدت این نیرو ها را ووحدت موسسس را در وجود حزب (واحد) نشانه گرفته اند شریک فعال نیز خواهم بود، و در این عرصه برای افشای نیات نا سالم آنان حتمآ وحتمآ بیدریغ قلم وقدم میزنم. لذا اختیار چنین موضع در قبال آنچه گفته شد، برای مسئولیت پذیری که در یک مجموعه سیاسی به آن متعهد استم میباشد. این مسئولیت پذیری ما را مکلف میسازد همانقدر که برای بهزیستی سرنوشت مردم وکشور خودمان با نیرو های هم اندیش و همسو، هم گوئی و همسوئی انجام میدهیم، همین مسئولیت پذیری به همان مقیاس وظیفه میدهد تا در برابر سیاسیون متقلب که از بنیاد های سیاست و مبارزه، سوء استفاده میکنند باید ایستائی نمائیم، وآنانیراکه با لفاظی های خود غرضانهء ناشی از عقده مندی های فردی هم در نظر از دانشواژه های سیاسی سو استفاده مینمایند وهم در عمل رفتار های اغوا گرانه را پیشه نموده اند افشا بسازیم

بیاد میاوریم از آنگاهی که بنا به عوامل مسلط ، خواستها وآرزومندی های شریفانهء که از نیازمندی های مردم سرچشمه داشت ودارد و تا هنوز رضایت بخش به بار نه نشسته، در محور تفکر یگانگی ویگانه شدن نیرو های هم اندیش، تمام توان فکری وعملی خود را معطوف ساختیم تا باشد آن آرزومندی های نیازی مردم را تحقق ببخشیم و محقق شویم. از آغاز کار ده ها سال وقت، فقط برای همین خواست به مصرف رسید ، وتمام تدابیر سیاسی ما در همین محور انجام شد. بدون شک از کاری که انجام شده هیچ نوع خستگی وجود ندارد. این در حالی است که عدهء توانسته اند در چنین فضا برای شان شغل بیافرینند. لذا از یک سینه سخن، بحث این یادداشت را پیرامون همین مساله به پایان خواهم برد.

و اما یکبار دیگر سخن را از وطن دنبال میکنم. دروطن( همان محدوده بزرگ فرهنگ مشترک) نام و نشان هویت سیاسی ما بخوبی ورد زبان ریس جمهور (حامد کرزی) تا دست فروش جاده و بازار است. ریس جمهور در یک مصاحبه مطبوعاتی بطرف مکروریان با دست اشاره کرده گفت « وزرای خلق وپرچم در همین مکروریان زندگی داشتند» همان محله ایکه اکنون برای یک قوماندان پسته امنیتی زندگی کردن از لحاظ ساده گی آن اپاتمارنها کسر شان دروغین وکاذب آنهاست. این ابلاغ یک توضیح دیگر نیز ایجاب میکند که بگویم آن آپارتمانها در آن زمان فقط مالکیت دولت بود و همان وزرا مانند سایر باشنده گان آن محل برای دولت کرایه ماهوار میپرداختند.

این مساله از آن جهت قابل بازگوئی است که اکنون مردم میدانند خدمتگذاران صادق آنان چه کسانی اند. دیگر آرمانهای متعهدین مجموعه های مردم خواه ومیهن دوست برای مردم روشن است. مردم دانسته اند جنگ تحمیل شده بالای کشور ما یک جنگ دینی ومذهبی نبود،و آرمانهای داد خواهی ما، برای سعادت ورفاهیت مردم ما هیچگاهی در تضاد باور های دینی مردم قرار نداشت. لذا میخواهم بگویم اکت وتکرار تمثیل های متظاهر دینی را که عدهء ظاهر فریبانه، از ظاهر فریبی های آنوقت میراث برده اند ودر قبال این تمثیلها ژست سیاسی بخود میگیرند دیگردرعقب آن پنهان شدن، آنانرا کمک نخواهد کرد. آنان باید بدانند که دیگر شمشیر کشیدن به رخ متعهدین آن آرمانها از روی ژستهای متظاهر سیاست های عوام فریبانه که امروز در طرح های دولت ریس جمهور (حامد کرزی) بار دیگرتصویر آن را میتوانیم بخوبی مشاهده نمائیم، آن اغواگریها دگر نمیتواند کارسازباشد. اگردیروز عده در پناه سیاست های گذرا ومقطعی میان خود ومتعهدین آرمان بزرگ خط فاصل کشیدند. امروز بخوبی معلوم میشود که اهداف مقطعی خود محور، راهبرد درست برای دورنمای یک آرمان بزرگ نمیتواند باشد. در اینباره طرح مذاکره ومفاهمه دولت موجود بخوبی توضیح چنین سیاست هاست. یعنی سیاست پردازی های آن چنانی یا مماثل، تنها بقای قدرتمداری سیاست پردازان کاذب را حفاظت وحمایت مینماید

