آرزومندی های مردم وآرمانهای ترقی خواهی وجوه مشترک مردم وترقی خواهان است

دسته ها ی که در طی هشت سال بعد از فیصلهء بن با شعارساختن جامعهء مدرن ومدنی در حکومت صادره شامل بودند و استند نشان دادند که همه چهره ها و دسته های متقلب بودند واستند

گروپ های شریک حکومت صادرهء بن در مخالفت با ترقی در گذشته مفاهیم اصلی وحقیقی ترقی را مورد سوء تعبیر قرار دادند. وزمینه های جنگ ، خون ریزی، ویرانی، آواره گی را با بهانه ها ومکر های گونا گون فراهم آوردند. زیر ساخت های بوده وپلان شدهء اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی وسیاسی کشوررا که از دروه حکومت قانون ( در دهه هشتادعیسوی ) باقی مانده بود کاملأ از بین بردند. این گروپ ها وقتی صاحب قدرت شدند تمام دورهء قدرتمداری شانرا در جنگ های میان گروهی گذشتاندند. مفسدات ، وگناهان آنان بیشمار است. هر بار که بشماریم به اصطلاح مردم ازیک کلک هزاران صدا در می آید. و هیچ شخص با وجدان نمیتواند از آن انکار نمائید

چون دسته های متقلب روحیه وسرشت ترقی خواهی ندارند که به تطبیق ارزشهای مترقی بخاطر بهزیستی مردم دل بسته کنند ولذا بخاطر منافع واغراض شخصی شان با سازشها وپزیرش منفعت های بلا قید وشرط دستگاه های تنظیم کننده پالیسی ساز خارجی در شرایط کنونی افغانستان، برای راه یافتن به مجاری قدرت روی نموده و مینمایند. در اینحال برای یگانه کامیابیء که تاسف باید نمود همین است که گفته شود این دسته ها متاسفانه در این اهداف شان تا اکنون کامیاب بوده اند. این دسته ها وگروپ ها که تا حال از راه های نا مشروع به توانمندی کامل اقتصادی رسیدند ومردم را در ناتوانی کامل اقتصادی با ضریب عالمی از بدختی ها مبتلا ساختند باز هم با چال ها ونیرنگ ها میخواهند زیر نام انتخابات به قدرت برسند. پر واضح است اگر برنده شدند و به مسند قدرت باقی ماندند به وظایف دلخواه شان ادامه میدهند. ودرغیر آن برای حکومت آینده مشکلاتی را بجا گذاشته اند که حکومت آینده اگر حکومت مردم دوست ووطنخواه باشد به درستی،آسانی وزود نتواند از زیر بار آن کمر راست نمائید.


حالا که درنتیجهء پیامد های اعمال گروپ ها ودسته های نامردمی در وضعیت و حالت حاضر قرار داریم مردم اول چه میخواهند؟مردم در شرایط کنونی اول امنیت ومصونیت میخواهند . ولذا امنیت ومصونیت را کسانی که به اساس تعلقات مذهبی ، قومی ، زبانی وسمتی، دسته های شبح سیاسی دارند، و در مجموعهء دولت جای اختیار نموده اند، نمیتوانند تامین نمایند. چونکه نمیخواهند تامین شود. دسته های شبح سیاسی درحقیقت ریزرف های جنگی اند. زمانیکه هر آنچه به مزاق سران این دسته ها برابر نباشد با توصل به توطعه ودسیسه صلح وثبات را برهم میزنند. اگر چه در شرایط امروز این امکان نسبت به گذشته در دست این گروپ ها ضعیف است چون که مردم این گروپ ها ودسته ها را از حرف در عمل آزمایش نموده اند، ولی از آنجا که جهت دادن باور ها وروحیه وروان مردم به دلخواه دسیه کاران وتوطعه سازان ماهیت دسیسه وتوطعه است که سران این گروپ ها ودسته ها مکر وهنر آنرا با مهارت یاد دارند، از این خاطر مردم را از بیشه های پلنگ خفته آگاه باید ساخت که دیگر شکار آن نشوند.