همزمان با کار وفعالیت خواستهای یگانه شدن نیرو های مردم خواه ، میهن دوست وهم اندیش یک آرمان بزرگ وشریفانه عدهء باز هم به عوام فریبی پرداختند ودر حالیکه به آرمانها تعهد شدهء شان متعهد باقی نماندند شعار وحدت را نه در محتوای هم اندیشی، بلکه در محور سیاستهای ناکام پیشه کردند. یک حلقه نا متجانس تشکیل کردندو آنانیرا که اشتیاق ریس شدن ورهبر شدن را در سر می پروراندند ومی پرورانند در این حلقه جمع نمودند وهر از گاهی برای خود با استفاده از نام وحدت نیرو های مترقی قصیده سرائی میکنند. سوال بوجود میاید که مشکل متعهدین داد خواهی و سعادتخواهی با این حلقه در چیست؟ اولین مشکل واساسی ترین مشکل این است که اینها از هویت سیاسی یک آرمان بزرگ سوءاستفاده میکنند. این در حالی است که درهر نشست (شغلی) این حلقه نا متجانس آرمانهای بزرگی که گاهی خود را در بستر آن قرار میدهند، از طرف آنان پخته پرانک میشود. وباز هم به تکرار بی شرمانه آن هویت سیاسی را بر خود برچسب میزنند. مشکل دیگر این است که این حلقه متظاهرشعار وحدت را به حیث وسیلهء بهم اندازی علیه نیرو های اصلی آرمانهای بزرگ استفاده میکنند. مشکل سوم این است که این گروپ ستون پنجم را در محتوای وحدتخواهی ایجاد کرده اند. افرادی را میشناسم که ازآغاز کار وفعالیت وحدتخواهی در اینجا برای وحدت دست بلند میکردند،ودر آنجا با این حلقه سر تائید شور میدادند. وهنوز هم با این دوگونه گی وحدت را تبلیغ میکنند. سوال این است که وحدت کدام شعار تبلیغی است، ویا یک همخوانی که درقبال وجوهات مشترک داوطلبانه طرح میشود؟