اعمال آنانیکه شعار استقلال سر میدادند واکنون که به گردهء مردم تحمیل شده اند نه تنها مفهوم استقلال و مفاهیم سایر مقوله ها چون صلح، دموکراسی ، آزادی ، عدالت اجتماعی و ترقی را که سرنوشت مردم با آن بستگی دارد بر با د داده اند. تناقضات در گفتار وکردار آنان از زمین تا آسمان است ودر سخن سیاسی ابعاد بسیار وسیع دارد لیکن با یک نظر اجمالی به عملکرد حاکمان سرنوشت مردم وکشور در همین زمان تصدی ریس جمهور حامد کرزی پیرامون این مقوله ها آنچه فورأ ملموس ومحسوس میشود اینکه با حفظ چگونگی آمدن قواه نظامی کشور های متعرض جهان ، تعین وتقرر دست باز اجنبی ها با اشکال ساختگی سیاسی، جاگزینی فرهنگ بیگانه با جلوه های عوام فریبانه، باور ها، عقاید وذهنیت های پاک وبی آلایش مردم را مورد سوء استفاده قرار دادن وآنان را در جهت بهره برداری ها ی غرضمندانه به نفع بقای سلطه زور گویان وزر داران ستمگر با سرکوب کردن دگر اندیشی استفاده بردن، بر تری جوئی ، تفوق طلبی ، بیشتر خواهی ، تعصبات ، تمامیت خواهی، کشور را به بازار مصرفی کشانیدن ، حفظ کردن سود وسلم گروه های زر اندوز، یغما بردن دست مزد مردم با طلسم زرق برق بازار های هموار شدهء کمائی گران مفتخوار، جا سازی بازار های غیر ضروری، تعویض زیر ساخت های صنعتی وزراعتی به مارکیت های تجارتی، جلوگیری از خود کفائی کشور در تمام عرصه ها وصدها پدیده های مضرو منفی بیشتر از این، بیانگر ارادهء وعمل گروه های مشمول حکومت تحمیل شده بالای مردم افغانستان است که هم به اصطلاح طاقت مردم را تاق ساخته است و هم اینها خود سد راه پیشرفت بسوی ترقی وتعالی کشور شده اند


در شرایط نظامی سیاسی موجود تصورات مسلط این است که دو جانب قضیه وجود دارد دولت صادرهء بن ومخالفین دولت صادرهء بن، یعنی تروریستان القاعده بنام طالبان وگلبدین ( هرچند گلبدین حکمتیار کمتر رکلام میگردد) جوانب قضیه افغانستان خوانده میشوند . به نظر این قلم بلی هر دوطرف ازحیث جنگ ونا امنی جوانب قضیه افغانستان اند. واگر از این دو طرف هریک طرف به خواست های طرف دیگر متعهد شود فکر نمیشود در تعین سرنوشت آتیه مردم به عنوان یک جامعه انسانی که مستحق حقوق زندگی اند اینها اثر مثبت داشته باشند. این یک خیال باطل است که دو جنایت کار وقتی یکجا شوند از آنها خدمتگار بوجود میائید. در بارهء این دو طرف مردم نه در اقدامات جانب دولت کدام اثرمردم دوستانه را دیده اند ونه در خواست های مخالفین مسلح دولت کدام امید ی برای بهزیستی مردم دیده اند. بلی دگرگونی وضعیت در یک صورت ممکن است که طالب گلبدین ، طالب گلبدین نباشد و این دولت، دولت موجود نباشد. در غیرصورت آن دیگ واین کاسه همین غذا را خواهد داشت که به مردم تهیه دیده شده است وبس.

همانطوریکه گفتیم هر دو طرف قضیهء ناامنی یکی است. بلی جانب دولت ومخالفین دولت هر دو اهداف مشترک دارند. مشکل آنان این است که سر تقسیم باهم جنگ دارند ودراین میان مردم افغانستان است که برباد میشود. آنانیکه با دولت می جنگند همه شان در سیستم دولت نماینده دارند وعلنأ از مواضع آنهایکه راکت میزنند ، سر میبرند، انتحار میکنند ، انفلاق میدهند، حمله مسلحانه میکنند، وافراد را اختطاف میکنند دفاع میکنند. این دگر کار وشغل مشترک شان است. از جمله نماینده گان آنان در دولت میشود بطور نمونه از مولوی متوکل، ملا ضعیف نماینده گان طالبان، ارغندیوال نماینده حکمتیار، حاجی دین محمد والی کابل نماینده مولوی خالص که جهاد را علیه همین حکومت اعلان کرد، آقای تنویر معاون وزارت فرهنگ نماینده دریشی پوش حکمتیار، آقای خرم وزیر فرهنگ؟ نمایندهء حکمتیار وامثالهم..... نام برد

جنایت به هر شکل آن جنایت است . دیروز هدف ازراکت باران شهر ها وکشتار مردم بی گناه از طرف مخالفین دولت وقت بنام ملحد این بود که تا مردم را بیجا ساخته، وسیله تبلیغ وبهره گیری برای خود را مساعد بسازند . مردم شایعات مبنی بر کافر بودن آنانیکه در قلمرو دولت قانونی افغانستان زندگی داشتند از طرف مخالفان دولت بیاد دارند. اکنون که بخشی از آن شایع پردازان به قدرت حاکمه رسیده اند، چهل کشور ملحد وغارت گر که لقمه نان مردم را هم از دست شان گرفت، دوستان این بخش به قدرت رسیده استند، از این طرف اینها اند که به خاطر گسترش اهداف جوامع سرمایه سالار، مردم را به کام مرگ وبدبختی وپریشانی فقر وبیچاره گی وبی روزگاری سپرده اند. زندگی، صحت، تعلیم، تحصیل، کار ،آزادی مردم را تمامأ به حراج گذاشته وفروخته اند. در طی هشت سال به خاطر تعمیر ویا ایجاد هیچ یک موسسهء عام المنفعه تخریب کردهء خودشان وهیچ نوع موسسه عام المنفعه جدید یک خشت بالای خشت گذاشته نشده است. این بخش به قدرت رسیده ها آنانیراکه به استحقاق شراکت شان نرسیده اند دشمنان خاک ومردم میداند.

از آن طرف آن بخشی که در شراکت به استحقاق خود نرسیده است به جنگ وستیز بر علیه حکومت شریکان میپردازند انفلاقات وانتحارات را سازمان میدهند. شرکای علنی دیروز ومخفی امروز بنام مخالفین زیر نام حضور قواه بیگانه ، بیگانهء ایکه آنها را نیز تمویل وتجهیز هم میکند بنام مسلمان ناب با قیافیه های مدهش آدم میکشند، آشوب خلق میکنند وبرای جهل مطلق خلاف تمام موازین واساسات اسلامی از نام اسلام عزیز سوء استفاده میکنند.

این دیگر کاملأ روشن است آنانیکه موسسات تعلیمی، تحصیلی را ویران میکنند دلیلش این است که اگر مردم صاحب تعلیم وتحصیل شد چهره حقیقی آنانرا تشخیص میتوانند، آنوقت چهره های صدر واخفا شده نمیتوانند از باور های مردم سوء استفاده نمایند. در بارهء گروه های مخالفین دولت موجود با ید گفت که هر چند آنان هم دورهء آزمایش شانرا سپری نموده اند.

مردم افغانستان شاهد اند که اینها مجموعأ آنچه را که خراب کرده توانستند خراب کردند وآنچه باقی مانده بود چه از موضع حاکمیت وچه از موضع مخالفت با حاکمیت شکستند ، ریختند ، ویرا ن کردند و فروختند اما اینکه مردم هم حقوقی دارند یا خیر؟ حقوق انانرا کیها تامین نماید؟ به این گروه ها ودسته ها ارتباط ندارد. زیرا که آنچه میخواستند به آن رسیده اند. پول، دارائی، ثروت وقدرت زیستگاه در مجلل ترین مناطق کشور های خارج را هردو تای شان نصیب خود ساخته اند. تعریف هویت شناسی آنان در گذشته از طرف نیرو های مترقی اگر اعتبار نداشت خوب شد که علمای دین آنانکه هزاران مسلمان هر روز در عقب این علما به نماز اقتدا میکنند زمینه یافتند تا تعریف هویت آنانرا بنام اشرار وتروریست شرعی بسازند


از آنجاکه نیرو های مترقی در یک دوره تاریخی در مقابل چشم مردم وهمین نسل موجود ازآزمایش گذشته اند. لذامردم هم از نیرو های مترقی وهم از آرمانهای مترقی شناخت وتعریف دقیق دارند. این در حالی است که بعد از حاشیه راندن نیرو های مترقی از طرف حکام فرمانبردار ستمگران منطقوی وجهانی ، مردم آرزومندی تحقق خواست های مترقی را طی سالهاست به سر می پرورانند