از آنجا که دربُعد فعالیت های حزبی سیاسی، در کنار نیرو ها ی صادق به وحدت، صادق به مبارزه برای بهزیستی مردم وپیشرفت مملکت در نهایت متعهد به احیای یک حزب قانونمند، دارائی برنامه عملی بزرگ وسراسری به عنوان بدیل در همه اوضاع سیاسی کشور متعهد استم، اخیرأ سفر دو ماهه به افغانستان داشتم. برنامه این سفررا فقط ذهنیت سازی حقیقی وبردداشت های حقیقی پیرامون آنچه درخطوط وسطور بالا نگاشتم تشکیل میداد. درک من از حزبیت وسیاست به اساس تعهد اخلاقی که با خود با آرمان خود و عزیزان همراه وهم سفرهم، در مجموعه سیاسی وهم در آرمان مشترک داریم حتی سلامت گوئی های ما حزبی وسیاسی است. با چنین روحیه قابل قبول برای خود روزهای سفر را در دفاتر حزب واحد در دید وادید های رفیقانه حزبی وسیاسی به انجام رسانیدم. هر روز روشن شدن یک چراغ جاده رفتن ورسیدن به نشستگاه کنگره و حدت موسس، کنگره حزب واحد را رفقا نوید میدادند. مسئولیت حزبی و سیاسی من در این سفر آن بود که دیدگاه ها ، طرح ها ، وملاحظات رفقای سازمانی وهم آرمان را به توجه رفقا ومسئولین تشکیلاتی حزب واحد در مرکز برسانم. میخواهم به رفقای که برای من وظیفه سپرده بودند بار دیگر به این وسیله گزارش بدهم دیدگاه ها ، طرح ها ، وملاحظات ایشانرا به حضور رفقای روسای نوبتی حزب واحد معاونین و مسئولین تشکیلات مرکزی در نشستهای جداگانه تقدیم نمودم. در این مدت با بیشترین رفقای که از ولایات سفر حزبی داشتند پیرامون سیاستهای حزب آینده، بحث های کنگره، رفع مشکلات تخنیکی مسایل مربوط به کنگره تبادل نظر رفیقانه داشتیم که برای من آموزنده بود واست. بار دیگر به استقامت استواری وپایداری رفقا که در شرایط دشوار الم مبارزه آرمانهای بزرگ وشریفانه را بر افراشته نگهداشته اند باورم محکم گردید. آنچه بیش از همه درب اطمینان جذب دیدگاه های رفیقانه را باز نگهداشته است فضای آزاد بحث و گفتگو هر از آنگاهی پیرامون سرنوشت مشترک مان بودو است . روزی در تعمیر کرایهء یکی از دفاتر حزبی که دفتر حزبی رفیق شیر محمد بزرگر ریس نوبتی حزب واحد در آن موقعیت دارد در شعبه تشکیلات عدهء از رفقا نشسته بودیم . در لابلای صحبت ها رفیق شیر محمد بزرگر رفقا را مخاطب ساخت که رفقا جهت یک مصاحبه مطبوعاتی پیرامون طرح خروج نیرو های ناتو، مبارزه بر ضد القاعده ، کشتن شدن اسامه بن لادن وموقف طالبان امشب از من در یکی از تلویزیونها دعوت صورت گرفته است شما رفقا چه دیدگاهی در مورد دارید که من به نمایند گی شما میتوانم بگوئیم؟ در این جا مورد نظر من فضای باز رفیقانه به اساس محتوای یکی از موادات اساسناموی پیرامون آزادی بیان وبحث وجذب دیدگاه است. با این پرسش بخاطر آوردم که یک روز قبل رفقا پیرامون اینکه حزب واحد باید در قبال حوادث وواقعات جاری دیدگاه های خود را به جامعه تحویل دهد. واینک رفقا فوری توانستند در آن موقعیت قرار بگیرند. بلی مصاحبه مطبوعاتی انجام شد و صحبت های رفیق شیر محمد بزرگر از میان شخصیت های حضور یافته در محتوای حقیقی ترین وسیاسی ترین تحلیل مورد توجه قرار داشت. همینگونه در تعمیریکه دفتر حزبی رفیق نورالحق علومی قرار دارد در جریان مصاحبتی که روی مسایل حزبی داشتیم ومن قبل از آن از رفیق علومی پرسیده بودم که برای این مصاحبت چقدر وقت خواهیم داشت؟ رفیق علومی گفتند هر قدر که نیاز باشد میتوانید صحبت کنید. تنها یکی از تلویزونها از من مصاحبه میگیرند وفقط همان وقت را برای آنان میدهیم و بعدآ به گفتگوی حزبی خود ادامه میدهیم. اتفاقا بعد از ساعتی رفیق (شرر) احوال داد که مصاحبه گیرنده ها آمده اند. آنان به داخل رهنمائی شدند و مصاحبه رفیق علومی با آنان درموجودیت من انجام شد وبعد یک ونیم ساعت دیگر که ارائه ملاحظات پیرامون مسایل تخنیکی کنگره بود بااطمینان دریافت تدویر کنگره این مصاحبت رفیقانه و حزبی که روحیه اصل رهبری جمعی را برای من پرورش میداد به انجام رسید

آنچه گفته آمدم هر چندی کلمه سازیهای قابل تفسیر را حمل میکند ، اما اتکا به یک آدرسی دارد که ما آنرا با مسمی حزب (واحد) معرفی میکنیم . این آدرس دارای یک اساس تشکل است وتمام قاعده های یک حزب سیاسی را بصورت عینی دارا است. لذاآنچه گفته آمدم تصویر هوا پیما سواری نیست، بلکه دهلیز نگاه ما هم بر احوال فعالین عرصه سیاست در یک مجموعه حزبی وسیاسی از داخل به خارج واز خارج به داخل است، وهم نگاه ما در بازار شغلی سیاسیون انترنتی وپالتاکی است تا افشا بسازیم در بازار کوته والان پالتاکی چه میگذرد ودر شیشه خانه های انترنتی چهره های بی نام وبا نام چه دل مشغولی وجود دارد.

آنچه در خور توجه است که همه این سیاست بازان با شعار وحدت وباهمی خود را رنگ کرده اند. در مورد عده از این سیاست بازان که سابقه شناخت قبلی وجود دارد کسانی اند که تا هنوز خود به هیچ اساسات حزبی عیار نیستند، اما آمده اند گویا احزاب سیاسی را وحدت میدهند. البته که دل مشغولی با احزاب انترنتی روزگار گذرانی بد، وکفتانی بدی برای بیکار گذرانی آنان نیست، که تفت چای و چلم پشت پی سی به حدر نمیرود. عجیب تر از آن اینکه عده مانند تور سفری یک روز از آینجا یک روز از آنجا بنام روسای حزب آورده میشوند این آدمک های بلند پرواز ورهبر فیگور با یک تشریفات در خط تیلفون میایند و پیش خدمت های گویا سیاسی که رنگ بوی یک جلسه حتی از پشت دروازه به سرو روی شان ننشسته هر روز مانند ملا های تبلیغی که از اسرائیل حق زحمت میگرند میخواهند گویا آنان را بنام احزاب وحدت بدهند. اگر این احزاب انترنتی واقعآ حزب باشند به هیچ صورت زیر بارگپ چند تا آدم های غیر حزبی که نه نام ونه نشان کدام حزب را دارند ونه به اساس پرنسیب های اساسناموی کدام حزب عیار استند قرار نمیگیرند. با چنین وضعیت در بهترین حالتش تنها گفته میتوانیم که همان دیگ و همان شلغم.

عده دیگر از این سیاست بازان حلقه مجهول ونامعلوم است که نمیدانم چرا از روشن ساختن نام و نشان خودشان هراس دارند و چرا کوفت کمر را از شقیقه میکشند. رفیق جان مشکلات شما را با رفیق داود رزمیار ویا هر آن عضو دیگر در حزب واحد به پروسه وحدت چه کار و غرض است؟ اینجا یک پروسه پیش روی ما قرار دارد وپرنسیب های حکمی در اختیار ما ست، پس این جنگ زرگری برای چیست؟ من خودم منتقد شیوه های کار عده از رفقا در شورای اورپائی حزب واحد استم. که شاید اگر اسم شما رفقا روشن شود شما نیزشامل آن لست شوید. ولی با وجود این نقد وانتقاد که با یک جمع وسیع یکجا به آن پرداخته ایم ومیپردازیم هیچگاهی مانعی در راه وحدت وپروسه یگانه شدن ایجاد نکرده ایم. با بسیار صراحت وشفافیت با نام ونشان خود ما به نقد پرداخته ایم واستدلال ما را پیگیری نموده ایم. تصورات واهی که شما در مورد شخصیت های حزب واحد برای کاندید شدن وکاندید بودن ریس حزب ارایه نموده اید تخیلاتی برای بلنداژ خود ساخته ای خودتان جهت مقابله شخصی تان برای خود اعمار نموده اید. من بصورت همه جانبه میدانم که این نام های حروفی خَلق وخُلق چند قلم وچند دیوان نیست. لذا خواهشمندیم دست آورد ضرورتمندانه وحدتخواهان را مورد سوال قرار ندهید. هر چند که با تمام توان تعقل باور داریم وبه شما اطمینان میدهیم هیچ امکانی قادر نیست که این پروسه رامتوقف بسازد. لذا شما نخواهید در این پروسه درد سر اضافی را خلق کنید. و سخن فهما تر دیگر اینکه من تازه از مرکز آمده ام وبا تمام برخورد ها در مرکز از نزدیک وحضوری آگاه و آشنا استم وبا تمام باور به همه آنانیکه این برخورد های شما را در کلمات به خوانش گرفته اند میرسانم که این یادداشت ها به هیچ امکان وصورت مرکزی نیست. لذا در حالیکه این نوع برخورد را شیوه نقد نمیدانیم از شما توقع و تقاضا بازگیری این آنرا مینمائیم. در اینمورد قبلآ وقلبا از شما سپاس گذار استیم

به ادامه این شیوه ها آنچه برای نویسنده قابل مکث بیشتر است برخورد ستون پنجم در میان پروسه وحدت حزب (واحد) است. نویسنده با شیوه امتیاز خواهی خاص این ستون از قبل آشنائی دارم. همانطوریکه در بالا نگاشتم آنان با رفتار خرچنگی همیشه تلاش کرده اند رشتهء قضاوت مشترک را در ذهنیت ها به انحراف بکشانند .

میگویند دو تنی در اثر جنگ ودعوا گپ شان به قاضی کشید. اولین تن برائت خود وملامت مقابل را به بیان آورد قاضی گفت: راست میگوئید. دومین تن نیز به ملامت مقابل پرداخت وبه برائت خود استدلال نمود. قاضی باز هم گفت: راست میگوئید. شخصی ناظری که انجا حضور داشت روی به قاضی کرد وگفت : قاضی صاحب! با استدلال هر دو تن هر دو را برائت دادید پس گنهکار کیست؟ قاضی گفت: راست میگوئید.

درست مثل نتیجه گیری این حکایت همین ستون پنجم وحدت مانند همان قاضی بی قضاوت همیشه کوشیده اند که رشته قضاوت را مفقود بسازند.اما خوشبختانه که قضاوت در ذهن ناظرین مفقود نمیتواند باشد لذا وحدتخواهان به این نتیجه رسیده اند هرگاه از این شیوه ها بازگیری نشود بزودی جبهه وسیعی در برابر این بی قضاوتی ها با تمام قوت درامکانات متفاوت جهت منتفی ساختن این برخورد های منفی ومخرب ایجاد نمایند وبا استناد کامل ماهیت این برخورد ها را افشا بسازند ....... محمد یعقوب هادی