با نظرداشت چنین حالت و ضرورت حضور فعال نیرو های مترقی در وضعیت سیاسی کشور ن ف د ت ا به اساس نیازمندی مردم، شرکت خود را در انتخابات پیش بینی شده اعلام نمود. بعد از انکه نهضت فراگیر دموکراسی ترقی افغانستان نامزد انتخاباتی خود را محترم داکتر( حبیب منگل) برای انتخابات ریاست جمهوری سال 1388معرفی نمود. دربولیتن وکار زار انتخاباتی واژه ترقی کاربرد پیدا کرد و به عنوان نیرو های ترقی خواه یک صف برازنده مشخص ومعین گردید. متداول شدن کلمهء ترقی و مشخص شدن نیرو های ترقی خواه در کار زار انتخاباتی یک گام موفقیت آمیز به تمام مبارزین راه سعادت انسان است . مبارزین راه سعادت انسان آن نیرو های مردم خواه ووطندوست اند که مردم از روی اعمال شایستهء گذشته وحال آن نیرو ها میتوانند به آنان اعتماد نمایند. در حقیقت حالت دشوار کنونی سرنوشت مردم بصورت قطع یک فرا خوان برای این نیرو ها است، که از میان این نیرو ها ن ف د ت ا در آن صف مشخص ومعین فعالانه گام گذاشته است . انتظاربسیار جدی وجود دارد که یاران وراهیان سفر مشترک بسوی سعادت وبهزیستی مردم افغانستان به فراخوان مردم پاسخ خواهند داد ودر صف واحد با استواری همگام میشوند. این در حالیست که حضور نیرو های مترقی اگر ازیک جهت بعد ازیک مدت به حاشیه راندن این نیروها خوش بینی به فضای تصنعیء باز نگهداشته شدهء نسبی حاضراست از جهت دیگر آرزو مندی مردم قدرت شناوری این نیرو ها را در متن وبطن حوادث سرعت و قوت بخشیده است. ولذا هیچ یک از نیرو های مترقی باید فکر نکنند شنا در میان حوادث موجود برای آنان هویت زدائی خواهد بود.


امروز که یک انتخاب سرنوشت ساز در برابر مردم قرار داردمردم با توکل به خدا به توان وقدرت خود باید امید نمایند و به سخن معروف خوب بسنجند و دقیق عمل کنند

کسانی درقبال تطبیق ارزش های مترقی قوانین جاری کشور قرار دارند که خودهیچ اعتقاد وباوری به آن ارزش ها ندارند

این سخن هم جانبه محترم داکتر( حبیب منگل ) نامزد ترقی خواهان در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در سال1388 طی مصاحبه تلویزیونی با تلویزیون آریانا است ، که توضیح مکمل تناقضات حاد سیاسی در وجود دولت حاضر را با کلی ترین مفهوم بیان میکند. این یک حقیقت است که همه نیرو های شامل در وضعیت سیاسی افغانستان به آن موافقت دارند. محترم داکتر( حبیب منگل ) در همین مصاحبه روشن وبه صراحت بیان میدارد که تنها ترقی خواهان ونیرو ی های مردمی استند که میتوانند ارزشهای مترقی قوانین را تحقق ببخشند..


جریان زندگی نشان داد آرمانهای مترقی با آرزو های مردم توافق داشته و به خیر وثواب مردم بودو است . توافق آرزوی های مردم وترقی خواهان وجوه مشترک است . مردم و ترقی خواهان بعد از اولیت تامین صلح با ثبات توام استقلال ، آزادی ، دموکراسی، عدالت اجتماعی ، ترقی و پیشرفت میخواهند.این مقوله مولفه های هویت شناختی ترقی خواهان است که از آرزوی مردم برای بهزیستی مردم منشه میگیرد ونشات میکند

این حقیقت وقتی بیشتر روشن میگردد که آرزوی مردم را با مفاهیم ترقی خواهی تطبیق نمائیم ومیان نیرو ها اصل تفکیک وتشخیص را از روی اعمال شان به میدان بیاوریم آنوقت معلوم میشود که به راستی ترقی خواهی یک آرمان پاک وشریفانه است ، بلی این آرمان را تنها ترقی خواهان میتوانند تحقق ببخشند وبس .پیروز باد آرمانها و آرزومندی های مردم شریف افغانستان

محمد یعقوب هادی